Profile cover photo
Profile photo
Alireza Fallah
16 followers -
سجاده نشین با وقاری بودم / بازیچه کودکان کویم کردی
سجاده نشین با وقاری بودم / بازیچه کودکان کویم کردی

16 followers
About
Posts

Post is pinned.
ارتباط در اینجا ، به معنی پذیرش دیدگاه نیست . صرفا جهت اطلاع از آرا و باورهاست .
Add a comment...

Post has attachment

من خیلی فوتبالی نیستم ، اما متن زیر ، از آقای « مهدی یزدانی خرم » - که این بزرگوار را اصلا نمی شناسنم - بعداز پیروزی تیم ملی فوتبال ، مقابل مراکش ، اونقدر زیبا و تاثیرگذار بود که نتوانستم از بازنشر آن خوداری کنم ؛

نمادین‌ترین صحنه‌ی امروز رد پای بازیکن مراکش بود روی تن امید ابراهیمی؛ زخمی که انگار روی تن تمام‌مان هست‌. افسانه‌ها همین‌طور ساخته می‌شوند. روزهای سخت ایران، سیاست‌مداران پرماجرا، تنهایی در جهان. تیمی که کمپانی نایک کفش‌هایش را از آن دریغ کرد. روح خسته از این روزگار و انگار ما به این جنگ‌جوها نیاز داشتیم. به وحید امیری و نفس تمام‌نشدنی‌اش؛ به بیراوند و شیرجه‌های نابش. به پورعلی‌گنجی و اقتدارش، به روزبه چشمی که توپ از او رد نشد. به جهان بخش که یک‌تنه به قلب تیم حریف می‌زد و...

انگار غم وطن، غم روزگار را با جنگ‌جوهایی که بسیاری امید چندانی به آن‌ها نداشتیم برای لحظاتی فراموش کنیم. ما به قصه‌ها نیاز داریم؛ ما به جان نیاز داریم، به خنده و حرکت. ما تنها نیستیم. با اشک‌های‌مان هم را در آغوش می‌گیریم. ایران تنها نیست. فوتبال یک ورزش نیست، یک محاسبه و حساب‌گری ریاضی نیست. فوتبال می‌تواند زخم‌ها را آشکار کند. می‌تواند حوالی‌ هم فریاد کشید و فکر کرد و وجود داشت. همان که بورخس را بعد نابینا شدنش باز مفتون می‌کرد، همان که پاموک را وا می‌دارد اذعان کند شکست‌های تیم ترکیه چه‌ طور جهان را برایش رقم می‌زند.

امروز در شرایطی تیم ایران یک مسابقه‌ی فوتبال بسیار مهم را برد که انگار ارواحی در زمین حضور داشتند؛ ارواح مردان و زنانی که نگران این کشور هستند، نگران مردمی که غم‌ کم‌ ندارند. من چهره‌های تمام این پسران را به‌ خاطر خواهم سپرد. چهره‌هایی که واقعا جنگیدند. جنگیدن همه چیز است در زمین فوتبال و آن‌ها برای جنگیدن شأن پاداش گرفتند. پاداش دادند. برای هزارمین بار جمله‌ی بیل شنکلی کبیر را بخوانید: «فوتبال مساله‌ی بین مرگ و زندگی نیست؛ امری‌ست فراتر از آن.» حالا که این شور در این شب تعطیل آرام شود و دوباره به یاد آوریم لحظاتش را حس می‌کنیم همه‌ی ما در عین تفرد به هم پیوند خورده‌ایم. پیوندی که هیچ بیلبورد احمقانه، سرود فرمایشی یا اراجیفِ تبلیغاتی تلویزیون نمی‌تواند رگ و پی‌اش را نابود کند و کسی یا تکه‌ای از ما را حذف کند.

تیم فوتبال ایران نفس ما را چاق کرد. چه کسی می‌تواند منکر این باشد که چه قدر ما قصه‌های باشکوه کم داشته‌ایم در این سال‌ها و مدام در حالِ مرور ناکامی‌های‌مان بوده‌ایم؟ این برد مال تمام زخم‌خوردگان است، نه هیچ مدیر موج‌سواری، نه هیچ کت و شلوارپوش کم‌دانشی، نه هیچ یقه‌درِ خیابان‌گردی. ما قصه‌ای را تماشا کردیم که کمی نور تاباند بر جان‌مان، بر روح‌مان. ما تنها نیستیم حالا. زخم پهلوی امید ابراهیمی خلاصه‌ی ماجراست. ما همیشه به جهان باز می‌گردیم.

رازهای نگفته ؛ http://drarf.ir/post/56
Photo
Add a comment...

Post has attachment
ماشاالله غیرت !
Photo
Add a comment...

آقای روحانی درجات نظامی فقط سرباز وسرهنگ نیست !
خیلی دوست نداشتم در نقد اشخاص بخصوص رییس جمهور کشور مطلب بنویسم ولی بعضی از کارهای آن یکی ، ( احمدی نژاد ) واین یکی ، (روحانی ) باعث شد که به هر حال از واژه اجتناب ناپذیر استفاده کنم . اگر چه به این واژه اعتقاد ندارم !
 من می دانم آقای روحانی سرهنگ نیست ! هم خودش فرمود ،  با تاکید البته وهم بالاخره مختصر سویی در چشمان بنده هست که روحانی بودنشان را تشخیص بدهم و هیچ وقت هم در مدرک حقوق دانی ایشان تشکیک نکرده ام!
این ها را به این دلیل عرض کردم که آقای روحانی اگر سرهنگ نیست ولی بواسطه حضور خوب و موثر در جنگ تحمیلی و فرماندهی بخشی از جنگ و بواسطه سمت در دشواری امنیتی ملی و مواردی از این دست ، قطعا به درجات نظامی و سلسله مراتب آن واقف هستند و می دانند که درجه بندی در نظام ، فقط سربازی و سرهنگی نیست و در این بین درجاتی مثل گروهبانی ، سرگردی ، سروانی هم وجود دارد . تازه بعد از سرهنگ ، ما به چند درجه دیگر هم می رسیم .
 آقای احمدی نژاد تا توانست ، وزرا  و کاردارانش را  از میان سرباز ها و بعضا سرباز صفر انتخاب کرد . البته به این موضوع اذعان و بعضا نیز افتخار می کرد !
هر چه سربازصفر بود ، شدند مسئولین رده بالا ی کشور و استان و ارادت و نهادها و ...
شد آنچه که نباید بشود!
حالا آقای روحانی آمد عکس ایشان عمل کرد . تا توانست  وزرا و مسولین را از میان سرهنگ ها و حتی بالاتر از آن برگزید و کار به جایی رسید که یکی از این ارتشبدهای ایشان ، حین سخنرانی بعضا یادش می رود چی داشته می گفته ، و گاهی در جلسات چرت می زند !
امان از این افراط و تفریط ما ایرانی ها ! یا از این ور بام می افتیم یا از آن ور بام .
به هر حال افتادن حق طبیعی ماست حالا چه این ور، چه آن ور... 

رازهای نگفته / http://drarf.ir/post/344
Add a comment...

اتاق فکر برای انتشار ویروس
ویروسی برای آلوده کردن زیبایی حزن انگیز عزاداری ها
44سال از خداوند بزرگ نعمت زندگی گرفتم و در تمامی این سالها در مراسم محرم جایی سعادت حضور نداشتم الاحضور در مراسم روستای خودمان افراتخت...
مستند " روایت یک شمع " را بر اساس این مراسم ساختم و عکس ها و شرح این مراسم هم در این وب نوشت کار شده است . ( http://drarf.ir/post/93)
مقدمه از آن جهت است که مراسم بی پیرایه و خالصانه این منطقه و روستای ما امروز دچار عارضه و آفت بزرگی شده است .انگار ویروسی آمده باشد !
برای اولین بار یکی از این هیئت ها علم بزرگی را روی سه چرخ حرکت داد و به روستای ما آورد! من البته شنیده بودم که در ساری وآمل حتی مسابقه علم کشی راه افتاده است !
ندیدم . عرض کردم که جایی تا کنون نرفتم . فقط شنیدم و با این شنیدن دلم لرزید! 
آلوده می شود. آلوده می شود این مراسم زیبا و حزن انگیز . رنگ می بازد این شور عزاداری در مرور زمان.
وقتی توجه به قمه وقیمه شود . قیام فراموش می شود. این جمله را جایی خواندم واضافه کردم ،
توجه که به علم شود علم حاصل از تفکر در عاشورا از بین می رود .
هر جه فکر کردم نتوانستم متوجه شدم که این یعنی چه ؟
تو برای امام حسین (ع) و گریه بر مصائب او وبیش از آن تفکر در اصل واقعه عاشورا ویافتن سر منشا آن و گرفتن درس عبرت از عاشورا که هر روز می تواند عاشورا باشد و هر کجا که باشد آنجا می تواند کربلا باشد ، آن وقت برای این هدیه خداوندی ، که عاشورا هدیه خداونداست برای مردم ، آنهایی که درک کنند پیام عاشورا را ،  که این کم از پیام رسالت نیست که حالا برای این هدیه ارزشمند الهی تو بیایی یک تکه آهن 10 الی 15 متری را برداری ، آذین کنی 4تا جوان قلدر با لباس خاص آنرا یدک بکشند و بگردانند ، دور بدهند ، بعد بگذاری روی سه چرخ و حرکت بدهی ، کل جاده را مسدود کنی و ...
که مثلا داری عزاداری می کنی؟ اصلا این آهن پاره مزین به انواع و اقسام اشکال بعضا حیوانی نشانه چیست ؟ نماد چیست؟ کجای کربلا چنین بتی را حرکت می دادند ؟ کجای تاریخ این ثبت شده است ؟ در کدام منبع شیعه اثری از این نماد آلوده وجود دارد ؟ کدام مرجع تقلید شریف حکم به حرکت دادن این آلت وهن آلوده داده است؟
من هر چه بررسی کردم نتوانستم نشان کوچکی از این آهن پاره و ارتباط آن با کربلا و واقعه عظیم عاشورا پیدا کنم . اگر بعضی از فرق اهل سنت بیش از همه فرقه ضاله وهابیت با ایجاد گروه های تکفیری دارد چهره رحمانی اسلام را خدشه دار می سازد ، آیا شما که علم را بت میدان کردی ، فکر نمی کنی که داری چهره زیبای مذهب شیعه ، این شریف ترین مذهب مترقی اسلام و بلکه تمامی ادیان را کدر می سازی!؟
اگر در هرچه تشکیک شود ، در این نمی شود شک کرد که به خداوندی خدا که قسم جلاله است ، دست هایی پنهان و آشکا ر در کار است که محرم و عاشورا را از شیعه بگیرند.
من بدون شک و با یقین می گویم که اتاق های فکری وجود دارد در آن سوی مرزهای این سرزمین حسینی که آرام آرام در این مراسم ویروس هایی را می فرستند برای آلوده کردن و از بین بردن .
حتما به یاد دارند خیلی ها که طبل و سنج و شیپور و گروه موسیقی و حتی ارگ به مراسم وهیئت ها باز شده بود ! دیر یا زود چنان این بتها و تفکرات خرافی بزرگ شود و توجه به آن جدی شود که اصل عاشورا و پیام آن به حاشیه برود!
خدا نکند و آن روز ما زنده نباشیم .من نگران این ویروس آلوده هستم که وارد منطقه ما شده است./ 420

رازهای نگفته / http://drarf.ir/post/343
Add a comment...

تو عطر و نوای هر مجلسی
مراسم سالگرد درگذشت مادر یکی از دوستان هستم . توی مسجد.
مداح و روضه خوان هر کاری کردند نتوانستند از مردم گریه بگیرند . زدند به کربلا
اشک مثل باران جاری شد ...

رازهای نگفته /  http://drarf.ir/post/342
Add a comment...

در ستایش مردی که رفت
مهندس سید عزت الله ضرغامی ، سکان هدایت سازمان بزرگ صداوسیما را به دکتر محمد سرفراز سپرد.
خبر خیلی تازه نبود . خیلی ها در گمانه زنی های خود به آقای سرافراز رسیده بودند وبیشتر منتظر شنیدن این خبر بودند تا ...
آنوقت شوخی های معمول ما ایرانی ها بر بستر پیامک و این روزها شبکه های مجازی آغاز شد. الته ما ایرانی ها استاد این شیوه شوخی آنهم در چنین شرایطی هستیم !
عزت زیاد و سرافراز باشید ، دیگر عادی شده بود و حتی خود این دو بزرگوارنیز در مراسم تودیع و معارفه از این جملات استفاده کردند و دیگر سخنرانان نیز هم ...
در اینکه عزت الله ضرغامی در مدیریت 10 ساله خود موفق بوده یا نه ، عملکردش مورد رضایت بوده یا نه ، مورد بحث من نیست و از آنجایی که از پرسنل این سازمان هستم و چند سالی هم در بخشی از این سازمان در مرکز مازندران ، مدیریت کردم ، و در یک مقیاس بزرگتر می دانم که مدیریت بر چنین سازمان بزرگی یعنی چه و چه دشواری ها و سختی های طاقت فرسایی دارد که از دید عام پنهان ماند ه است ، اما یک شاخصه مثبت ، عالی و خوب در کنار سایر مشخصات و محسنات مهندس ضرغامی دیدم که برایم فوق العاده ارزشمند بود.
 مهندس به معنای واقعه ای کلمه مرد بود .
 این واژه برای ما ایرانیان مفهوم ارزشمند و بزرگی است . من فقط یک نمونه را مثال میزنم ،
 زمان پخش مسابقات والیبال بود که آقای علی مطهری نماینده  مجلس با تیزهوشی و تیز بینی ! توانست شاهد پخش چند فریم  – کسری از ثانیه تصویر چند زن خارجی در میان تماشاگران شود که به زعم او حجاب مناسیی نداشتند!
 قشقرقی بپا شد که بیا و ببین . به همان هیجانی مسابقات والیبال آنهم در میان جامعه وحتی در صحن مجلس !
آقای ضرغامی از مدیر شبکه نخواست که کارگردان پخش و یا سایر کارمندان دخیل در پخش مسابقات را اخراج کند یا توبیخ نماید چون آنها مرتکب خطایی نشده بودند . تصاویر با تاخیر 15 الی 30 ثانیه پخش می شد و هر لحظه امکان اشکال فنی وجود دارد و یا در رفتن تصویر از دست کارگردان پخش که مشغول سوییچ است!
 اتفاقات در برنامه های زنده طبیعی هست و مهندس ضرغامی بهتر از هر کسی این را میدانست .
 او در مقابل هجمه بزرگ ، سفت وسخت ایستاد و به دفاع از همکاران پخش خود ، توضیحات مبسوط و فنی و متقن ارائه داد و تا آخر ماجرا نیز پای همکارانش ایستاد .
اینرا مقایسه کنید با مدیر مجموعه ای که تا اتفاقی می افتد و اتهامی به مجموعه وارد میشود بلا فاصله زیر دستان را متهم میکند و حتی شاید خانواده ای را از نان خوردن بیندازد !
اینرا مقایسه کنید با مدیری که خودش به قطع یقین مشکل دارد و برای لا پوشانی مشکل خود زیر دست را متهم می کند وبا افتخار به بالا دستی خود گزارش می کند که خاطی را به اشد مجازات محکوم کرده است .
 یا اینرا مقایسه کنید با مدیری که اگر از بالای سرش یک کلاغ ، غاری بکند ، او بواسطه مشکلات عدیده خود ، خودش این غار یک کلاغ راتبدیل به غار غار 40 کلاغ میکند و باعدم تدبیر، دست به اقداماتی میزند که باید فردای قیامت پاسخگو باشد . گو اینکه نتیجه خیلی از افعال آدمی در این دنیا هم به او یا به خانواده اش باز میگردد.
 قطع به یقین این مدیر خودش دچار انواع واقسام انحراف است و برای سر پوش گذاشتن بر انحرافات خود ، کوچکترین اشتباه کارمند خود را  آگراند می کند وباحرکت ناشایست خود سعی در تطهیر خود دارد.
 آنهایی که مدیریت کردند میدانند حمایت و پشتیبانی مدیر مافوق از مدیر زیر دست یعنی چه ویا زیر پانهادن یک مدیر ونیروی زیر دست چه معنی دارد !
 آقای مهندس ضرغامی به معنی واقعی کلمه مرد بود و بارها در حوادث واتفاقات متعدد سازمان ، پشت همکاران و مدیرانش ایستاد وحتی زمانی که نمایندگان یک استان برای عزل مدیر کل یک مرکز به نزد او رفتند ، کت خود را روی صندلی انداخت و به شوخی گفت :
فلانی را بی خیال شوید حالا بفرمایید از استان چه خبر!؟
حرکت کت کندن مهندس برای مدیر زیر دست ، هنوز ورد زبان خیلی از همکاران آن مرکز است .
اگر چه متاسفانه بعضی از مدیران زیر دست ایشان ذره ای از این خصلت مردانه را به عاریه نگرفتند وبیشتر آدم را به یاد موجودی می اندازند که وقتی زیر پایش را داغ نمایند ، بچه در بغل خود را زیر پا میگذارد و رویش می ایستد تا خودش را نجات دهد !
بله . تصورش خیلی سخت است ولی میمون تنها حیوانی است که این کار رامیکند!!! / 418

رازهای نگفته / http://drarf.ir/post/34
Add a comment...

Post has attachment
حتی نگاه کردن به این جمعیت هم نفس‌گیر است
همایش با شکوه شیعیان در اربعین حسینی .
عده زیادی از برادران اهل سنت که دوست داراهل بیت ( ع ) و سید الشهدا بودند نیز در این مراسم حظور داشتند.
حظور عاشقان مسیحی امام حسین ( ع ) نیز در این مراسم مشهود بود.
سردارقاسم سلیمانی فرمانده دلیر ایرانیان ، امیر سپاه ایران و عراق بود.
محمد باقر قالیباف ، شهردار کربلا بود.
چنان امنیتی در منطقه برقرار شد که همه حتی  ... به حیرت افتادند.
سردار سلیمانی طی پیامی به سر کردگان داعش و حامی اصلی آن ، تهدید کرد که اگر قطره خونی از دماغ زائری ریخته شود ، پرچم سرخ کربلا را به پرده شریف ، مقدس و سیاه کعبه متصل می کنیم و نماز جماعت را در بقیع اقامه می کنیم .
وفتی بشود چنین جمعیت عاشقی را گرد هم آورد ، تعغیرساختار و  معادله در منطقه و خاور میانه خیلی سخت نیست . مطمئنا  اینرا آمریکا و اسرائیل و عربستان می فهمند . نمی فهمند !؟
مذهب مترقی شیعه ، علویان عاشق علی (ع) ، پس از شاه اسماعیل و دوران طلایی صفویه ، بار دیگر و این بار قدرتمندانه تردر کشور امام زمان (ع) پرچم قیام را بر افراشتند.

**
اینها و تصاویری که منتشر و دیده می شد ، مایع غرور و افتخار بود.
می پرسیدم :
نمی بینند ؟ از بغض و کینه نمی میرند ؟
در این بین کینه و بغض العربیه به نماینده گی از ... در مقابل همایش بزرگی که حتی نگاه کردن به این جمعیت آن هم نفس‌گیر است ، در نوع خود جالب بود!
 نگاهی به عنوان خبر و عکس منتشر شده ، هر گونه شرحی را بر آن بی اثر می کند !!

دبی - العربیه.نت فارسی
منابع رسمی و امنیتی روز جمعه ۱۲ دسامبر اعلام کردند که در اثر ازدحام جمعیت در گذرگاه مرزی میان ایران و عراق برای مشارکت در مراسم احیای اربعین حسینی، چهار زائر شیعه جان خود را از دست دادند.

دبی-العربیه.نت فارسی
فارس حران شاعر شیعه عراقی و رئیس انجمن شعرا و ادبای شهر نجف، نسبت به برگزاری مراسم لعن خلفای مسلمان در شهر کربلا توسط گروهی از زائران ایرانی، اعتراض کرد. / 417

رازهای نگفته / http://drarf.ir/post/340
Add a comment...

بزرگترین سفر زیارتی در راه است، چرا تا حال از آن نشنیده‌اید؟
گزارش روزنامه آمریکایی از پیاده‌روی میلیونی زائران اربعین
این یکی از زیباترین گزارشاتی هست که تاکنون در مورد اربعین و راهپیمایی با شکوه آن خواندم.
روزنامه آمریکایی «هافینگتون پست» تیتر گزارش جدید و نسبتا طولانی خود را که درباره اربعین منتشر کرده، این‌گونه تنظیم کرده است: «بزرگترین سفر زیارتی در راه است، چرا تا حال از آن نشنیده‌اید؟»
 خیل عظیم چند ده میلیونی شیعیانی که به عشق سالار شهیدان حسین علیه‌السلام موطن خود را رها کرده تا پای پیاده در روز اربعین به بارگاه آن امام مظلوم عرض ارادت کنند، توجه بسیاری از رسانه‌های غربی را به خود جلب کرده است. یکی از این نشریات معتبر که درباره این رویداد بی‌سابقه گزارشی نوشته، «هافینگتون پست» است.
 در زیر ترجمه مطلبی را که «سیدمهدی المدرسی» روحانی معروف و مدرس الهیات برای این وب‌سایت خبری نوشته،‌ می‌خوانید:

این سفر حج مسلمین یا «کومبه میلا»ی هندوها نیست که به اربعین شهرت دارد، این پرجمعیت‌ترین گردهمایی جهان است و احتمالا شما هرگز از آن چیزی نشنیده‌اید! نه تنها تعداد این جمعیت از زائران مکه بیشتر است، بلکه این رویداد ا«کومبه میلا» هم مهمتر است، چرا که آیین هندوها هر سه سال یک‌بار برپا می‌شود. خلاصه، اربعین هر تجمع دیگری در جهان را کوچک جلوه می‌دهد.
سال گذشته 20 میلیون نفر در این مناسک شرکت داشتند و این به معنای 60 درصد کل جمعیت عراق است که هر سال رو به افزایش است.

تراژدی نهایی

حسین، نوه حضرت محمد، از سوی مسلمانان به «سیدالشهدا» ملقب است. او دهمین روز ماه محرم که اکنون به عنوان «عاشورا» شناخته می‌شود، پس از امتناع از بیعت با خلیفه فاسد و مستبد «یزید» در کربلا کشته شد. او،‌ خانواده و همراهیانش که از گرسنگی و تشنگی رنج می‌کشیدند توسط ارتشی 30 هزار نفری محاصره شدند و سپس سرهایشان به وحشیانه‌ترین شکل از تن جدا شد. داستان تصویری این رخداد هر سال از زمان کشته شدن ایشان، در منبرها بازگو می‌شود. بدن‌های ایشان مثله شد. «ادوارد گیبون» تاریخدان انگلیسی در این‌باره نوشت: «صحنه غم‌انگیز مرگ حسین در روزگار و سرزمینی دور، احساس همدردی سردترین خواننده را هم بیدار می‌کند.»
شیعیان از آن زمان برای شهادت حسین به ویژه در روزهای عاشورا و چهل روز بعد، در اربعین، عزاداری می‌کنند. چهل روز در بسیاری از آیین‌های مسلمانان زمانی رایج برای سوگواری است. اربعین امسال با 12 دسامبر برابر است.

راه طولانی

وایدترین لنز دوربین هم برای ثبت روح آشفته اما پر از صلح این تجمع عظیم در کربلا ناتوان است. طوفانی از مردان، زنان و کودکان که بیش از همه زنان سیاهپوششان به چشم می‌آیند، افق تا افق دیدرس را پر می‌کنند. جمعیت آنقدر زیاد است که تا صدها مایل راه را بند آورده است. فاصله 425 مایلی بین بصره و کربلا با ماشین هم راهی دراز است، اما با پای پیاده به طور غیرقابل تصوری طاقت‌فرساست.

اربعین حسینی

زائران دو هفته تمام پیاده این مسیر را طی می‌کنند. مردم از گروه‌های سنی مختلف در آفتاب داغ روز و سرمای استخوان‌سوز شب این راهپیمایی طولانی را انجام می‌دهند. آن‌ها از نواحی صعب‌العبور، مسیرهای فرعی، قلمرو تروریست‌ها و زمین‌های باتلاقی خطرناک عبور می‌کنند. بدون هیچ امکانات و وسایل سفر، این زائران اندک توشه‌ای را با عشق سوزان خود به ارباب حسین حمل می‌کنند. پرچم‌ها و بنرهایی که به همراه دارند مقصد سفرشان را به جهانیان نشان می‌دهد:

پس از حسین من هیچم

زندگی و مرگ برایم یکی است

پس بگذارد دیوانه بخوانندم!

این نوشته یادآور شعری حماسی از عباس ، برادر ناتنی حسین و سردار وفادار سپاهش، است که همراه با او در سال 680 میلادی به قتل رسید. عباس نیز در نبرد کربلا، زمانی که سعی داشت برای برادر و خواهرزاده‌های پرعطش خود آب بیاورد، کشته شد. با توجه به وضعیت آسیب‌پذیر امنیت عراق که این کشور را به تیتر اول رسانه‌های جهان بدل کرده، هیچ شکی نیست که این جملات به معنای واقعی اصالت دارند.

صبحانه، ناهار و ... شام مجانی!

یکی از بخش‌های این سفر زیارتی که هر بیننده‌ای را سردرگم می‌کند، هزاران چادر با آشپزخانه‌های موقت است که توسط روستاییان بومی ساکن شهرهای در مسیر زائران، راه‌اندازی شده است. این خیمه‌ها که «موکب» نام دارند، جایی هستند که مسافران می‌توانند در آن به هرچه نیاز دارند دست پیدا کنند. همه چیز از غذای تازه، جایی برای استراحت گرفته تا تلفن بین‌المللی به خانواده‌های نگران و پوشک بچه، رایگان در اختیار مسافران قرار می‌گیرد. در واقع زائران برای طی کردن این مسیر 400 مایلی نیاز ندارند جز لباس تنشان هیچ وسیله دیگری با خود حمل کنند.

آنچه بیشتر جلب توجه می‌کند، نحوه دعوت شدن زائران به غذا و نوشیدنی است. صاحبان موکب راه مسافران را می‌بندند و از آن‌ها خواهش می‌کنند پیشکش‌هایشان که شامل مجموعه کاملی از خدمات شاهانه است را بپذیرند. اول پای شما را ماساژ می‌دهند، بعد به یک وعده غذای داغ و خوشمزه دعوت می‌شوید، سپس می‌توانید استراحت کنید و تا زمانی که چرتی می‌زنید، لباس‌هایتان شسته و اتو شده به شما تحویل داده می‌شود.

حال به عنوان مقایسه، این را در نظر بگیرید:
 پس از زلزله هائیتی و ابراز همدردی و حمایت جهان، برنامه غذایی جهان سازمان ملل اعلام کرد نیم میلیون وعده غذایی میان آسیب‌دیدگان این بلای طبیعی توزیع می‌کند. ارتش آمریکا با جمع‌آوری این آمار از آژانس‌های متعدد خبر داد: طی پنج ماه از بروز زمان این فاجعه انسانی، چهار میلیون و 900 هزار وعده غذایی در اختیار هائیتی‌ها قرار گرفت.

حالا این را با 50 میلیون وعده غذایی که روزانه تا فرارسیدن اربعین توزیع می‌شود، مقایسه کنید. این به معنای 700 میلیون وعده در طول این سفر زیارتی است که خرج آن را نه سازمان ملل و نه انجمن‌های خیریه بین‌المللی تأمین می‌کنند، بلکه کارگردان و کشاورزانی آن را تهیه می‌کنند که به خود گرسنگی می‌دهند، یک سال پس انداز می‌کنند تا از زائران پذیرایی و رضایت آن‌ها را جلب کنند. همه کارها حتی فعالیت‌های امنیتی هم توسط داوطلبان صورت می‌گیرد؛ جنگنده‌هایی که یک چشمشان به داعش است و چشم دیگرشان مسیر راه مسافران را می‌پاید.

در واقع اربعین باید از جهات مختلف در کنار رکوردهای جهانی گینس ثبت شود که بزرگترین تجمع سالانه، طولانی‌ترین سفره غذا، بیشترین تعداد افرادی که رایگان غذا می‌خورند، بیشترین تعداد کار داوطلبانه در یک رویداد، برخی از آن‌هاست. همه این فعالیت‌ها با وجود احتمال هر لحظه‌ای حملات انتحاری صورت می‌گیرد.

ارادت بی‌نظیر

حتی نگاه کردن به این جمعیت هم نفس‌گیر است. آنچه به تماشایی شدن این منظره می‌افزاید این است که هر چه شرایط امنیتی کربلا رو به وخامت می‌رود، ‌افراد بیشتر تشویق می‌شوند تهدیدهای تروریستی را به چالش بکشند و در مقابلش صف بکشند. بنابراین، این سفر زیارتی تنها آیینی مذهبی نیست، بلکه ابراز مقاومتی پررنگ است. ویدئوهایی به صورت آنلاین منتشر شدند که نشان می‌دهند تروریستی به خود بمب بسته و میان زائران می‌رود اما پس از انفجار تعداد بیشتری با هم این شعر را فریاد می‌زنند: «اگر دست و پایمان را هم از تن جدا کنند / سینه‌خیز به آن سرزمین معلی می‌رویم»

اربعین حسینی

انفجارهای وحشتناکی که در طول سال زائران شیعه را هدف می‌گیرد و موجب کشته شدن عده‌ای کثیری از مردم می‌شود، نشان‌دهنده خطراتی که شیعیان عراق با آن روبرو هستند و عدم وجود امنیتی است که کشور را همچون طاعون فراگرفته است. اما به نظر می‌رسد تهدید قریب‌الوقوع مرگ نمی‌توانند مردم پیر و جوان، عراقی و خارجی را از پی گرفتن این سفر خطرناک به شهر مقدس کربلا منصرف کند.

برای یک بیگانه، درک منبع الهام زائران آسان نیست. تو زنانی که کودکی در آغوش دارند، پیرمردهایی روی ویلچر، افرادی با چوب زیربغل و نابینایانی که با عصا راه می‌روند را می‌بینی. من پدری را دیدم که تمام راه را از بصره با پسر معلول خود طی کرده بود. این نوجوان 12 ساله به فلج مغزی مبتلا بود و نمی‌توانست بدون کمک راه برود. این از آن‌گونه داستان‌هایی است که فیلم‌های برنده اسکار از دلش بیرون می‌آیند، اما به نظر می‌رسد هالیوود بیشتر به قهرمان‌های کمیک علاقه‌مند است تا قهرمان‌های زندگی واقعی که قدرت ماورایی‌شان شجاعت و تعهد است.

قبه طلای حسین علیه‌السلام

اولین کاری که زائران پس از رسیدن به حرم می‌کنند، خواندن زیارت‌نامه است، متنی مقدس که مقام حسین را خلاصه کرده است. این متن با خطاب قراردادن حسین به عنوان وارث آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی معرفی می‌شود. در این خطابه چیزی عمیق نهفته است. این نشان می‌دهد پیام حقیقت، عدالت و عشق حسین برای تمام ستم‌دیدگان، همان رسالت جدایی‌ناپذیر و گسترده‌ی تمام پیامبران اولوالعظم خداوند است.

مردم برای دیدن مناظر شهری، نخل‌های خرما، خرید، سرگرمی یا ددیدن جاذبه‌های تاریخی به کربلا نمی‌روند. آن‌ها به کربلا می‌روند تا گریه کنند. می‌روند تا سوگواری کنند و فضای ملکوتی حرم حسین را تجربه کنند. آن‌ها به حریم مقدس می‌روند تا برای بزرگترین فداکاری که تا به حال دیده شده، سوگواری کنند. گویی هر کس رابطه‌ای شخصی با مردی که هرگز ندیده برقرار کرده... آن‌ها با او حرف می‌زنند و نامش را صدا می‌زنند.

اگر جهان حسین را، پیامش و ایثارش را می‌فهمید، ریشه‌های قدیمی داعش و عقایدش درباره مرگ و ویرانی را می‌فهمید. چند قرن پیش در کربلا بود که بشریت با به قتل رسیدن حسین، منشا این اقدام دهشتناک و ابلهانه را مشاهده کرد.

این جنگ، مقابله‌ی سیاه مطلق با نوری درخشان بود، نمایش شر علیه خیر بود. این را روح نیرومند حسین در زمان حال هم نشان می‌دهد. حضور او به تار و پود زندگی ایشان تنیده شده است. اسطوره‌ی حسین منشأ الهام برای تغییر به سوی بهتر شدن است و سیاه‌نمایی رسانه‌ای هر چقدر هم زیاد، نمی‌تواند نور آن را خاموش کند.

«این حسین کیست؟» این سوالی بزرگ برای صدها میلیون پیرو است که دین خود را به خاطر اسلام کنار می‌گذارند. این سوالی است که تنها زمانی پاسخ داده می‌شود که پای پیاده به حرم حسین رفته باشید... / 416

رازهای نگفته / http://drarf.ir/post/33
Add a comment...

بهار و فاصله و باغ

سه شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۳ ق.ظ

پر از غروب  شدم ، وا کنید پنجره ها را
که آفتاب بروبد ، غبار آینه ها را
در این سکوت لبالب  به من پناه ده ای عشق !
به من که با ختم امشب ، تمام قافیه ها را  
امید داشتم ، اما شتاب حادثه نگذاشت
که وقف چشم تو باشم ، تمام ثانیه ها را
به لحن آه ، به خط عزا ، به لهجه غربت  
به سبک گریه نوشتم ، کتاب مرثیه ها را
درین همشگی باد ، کجاست آتش فریاد
که تا همیشه  بسوزد ،  سکوت حنجره ها را
چه سر نوشت غریبی ، بهار و فاصله و باغ
دلم گرفت برایت ، دلم گرفته بها ر را

نیاوران - 1374/4/1

این قطعه شعر را از میان یادداشت های محمد صادق سینا پیدا کردم .

شعر از سید علی امیر فضلی هست . / 415

رازهای نگفته / http://drarf.ir/post/338
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded