Profile cover photo
Profile photo
نشر الکترونیکی نوگام
282 followers
282 followers
About
نشر الکترونیکی's posts

Post has attachment
زهرا موسوی:
"«بی‌تا ملکوتی» را، با داستان کوتاه «نیش‌عقرب‌»اش شناختم. روایتی درباره‌ی عشق، جبر، حسرت و مهاجرت. بعد از آن داستانک {که با صدای خودش از رادیو زمانه پخش شده بود} مجموعه‌ی دیگری به نام «تابوت خالی» را از او خواندم. {و بی اغراق شیفته‌‌ی قلم و جهان‌ خاکستری آدم‌ها و داستان‌هایش شدم} جهانی که شخصیت‌ها {عمدتا زن} اغلب از حیطه‌ی دوگانه‌ی کلیشه‌ای «قهرمان» و «قربانی‌» بیرون‌اند. و فراتر از سطح انتظارات متعارف، درگیر درون و{خود}درگیری‌هایی مدام، پیچیده‌ و انسانی‌اند. مدتی پیش، مجموعه‌ی داستانی تازه‌اش «سیب ترش، باران شور» را برایم فرستاد؛ یک نفس خواندم و لبریز از حس حرمت و حسرت شدم. بی‌تا، نویسنده‌ی «بی‌تابی» و «نوستالژی» برای معشوق/ وطنی‌ست که هرگز، جایی جز در گوشه‌ی خاطرات زنگ‌گرفته و مه‌آلود یک «آواره» دست‌یافتنی نیست. او تصویرگر توانای عشق‌های مدفون، حسرت‌های گنگ و وطن‌های نامعلوم است."
http://www.nogaam.com/book/2259/

Post has attachment
بی‌تا ملکوتی: به برنامه "نقش قلم" صدای آمریکا باز گشتم، بعد از چهارسال. این بار نه در استودیو که در خانه ام و با مجموعه داستان جدیدم "سیب ترش، باران شور"... در این مصاحبه که نسخه طولانی ترش روی صفحه فیس بوک برنامه منتشر شده، در مورد درد و لذت توامان نوشتن به دور از خودسانسوری گفته ام و تجربه خوب و دلچسب کار کردن با نشر نوگام و اینکه چرا داستان کوتاه، جذاب ترین فرم ادبی است برایم و به چه دلیل مجموعه داستان آخرم صادقانه ترین مجموعه داستانی است که تا کنون نوشته ام. شروع داستان "چهل سالگی و یا این داستان کوتاه تر است" را هم در پایان مصاحبه می خوانم...
ممنون از سارا دهقان عزیز و دوست داشتنی که همچنان قلبی سرخ و تپنده برای واژه و کلمه دارد و همچنین دوستان برنامه نقش قلم در کانال صدای آمریکا...

https://www.facebook.com/bita.malakuti/posts/10154325402741610?pnref=story

Post has attachment
چه نویسنده کتاب‌های داستانی باشید چه مترجم کتاب‌های غیرداستانی یا حتی پژوهشگر، اپلیکیشن‌ها و نرم‌افزارهای زیادی هستند که کار شما را آسان‌تر می‌کنند و امکان کار مشارکتی روی کتابتان را به شما می‌دهند. دوره «ابزارهای دیجیتال برای مولفین» سعی می‌کند شما را با چندتا از مهم‌ترین ابزارها آشنا کند. دروس این دوره عبارتند از:
ابزارهای بازبینی متن
ابزارهای ایده‌پردازی
ابزارهای نوشتن به شکل مشارکتی
تولید و انتشار آنلاین داستان
ابزارهای مدیریت منابع

برای ثبت‌نام کافی است یک ایمیل معتبر داشته باشید. دروس به ایمیل شما فرستاده خواهند شد.
http://www.nogaam.com/academy/course/7/

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment
خوانشی از رمان لیورا / اثرِ فریبا صدیقیم / نوشتۀ شایان افشار

خاطرات... یا تصاویر مَحو و روشنِ تلنبار شده زندگی - پیوسته یا قطعه قطعه- تاریخچه‌ی زیسته‎یِ <ما> هستند. گاه به، یا نا- بِگاهی بُرش‎ها یا اپیزودی از آنها در صحنه‎یِ ذهنیِ درحالِ ما حضور می‎یابند یا به تداعیِ حَرفی تصویری یا تلنگری نیشتری از دیگری... اما وقتی نویسنده‎ای به شکارِ آگاهانه آنها می‎رود تا آنها را در روایتی بلند چه از زاویه دیدِ <اول شخصِ محدود> یا <سوم شخصِ نامحدود>ی... به کلام درآورد، به شکلِ زنجیره‎ایِ پیوسته در زمانِ تقویمی تن نمی‎دهند. فریبا صدیقیم در آخرین نوِلِ بلندِ خود -‎ لیوراـ بلافصل از بیانِ "درونیَات"، این تصاویرِ زندگی را ناپیوسته در زنجیره‎یِ زمانی اما درهم بافته در سلسله‎ای چون از تداعی‎ها به رشته تحریری که بی‎شک از جان مایه گرفته، درآورده است.

این بُرش‎هایِ زندگی چه زیبا استعاری درآغازِ نول در بِرشته‎ی تحریر درآوردن تصاویرِ ذهنیِ تلنبار شده به <پوشه ها>یِ درهم ریخته‌ای تشبیه می‎شود:

"می‎روم تویِ اتاق، کفِ اتاق پر از پوشه‎هایِ زرد و کهنه است که همه جا پخش شده؛ انگار طوفانی آمده..." تلاش در به خاطر آوردن وَ به زنجیرِ کلام کشیدنِ آنها حتا در <زمانِ داستانی> هم‎چون "طوفانی"ست که "درو پنجره‌ها را به هم کوبیده و همه چیز را به هم ریخته" است.
...

مطلب کامل: http://partowweb.blogspot.co.uk/2017/02/blog-post_19.html#more
دانلود رایگان کتاب: http://www.nogaam.com/book/2107/
Photo

Post has attachment
نقدی بر رمان «لیورا»٬ نوشته نوشین خورسندیان

لیورا روی نیمکت یکی از پارک های لس‌آنجلس نشسته و با عطر رازیانه‌ای که در هوا پیچیده، همراه با ابرها به سفر ایران می‌رود و پا به خانه پدری‌اش در محله کلیمی‌نشین نهاوند می‌گذارد و پرونده خاطرات پدر، مادر، خواهرش ادنا، برادرش یوسف و مادربزرگ‌اش داداخمار، دوستان و آشنایانی که در زندگی‌اش نقش داشته‌اند و خصوصا تامار٬ زنی که مورد علاقه پدرش بوده را باز می‌کند و وقایع زندگی خود و آن‌ها را در میان این پرونده‌ها کنکاش می‌کند.
داستان از زبان اول شخص در سه محور زمانی و مکانی در جریان است: ایام کودکی لیورا در نهاوند، دوران نوجوانی و جوانی‌اش در تهران و میانسالی‌اش در لس‌آنجلس و جالب این جا است که راوی در دوران طفولیت با منطق کودکانه، در دوران بلوغ با عقاید یک جوان ایده‌آلیست انقلابی و در میانسالی با زبان یک زن صحبت می کند.
لیورا داستانی است غیرخطی، رفت و برگشت‌های زمانی‌اش کلیشه‌ای نیست و بسیار نرم اتفاق می‌افتد. زبان راوی داستان گاهی شاعرانه می‌شود و جنبه احساسی وجودش را نمایش می‌دهد. نویسنده در بیان عمق داستان با مطرح کردن لایه‌ به‌ لایه وقایع موفق عمل کرده و شگردهای تصویرپردازی را به‌خوبی به‌ کار گرفته است.
کتاب شامل سه فصل و با سرفصل‌های بسیار است. فصل‌ها گاه بسیار بلند و زمانی بسیار کوتاه‌اند. اسامی سرفصل‌ها نیز گاهی یک کلمه و گاهی یک جمله‌اند. به نظر می‌رسد نویسنده در خصوص نام‌گذاری نامتعارف سرفصل‌ها قصد نوآوری داشته است.
در این داستان٬ لیورا ابتدا اقلیت مذهبی و سپس اقلیت سیاسی و در پایان اقلیت مهاجر است. مهاجرت‌اش به آمریکا منتج به بازنگری در زندگی‌اش می شود. دوران بلوغ و نوجوانی را بی‌پرده و صریح تشریح می‌کند و تعلیمات کلیمی را به نقد می‌کشد. به نظر می‌رسد که وسواس مادر و خیانت پدر از دیگر سایه‌هایی هستند که از کودکی در کنار او راه افتاده‌اند و آینده‌اش را عمیقا تحت‌تاثیر قرار داده‌اند.
لیورا اسیر دو عشق هم‌زمان شده و به بهانه توصیف این دو عشق، دست به دامان ادبیات اروتیک می‌شود و در این خصوص موفق بیرون می‌آید. زندگی لیورا پر از احساس گناه است. این بخش از کتاب ادبیات اعتراف را به ما یادآور می‌شود؛ چرا که نویسنده راوی را اول شخص انتخاب کرده و این انتخاب دست نویسنده را برای بیان اعتراف از زبان راوی باز می‌گذارد.
داستان مملو از قصه و افسانه و متل، رنگ و بو و صدا، نشانه‌گذاری و راست‌نمایی و عنصر تکرار است. نویسنده در زمان افسردگی و ناامیدی قهرمان داستان، از رنگ های خاکستری و سیاه زیاد استفاده می‌کند٬ اما در زمان دلدادگی‌اش از رنگ‌های بنفش و ارغوانی که بدون شک سمبول عاشقی است بهره می‌گیرد. رنگ‌های سبز و سفید لباس نامزد لیورا٬ همایون٬ بیان زندگی و آزادگی هستند. پدر کفش ورنی می‌پوشد و با تامار رابطه دارد. همسر لیورا٬ کیان٬ هم کفش ورنی می‌پوشد و از خانه خارج می‌شود٬ در حالی که لیورا نمی‌داند به او خیانت می‌شود یا نه. مسایل و مشکلاتی از قبیل عشق، وسواس، خیانت، دزدی، محدودیت‌های ازدواج ادیان مختلف و مهاجرت از دیدگاه روان‌شناختی در این روایت بررسی می‌شوند. مردهای این روایت میل به گم شدن دارند و عجیب این که همه گم و به‌ندرت پیدا می‌شوند، زنان اما قوی‌تر از مردان هستند و شخصیت‌شان بارزتر است. پدر در داستان نقشی اساسی دارد و درگیری ذهنی شدید لیورا برای بخشیدن یا نبخشیدن‌اش باری روان‌شناسانه دارد که می‌تواند گریبان بسیاری از زن‌های هم‌سن و سال او را گرفته باشد.
با توجه به شرایط ایران، داستان‌های کوتاه فریبا صدیقیم از پیچیدگی‌های فرمی و زبانی برخوردار هستند. لیورا اما رمانی است روشن، روان و پرکشش که با خواننده بی‌واسطه رابطه برقرار می‌کند و این مرهون چاپ و نشر کتاب در خارج از کشور است.

دانلود کتاب: http://www.nogaam.com/book/2107/
Photo

Post has attachment

معرفی‌ و نقدِ کتاب: لیورا
بهروز پرهامی

این کتاب را از نویسنده ی آن، که با او در دنیایِ مجازی از طریقِ یک دوستِ مشترک آشنا شدم، در ماهِ دسامبرِ ۲۰۱۶ دریافت کردم. بعداً با معرفیِ وی در برنامه ی رادیوییِ ۱۷ دسامبرِ "صبحانه با هما سرشار" کارها و سبکِ نگارشِ او را بیشتر شناختم.
لینکِ برنامه: http://youtu.be/eoI-X1H7SB8?t=3650
لیورا اولین کتاب فارسی است که پس از سالیان دراز می خوانم. خواندن رمان هم برای من امری غیر عادی است. این عوامل تا حدودی مرا در نقد کتابی از این دست محدود می کنند.
لیورا کتابی گیرا و خوش نگاشت است که در سه فصل ۲۴۹، ۹۳ و ۱۴ صفحه‌ای سازمان یافته است. قهرمان داستان، لیورا، زنی کلیمی است که نام عبریش (به معنی ’ نورِ من‘) به عنوان لقبی مهرآمیز هم کاربرد دارد. او متولد تهران است و در شهر نهاوند از استان همدان و بعداً در تهران بزرگ شده است.
زندگی لیورا از مادری مقتدر ولی کم احساس و پدری ضعیف و اکثرا غایب، که به مدت یک سال با زن دیگری ناپدید می شود، شکل می گیرد. اگر مادر بزرگ، خواهر بزرگترش ادنا، و برادرش یوسف نبودند، تضادهای درونی و ناتوانی در اخذ تصمیم‌های مهم ممکن بود لیورا را به مرز جنون بکشانند. ادنا همیشه مورد غضب مادرش است، چرا که او را در ۱۴ سالگی زاییده است. یوسف، هم خودش تا وقتی که در جوار خانواده است و هم تصویرش در تخیلات بعدی لیورا، برایش مونس خوبی است. وجود مادر بزرگ با داستانها و کارهای دستیش به لیورا آرامش می‌‌بخشد.
...
ایرانی‌ تبارانِ کلیمی در این داستان آدمها و موقعییت‌هایی‌ آشنا خواهند یافت، حتی اگر بر خلافِ نویسنده مرد باشند یا در شهر‌هایِ دیگری بزرگ شده باشند. در موردِ من، این آشنا یی بر جاذبه ی داستان می‌‌افزود. از سویِ دیگر، آن بخش از داستان که در لس آنجلس روی می‌‌دهد، عمق و گیرا ییِ کمتری دارد، چرا که به جز روابط لیورا با همسر و پدر و مادرِ پیرش چیزی از محیط زندگی‌ و روابط دیگرش نمی‌‌بینیم.
جهش‌هایِ بینِ زمانِ حال و گذشته خواندنِ این کتاب را به نوعی تفتیش یا کارآگاهی‌، چیزی که لیورا هم ظاهراً آن را دوست دارد، تبدیل می‌‌کند. دلیلِ رفتار‌ها و تصمیم‌ها گاه در ده‌ها صفحه بعد، که بخشِ مربوط از داستان را می‌‌خوانیم، مشخص می‌‌شوند. به این دلیل، خواندنِ کتاب در یک یا چند نشستِ پی‌ در پی‌ آسان تر است.

مطلب کامل: https://www.facebook.com/notes/behrooz-parhami/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF%D9%90-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%84%DB%8C%D9%88%D8%B1%D8%A7/10158095275760038

دانلود کتاب:
http://www.nogaam.com/book/2107/
Photo

Post has attachment
نقد ماهنامه داستانی «چوک» بر رمان «لیورا» نوشته فریبا صدیقیم

لیورا کتابی است که به روان انسان‌ها و روابط عاطفی آن‌ها توجه می‌کند و نیز نشان می‌دهد که چگونه یک حادثه در گذشته می‌تواند روی تمام زندگی تأثیر بگذارد و آن را دگرگون کند. لیورا زن غمگینی است؛ نمی‌تواند اعتماد کند، به‌راحتی عشق بورزد، فراموش کند و ببخشد. نویسنده در طی داستان به‌خوبی نشان می‌دهد که او به دنبال بخشش و در نهایت صلح درونی و ارتباط عمیق‌تر با خودش است. اما پایانش هر چه باشد، آیا می‌توانیم اطمینان کنیم که لیورا زن شادتری خواهد شد؟...

نکتهٔ بدیع و مبتکرانه در این رمان از نظر من بیشتر از همه چیز قدرت زبان فریبا صدیقیم است. زبان مدرن و پر از تخیل او توانسته فضا و شخصیت‌ها را به زیبایی بیافریند. مهارتی که صدیقیم در چیدن و انتخاب کلمات، تصاویر و صحنه‌ها دارد به‌خوبی نشان می‌دهد که او شاعر است. کتاب لحظات شاعرانه بسیار دارد، اما نویسنده افراط نمی‌کند و خواننده را در این لحظات غرق نمی‌کند. نویسنده قصه‌گو است و می‌داند چطور قلاب خود را به ذهن خواننده بیندازد تا او به راحتی و با علاقه پیش برود. فریبا نویسندهٔ زبر دستی است، اما سعی نمی‌کند خواننده را تصنعی تحت‌تاثیر قرار دهد و به خاطر چیرگی‌اش بر زبان خودنمایی کند. کتاب‌هایی هستند که در آن‌ها تکنیک بر متن غالب است، اما خوشبختانه در کتاب لیورا این اتفاق نمی‌افتد و او متن را فدای تکنیک نمی‌کند. شیوه‌ای که فریبا صدیقیم در پیش بردن و خلق داستان دارد منحصر به فرد است. بی‌صبرانه منتظر رمان بعدی‌اش هستم.

لینک مطلب اصلی: http://www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/13768-2017-01-25-08-52-10.html

دانلود کتاب: http://www.nogaam.com/book/2107/
Photo

Post has attachment
خانواده از هم‌گسیخته و خودآگاهی زن ایرانی
مروری بر رمان «لیورا»
لیورا پوراتی – ظهیر

ر رمان «لیورا» نوشته فریبا صدیقیم شاهد گفت‌وگوی درونی و بی‌پرده‌ زنی هستیم که از یک طرف به دنبال مردی ژرف‌اندیش و سالم می‌گردد و از طرف دیگر به دنبال مردی اغواگر است که او را به هیجان آورد. شاید خیلی از ما زن‌ها عمیقاً ترکیبی از کیان و همایون را یک‌جا می‌خواهیم.
...

لیورا داستان زنی یهودی است که در خانواده‌ای از هم‌گسیخته با مادری مقتدر و پدری متزلزل در نهاوند پرورش پیدا کرده، اما سرانجام به آگاهی و رهایی می‌رسد. لیورا را در کودکی نادیده گرفته‌اند و به همین جهت ارزش چندانی هم برای خودش قائل نیست. به راحتی فرصت‎های زندگی‌اش را از دست می‌دهد، و چه در زندگی شخصی و چه در زندگی سیاسی‌اش همیشه پرچالش‌ترین تصمیم‌ها را می‌گیرد.

مطلب کامل:
https://www.radiozamaneh.com/305578#.WBlR0liXTdh.facebook

دانلود کتاب: http://www.nogaam.com/book/2107/
Wait while more posts are being loaded