Profile cover photo
Profile photo
reza amiri
306 followers
306 followers
About
Posts

Post is pinned.Post has attachment
کُمب: روستایی بدون برق، آب، مدرسه و امکانات بهداشتی

کُمب، روستایی در چابهار با ۲۳ هزار جمعیت، فاقد برق، آب، مدرسه و سایر امکانات بهداشتی و رفاهی که در پنج کیلومتری شهر چابهار قرار دارد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایرنا، روستای کُمب در پنج کیلومتری شهر چابهار فاقد امکانات برق، آب، بهداشت، مدرسه و سایر امکانات رفاهی است به طوری که سالهاست بیش از ۲۳ هزار نفر از ساکنان آن با مشکلات گرمای طاقت فرسا مواجه و همچنان در انتظار برق و آب هستند.
ناصر ایازی مدیر هیات‌اجرایی سازمان ملی زمین و مسکن از طرح ساماندهی این روستا خبر داد و گفت: «روستای‌ کُمب یکی از روستاهای بزرگ چابهار است که ۴۶۰ هکتار مساحت و بالغ بر ۲۳ هزار نفر جمعیت دارد.»
وی گفت که این روستا از دو دهه پیش با شروع خشکسالی‌ها در چابهار بوجود آمده و مناطق شهری زیباشهر و گل‌شهر هم با مهاجرت ناخواسته روستاییان به دلیل شرایط ناگوار طبیعی و نداشتن برنامه برای اقتصاد روستا تصرف شد.
ایازی تاکید کرده که روستاییان برای گذران حداقل زندگی و یافتن غذا به این منطقه آمدند که در همان زمان نیز مدیریت شهری آنها را از شهر بیرون راند.
سهمیه آب روزانه هر یک از ساکنین چابهار ۱۵ لیتر است.
۸۰% روستایی نشینان نیز از آب آشامیدنی محروم هستند.
مدیر هیات‌اجرایی سازمان ملی زمین و مسکن در طرح توسعه چابهار از شناسایی ۱۲ منطقه حاشیه‌نشین بی‌ضابطه خبر داد و گفت: «نزدیک به دو دهه است که خشکسالی بر چابهار سایه افکنده و این عامل به همراه بی‌برنامگی و عدم اتخاذ تصمیمات درست برای چاره‌اندیشی مسائل مختلف چابهار از جمله خشکسالی، بی‌آبی، عدم امکانات لازم، بیکاری و راندن‌های پی‌درپی مردمی که مشکل عمده‌شان فقر است موجب شد تا حاشیه‌نشینی در ابعاد بسیار گسترده در شهر، روستاها و خارج از محدوده شهر و روستا گسترش یابد.»
ایازی تاکید کرد که پیش از این خسکسالی مردم چابهار و سیستان حاضر به مهاجرت به شهرها نبودند و خشکسالی آنها را مجبور به حاشیه‌نشینی کرده که فقر در گوشه گوشه‌اش نمایان است.
به گفته وی، مردمانی که در مناطق حاشیه‌ای چابهار سکونت دارند بیشتر متعلق به روستاها هستند.
مدیر هیات‌اجرایی سازمان ملی زمین و مسکن در طرح توسعه چابهار، اخذ تصمیمات نادرست و نداشتن برنامه‌ریزی برای چاره‌اندیشی را مشکل اصلی چابهار می‌داند.
وی با تاکید بر نقش کشاورزی در چابهار گفت: «اگر منطقه‌ای برای این افراد ایجاد و آنها می‌توانستند در زمین‌هایی که با شرایط به آنها واگذار می‌شد زندگی می‌گذراندند الان شاهد حاشیه‌نشینی بیش از ۶۰ درصدی چابهار به شکل امروز نبودیم.»
Photo
Add a comment...

Post has attachment
Add a comment...

Post has attachment
Add a comment...

Post has attachment
انتقامجویی مسئولین زندان؛ تداوم فشار بر زندانیان سیاسی زندان زاهدان

پس از اعتراض زندانیان نسبت به وضعیت نامناسب زندان مرکزی زاهدان و حضور سرزده بازرسان بخش بازرسی سازمان زندانهای کشور در تاریخ ۱۹ آذرماه، مسئولان زندان مرکزی زاهدان به منظور انتقامجویی فشار بر زندانیان سیاسی این زندان را بیشتر کرده اند، این فشار ها با گذشت زمان نه تنها کم نشده، بلکه با شدت بیشتری ادامه دارد، قطع تلفن ها، کم شدن جیره غذایی و بیرون نگه داشتن زندانیان در هوای سرد از جمله این فشارها هستند. زندانیان سیاسی این زندان طی نامه ای به مسئولان زندان گفته اند در صورت تداوم فشارهای غیرانسانی اخیر دست به اعتصاب غذای دسته جمعی خواهند زد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زندان زاهدان به دلایل زیادی از جمله دوری از مرکز، نبود نظارت جامعه مدنی و محرومیت های استانی با مشکلات متعددی روبروست.
این زندان که محل نگهداری زندانیان سیاسی و امنیتی پرتعدادی است در ماههای اخیر شاهد اعتراضات زندانیان و تلاش آنها برای رساندن صدای خود به گوش مسئولان به هدف بهبود وضعیت در این زندان بود.
سرانجام مورخ ۱۹ آذرماه، بازرسان اعزامی از تهران راهی این زندان شدند تا وضعیت زندان را مورد بررسی قرار دهند اما مسولین زندان ضمن تلاش برای ساکت کردن زندانیان تعدادی از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام را به اجرای حکم تهدید کردند و همینطور فشارهای دیگری را بر زندانیان این زندان بخصوص ساکنان بند ۳ که عمدتا زندانیان سیاسی هستند افزودند.
گفته شده برای چندمین بار در یک هفته اخیر، آقای عباس میر رئیس اندرزگاه بند ۳ در هوای سرد زمستان زندانیان امنیتی-سیاسی را ساعت ها در هواخوری این زندان نگه داشته است.
مدیر داخلی زندان نیز خطاب به زندانیانی که از سرمای هوا و رفتار غیرانسانی مسئولان شکابت داشتند گفت “این رفتار ها عاقب کار شماست”. اشاره این مقام مسئول به حضور بازرسان سازمان زندانها در این محل است.
با توجه به قطع کردن تلفن های بند ۳ زندان توسط مسئولین، نظر به اینکه روند طرح مشکلات زندانیان در رسانه ها متوقف نشده است، مسئولان زندان به ظن اینکه زندانیان احتمالا تلفن های همراهی در زندان دارند برای دو روز متوالی این بند امنیتی را مورد بازرسی سختگیرانه ای قرار دادند. این بازرسی ها همراه با توهین به زندانیان و تخریب وسایل آنان بود.
از سوی دیگر گزارش می شود آقای خواجه، مدیر داخلی زندان برای فشار بر زندانیان دستور جمع آوری پتوهای زندانیان را داده است، در حالی که وسایل گرماساز در زندان جوابگوی شرایط موجود نیست این مقام مسئول با وضع محدودیت “حداکثر ۳ پتو” دستور به جمع آوری پتوهای شخصی زندانیان داده است.
در حالیکه ساز و کار گرمایش زندان جوابگوی شرایط سرد زمستانی نیست، فروشگاههای زندان اقدام به فروش چراغ نفتی به زندانیان کرده اند. زندانیان بخصوص حالا که با محدودیت در داشتن پتو روبرو هستند ناچار به خرید چراغهای نفتی هستند و هزینه جداگانه ای نیز برای نفت باید بپردازند، این مسئله موجب فشار مضاعفی بر زندانیانی شده است که از ضعف مالی رنج می برند.
علاوه بر اعمال محدودیت های شدید ارتباطی و اذیت و آزار زندانیان، وضعیت خوراک و تغذیه زندانیان نیز پس از بازدید بازرسان اعزامی تهران، نه تنها بهتر نشده بلکه گزارش میشود جیره غذایی زندانیان کاهش پیدا کرده است.
گزارش شده است در حال حاضر این زندان احتمالا متاثر از بازدید صورت گرفته با به کار گیری خود زندانیان در حال رنگ کاری و تعمیرات ظاهری است.
هرانا پیشتر در گزارشی تحت عنوان وضعیت بغرنج زندان مرکزی زاهدان به روایت شاهدین به مشکلات این زندان بصورت اجمالی پرداخته بود.
در این گزارش آمده بود، شرایط بند سه که محل نگهداری زندانیان سیاسی و امنیتی محسوب می شود در فصل سرما سخت توصیف شده است، بطوریکه هم اکنون با توجه به آمار تخت ها ظرفیت این بند ۱۷۳ نفر عنوان شده ولی مسئولین با منتقل کردن دهها زندانی بی جا در کنار زندانیان سیاسی که عمدتا در این بند گذران حبس میکنند، از افزایش جمعیت بعنوان ابزاری برای فشار بر زندانیان سیاسی-امنیتی استفاده میکنند.
طی روزهای گذشته نیز هرانا با انتشار گزارشی از رفتار های سلیقه ای مسئولان زندان درباره فشار زندانبانان بر زندانیان سیاسی اشاره کرد، در این گزارش به برخورد خشن مسئولین زندان با هدف انتقام جویی از زندانیان سیاسی اشاره شد.
Photo
Add a comment...

Post has attachment
پاسخ صادق لاریجانی به مریم اکبری‌منفرد
پاسخ صادق لاریجانی به مریم اکبری‌منفرد  صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه ایران اخیرا در پاسخ به سوالی درباره پرونده اعدام‌های دهه ۶۰، گفته است “درخصوص برخی موضوعات این بحث وجود دارد که آیا اگر ما شروع به پاسخ دادن کنیم، مشکل حل می‌شود یا در زمین دشمنان ب...
Add a comment...

Post has attachment

Post has attachment
یک شهروند اهوازی بازداشت شد
– یک شهروند اهوازی به نام حسن بترانی یکشنبه هفته جاری توسط پرسنل اداره اطلاعات اهواز بازداشت شد. به گززاش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسن بترانی روز یکشنبه هفته جاری در منزل پدری اش واقع در کوی علوی در اهواز توسط نیروهای ادار...
Add a comment...

Post has attachment
گزارشی از احضار و بازجویی از ۱۹ فعال کارگری در سنندج
گزارشی از احضار و بازجویی از ۱۹ فعال کارگری در سنندج طی دو هفته‌ی گذشته دست‌کم نوزده فعال کارگری در شهر سنندج از سوی اداره‌ی اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفته‌اند. علت بازجویی برخی از آنها فعالیتهایی در دفاع از حقوق کارگران بوده و برخی دیگر هم در رابطه با برگ...
Add a comment...

فرمانده انتظامی استان همدان: ۸۰۰ سایت فیلتر شد

خبرگزاری هرانا – فرمانده انتظامی همدان با بیان اینکه ۸۰۰ سایت در استان فیلتر شد، گفت که ۲۳۰ هزار نفر در بخش‌های مختلف توسط نیروهای انتظامی همدان آموزش دیدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم ، سردار بخشعلی کامرانی صالح عصر دیروز در ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان همدان در خصوص شناسایی و فیلتر برخی سایت‌های در استان تأکید کرد: “۸۰۰ سایت در استان شناسایی و فیلتر شده است”.
کامرانی صالح با اشاره به اینکه از دیگر موضوعات مهم در مقابله با تهدیدات دشمنان آموزش‌های لازم برای اقشار مختلف جامعه است، بیان کرد: “۲۳۰ هزار نفر در استان در بخش‌های مختلف در دوره‌های آموزشی پلیس شرکت کردند”.
وی با بیان اینکه آمارها بیانگر انجام اقدامات مناسب در راستای مقابله برخوردهای هنجارشکنانه در جامعه است، اظهار داشت: “به دلیل بالا بودن حجم کار ممکن است اقدامات انجام شده کمرنگ دیده شود”.
Add a comment...

مادر محمدصابر ملک‌رییسی:‌ «گفتند پسر فراری‌تان را تحویل دهید تا این پسرتان را آزاد کنیم»



محمدصابر ملک‌رییسی، زندانی بلوچ که از هشتم آذرماه دست به اعتصاب غذا زده است، همچنان محروم از رسیدگی درمانی در قرنطینه زندان اردبیل به سر می برد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، مادر محمدصابر ملک‌رییسی به کمپین گفت که از هشتم آذر ماه ۱۳۹۶ که فرزندش در بند قرنطینه زندان اردبیل دست به اعتصاب غذا زده تماس تلفنی‌اش با خانواده قطع شده و خانواده او در نگرانی شدید و بی‌خبری از وضعیت این زندانی بلوچ به سر می‌برند.
محمدصابر ملک‌رییسی، فرزند دادعلی در حال حاضر ۲۳ ساله و اهل شهرستان چابهار، در سال ۱۳۸۸ هنگامیکه ۱۵ سال داشت، توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. او ابتدا در اداره اطلاعات زاهدان بازجویی و پس از آن به زندان زاهدان منتقل شد. محمدصابر ملک‌رییسی سپس به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی و محاربه» به «۱۵ سال زندان در تبعید» محکوم و پس از قطعی شدن حکم ۱۷ سال زندان ابتدا به زندان ارومیه و سپس به زندان اردبیل تبعید شد.
گل بی بی ملک رئیسی، مادر محمدصابر ملک رئیسی گفت که فرزندش پس از اعتراض به توهین‌ها و بدرفتاری‌های مسولان زندان، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و بینایی یک چشمش را از دست داده است.
خانم ملک رئیسی گفت: «محمدصابر در بند قرنطینه زندان اردبیل است و پس از اینکه او را کتک زده و شکنجه کرده اند اعتصاب غذا کرده است. تلفن زد و گفت او را زده‌اند و اعتصاب غذا می‌کند اما بعد دیگر از هشتم آذر ماه تا الان هیچ خبری از او نداریم. تلفن نکرده و با وضعیتی که داشت نمی‌دانیم چه بلایی سر او آمده است.»
مادر محمدصابر ملک رئیسی گفت: «من هر دری زدم، هیچ کسی به من جواب نداد. رفتم اطلاعات چابهار، رفتم اطلاعات زاهدان، رفتم دادگستری زاهدان و هیچ کسی جوابی به ما نمی‌دهد. اطلاعات زاهدان که رفتم به پلیس ۱۱۰ گفتند آمد که جمع کنید بروید اینجا جای شما نیست. نهایت گفتند بروید زندان اردبیل. ما چابهار زندگی می‌کنیم و اردبیل خیلی خیلی دور است. توان مالی ندارم بروم. مریض هستم من این همه راه را نمی‌توانم بروم. پدر محمدصابر هم فلج است و مانده‌ام چه باید بکنم.»
گل بی بی ملک رئیسی گفت که از اطلاعات زاهدان به او گفته‌اند پسر دیگرش را تحویل دهد تا محمدصابر را آزاد کنند. او گفت: «محمدصابر من ۱۵ سال داشت که او را رفتند. به خاطر برادرش او را گرفتند. ما شناسنامه او را یک سال بزرگتر گرفتیم به خاطر مدرسه اما ۱۵ سال داشت. برادرش فراری است. من هم خبر ندارم کجا است. اطلاعات زاهدان به من گفتند عبیدالرحمن را بیاور محمدصابر را ببر. من چگونه بدانم کجا است؟ از دست اطلاعات فراری است به او گفته بودند باید با اطلاعات همکاری کند او هم فرار کرد ده سال است از او بی خبر هستم که کجا است. بعد آمدند محمدصابر را به جای او گرفتند و بردند. گروگان بردند. بچه من اهل درس و مشق بود درس می خواند و فقط ۱۵ سال داشت نباید زندان می رفت باید الان دانشگاه می رفت اما ۸ سال است که بی گناه زندان است.”
مادر محمدصابر رئیسی گفت: “بچه ۱۵ ساله من دو سال بازداشتگاه اطلاعات بود. ما چابهار زندگی می کنیم. از اطلاعات چابهار بردند اطلاعات زاهدان و دو سال آنجا بود. بعد ما خبر نداشتیم بردند زندان اردبیل. ۸ ماه ما هیچ خبری از او نداشتیم که بچه ما مرده یا زنده است. بعد از ۸ ماه زنگ زد و گفت من زنده هستم زندان اردبیل هستم من از خوشی گریه می کردم که بچه من زنده است. حالا هم که ۱۳ روز است در اعتصاب غذا است و من خبری از او ندارم. دو سال است او را ندیده ام. زندان اردبیل دور است مریض هستم نمی توانم این همه راه بروم. در این سالها فقط دو بار توانسته ام بروم اردبیل ملاقات کنم. ما هیچ کسی را ندا ریم. وکیل هم ندارد. ما بلوچ هستیم ما ایرانی هستیم. چرا با ما این کار را می کنند؟”
یک منبع آگاه ۲۴ دی ماه ۱۳۹۵ گفته بود: «برادر بزرگ تر صابر در پاکستان است و به اتهام همکاری با جندالله تحت تعقیب وزارت اطلاعات است، صابر تابستان ۱۳۸۸ به پاکستان به دیدار برادرش رفته و در بازگشت به اتهام همکاری با جندالله و خروج غیرقانونی بازداشت شدهاست، خود صابر که فعالیتی نداشته و زمان بازداشت دانش آموز سال دوم دبیرستان بود و در منطقه چابهار هم سفر به پاکستان طبیعی است، خواهر صابر و همچنین یکی از پسرعموهایش هم در پاکستان زندگی میکنند و در آن منطقه این طرف مرز با آن طرف فامیل هستند و رفتوآمد دارند.»
گروه جندالله (به معنی لشگر خداوند) یک گروه مسلح با عقاید افراطی مذهبی است که که گرایش مذهبی خود را «سنی» عنوان و در منطقه سیستان و بلوچستان ایران فعالیت می کرد. دولت ایران این گروه را یک گروه تروریستی نامیده و در موارد متعددی آنان را به قتل و کشتار شهروندان و بمبگذاری در اتوبوس حامل اعضای سپاه پاسداران و ترور ۲۶ مهر ۱۳۸۸ نورعلی شوشتری فرمانده قرارگاه قدس سپاه پاسداران مستقر استان سیستان و بلوچستان متهم و عبدالمالک ریگی رهبر این گروه را پس از بازداشت، محاکمه و اعدام کرده است. این گروه همچنین مسئولیت انفجار یک خودروی حامل بمب در مسیر اتوبوس حامل نیروهای سپاه پاسداران در بلوار ثارالله زاهدان به تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۸۵ را بر عهده گرفت، انفجاری که طی آن دستکم سیزده نفر از اعضای سپاه پاسداران کشته و سی نفر مجروح شدند.
یک منبع مطلع اما ارتباط محمدصابر ملک رئیسی را با این گروه رد کرد، روند رسیدگی به پرونده صابر رئیسی را نقض مکرر قوانین خواند و گفت: «به کودک بودن صابر هیچ توجهی نشده است، حکم را دادگاه کیفری صادر کرده است در حالی که مرجع صالح رسیدگی دادگاه انقلاب بوده و مستند حکم هم فقط و فقط اعترافات زیر شکنجه یک کودک ۱۵ ساله است.»
این منبع همچنین گفت که مواد مربوط به اتهام محاربه که صابر بر مبنای آن محکوم شده، در قانون مجازات اسلامی تغییر کردهاست و طبق قانون مجازات اسلامی جدید صرف ارتباط با یک گروه مسلح محاربه محسوب نمیشود و برای اثبات جرم باید ارتباط موثر یا شرکت مستقیم در عملیات مسلحانه اثبات شود. به گفته این منبع طبق قانون جدید مجازات اسلامی پرونده محمدصابر ملک رئیسی باید مجددا در دیوان عالی کشور بررسی شود.
محمدصابر ملک رئیسی در نامه ای از زندان اردبیل اعلام نوشته است: «در روز چهارشنبه مورخ ۱۳۹۶/۹/۸ از سوی دفتر حفاظت و اطلاعات زندان مرکزی اردبیل مورد توهین به مذهب و مقدساتم قرار گرفتم و به افسرنگهبانی منتقل شدم که در آنجا رئیس اندرزگاه و افسرنگهبان وقت با باتوم دست و پایم را بستند و شروع به ضرب و شتم کردن و در عین حال که ضربات مشت و لگد به سر و صورتم می زدند به من و خانواده ام فحاشی و هتک حرمت می کردند، پس از کلی ضرب و شتم با همان حالت یعنی با دستبند و پا بند و بدنی کبود من را به قرنطینه منتقل کردند و یکی از زندانیان در قرنطینه که از یکی از عواملشان است را برای درگیر شدن با من اجیر کردند تا پرونده را دعوا و درگیری زندانی با زندانی جلوه دهند و تمام صدمات و کبودی وارد شده به بدنم را درگیری با زندانی نشان دهند. زندانی با فلاسک چای ضربه شدیدی به سرم وارد کرد که بی هوش شدم و با صورت به زمین برخورد کردم و تمام صورتم از ناحیه راست زخمی و کبود شد، جای شکر دارد بینی‌ام برای بار چهارم بدست رژیم و عمالش نشکست فقط خونی و کبود شده، بعد از این ضربات وقتی چشم باز کردم خود را در تخت بهداری زندان دیدم و مدتی فراموشی گرفته بودم و متوجه نبودم چرا در آن مکان می باشم و چه اتفاقی افتاده است، از دکتر و مسئولین بهداری جویای جراحت و انتقالم به بهداری شدم، گفتند بعد از درگیری و کشتن یک نفر به این حال افتادی، من نیز باور کردم و از اینکه مرتکب قتل شده بودم به شدت ترسیده و نگران بودم، تا اینکه همه چی یادم آمد که توسط زندانی که درگیر شدم مجروح شدم و فهمیدم موضوع دروغی مثل دروغ های دیگرشان است که به ملت می گویند، پس این دعوا را صورت جلسه کردند و از من خواستند از زندانی شکایت کنم، اما من زیر هیچ برگه‌ای را امضا نکردم و از هیچ کس جز پرویز سورآذر مسئول حفاظت و اطلاعات زندان مرکزی اردبیل و فرهاد نوروزی رئیس اندرزگاه و غفور صادق زاده افسرنگهبان زندان شکایت ندارم.»
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded