Profile cover photo
Profile photo
ebrahim miri
پسر مشرقی
پسر مشرقی
About
Posts

Post has attachment
هم وطنم سلام دقایقی قصد دارم بازگو کنم برایت آنچه شنیده ای 
سی سال پیش در حالی که مردم بی دفاع کشورم سر گرم ساختن دوباره وطنشان بودند ارتش تا دندان مسلح عرب به کشورم حمله کرد و بیش از دویست هزار نفر از  جوانان کشورم را به خاک و خون کشید . نه مرداد سال 66 بود که هموطنانم از زن و مرد به جرم برائت از مشرکین زیر چکمه های سربازان عرب به خاک و خون کشیده شدند و از آن روز هر روز و هر روز تیر خصم خود فروختگان عرب به قلب وطنم میخورد و سکوت میکنیم . امروز شنیدیم دست ناپاک سربازان بی شرف آل سعود به سمت حرمت زائران حریم امن الهی دراز شده و افسوس و صد افسوس که یادمان رفته کعبه هایی زیادی در این کشور هستند که می بایست دور آنان بگردیم !  
به خاطر بیاوریم در این مرز و بوم جوانان زیادی به خاطر فقر و تنگ دستی به سمت هزاران راه گم راه کشیده میشوند. 
به خاطر بیاوریم دختران زیادی به خاطر نداشتن جهیزیه و فقر با اشک سر به خواب رویاهای خود میگذارند . 
به خاطر بیاوریم پدران زیادی شب با دستهای پینه زده از شدت کار و زحمت سر شرم جلوی زن و فرزند خود فرود می آورند. 
به خاطر بیاوریم کودکانی که به جای تحصیل در مدرسه در خیابان برای لقمه ای نان تن به کار داده اند تا شب به جای مشق شب مشق زنده بودند بیاموزند . 
دلم میگیرد از مردمی که خدا یی که خود گفته مرا در قلب مستمندان و فقیران جستجو کنید در خانه ای جستجو میکنند  که از سنگ و گل است . و پول خود را به جیب شیوخی میریزند که افسار سیری گسیخته اند و با شیاطین دنیا خوار خون بی گناه و بی پناه را در شیشه کردنده . 
نمیدانم چند نفر درد دلم را خواهند خواند اما میدانم روزی کسی خواهد آمد که حرف دلم را به دنیا بزند . به امید آن روز ....
Photo
Add a comment...

Post has attachment
من از غروب غربت تو کوچه باغ خلوت
من از سکوت محراب و تو خلسه ی عبادت
از ته چشم آهو دشت گلای شب بو
وقتی به ساز دریا می زنه زخمه پارو
اسم تو رو شنفتم همیشه از تو گفتم
Photo
Add a comment...

یکی از دخترای  اقواممون هست جواب سلامم رو نمیده میگه تو به جامعه اوتودنسی ایران توهین کردی . 
سوالی که اینجا پیش میاد اینه که چطوری نسل دایناسورها که چندین سال پیش منقرض شده ؟
عایا راهی هست نسل این دخدرای لوس هم منقرض بشه ؟؟؟؟ 
Add a comment...

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ یه اصفهانی ﺗﻮﻱ ﻋﺮﻭﺳﻲ ﻣﺪﻋﻲ ﺷﺪﻩ ﻏﺬﺍ ﺑﻬﺶ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ
.
.
..

ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺗﻘﺎﺿﺎﻱ ﻭﻳﺪﻳﻮ ﭼﻚ ﺩﺍﺩﻩ
Add a comment...

Post has shared content
   گرگ و بره
  روزی یک گرگ کنار یک چشمه در دامنه ی کوه آب می خورد و در همان حال  اطراف را نگاه می کرد و  بره ای را دید که کمی پایین تر آب می خورد . گرگ فکر کرد این شام من است، اگر بتوانم بهانه ای پیدا کنم تا به او حمله کنم .سپس با صدای بلند به بره گفت : چگونه جرات کردی آبی را که من از آن می نوشم گل آلود کنی؟
  بره گفت: نه نه آقا ، من آب را گل آلود نکرده ام ، آب از سمت  شما به طرف من می آید .
  گرگ گفت : خوب پس، چرا سال قبل همین موقع مرا با یک نام بد صدازدی؟
  بره گفت : امکان ندارد، من فقط شش ماه سن دارم ( آن زمان به دنیا نیامده بودم ) .
  گرگ با غرولند گفت : اشکال ندارد، اگر تو نبودی پدرت بود، و به بره ی کوچک حمله کرد . او را خورد .   اما بره قبل از اینکه بمیرد با صدای بریده بریده گفت : هیچ بهانه ای به کار ظالم نمی آید ( ظالم برای کار خود نیاز به هیچ بهانه ای ندارد ) .
   اصل متن داستان
The Wolf and the Lamb 
Once upon a time a Wolf was lapping at a spring on a hillside, when, looking up, what should he see but a Lamb just beginning to drink a little lower down. ‘There’s my supper,’ thought he, ‘if only I can find some excuse to seize it.’ Then he called out to the Lamb, ‘How dare you muddle the water from which I am drinking?’ 
‘Nay, master, nay,’ said Lambikin; ‘if the water be muddy up there, I cannot be the cause of it, for it runs down from you to me.’ 
‘Well, then,’ said the Wolf, ‘why did you call me bad names this time last year?’ 
‘That cannot be,’ said the Lamb; ‘I am only six months old.’ 
‘I don’t care,’ snarled the Wolf; ‘if it was not you it was your father;’ and with that he rushed upon the poor little Lamb and .WARRA WARRA WARRA WARRA WARRA .ate her all up. But before she died she gasped out .‘Any excuse will serve a tyrant.’
Photo
Add a comment...

Post has attachment
   گرگ و بره
  روزی یک گرگ کنار یک چشمه در دامنه ی کوه آب می خورد و در همان حال  اطراف را نگاه می کرد و  بره ای را دید که کمی پایین تر آب می خورد . گرگ فکر کرد این شام من است، اگر بتوانم بهانه ای پیدا کنم تا به او حمله کنم .سپس با صدای بلند به بره گفت : چگونه جرات کردی آبی را که من از آن می نوشم گل آلود کنی؟
  بره گفت: نه نه آقا ، من آب را گل آلود نکرده ام ، آب از سمت  شما به طرف من می آید .
  گرگ گفت : خوب پس، چرا سال قبل همین موقع مرا با یک نام بد صدازدی؟
  بره گفت : امکان ندارد، من فقط شش ماه سن دارم ( آن زمان به دنیا نیامده بودم ) .
  گرگ با غرولند گفت : اشکال ندارد، اگر تو نبودی پدرت بود، و به بره ی کوچک حمله کرد . او را خورد .   اما بره قبل از اینکه بمیرد با صدای بریده بریده گفت : هیچ بهانه ای به کار ظالم نمی آید ( ظالم برای کار خود نیاز به هیچ بهانه ای ندارد ) .
   اصل متن داستان
The Wolf and the Lamb 
Once upon a time a Wolf was lapping at a spring on a hillside, when, looking up, what should he see but a Lamb just beginning to drink a little lower down. ‘There’s my supper,’ thought he, ‘if only I can find some excuse to seize it.’ Then he called out to the Lamb, ‘How dare you muddle the water from which I am drinking?’ 
‘Nay, master, nay,’ said Lambikin; ‘if the water be muddy up there, I cannot be the cause of it, for it runs down from you to me.’ 
‘Well, then,’ said the Wolf, ‘why did you call me bad names this time last year?’ 
‘That cannot be,’ said the Lamb; ‘I am only six months old.’ 
‘I don’t care,’ snarled the Wolf; ‘if it was not you it was your father;’ and with that he rushed upon the poor little Lamb and .WARRA WARRA WARRA WARRA WARRA .ate her all up. But before she died she gasped out .‘Any excuse will serve a tyrant.’
Photo
Add a comment...

خانه خراب تو شدم،به سوي من روانه شو
سجده به عشقت ميزنم،منجي جاودانه شو
اي کوه پر غرور من،سنگ صبور تو منم
اي لحظه ساز عاشقي،عاشق با تو بودنم
روشن ترين ستاره ام،ميخواهمت- ميخواهمت
تو ماندگاري در دلم،ميدانمت – ميدانمت

اي همه ی وجود من،نبود تو نبود من
اي همه ی وجود من،نبود تو نبود من
Add a comment...

Post has attachment
سلام دوستان 
با توجه به بارش برف شدید در اکثر نقاط کشور عزیزمان و بالا رفتن مصرف انرژی اعم از برق ، گاز و ... 
بهترین کمکی که میتونیم به هم وطنان عزیزمان به ویژه در مناطق شمالی بکنیم صرفه جویی در عامل های انرژی میباشد که با این کار از قطعی گاز و برق جلوگیری کنیم 
سهم شما بعد از انتشار این مطلب حداقل خاموش کردن یک لامپ اضافه و بستن پنجره و کم کردن بخاری 
Photo
Add a comment...

چگونه یک دختر را حرص بدهیم!!!
.

.

.

.

.

1 ازشون یه دونه عکس بگیرین

2 بهش بگین زیاد قشنگ نیفتادی !

3 عکس رو هم نشونش ندین *:)) laughing

خودشو میکشه تا عکس رو نشونش بدی *=)) rolling on the floor
Add a comment...

این پسرایی که کنار خیابون سمت چپ آروم رانندگی میکنن  به همه هم راه میدن ازشون سبقت بگیرن !
اینا رو اذیت نکنید اینا دیوثن !
حیونکی ها دنبال داف میگردن ! بزارید راحت باشن 
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded