Profile cover photo
Profile photo
محمد تاجیک
About
Posts


وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشد

کار و بارت به غمِ چشم سیاهی بکشد

قصه‏ام قصه ی سرباز غریبی شده که

کار عشقَش به درِ خانه ی شاهی بکشد

این خودش حس غریبی ست، نمی‏دانم چیست؟

این که هر روز مرا جانب راهی بکشد

عشق آن است که رودی سرِ عاشق شدنَش

جای دریا تنِ خود را ته چاهی بکشد

روزهایی ست که در آتش خود می سوزم

آدمی خلق شده بار گناهی بکشد

گفته بودند که سیگار مضر است ولی

هر که عاشق شده رسم است که گاهی بکشد

در خودم غرق ...، گدایی سرِ کوچه می گفت

وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشد


Add a comment...

Post has attachment
(نامه یک روستایی ساده دل به
رئیس جمهور)

یکی دو ساله حال ما بهتره
خدا وکیلی خیلی خوش میگذره

نعمت ما فت و فراوون شده
اوضاع دهکده دگرگون شده

درختا بیشتر میزنن جوونه
آفتاب دیگه پوستو نمیسوزونه

یونجه کمتر میخوره الاغم
دیگه مریضی نمیاد سراغم

شیر بزا و گاوا بیشتر شده
محصول باغا دو برابر شده

مردم میگن هرچی به ما رسیده
از برکت این دولت جدیده

دوباره کاغذ و قلم به دستم
کنار جوب مزرعه نشستم

مینویسم از یه ده خیلی دور
یه نامه ای واسه رئیس جمهور

مینویسم تو این خطوط بالا
اول نامه بسمه تعالی

منم تقی پسر رقیه بیگم
آقای روحانی سلام علیکم

سلام رئیس جمهور خوب و دلسوز
حلال مشکلات ما تو صد روز

تاج سر عزیز خوبه حالت؟
معتدل هنوز اعتدالت؟

قربون اون تدبیر و اون امیدت
قفلای ما فدا سر کلیدت

جان خودم تو خیلی مردی والا
تو اقتصاد معجزه کردی والا

هیچ خبری نیست دیگه از تورم
دیگه فشاری نیست روی مردم

تو دیوار تحریمارو شکوندی
ترک چیه تو اصلا ترکوندی

تو مملکت هیچی دیگه گرون نیست
هیشکی عزادار خرید نون نیست

فضای اقتصادی سالم شده
قیمتا شیبش چه ملایم شده

مدیرا جون میدن همه واسه تو
همه حساب میبرن از داس تو

دور و برم نشستن این جوونا
اینم دو جمله از زبون اونا

قربون کابینه کار درستت
لایک تموم مملکت تو پستت

شما آناناس همه ما شلغم
تیپ بنفش خفنت تو حلقم

این جوونا خیلی هواتو دارن
تو فیسبوکت همش کامنت میذارن

من که از این بازیا یاد ندارم
تو این چیزا اصلا سواد ندارم

تبلت و لپ تاپ نمیدونم چیه
وایبر و واتس آپ نمیدونم چیه

رایانه که باعث علافیه
همینکه رایانه داریم کافیه

تا قرون آخرشم میگیریم
قطعش کنی دق میکنیم میمیریم

بهترشده اوضاع اقتصادی
با اون سبد آخریه که دادی

مرغش میداد یه خورده طعم لاستیک
سبد نداشت که ریخت توی پلاستیک

هنوز یه خورده موقع مصرفش
یاد میکنیم از خاطرات صفش

راستی چطوره احوال داداشی؟
همونی که هرجا میره باهاشی؟

حواشو داشته باش به هر قیمتی
حتی شده با اموال دولتی

سفر اگه خواستی بری به خارج
اونم ببر بی خیال مخارج

هرجا که هستی کنارت میشینه
کور بشه هرکی نتونه ببینه

هرچی بشه شما با هم داداشین
باید هوای همو داشته باشین

دلم شده برای دیدنت تنگ
راستی شما حقوقدانی یا سرهنگ؟

اصلا ولش کن این چیزا به ما چه
گونه تو خوراک چند تا ماچه

دیدن تو باعث خوشحالیه
اگرچه که خزانه تون خالیه

مردم ما دوستت دارن حاج حسن
یه وقتایی بیا به ما سر بزن

بذار که بنزای ضد گلوله
یه بار بیفتن توی چاله چوله

بزن کنار چندتا محافظاتو
تا ببینیم یه گوشه از عباتو

بیا خودم واکس بزنم به کفشت
فدای اون کباده بنفشت

پسرداییم که اسمشم جواده
همش فقط به فکر انتقاده

با اینکه خیلی خیلی بی سواده
منتقد اوضاع اقتصاده

میگه چرا گرونیه تو ایران؟
انگاری تازه رسیده به دوران!

طرفدار حقوق مردم شده
دوساله که شناسنامش گم شده!!!

مثل تو عشق سعدی و حافظه
اگرچه هست یه خورده کم حافظه

همش میگه هوای کشور پسه
واسه فرهنگ ما دلواپسه

نمیدونه کار تو رو حسابه
خبر نداره اعصابت خرابه

برای تو درست کرده مشکل
مرتیکه لبو فروش بزدل!!!

میگه مذاکرات بوده بی ثمر
فکر میکنه هنوز به عصر حجر

غصه دین دیگرانو داره!!!
شغل که نداره صبح تا شب بیکاره!

میگه همه باید باشن خوش اخلاق
حتی اگه شده به زور شلاق

هیشکی نباید کار زشتی کنه
میخواد به زور ما رو بهشتی کنه

میگه پلیسا باید اقدام کنن
فکری واسه اجرای اسلام کنن

باید باهاش یه خورده صحبت کنی
بلکه شما اونو نصیحت کنی

حرفای اون به مفت هم نمی ارزه
همش میگه از ترس داره میلرزه!!!

من و سه تا عموم و چار تا عمم
بهش میگیم خب برو به جهنم

اینجوری حرف زدن اصلا یعنی چی؟
انتقاد از کار حسن یعنی چی؟

کار حسن بدون انتقاده
انتقاده به احمدی نژاده!!!

راستی حسن چقدر تو ناقلایی
میگن که تو رفیق کدخدایی!

واقعیه حرف اونا حسن جان؟
قسم بخور حسن بگو به قرآن

خوبه دیگه پس همه چی ردیفه
وقتی کارا دست تو و ظریفه

من ندیدم تا حالا کدخدا رو
اما چه خوب شد که داریم شما رو

همه میگن که کدخدا بی رحمه
فقط جواد زبونشو می فهمه

محرما تو هیئتا که رفته
بحث مذاکراتو یاد گرفته

میره به کدخدا میگه با خنده
که آبو روی باغ ما نبنده

از مشکلات روستا دم میزنه
میره یکم باهاش قدم میزنه!!!

جواد میگه ما باید عادت کنیم
کدخدا هرچی گفت اطاعت کنیم

چه خوبه که شماها با ما هستین
چه خوبه که به فکر روستا هستین!!!

اگر دوباره دیدی کدخدا رو
تو برسون بهش سلام مارو

دنبال راه گذر از رکودی؟
کاشکی که زودتر به ما گفته بودی

بنده خودم تو این کارا واردم
کار نداره میخوای بهت یاد بدم؟

مزرعه مشتی کنار روده
همیشه هم توش پرو سنگ و کوده!!!

هرکی میخواد شنا کنه توی رود
اول باید عبور کنه از رو "کود" !!!

پاچه ها رو یکم میگیری بالا
دنبال ما زود میدوی تو حالا

غصه نخور اصلا نداره زحمت
رد میشیم از روش با خیال راحت

عذر میخوام طولانی شد مطالب
راستی حسن یه چیز خیلی جالب

اون رفیقت هست که همیشه باهات
حمایتت میکرد تو انتخابات!!!

که از امام هزارتا قصه داره
تو ده ما یه باغ پسته داره

آقازادش هیچ جوری گیر نیفته
میگن که گردن باباش کلفته

کاشکی یه دون پارتی هم ما داشتیم
کاشکی ما هم از این باباها داشتیم

خوب دیگه کاری نداری حاج حسن؟
تو واقعا که شاهکاری حاج حسن!!!

ما باتو همدلیم و همزبونیم
غصه نخور ما با تو مهربونیم

مردم ما قدر تورو میدونن
اینجا همه سلام میرسونن

ما همه تو حمایت از تو سفتیم!!!
پیام انتخاباتو گرفتیم!!!

آشیخ حسن پس به امید دیدار
کار نداری فعلا خدا نگهدار
Photo
Add a comment...

اینم فضایل جناب عمر....!

*آیا میدانید های*
فوقالعاده درباره عمر
با ذکر آدرس وسند
حتما بخونید و منتشر کنید


آیا میدانید عمر از باز گو شدن راز,, نسب خویش هراس داشت و می‌گفت کسی از نسب من سؤال نکند؟
تاريخ المدينه المنوّره، ج3، ص797.
°°°°°°°

آیا میدانید ابن كثير كه از علماي سنی مي‌باشد، مي‌نويسد: خطّاب مضافا بر اينكه پدر عمر به حساب مي‌آمد، عمو و برادر مادري عمر نيز به شمار مي‌رفت...؟
البداية والنهاية، ج2، ص237
•••••••••••••
آیا میدانید در شكل و شمايل عمر نوشته‌اند: عمر مردي دراز قد و درشت هيكل بود. عمر سرش به شدّت طاس بود، يعني هيچ مويي بر سرش ديده نمي‌شد. رنگ چهره‌ي عمر سياه و قرمز بسيار تند و تيره بود؟
تاريخ الخلفاء، سيوطي، ص131. طبقات الكبري، ج3، ص325. تاريخ الخلفاء، سيوطي، ص131
•••••••••••••••••
آیا میدانید عمرو عاص عمر را اين‌گونه توصيف مي‌كرد: سپس آن چپ دست، چشم چپ و لوچ، زاده‌ي
حنتمه به حكومت رسيد؟
تاريخ يعقوبي، ج2، ص174
••••••••••••••••••••••
آیا میدانید صداي عمر آن‌چنان هولناك بود كه مرد آرايشگري مشغول كوتاه كردن صورت عمر بود، كه ناگهان عمر سرفه‌اي كرد، و آرايشگر بخت برگشته از ترس، خود را نجس كرد؟
كنزالعمال، ج12، ص564، شماره‌ي35769، تاريخ عمر بن الخطاب، ابن جوزي، ص125
•••••••••••••••••

آیا میدانید چهره‌ي عمر چنان وحشت آفرين و هولناك بود که وقتی زن حامله‌اي را جهت تحقيق در مورد مسئله‌اي احضار كرد، زن به مجرد مشاهده‌ي عمر، از شدت ترس، فرزندش سقط شد و مرده به دنيا آمد؟
شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج1، ص174
•••••••••••••••••••

آیا میدانید عمر دلاّل خر و شتر و استر بود؟
تاج العروس، ج4، ص281، لسان العرب، ج1، ص379
•••••••••••••••••••
آیا میدانید هر وقت عمر به يكي از افراد خانواده‌اش غضب مي‌كرد، تا دست او را گاز نمي‌گرفت، آرام نداشت؟
شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد معتزلي، ج12، ص44

••••••••••••••••••••••
آیا میدانید عمر دستش را در مخرج شتر (محل بيرون آمدن فضولات) فرو مي برد و مي‌گفت: مي‌ترسم كه فرداي قيامت از آن‌چه با تو مي كنم، مؤاخذه شوم؟
تاريخ الخلفاء، سيوطي، ص139، تاريخ عمر بن الخطاب، ابن جوزي، ص91، الطبقات الكبري، ج3، ص286
••••••••••••••••••••

آیا میدانید عبدالله بن عمر مي‌گويد: پدرم عمر را ديدم كه آب از دهانش سرازير است. پرسيدم: اي رهبر مسلمين، تو را چه شده؟! گفت: دلم هوس ملخ بريان شده كرده؟
كنزالعمال، ج12، ص648، شماره‌ي 35976
••••••••••••••••

آیا میدانید عمر مي‌گفت گوشت سوسمار بيشتر مورد علاقه من است تا گوشت مرغ؟
كنزالعمال، ج15، ص448، شماره‌ي41777
••••••••••••••••

آیا میدانید عمر دستور میداد در معاملات فریب کاری کنید. أبوموسي مي‌گويد: گفتم: اي خاندان عمر، مردم را گول نزنيد. عمر گفت: اين‌جا بازار است؟
•••••••
آیا میدانید بخاري از ابن عباس نقل مي كند كه گفت: يك سال تمام صبر كردم و مي‌خواستم مسئله‌اي را از عمر بپرسم اما جرأت آن را نداشتم و از او مي ترسيدم تا اينكه روزي از او پرسيدم : آن دو زني كه بر عليه پيامبراعتصاب كرده و هياهو به راه انداختند، كه بودند؟! عمر گفت: عايشه و حفصه؟
شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج12، ص116

•••••••••••••••••
آیا میدانید عمر به مردم وصیت میکرد با برهنه گذاشتن زنان در خانه از آنها بهره جوييد؟
شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج12، ص116
•••••••••••••• ••••••••••••••••

آیا میدانید انس بن مالك مي‌گويد: كنيزان عمر بدون هيچ پوشش و حجابي، در حالي كه موی سرشان بر سينه‌هاي عريانشان آويخته بود، از ما پذيرايي مي‌كردند؟
كنزالعمال، ج15، ص486، شماره‌ي 41927


••••••••••••••••••••• ••••••
آیا میدانید عمر دست خطّ رسول خدا را زير پا گذاشت و گفت: نه! نبوّت و رسالتي در كار نبود او تنها يك شاه بود؟
تاريخ المدينه المنورة، ج1، ص596
•••••••••••• °°°°°°°°°°°°°°°°

آیا میدانید عمر مي‌گفت: در جاهليت هيچ كس به اندازه‌ي من شراب نمي‌خورد؟
تاريخ مدينة المنورة، ج3، ص814، كنزالعمال، ج5، ص505، شماره‌ي13746

••••••••••••••••• °°°°°°

آیا میدانید خالد درباره عمر گفته است: اين كار آن چپ دست و ابن امّ شمله (فرزند شراب) كه به من حسادت مي‌كند تا فتح عراق به دست من صورت نگيرد؟
تاريخ طبري، ج4، ص44، حوادث سنة الثالثة عشرة
••••••••••••••••••••

آیا میدانید عمر در دوران رياستش، شراب میخورد و میگفت: شراب تند را به وسيله‌ي آب بشكنيد و بخوريد و همچنین میگفت: ما اين شراب تند را مي‌خوريم تا گوشت شتر را در معده‌ي ما تكه تكه كند؟
كنزالعمال، ج5، ص516، شماره‌ي13778 كنزالعمال، ج5، ص514، المصنف، ج5، ص78، شماره‌ي23866. سنن نسائي، ج4، ص326

°°°°°°°°°°°°°
آیا میدانید هر گاه عمر بول مي‌كرد، به غلامش مي‌گفت: چيزي بده تا خود را با آن پاك كنم. من هم چوب يا سنگي به او مي‌دادم. يا آلتش را با ديوار يا زمين پاك مي‌كرد. ولي آن را با آب نمي‌شست؟
كنزالعمال، ج12، ص625، شماره‌ي35929 ـ طبقات الكبري، ابن سعد، ج3، ص318
••••••••••••••••

آیا میداند عبدالرحمن مي‌گويد: عمر را ديدم كه پس از ادرار، آلتش را خاك مال كرد، و بعد رو به ما كرد و گفت: به ما اين‌گونه آموختند؟
كنزالعمال، ج9، ص518، شماره‌ي27236
••••••••••••••••••

آیا میدانید بعد از توالت براي عمر غذا آوردند و به او گفتند: بگوييم آب بياورند تا دستانت را بشويي؟ گفت: با دست راست مي‌خورم و با دست چپ خود را پاك مي‌كنم. پس بدون آن‌كه دستان خود را بشويد، شروع به غذا خوردن كرد؟
كنزالعمال، ج15، ص428، شماره‌ي41694

••••••••••••••••••
آیا میدانید عمر بعد از صرف غذا، میگفت دست‌هايت را با باسن خود تمييز كن يا آن را به حال خود رها كن؟
كنزالعمال، ج12، ص632، شماره‌ي35949


•••••••••••• ••••••••••••
آیا میدانید زيد بن وهب مي‌گويد: عمر را ديدم كه ايستاده بول مي‌كرد. اما پاهاي خود را آنقدر از هم باز كرده بود كه به حالش ترحّم كردم؟
كنزالعمال، ج9، ص519، شماره‌ي27237


•••• ••••• •••••• ••••• ••••
آیا میدانید عمر در جنگها حتی یک نفر را نکشته و حتی مجروح نکرده است و سنیها هیچ مدرکی بر شجاعت عمر در جنگها ندارند؟
°°°°°°°

آیا میدانید عايشه مي‌گويد: در جنگ خندق، پس از فرار وارد باغي شدم. جمعي از مسلمانان را ديدم كه در آنجا پنهان شده بودند، از جمله‌ي آنها عمر بن الخطاب بود؟
مسند احمدبن حنبل، ج6، ص141، كنزالعمال، ج10، ص442، شماره‌ي30077
••••••• •••••••• •••••••°

آیا میدانید بخاري از أبا قتاده نقل مي‌كند كه در غزوه‌ي حنين مسلمانان پراكنده شده و مي‌گريختند. من هم همراه آنها رفتم تا كه عمر را در ميان افراد فراري ديدم. از او پرسيدم: مردم را چه مي‌شود؟ چرا فرار مي‌كنند؟ عمر گفت: دستور خدا چنين بود؟
صحيح بخاري، كتاب المغازي، ـ باب قول الله تعالي : ويوم حنين...

آیا میدانید عمر در جنگ خيبر با يارانش پا به فرار گذاشت. پس از آنكه محضر رسول خدا رسيدند، عمر آنها را متهم به ترسو بودن و فرار مي‌كرد و آنها هم عمر را ترسو و فراري مي‌خواندند؟
المستدرك علي الصحيحين، ج3، ص37


••••••••••••••••
آیا میدانید عامر بن ربيعة درباره عمر به همسرش گفته است قسم به خدا عمر اسلام نمى آورد تا اينکه الاغ خطاب هم اسلام آورد ( يعنى حتى اگر الاغ هم اسلام بياورد او اسلام نمى آورد ) از بس که بر مسلمانان سخت گير بود؟
󾇜
تاريخ الإسلام ، ذهبي ، ج1 ،‌ ص181 و الكامل في التاريخ ، ج2 ،‌ ص 84 و البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 3 ، ص 100 و المستدرك ، الحاكم النيسابوري ، ج 4 ، ص 58 – 59 و السيرة النبوية ، ابن كثير ، ج 2 ، ص 32 – 33 و سيرة النبي (ص ) ، ابن هشام الحميري ، ج 1 ، ص 229 و...
•••••••••••

آیا میدانید ابوبکر و عمر در جنگ احد فرار کردند و عمر خودش میگفت از ترس جان مانند بز از کوه بالا میرفتم؟
الدرالمنثور ،ذیل آیه 155 آل عمران. جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ج 4، ص 144، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج 1، ص 529، جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الکبیر)، ج 14، ص 529
آیا میدانید عمر حکم تیمم که در قرآن آمده را بلد نبود؟
آیا میدانید 12 سال طول کشید تا عمر سوره بقره را یاد گرفت و برای این کار قربانی داد؟
شعب الإيمان، ج2، ص1954. الجامع لأحكام القرآن، ج1، ص40، تاريخ مدينة دمشق ج44، ص286، تاريخ الإسلام ج3، ص267، تنوير الحوالك ج1، ص162، الدر المنثور، ج1، ص54، شرح الزرقاني علي موطأ الإمام مالك، ج2، ص27، نظام الحكومة النبوية ج2، ص280،
•••••••••••••••••

آیا میدانید این همه فقط مشت نمونه خروار از فضایل عمر است؟

آیا میدانید تمام مطالب ذکر شده در این پیام از کتب اهل سنت آدرس داده شده؟
Add a comment...

پیام وارده:

میگویند سربازی بود به اسم غلام.یک روز فرمانده از او پرسید این چیه تو دستت؟
جواب داد:قربان تفنگ
فرمانده گفت:نگو تفنگ بگو ناموسمه!
فرمانده بعد روکرد به یک سرباز دیگر و گفت: حالا تو بگو این چیه تو دستت؟
سرباز گفت:قربان این تفنگ نیست این ناموس غلامه!
و از همان تاریخ بود که ناموس به دو دسته تقسیم شد: ناموس مملکت و ناموس غلام!
بعضی اتفاقات که می افتد ناموس مملکت در خطر می افتد و بعضی اتفاقات فقط ناموس غلام را در خطر می اندازد که اساسا موضوع مهمی نیست و زیرسبیلی میتوان از آن گذشت
فرض کنید شرطه های سعودی به دو نوجوان زایر ایرانی تعرض و تجاوز کنند‌ یا تروریستهای وهابی سربازان ما را هشت تا، هشت تا در مرز بکشند اینها همه مصداق تجاوز به ناموس غلام است اما اگر خدای ناکرده به تار مويي يا مجوز تك خواني زني يا برگزاري كنسرتي با مجوز ..... آن وقت سیل بیانیه و اطلاعیه است که در محکومیت این عمل شنیع صادر میشود و هیاتهای مختلفی از طرف نهادها و ارگانها و قوای مملکت مامور رسیدگی میشوند و هزاران خبر و تحلیل و عکس در مطبوعات منتشر میشود
خب شوخی که نیست ناموس مملکت است ناموس غلام که در خطر نیفتاده!
Add a comment...


رهبرانقلاب:
من هیچوقت به مذاکره با آمریکا خوشبین نبودم/با اینکه خوشبین نبودم با این مذاکرات موردی موافقت کردم و از مذاکره کنندگان حمایت کردم و میکنم/با توافقی که منافع و عزت ملت را حفظ کند موافقیم/اما توافق نکردن شرف دارد به توافقی که منافع و عزت ملت از بین برود.
Add a comment...

رهبرانقلاب:همه چیز درجزئیات است،ممکن است طرف بدعهد مقابل بخواهد درجزئیات،کشور ما را محصور کند/اینکه حالا به بنده و دیگران تبریک میگویند بی معنیست/آنچه تاکنون انجام شده نه اصل توافق و محتوای آن را تضمین میکند،نه حتی اینکه مذاکرات تا به آخر برسد.
Add a comment...

رهبرانقلاب دردیدار مداحان:میپرسند چرا فلانی(رهبری) درباره هسته ای موضع نگرفته/جایی برای موضع گیری وجود نداشته/مسئولین میگویند هنوز کاری انجام نشده و چیز الزام آوری نیست/نه موافقم نه مخالف.
Add a comment...

Post has attachment
می شود زندگی ام یک شبه ویران بشود
لای موهات اگر عشق گروگان بشود

بین موی تو و من جنگ جهانی ست اگر
شال از سر بکنی موت پریشان بشود

بشوی دختر قاجاری و من قزاقت
کار اجرایی من حکم رضاخان بشود

یا نه اصلا  بشوم یک پسر ساده ی خنگ
که اگر مسخره شد پشت تو پنهان بشود

رد شوی از سر این کوچه و چشمک بزنی
لعنت شیطنتت قسمت شیطان بشود

سرت از پنجره بیرون بزند ، در بازار
نرخ سجاده و تسبیح و بت ارزان بشود

هر کسی روی تو را دید از این کوچه نرفت
نگرانم نکند کوچه خیابان بشود

همه از چشم تو گفتند و هنرمند شدند
وای از آن روز که چشمت هنرستان بشود ...

عاشقم ! راز دلم را به همه خواهم گفت
خواهرم کل بکشد راهی تهران بشود...
Photo
Add a comment...

Post has shared content
۲۰ جمله از رهبر انقلاب درباره موضع جمهوری اسلامی نسبت به اسرائیل

چهاردهم بهمن‌ماه یادآور روزی است که رهبر انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه‌ی سال ۱۳۹۰ اعلام کردند جمهوری اسلامی از هر ملت و گروهی که با رژیم صهیونیستی مبارزه کند، پشتیبانی و حمایت خواهد کرد. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به همین مناسبت؛ ۲۰ جمله از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره موضع جمهوری اسلامی ایران نسبت به رژیم صهیونیستی را منتشر می‌کند.
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=28850
Photo
Add a comment...

Post has shared content
To the Youth in Europe and North America
21/01/2015 #letter4u  
twitter.com/khamenei_ir
fb.com/www.Khamenei.ir

 In the name of God, the Beneficent the Merciful
 To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the “other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading “phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment.

Seyyed Ali Khamenei
21st Jan. 2015
http://khl.ink/sc1qj
Photo
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded