Profile

Cover photo
abdolreza Farsi
Lives in rarsanjan
14 followers|15,656 views
AboutPosts

Stream

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 

نخستین سند ادبی ارتباط آذربایجان با شاهنامه
قطران‌ تبریزی، نخستین سخن‌سرای آذربایجانی است که اشعار وی به دست ما رسیده و از‌ این روی، دیوانش اوّلین‌ و کهن‌ترین‌ سند ادبی مربوط به آذربایجان محسوب می‌شود. تلمیحات و اشارات متعدّد دیوان قطران به خوبی نشان می‌دهد که این شاعر با فرهنگ شاهنامگی کاملا آشنا بوده و به استناد برخی دلایل و قراین می‌توان تقریبا مطمئن بود که وی در این‌باره غیر از منابع دیگر، از شاهنامهء فردوسی نیز بهره گرفته است.

- مهم‌ترین‌ دلیـل آشـنایی قطران با‌ شاهنامه‌ دو بیتی اسـت که در قصیدهء ستایش «امیر ابوالحسن و امیر ابوالفضل»آمده است:

همیشه همی گفت پور رستم آن سهراب‌
چو سوی ایران آورد لشکر توران‌ 
که من پسر‌ بوم و رستمم پدر باشد 
دگرچه باشد دیـهیم دار در کـیهان

که بیت دوم دقیقا برگرفته از این بیت فردوسی در داستان رستم و سهراب است:

چو رستم پدر باشد‌ و من‌ پسر
نباید به گیتی یکی تا جور

- قطران در قصیده‌ای خطاب به ابونصر مملان می‌گوید‌:

به نام نیک فکندی ز جود بنیانی‌ 
چگونه بنیان کش بیم ز ابر و باران نیست

مـرحوم دکتر محجوب‌ معتقدند‌ که این بیت به تأثیر از آن سخن نامبردار فردوسی‌ است‌ که:

پی افگندم از نظم کاخی بلند 
که از باد و باران نیابد گزند

- در‌ دو جا از دیوان قطران تلمیحاتی به داستان بـیژن و منیژه آمده است‌ و چون به نظر بیشتر شاهنامه‌پژوهان، این داستان از روایاتی است که فردوسی پیش‌ از‌ شروع‌ شاهنامه و براساس منبع مستقلی به نظم درآورده، احتمال این‌که مأخذ مستقیم قطران در این‌ اشارات‌، اثـر فردوسی باشد بیشتر است و این گمان که شاید قطران مانند فرخی و ... تلمیح را از منبعی جز از نظم فردوسی گرفته است‌، سخت‌ ضعیف است؛ زیـرا تـفصیل داستان بیژن و منیژه خارج از شاهنامه در متون دیگر‌ دیده‌ نمی‌شود‌.

- افزون بر این موارد، در یکی‌ از‌ اشارات قـطران مـی‌خوانیم:

هـمی به فخر بخوانند جنگ بیژن و گیو 
که او مـیان گـرازی بزد به‌ یک‌ خنجر

و این با بیتی از داستان در شاهنامه مطابقت دارد‌ که‌:

بزد خنجری بر میان بیژنش‌ 
به دو‌ نـیم‌ شـد‌ پیـل پیکر تنش

- قطران‌ از فریدون با صفت یا لقـب «فرّخ» یاد کرده است و از آن‌جایی که‌ این‌ عنوان برای فریدون، در منابع‌ مقدّم‌ بر شاهنامه‌ دیده‌ نمی‌شود‌ می‌توان چنین پنـداشت‌ که‌ از این منبع در شعر قطران راه یافته است.

چو بر بالای‌ مـیمون‌ او،بـه رزم اندر نهدیون او‌ 
بود فرّخ فریدون او‌ عدو‌ ضحاک بد اختر

- در‌ دیوان قطران، «سرو کاشمر» قبله گـاه زردشـتیان دانـسته شده است:

گر به کشمر‌ بود‌ قبله چند گه سرو سهی‌‌ 
شـاید‌ ار‌ مـن نـهم جاوید‌ بر‌ سرو روان

طبری‌ و مورّخان دیگر از این سرو، نامی نبرده‌اند و ظاهرا کهن‌ترین مـنبع در ایـن بـاره پیش‌ از‌ قطران، اشارهء دقیقی در هزار و چند‌ بیت‌ بازماندهء او‌ در‌ شاهنامه‌ است‌. بنابراین، باز می‌توان‌ گـفت کـه منبع شاعر تبریزی در این‌جا شاهنامهء فردوسی است.

مجموع این قراین خصوصا اشارهء‌ مربوط به بـیت داسـتان رسـتم و سهراب و برخی از تلمیحات قطران به کسان و مضامین شاهنامه‌ای، تـقریبا هـر پژوهشگری را مطمئن می‌کند که‌ این‌ شاعر با شاهنامهء فردوسی مأنوس بوده و در هـمان اوان جـوانی از آن مایه‌ها اندوخته است تا سپس‌تر در مدایح خویش به کار برد.

«سجاد آیدنلو، مقاله "نخستین سند ادبی ارتباط آذربایجان با شاهنامه"، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران اهواز، بهار و تابستان 1385 - شماره 4»

‫#‏آذربایجان‬
‫#‏شاهنامه‬
‫#‏قطران‬


 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
مقابله و سازگاری با خیانتی که روی داده
درد و رنج ناشی از کشف این حقیقت که همسرتان به شما خیانت می‌کند یکی از عمیق‌ترین جراحت‌های زندگی زناشویی است. بازسازی رابطه‌ای که از خیانت زخم دیده‌ است شاید ‌سال‌ها زمان ببرد. ‏

اولین نکته‌هایی که باید بدانید:

ـ خیانت همیشه زندگی را ویران نمی‌کند. زن‌وشوهر می‌توانند رابطه‌ای را که بر اثر خیانت آسیب دیده دوباره بسازند و رابطه‌ای قوی‌تر و صمیمیت بیشتری باهم داشته باشند. ‏

ـ برای بهبود رابطه بعد از خیانت باید این چند عامل را در نظر داشته باشید: تعهد زناشویی برای بهبود رابطه، توجه به کیفیت رابطه قبل از این اتفاق، یادگیری مهارت‌های لازم برای ارتباط و هکاری با یک مشاور. ‏

ـ تشخیص انگیزه خیانت کار ساده‌ای نیست. چون معمولا افراد همه حقیقت را نمی‌گویند. در مواردی که فرد نتواند دلایل خیانتش را به طور کامل توضیح بدهد این اتفاق ممکن است بازهم تکرار شود. ‏

ـ حل کردن رابطه‌ای که در آن یک فرد بارها و بارها خیانت کرده است بسیار سخت‌تر از رابطه‌ای است که خیانت در آن فقط یک بار اتفاق افتاده است. ویژگی‌های شخصیتی در تکرار و وقوع دوباره خیانت نقش دارند. ‏

ـ درهر رابطه سالمی هم خیانت می‌تواند اتفاق بیفتد اما در روابطی که مشکلات زناشویی حل نشده فراوانی وجود داشته باشد خیانت بیشتر و به راحتی اتفاق می‌افتد. ‏

همسر بی وفا

تصور اینکه با وجود یک رابطه عاشقانه، سالم و صمیمی چطور این اتفاق افتاده است، بسیار سخت و دردناک است. شک و بی‌اعتمادی بعد از کشف این حقیقت همه وجود شما را فرا می‌گیرد و سوال‌های فراوان و بی پاسخی در ذهنتان آغاز می‌شود؛ «پس من کیم؟»، «اینجا چی کار می‌کنم؟»، «چطور تونست با من این کار رو بکنه؟»، «رابطه ما برای چی بوده؟». شوک اولیه از درک این حقیقت که خیانتی در رابطه اتفاق افتاده است تبعات آنی نیز دارد. احساس خشم و شرمندگی می‌کنید، افسرده می‌شوید، توانایی کنترل و تمرکز روی رابطه را از دست می‌دهید، تلاش می‌کنید هر حرکت و رفتار شریک زندگیتان را کنترل کنید، به همه چیز سوءظن پیدا می‌کنید وافکار خشونت‌‌آمیز زیادی به سرتان می‌زند. ‏بهترین راه برای مقابله با این احساسات و واکنش‌های اولیه این است که با فردی که زیاد اهل قضاوت کردن نیست، شنونده خوبی است و واکنش فوری نشان نمی‌دهد،نصیحت نمی‌کند و می‌تواند حامی‌تان باشد حرف بزنید. ‏

نصیحت و توصیه‌های دوستانه در این شرایط اصلا به درد شما نمی‌خورد. با کسی حرف بزنید که سعی نکند به شما توصیه کند اکنون و دقیقا چه رفتاری بکنید و یا تلاش کند شما را به یک تصمیم قطعی و فوری برساند. همچنین در این موقعیت حرف زدن با همسرتان برای اینکه اعتراف کند چه اتفاقی افتاده و چرا اینگونه رفتار کرده است نیز بی‌فایده است. بدون شک مطرح کردن این موضوع فقط تنش‌ها و واکنش‌های تند را بیشتر می‌کند. او یا همه چیز را انکار خواهد کرد و یا گناه را به گردن دیگران می‌اندازد و این برای شما هیچ نتیجه‌ای نخواهد داشت جز اینکه بیشتر رنج می‌کشید. ‏شما نیاز به حرف زدن و حمایت دارید اما برای این کار به هر فردی که نزدیکتان است چنگ نزنید. مطرح کردن این موضوع با خانواده در حالی که افراد خانواده‌تان خیلی احساساتی هستند، نسبت به رابطه شما پیش‌زمینه‌های منفی دارند و منطقی رفتار نمی‌کنند احساسات شما را بیشتر جریحه دار خواهد کرد. ‏

رابطه‌ای غم‌انگیز

بعد از مدتی میزان فشار ناشی از کشف این حقیقت کمتر خواهد شد و شما می‌توانید بهتر به این مساله فکر کنید تا تصمیم درستی بگیرید و به این پرسش‌ها پاسخ بدهید که؛ آیا این بحران واقعا جدی است؟ آیا می‌توانید آن را حل کنید؟ آیا همسرتان با شما همکاری خواهد کرد؟ برای بازسازی رابطه بعد از خیانت لازم است هر دوی شما برای رسیدن به یک هدف تلاش کنید. ‏

معمولا هر دوی شما دچار احساسات دوگانه‌ای خواهید شد. از یک سو همسرتان و زندگی زناشویی‌تان را دوست دارید و از سوی دیگر این اتفاق به هر دوی شما از دو سوی متفاوت آسیب زده است. مشاوره فردی در این حالت بسیار موثر است. مشاور به شما کمک می‌کند تا آینده این رابطه را پیش‌بینی کنید. ‏در بعضی از موارد فرد خیانت دیده سعی می‌کند با گرفتن برخی از حقوق مثل گرفتن حق حضانت فرزندان،حق طلاق برای زنان و ضمانت‌های مالی شریک زندگی‌اش را متعهد به رابطه کند. اما هیچ کدام از این نوع تعهدات،تضمینی برای حفظ یک رابطه سالم و عاشقانه نخواهد بود و چه بسا برای فردی که خیانت هویت و ویژگی شخصی او است و یک عادت رفتاری است نوعی باج دادن و ایجاد فرصت برای انجام خیانت‌های بیشتر باشد.

بازسازی اعتماد، بازسازی رابطه

بعد از گذر از دو مرحله پیشین ممکن است هر دوی شما به این نتیجه برسید که برای حفظ رابطه و بازسازی دوباره زندگی زناشویی‌تان دوباره تلاش کنید. این مرحله بسیار سخت خواهد بود برای شروع شما باید انگیزه خیانت را بفهمید تا بتوانید مانعی برای تکرار آن ایجاد کنید. مثلا رفتارتان را اصلاح کنید و تغییری در عادت‌هایتان ایجاد کنید تا انگیزه خیانت در این ارتباط وجود نداشته باشد. ‏

معمولا فردی که خیانت کرده حتی وقتی پشیمان است نمی‌تواند همه حقیقت را بگوید چون از واکنش احتمالی همسرش بسیار می‌ترسد به ویژه اگر بخواهد زندگی زناشویی‌اش را حفظ کند. در عین حال اگر دلیل اصلی خیانت مشخص نشود مشکل هرگز به طور کامل حل نخواهد شد. ‏

برای اینکه به حقیقت بیشتر نزدیک شوید به جای اینکه انگشت اتهامتان را به سوی همسرتان بگیرید و بگویید « تو خیانت کردی» به این مساله به عنوان یک مشکل مشترک که نتیجه زندگی زناشویی‌تان بوده است نگاه کنید. این موضوع تلاش هر دوی شما را می‌طلبد. اصلا فکر نکنید که این موضوع مربوط به همسرتان است و او باید همه چیز را درست کند. ‏برای اینکه بفهمید انگیزه خیانت چه بوده است درباره جزئیاتی که باعث این اتفاق شده‌است با هم حرف بزنید. اگر شما این مساله را یک اتفاق دوجانبه بدانید که شما نیز در آن سهمی داشته‌اید همسرتان نیز کمتر از واکنش شما در بیان حقیقت می‌ترسد. نکته مهمی که در اینجا وجود دارد اصرار و پافشاری شما برای فهمیدن همه جزئیات این خیانت و دلایل آن است. گاهی تلاش برای فهمیدن این جزئیات باعث می‌شود پرسش‌ها و موارد بی‌مورد دیگری نیز مطرح شود. بنابراین آنقدر در فهمیدن این موضوع افراط نکنید که حاشیه‌های بی اهمیت نیز مهم جلوه داده شوند. ‏

بازساری اعتماد کار دشواری است اما برای بهبود رابطه ضروری است. معمولا رسیدن به توافق، نشان‌دادن صداقت و قدرشناسی کار دشواری است. به ویژه اگر شما فرد حساسی باشید که به راحتی اعتماد نمی‌کند. ‏

آیا او باز هم خیانت خواهد کرد؟

کسی که یک بار خیانت می‌کند قول می‌دهد و متعهد می‌شود که دیگر هرگز این اتفاق تکرار نخواهد شد. اما میل به خیانت موضوع پیچیده‌ای است که نمی‌توان آن را به راحتی فهمید و با یک تعهد آن را متوقف کرد. ‏برای اینکه خیانت دوباره اتفاق نیفتد زن‌و شوهر باید تغییراتی در رابطه ایجاد کنند. اگر همسرتان خیانت کرده چون در رابطه شما مشکلی وجود دارد باید سعی کنید مشکل را از میان بردارید. ‏اما برخی از دلایل خیانت کاملا ژنتیکی است. بعضی از افراد شیفته جذابیت هستند، ریسک پذیر هستند و تمایلات جنسی زیادی دارند که تغییر دادن آنها کار ساده‌ای نیست. این ویژگی‌های ژنتیک به خوبی نشان می‌دهند که چرا برخی از افراد نمی‌توانند افراد وفاداری باشند. اما این اصلا به معنای این نیست که آنها حتما باز هم خیانت خواهند کرد. ‏اگر می‌خواهید خیانت دیگری اتفاق نیفتد باید بتوانید ریشه‌ها و دلایل خیانت را بفهمید و آنها را حل کنید. برای پاسخ به این پرسش که آیا همسرتان باز هم خیانت خواهد کرد یا نه باید به رفتار او در گذشته توجه کنید. اگر او بارها و به شیوه‌های مختلف خیانت کرده است نمی‌توانید مطمئن باشید که این اتفاق دوباره تکرار نخواهد شد. ‏
ریحانه دوستدار

منبع روزنامه اطلاعات

 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
اطلاعات کامل در رابطه با اسکيزوفرني( بخش نخست)

اختلافات زيادي بر سر تشخيص روانپزشکي اسکيزوفرنيا وجود دارد. اين جزوه تئوري ها و ايده هاي متفاوتي که درباره نحوه تشخيص، علل و درمان اين بيماري وجود دارد را توضيح مي دهد. اين جزوه همچنين به کسي که مبتلا به چنين بيماري است و همينطور به خانواده و دوستان او راهنمايي هاي عملي مي کند.
واژه اسکيزوفرنيا بطور وسيع در نظام روان پزشکي استفاده مي شود.
روانپزشکان آن را نوعي جنون (psyhosis) مي شناسند. به باور آنها فرد اسکيزوفرنيک قابليت تميز دادن بين افکار، ايده ها و تصورات قوي خودش و واقعيت (ادراکات مشترک، مجموعه ايده ها و ارزش هاي افراد ديگري که در فرهنگ او آن را واقعيت مي نامند) راندارد. از جمله عوارض اين بيماري اين است که فرد ممکن است صداهايي را بشنود يا ممکن است فکرکند که افراد ديگر مي توانند فکر او را خوانده و يا افکار او را کنترل کنند.
بيشتر روانپزشکان اين عوارض را ناشي از نوعي اختلاط رواني (psychiatric disorder) مي دانند و براي درمان آنها «تسکين بخش» (tranquillizers) قوي تجويز مي کنند. البته همه اين باورها درباره چنين وضعيت روحي را قبول ندارند. تفسير ديگر از اين وضعيت روحي آن را ناشي عکس العمل منطقي يا طبيعي نسبت به وقايع سخت زندگي مي داند، بعبارت ديگر آن را حالت افراطي اضطراب تشخيص مي دهد. بسياري مايلند به اسکزوفرنيا در «تماميت» خود نگاه کنند. آنها بر لزوم درک تجربه فردي يا شخصي و اهميت اينکه اين تجربه چه تاثيري بر فرد گذاشته، تاکيد مي کنند.
شنيدن صدا، بعنوان مثال، در فرهنگ هاي مختلف و نظام هاي مذهبي مختلف، معاني مختلف دارد.
چگونه روانپزشکان اين وضعيت را تشخيص مي دهند؟
مشکلاتي از اين قبيل معمولا با سردرگمي يا حتي تغييرات قابل ملاحظه در رفتار صورت مي گيرد. مهم است که بتوان عوامل ممکن ديگر را حذف کرد.
اين عوارض ممکن است مشابه مشکلات ديگر روحي مانند «اختلاط دو قطبي» (bipolar disorder) يا «اختلاط اسکيزوفرنيک ساز» (schizoaffective disorder) باشد، يا در نتيجه مشکلات جسمي معيني رخ داده باشد.
روانپزشکان اين وضعيت روحي را با توجه به عوارض "مثبت" و "منفي" متفاوتي تشخيص مي دهند:
عوارض "مثبت" شامل اينهاست:
اغتشاش فکري
حالت هزياني (hallucinations)، مانند شنيدن صداها و يا اصوات ديگر
اوهام (delusions)
عوارض "منفي" شامل اينهاست:
احساس بي تفاوتي يا بي احساسي
ناتواني در تمرکز کردن
اجتناب از تماس با افراد ديگر
نياز داشتن به حفاظت
اغتشاش فکري
کسي در اغتشاش فکري است که نتواند رشته منطقي افکارش را دنبال کند و ايده هاي او درهم ريخته و يا به سختي قابل فهم توسط ديگران باشد. اين وضعيت امکان محاوره را سخت کرده و ممکن است به حس تنهايي و انزواي فرد کمک کند.
حالت هزياني (Hallucinations)
برخي افراد صداهايي را مي شنوند که ديگران نمي شوند. اين صداها ممکن است صداهاي آشنا، دوستانه يا انتقادي باشند. اين صداها ممکن است رفتار يا افکار فرد شنونده را بررسي مي کنند و يا ممکن است به او بگويند چه بايد بکند. صرف شنيدن اين قبيل صداها به معناي داشتن اسکيزوفرنيا نيست.
بر اساس برخي تحقيقات در حدود چهار درصد جمعيت اين قبيل صداها را مي شنوند و براي بسياري اين وضعيت باعث مشکلي نمي شود. ولي کساني که مبتلا به اسکيزوفرنيا هستند جزو کساني هستند که بيشترين صداهاي انتقادي و غيردوستانه را مي شنوند. آنها ممکن است اين صداها را همه عمرشان شنيده باشند، ولي يک واقعه سخت در زندگي ممکن است شنيدن اين صداها را براي آنها شديدتر و دشوارتر کرده باشد.
برخي مواقع افراد علاوه بر اين گونه صداها" اصوات ديگر هم مي شنوند.
اوهام (Delusions)
اوهام به باورها و تجاربي مي گويند که ديگران در داشتن آنها شريک نيستند. بعنوان مثال ممکن است کسي فکرکند که او توسط افراد پليس مخفي تعقيب مي شود و يا توسط نيروهاي غيبي کنترل مي شود که افکار معيني را در سر او گذاشتند.
عوارض منفي
به اين عوارض که شامل کناره گيري اجتماعي، بي تفاوتي و ناتواني در تمرکز را شامل مي شوند، عوارض "منفي" و نه "مثبت" مي گويند زيرا خصوصيات آنها چندان روشن نيست. براحتي نمي توان گفت که آيا اين عوارض بخشي از عوارض اسکيزوفرنيا هستند و يا آنها عوارض عکس العمل فرد در مقابل چيزهاي ديگري است که باعث سرخوردگي و ترس او شده اند. بعنوان مثال بسته به اينکه فرد از چه تجربه اي برخوردار است، ممکن است براي ساعات متمادي بي حرکت و ساکت بنشيند و يا بدور مداوم در حرکت باشد.
همچنين چنين عوارضي مي توانند واکنشي نسبت به رفتار سايرين باشد. در اغلب موارد کسي که داراي مشکلات عقلي يا ذهني است، با بي توجهي يا تبعيض مواجه مي شود، و اين باعث مي شود که او احساس انزوا، افسردگي يا نوميدي بکند.
آيا ممکن است برخي افراد احتمال بيشتري در ابتلاء به اين بيماري داشته باشند؟
از هر صد نفر يک نفر در مقطعي از زندگي اش – معمولا وقتي يک فرد بالغ جوان است -- به اين بيماري مبتلا مي شود. اين رقم براي زن و مرد کماکان يکي است، ولي مردها معمولا در سن جوانتري به اين بيماري مبتلا مي شوند. احتمال بيشتري دارد که به شما گفنه شود که مبتلا به اين بيماري هستيد اگر که في الحال يکي از اعضاي خانواده تان اين بيماري را داشته است.
تخمين زده شده است که حدود يک سوم کساني که از چنين اختلاطي رنج مي برند فقط يک بار در زندگي شان آنرا تجربه ميکنند. يک سوم ديگر آنها ممکن است اين وضعيت را گهگاه تجربه کنند. در حالي که يک سوم ديگر ممکن است آن را براي هميشه تجربه کنند.
وقتي يک روانپزشک از تجارب فرهنگي، مذهبي و يا اجتماعي متفاوتي از بيمار خود برخوردار است ممکن است در تشخيص او دچار اشتباه شود. بعنوان مثال، در انگلستان اين نگراني وجود دارد که چرا در بين کساني که تشخيص داده شده است از اين بيماري رنج مي برند بطورغير متناسبي تعداد زيادي از مردان جواني که از آفريقا يا جزاير کارائيب مي آيند (African-Caribbean) وجود دارند. اين وضعيت باعث شده که برخي از متخصصين اين ايده را مطرح کنند که گويا کل ايده اسکيزوفرنيا متکي به باورهاي نژادپرستانه است. برخي افراد بر اين باورند که از آنجا که در بين متخصصين، يکانگي در تعريف، علل، و درمان مناسب براياسکيزوفرنيا وجود ندارد بنابراين نبايد آن را بعنوان يک اختلال رواني تعريف کرد.
آيا کساني که از اسکيزوفرنيا رنج مي برند خطرناک هستند؟
در وسايل ارتباط جمعي در باره اسکيزوفرنيا بيش از ساير اختلاطات رواني ديگر اطلاعاتغلط وجود دارد. يکي از اسطوره هاي غلط عمومي در اين باره اين است که گويا اسکيزوفرنيبه معناي "شخصيت دوگانه" است و کسي که از اين وضعيت رنج مي برد ممکن است از حالت آرام به حالت غير قابل کنترل تغيير مزاج بدهد.
اغلب در مطبوعات و تلويزيون داستانهاي اغراق آميزي در باره "اسکيزوفرنيک ها" وجود دارد و از آنها بعنوان افرادي خطرناک که بايد تحت کنترل داروهاي آرامبخش باشند و در تيمارستان نگه داشته شوند، ياد مي کنند. در حقيقت تعداد قتل هايي که توسط افراد مبتلا به اختلاطات رواني طي ده سال اخير رخ داده است در همان سطح پائين باقي مانده است حال آنکه طي اين دوره تعداد قتل هاي مرتکب شده در انگلستان بطور قابل ملاحظه اي افزايش يافته است.
بسياري از کساني که از اسکيزوفرنيا رنج مي برند مرتکب جرايم خشونت آميز نمي شوند و بسياري از اين گونه جرايم توسط اين افراد صورت نمي گيرد. مطابق تحقيقات صورت گرفته افرادي که معتاد به الکل يا مواد مخدر هستند ممکن است دو برابر افراد مبتلا به اسکيزوفرنيمرتکب جرايم خشونت آميز شوند.
رابطه بين اسکيزوفرنيا و جرايم جدي چنان غير متعين است که هر گونه پيش بيني درباره ارتباط اين دو تقريبا غيرممکن است. مردم اغلب از دست کساني که صداهايي مي شوند، خيلي مي ترسند. مهم است که به ياد داشته باشيم که چنين کساني عليرغم شنيدن اين گونه صداها از قدرت تشخيص براي آنکه بر اساس آنها رفتار کنند يا نکنند برخوردارند درست مثل بقيه که به آنها گفته شود کاري را بکنند. اين صداها اغلب به اين افراد مي گويند که خودشان را بکشند تا اينکه فرد ديگري را به قتل برسانند.
خيلي ها عليرغم شنيدن روازنه اين صداها تصميم مي گيرند زنده بمانند.
چه چيز باعث اسکيزوفرني است؟
بعلت وجود اختلاف نظر درباره اسکيزوفرني به سادگي نمي توان گفت که علت آن چيست ولي مي توان گفت که ايده هاي متفاوتي در اين باره وجود دارد.
ارث بردن
متحققيني که در صدد يافتن يک "ژن اسکيزوفرني" بودند تاکنون چنين چيزي را پيدا نکرده اند. البته اين باور وجود دارد که برخي ژن ها ممکن است برخي افراد را در ابتلاء به عوارض اين بيماري آماده تر کنند هر چند اين لزوما به اين معنا نيست که اين عوارض تا حد بيماريکامل رشد خواهند کرد.
وضعيت جسمي افراد، نحوه بزرگ شدن آنها و محيطي که در آن رشد مي کنند احتمالا در ابتلاء به اين بيماري نقش ايفاء مي کنند به همان سان که وضعيت فيزيولوژيک آنها ممکن است چنين نقشي داشته باشد.
وضعيت شيميايي بدن
تحقيقات بيو شيمي بر بررسي ميزان دوپمين ارتباط هاي عصبي (neurotransmitter dopamine) متمرکز بوده که مسئول حمل پيغام هاي بين سلول هاي مغر هستند. تئوري که در اين زمينه وجود دارد حاکي از اين است که مقدار بيش از حد دوپمين در افراد اسکيزوفرنيک وجود دارد، ولي هنوز معلوم نيست که آيا اين ماده شيميايي در رشد اسکيزوفرنيا نقش دارد يا نه.
بهر حال داروهاي آرامبخش قوي براي تاثير گذاشتن بر سيستم توليد دوپمين بدن درست شده اند.
تجارب خانوادگي
تئوري هائي مطرح شده دال بر اينکه نوعي خاص از خانواده ها ممکن است در ابتلاء به اين بيماري نقش داشته باشند، ولي هنوز اين تئوري اثبات نشده است. عموما اين باور پذيرفته شده که تجارب اوليه زندگي در تشکيل شخصيت فرد نقش دارند.
وقايع سخت زندگي
بررسي هاي علمي و همينطور روايات شخصي حاکي از اين است که شرايط بسيار سخت زندگي در شروع اسکيزوفرنيا ممکن است نقش داشته باشند. اين وقايع شامل وقايعي مي شود که زندگي يک نفر را تغيير داده است مانند از دست دادن کسي که به او نزديک بوده است يا دشواري معمول تغيير شغل. فشارهاي ديگر زندگي مانند بي خانماني، فقر، و آزار نژادي و جنسي ممکن است در ايجاد اين بيماري نقش داشته باشند.
بر اساس يکي از مطالعاتي که صورت گرفته، بيش از نيمي از کساني که مي گويند صداهاي منفي مي شنوند علت آن را سوء استفادهاي جنسي و فيزيکي مي دانند. حدود يک چهارم از اين افراد حس گناه نسبت به رفتار خود را علت شنيدن اين صداهاي منفي بيان کردند.
استفاده نادرست از مواد شيميايي
هيچکس هنوز رابطه بين استفاده نادرس از مواد شيميايي و بروز اين بيماري را اثبات نکرده است. بسياري از محققين فکر نمي کنند چنين ارتباطي وجود داشته باشد، ولي شواهد غيرعلمي (anecdotal evidence) وجود دارد که بر وجود اين رابطه تاکيد مي کند. ممکن است که کساني که تشخيص داده شده است به اين بيماري مبتلاء هستند عکس العمل بدي نسبت به داروهاي معيني دارند.
در مجموع، بسياري از متخصصين فکر مي کنند که ترکيبي از يک رشته عوامل مختلف در بروز اسکيزوفرني نقش دارد: ترکيب ژنتيک کسي ممکن است او را بيشتر آماده ابتلاء به بيماري کند، ولي شرايط سخت زندگي و يا بويژه تجارب خانوادگي و زندگي ممکن است در شروع عوارض اين بيماري دخيل باشند.
از چه کمکي مي توانم برخوردار شوم؟
اگر شما به دکتر خانوادگي تان (GP) مراجعه کنيد او ممکن است براي شما داروهايي را تجويز کند و يا به شما نوعي روان درماني را عرضه کند. او ممکن است در صورتي که بخواهيد شما را به يک روانپزشک و يا به يک «تيم امراض رواني در محل» (community mental health team) معرفي کند تا از شما بررسي هاي بيشتري بعمل آورند.
بسياري از کساني که از اسکيزوفرني رنج مي برند در همان محل هميشگي خود زندگي مي کنند ولي اگر عواقب بيماري سريعا و بطور جدي بروز کنند در آنصورت ممکن است لازم باشد به بيمارستان برويد.
تجويز دارو
از داروهاي آرامبخش امراض رواني (antipsychotics) که همينطور از آنها بعنوان «تسکين بخش» (trasnquillisers) و يا قرص اعصاب (neuroleptics) نام مي برند معمولا براي کنترل عوارض مثبت اين بيماري استفاده مي شود. اين داروها ممکن است عوارض جانبي نامطلوب داشته باشند، بويژه اگر به مقدار زياد استفاده شوند، و يا باعث تسکين فرد شوند به آن حد که براي او مشکل شود تا از اثرات مثبت گفتار درماني استفاده کند. عوارض جانبي اين داروها از جمله شامل اين چيزها مي شود: عوارض مربوط به اعصاب ماهيچه (مانند لرزش دستان، سفت شدن ماهيچه ها) و اثرات «آنتي ماسکرينيک» (antimuscarinic effects) (تيرگي بينايي، بالا رفتن ضربان قلب، يبوست ، سرگيجگي).
داروهاي قديمي تر آرامبخش امراض رواني مانند کلروپرومازين (chlorpromazine) که اسم تجاري آن لارگاتيل (Largactil) است و هيلوپريدال (haloperidol) که اسامي تجاري آن سره نيس (Serennace) و هالدول (Haldol) است با عواقب جانبي شديد و دراز مدت همراه هستند مانند صدمه دائمي به سيستم مرکزي اعصاب (که به آن تارداو ديسکينزيا مي گويند – tardive dyskinesia). ضوابط جديد درباره استفاده از اين داروها حاکي از اين است که بيمار بايد در پائين ترين حد ممکن ازاين داروها استفاده کند. هر وقت که ممکن است چنين افرادي بايد از داروهاي جديدتر آرامبخش "غيرعادي" مانند ريسپردون (risperidone)، اولان زاپين (olanzapine)، کوه تياپين (quetiapine)، امي سلپرايد (amisulpiride)، و زوته پين (zotepine) استفاده کنند. اين داروها با هدف تخفيف عوارض مربوط به اعصاب ماهيچه تهيه شده اند. نه فقط اين داروها مطمئن تر هستند بلکه عواقب منفي بيماري را نيز کم مي کنند. اين داروها ممکن است بشکل قرص، شربت و يا مايه قابل تزريق عرضه شوند و ميزان استفاده از آنها روزانه، هفتگي، هر دو هفته يکبار و يا ماهانه باشد.
اين داروها نمي توانند بطور کامل از بروز بيماري جلوگيري کنند ولي شواهدي در دست است که نشان مي دهد آنها در کم کردن شدت و فواصل بروز بيماري موثر هستند. استفاده از ميزان کم اين داروها ممکن است بهترين روش براي کنترل عوارض بيماري و تخفيف عوارض جانبي خود داروها باشد. اگر شما از اين داروها استفاده مي کنيد ميزان مصرف آنها بايد بطور منظم مرور شود تا مصرف آنها به حداقل ممکن برسد.
افراد بطور متفاوت به اين داروها عکس العمل نشان مي دهند، و ممکن است مقداري آزمايش لازم باشد تا بهترين نوع دارو براي يک فرد تشخيص داده شود.
براي بسياري از افراد استفاده از اين داروها در کاهش عوارض بيماري بسيار موثر است ولي برخي از بيماران اصلا آن را مفيد نمي يابند. برخي از افراد بعلت عوارض جانبي اين داروها از استفاده آنها احتراز مي کنند و برخي احساس مي کنند به آنها اصلا نيازي ندارند.
مراقبت در محل (Community care)
هر فرد که براي استفاده از خدمات روانپزشکي در انگلستان معرفي شده است بايد نيازهايش ارزيابي شده و نحوه مراقبت مطابق با برنامه موسوم به «روش مراقبت از بيمار» (Care Programme Approach - CPA) تنطيم شود. اين ارزيابي بايد نيازهاي مراقبت پزشکي و اجتماعي شما را بطور کامل تعيين کند. يک هماهنگ کننده نيازهاي درماني شما بايد مسئوليت وضعيت شما را عهده دار باشد. شما از اين حق برخوردار هستيد که بگوييد به چه نيازهايي احتياج داريد و حتي مي توانيد در زمان طرح اين نيازها کسي را بعنوان وکيل تان با خود داشته باشيد. اين ارزيابي شمامل مددکاران و خويشاوندان بيمار هم مي شود. (همين روش کار در ويلز هم وجود دارد).
«تيم امراض رواني در محل» (community mental health team) معمولا اين گونه ارزيابي ها را انجام مي دهند. هدف از اين ارزيابي اين است که شما بتوانيد بطور مستقل زندگي کيند. اين تيم مي تواند به شما درباره مسائل عملي مانند امور اداري مربوط به دريافت کمک هاي مالي از دولت، تامين مسکن و يا ساير خدمات ديگر از قبيل رفتن به مراکز درماني روزانه (day centres) و يا مراکز کمک هاي فوري (drop-in centres) کمک کند. اين تيم همينطور مي تواند ترتيب اين را بدهد که يک پرستار امور رواني محلي (community psychiatric nurse – CPN) شما را در محل مسکوني تان ملاقات کند. اين پرستاران داروهاي تان را به شما تزريق مي کنند و ممکن است به شما کمک هاي عملي ديگر هم بکنند. همينطور ممکن است امکانات ديگري وجود داشته باشد مانند متخصصين بهبود شرايط کار (occupational therapists) که به شما در کسب قابليت هاي لازم براي انجام کارهايي که مايل هستيد انجام دهيد کمک خواهند کرد.
شما مي توانيد بعنوان بخشي از برنامه «روش مراقبت از بيمار» (CPA) و يا بطور جداگانه از دفتر خدمات اجتماعي بخواهيد تا نيازهاي شما براي برخورداري از خدمات مراقبتي در محل (community care services) را ارزيابي کند. اين مي تواند شامل همه چيز از خدمات روزانه گرفته تا نياز شما به مسکن باشد با اين هدف که اين خدمات را در محل مسکوني خودتان و يا در محل مسکوني ديگري که متناسب با نياز شما مجهز شده، فراهم کند.
شما ممکن است به مددکار اجتماعي (caseworker) احتياج داشته باشيد که مشخصا روي وضعيت تان کار مي کند و از آنجا که اکنون عرصه هاي زيادي از خدمات ديگر رايگان نيستند در آنصورت بايد هزينه اين خدمات نيز در ارزيابي نيازهاي تان منظور شود. وقتي که نوعي نيازي که شما براي آن به مراقبت احتياج داريد برسميت شناخته شود ديگر مي توانيد براي حق پرداخت مستقيم (Direct Payments) تقاضا کنيد و بجاي آنکه مددکارتان توسط دفتر خدمات اجتماعي تامين مي شود خودتان او را استخدام کرده و يا به يک مرکز درماني روزانه معيني برويد.
شما بايد بتوانيد اطلاعات لازم درباره خدمات درمان رواني محلي تان را از دکتر خانوادگي تان، يا از دفتر خدمات اجتماعي، يا از شعبه محلي انجمن Mind، يا از «تيم امراض رواني در محل» (community mental health team)، يا از شهرداري محلي يا يکي از سازمانهاي خيريه بدست آوريد. اطلاعات دقيق در اين باره را همينطور مي توانيد در دفتر شماره هاي تلفن محلي بدست آوريد.
پذيرش به بيمارستان
اگر شما بطور ويژه اي احساس اضطراب مي کنيد در آنصورت لازم است به جايي برويد که امن و کم دردسرتر باشد. در شرايط فعلي اين به معناي رفتن به بيمارستان است. ممکن است در بيمارستان بعلت مجاورت با کسان ديگري که آنها نير مضطرب هستند، و يا برخوردار نبودن از امکان فضاي شخصي و يا حمايت مورد نياز وضعيت دشواري را بوجود آورد. البته امکاناتي مانند خدماتي که توسط خود بيماران گردانده مي شود (service-user) و يا گروه هاي امدادي بيماران که در بيمارستان وجود دارند بتوانند در برآوردن برخي از نيازها مفيد و کمک کننده باشند. قبل از ترک بيمارستان شما بايد بخواهيد تا نيازهاي تان را ارزيابي کنند تا بتوانيد در بيرون از بيمارستان يک زندگي مستقل داشته باشيد.
اگر از رفتن به بيمارستان خودداري کنيد ممکن است شما را مطابق «قانون 1983 سلامت رواني» (Mental Health Act 1983) بطور اجباري در بيمارستان بستري کنند. شما مي توانيد با بخش حقوقي انجمن Mind در اين باره مشورت کنيد.
خدمات اضطراري
در برخي مناطق، عرضه خدمات اضطراري جايگزين بستري شدن در بيمارستان شده است. از جمله اين خدمات يکي تامين محل مسکوني اضطراري است، حال آنکه در برخي مناطق هدف عرضه کمک به افراد نيازمند در خانه هاي خودشان است. هدف عمده اين خدمات اين است که از رفتن افراد به بيمارستان جلوگيري شود. در عرضه اين خدمات، استفاده از دارو براي درمان بسيار کم است و درمان، بيشتر به گفتار درماني وحمايت شخصي متکي است.
وکالت
وکلاء کارکنان مجرب و تعليم يافته اي هستند که نقش شان مساعدت به افراد در ابراز خواستها و نيازهاي شان است و همينطور به آنها براي دسترسي به اطلاعات غيرمغرضانه کمک کرده و نظرات شان را در مقابل ديگران نمايندگي مي کنند.
وکلائي که در بيمارستان شما مستقر هستند و يا در گروه هاي محلي کمک به بيماران رواني، مانند Mind حضور دارند مي توانند به شما در حل مشکلات ناشي از داروها و يا درمان تان کمک و مشاوره کنند و شما را راهنمائي کنند که از داروها و درمان هاي متفاوت استفاده کنيد. آنها ممکن است به شما کمک کنند که به خدمات مراقبت در محل نيز دسترسي پيدا کنيد.
محلات مسکوني با امکانات حمايتي
محلات مسکوني با امکانات حمايتي تنظيماتي است که در آنها کمک براحتي هم از طرف کارکنان و هم ازطرف مستاجرين ديگر در اختيار فرد نيازمند قرار مي گيرد. سطح امکانات حمايتي در هر کدام از اين محلات ممکن است متفاوت باشد. ولي نقش کارکناني که در آنها مستقر هستند اين است که امکان يک زندگي مستقل را تا آنجا که ممکن است براي فرد فراهم کنند. محلات مسکوني اين چنيني در هر محل هم از طرف دفتر خدمات اجتماعي ممکن است فراهم شود و هم از طرف پروژه هاي مربوط به بيماري هاي رواني، منجمله شعب محلي انجمن Mind.
دوره هاي تعليماتي حرفه اي و اجتماعي
اين دوره هاي تعليماتي در کمک به افراد براي يافتن کار، گرداندن امور مالي شان، استفاده از وسايل ارتباط جمعي، حل مشکلات و شرايط اجتماعي مفيد هستند. از هماهنگ کننده مسئول تامين نيازهاي مراقبتي تان بخواهيد تا اطلاعات بيشتر در اين باره در اختيارتان بگذارد.
چه کار بيشتر ديگري مي توانم براي بهبود زندگي ام انجام دهم؟
گفتار درماني
روش هاي گفتاردرماني مانند روانکاوي، مشاوره و درمان رفتار دماغي (cognitive behaviour therapy- CBT) مي توانند به فرد اسکيزوفرنيک کمک کنند تا با بيماري خود کنار بيايد. اين روش ها با تشخيص مسائل بيمار، بررسي عواقب اين مسائل، تکوين روش هاي مناسب براي کنار آمدن با اين مسائل و مانع شدن از وقوع شرايط بحراني، به فرد اسکيزوفرنيک کمک مي کنند. اين روش هاي درماني به فرد کمک مي کنند تا به اهميت بررسي عوارض بيماري خود پي برده و بتواند بر آنها فائق آيد.
از دکتر خود درباره درمان هاي فردي يا خانوادگي بپرسيد. دسترسي به روش هاي گفتاردرماني اگر از استطاعت مالي آن برنيايد ممکن است دشوار باشد. برخي از پروژه هاي خيريه، مانند شعب محلي انجمن Mind، اين روش درماني را بطور مجاني تامين مي کنند.
خودياري (self-help)
گروه هاي خودياري امکان مهمي براي افراد و خانواده هاي آنها فراهم مي کنند تا در تجارب و روش هاي کنار آمدن خود با اين بيماري شريک شوند، براي عرضه خدمات بهتر مشترکا تلاش کنند، و يا به سادگي از يکديگر حمايت کنند.
کار
شما ممکن است بخواهيد از قرار گرفتن در شرايطي که بطور ويژه طاقت فرسا است اجتناب کنيد. اگر شاغل هستيد، ممکن است بتوانيد ساعات کمتري کار کنيد، يا از ساعت کار انعطاف پذيري برخوردار شويد تا تنش کار کردن برايتان کمتر شود. طبق «قانون 1995 تبعيض براساس معلوليت» (Disability Discrimination Act 1995) کارفرماياني که بيش از 20 نفر کارمند دارند بايد "تنظيمات مناسب" براي تسهيل اشتغال افراد معلول منجمله کساني که به کسالت هاي رواني دچار هستند، فراهم کنند.

بخش دوم در نشانی زیر


https://plus.google.com/108241340127059199256/posts/93WNDQQFjL5




 ·  Translate
2
Add a comment...
 
ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺳﯽ، ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭ 4 ﻭﯾﮋﮔﯽ ﺍﺻﻠﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ :
۱ ‏) ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪﯼ :
ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻦ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﺩﯼ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻗﺎﺋﻞ ﺷﺪﻥ ﺑﺮﺍﯼ
ﺧﻮﺩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ . ﺑﯽ ﻗﯿﺪ ﻭ ﺷﺮﻁ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﺳﻌﯽ ﺩﺭ
ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻧﻘﺎﻁ ﻣﺜﺒﺖ ﺧﻮﺩ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ
ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻧﻘﺎﻁ ﺿﻌﻒ ﺧﻮﺩ ﻭ ﮐﺘﻤﺎﻥ ﻧﮑﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ . ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ
ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﺭﺳﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﯿﻨﯽ ﺑﺮ ﻃﺮﻑ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻦ
ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ .
۲ ‏) ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺩﺭ ﺣﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ :
ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭ ﺫﻫﻨﯿﺘﯽ ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻭ
ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑ ﭘﺬﯾﺮ ﻣﯽ
ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰﯼ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﻫﺎﯼ
ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯾﮏ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﯾﺎ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺧﺎﺹ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ
ﻭﯾﮋﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺗﺠﺰﯾﻪ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﯿﻨﺎﻧﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺷﺨﺼﯽ ﻭ ﭘﯿﺪﺍ
ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﻫﺎﯼ ﻓﻮﺭﯼ ﻭ ﺭﺍﻫﺒﺮﺩﻫﺎﯼ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻞ ﻭ ﻓﺼﻞ
ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﺳﺮﯾﻊ ﺣﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
۳ ‏) ﮐﻔﺎﯾﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ :
ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺏ
ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ .ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺳﺨﺖ ﻫﻢ ﺷﻮﺥ ﻃﺒﻌﯽ
ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ، ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ
ﺩﺭﻣﻮﺍﻗﻊ ﺑﺤﺮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺒﺮﻧﺪ؛ ﺿﻤﻦ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ
ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ
ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ .ﻣﻴﮕﻨﺎ ﺩﺍﺕ ﺁﻱ ﺁﺭ،ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﻃﯿﻒ ﻭﺳﯿﻌﯽ ﺍﺯ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻫﺎ ﻭ
ﺭﺍﻫﺒﺮﺩﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﮔﻔﺘﮕﻮ، ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺵ
ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻭ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﺗﻌﺎﻣﻼﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭ ﺷﺒﻜﺔ ﺣﻤﺎﻳﺘﻲ ﻭ ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻣﺤﻜﻤﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﭼﻨﻴﻦ
ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺗﻲ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻛﻤﻚ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ، ﺩﺭﺑﺎﺭﺓ ﻧﮕﺮﺍﻧﻲ ﻫﺎ ﻭ ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ
ﺑﺎ ﻛﺴﻲ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﻨﺪ، ﺍﺯ ﻣﺸﻮﺭﺕ، ﻫﻤﺪﻟﻲ ﻭ ﻫﻤﺮﺍﻫﻲ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻨﺪ
ﺷﻮﻧﺪ، ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﻫﺎﻱ ﺟﺪﻳﺪ ﺭﺍ ﻛﺸﻒ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺭﻭﺍﻧﻲ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻛﻨﻨﺪ .
۴ ‏) ﺧﻮﺵ ﺑﯿﻨﯽ :
ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺭﺍﺳﺦ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﯿﺪ ﻭ
ﻫﺪﻓﻤﻨﺪﯼ ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻨﺘﺮﻝ
ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﺍﺣﺘﻤﺎﻟﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺳﺎﺯﺩ .
۵ ‏) ﻫﻤﺪﻟﯽ :
ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭﻫﺎ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺗﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎ
ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﯿﻮﺳﺘﮕﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ
ﺗﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ، ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭ ﺷﻮﯾﻢ؟
ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ ﺩﺭ ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭﯼ ﻓﺮﺩ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ
ﺩﻫﺪ؟
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻓﺮﺩ ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭ، ﻧﺤﻮﻩ ﯼ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﻭ ﻧﮕﺮﺵ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﯽ ﺩﺭ
ﻣﻮﺍﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻧﺎﮔﻮﺍﺭ ﺍﺗﺨﺎﺫ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؛ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺍﺯ
ﻣﺸﮑﻞ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺗﺒﻌﺎﺕ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺗﻮﺟﻪ
ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﻣﺜﻼ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﯾﮏ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ
ﭘﺮﻣﺨﺎﻃﺮﻩ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻧﻪ ﯾﮏ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ
ﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﺪ .
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭﯼ ﻣﻮﺟﺐ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼﺕ
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎﯼ ﻣﻨﻔﯽ
ﺍﺳﺖ .
ﺧﻼﺻﻪ ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺧﻄﺮ
ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎﻥ
ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﺨﺘﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﻪ ﺷﺮﺍﯾﻂ
ﻣﺘﻌﺎﺩﻝ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧﺪ .
ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ
ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺧﻄﺮ ﺍﺯ ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻭ
ﺭﺷﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮﺩﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎ ﻭ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ
ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﯾﻨﺪ .
ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺟﻬﺖ ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭﻱ
ﭘﮋﻭﻫﺶ ﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻋﺰﺕ ﻧﻔﺲ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻲ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﺎ
ﺍﺳﺘﺮ ﺳﻬﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺍﺭﺩ . ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪﻳﻬﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺆﺛﺮﺗﺮ ﻋﻤﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ .
-ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮﺩ ﻣﻌﻨﺎ ﻭ ﻫﺪﻑ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ . ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ
ﻫﺪﻑ ﻣﺸﺨﺼﻲ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻣﻬﻤﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺎﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ،
ﺑﺎ ﻫﺮ ﺳﺨﺘﻲ ﻭ ﻣﺸﻜﻠﻲ، ﺍﺯ ﻫﻢ ﻣﻲ ﭘﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺍﻧﮕﻴﺰﺓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ
ﻣﻲ ﺩﻫﻨﺪ .
-ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﻫﻴﺪ . ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﺎﻃﻔﻲ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ
ﻣﺤﻜﻢ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﻤﻲ ﺩﺭ ﺳﻼﻣﺖ ﺭﻭﺍﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ ﻭ
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﺮﻭﺯ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻫﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﺔ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻔﻴﺪﻱ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲ
ﺷﻮﺩ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻛﻨﻴﺪ .
- ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑ ﭘﺬﻳﺮ ﺑﺎﺷﻴﺪ . ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﺗﻐﻴﻴﺮ . ﺍﮔﺮ
ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻨﻌﻄﻒ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺑﻴﻢ ﻭ ﻫﺮﺍﺱ
ﺑﺎﻗﻲ ﻣﻲ ﻣﺎﻧﻴﺪ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ ﺩﻫﻴﺪ .
-ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺗﻐﺬﻳﻪ ﻭ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﻴﺪ . ﺍﺯ ﻗﺪﻳﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻋﻘﻞ ﺳﺎﻟﻢ ﺩﺭ
ﺑﺪﻥ ﺳﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ . ﭘﺲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﻴﺪ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺟﺴﻢ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ
ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺗﻐﺬﻳﺔ ﺳﺎﻟﻢ ، ﻭﺭﺯﺵ ﻭ ﺳﺒﻚ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺳﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺧﻮﺩ
ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﺪ
#روانشناسی
#تاب آوری
 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 


علل های اصلی بی خوابی

وقتی بی‌خوابی به سراغ كسی می‌رود ، فرد توانایی خوابیدن ندارد و یا اگر بخوابد بعد از مدت كوتاهی بیدار می‌شود ، در حقیقت خواب او عمق و انسجام لازم را ندارد . شخص بی‌خواب از اینكه نمی‌تواند چشم‌هایش را بیش از چند دقیقه بسته نگاه دارد ، یا ذهن و فكر خود را ریلكس و آرام نگاه‌ دارد ، شكایت می‌كند . عوامل بی‌خوابی عموما ؛ ترس ، اضطراب ، هیجان ، مصرف‌دارو ، مصرف داروهای گیاهی و مصرف نوشیدنی‌های حاوی كافئین ، فعالیت‌ زیاد و درد هستند . بی‌خوابی به سه نوع تقسیم می‌شود . بی‌خوابی گذرا ، كوتاه‌مدت و مزمن . بی‌خوابی گذرا معمولا از یك‌ شب تا چند هفته طول می‌كشد . بیشتر مردم این نوع از بی‌خوابی را به دلایل مختلفی از قبیل اضطراب یا هیجان تجربه‌ كرده‌اند . بی‌خوابی كوتاه‌مدت ، عموما سه‌ هفته تا ۶ ماه ادامه‌ دارد و در حالت مزمن ، بیمار بی‌وقفه در مدت زمان بسیار طولانی گرفتار بی‌خوابی می‌شود . بی‌خوابی در بعضی مواقع به مصرف دارو یا عوامل محیطی و بیرونی ارتباط دارد و در برخی موارد به عواملی درونی مرتبط است . تاخیر عملكرد سندرم خواب ، یكی از عواملی است كه موجب بروز اختلال و بی‌نظمی در خواب شبانه می‌شود . افرادی كه به سبب كارشان به مناطق مختلف ـ در نصف‌النهارهای دور ـ سفر می‌كنند ، به دلیل تغییر در ساعت طلوع خورشید و عدم هماهنگی اعضای درونی و ساعت آن مناطق دچار این نوع از بی‌خوابی می‌شوند .
پاراسومنیا یكی از ناهنجاری‌های خواب است كه به شكل كابوس ، رفتار‌های خشونت‌آمیز و راه ‌رفتن در خواب بروز می‌كند .

بیماری ریفلاكس نیز یكی دیگر از عواملی است كه موجب برهم زدن خواب شبانه افراد می‌شود . در این بیماری ، فرد به دلیل احساس ناخوشایند بالا آمدن اسید معده به سمت حلق و دهان ، از خواب بیدار می‌شود ، این مورد نیز جزو یكی از ناهنجاری‌های زمان خواب محسوب می‌شود . دیوانگی یا جنون خفیف نیز از جمله عوامل مختل‌كننده خواب است . اصولا فرد مبتلا به جنون ، نسبت به افراد سالم ، كمتر احتیاج به خوابیدن دارد . و دقیقا همین كم‌خوابی موجب شدت یافتن جنون و دیوانگی در این افراد می‌شود . متاسفانه ، كم خوابی در افرادی كه دچار جنون خفیف هستند منجر به دیوانگی ـ مانیا ـ می‌شود .
مصرف مواد محركی از قبیل كافئین ، نیكوتین ، شكر و داروها از جمله از عواملی هستند كه موجب بروز بی‌خوابی می‌شوند . عدم انجام تمرینات ورزشی در طول روز نیز به بروز بی‌خوابی كمك می‌كنند ، زیرا اگر فرد در طول روز تمرینات ورزشی مناسب داشته باشد ، انرژی قابل‌ ملاحظه‌ای را می‌سوزاند و راحت‌تر به استقبال خواب شبانه می‌رود . درد ، یكی دیگر از عواملی است كه موجب بروز بی‌خوابی می‌شود و بهترین راه‌حل ، تلاش برای تسكین درد و برطرف كردن آن است . عوارض جانبی برخی داروها نیز موجب بروز بی‌خوابی در افراد می‌شود ، همچنین استرس ، تغییرات بارز احساسی ، بیماری‌های جسمی و روحی ، آلرژی و عدم رعایت بهداشت خواب نیز به بروز این بیماری كمك می‌كند .

بی‌خوابی برای همه ما ممکن است هر از گاه اتفاق بیفتد ولی گاهی بی‌خوابی‌ها مکرر می‌شود و به تدریج کار و زندگی روزانه ما را مختل می‌کند . در این صورت به فکر چاره باید بود . شاید هم به فکر مصرف داروی خواب‌آور بیفتید تا مشکل را حل کنید . بی‌خوابی شکایت شایعی است که حدود 30 درصد از کل جمعیت را گرفتار می‌کند و بسیاری از اوقات ممکن است به هیچ درمانی نیاز نداشته باشد . امروزه در 80 درصد بیماران بی‌خواب می‌توانیم علت اصلی را کاملا تشخیص دهیم . 

1 مواد غذایی و نوشیدنی‌های خاص :

ممکن است برخی غذاها در بی‌خوابی نقش داشته باشند . احتمالا وجود « تریپتوفان » در رژیم غذایی برای خواب ضروری است . تریپتوفان نوعی اسید آمینه لازم برای بدن است که در بعضی مواد پروتئینی از جمله گوشت ، لبنیات ، و تخم‌مرغ یافت می‌شود . وجود تریپتوفان برای ساخته شدن « سروتونین » الزامی است . در واقع سروتونین نقش عمده را در خواب دارد . سروتونین جزء‌ انتقال دهنده‌های عصبی است که عامل انتقال شیمیایی پیام‌های الکتریکی از یک سلول عصبی به سلول دیگر است . آن رژیم غذایی که به طور عمده از غلات و به ویژه ذرت تشکیل یافته باشد ، از نظر تریپتوفان فقیر است . پس نوع تغذیه ممکن است گاهی سبب بی‌خوابی شود . از سوی دیگر ، هر نوع نوشیدنی حاوی مواد محرک مغزی نیز می‌تواند سبب بی‌خوابی شود . آشناترین این آشامیدنی‌ها چای است . مواد دیگری که حاوی « کافئین » باشند ، از جمله قهوه و کاکائو نیز همین وضعیت را پدید می‌آورند . نیم ساعت پس از نوشیدن چای یا قهوه میزان کافئین در خون به حداکثر می‌رسد . این میزان در طول سه تا ده ساعت به نصف تقلیل می‌یابد . از این‌رو نوشیدن چای و قهوه یکی دو ساعت پیش از خواب می‌تواند سبب بی‌خوابی شود . در کسی که به مصرف کافئین عادت ندارد ، مقدار نسبتا کمی در حدود 250 میلی‌گرم کافئین ، ممکن است حتی موجب بروز نشانه‌های مسمومیت با کافئین شود . برای اینکه امکان مقایسه فراهم گردد ، باید گفت که یک فنجان قهوه حاوی 150 میلی‌گرم کافئین است و در یک فنجان چای به طور متوسط 75 میلی‌گرم کافئین وجود دارد . یک لیوان نوشابه از نوع کولا در حدود پنجاه میلی‌گرم و یک قطعه کوچک شکلات 25 میلی‌گرم کافئین دارد . در کودکان نظر به کوچکی جثه ، مقادیر کم‌کافئین می‌تواند موجب بی‌خوابی شود .

2 اضطراب :

در یک فرد جوان که از نظر جسمی سالم است ، علت اصلی بی‌خوابی در بیشتر موارد نوعی اضطراب است . اضطراب ساده و زودگذر پدیده‌ای است که همه افراد پیش از حضور در جلسه امتحان و یا قبل از یک دیدار مهم احساس کرده‌اند . این اضطراب معمولا باعث یک یا چند شب بی‌خوابی می‌شود که به صورت اختلال در به خواب رفتن ظاهر می‌شود . گاهی بی‌خوابی ناشی از اضطراب مزمن و پیچیده عصبی ( روان‌پریشی ) است . در این صورت زمینه اختلال ویژه روانی شامل خواب و رویا هم می‌شود و یا در شب تظاهر می‌کند . در این موارد شخص می‌ترسد که در هنگام خواب اتفاق بدی برایش روی دهد . برخی افراد هستند که به علت ترس از دیدن کابوس نمی‌توانند بخوابند . گاهی بی‌خوابی ممکن است نخستین نشانه آغاز یک بیماری شدید روانی باشد و برخی از بیماران که چند بار به عود بیماری شدید روانی دچار شده‌اند ، گاهی با شروع بی‌خوابی متوجه می‌شوند که عود دیگری در کار است و خود شخصا با مراجعه به پزشک و از سرگرفتن درمان از عود بیماری جلوگیری می‌کنند . گاهی نیز اضطراب مزمن آن چنان موجب تنش و خستگی عضلانی می‌شود که شخص به علت احساس درد ماهیچه‌ها از خواب بر می‌خیزد .

3 افسردگی :

افسردگی در افراد میانسال و مسن می‌تواند سبب بی‌خوابی شود . در چنین مواردی علاوه بر بی‌خوابی ، نشانه‌های دیگری ، همچون بی‌اشتهایی و کاهش وزن ، احساس خستگی همیشگی ، نداشتن نیرو و بی‌میلی به زندگی مشهود است . در جوانان ، افسردگی ممکن است سبب افزایش خواب و اشتها شود .

4 بیماری‌های غده تیروئید :

پرکاری تیروئید باعث خواب‌های کوتاه مدت و گسیخته می‌گردد . اما کم‌کاری تیروئید موجب خواب‌آلودگی زیاد می‌شود .

5 محل و ساعت خواب :

خوابیدن در جای نا آشنا ، تغییر دایمی ساعت خواب که از جمله در کار نوبتی ملاحظه می‌شود ، سر و صدای زیاد در محیط و ناراحت بودن بستر از دلایل بی‌خوابی است .

6 افزایش سن :

با بالا رفتن سن به طور طبیعی ، کاهش در زمان خواب و افزایش در دفعات بیداری در طول شب به وجود می‌آید . البته در تعداد کمی از افراد با افزایش سن میزان خواب هم بیشتر می‌شود .

7 اثرات مستقیم داروها :

برخی از داروها به طور مستقیم باعث بی‌خوابی می‌شوند ، از آن جمله به داروهای محرک اعصاب مانند « آمفتامین » و « کافئین » باید اشاره کرد . یک گروه از داروهای ضدافسردگی تحت عنوان مهار کننده‌های آنزیم « منوآمینو‌آکسیداز » ممکن است سبب بی‌خوابی شوند . البته پزشک در صورت تجویز این داروها ، زمان مناسب مصرف آنها را ذکر خواهد کرد تا از بی‌خوابی شبانه جلوگیری شود . الکل در کشورهای غربی از علل عمده بی‌خوابی شبانه و خستگی و کسالت پس از برخاستن از خواب می‌باشد .

8 قطع ناگهانی برخی داروها :

قطع ناگهانی برخی داروها که اثر خواب‌آور دارند ، با بی‌خوابی توام می‌شود ، از جمله باید به « باربیتورات‌ها » اشاره کرد . البته در ایران تنها یکی از این گروه‌ داروها به نام فنوباربیتال به کار می‌رود که کاربرد ضدتشنجی دارد و داروی بسیار مناسبی نیز هست و به هر حال قطع آن فقط باید طبق توصیه پزشک انجام گیرد . به دنبال قطع ناگهانی بعضی از آرام‌ بخش‌ های ضعیف مانند دیازپام هم ممکن است برای چند شب ‌بی‌خوابی پدید آید . از این‌رو قطع این داروها باید به تدریج صورت پذیرد .

درمان بی‌خوابی

در بسیاری از موارد ، بیماری بی‌خوابی به دلیل وجود بیماری‌های جسمانی و روحی در افراد ایجاد می‌شود . در این موارد بهره‌مندی از كمك‌های پزشكی و روان‌ درمانی بسیار موثر است . تمامی داروهای مسكن این پتانسیل را دارند كه مصرف كننده را به خود وابسته كنند ، به گونه‌ای كه مصرف‌كننده بدون آنها نمی‌تواند بخوابد . برخی از داروهای مسكن حاوی بنزودیازپام و مسكن‌های بدون آن ممكن است موجب بروز بی‌خوابی در مصرف‌كننده شوند . بسیاری از افرادی كه دچار بی‌خوابی هستند ، از قرص‌های خواب و برخی از داروهای مسكن استفاده می‌كنند . داروهای خواب‌ آوری كه بیشتر در این موارد تجویز می‌شود ، داروهای حاوی بنزودیازپام شامل دیازپام ، لورازپام ، نیترازپام و … می‌باشد ، كه متاسفانه مصرف این داروها اعتیاد آور است ، مخصوصا اگر در مدت زمان مصرف طولانی باشد . داروهایی كه در آنها بنزودیازپام وجود ندارد از جهت عوارض جانبی نسبت به داروهایی فوق سالم‌ترند ، اما به هرجهت تاثیراتی را از لحاظ جسمی و روحی بر فرد مصرف كننده خواهد داشت . مصرف مقدار كمی از داروهای ضدناهنجاری نیز در برخی موارد به بیمارانی كه دچار بی‌خوابی هستند توصیه می‌شود كه موجب تسكین بیمار می‌شود اما اثرات سوء آن بر روی سیستم عصبی به حدی است ، كه خاصیت آن را بی‌ارزش می‌كند .
و اما بسیاری از افرادی كه گرفتار بی‌خوابی هستند از گیاهان دارویی مثل سنبل‌الطیب ، بابونه ، افیون و گل ساعت برای درمان استفاده می‌كنند . اثر بخشی گیاه سنبل‌الطیب در تحقیقات مختلفی به اثبات رسیده و در درمان این بیماری بسیار موثر و كمك‌كننده است .
برخی از شیوه‌های طبیعی درمان بی‌خوابی مثل نوشیدن یك لیوان شیرگرم قبل از فرارسیدن زمان خواب ، دوش آب گرم عصرگاهی ، تمرینات ورزشی شدید به مدت نیم تا یك ساعت در روز به ویژه بعدازظهر‌ها ، میل كردن ناهار مقوی و كامل و حذف شام و صرف غذای مختصری در میان‌وعده عصرانه ، پرهیز از فعالیت‌هایی كه فكر و ذهن را درگیر می‌كنند از جمله مواردی است كه اكثر متخصصان درمان‌های طبیعی به افراد مبتلا به بی‌خوابی توصیه می‌كنند .
طب سنتی چین نیز درمان‌های متنوعی برای درمان بی‌خوابی دارد . یكی از شایع‌ترین این درمان‌ها، طب سوزنی است . رژیم‌غذایی مناسب ، اصلاح شیوه‌زندگی ، گیاه‌درمانی و … ازجمله تكنیك‌هایی هستند كه برای درمان این بیماری استفاده می‌شوند . البته استفاده از این متد هنوز به طور علمی اثبات نشده اما افرادی كه از این شیوه‌ها استفاده می‌كنند معتقدند كه این نوع از درمان باعث شكسته‌شدن دوره بی‌خوابی‌های شبانه‌شان شده ، بدون آنكه آنها نیازی به مصرف مسكن و یا قرص‌های خواب‌آور داشته باشند .
عطردرمانی ، به‌خصوص استفاده از روغن اسطوخودوس و دیگر روغن‌های آرامبخش نیز برای درمان بی‌خوابی بسیار مناسب‌اند .
در سنت بودا ، به افرادی كه از بی‌خوابی و یا كابوس‌های شبانه رنج می‌برند توصیه می‌شود تا خود را با مهربانی و محبت كردن ، درمان كنند . این تمرین باعث به وجود آمدن احساس عشق و مهربانی در فرد می‌شود كه در نهایت منجر به آرامش روح و جسم او می‌گردد . این آرامش در حقیقت تنهٔ اصلی برای ایجاد آرامشی عمیق و مثبت و انسجام بخشیدن به خواب است . البته در كنار این روش ، تصحیح شیوه‌ نادرست زندگی و رژیم غذایی مناسب نیز به افراد توصیه می‌شود .

— ‎wi
 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
فیلم های روانشناسی
ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ
ﺳﮑﻮﺕ ﺑﺮﻩ ﻫﺎ ‏( ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺿﺪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ‏)
ﺩﺭﺧﺸﺶ ‏( ﺍﺳﮑﯿﺰﻭﻓﺮﻧﯽ ‏)
ﺟﺰﯾﺮﻩ ﺷﺎﺗﺮ ‏( ﺍﺳﮑﯿﺰﻭﻓﺮﻧﯽ‏)
ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ‏( ﺍﻭﺗﯿﺴﻢ‏)
ﺫﻫﻦ ﺯﯾﺒﺎ ‏( ﺍﺳﮑﯿﺰﻭﻓﺮﻧﯽ ﭘﺎﺭﺍﻧﻮﯾﺪ‏)
ﻫﻮﺍﻧﻮﺭﺩ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮﺍﺱ ﺟﺒﺮﯼ‏)
ﺳﯽ ﺑﯿﻞ ‏( ﺳﯿﺒﻞ‏) ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ‏)
ﺍﺗﻮﺑﻮﺳﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻫﻮﺱ ‏(ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻫﻮﺱ‏(
ﮐﺸﻨﺪﻩ ﺟﺎﺫﺑﻪ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻣﺮﺯﯼ‏)
ﺑﯽ ﺑﺎﮎ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﭘﺲ ﺳﺎﻧﺤﻪ‏)
ﮐﯿﻨﮓ ﻓﯿﺸﺮ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺭﻭﺍﻧﺲ‏)
ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﺑﺘﺮﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺣﺴﻮﺩ ‏( ﺧﺸﻮﻧﺖ،ﻗﺎﭼﺎﻕ،ﺍﻟﮑﻠﯿﺴﻢ،ﻓﻘﺮ‏)
ﺑﻮﮐﺲ ﻫﻠﻨﺎ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺭﻭﺍﻧﯽ،ﻭﺳﻮﺍﺱ ﻭﺣﺴﺎﺩﺕ‏)
۱۹ / ۲ ﻫﻔﺘﻪ ‏(ﺱ .ﮎ. ﺱ. ﯼ،ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﻗﺪﺭﺕ ﻭﮐﻨﺘﺮﻝ‏)
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﻔﺘﻪ ﮔﺴﺘﺮ ‏( ﻓﯿﻠﻢ ﺳﺮﺩ،ﺳﻮﻻﺕ ﺑﯽ ﺟﻮﺍﺏ،ﻭﺳﻮﺍﺱ
ﺣﺴﺎﺩﺕ‏)
ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻭﺳﻮﺍﺱ ﺍﺟﺒﺎﺭﯼ‏)
ﭼﻪ ﺑﺎﺏ؟ ‏( ﻓﯿﻠﻢ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻭﺟﺪﯼ‏)
ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ‏( ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﻭﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﭘﻮﯾﺎﯾﯽ ﮔﺮﻭﻩ‏)
ﺁﺑﯽ ‏( ﻏﻢ ﻭﺍﻧﺪﻭﻩ ﻭﺭﻭﺡ ﺍﻧﺴﺎﻥ‏)
ﺭﺍﺑﻂ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ‏( ﺩﺳﺘﮑﺎﺭﯼ ﻭﺫﻫﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻗﺮﻥ۱۸‏)
ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﺍﺷﯿﺎﻧﻪ ﺗﺎﺧﺘﻪ ﯾﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻗﻔﺲ ﭘﺮﯾﺪ ‏(ﻣﻮﺳﺴﻪ
ﺭﻭﺍﻧﯽ - ﭘﻮﯾﺎﯾﯽ ﮔﺮﻭﻩ‏)
ﺩﺧﺘﺮ ﭖ‏( ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻣﺮﺯﯼ،ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ‏)
GIA ‏( ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ‏)
ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﺟﺰﺭ ﻭﻣﺪ ‏( ﻧﻘﺶ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺮ‏)
ﭼﻪ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ﻓﺮﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ‏( ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻭﺧﻮﺩﮐﺸﯽ‏)
ﺑﻨﯽ ﻭﺟﻮﻥ ‏( ﺍﺳﮑﯿﺰﻭﻓﺮﻧﯽ‏)
ﭼﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺍﻧﮕﻮﺭ ‏( ﺗﺠﺴﻢ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺫﻫﻨﯽ
ﻭﻣﺎﺩﺭ ﭼﺎﻕ ﺭﻭﺍﻧﯽ‏)
ﺩﻓﺘﺮ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺑﺴﮑﺘﺒﺎﻝ ‏( ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺩ ﻭﺧﺸﻮﻧﺖ‏)
ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ ‏( ﺷﺮﻃﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﮐﻼﺳﯿﮏ ﻭﺩﺭﻣﺎﻥ ﮔﺮﯾﺰﯼ‏)
ﺑﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺑﺤﺚ ﻫﺮﮔﺰ ‏(ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ ﻭﺗﻌﺠﺐ‏)
ﺑﺎﻻ ﺑﺮﺩﻥ ﻗﺎﺑﯿﻞ ‏( ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﻭ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ‏)
ﺗﺮﺱ ﺍﻭﻟﯿﻪ ‏( ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ - ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻭﺩﺳﺘﮑﺎﺭﯼ ﺁﻥ‏)
ﺯﻧﺪﻩ ‏(ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺳﺎﻧﺤﻪ ﻭﭘﯿﺎﻣﺪ ﺁﻥ‏)
ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ‏( ﻭﺳﻮﺍﺱ ﻓﮑﺮﯼ ـ ﻋﻤﻠﯽ‏)
ﻣﺴﻠﺢ ‏( ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺍﻧﮕﺎﺭ‏)
ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ‏( ﭘﺎﺭﺍﻧﻮﺋﯿﺪ‏)
ﭘﺎﺭﺍﻧﻮﯾﺎ ‏( ﭘﺎﺭﺍﻧﻮﺋﯿﺪ‏)
ﺭﻭﺯ ﻫﺸﺘﻢ ‏( ﺳﻨﺪﺭﻡ ﺩﺍﻭﻥ‏)
ﺩﺭﺧﺸﺶ ‏( ﺍﺳﮑﯿﺰﻭ ﻓﺮﻧﯽ‏)
ﻣﺘﻮﻟﺪ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﮊﻭﻻﯼ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻧﺤﻪ‏)
ﺍﯾﻨﮏ ﻓﺎﺟﻌﻪ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻧﺤﻪ‏)
ﺷﺎﻩ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻧﺤﻪ‏)
ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻧﺤﻪ‏)
ﻣﻨﻬﺘﻦ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻧﺤﻪ‏)
ﺷﮑﺎﺭﭼﯽ ﮔﻮﺯﻥ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻧﺤﻪ‏)
ﻏﻼﻑ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﻠﺰﯼ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻧﺤﻪ‏)
ﺟﻮﺧﻪ ‏( ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻧﺤﻪ

به انتخاب. عبدالرضا فارسی
 ·  Translate
2
Add a comment...
Have him in circles
14 people
ahmad sharifi's profile photo
malih Sh's profile photo
Arefe Hassani's profile photo
Mehdi Baminejad's profile photo
Abbas Purheydari's profile photo
Mohsen Asadi's profile photo
‫سید علی میرافضلی‬‎'s profile photo
Mehdi Baminejad's profile photo
moslem ali mohammadi's profile photo

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
هر آنچه در مورد استفاده کودکان از تبلت باید بدانیم

کودکان روزانه چند دقیقه می‌توانند از «تبلت» استفاده کنند؟

یک روانشناس کودکان استثنایی با تاکید بر اینکه سن استفاده از تبلت و تلفن هوشمند در ایران بسیار کمتر از سایر کشورهاست، گفت: برای استفاده از این وسایل قوانینی وضع شده است که بر اساس آن زمان استفاده در روز ۳۰ دقیقه است و کودکان زیر سه سال اجازه استفاده از این وسایل را ندارند.

دکتر فریبا نور محمدی با اشاره به اینکه متاسفانه این قوانین در ایران اجرا نمی شود، گفت: به دلیل پایین آمدن قیمت این بازی ها سالانه کودکان بیشتری به آنها دسترسی می‌یابند که بهتر است خانواده‌ها برای کنترل کودکان در جهت استفاده از این وسایل، قوانینی وضع کنند. همچنین بهتر است قبل از خرید این وسایل برای کودکان آن را بررسی و حتی والدین بازی را انجام دهند.

وی استفاده صحیح از این وسایل را در بالا رفتن سطح یادگیری کودک بسیار موثر دانست و خاطرنشان کرد: به کمک دستگاه‌های کامپیوتر، انواع تبلت و تلفن‌های همراه هوشمند می‌توان سطح آموزش اجتماعی، خلاقیت و یادگیری کودک را بالا برد.

این روانشناس کودکان استثنایی ادامه داد: نوشتن از طریق یادداشت‌ها، خواندن از طریق کتاب الکترونیک، آموزش مستند سازی از طریق عکس و فیلم گرفتن از اتفاقات تاریخی، اجتماعی و روند ساخت کاردستی روش‌هایی است که امروزه در حال حاضر در دبستان‌های هوشمند استفاده می‌شود تا دانش آموزان بتوانند تکالیف خود را از این طریق انجام دهند.

استفاده از بازی‌ها با توجه به شرایط کودک زمان بندی شود

نورمحمدی با بیان این مطلب که استفاده از این بازیها باید با توجه به شرایط کودک زمان بندی شود، اظهار کرد: با توجه به اینکه کودک از چه میزان سطح هوشی برخوردار است؛ می‌تواند از این وسایل استفاده کند و بر این اساس کودکانی که مشکل برقراری ارتباط یا بازداری زمان دارند باید از بازیها و برنامه‌هایی استفاده کنند که تاثیر مثبت بر روی رفتار آنها داشته باشد. همچنین کودکانی که نقص توجه و رفتار انفجاری دارند نیز باید کمتر از این بازی ها استفاده کنند.

وی اختلال در خواب، بدخلقی، پرخاشگری را از عوارض استفاده از این وسایل دانست و یادآور شد: اکثر این بازی‌ها باعث خشونت و افزایش عصبانیت در کودکان نمی‌شود بلکه دلیل خشونت استفاده بیش از حد در زمانهای طولانی استفاده است.

وی برای کاهش استفاده از این بازیها گفت: والدین بازیها را به صورت تدریجی به سمت بازیهای کاربردی که باعث خلاقیت و آموزش در کودک می‌شود ببرند که بر این اساس؛ زمان استفاده را بعد از اتمام تکالیف، انجام کار مفید و کمک در کارهای خانه بگذارند.

این روانشناس کودکان استثنایی افزود: بهتر است که والدین در این فعالیتها با بچه‌ها بازی کنند و حتی قرار بازی مشترک بگذارند. همچنین به جای کنترل کودک از بالا و سوال جواب از طریق قراردادها در هیجان بازی شریک شوند چرا که در این صورت کودکان هم حاضر به اجرای قوانین والدین می شوند.

نور محمدی در پایان بیان کرد: به تمام والدینی که کودکانشان از این وسایل استفاده می کنند توصیه می شود که به سایت‌های گیم مراجعه، طبقه بندی بازیها را مطالعه و بازی متناسب با رده سنی و نیاز یادگیری در کودک را خودشان انتخاب کنند.

‫#‏روانشناسی_کودک‬


 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
د راز و رمز موفقیت در ازدواج دوم
ر حالی که آمار نشان می‌دهد میزان جدایی در ازدواج‌ اول پنجاه درصد است ؛۶۰ درصد از ازدواج‌های دوم نیز پایان خوشی ندارند. این نشان می‌دهد که ما چقدر از تجربه‌هایمان کم می‌آموزیم و چقدر اشتباهاتمان تکراری است.۸۰ درصد کسانی که از همسرانشان جدا می‌شوند دوباره ازدواج می‌کنند که این مساله به سن و سال افراد نیز مرتبط است. کسانی که خیلی زود ازدواج می‌کنند معمولا راحت‌تر برای ازدواج دوم تصمیم می‌گیرند. ازدواج دوم نیز همیشه موفق نیست. احتمال زیادی وجود دارد که شما نتوانید دومین ارتباط زناشویی‌تان را هم خوب پیش ببرید اگر به چند مساله توجه نکرده باشید:‏

آیا رابطه قبلی را واقعا تمام کرده‌اید؟

درست است که از همسرتان طلاق گرفته‌اید و خیلی قبل‌تر از جدایی مشکلات و اختلافات زناشویی شما را از این رابطه دلزده کرده بود اما آیا شما توانسته‌اید از این رابطه به طور کامل دل بکنید؟ اگر هنوز هم از دست همسر سابق‌تان ناراحت هستید یعنی نتوانسته‌اید از نظر روحی از او جدا شوید. طبیعی است که بعد از جدایی و به خاطر کشمکش‌هایی که در رابطه داشته‌اید خشمگین باشید اما اگر بعد از گذشت چندین ماه و حتی چندین سال وقتی درباره این فرد با دیگران حرف می‌زنید عصبی و پریشان می‌شوید یعنی هنوز درگیر همسر سابق‌تان هستید. شما باید بتوانید بعد از مدتی به این احساس غلبه کنید چون این خشم به راحتی وارد رابطه جدید می‌شود.‏

یادتان باشد: اگر فرد دومی که وارد زندگی‌تان شده است هم مدام از همسر سابق‌اش بد گویی می‌کند، یعنی او هم هنوز نتوانسته از رابطه قبلی کاملا بیرون بیاید. فراموش نکنید که رابطه دو سر دارد و همه مسئولیت‌ها،خطاها و اشتباهات را نمی‌توان به گردن یک نفر انداخت. اگر این فرد خودش را قربانی رابطه می‌داند و همسر سابقش را مقصر همه چیز می‌داند بدون شک انتخاب خوبی برای یک زندگی مشترک نیست.‏

همچنین اگر همسرتان را بر اثر یک حادثه از دست داده‌اید باید با این واقعیت کنار بیایید. ممکن است فراموش کردن همسرتان سخت باشد اما اگر می‌خواهید دوباره ازدواج کنید باید با اندوه از دست دادن کنار آمده باشید. اگر او را عمیقا دوست داشته‌اید نمی‌توانید فراموشش کنید. با این حال باید با این واقعیت کنار بیایید که او مرده است و بدون مقایسه دو فرد متفاوت از هم برای ادامه زندگی خودتان تصمیم بگیرید.‏

چه چیزی یاد گرفته‌اید؟

‏ یک اشتباه نباید چند بار تکرار شود. در ازدواج دوم نباید دوباره تاریخ را تکرار کنید. زندگی زناشویی قبلی باید چیزهای زیادی به شما آموخته باشد. اختلاف‌ها، عادت‌های رفتاری اشتباه و کم تحملی‌هایی که عامل جدایی بوده‌اند نباید دوباره اتفاق بیفتند. قبل از اینکه وارد زندگی با فرد دیگری بشوید از خودتان بپرسید چه چیزهایی باعث اختلاف و جدایی‌تان شد؟ شما دنبال چه چیزی بودید که به دست نیاوردید؟ ضعف‌ها و خطاهای خودتان چه بود؟ چقدر باید تغییر کنید و همسر دومتان باید چه تفاوت‌هایی با فرد قبلی داشته باشد تا یک زندگی موفق داشته باشید؟ قبل از شروع زندگی تازه رفتارها و عادت‌های غلط خودتان را تغییر بدهید و سراغ فردی نروید که همان عادت‌ها،افکار و باورهای همسر سابق‌تان را دارد.‏

چه می‌خواهید؟

اگر می‌خواهید در ازدواج دوم موفق شوید باید باور کنید بدون ازدواج کردن هم آدمی خوشبخت و راضی هستید. بسیاری از مشکلات و نارضایتی‌هایی که در ازدواج دوم به وجود می‌آید به خاطر احساس افسردگی و ناامیدی شخصی است. نیازها و خواسته‌هایتان را بررسی کنید همچنین بفهمید چه نیازی از شریک زندگی‌تان برآورده خواهید کرد و به همین ترتیب به دنبال مشابهت‌ها و توافقات جانبی با شریک زندگی‌تان باشید. توافق و همراهی در این سه مورد ضروری است:‏

ـ توافق درباره امور مالی. اگر یکی از شما خسیس و دیگری زیادی گشاده دست باشد بدون شک دچار مشکل خواهید شد.‏

ـ توانایی مدیریت یک بحث و مجادله و رسیدن به توافق و راه حل. اگر بعد از یک دقیقه بحث و گفتگو کارتان به مجادله و درگیری می‌کشد، این ازدواج ثمره بهتری از رابطه قبلی نخواهد داشت.‏

ـ تمایلات جنسی. اگر فقط برای سر و سامان دادن به زندگی خانوادگی و رسیدگی به احوال فرزندتان که بدون سرپرست مانده است ازدواج می‌کنید و هیچ نوع تمایل و گرایش جنسی به فرد دوم ندارید بدون شک این ارتباط نیز سرانجام خوبی نخواهد داشت.‏

به جز این سه توافق کلی، روابط موفق با پرداختن به علایق مشابه، باورها و نیازهای مشترک و شرایط تقریبا مشابه کامل می‌شوند.‏

در عین حال شما نباید به دنبال فردی باشید که کاملا شبیه شما باشد. یکی از اشتباهات رایج در ازدواج‌های دوم این است که افراد به دنبال کسی می‌گردند که با هم کاملا هم‌عقیده و هم‌دل باشند. در حالیکه این نیاز واقعی شما نیست. بیش‌از هر چیز دیگری شمـــــا به فردی احتیاج دارید که انعطاف پذیر، هماهنگ و صبور باشد. ‏

خانواده

ازدواج شما تصمیم و اراده فردی خودتان و مستقل از دیگران نیست. شما با یک فرد و خانواده‌اش پیوند می‌خورید همچنانکه او به شما و خانواده‌تان می‌پیوندد. توافق و پذیرش پدرومادر و اعضای خانواده بسیار مهم است. اگر این ازدواج دوم شما و ازدواج اول همسرتان باشد ممکن است کمی کشمکش و اختلاف نظر با اعضای خانواده جدید همسرتان داشته باشید. برای آنها همیشه این نگرانی وجود دارد که چرا شما جدا شده‌اید و چرا باید به شما اعتماد کنند.این شما هستید که باید بتوانید آنها را متقاعد کنید که در زندگی جدیدتان متعهد هستید.‏

‏ در وضعیتی دیگر اگر شما فرزندی داشته باشید، رضایت و پذیرش فرزندتان نیز یک شرط مهم برای موفقیت این رابطه است. اگر فرزندتان این فرد جدید را به هر دلیلی نپذیرد و یا شما به او تحمیل کنید که باید با این شرایط تازه سازگار شود بدون شک باید انتظار تنش‌ها و درگیری‌هایی در آینده‌ای بسیار نزدیک را داشته باشید. اگر فرزندتان ناسازگاری می‌کند و این شرایط را نمی‌پذیرد بهتر است از یک مشاور یا مددکار خانواده کمک بخواهید.‏

اگر ازدواج کنیم، او…‏

اگر ازدواج کنیم او دیگر حسادت نخواهد کرد، او دیگر سیگار نخواهد کشید، با بچه‌ کنار می‌آید، کمتر حساسیت به خرج می‌دهد. ‏

هرگز به این خیال باطل دل نبندید. این دومین ازدواج شما است و شما باید خوب فهمیده باشید که هرگز این اتفاق نمی‌افتد و یا به ندرت اتفاق می‌افتد کسی تغییری اساسی کند. مهم نیست که شما چقدر خوب هستید و چقدر تلاش خواهید کرد اگر قرار است به توافقی برسید و یا تغییری ایجاد شود قبل از ازدواج باید این اتفاق بیفتد.‏

توافق بر سر بچه

پیش از ازدواج به این دو پرسش پاسخ بدهید و با هم به توافق برسید: آیا با داشتن فرزندی از همسر قبلی باز هم بچه‌دار خواهید شد؟ و چه زمانی را برای بچه دار شدن مناسب می‌دانید؟ این موضوع به ویژه اگر یکی از شما فرزندی نداشته باشد می‌تواند به یک اختلاف نظر تبدیل شود.‏

مساله دوم این است که شما بچه دارید اما همسر جدیدتان تجربه پدری یا مادری ندارد؛ او چطور باید با فرزند شما ارتباط برقرار کند؟ خیلی خوب است که همسر و فرزندتان همدیگر را صمیمانه دوست داشته باشند اما معمولا این اتفاق نمی‌افتد و یا به مرور زمان و با تلاش همه اعضای خانواده این اتفاق میسر می‌شود. ماه‌ها و سال‌های اول ازدواج برای همه شما سخت خواهد بود. از یک سو شما توانسته‌اید دوباره به زندگی‌تان سروسامان بدهید.خانواده جدیدی تشکیل داده‌اید. نگرانی‌هایتان برای بچه که همه مسئولیت‌هایش به عهده خود شما بود کمتر شده‌است. اما مسائل تازه‌ای هم ایجاد می‌شود. ممکن است فرزندتان با این شرایط به خوبی کنار نیاید. حسادت کند. همسرتان نسبت به خواسته‌ها و نیازهای فرزندتان رویکردی متفاوت داشته باشد و یا اصلا روش تربیتی متفاوتی داشته باشد. سوتفاهم‌هایی پیش خواهد آمد طوری که احساس می‌کنید اوضاع زندگی‌تان بهبودی پیدا نکرده است. این مشکلات طبیعی است و تنها راه رسیدن به آرامش و یک توافق جمعی مشاوره است. یک مشاور خانواده که همه شما با او در ارتباط باشید به راحتی می‌تواند برای بسیاری از این مشکلات به همه اعضای خانواده راهکاری ارائه بدهد.‏



 ·  Translate
2
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
اسکیزوفرنی بخش دوم روش هاي درماني متفاوت
برخي از کساني که به داشتن اسکيزوفرني تشخيص داده شده اند از روش هاي درماني تکميلي استفاده مي کنند براي اينکه بتوانند از عهده رفع مشکلات خود بخوبي برآيند. اين روش ها ممکن است شامل هوموپاتي (homepathy)، يا معالجه امراض توسط دارويي که در اشخاص سالم علائم آن مرض را بوجود مي آورد، و روش هاي درماني ابداعي (creative therapies) که بر استفاده از هنر و شعرگويي تمرکز مي کنند. بشود.
تاي چي (T’ai chi)، يوگا (yoga) و روش هاي تمدد اعصاب مکن است مفيد باشند هر چند که مناسب است درباره استفاده از آنها قبلا با يک مربي با صلاحيت صحبت کنيد.
رژيم غذايي
مطالعات جديد تاثير رژيم غذايي بهتر بر کساني که به داشتن اسکيزوفرني تشخيص داده شده اند را بررسي کرده است. نتيجه برخي از اين مطالعات بر فوايد روغن ماهي که از جمله در ساردين و قرص هاي تقويتي (supplements) وجود دارد، اشاره دارند.
چه کمکي همزي، دوستان و خويشاوندان شما مي توانند بکنند؟
اين تجربه تکان دهنده اي است وقتي که در مي يابيد کسي که به شما نزديک است عوارضاسکيزوفرني را از خود نشان مي دهد. شما ممکن است درباره اينکه چه مي توانيد بکنيد مطمئن نباشيد. کسب اطلاعات درباره واقعيت بيماري اسکيزوفرني ممکن است به شما کمک کند.
اين ممکن است شامل يادگيري روش هاي متفاوت کنار آمدن با اين بيماري باشد که به طريق اولي مي توانيد همزي، دوستان و خويشاوندان خود را به اتخاذ آنها ترغيب کنيد. ممکن است مناسب باشد که وقتي فرد اسکيزوفرني احساس سلامتي مي کند از او بپرسيد که چه چيزي توقع دارد برايش انجام دهيد و اينکه آيا او در يک وضعيت بحراني قرار دارد يا نه. همينطور مناسب است که شما بروشني به او بگوييد که چه کمکي از دست تان برمي آيد و چه کاري را نمي توانيد انجام دهيد. کسي که به بيماري اسکيزوفرني مبتلا است همان چيزي را مي خواهد که وقتي خود ما بيمار هستيم مي خواهيم: داشتن اين احساس که از او مراقبت مي شود، اينکه تنها گذشته نمي شود، و اينکه کسي در دسترس است که با او مي تواند درباره احساسات و روش هاي متفاوت کنار آمدن با اين احساسات صحبت کند. مهم است که به چنين فردي نگوييد که او مسئول اين وضعيت است يا اينکه خودش را "بايد جمع و جور کند".
از مراقبت برخوردار شدن
مهم است که براي کنار آمدن با احساسات تان که ممکن است شامل خشم، حس گناه، ترس و درماندگي باشد از کمک برخوردار شويد. تعدادي نهادهاي خيريه وجود دارند که براي کساني که از بيمار اسکيزوفرنيک مراقبت مي کنند، کمک تامين مي کنند. همينطور اگر که فردي که از او مراقبت مي کنيد في الحال براي دريافت کمک هاي مراقبتي در محل ارزيابي شده و يا در حال ارزيابي است (در اين باره به سازمانهاي ذيربط که در پايين آمده اند رجوع کنيد) دفتر خدمات اجتماعي ملزم است که نيازهاي عملي و عاطفي شما را بررسي کرده و نوع کمکي را که براي اين نيازها احتياج داريد تامين کند.
چگونه از پي اوهام (delusions)مي توان برآمد؟
دشوار است که چگونه بتوان با وضعيتي برخورد کرد که در آن دوست يا خويشاوند شما چيزي را مي بيند يا به آن باور دارد که شما نه مي بينيد و نه مي توانيد باور داشته باشيد. بجاي تاييد يا رد تجربه آنها ممکن است بهتر باشد اگر چيزي مشابه اين بگوييد، "من قبول مي کنم که تو صداها يي را مي شنوي و يا چيزهايي مي بيني ولي اين براي من اينطور نيست". معمولا موثرتر است اگر به آنچه فرد احساس مي کند توجه کرد. اين مي تواند امکان ارتباط گرفتن موثر با او را تسهيل کند.
نمايندگي شدن مستقل
از شما ممکن است خواسته شود که کمک هاي عملي معيني را تامين کنيد. اگر شما بجاي فردي عمل مي کنيد، مهم است که با او مشورت کنيد و نه او را کنار بزنيد. ممکن است بتوان وکيل مستقلي را يافت که بجاي چنين افرادي عمل کند. پروژه هاي محلي کمک به بيماران رواني، منجمله شعب محلي Mind، ممکن است بتوانند در اين باره کمک کنند.
بستري شدن اجباري در بيمارستان
اگر شما فکر مي کنيد که احتمال جدي وجود دارد که کسي به خودش صدمه بزند يا باعث وارد شدن صدمه به فرد ديگري شود، در آنصورت ممکن است لازم باشد درباره بستري شدن اجباري او در بيمارستان بعنوان آخرين اقدام ممکن فکر کنيد. "نزديکترين خويشاوند"، همانطور که در« قانون 1983 سلامت رواني» تعريف شده، کسي است که مي تواند تقاضاي ارزيابي رواني چنين فردي را از يک مددکار اجتماعي با صلاحيت بکند و از او بخواهد وي را در انتخاب روش هاي ممکن براي درمان اين فرد و اينکه آيا او را بايد بستري کرد، صلاح و مشورت کند.


بخش نخست



منابع : 
----------------------
MULTIKULTI.ORG.UK
http://maghaleh.net/content-1662.html 
----------------------

کلمات کليدي : 
----------------------
اسکیزوفرنی-اغتشاش فکری-حالت هزیانی-اوهام-خودیاری-  ----------------------


 ·  Translate
1
Add a comment...
 
دلایل خیانت خانم ها چیستند؟
خیانت که امروزه در بین هردو قشر زن و مرد در جامه اتفاق می افتد و متاسفانه کم وبیش در جامعه ی ما هم این پدیده ی شوم رواج پیدا کرده و و برخی از شبکه های ماهواره ای با رواج این نوع فیلم ها کم کم تابوی خیانت را در جامعه شکسته و طلاق را مد نموده اند در این مقاله به برخی دلایل خیانت زنان در رابطه ی زناشویی می پردازیم....

1-انتقام

بسیاری از زوجین وقتی از خیانت طرف مقابل باخبر میشوند دست به انتقام زده وخیانت میکنند اگرچه در بین بعضی از زوجین بصورت قانونی نانوشته درآمده و هردو طرف متقابلا دست به رابطه ی خارج از چهار چوب می زنند.اما احساس خیانت در بین زنان بسیار دردناک است و برای التیام آن دست به خیانت زده می شود. و بسیاری از زنان نمی توانند بدون انتقام از این عمل بگذرند.

2-عزت نفس

بعد از اینکه چند سالی از ازدواج می گذرد زنان احساس عدم جذابیت نموده ونیاز به بالا بردن اعتماد به نفس دارند که این وظیفه ی شماست که اعتماد به نفس زوج خود را بالا ببرید. میتوانید او را تحسین کنید بیشتر برایش وقت بگذارید . که اگر این کار توسط شما انجام نگیرد احتمال دارد مرد چاپلوسی پیدا شده و با گوش دادن خوب و تعریف و تمجید او را به طرف خود جلب نماید

3-خستگی

خستگی و روز مرگی نیز می تواند یکی از دلاتیل خیانت باشد.بعد ازینکه زوجین سالها با هم زندگی میکنند عادات نوع پوشش و غذا و انجام عمل جنسی تکراری و خسته کننده به نظر می رسد بنابراین بدنبال تجربه ای جدید بوده و برای این تجربه بدنبال فرد جدیدی خواهد گشت .

روانشناس ست میرز میگوید خیلی احمقانه است که زنی فقط به خاطر یک تجربه ی جدید تن به رابطه با فرد دیگری غیر از شو هر خود بدهد..

4-آدرنالین

بسیاری از زنان نه تنها ازتجربه ی بودن با مرد دیگری به غیر از شریک زندگی خود لذت میبرند بلکه بدنبال شور وهیجان ناشی از نگه داشتن یک راز در زندگی خود هستند که انتظار دارند این رابطه آن را با خود به ارمغان می آورد. که این ماجراهای خارج از روابط زناشویی تولید نوعی هورمون به نام آدرنالین می نمایدکه بسیاری از مردم نیاز به تجربه در زندگی خود دارند.

5-عشق

وگاهی سقوط زن در تله ی عشق دیگری ست که منجر به خیانت و سپس تصمصم به ترک شریک زندگی برای تجربه ی عشق جدید خواهد بود ..

6-نتیجه

دلایل بسیاری برای وجود زنان خیانت کار وجود دارد که شاید در این مقاله نگنجدبا این حال روانشناس ست مایرز می گوید:اگر زن و شوهر به زندگی خود بها بدهند واز روز مرگی و عادت های خود بیرون بیایند و رابطه خویش را که ممکن است در طول زمان فرسوده شده باشد رامستحکم نموده و از با هم بودن و رابطه جنسی خویش لذت ببرند شرط می بندم هیچ مشکل و خیانتی پیش نخواهد آمد..

خلاصه و ترجمه از سایت http://www.magazineoo.com/

توسط اهورا جوان کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

#روانشناسی
#ازدواج
#خیانت
#زناشویی
 ·  Translate
3
parsa Abasi's profile photo
4 comments
 
خدواند متعال حدود زن و وظایف و اختیارات اورا مشخص کرده است چرا ما با اشتباهاتمان خود و جامعه را به گنداب زنان گرفتار کنیم .خداوند لعنت کند کسانی را بر اراده خداوند پیشی میگیرند و خود را عالمتر از خواست خداوند میدانند.
 ·  Translate
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
۱۰ نکته‌ای که هر مردی باید درمورد زنان بداند

۱) براساس چرخه عادت ماهیانه‌اش، هر روز تغییر می‌کند.
مشکلات قبل از عادت‌ماهیانه، بیشتر از ۸۰ درصد از خانم‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. اما خانم‌ها هر روز ماه تحت تاثیر این چرخه ماهیانه هستند. سطح هورمون‌ها به طور منظم در مغز و بدن خانم‌ها تغییر می‌کند، ظاهرشان، سطح انرژی‌شان و حساسیت‌شان را نیز دستخوش تغییر می‌کند.

حدود ۱۰ روز بعد از شروع عادت‌ماهیانه، درست قبل از تخمک‌گذاری، زنان احساس شادی بیشتری می‌کنند. ناآگاهانه لباس‌های جذاب‌تری می‌پوشند، چون سطح بالای استروژن و تستوسترون او را به پیدا کردن فرصت‌های جنسی بیشتر در طول این دوران باروری ترغیب می‌کنند.

یک هفته بعد از آن، پروژسترون آنها افزایش می‌یابد، هورمونی که درست مثل والیوم می‌ماند و باعث می‌شود زنان فقط دوست داشته باشند با یک فنجان چای و یک کتاب در تختخواب زیر پتویشان بروند. هفته بعد از آن، پایین آمدن پروژسترون، موجب آسیب‌پذیری و حساسیت بالای خانم‌ها می‌شود.

روحیه اکثر خانم‌ها، ۲۴-۱۲ ساعت قبل از شروع عاد‌ت‌ماهیانه، به بدترین وضعیت خود می‌رسد.

۲) شهودی هستند.
مردها می‌توانند خیال خود را راحت کنند که زنان می‌توانند به راحتی ذهنشان را بخوانند. اما درک و بصیرت زنان بیشتر از اینکه جادویی باشد، بیولوژیکی است.

در طول مسیر تکامل انسان‌ها، زنان برای توانایی که در زنده نگه داشتن بچه‌ها داشتند، که شامل برآوردن نیاز غذایی، گرمایشی، تربیتی و امثال آن می‌شود، انتخاب شده بودند. این یکی از دلایلی است که توضیح می‌دهد چرا زنان نتایج بسیار بهتری در تست‌هایی که نیازمند درک اشارات غیرکلامی باشد، کسب می‌کنند. زنان نه تنها ظاهر فیزیکی افراد را بهتر به خاطر می‌سپارند، بلکه اشارات غیرکلامی که در حالات صورت، اندام و لحن صدا نشان داده می‌شود را درک می‌کنند.

اما این مهارت فقط محدود به بزرگ کردن فرزند نیست. زنان عمدتاً از آن استفاده می‌کنند تا بگویند رئیس، شوهر یا حتی غریبه ها چه در سر دارند.

۳) از خشونت دوری می‌کند.
موقعیت‌های استرس‌زا در مردان واکنش جنگ و گریز ایجاد می‌کند اما محققان نشان داده‌اند که زنان بعد از حس کردن یک تهدید، به طور غریزی واکنش تمایل یا دوستی را از خود نشان می‌دهند. این یعنی برای ایجاد اتحاد استراتژیک، از واکنش فیزیکی خودداری می‌کنند.

زن‌ها بخاطر وابستگی بیشتر بچه‌ها به بقای آنها، طوری رشد یافته‌اند که از خشونت دوری کنند. (در دوران باستان، مردان پیشینیان ما، برای منتقل کردن ژن خود، فقط باید رابطه‌جنسی برقرار می‌کردند اما زنان باید تا به دنیا آمدن بچه و بزرگ کردن آنها زنده می‌ماندند.)

اینطور نیست که زن‌ها خشن نباشند، طریقه خشونت‌ورزی آنها متفاوت است. آنها روش‌های غیرمستقیم‌تری را برای رویارویی انتخاب می‌کنند.

۴) به طرز متفاوتی به درد و اضطراب واکنش می‌دهد.
مطالعات تصویری مغز طی ۱۰ سال گذشته نشان داده است که مغز زنان و مردان به درد و ترس به طرز متفاوتی واکنش می‌دهند. و مغز خانم‌ها حساس‌تر از آن یکی است.

مغز خانم‌ها نه تنها دربرابر استرس‌های بسیار کوچکتر هم حساس است بلکه می‌تواند به سطوح بالاتری از استرس هم عادت کند.

حساسیت استرس می‌تواند فوایدی در بر داشته باشد: پراکندگی وضعیت ذهنی فرد را برطرف کرده و آن را متمرکزتر می‌کند. اما اگر این اضطراب مدت زمان بیشتری طول بکشد، می‌تواند مخرب باشد. یافته‌های این مطالعات می‌تواند توضیح دهد که چرا خانم‌ها بیشتر در معرض افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و سایر اختلالات اضطرابی قرار دارند.

۵) از کشمکش و مشاجره متنفر است (از بی‌محلی، بیشتر).
برای جلوگیری از کشمکش و مشاجره، در طول سیر تکامل انسان، زنان بیش از اندازه حساس به اشارات میان‌فردی شده‌اند، وضعیتی که زنان را نسبت به این برخوردها بی‌طاقت می‌کند. جریان شیمیایی که در طول یک مشاجره به مغز زنان هجوم می‌آورد -- مخصوصاً در مشاجراتی که با افراد نزدیک دارند -- درست مثل حمله یک بیماری.

احتمالاً بخاطر توانایی بالایی که در خواندن فکر آدمها دارند، حرف نزدن و واکنش ندادن برایشان غیرقابل‌تحمل است. برای خانم‌ها یک جواب منفی بسیار بهتر از جواب ندادن است.

۶) میل‌جنسی‌شان واکنش‌پذیر است.
میل جنسی در خانم‌ها بسیار تاثیرپذیرتر از آقایان است.
برای اینکه خانم‌ها از نظر جنسی تحریک شوند، مخصوصاً بخواهند به ارگاسم برسند و ارضا شوند، قسمت‌های مختلفی از مغزشان باید خاموش شود. و خیلی چیزها می‌تواند این قسمت‌ها را دوباره فعال کند.

یک زن ممکن است بخاطر عصبانیت، بی‌اعتمادی یا حتی بخاطر اینکه پاهایش یخ کرده است، پیش‌روی‌های مردی را رد کند. بارداری، مراقبت از بچه‌های کوچک و یائسگی نیز می‌توانند بر میل جنسی خانم‌ها تاثیر بگذارند.

بهترین توصیه برای مردان این است که از قبل برنامه‌ریزی کنند!
پیش‌نوازی برای آقایان همه آن چیزهایی است که درست ۳ دقیقه قبل از خود عمل‌جنسی اتفاق می‌افتد اما برای خانم‌ها همه اتفاقاتی است که ۲۴ ساعت قبل از آن پیش‌ آمده است!

۷) بارداری تاثیر قابل‌توجهی بر فکر او دارد.
در هشت ماهه اول بارداری، میزان پروژسترون تا ۳۰ برابر می‌شود و همین باعث می‌شود که خانم‌ها شدیداً آرام شوند. پروژسترون یک داروی خواب‌آور بسیار قوی است.

طبق مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۲ انجام گرفته است، مغز زن‌ها در دوران بارداری جمع می‌شود و تقریباً ۴ درصد کوچکتر از زمان عادی او می‌شود (نگران نباشید، تا شش ماه بعد از وضع‌حمل به حالت عادی برمی‌گردد).

اینکه بارداری باعث می‌شود زن‌ها به طرز متفاوتی فکر کنند یا نه مسئله‌ای بحث‌انگیز است -- یک مطالعه اخیر مشکلات حافظه را به هومون‌های بارداری مرتبط دانسته است -- اما بعضی محققان عنوان کرده‌اند که این تغییرات، مدارهای مغزی را آماده می‌کند که رفتار مادرانه را هدایت می‌کند.

محققان دریافته‌اند که این مدارها بعد از تولد ایجاد می‌شوند. بغل کردن یک بچه، هورمون‌های مادرانه ترشح می‌کنند، حتی در زنانی که تابحال باردار نشده‌اند.

۸) مادر بودن اثر قوی بر مغز او دارد.
تغییرات جسمی، هورمونی، احساسی و اجتماعی که بلافاصله بعد از به دنیا آوردن فرزند، زنان با آن روبه‌رو می‌شوند، می‌توانند یک عمر طول بکشد. چون همه چیزهای دیگر تغییر کرده‌اند، برای اینکه تا حد ممکن قابل‌پیش‌بینی باشد، به همه چیزهای دیگر نیاز دارد، ازجمله شوهرش.

در طول سیر تکامل، پیشینیان ما به ندرت مادرانی تمام-وقت بوده‌اند زیرا همیشه کسانی برای کمک کردن به بچه‌داری در خدمت داشته‌اند. و یک مادر نه‌تنها برای بخاطر خودش بلکه بخاطر فرزندش، به حمایت قابل‌توجهی نیاز دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که توانایی مادر برای اینکه بتواند نیازهای فرزندش را به طور کامل برآورده کند، می‌تواند بر رشد سیستم عصبی و روحیات فرزند او تاثیر داشته باشد.

یکی از راه‌هایی که مادر جهان، طبیعت، به او در این راه کمک می‌کند، شیردهی است. مراقبت از فرزند باعث می‌شود مادران با استرس‌های زیادی دست و پنجه نرم کنند (استرس زیاد می‌تواند بر قدرت شیردهی آنها تاثیر داشته باشد). حتی در یک تحقیق مشخص شد که شیردهی از کوکائین هم برای مغز زن شادی‌آورتر است.

۹) دوبار دوران نوجوانی را تجربه می‌کند.
هیچکس دوست ندارد دوباره نوجوانی را تجربه کند. تغییرات ظاهری و هورمونی که این دوران در ما ایجاد می‌کند، نه‌تنها ناراحتی ظاهری و روحی برایمان فراهم می‌کند بلکه سوالات زیادی از اینکه که هستیم و چه می‌کنیم در ذهنمان ایجاد می‌کند.

اما خانم‌ها در سنین قبل از یائسگی وارد یک نوجوانی دوم می‌شوند. این دوران از سن حدود ۴۳ سالگی شروع شده و در ۴۷ یا ۴۸ سالگی به اوج خود می‌رسد. (هورمون‌های مردان نیز با بالا رفتن سن تغییر می‌کند اما نه به اندازه خانم‌ها). علاوه بر نامنظم شدن عادت ماهیانه و گٌرگرفتگی‌ها، هورمون‌های زنان در طول این دوران آنقدر متحول می‌شود که به اندازه یک نوجوان دمدمی‌مزاج می‌شوند.

طول این دوران از دو تا نه سال ممکن است طول بکشد و در اکثر خانم‌ها تا ۵۲ سالگی به اتمام می‌رسد.

۱۰) در سنین میانسالی، عاشق خطر کردن می‌شود.
وقتی آن تغییر به اتمام می‌رسد، و بدن او وارد دوران «پیشرفته» خود می‌شود، مغز زنانه دستخوش دومین تغییر خود می‌شود. بااینکه مردها با بالا رفتن سنشان، علاقه بیشتری به روابط خود پیدا می‌کنند، زنان در این دوران آماده خطر کردن می‌شوند -- مخصوصاً اگر آشیانه‌شان خالی باشد.

هنوز هم دوست دارد به دیگران کمک کند اما تمرکز او از خانواده‌ کنونی‌اش به جامعه منتقل می‌شود. او بعد از سال‌ها مراقبت از دیگران، حالا تمایل بیشتری برای رسیدگی به خودش و کارش پیدا می‌کند.

برای خیلی از خانم‌های بالای ۵۰ سال، این دوران توام با شور زندگی و تمایل به ماجراجویی خواهد بود.


دکتر مریم محبی روانشناس , سکس تراپیست و مشاور مسائل جنسی. Maryam Mohebb


 ·  Translate
1
Add a comment...
 
معرفی کتاب جهت فرزند پروری
معرفی کتاب تکنیک های فرزندپروری
به انتخاب عبدالرضا فارسی
نویسنده : دكتر سعيد جهانشاهي فردناشر : ارجمندموضوع : کتاب‌های عمومی روان‌شناسی، کتاب‌های خودیاری و آموزش بیمارتعداد صفحات : 168نوبت چاپ : 3قطع :رقعی سال انتشار در ایران :1393/03/07

قیمت : 80,000ریال

کتابی است برای آموزش مهارتی به نام تربیت فرزند.  تکنیک‌های فرزندپروری نام روشی است که با کمک آن، والدین می‌توانند‌ بهتر و موثرتر با فرزندانشان ارتباط برقرار کرده، بر آن‌ها کنترل بیشتری داشته، به رشد شخصیت سالم و پیشگیری از مشکلات روانی در آن‌ها کمک کنند. این روش ویژگی‌های خاصی دارد.  در تکنیک‌های فرزندپروری، والدین و فرزندان، انسان‌هایی هستند که در بازی مشترکی به نام تربیت فرزند در این دنیا همبازی شده‌اند. این ویژگی، یعنی نگاه انسانی به والدین و نگاه انسانی به فرزندان، نه تنها رفتار انسانی با فرزندان را رکن مهمی در تربیت آن‌ها قرار می‌دهد، که فرزندان را واجد نقش و جایگاه مهمی در تربیت خودشان می‌کند. . «تکنیک‌های فرزندپروری» روشی است که از دل «روش تحلیل خانواده» سر بر آورد. «تکنیک‌های فرزندپروری» کتابی مهارت‌آموز است. یعنی تلاش دارد تا مهارتی را به خواننده خود بیاموزد
متن فصل اول کتاب بصورت پی دی اف

http://arjmandpub.com/sites/default/files/pdf/farzandparvai_0.pdf

والد متفکر، کودک متفکر

نویسنده : دکتر میرنا ب.شرمترجمان : زهرا حبیبی ناشر : ارجمندموضوع : روان شناسی رشد/کودک، روان درمانی کودکان، روان درمانی و مشاوره تعداد صفحات : 232سال انتشار در ایران :1393/06/12سایر مشخصات : با مقدمۀ دکتر احمد برجعلی
قیمت : 120,000ریال
دکتر میرنا . بی . شِر ، استاد روانشناسی دانشگاه درکسل فیلادلفیا به مدت 30 سال در حوزه تعلیم و تربیت کودکان سابقه کار داشته و نویسنده کتاب پرفروش "والد متفکر، کودک متفکر" می‌باشد . او به دلیل نگارش کتاب‌های مفید در حوزه کودک موفق به اخذ چندین جایزه شده است. دکتر شِرخالق روش (ICPS) "من می‌توانم مسئله گشایی کنم" بوده و برنامه‌های جدیدی را برای والدین و مربیان در خصوص نحوه برخورد با کودکان ارائه کرده است. با خواندن این کتاب شما می‌توانید به فرزند خویش کمک کنید تا رفتار همراه با پرخاشگری‌، لجبازی و نافرمانی او تبدیل به مشارکت، همدلی و همیاری شود. اگر در زمینه شیوه فرزندپروری مشکلی دارید براحتی می‌توانید با کمک فرزندتان راه حل‌های
مناسبی را جایگزین کشمکش و تعارض‌های موجود نمایید.
فصل اول کتاب بصورت پی دی اف در نشانی:

http://arjmandpub.com/sites/default/files/pdf/59_ch_2_16_p_93-4-26.pdf

به انتخاب عبدالرضافارسی
#روانشناسی
#کودک
 ·  Translate
1
Add a comment...
People
Have him in circles
14 people
ahmad sharifi's profile photo
malih Sh's profile photo
Arefe Hassani's profile photo
Mehdi Baminejad's profile photo
Abbas Purheydari's profile photo
Mohsen Asadi's profile photo
‫سید علی میرافضلی‬‎'s profile photo
Mehdi Baminejad's profile photo
moslem ali mohammadi's profile photo
Basic Information
Gender
Male
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
rarsanjan
Previously
rafsanjan