Profile

Cover photo
Hedieh Madani
Lives in tehran
272 followers|1,644,873 views
AboutPosts

Stream

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 
رفقای جان، پلاسیون عزیز:
من از این پروفایل کوچ کردم. آدرس جدیدم، همین اسم و همین شکله. اگر لطف بفرمایید شما هم ارتباطتون رو با هم بکوچونین اونور، ممنون قدومتون می شم.
پیشاپیش از تمام مزاحمت های پیش آمده بابت این تغییر، عذر می طلبم. 
تمام توضیحات لازم رو در پست اول اونور دادم.

ببینیمتون و با ما باشید! 
 ·  Translate
65
6
alireza x's profile photoRoya R.'s profile photoM. UTOPIA's profile photoAidin Pourziaee's profile photo
15 comments
 
+Parirokh Hashemi متشکرم که حواستون هست :-*
 ·  Translate
Add a comment...

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 
‏ابر اگر از مشرق آید سخت باران می‌شود
یار اگر خوشگل نباشد ملک ویران می‌شود

#نامجو
 ·  Translate
46
Ali Behzadian Nejad's profile photoHedieh Madani's profile photoImanzadeh Hamid (helia)'s profile photoNadere Naderi's profile photo
5 comments
 
+Hedieh Madani عه الان دیدم کامنتتو هدیه :)ولی ملتفت نشدم ؛)
 ·  Translate
Add a comment...

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 
آدم مطلقاً تنهايی مثل من، دل‌اش به همين احوال‌پرسی‌های گاه و بی‌گاه دوستان‌اش خوش است. خواستم از همين تريبون، رسماً بابت لطف و محبتی که بی‌دريغ، به‌واسطه‌ی ايميل و تلفن و البته حضوری نثارم می‌کنيد، صميمانه تشکر کنم. آدمی‌زاد از فردای خودش که خبر ندارد.

[ ] http://feedly.com/e/5GsYpsE2
 ·  Translate
آدم مطلقاً تنهايی مثل من، دل‌اش به همين احوال‌پرسی‌های گاه و بی‌گاه دوستان‌اش خوش است. خواستم از همين تريبون، رسماً بابت لطف و محبتی که بی‌دريغ، به‌واسطه‌ی ايميل و تلفن و البته حضوری نثارم می‌کنيد، صميمانه تشکر کنم. آدمی‌زاد ...
30
Elham Y. R.'s profile photoadeleh ghodsizadeh's profile photoHedieh Madani's profile photo
6 comments
 
نه یه متن و لینک اینجا می ذارم :) هیچی هم پاک نمیشه.
 ·  Translate
Add a comment...

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 
ببینین! نزدیک تلویزیون نشستن چشم رو ضعیف می کنه!
 ·  Translate
 
مستر پرزیدنت هستن ایشون بله :)))))
 ·  Translate
45
‫حمیدرضا امیرزادگان‬‎'s profile photosaeid shekofte's profile photo
2 comments
 
زیر سیگاریش رو کجا قایم کرده؟
 ·  Translate
Add a comment...

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 

تا آنجا که به یار برمی‎گشته، مردهای زندگی‎ من همه سیگاری بوده‎اند. عجیبش آنجاست که من با پدری بزرگ شده‎ام که سیگار برایش با انواع دیگر اعتیاد فرقی ندارد و خودم تا همین پیش پای شما دلی داشتم که از دیدن خاکستر سیگار هم آشوب می‎شد (یک ماه قبل از آمدنم در یک مهمانی به اشتباه بطری آبی که برای خاموش کردن سیگار استفاده کرده بودند در تاریک و روشن آشپزخانه سر کشیدم و نمردم و پایان این دوره رسما اعلام شد).

به خیال خودم هیچ‎وقت از آن دسته‎ی "یا من یا سیگار" نبودم اما راستش وقتی شما به مردی که دوست‎تان دارد بگویید نمی‎توانید ته سیگار، خاکستر سیگار یا بو و دودش را تحمل کنید معنی‎اش کم و بیش همین است. آدم‎های جدی زندگی‎ام همه دست‎کم یک‎بار سیگار را به خاطر من ترک کردند و همیشه هم با اولین دست‎انداز در رابطه‎مان به آغوش یار همیشگی و بی‎نازوادای‎شان برگشتند.(راستش جز یک مورد. اولین پارتنر جدی‎ام در نوزده بیست سالگی که می‎گفت من را باید همین‎طور که هستم بخواهی و خیلی زود فهمیدم هیچ راهی ندارد که طوری را که هست بخواهم.)


به "ت" هیچ‎وقت نتوانستم بگویم سیگاری. نه اینکه نبود ولی یک جور مقیدی بود که دلت نمی‎آمد جمعش ببندی. در تمام دوران دوستی هیچ‎وقت اجازه نداد اثری ببینم از سیگار کشیدنش. شد که سه شبانه‎روز با هم باشیم و خماری بکشد و سیگار نه. حواسش هم باشد که بداخلاقی نکند فقط چون اسباب‎بازی موردعلاقه‎اش دردسترس نیست. 


سیگار را به خاطر من ترک نکرد. نمی‎توانم اعتبارش را به پای خودم بنویسم. هشت نه ماه پیش به دلایل شخصی به این نتیجه رسید که باید بگذارد کنار و از یک روزی به این‎ور دیگر نکشید. طبعا وزن اضافه کرد. شاید ده کیلو. بعد یک روز دوباره به این نتیجه رسید که کافی است و باید برگردد به وزن مناسبش و دوباره بنگ. از آن روز تا الان کم‎وبیش سیزده کیلو کم کرده است.


امروز صبح ولو شده‎ بودم روی تخت و نگاهش می‎کردم. عضلات شکم و کمرش یک جور خوبی ورزیده شده است. یک جوری که حتی به چشم منی که در یک سال گذشته هر روز دیده‎امش هم می‎آید. سربه‎سرش گذاشتم که بس است. از این بیشتر سر فرم بیایی نمی‎گذارم سپتامبر بروی دانشگاه. خندید. لباس پوشید و رفت. فکر کردم یکی از اولین چیزهایی که باعث شد جدی به این رابطه فکر کنم همین بود. ورزیدگی‎اش نه. همین که دیدم بلد است به خودش سخت بگیرد. به این نتیجه برسد که فلان کار باید انجام شود و از هرچه می‎تواند مایه بگذارد تا بشود. مثل من به اولین بهانه‎ای که پیدا می‎کند چنگ نزند که از بار هر تلاشی شانه خالی کند. فکر کردم به راهی که آمده در این یک سال. به آن‎همه‎ای که خودش را حبس کرد در کتابخانه. به سه چهار امتحانی که از سر گذراند و هرکدام‎شان برای یکی مثل من بهانه‎ی یک سال نک‎وناله است. به هزار و یکی سنگی که انداخته‎اند پیش پایش و هنوز دارد برای برداشتن‎شان کلنجار می‎رود. به تمام درهای بسته. درهایی که بعضا توی صورتش بسته شدند. به خستگی‎اش این روزها؛ و اینکه با اینهمه هنوز هم از خودش ناراضی است. 


یک‎بار به یکی گفته بودم شاید بعد از تجربه‎ی دردناک جدایی‎ از غول غارنشینم "ت" را انتخاب کردم چون نقطه‎ی مقابل او بود. عکس تمام چیزهایی که شش هفت سال شوریدگی و شیدایی را رقم زده بود و به آنجا رسانده بود. راستش اما این است که "ت" را انتخاب کردم چون نقطه‎ی مقابل خودم بود. عکس همه‎ی ضعفی که در خودم می‎شناختم و بابتش شرمنده بودم. انتخابش کردم چون همه‎ی آن چیزی بود که یک زمانی می‎خواستم باشم و نبودم. نیستم. 


پسرک را با تمام وجود تحسین می‎کنم. دل بسته‎ام که نرم نرم کنارش بتوانم آدم بهتری باشم. نه آدم بهتری. ورژن بهتری از خودم باشم. دل‎بسته‎ام که نرم نرم کنارم یاد بگیرد با خودش مهربان‎تر باشد. این را گمانم بتوانم یادش بدهم. فقط باید راضی‎اش کنم خودش با چشم‎های من ببیند.


 ·  Translate
47
1
dav dabadi's profile photoali mahjour's profile photoHedieh Madani's profile photofaezeh D's profile photo
6 comments
 
+ali mahjour نیت می کنه و انجام می ده. سیگار که ترک شده.

(سرمه پا تو‌کفش توضیحاتت کردم! +Sormeh R (

 ·  Translate
Add a comment...

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 
 
شاپينگم كاملن راه افتاد. نمى دونم قراره چه طور پيش بره اما من سرسختانه وايميستم تا پا بگيره. خوشحال مى شم ببينيد و اگه خوشتون اومد به بقيه هم معرفى كنيد. اصلن دستتونو دوستانه مى فشارم كه همين نوشته رو به اشتراك بگذاريد. ممنونم : )
Instagram: @mootisha

Facebook: facebook.com/mootisha

Twitter: twitter.com/mootisha
 ·  Translate
10
3
Samira Gorji's profile photoZahra Mohammadi's profile photo
Add a comment...

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 
جمله ی فارسی اینه:
نظریه های جنسن در سه دهه گذشته نقش موثری در شکل دهی بحث های مربوط به اولویت های آموزشی داشته است، با وجودی که مدارک واضح نشان می دهد که نژاد و هوش ارتباطی با ژنتیک ندارند.
متوجه معنی جمله نمی شم. فکر می کنم اول به خاطر سواد ِ صفر ِ ژنتیکیمه. اما نمی تونم بفهمم چطور نژاد و ژنتیک به هم بی ربط می تونن باشن؟ 
جمله ی اصلی اینه:

Jensen's theories have, over the past three decades, played an influential role in a shaping the debates about educational priorities despite the clear evidence that shows that race and intelligence are not linked by genetics. 

زیاده عرضی نیست.
#ترجمه_بد_مثل_سم_میمونه  
 ·  Translate
18
Eric McCain's profile photo‫مرجان جستجوگر‬‎'s profile photoMohammad Reza Borghei's profile photoshahla khanoom's profile photo
4 comments
 
Race اینجا منظور رقابت باید باشه 
 ·  Translate
Add a comment...
Have her in circles
272 people
Basem Loves life's profile photo
Omid Lavasani's profile photo
Ali Reza's profile photo
Mostafa Bagheri's profile photo
alvaro gonesh's profile photo
Hadi Azizi's profile photo
Nayeem Rajput's profile photo
Nazli Ebrahimi (ナツり)'s profile photo
‫عسل بانو‬‎'s profile photo

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 
آقا عارف و سنت فالوئری (دنبال کردن) در ترانه فارسی:

من عشق می‌کنم که تو؛ دنبال می‌کنی منو
هربار می‌رسی به من؛ خوشحال می‌کنی منو
 ·  Translate
30
Add a comment...

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 

يکی از نقاط ضعف من اين است که به ظاهرم اهميت نمی‌دهم. مثلاً از آن دسته نيستم که هر صبح ريش بزنم. دير به دير مو کوتاه می‌کنم، در دهه‌ی چهارم زنده‌گی هنوز تی‌شرت می‌پوشم، از اين قبيل خلاصه. عمدتاً راحتی خودم را به برداشت ديگران از ظاهرم ترجيح داده‌ام. اما به مناسبت‌ها مقيدم؛ به سال نو، به تولد کسانی که دوست‌شان دارم، به اولين باری که با دختری در جمعی ظاهر می‌شوم، از اين قبيل؛ به اين‌که به طرف مورد نظر نشان بدهم که برای‌ام اهميت دارد.

اما موقعيت‌های ديگری هم هست که ظاهرم را آراسته می‌کنم؛ به‌طور مشخص جلسه با شرکت هم‌کار يا رقيب، در نمايش‌گاه‌ها، وقت ارائه‌ی مطلبی که قرار است نظر مخاطب را نسبت به موضوعی جلب کند. در اين قبيل ملاقات‌ها، اتوی کت و شلوار، طرح کراوات، برند ساعت، رنگ جوراب، واکس کفش، دقت در اصلاح صورت، طرز نشستن روی صندلی، کيفيت ايستادن رو به جمع و خطاب قرار دادن، درجه‌ی اعتماد به نفسی که از آرامش حين ايستادن وسط جمعی غريبه برداشت می‌شود، نحوه‌ی مواجهه با شرايط پيش‌بينی‌نشده در محيط ناآشنا و چندين و چند المان نمايشی ديگر، عمده‌ی تأثير بر مخاطب را رقم می‌زنند. حرفی که می‌زنيد آن‌قدرها مهم نيست. طرف پيش از شما تيمی را مأمور تحقيق کرده، نظرات‌شان را خوانده، تصميم‌اش را در مورد موضوع گرفته، و حالا صرفاً می‌خواهد ببيند شريک يا هم‌کار بالقوه‌ی آينده‌اش کيست. کسی که در يک جلسه‌ی کاری جوراب سفيد بپوشد، هم‌کار يا شريک قابل اعتمادی نمی‌تواند باشد. به همين راحتی. چرا؟ به همان دليل که در فوتبال آفسايد و هند هست، اوت دستی و پنالتی هست. يک بازی است و قواعدی دارد. نمايشی است از قدرت انتخاب، سليقه در انتخاب، هم‌آهنگی، مهارت نگه‌داری و چيزهای ديگر. کافی‌ست يک بار نشان بدهيد که در صورت لزوم می‌دانيد و می‌توانيد.

اما در روابط شخصی... اگر حرفی را زديد و طرف نپذيرفت، کسی با ژست تجاری - که وصف‌اش رفت! - همان حرف را گفت و طرف پذيرفت، خب... خود دانيد.

[ ] http://tobecome.blogspot.com/2014/06/blog-post_7.html
 ·  Translate
يکی از نقاط ضعف من اين است که به ظاهرم اهميت نمی‌دهم. مثلاً از آن دسته نيستم که هر صبح ريش بزنم. دير به دير مو کوتاه می‌کنم، در دهه‌ی چهارم زنده‌گی هنوز تی‌شرت می‌پوشم، از اين قبيل خلاصه. عمدتاً راحتی خودم را به برداشت ديگران...
32
Mehran MRon's profile photo
 
احسنت، موحبا، راحت باش. 
 ·  Translate
Add a comment...

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 
#درست_بنویسیم
توزیح حرارت؟!؟! توزیح؟؟
 ·  Translate
50
dark man's profile photoErfan M's profile photo‫مصی ایرانی‬‎'s profile photoHedieh Madani's profile photo
7 comments
 
بله بله الان در حال رویت شدنم :)))
 ·  Translate
Add a comment...

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 
شبیه قلب شده!
اثر زمین خوردگی دو روز پیش.
پ.ن: این طرح بدون برخورد با جایی و کاملا خودکفا ایجاد شده!
 ·  Translate
70
Hedieh Madani's profile photoReza Gorji's profile photoMajid Abdi's profile photoHoda Madani's profile photo
34 comments
 
Bemiram baraye pat 😞😞😞
Add a comment...

Hedieh Madani

Shared publicly  - 
 
 
عکاسی به مثابه‌ی نامه‌نگاری عاشقانه / ماندانا منصوري
سال هشتاد و سه، یک سالی از عاشق شدنم می‌گذشت، درسم تازه تمام شده بود، برای چند ماهی اجازه نداشتم از خانه بیرون بروم و مشغولِ پایان‌نامه بودم: «زندانِ زنان». همان وقت‌ها برای این‌که قوز نکنم، بُرده بودندم دکتر، تجویزش بستنِ سینه‌بندِ طبیِ فلزی بود: روزی هشت ساعت؛ همان وقت‌ها که داشتم «مراقبت و تنبیه» می‌خواندم. تنها راه ارتباطی‌ام با معشوق، نوشتنِ ای‌میل بود. بعد از مدتی شروع کردم به نوشتنِ نامه‌های دستی و اسکن کردن و ای‌میل کردن‌شان، کمی بعدترش، هر چه را می‌شد اسکن و ای‌میل می‌کردم: موهام، دست‌ها و پاهام، لباس‌هام، عینک آفتابی، لیوانِ چای، ماکت‌های اتودِ طرحم، طراحی‌های قدیمی‌ام از آدم‌های واقعی و غیرواقعی، کتاب‌هایی که می‌خواندم؛ خودم و هر چیزی که دور و برم بود. موضوع (subject) و هدفِ آن نامه‌ها، همه، یک چیز بود: گفتنِ «دوستت دارم».

سال‌ها بعد، خواستم عکس‌ها را جایی نمایش دهم، به همین خاطر از گیرنده‌ی نامه‌ها خواستم شانزده عکس را انتخاب کند و برایشان نام بگذارد. به دلایلِ شخصی و شاید ناخودآگاه، عکس‌ها تا امروز به نمایش درنیامدند و برای اولین بار در سرخ و سیاه منتشر می‌شوند.
http://sorkhosiah.com/?p=620
 ·  Translate
30
1
dark man's profile photo‫هاکلبریفین پاناما‬‎'s profile photoMaryam Azimi's profile photo
2 comments
 
دستا و پاهات مثل دستا و پاهای یک بچه 1 ساله است،!!
 ·  Translate
Add a comment...
People
Have her in circles
272 people
Basem Loves life's profile photo
Omid Lavasani's profile photo
Ali Reza's profile photo
Mostafa Bagheri's profile photo
alvaro gonesh's profile photo
Hadi Azizi's profile photo
Nayeem Rajput's profile photo
Nazli Ebrahimi (ナツり)'s profile photo
‫عسل بانو‬‎'s profile photo
Work
Occupation
رها شدیم فعلن!
Basic Information
Gender
Female
Looking for
Friends
Birthday
September 29
Relationship
In a relationship
Story
Introduction
ich wusste alles ist möglich!
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
tehran
Links
Contributor to