Profile

Cover photo
سوسول نیستم
Worked at همون جا!
Attended درخت
Lives in ایضفاهان
1,484 followers|230,918 views
AboutPostsVideos

Stream

 

☕️⭕️ شعر زیبای فروغ فرخزاد در سالهای دور که وصف حال این روزهای ایران ماست



پدرم! کله ی صبح است! برو! داد نزن!
من که بیدار شدم,این همه فریاد نزن!
توی ذهن تو نماز است فقط! میدانم
پدرم! چشم! فقط داد نزن!میخوانم!
من از امروز,مسلمانِ مسلمان,باشد!
کار هر روز وشبم خواندن قران,باشد!
هر چه گفتی تو قبول است,فقط راضی باش
پدرم! جان علی از پسرت راضی باش
کاش بنشینی و یک لحظه فقط گوش کنی!
کاش یک لحظه به حرف پسرت گوش کنی!
حَجَر از حافظه ها پاک شده...می فهمی؟؟
پسرت صاحب ادراک شده ,می فهمی؟
به خدا حق,همه ی آنچه تو می گویی نیست!
پدرم!حضرت حق آنکه تو می جویی نیست!
پدرم! ما همه در ظاهر دین بند شدیم
همگی منحرف از دین خداوند شدیم
غربت عقل نمایان شده امروز پدر!
نام عباس علی نان شده امروز پدر!
دین نگفته ست ز خون شهدا وام بگیر!
کربلا رسم کن از گریه کنان شام بگیر!
شش دهه هر شب و هر روز سرش را کندند
در خفا آآه! به ریش همه مان می خندند!
بردن نام علی رمز مسلمانی نیست
دین به اینقدر عزاداری طولانی نیست
علی از قوت جهان لقمه ی نانی برداشت
قدم خیر که برداشت نهانی برداشت
جانفدا؟ شیعه؟ محب؟ دوست؟ کدامی ای دوست؟
تو خودت حکم کن! اینجا چه کسی پیرو اوست؟؟
مال مردم خوری و گردن کج پیش خدا؟؟
در سرا با پری و توی حرم با مولا؟؟
کرکسان که به شکم بارگی عادت کردند
گرگها نیز به خونخوارگی عادت کردند!
مومن واقعی آنست که الگو باشد
آن زبان در خور ذکر است که حقگو باشد
هرکه پیشانی او زخم شده مومن نیست
پیر وادی شدن ای دوست! به سال و سن نیست!
دین تسبیح و مناجات و محاسن دین نیست!
به خدای تو قسم پیرو دین خودبین نیست!
دین کجا گفته که همسایه ی خود را ول کن؟
دین کجا گفته که دل را ز خدا غافل کن؟؟
دین کجا گفته که چون کبک ببر سر در برف؟
دین کجا گفته فقط مغلطه باشد در حرف؟؟
دین کجا گفته جواب سخن حق تیر است؟؟
دین کجا گفته که بیچاره شدن تقدیر است!؟
دین نگفته ست ببر آبروی مومن را
دین نوشته است بخر آبروی مومن را
به خدا سخت در انجام خطا غرق شدیم
ناخدا جان!همه در غیر خدا غرق شدیم
دل خوشی مان همه این است:مسلمان هستیم
فخر داریم که:ما پیرو قرآن هستیم
ما مسلمان دروغیم!... مسلمان فریب!
همه ی دغدغه مان این شده: گندم؟ یاسیب؟...
هر که از راه رسید آبروی دین را برد!
هر که آمد فقط از گرده ی این مذهب خورد!
آب راکد بشود، قطع و یقین می گندد!
غرب یکدست به دینداری مان می خندد!
در نمازت "خم ابروی نگار" آوردی!
با عبادات چنین, گند به بار آوردی!
هرچه را گم بکنی وقت نمازت پیداست
اصلا انگار نه انگار خدا آن بالاست!
چه نمازی ست که یک ذره خدایی نشده؟؟
این نمازی ست زمینی و هوایی نشده!
پاره کن رشته ی تسبیح و مرنجان دین را!
اینهمه کش نده این مد " و لا الضااااااالین" را!
کاش از عشق بمیریم ولی فکر کنیم
کاش یک لحظه به رفتار علی فکر کنیم
چشم را وا بکن ای دوست! جوانمرد علی ست!
چاه می داد گواهی: پدر درد علی ست...
سعی میکرد حقوق همه یکسان باشد
سعی میکرد که هر لحظه مسلمان باشد
ای عقیل! از چه نگاه تو به این اموال است؟
دست بردار! علی بر سر بیت المال است!
او نمی خواست که دین بی در و پیکر باشد
دست باید بکشد گرچه برادر باشد!
روزها سوخت درآن داغی نخلستانها
مرد کار است علی... گوش کنید انسانها!
او دلیری ست که بیش از همه انسان بوده
او امیری ست که بابای یتیمان بوده
آه! دل را به طریق غلط انداختمش!
سالها شیعه ی او بودم و نشناختمش
کاش در دین گوارای خود اندیشه کنیم
کاش در مشرب آقای خود اندیشه کنیم.
فکر کن در سخن بی خلل پیغمبر:
"ساعتی فکر ز صد سال عبادت بهتر..."
 ·  Translate
8
A. Rezaian's profile photoسوسول نیستم's profile photoBahman Omrani's profile photo
3 comments
 
من فکر نمیکنم این سروده ی فروغ فرخزاد باشد. شعر بسیار سلیس و متین است و متاخر است. زمان فروغ ما این همه دروغ و ریا و نعل داغ به پیشانی نداشتیم.
مختصری بود و درد فروغ هم آن مختصر نبود. 
 ·  Translate
Add a comment...
 
نگاه طلافروش وقتی با خانمت جلوی ویترینشی شبیه نگاه آخوندکه به طعمش
 ·  Translate
14
A. Rezaian's profile photo
 
سالگرد ازدواج خب هديه خریدنش حتمیه.:)

مبارکه!
 ·  Translate
Add a comment...
 
 
ﺭﻭﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻡ ﻭﻟﯽ، ﺩﻝ ﺯ ﻫﻮﺱ ﺭﻫﺎ ﻧﺸﺪ
ﺷﻮﻕ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﻢ ﻧﮕﺸﺖ، ﻧﯿﺖﻣﺎﻥ، ﺧﺪﺍ ﻧﺸﺪ

ﺗﺸﻨﮕﯽ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ، ﺣﺎﺻﻞ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺲ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﻧﺞ ﻣﺎﯾﻪﯼ ، ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﺻﻔﺎ ﻧﺸﺪ

ﻫﺮﻃﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺑﻨﮕﺮﯼ، ﻣﺠﻠﺲ ﻭ ﻣﺤﻔﻞ ﺩﻋﺎﺳﺖ
ﺗﯿﺮﻩﺩﻟﯽ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ، ﮐﺎﺳﺘﻪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻧﺸﺪ؟

ﻣﺎﻝ ﺣﺮﺍﻡ ﻣﯽﺧﻮﺭﯾﻢ، ﻇﻠﻢ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ
ﺷﮑﻮﻩﮐﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﯼ ﺧﺪﺍ، ﺣﺎﺟﺘﻤﺎﻥ ﺭﻭﺍ ﻧﺸﺪ

ﺭﻭﺯﻩ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﺷﯿﺦ ﺑﺎ، ﻧﺎﻥِ ﺟﻮ ﻭ ﻧﻤﮏ، ﻭﻟﯽ
ﺑﺎ ﻋﻤﻞ ﺭﯾﺎ ﮐﺴﯽ، ﭘﯿﺮﻭ ﻣﺮﺗﻀﯽ ﻧﺸﺪ

ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﻧﺎﻟﻪﯼ ﺳﺤﺮ، ﺫﮐﺮ ﻭ، ﻧﻤﺎﺯِ ﺷﻔﻊ ﻭ ﻭﺗﺮ
ﺭﺍﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪﯼ ﻧﺒﺮﺩ، ﻣﻨﺠﯽ ﻭ ﺭﻫﻨﻤﺎ ﻧﺸﺪ

ﺩﺭ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﭼﻪ ﺳﻔﺮﻩﻫﺎ، ﭘﻬﻦ ﮐﻨﯿﻢ ﻣﺎ، ﮐﺰ ﺁﻥ
ﺳﻬﻢ ﻓﻘﯿﺮ ﻭ ﺑﯿﻨﻮﺍ، ﻟﻘﻤﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﻧﺸﺪ

ﺑﺮﺳﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﯽﻧﻬﻢ، ﺩﺭ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ ﺁﻥ ﮐﺘﺎﺏ
ﮐﺎﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﺎﻝ ﻣﻌﻨﯽﺍﺵ، ﺑﺎ ﺩﻟﻢ ﺁﺷﻨﺎ ﻧﺸﺪ

ﻣﻌﺼﯿﺖ ﻭ ﮔﻨﺎﻩﻣﺎﻥ، ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺗﻮﺑﻪ ﻣﯽﺯﻧﺪ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩ ﮐﻬﻨﻪ ﺑﺎ ، ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ، ﺩﻭﺍ ﻧﺸﺪ
؟
 ·  Translate
View original post
5
Add a comment...
 
همه علافیم چه اونی که اینجاست چه اونی که الان مسافرته
چه اونی که پول داره و چه اونی که نداره
 ·  Translate
7
Rash iD's profile photoسوسول نیستم's profile photo
6 comments
 
در حال مسافرت بودم  رشید هیج جا خبری نیست:)
 ·  Translate
Add a comment...
 
خانمم برای روز پدر یه پیامک داده و تیریک گفته من به همون جورابه راضی بودم:((((((
 ·  Translate
5
Add a comment...
 
 
#پزشکان_عزیز_بروید_درتان_را_بگذارید
یک مطلب طولانی در باره " در حاشیه" نوشتم که پرید.
خلاصه اش این بود.
یکی از دوستانم تصادف کرد و بی هوش شد. پزشک اورژانس محترم بدون استفاده از فیکساتور، گردنش را گرفت و گذاشت توی آمبولانس. نامبرده نخاعش آسیب دید، بعد از درمان در امریکا استاد دانشگاهی در اسپانیاست که با واکر به سر کلاس می رود.
توی همان تصادف پارچه را کشیدند روی صورت برادر کوچکش و گفتند ببریدش سردخانه، برادر دیگرشان برادر کوچک را بغل کرده و گریه می کند، هنوز نبضش می زده. دکتر بی پدر و مادر بیان فرمودند اسپاسم های بعد از مرگ است و اگر دوست بنده با کتک کاری دکتر را سرجایش ننشانده بود برادرش الان سینه قبرستان بود. نامبرده دکترای باستان شناسی گرفته و مشغول تدریس است.

پسرعمه دوستم به دلیل عدم تشخیص بیماری معده و تشخیص نارسایی قلبی مرد

چندسال قبل برای یک سرپرست خانواده که بیماری شبیه "سل" داشت و هزینه عمل بسیار زیاد بود پول جمع کردیم. یکی از نماینده های مجلس یازده میلیون کمک کرد و نامه نوشت که پزشک بی همه چیز دستمزد عمل خود را نگیرد و آن نماینده به صورت اقساط پرداخت نماید. آقای دکتر قبول نکرد و به بدبختی پزشکی که در تخصصش نبود بیمار را عمل کرد.

چند سال قبل من و برادرم با ماشین چپ کردیم. برادرم به کما رفت. چهارماه بعد به هوش آمد (چیزی شبیه معجزه)، بعد از به هوش آمدن برخورد پزشک معالجش به حدی بد بود که برادرم به زبان آورد:" اگر من می دونستم شما این قدر ناراحتی، راضی به اذیتتون نبودم و تو تصادف می مردم"

درکنار همه این ها پزشکی را می شناسم (دکتر سمنانی، هیئت علمی دانشگاه بهشتی و متخصص اعصاب و روان) که در بالای سر منشی روی یک تابلو نوشته است:" اگر توان پرداخت حق ویزیت را ندارید با منشی هماهنگ کنید" این ها دارد نسلشان شبیه دایناسورها منقرض می شود.

آشغال ها در وزارت بهداشت حاضر شدند پرداخت ضرر و زیان سریال در حاشیه را از بودجه آن وزارت خانه کسر کنند. پولی که باید خرج بیماران و امکانات رفاهی و بیمارستانی شود. آقای مدیری آب را ریخته آنجایی که گویا خیلی سوخته است. پزشکان عزیز بروید درتان را بگذارید، کوسِ رسوایی دلالی دارو و بساز بفروشیتان به عالم رسیده است.

این و نگم خفه می شم: اون خونواده ای که برای عمل سرپرستشون پول جمع می کردیم، سه تا بیمار لب مرگ داشتن. شهردار منطقه هفده برای عید حدود چند میلیون بن شهروند بهمون داد که بین خونواده های نیازمند پخش کنیم. به این خونواده هم یه مقداری دادیم. گویا من گفته بودم برا بچه ها چیزی بخرین. روز دوم سوم عید خواهره به من زنگ زد گفت رفتیم مرغ خریدیم و چیزایی از این قبیل. مادر بزرگه لب نمی زنه می گه حلال نیست. گفتم چرا؟ گفت شما گفتی برا بچه ها نه برا بقیه. خانواده سنی بودن. اون لحظه واقعا از خدا خواستم که به من مرگ بده. یه آدم در اوج نیاز و محرومیت می تونه چقدر مومن باشه. چقد حلال و حروم براش مهم باشه. اونوقت یه نگاه به خودمون بکنیم. سر سفره کیا می شینیم؟ از کجا پول در میاریم؟
 ·  Translate
28 comments on original post
3
Add a comment...
 
این قضیه فیش گیت نشون میده بعضیا حقوق نمی گیرند رشوه میگیرند که سکوت کنند.
 ·  Translate
12
هادی ـ's profile photoسوسول نیستم's profile photo
3 comments
 
هادی خدا برا کسی نخواد مگه میزاره؛)
 ·  Translate
Add a comment...
 
سال پیش یه 206 صندوقدار نوشته بودم حالا وانت مزدا خریدم مدل پایینه ولی ژاپنی روم نمیشه 206 سوار شم
#وام25میلیونی_برای_دولت  
 ·  Translate
13
Rash iD's profile photoسوسول نیستم's profile photo
2 comments
 
+Ha zHar مخلصیم:)
+طیفون نوشت خوش به حال شما و حافظیتون:) سلامت باشید
+Neda Jp کم سعادتیمونه:)
+Rash iD ای بابا :)
 ·  Translate
Add a comment...
 
عبدالرسول يک نفر را فرستاد براي نگهباني. صبح اما سر بريده‌اش را آوردند توي سنگر؛ شب بعد خودش رفت. يک سنگر ديگر همان نزديکي درست کرد و کامل استتارش کرد. توي سنگر قبلي هم شبيه يک نگهبان درست کرد و منتظر ايستاد. چيزي شبيه بوته به سنگر نزديک شد و پريد توي آن.
عبدالرسول هم پشت سرش رفت تو سنگر و سرنيزه را فرو کرد توي گردنش. صبح که آفتاب طلوع کرد با بقيه نيروها سراغش آمد. مرد هيکل بزرگي داشت بچه‌ها باورشان نمي‌شد که عبدالرسول از پس او برآمده باشد. به سختي سر نيزه را از گردن آن کومله بيرون آوردند. اما عبدالرسول بود و مهارت جنگي بي‌حد و حصرش...
 ·  Translate
 
#زندگینامه  
ایران هم یه اسنایپر داشت به اسم شهید عبدالرسول زرین. توی زمینه تک تیر اندازی ایشون افتخار و قهرمان ایران بود. بهش میگفتن گردان تک نفره. از قبل از جنگ توی گروه ضربت بود کردستان فعالیت میکرد تا حوالی سال 63. امار دقیق رو ندارم ولی میگن نزدیک 700 تا شلیک موفق داشت تو کل دوران فعالیتش. بار ها هم زخمی شد مثلا همین عکسی که زیر میبینید دقیقا همون موقعی که از سمت ایران شلیک میشه از سمت عراق هم تیراندازی میکنند و تیر به گوشش برخورد کرده.
 ·  Translate
5
سوسول نیستم's profile photo
 
عبدالرسول زرین متولد سال ۱۳۲۰، کهگیلویه و بویر احمد اعزامی از اصفهان لشکر امام حسین تک تیرانداز ایرانی در جنگ ایران و عراق بود. وی دارای بیش از ۷۰۰ شلیک موفق از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ در کردستان تا عملیات خیبر می‌باشد. اهداف وی نظامیان ارتش عراق و گروه موسوم به مجاهدین خلق بودند. او در نهایت در سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر با تیر مستقیم سربازان عراقی در حالی که قبلا در اثر انفجار خمپاره زخمی شده بود کشته شد. وی از اسلحه دراگونوف SVD دوربین دارد استفاده می‌کرد.[۱][۲][۳][۴][۵]
 ·  Translate
Add a comment...
 
گفت یک سالی تو اداره اوقاف کار میکرده بعد روز اول بره بودندش اتاق رییس دیده یه گوشه اتاق چوب هایی هست که سرش یا میخه یا چسبناک یا خرما!!!
پرسید اینا چیه؟ رییس اوقاف گفته ابزار متولی های متخلف برای کش رفتن پولهای  توی ضریح!
بعد چند سال که اومده بود تو شرکت یه حالی پرسیده بود از رییس قبلی پفتند همشونو دستگیر کردند که پولای اوقافو تو حسابهای خودشون گذاشته بودند..حس میکنم بابک و جزایری و....چوب هایی هستند که نشون داده میشند و دستی که چوب ها رو تکون میده معلوم نیست
 ·  Translate
6
Add a comment...
 
تهرانی های عزیزی که شاسی بلند دارند تو جاده چالوس ماشینشون رو ندند دست خانمشون راننده پشتی سرویس میشه :|
 ·  Translate
6
سوسول نیستم's profile photoniusha n's profile photoسجـ اد's profile photo
4 comments
 
البته اغلب شاسي بلند خريده ها
گرون قيمتا، بد جور محافظه كارن و دهن ما رو سرويس ميكنن!


 ·  Translate
Add a comment...
 
امروز یه همکارهای ما یه  ماجرای قدیمی رو نقل میکنه از یکی از اقوام های خودش.
میگفت خانم به نسبت مسنی بود که شوهرش فوت کرده بود و وضع مالی خوبیم نداشت.به هر بدبختی بود رفت سفر عمره اونجا یکی از مغازه دارهای مدینه پیشنهاد ازدواج موقت بهش میده خلاصه بعد که برمیگرده ایران میبینه حامله شده .بعد کلیا ماجرا پسرهاش میفهمند و زنگ میزنند به اون عربه اونم خودشو با اولین پرواز میرسونه ایران میگه من از 4 تا زن بچه نداشتم اینو خدا بهم داده!!
خلاصه ایشون الان یه پاشون عربستانه یه پاشون ایران:)))
 ·  Translate
8
Add a comment...
Work
Employment
  • همون جا!
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
ایضفاهان
Education
  • درخت
Basic Information
Gender
Male