Profile cover photo
Profile photo
arash iran
About
arash's posts

Post has attachment
نام ما
هولناک و خونبار زخم های به جان نشسته  دهشتناک ، و غریوی  کهنه  ، دور  ،  دور و گنگ و نامفهوم در استنباطی گنگ تر که شاید  نام ما  انسان بود . کجای زمانیم در کهکشان راه شیری ، از خاطره تهی آنکه می دهد فرمان کجای  هستی نظاره گر  در ماست این زمان ؟

Post has attachment
کدام بستر
زخم هایی عمیق   بر پیکر، بر خاطره  که فراموش شد  در هستی افرینش ، نفرت بود !

Post has attachment
بالهای خونین یک رویا
مگر دریغ و حسرت آبشخور نگاه تلخی خسته پاسخی باشد ، برای آنچه گفته میشود تنها در ان بود و دیگر را دریدن دریده های خونین خویش صبری دوباره را شایسته تا دگر بار بر آید  سلامی وگر... آه بالهای پریشانی و خونین یک رویا سلام .

Post has attachment
نیم قرن گذشت از سکوت حادثه
نیم قرن گذشت از سکوت حادثه آنکه وجود نحیفش جهانی بود برای ملتی  خواند آنچه باید. نیم قرن ، از رفتن یار  آنکه همه فریادش آزادی   و چه غریبانه  نام او را  به نجوایی در خاموش در سکوت تکرار... ای فریاد مگر خواب خدا  سخت تر از خواب زمینی من است که از این خفته به...

Post has attachment
سرهنگ
ضیافت خونین خون و آتش است برای خیر مقدمت سرهنگ بفرما مجلس بی ریا قربانی زیر آوار سوحته چشم انتظار ظهور تو سرهنگ

Post has attachment
مام زمان بخون کشیده ام
در خاطرات سرد زمستانی  برقص بیاد فصل خونین آن بهار ؛ جوانه های عشق سر زده  میان این جوانه ها یک شاخه گل از آن ما ؛ هر چند خسته ایم وگاهی نشسته ایم باز هم  ما  نشکسته ایم . . در شکوه  صلح زمینی زمان یک قطره اشک نثار تو زمین مام زمان بخون کشیده ام بنفشه ها قد...

Post has attachment
آنچه ما داریم
آنچه ما داریم    قرن بیست و یک  مذهب !    اعلام جنگ  رهبران پیروان در قیام ی خونین  برای  کشتن  هر آنچه مخالف  است ! هزاران  فرقه و آیین   که پیروان هر کدام اماده قیام اند  برای بقا  در گستره  باور خویش صدها کشور    که ساکنان آن اماده دفاع از سرزمین خود  تا...

Post has attachment
**
می خروشد و می درد هر آنچه بر بساط عشق بر بام کدام سحر روز می رسد ؟

Post has attachment
آزادی
در غروب عاشقانه ترین واژه گفتی : غروبی شوق انگیز ، بروید بر جان خسته جهانی که ذره ذره ذوب   باور فردا  آزادی

Post has attachment
بگو که می آیی
اشک حرمت   لبخند حرمت  سکوت حرمت  فریاد حرمت  تمام    در نیلی دریا در سبزه های دشت در ستیغ آفتاب روی کوه بگو که می آیی صبح در انتظار 
Wait while more posts are being loaded