Profile cover photo
Profile photo
Iran ♥ (ايران)‎
15,913 followers
15,913 followers
About
Iran ♥ (ايران)'s interests
Iran ♥ (ايران)'s posts

Post has attachment
#خیمه_شب_بازی #Marionette  
#قاجار #Qajar  

خیمه شب‌بازی در اصل گونه از نمایش عروسکی است که در گذشته در اتاقکی پارچه‌ای توسط شخصی به‌نام خیمه‌گردان به‌ طوری که خودش دیده نشود، اجرا می‌شد. خیمه‌گردان با بند و نخ‌هایی که عروسک را به آن آویزان می‌کرد به همراه یک داستان، عروسک‌ها را به حرف، سخن، آواز و صدا، وامی‌داشت. در خیمه شب بازی یک یا  دو راوی (مرشد) با نواختن تنبک، کمانچه، گفتگو با عروسک‌ها و خطاب قرار دادن تماشاگران داستان‌ها را روایت می‌کنند. 
 
‌گردانندگان یک نمایش خیمه‌شب بازی دست کم دو نفر بودند، یکی مرشد که در حقیقت همه کاره خیمه‌شب بازی بود، هم ضرب می‌نواخت و هم آواز می‌خواند و هم کنار خیمه می‌نشست و با عروسک‌ها به گفتگو می‌پرداخت و دیگری عروسک‌گردان یا نمایش‌گردان که به‌وسیله نخ‌ها، عروسک‌ها را به‌حرکت در می‌آورد و به جای آن‌ها حرف می‌زد. او برای این کار معمولا سوت سوتکی به نام صفیر در دهان می‌گذاشت و برای همین صدای عروسک‌های خیمه‌شب بازی بسیار زیر و برای تماشاگران نامفهوم  می‌نمود. از این رو مرشد در ضمن سوال و جواب همیشه حرف‌های عروسک را تکرار می‌کرد تا تماشاگران را به موضوع نمایش جلب کند و این گویه واگویه از ارکان نمایش محسوب می‌شد.

خیمه‌شب بازی پیشتر در خانه‌های اعیان و اشراف و در مراسم‌هایی مثل عروسی‌ و مولودی‌ برگزار می‌شد اما در اواخر عصر قاجار مردم در اعیاد و جشن‌های عمومی و بعدها در قهوه‌خانه‌ها، میادین اصلی شهر یا روستا به تماشای خیمه شب بازی می‌نشستند. عکسی که در زیر مشاهده می‌کنید از عکاس ناشناس، عروسک‌ها و عروسک گردانان یک خیمه شب بازی در عصر قاجار را نشان می‌دهد.
Photo

Post has attachment
#Behistun   #Inscription     #Iran  
#کتیبه   #بیستون   #کرمانشاه   #ایران  
.
.
.
.
.
German surveyor Carsten Niebuhr visited in around 1764 for Frederick V of Denmark, publishing a copy of the inscription in the account of his journeys in 1778. Niebuhr's transcriptions were used by Georg Friedrich Grotefend and others in their efforts to decipher the Old Persian cuneiform script. Grotefend had deciphered ten of the 37 symbols of Old Persian by 1802, after realizing that unlike the Semitic cuneiform scripts, Old Persian text is alphabetic and each word is separated by a vertical slanted symbol.

The Old Persian text was copied and deciphered before the recovery and copying of the Elamite and Babylonian inscriptions had even been attempted, which proved to be a good deciphering strategy, since Old Persian script was easier to study due to its alphabetic nature and the fact that the language it represents had naturally evolved into Middle Persian, and in turn, to the living modern Persian language dialects, and was also related to the Avestan language, used in the Zoroastrian book the Avesta.

In 1835, Sir Henry Rawlinson, an officer of the British East India Company army assigned to the forces of the Shah of Iran, began studying the inscription in earnest. As the town of Bisotun's name was anglicized as "Behistun" at this time, the monument became known as the "Behistun Inscription". Despite its relative inaccessibility, Rawlinson was able to scale the cliff and copy the Old Persian inscription. The Elamite was across a chasm, and the Babylonian four meters above; both were beyond easy reach and were left for later.

With the Persian text, and with about a third of the syllabary made available to him by the work of Georg Friedrich Grotefend, Rawlinson set to work on deciphering the text. Fortunately, the first section of this text contained a list of the same Persian kings found in Herodotus in their original Persian forms as opposed to Herodotus's Greek transliterations; for example Darius is given as the original Dâryavuš instead of the Hellenized Δαρειος. By matching the names and the characters, Rawlinson was able to decipher the type of cuneiform used for Old Persian by 1838 and presented his results to the Royal Asiatic Society in London and the Société Asiatique in Paris.

In the interim, Rawlinson spent a brief tour of duty in Afghanistan, returning to the site in 1843. He first crossed a chasm between the Persian and Elamite scripts by bridging the gap with planks, subsequently copying the Elamite inscription. He was then able to find an enterprising local boy to climb up a crack in the cliff and suspend ropes across the Babylonian writing, so that papier-mâché casts of the inscriptions could be taken. Rawlinson, along with several other scholars, most notably Edward Hincks, Julius Oppert, William Henry Fox Talbot, and Edwin Norris, either working separately or in collaboration, eventually deciphered these inscriptions, leading eventually to the ability to read them completely.

The translation of the Old Persian sections of the Behistun Inscription paved the way to the subsequent ability to decipher the Elamite and Babylonian parts of the text, which greatly promoted the development of modern Assyriology.

https://en.wikipedia.org/wiki/Behistun_Inscription


نام بیستون از واژه پارسی باستان «بغستان» به معنی جایگه خدایان است.

نخستین اشاره به این جایگاه در کتاب دیودوروس سیکولوس بود که در آن بخشی از نوشته‌های کتزیاس یونانی درباره بیستون آورده شده‌است. در این اشاره سنگنبشته بیستون کنده شده به دست سمیرامیس ملکه اسطوره‌ای آشوری معرفی شده و بیستون را (Bagastanon oros) معرفی کرده‌است. در آن اشاره به بیستون آورده شده بود که کوه بیستون به اهورامزدا پیشکش شده‌است.

واژه بیستون در زبان پهلوی «بَهیستان» و سپس «بَهیستون» شد. این واژه در سده‌های نخست اسلامی «بهستون» و امروزه بیستون خوانده می‌شود. یادآوری می‌گردد شکل واژه‌ای که امروزه «بی ستون» به معنی «بدون ستون» گفته می‌شود، از گویش‌های محاوره‌ای بوده و فاقد اعتبار است.

متن سنگ‌نبشته را می‌توان (بر اساس ترجمه آلمانی آن) به صورت زیر خلاصه کرد:

ستون یک: نام شاه؛ عناوین؛ سلسله نسب؛ حدود و رسم حکومتش.
ستون دو: قتل بردیا توسط کمبوجیه؛ شورش گئومات؛ مرگ کمبوجیه؛ ترور گئومات؛ جانشینی داریوش بر تخت سلطنت.
ستون سه: شورش آثرین در عیلام و ندینتئیرا در بابل؛ اعدامشان.
ستون چهار، بند۱: فهرست ۹ استانی که هنگام حضور داریوش در بابل شوریدند.
ستون چهار، بند۲: شورش مارتیا در عیلام و اعدامش.
ستون چهار، بند۳: شورش فرورتیش در ماد و اعدامش در اکباتان؛ پیروزی‌های متعدد در همین زمان توسط فرماندهان شاه بر شورشیان ارمنی بدست آمد. شورش چیچَتَخما در سَگَرتیا و اعدامش.
ستون چهار، بند۴: پارت و هیرکانیا، به شورش فرورتیش ملحق می‌شوند. که توسط پدر داریوش، ویشتاسپ، سرکوب می‌شوند.
ستون چهار، بند۵: شورش فراده در مرو و سرنگونی‌اش توسط دادرشیش.
ستون چهار، بند۶: شورش وهیَزداته در پارس و اعدامش.
ستون چهار، بند۷: وقایع تحریک پیروان وهیَزداته در ارچوسیه و پایان دادن آن توسط ساتراپ ویوانه.
ستون پنج: شورش ارخهٔ ارمنی در بابل و اعدامش.
ستون پنج، بند۱: خلاصهٔ ۹ وانمودگر تخت شاهی و ۹ نبرد با آنان.
ستون پنج، بند۲: دلایل برخاستن و سرکوب این شورش‌ها: «دروغ» و بزرگداشت اهورامزدا.
ستون پنج، بند۳: هشدار دربارهٔ دروغ.
ستون پنج، بند۴: تصریح رسمی شاه درباره علاقه‌اش به حقیقت.
ستون پنج، بند۵: یگانگی موفقیت داریوش.
ستون پنج، بند۶: درخواست شاه به مردمان آینده برای منتشر کردن متن سنگ‌نبشته.
ستون پنج، بند۷: یاری اهورامزدا به داریوش.
ستون پنج، بند۸: درخواست شاه به شاهان آینده و کسانی که لوحه تاریخی بیستون را می‌بینند.
ستون پنج، بند۹: ۶ یاور داریوش علیه گئومات؛ راهنمایی شاهان آینده برای حمایت از نسل این حمایت کنندگان.
ستون پنج، بند۱۰: معرفی نوشته جدید و پراکنده شدن متن.
ستون پنج، بند۱۱: شورش ئَتَمَئیته در عیلام و سرنگونی‌اش توسط گبریَس.
ستون پنج، بند۱۲: پیروز داریوش بر سکاها به فرماندهی سکونخا.
نکته‌های اصلی کتیبه بیستون از این قرار است: معرفی داریوش از زبان خود او، دودمان هخامنشی، چگونگی اعاده پادشاهی به هخامنشیان، شیوه حکومت داریوش، مرگ کمبوجیه، طغیان گئوماتا و کشته شدن او در پاییز ۵۲۲ ق م، شورش و طغیان در بسیاری از سرزمین‌ها و سرکوبی آن‌ها و اعاده نواحی بسیاری که از فرمانبرداری سر باز زده بودند، پیروزی‌هایی که در نوزده نبرد نصیب داریوش شده‌است و از جمله پیروزی مهم و دشوار بر سکاها، چگونگی استقرار آرامش و امنیت در امپراتوری پهناور، رد ادعاهای یاغیان ضدحکومت، هشدار نسبت به دروغگویی، دفاع از راستی و راستگویی، دعای نیک در حق کشور و مردم، سپاسگزاری داریوش از یاریهای اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح، اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبه بیستون را می‌خوانند، نام کسانی که در غلبه بر گئوماتا از داریوش پشتیبانی کردند و اشاره به انتشار متن کتیبه در سراسر قلمرو هخامنشی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، بابلی و ایلامی. این کتیبه‌ها کلید کشف رمز کلیهٔ خطوط میخی گردید. به ویژه «سر هـ. رالینسون» در این موفقیت سهمی بسزا دارد.

 امروزه، مانند زمان داریوش، جاده مرکز و غرب ایران به بین‌النهرین (عراق) همچنان از کنار کوه بیستون می‌گذرد. معمولا مسافرانی که از کیلومترها آن‌سوتر مجذوب بلندی و سترگی کوه بیستون و مسحور زیبایی دشت پیرامون آن شده‌اند، چاره‌ای جز این نمی‌یابند که لختی پای کوه توقف کنند و به دیدار کتیبه داریوش بشتابند؛ کتیبه‌ای که بزرگ‌ترین سنگ نبشته تاریخی ایران و در عین حال، نخستین سند رسمی به زبان پارسی باستان است.
 و این همان خواست داریوش و میل او به جاودانگی است: “داریوش شاه گوید: اگر این نبشته یا این پیکرها را ببینی و تباهشان نسازی و تا هنگامی که ترا توانایی است نگاهشان داری، اهورا مزدا ترا دوست باد و دودمان بسیار و زندگیت دراز باد و آنچه کنی آن را به تو اهورامزدا خوب کناد.”
Photo

Post has attachment
دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم ...

                                                                           احمد شاملو


#شاملو  
Photo

Post has attachment
زیباترین حرفت را بگو

شکنجه ی پنهان ِ سکوت ات را آشکاره کن

و هراس مدار از آنکه بگویند

ترانه یی بی هوده می خوانید .

چرا که ترانه ی ما

ترانه ی بی هوده گی نیست

چرا که عشق

حرفی بیهوده نیست .

 

حتی بگذار آفتاب نیز بر نیاید

به خاطر ِ فردای ما اگر

بر ماش منتی ست ؛

چرا که عشق

خود فرداست

خود همیشه است


احمد شاملو
Photo

Post has attachment
Photo

Post has attachment
Photo

Post has shared content
#Hamedan   #autumn   #Iran  
#MustSeeIran  
Beautiful autumn in #Hamedan #iran  
HAMADAN, Nov. 19  – Hamedan is situated 400km southwest of #Tehran . The unique and magnificent collection of cultural, historical and natural attractions in this area along with easy transportation with Tehran and its cool weather in summer and spring makes Hamedan a perfect tourist-absorbing province.
PhotoPhotoPhotoPhotoPhoto
2014-11-20
15 Photos - View album

Post has attachment

Post has attachment
میراث رضاشاه
#میراث  

رضاشاه چه در جایگاه پادشاه و چه در جایگاه نخست‌وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

ساخت جاده مخصوص پهلوی (خیابان ولی‌عصر کنونی در تهران)
متحدالشکل کردن لباس مردان، دستور به سر گذاشتن کلاه پهلوی به جای دستار و فینه و اجباری کردن کت و شلوار و کفش مردانه به جای لباس‌های سنتی در سال ۱۳۰۳ خورشیدی (در پست نخست‌وزیری)
کشف حجاب اجباری (تغییر لباس زنان از پیچه و روبند به لباس و کلاه فرنگی و بازکردن صورت)
تهیه و تصویب نخستین قانون مدنی ایران
بنیان‌گذاری ثبت اسناد
بنیان‌گذاری ثبت احوال و اجباری کردن برگزیدن نام خانوادگی و صدور شناسنامه
لغو کاپیتولاسیون
ملی‌کردن جنگل‌ها و مراتع ایران
سرکوب و کشتارخان ها
دستگیری، زندانی کردن و کشتار بسیاری از روحانیون از جمله مدرس 
براندازی سیستم خان‌سالاری (ملوک الطوایفی)
متحدکردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران و تصویب قانون نظام وظیفه عمومی
بنیان‌گذاری بانک سپه
بنیان‌گذاری بانک ملی ایران
بنیان‌گذاری بانک فلاحتی
بنیان‌گذاری بیمه ایران
ساخت راه‌آهن سراسری ایران (از خلیج فارس تا دریای خزر)
گسترش صنایع
بنیان‌گذاری رادیو ایران
بنیان‌گذاری خبرگزاری پارس
بنیان‌گذاری دانشگاه تهران
بنیان‌گذاری فرهنگستان ایران
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی (تغییر ماه‌های برجی مانند عقرب و سرطان به ماههای اوستایی مانند فروردین و اردیبهشت)
تغییر نام رسمی کشور در زبان‌های خارجی و مجامع بین‌المللی از «پرشیا» به «ایران» در سال ۱۳۱۴. (در خود ایران نام کشور از زمان ساسانیان به همین نام ایران گفته می‌شد). 
دستور به حفظ، بازسازی و مرمت آثار تاریخی ایران
تاسیس نخستین موزه ایران با نام موزه ایران باستان
حفظ یک‌پارچگی و تمامیت ارضی ایران با سرکوب وابستگان به قدرت‌های خارجی، هم‌چون شیخ خزعل و اسماعیل سیمیتقو.
Photo

Post has attachment
#Daria_i_Noor   #دریای_نور  

تاریخچهٔ این الماس به اساطیر و افسانه‌ها می‌رسد. نقل است که بر دستهٔ شمشیر افراسیاب نصب بوده و رستم آن را در جنگ با تورانیان تصاحب نموده است. در حملهٔ امیرتیمور به غارت رفت و به دست محمدشاه هند رسید. این الماس به همراه زوج دیگرش کوه نور (که اکنون روی تاج ملکهٔ انگلستان نصب شده‌است) توسط نادر شاه افشار در جنگ با هند به دست آمده و در سال ۱۷۳۹ میلادی به ایران آورده شدند. ظاهراً محمدشاه به هنگام تسلیم به نادر آن را در عمامهٔ خود مخفی نموده که توسط سربازان یافته می‌شود.

دریای نور پس از قتل نادر به نوهٔ او شاهرخ‌میرزا (آخرین پادشاه افشار) رسید و سپس به دست امیر علم خان خزیمه و بعد به محمد حسن خان قاجار و بعد به لطفعلی‌خان زند و سر انجام به دست آغا محمدخان قاجار افتاد.

ناصرالدین شاه معتقد بود که این جواهر یکی از گوهرهای تاج کورش بزرگ بوده‌است. او برای تولیت این گوهر قیمتی منصبی مخصوص قرار داده بود.

این جواهر در زمان محمدعلی شاه و هنگام شکست وی از مشروطه‌خواهان به سفارت روسیه برده شد که توسط مشروطه‌خواهان بازپس داده شده و هم اکنون در موزهٔ بانک مرکزی واقع در خیابان فردوسی تهران قرار دارد.

زوج این الماس که کوه نور نام داشت، پس از مرگ نادر توسط سرداران افغانی از ایران به هند بازگردانده شد و پس از مدتی نصیب کمپانی هند شرقی بریتانیا شد و مدتی نیز روی تاج ملکه انگلستان نصب شد.


This diamond, like the Koh-i-Noor, was mined at the Paritala-Kollur Mine in Andhra Pradesh, India. It was originally owned by the Kakatiya dynasty, later it was looted by Turkic Khilji dynasty and to Mughal emperors.

In 1739, Nader Shah of Iran invaded Northern India, occupied Delhi and then massacred many of its inhabitants. As payment for returning the crown of India to the Mughal emperor, Muhammad, he took possession of the entire fabled treasury of the Mughals, including the Darya-i-noor, in addition to the Koh-i-noor and the Peacock throne.

Daria-i-noor, along with the Koh-i-noor, was later acquired by Ranjit Singh of Sikh Empire. It finally came into the possession of East India Company when Punjab fell under the British Rule in 1849. Daria-i-noor was one of the main attractions of The Great Exhibition in 1851. In 1852, Hamilton and Company auctioned the diamond under the direction of the British government. At the auction, the diamond was purchased by Khwaja Alimullah from Dhaka Nawab Family. In his visit to Calcutta in 1887, Viceroy of India Lord Dufferin went to see the diamond at Baliganj.

Daria-i-noor was also seen by King George V and Queen Mary during their visit to Calcutta in 1912. After the Partition of India in 1947, the diamond was transferred from Calcutta to Dhaka and since then, has been kept in in a vault of Sonali Bank. In 1985, a group of experts approved the genuineness of the diamond through an examination.
Photo
Wait while more posts are being loaded