Profile

Cover photo
abdolreza Farsi
Lives in rarsanjan
22 followers|40,538 views
AboutPosts

Stream

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
#عبدالرضا_فارسی، رابطه متقابل بدون هم وابستگی09363732767
در جستجوی عشق/ هم وابستگی یکی از پرچالش‌ترین موضوعات روابط زناشویی و یا هر نوع رابطه مشترک دیگر است. هم وابستگی ما را با دیگری تعریف می‌کند. ظاهر قضیه خیلی جالب وخوب است؛ «من نمی‌توانم بدون تو زندگی کنم» و یا «من به تائید تو برای احساس خوشحالی و رضایت نیاز دارم» اما چیزی که واقعا در چنین رابطه‌ای در جریان است به شدت مهلک است. هم وابستگی دنیای ما را محدود می‌کند چون باعث می‌شود همه تمرکز ما معطوف به فرد دیگر رابطه باشد. این چنین رابطه‌ای است که ما را از رشد و بالندگی چه در زندگی فردی و چه در زندگی مشترک یا اجتماعی‌مان دور نگه می‌دارد.‏

خیلی از ما اصلا نمی‌دانیم که روش‌ها و عملکردهایمان در رابطه از الگوی هم وابستگی پیروی می‌کنند. چرا؟ فقط به این دلیل که هم وابستگی از الگوهای کهنه‌ درباره رابطه استفاده می‌کند. یک رابطه عاشقانه را برای ما چیزی شبیه رابطه هم وابسته تعریف کرده‌اند. اسطوره‌هایی از روابط عاشقانه که بسیار شیرین به نظر می‌رسند اما در واقع نشان‌دهنده یک رابطه ناسالم هستند.‏

از هم وابستگی رها شوید

برای اینکه در یک #رابطه_هم_وابسته قرار نگیریم ابتدا باید خودمان را از هم وابستگی آزاد کنیم. همین که بدانیم چه چیزهایی نشان دهنده هم وابستگی است به ما کمک می‌کند تا خود را درگیر چنین رابطه‌ای نکنیم. چیزی که باعث می‌شود در رابطه شکست بخورید این است که تمام تلاش‌های‌تان برای ایجاد یک رابطه درست معطوف به طرف مقابلتان باشد. رابطه سالم می‌خواهید؟ خودتان را از هم وابستگی خلاص کنید. به یک مرکز مشاوره بروید و از یک مشاور بخواهید که با توجه به چیزهایی که در رابطه شما در جریان است وضعیت شما را ارزیابی کند. این کار را حتی یک دوست قابل اعتماد نیز می‌تواند انجام بدهد. از او بپرسید که آیا چنین نشانه‌هایی را در شما می‌بیند یا نه.‏

برای ارزیابی این که آیا گرفتار یک رابطه هم وابسته هستید باید به این نشانه‌ها توجه کنید:‏

زندگی بدون او؟ هرگز

من می‌دانم که خیلی از شما فکر می‌کنید که این اوج دوست داشتن است که یک نفر نتواند بدون دیگری زندگی کند و زندگی‌اش وابسته به حضور او باشد. اما واقعاً اینطور نیست. وابستگی با ارتباط موثر فرق دارد. این اصلاً عامل جذابیت رابطه و یا نشان دهنده سپاسگزاری و وفاداری به یک رابطه نیست. خودتان را یک موجود کامل و‌ بی‌نقص که قادر است از زندگی‌اش به تنهایی لذت ببرد تصور کنید نه نیمه گم شده دیگری. هرگز نخواهید که یک نفر شما را کامل کند.‏

مثل هم بودن

‏آدم‌های درگیر رابطه هم وابسته فکر می‌کنند برای اینکه دوست داشتنی باشند و یا بتوانند دیگری را دوست داشته باشند باید مثل هم باشند. این یک# عشق_مشروط است و اصلا آنطور که شما می‌خواهید عشق‌ بی‌قید و شرط نیست. چون در این وضعیت شما اصلا به دیگری اجازه نمی‌دهید که خودش باشد. در واقع خوشحالی و خوشبختی شما به این وابسته است که او چیزی باشد یا کاری را بکند که شما دوست دارید و یا بر عکس٫‏

متهم کردن دیگری

در #رابطه هم وابسته شما دیگری را مجبور می‌کنید که مسئولیت احساسات‌تان را به عهده بگیرد. در حالی که خوشحالی یا ناراحتی، ترس یا رضایت هر فردی و همه احساسات دیگر اولا و بالذات به خود او وابسته است نه دیگران. دیگران هم می‌توانند باعث خوشحالی یا ناراحتی ما بشوند اما در نهایت این ما هستیم که تصمیم می‌گیریم که چه احساسی داشته باشیم. هم وابستگی با شما کاری می‌کند که دیگری را مسئول احساساتتان بدانید.‏

مادری کردن

#رابطه_مشترک بین دو انسان بالغ شکل می‌گیرد و این اصلاً شبیه رابطه دو کودک یا یک کودک با والدینش نیست. زمانی که ما نقش پدری و مادری را برای دیگری بازی می‌کنیم در واقع قدرت و توانایی را از او می‌گیریم.

اسم این کار مراقبت از رابطه نیست این کار کنترل کردن است. یک آدم بالغ می‌تواند از خودش مراقبت کند تا گرسنه نماند، مریض نشود، کار کند، پول در بیاورد، لذت ببرد و خوشحال باشد. اصلا لازم نیست که یک نفر نقش مادری یا پدری را برایش بازی کند.‏

کنترل پول و شرایط

زمانی که سعی می‌کنید همه چیز یک نفر را کنترل کنید و یا تعیین کنید که شرایط چگونه باید پیش برود در واقع نشان می‌دهید که شما موجود نگرانی هستید نه یک آدم عاشق. حصار کشیدن دور رابطه، دوردارایی‌های یک فرد دیگر، کنترل شرایط وکنترل انتخاب‌های دیگری همگی این معنا را می‌دهند که شما در این رابطه از چیزی می‌ترسید. مطمئن نیستید و می‌خواهید روی دیگری تمرکز کنید.‏

چه کسی اولویت دارد؟

در رابطه هم وابسته شما همه توجه و تمرکزتان را روی نیازها و خواسته‌های دیگری می‌گذارید. آیا گاهی احساس نمی‌کنید که نادیده گرفته شده‌اید؟ این بخاطر این است که خود شما اولویت را به دیگری داده‌اید و خودتان را اولویت آخر هرچیزی در رابطه می‌بینید. این الگوی رفتاری ناشی از فقدان دوست داشتن خود است. احساس تهی بودن، خشم، ناامیدی و تنهایی نتیجه ایجاد چنین رابطه‌ای است.‏

#خوشبختی وابسته به دیگری

آدم وابسته خوشبختی‌اش را وابسته به دیگری می‌بیند در حالی که اینطور نیست. شما وقتی خوشبخت هستید که بتوانید آن را در خودتان و نه در وجود دیگری جستجو کنید. زمانی رابطه شما پر از خوشی و سعادت است که آن را در وجود خودتان احساس کنید. منبع شادی چیزی در درون انسان‌هاست و به دیگران منتقل می‌شود. مسلم است که دیگران هم می‌توانند باعث خوشی باشند اما این چیزی است که ابتدا باید در خودتان احساس کنید.‏

احساس آزادی کجاست؟

#عشق، آزادی است. همه دستورالعمل‌ها و قوانین بخاطر ترس‌ها ایجاد می‌شوند. در هم وابستگی شما آزاد نیستید چون کاری را می‌کنید که دیگری از شما می‌خواهد. همه چیز شما در قید و بند خواسته‌های فرد مقابل است.

نجات دهنده‌ای نیست

اگر همیشه نیاز به مراقبت و توجه یک نفر دارید یعنی مستقل نیستید. اگر منتظر هستید که همسرتان تائیدکند، کمک کند و شما را در شرایط مختلف حفظ کند در حقیقت قدرت محافظت و مراقبت از خودتان را ندارید.‏

نجات دهنده و کمک کننده خودتان باشید. منتظر نباشید که او مشکلاتتان را حل کند و راه‌حلی برای مسائل‌تان پیدا کند. خوب است که دیگران حامی شما باشند اما آن کسی که در نهایت می‌تواند به شما کمک کند خودتان هستید.‏

در جستجوی #عشق

عشق ورزیدن مهم‌تر از دوست داشته شدن است. شما منبع عشق به دیگران هستید. اما به جای عشق ورزیدن منتظر این هستید که یک نفر دوست‌تان داشته باشد. همیشه میزان عشق را اندازه می‌گیرید و نگران هستید که چیزی از آن کم شود. خودتان را دوست داشته باشید و عشق را به دیگران نشان بدهید و طلبکار نباشید.‏

چیزی که باعث می‌شود یک چنین ارتباطی شکل بگیرد این است که فرد هم وابسته به خودش احترام نمی‌گذارد، مراقب خودش نیست واز طریق توجه زیاد به دیگری خلا‌های روانی خودش را پر می‌کند. اگر نمی‌خواهید آدمی هم وابسته باشید خودتان را دوست داشته باشید، به خودتان احترام بگذارید، احساس آزادی و استقلال را در خودتان پرورش بدهید و به یاد داشته باشید که توجه‌ بی‌قید و شرط به دیگری از شما یک عاشق وارسته نمی‌سازد. نترسید و از زندگی و روابط‌تان سهم خود را طلب کنید.‏
منبع:روزنامه اطلاعات / ریحانه دوستدار
#زناشویی ، #روانشناسی ، #زندگی

 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
#عبدالرضا_فارسی 093633732767
روش رفتاری برای درمان #اختلال_نارسایی_توجه #بیش_فعالی

هدف های #رفتاردرمانی، رفتارهای ویژه و کوشش برای تغییر آنها با استفاده از اصول تقویت است. درمان برروی رفتارهای ویژه ای مانند ترک نیمکت یا صحبت کردن نابجا تأکید می کند. نظریه ای که از رفتاردرمانی حمایت می کند می تواند به صورت توالی A-B-C خلاصه شود: پیشامدها، رفتارها، پیامدها. برای اینکه رفتاری اتفاق افتد، پیشامدهای معینی (شرط ها، محرک ها یا پیشامدها) باید بر رفتار مقدم باشند. زمانی که رفتار افزایش یافت به همان اندازه از تقویت کم کنید یا پیامدهایی که به دنبال رفتار می آیند را کاهش دهید. نظریه رفتار معمولاً به خودی خود با تفکرات درونی، احساسات یا انگیزه های بستگی ندارد اما با رفتار ارتباط دارد. اعم از این که کودک دوست دارد یا دوست ندارد پیامد ویژه ای که به دنبال می آید در احتمالی که آن رفتار در آینده تکرار شود، تاثیر دارد.

اصول رفتاری زیر فراوانی رفتار ویژه ای را بوسیله تغییر پیامدهای شان افزایش یا کاهش می دهند:

تقویت مثبت تقویت منفی تنبیه خاموشی محروم کردن

#تقویت_مثبت

این نوع تقویت زمانی رخ می دهد که پیامدهایی که بدنبال انجام رفتار می آیند، منجر به افزایش رفتار شوند. به عنوان مثال، اگر کودکی که به آرامی روی صندلی خود نشسته است از والدین پاداش دریافت کند این کار باعث می شود که کودک غالباً به آرامی روی صندلی خود بنشیند. پس آرام نشستن به طور مثبت بوسیله ی جایزه تقویت می شود. همچنین کودکی که جیغ می زند، توجه به آن (بوسیله ی توضیح دادن یا فریاد زدن) جیغ زدن کودک را افزایش می دهد. پس تقویت مثبت رخ داده است. توجه کردن به رفتار نامطلوب غالباً نوعی تقویت غیرعمدی در کلاس و خانه است.

#تقویت_منفی

مانند تقویت مثبت، تقویت منفی نیز رفتار را افزایش می دهد، اما در این مورد حذف تقویت کننده ی منفی یا جلوگیری از وقوع آن رفتاری را که به این نتیجه انجامیده است افزایش می دهد. به عنوان مثال، والدین به کودک خود می گویند که برادر خود را نزند، کودک اطاعت نمی کند که در نتیجه آن والدین از دستوری که منجر به افزایش کتک زدند کودک شده است صرفنظر می کنند. عدم اطاعت (نافرمانی) غالباً به صورت غیرعمدی تقویت منفی می شود.

#تنبیه

#تنبیه یعنی این که رفتار نامطلوب بوسیله پیامدهای ناخوشایند متوقف شود. در رفتار درمانی نوع خاصی از تنبیه، هزینه رفتار (جریمه) است. هزینه رفتار یعنی به خاطر رفتار نامطلوبی که کودک انجام داده است. مقداری از تقویت کننده هایی که فرد قبلاً به دست آورد، را از دست می دهد. به عنوان مثال، امتیاز تلفن کردن از نوجوانی که دیر به خانه می آید، گرفته می شود. اگر فراوانی و یا درجه دیر رسیدن کاهش یابد، از دست دادن امتیاز تلفن کردن یک تنبیه موثری بوده است. بهرحال، برخی تنبیه ها فقط به طور موقت رفتار را متوقف می کنند و شرایط را با افزایش خشم و غضب بدتر می کند. بنابراین فنون تنبیه باید خیلی با دقت و گزینشی به کار رود. معمولاً زمانی که ترکیبی از تقویت مثبت و تنبیه بویژه برای رفتارهای پرخاشگرانه به کار می روند نتایج بهتری به دنبال دارند. به عنوان مثال، ترکیب جایزه برای حضور به موقع (تقویت اجتماعی مثبت) همراه با از دست دادن امتیاز برای درآمدن (هزینه رفتار).

محروم کردن

#محروم_کردن یعنی انتقال کودک برای مدتی از محیطی که در آن تقویت دریافت می کرده به محیط دیگری که تقویت در آن وجود ندارد یا کم است. مثال های رایج عبارتند از: مجبور کردن کودک به نشستن برروی صندلی آشپزخانه یا فرستادن کودک به خانه شان. با وجود اینکه محروم کردن برای آن است که فقط محرک را در محیط کودک تغییر دهد، کودکان معمولاً پیامدهای نامطلوب رفتار را به عنوان تنبیه یا دردناک در نظر می گیرند. کاربرد نامناسب محروم کردن می تواند مثبت یا منفی باشد. به عنوان نمونه سخنرانی والدین یک کودک قبل و بعد از محروم کردن ممکن است تقویت کننده باشد، در حالی که محروم کردن از مشکلات یا تکالیف مدرسه ای خسته کننده ممکن است رفتار نامطلوب را افزایش دهد.

#خاموشی

مثل تنبیه، خاموشی نیز رفتار را کاهش می  دهد. خاموشی فرآیند نادیده پنداشتن رفتار (تقویت نکردن) تا توقف کامل آن رفتار است. به عنوان مثال، زمانی که والدین حالت خشک (کج خلقی) کودک را نادیده می گیرند، سرانجام حالت کج خلقی متوقف می شود و احتمال بروز این حالت ها در آینده کاهش می یابد. بنابراین والدین و معلمان باید آگاه باشند که قبل از اینکه رفتار تدریجاً متوقف شود و سرانجام کاهش یابد، غالباً بیرون ریزی پاسخ (یا رفتار نمایش مانند) برای یک دوره زمانی کوتاه افزایش می یابد.

#روانشناسی #کودک #بیش_فعالی #درمان
 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
ای هنرها گرفته بر کف دست / عیبها بر گرفته زیر بغل
تا چه خواهی خریدن ای مغرور / روز درماندگی بسیم دغل
#سعدی #شعر
 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
#کودک #فرزند_پروری
❎کنترل کودکان
در بحث فرزندپروری، نظارت و کنترل فرزند یک اصل مهم است که باید حد و مرز آن را بدانید. کودک، مثل پروانه‌ای در مشت شما است که اگر زیاد فشارش دهید، از بین می‌رود و اگر مراقب نباشید، ممکن است کنترل او از دستتان برود. بنابراین باید به دقت و به اندازه او را کنترل کنید.

اما نظارت روی تمام زوایای زندگی فرزندتان به معنای سختگیری و امر و نهی کردن مداوم او نیست. به صورت نامحسوس مراقب رفتارهای فرزندتان باشید. برای مثال او با چه کسانی دوست است، وضعیت درسی‌اش چطور است یا اگر فرزندتان دوره نوجوانی را پشت‌سر می‌گذارد آیا مشکوک به استفاده از سیگار هست یا نه. به صورت غیرمستقیم به فرزندتان بفهمانید که شما مراقب همه اتفاق‌هایی که برایش می‌افتد، هستید. وقتی فرزندان متوجه باشند که شما حواستان به همه چیز است کمتر به سمت عادت‌های بد یا رفتارهای نادرست روی خواهند آورد، اما یادتان باشد محیطی را در خانه به وجود نیاورید که فرزندتان از روی ترس کاری را انجام دهد. او باید معنای واقعی رفتارهای درست و نادرست را بفهمد تا با انتخاب خود دست به عادت‌های درست و رفتارهای خوشایند بزند.‏

Www.Telegram.me/farsiyad
 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
هر آنچه در مورد استفاده کودکان از تبلت باید بدانیم

کودکان روزانه چند دقیقه می‌توانند از «تبلت» استفاده کنند؟

یک روانشناس کودکان استثنایی با تاکید بر اینکه سن استفاده از تبلت و تلفن هوشمند در ایران بسیار کمتر از سایر کشورهاست، گفت: برای استفاده از این وسایل قوانینی وضع شده است که بر اساس آن زمان استفاده در روز ۳۰ دقیقه است و کودکان زیر سه سال اجازه استفاده از این وسایل را ندارند.

دکتر فریبا نور محمدی با اشاره به اینکه متاسفانه این قوانین در ایران اجرا نمی شود، گفت: به دلیل پایین آمدن قیمت این بازی ها سالانه کودکان بیشتری به آنها دسترسی می‌یابند که بهتر است خانواده‌ها برای کنترل کودکان در جهت استفاده از این وسایل، قوانینی وضع کنند. همچنین بهتر است قبل از خرید این وسایل برای کودکان آن را بررسی و حتی والدین بازی را انجام دهند.

وی استفاده صحیح از این وسایل را در بالا رفتن سطح یادگیری کودک بسیار موثر دانست و خاطرنشان کرد: به کمک دستگاه‌های کامپیوتر، انواع تبلت و تلفن‌های همراه هوشمند می‌توان سطح آموزش اجتماعی، خلاقیت و یادگیری کودک را بالا برد.

این روانشناس کودکان استثنایی ادامه داد: نوشتن از طریق یادداشت‌ها، خواندن از طریق کتاب الکترونیک، آموزش مستند سازی از طریق عکس و فیلم گرفتن از اتفاقات تاریخی، اجتماعی و روند ساخت کاردستی روش‌هایی است که امروزه در حال حاضر در دبستان‌های هوشمند استفاده می‌شود تا دانش آموزان بتوانند تکالیف خود را از این طریق انجام دهند.

استفاده از بازی‌ها با توجه به شرایط کودک زمان بندی شود

نورمحمدی با بیان این مطلب که استفاده از این بازیها باید با توجه به شرایط کودک زمان بندی شود، اظهار کرد: با توجه به اینکه کودک از چه میزان سطح هوشی برخوردار است؛ می‌تواند از این وسایل استفاده کند و بر این اساس کودکانی که مشکل برقراری ارتباط یا بازداری زمان دارند باید از بازیها و برنامه‌هایی استفاده کنند که تاثیر مثبت بر روی رفتار آنها داشته باشد. همچنین کودکانی که نقص توجه و رفتار انفجاری دارند نیز باید کمتر از این بازی ها استفاده کنند.

وی اختلال در خواب، بدخلقی، پرخاشگری را از عوارض استفاده از این وسایل دانست و یادآور شد: اکثر این بازی‌ها باعث خشونت و افزایش عصبانیت در کودکان نمی‌شود بلکه دلیل خشونت استفاده بیش از حد در زمانهای طولانی استفاده است.

وی برای کاهش استفاده از این بازیها گفت: والدین بازیها را به صورت تدریجی به سمت بازیهای کاربردی که باعث خلاقیت و آموزش در کودک می‌شود ببرند که بر این اساس؛ زمان استفاده را بعد از اتمام تکالیف، انجام کار مفید و کمک در کارهای خانه بگذارند.

این روانشناس کودکان استثنایی افزود: بهتر است که والدین در این فعالیتها با بچه‌ها بازی کنند و حتی قرار بازی مشترک بگذارند. همچنین به جای کنترل کودک از بالا و سوال جواب از طریق قراردادها در هیجان بازی شریک شوند چرا که در این صورت کودکان هم حاضر به اجرای قوانین والدین می شوند.

نور محمدی در پایان بیان کرد: به تمام والدینی که کودکانشان از این وسایل استفاده می کنند توصیه می شود که به سایت‌های گیم مراجعه، طبقه بندی بازیها را مطالعه و بازی متناسب با رده سنی و نیاز یادگیری در کودک را خودشان انتخاب کنند.

‫#‏روانشناسی#کودک‬
#عبدالرضا_فارسی
#abdolreza_Farsi
 ·  Translate
1
Add a comment...
Have him in circles
22 people
ali zangeneh's profile photo
Mehdi Baminejad's profile photo
moslem ali mohammadi's profile photo
‫سید علی میرافضلی‬‎'s profile photo
‫وحید منتظری‬‎'s profile photo
Fariba Kolahi's profile photo
ali alim's profile photo
jamal janani's profile photo
Meysam Abdi's profile photo

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
#عبدالرضا_فارسی
چرا یک #رابطه_بد هرگز تمام نمی‌شود؟
 
‏همه ما یکی از این #زوج‌ها را می‌شناسیم؛ کسانی که در یک رابطه فرسایشی و معیوب را قرار دارند و نه تنها هرگز سعی نکرده‌اند کاری برای بهبود رابطه انجام بدهند بلکه همچنان به زندگی تباه خودشان ادامه داده‌اند.‏ آنها سال‌های سال با هم جنگیده‌اند، پشت هم حرف زده‌اند،خشونت کرده‌اند، فریاد زده‌اند واحساس تنفرـ آشکار یا پنهان ـ بهترین توصیفی است که برای این رابطه وجود دارد. آنها ممکن است بارها به هم خیانت کرده باشند و یا در سکوت خودشان فرو رفته باشند.‏رابطه‌های بیمار ممکن است سال‌ها ادامه پیدا کنند و شما از خودتان می‌پرسید چرا این دو نفر به چنین رابطه‌ای ادامه می‌دهند؟ چرا هیچ تلاشی برای تغییر نمی‌کنند؟ چرا خودشان را از این وضعیت خلاص نمی‌کنند؟شما ممکن است خودتان هم در چنین موقعیتی قرار داشته باشید. همه چیز در این رابطه خراب است و عملا زندگی ناکارآمدی دارید اما نمی‌توانید از این وضعیت خارج شوید؛ بارها از خودتان پرسیده‌اید « چرا اینقدر جسور نیستم که خودم را از این مخمصه نجات بدهم؟»

ما معمولا به کسی که در یک رابطه ناسالم است پیشنهاد جدایی نمی‌دهیم چون موضع خیلی از این افراد مشخص است؛ آنها سعی می‌کنند از موقعیت خودشان دفاع کنند و از اینکه خیرخواهی ما پیشنهادی مثل جدایی است بسیار خشمگین می‌شوند. در بهترین حالت اگر به آنها بگوییم «از این رابطه بیا بیرون» آنها سکوت خواهند کرد و بعید نیست که بعد از یک دردل طولانی بگویند «رابطه خیلی بدی هم نیست. با همه این مشکلات او دوستم دارد».‏

واقعا چه اتفاقی می‌افتد؟

یک مطالعه در دادگاه‌های خانواده انگلستان دلیل اصلی ادامه رابطه بد را ترس می‌داند: ترس از جدایی، ترس از تنهایی و ترس از مشکلات مالی و رها شدن.‏

در بین ۲۰۰۰ زوجی که در این پژوهش شرکت کرده‌اند، ۲۰ درصد افراد اظهار کرده‌اند که اوضاع رابطه‌شان بسیار بد است اما آنها حاضر به جدایی نیستند مگر اینکه امنیت مالی و اقتصادی داشته باشند. همچنین ۲۹ درصد زوج‌ها به جوانترها پیشنهاد می‌دهند که هرگز ازدواج نکنند چون خارج شدن از یک رابطه به مراتب سخت‌تر از ادامه زندگی مجردی است. در عین حال عده‌ای هم می‌گویند تجربه یک رابطه مساله دار بهتر از تنها ماندن است و همین که یک نفر در کنارشان هست دلیل کافی برای احساس رضایت و شادی است.‏همچنین یک ایده اشتباه اما رایج وجود دارد که داشتن یک رابطه بهتر از تنهایی است. مجرد ماندن یا جدا شدن قبیج است بنابراین افراد ترجیح می‌دهند ارتباطشان را حفظ کنند. اما تنها ماندن آنقدرها هم بد نیست یا بهتر است بگوییم تنهایی بدتر از ادامه یک رابطه خشونت بار نیست. همانطور که مجرد بودن به معنای نارضایتی نیست؛ ماندن در یک رابطه نیز صرفا به معنای خوشبختی و رضایت نیست. ‏طبق آنچه در این بررسی مشخص شده است آدم‌ها ۷ دلیل اساسی برای ماندن در یک رابطه بیمار دارند:‏

‏ تنهایی

تنها ماندن بهتر از بودن در کنار کسی است که هر لحظه به شما احساس ناخوشایند می‌دهد و عمیقا تنهایتان گذاشته است. احساس تنهایی یک وضعیت روانی است. اینکه یک نفر در یک رابطه عاطفی مشترک نیست لزوما به معنای احساس تنهایی نیست. احساس تنهایی می‌تواند در یک اتاق شلوغ پر از آدم‌ که شما آنها را دوست خودتان می‌دانید اتفاق بیفتد و یا وقتی که واقعا با خودتان تنها هستید.‏ماندن در یک رابطه ناسالم ممکن است ظاهرا فرد را از موقعیت تنهایی بیرون بیاورد اما در واقع وقتی کسی در یک رابطه خوشحال نیست بیشتر احساس تنهایی می‌کند.‏

ترس

ترس از اینکه خودتان باشید در واقع ترس از زنده ماندن است. آدم‌ها با دیگران به دنیا نمی‌آیند. در یک رابطه هم به دنیا نمی‌آیند اما فرد وابسته به دیگری در یک رابطه بیمار معمولا ترس‌های زیادی دارد؛ ترس از اینکه نتواند از عهده خودش بر بیاید. این ترس در رابطه ایجاد می‌شود وگرنه هر آدمی می‌تواند به تنهایی از پس زندگی خودش بر بیاید. اما رابطه بیمار کاری می‌کند که فرد ارزش و اعتبار خودش را منوط به رابطه بداند. ترس چیزی است که خلق می‌شود، یا ما خودمان آن را ایجاد می‌کنید و یا عوامل محیطی آن را ایجاد می‌کنند. در رابطه‌های خشونت‌آمیز که یک نفر اعمال قدرت می‌کند و همه چیز را در کنترل خودش دارد قربانی معمولا دچار وابستگی ناشی از ترس می‌شود.‏ترس از تنهایی، ترس از پیدا نکردن فرد بهتر، ترس از آینده بدون دیگری، ترس از ناتوانی در اداره زندگی مهم‌ترین ترس‌هایی هستند که باعث ادامه یک رابطه ناسالم می‌شوند.‏

‏ احساس گناه

خیلی از افراد به رابطه ادامه می‌دهند چون نگران طرف مقابل خودشان هستند. آنها فکر می‌کنند ترک رابطه خودخواهانه است چون طرف مقابل، به این رابطه هرچند که پر مشکل و پر مساله است وابسته است و رها کردن او کار درست نیست. آنها نسبت به دیگری احساس گناه می‌کنند.‏احساس گناه بخاطر ترک یک رابطه ناسالم همان قدر اشتباه است که بخواهید بخاطر اینکه ناآگاهانه یک بشقاب غذای فاسد خورده‌اید و دچار شکم درد شده‌اید خودتان را سرزنش کنید. ‏اما ماندن در یک رابطه بد به یک دلیل مهم دیگر نیز اشتباه است. فردی که از رابطه بیرون نمی‌آید بخاطر ترحم و دلسوزی و ترس از آسیب زدن به دیگری ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ باز هم عامل آسیب و رنجش او خواهد بود چون او یک رابطه نامطلوب را بدون هیچ احساس تعلقی ادامه می‌دهد و این توهم را ایجاد می‌کند که این رابطه مطلوب اوست. ‏

‏ زمان

اینکه «من زمان زیادی را صرف این رابطه کرده‌ام» توجیه خوبی برای ادامه این نوع روابط نیست اما این بهانه بسیاری از افراد است. همینطور بهانه‌هایی مثل « من پیر شده‌ام» یا «فکر نکنم ارزشش را داشته باشد» همیشه بهانه افرادی بوده‌اند که یک رابطه پر مشکل را ادامه داده‌اند.‏

چیزهای مشترک

بچه، آپارتمان مشترک، وسایل زندگی و املاکی که فرد به آن‌ها تعلق خاطر دارد دلیل مهم دیگری است که باعث ادامه این روابط است. به ویژه وجود فرزندان در بسیاری از موارد مانع ترک یک رابطه است. خیلی از افراد فکر می‌کنند داشتن والد بد بهتر از نداشتن آن است اما زندگی در خشونت دائمی و تماشای تنش‌های روزمره والدین هرگز برای فرزندان خوشایند نیست و از نظر عاطفی و روانی آسیب‌هایی بسیار جدی وارد می‌کند. واقعیت این است که والد بد هرگز نمی‌تواند نوید بخش امنیت و آسایش، رفاه و شادی کودکان باشد.‏

پشیما نی

احساس پشیمانی ناشی از جدایی چیزی است که فرد بعد از جدایی ممکن است آن را تجربه کند. اما این احساس پشیمانی معمولا ناشی از ترک چیزهایی است که به آن عادت کرده‌ایم. ممکن است به یک سفر بروید و از اینکه در تختخواب خودتان نمی‌خوابید احساس ناخوشایندی داشته باشید.

پشیمانی از ترک رابطه بیمار نیز ناشی از عادت به این نوع زندگی است وگرنه دلیلی وجود ندارد که کسی بخاطر اینکه دیگر تهدید نمی‌شود، کتک نمی‌خورد، تحت فشار عاطفی و روانی شدید نیست، توهین نمی‌شنود، آسودگی بیشتر دارد، بی احترامی نمی‌بیند و از تنش‌های بی‌دلیل و بی مورد و مزمن رها شده است احساس پشیمانی کند.‏

واضح است که این موارد همه دلایل ماندن در یک رابطه بیمار نیست. باورهای غلط نسبت به معنای رابطه، فشار فرهنگی، فشار خانواده، موقعیت متزلزل فرد بعد از جدایی و بسیاری از دلایل اجتماعی و فردی دیگر نیز وجود دارند که مانع ترک رابطه می‌شوند. چیزی که شما باید بدانید این است که این دلایل وجود دارند، هرچند که از نظر افراد دیگر غیرمنطقی و اشتباه باشند.‏
#روانشناسی ، #زناشویی
ریحانه دوستدار

 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
Abdolreza Farsi
نگاهي به #رمان #بارهستي اثر #ميلان_كوندرا ؛سبكي و سنگيني بار هستي 

    رمان بار هستي نوشته ميلان كوندرا نويسنده مطرح اهل چك يك رمان فلسفي است كه كوندرا در آن به موضوع هستي بشر مي پردازد. شخصيت هاي اصلي اين رمان عبارتند از: توما يك پزشك كه از همسر اول خود جدا شده ، ترزا كه بعدا به همسري توما در مي آيد، مادر ترزا ، سابينا دوست توما كه نقاش است ، فرانز دوست سابينا و كارنين سگي كه توما به ترزا مي دهد. زمان ها در اين رمان غير خطي پيش مي روند بطوري كه كوندرا ابتدا درباره آشنايي ترزا و توما مي نويسد و بعد از چند قسمت مفصل از داستان كه به شرح ماجراهاي آنها مي پردازد داستان را به چگونگي تولد يافتن ترزا و نيز سالهاي سختي كه با مادرش براي بزرگ كردن برادرها و خواهرهايش گذرانده برمي گرداند. كوندرا مطرح مي كند كه طبق عقيده نيچه بازگشت ابدي در تكرار شدن ماجراها و اتفاقات است و اگر آنها تكرار نشوند ابدي نخواهند شد. اگر چه آشنايي توما با ترزا بر حسب يك اتفاق ساده رخ داده است اتفاقي كه اگر همان يك بار پيش نمي آمد چون تكرار نشدني بود مسلما به آشنايي آن دو منجر نمي شد و ارزش اين آشنايي به همين اتفاق مطلق است . 
    بار هستي كه در اين رمان مطرح است بار روح آدمي است . دو مفهوم سبكي و سنگيني از اهميت خاصي برخوردار است كه به تضاد فلسفه پارمنيدس و موسيقي بتهوون مربوط مي شود. در حالي كه پارمنيدس تحسين كننده سبكي در زندگي است موسيقي بتهوون تاييد بر اهميت و ارزش سنگيني روح دارد كه يك ضرورت بشري است . دلهره هايي كه ترزا از خيانت هاي مداوم توما به او دارد سبب ايجاد دلرحمي و همدلي در توما مي شود و سنگيني در روح او ايجاد مي كند. كوندرا در اين رمان مي گويد كه سبكي روح باعث دور شدن بشر از زندگي زميني و جدا شدن او از زمين و سنگيني روح او سبب زميني تر شدن او مي شود. تمايل افراد بشر به اين است كه عشق خود را چيزي داراي سنگيني در زندگي ببينند كه بدون عشق زندگي ممكن نيست . 
    بي وفايي هاي توما اضطراب ترزا را تبديل به رنج هاي پياپي در كابوس هاي شبانه اش مي كند كه با ترس از دست دادن توما درآميخته است . تاثير جنگ روسيه و چكسلواكي در سال 1968 و اشغال اين كشور توسط روس ها از ديگر مواردي است كه كوندرا بطور عمده در فضاي ذهني داستان آن را پرداخته است . مردم چك براي ثبت تجاوز وحشيانه روس ها به كشورشان از آنها عكس مي گيرند و ترزا هم با گرفتن عكس از سربازان روسي سعي در ثبت وقايع آن سال دارد. 
    در ادامه داستان كوندرا با نوشتن فرهنگ كلمه هاي نامفهموم در سه بخش به تفاوت ذهني سابينا و فرانز مي پردازد. زن بودن از نظر سابينا اختياري نيست و چون بدون اراده خودش زن خلق شده نه آن را مايه افتخار مي داند نه باعث شرمندگي و عصيان زنانه را نكوهش مي كند اگر چه آنچه از شخصيت زن در ذهن فرانز است مادرش است و او روحا به مادرش وابستگي شديد دارد. او به زن بودن مادرش احترام مي گذارد. در دوازده سالگي اش پدرش او و مادرش را ترك مي كند ولي مادرش با كلمات سنجيده اين اتفاق را از او پنهان مي كند. خيانت دومين كلمه يي است كه در ذهن سابينا و فرانز متفاوت است . سابينا كه به دليل مخالفت پدرش از دوستي با عشق دوران نوجواني اش بازمانده خيانت را عادي مي داند اما فرانز خيانت را نكوهش مي كند و با پرداختن به مفهوم وفاداري سعي در جلب زن جوان براي ماندن با او دارد. علاقه فرانز به موسيقي و بي علاقگي سابينا به آن از ديگر اختلاف هاي فكري آنهاست . سابينا زندگي را به معني ديدن مي داند كه مرزي براي روشنايي وجود دارد و در آن سوي اين مرز زندگي به پايان مي رسد. او تاريكي زماني كه چشمانش بسته است را لايتناهي نمي داند بلكه نفي آنچه ديده مي شود 
    و راهي براي دوري كردن از ديدن مي داند. فرانز برعكس سابينا درباره روشنايي واقعيت گراست . او منبع روشنايي را يك لامپ يا يك نورافكن مي داند. او وقتي چشمان سابينا بسته است اين تاريكي را لايتناهي مي داند زيرا برايش تاريكي حد و مرز ندارد. از ديگر موارد اختلاف سليقه آنها درباره رژه و راهپيمايي است . سابينا از تظاهرات دانشجويي به قدري متنفر است كه براي فرار از آن در دستشويي پنهان مي شود در حالي كه فرانز مشتاقانه در اين راهپيمايي ها شركت مي كند. فرانز، بودن با ديگران در اين راهپيمايي ها را واقعي مي داند و سر و كله زدن با كتاب هايش در كتابخانه ها را غير واقعي مي پندارد در حالي كه زندگي واقعي او در مطالعه بي وقفه مي گذرد. درباره زيبايي نيويورك نيز آنها اختلاف نظر دارند. فرانز زيبايي نيويورك را كه از تجمع ساختمان هاي نازيبا به وجود آمده غير ارادي مي داند كه زادگاهش سويس را به يادش مي آورد. نيويورك براي فرانز دورنمايي از اروپاست اما سابينا اين زيبايي را تصادفي مي داند درست مثل تابلوهايي كه نقاشي مي كند و بطور تصادفي و اتفاقي رنگ روي تابلوها مي ريزد و زيبايي خاصي به آنها مي دهد. درباره وطن سابينا نيز آنها نظرات م
    تفاوتي دارند. فرانز كشور چك را كه زير يوغ روسها در آمده كشوري سحرآميز مي داند و برايش آنچه سابينا از مواجه شدن با مرگ براي دفاع از وطن تعريف مي كند شكوه سرنوشت بشر را تاييد مي كند اما براي سابينا هيچ چيزي در اين فاجعه زيبا و باشكوه نيست . براي او اين تجاوز وحشيانه به خاك كشورش غيرقابل تحمل است و تنها كلمه افسانه يي كه در ذهنش مي چرخد كلمه گورستان است . براي سابينا دور شدن از ناراحتي اشغال وطنش توسط روسها فقط با رفتن به گورستان هاي خارج از شهر كه با گلها تزيين شده و شبها شمع در آنها روشن بود و زيبايي خاصي داشت ممكن بود. اين شادي به گورستان اين نمود را مي داد كه مرده ها مثل كودكان به رقا آمده اند. او آن گورستان ها را زيبا مي يافت درحالي كه براي فرانز گورستان فقط جايي آكنده از استخوان و سنگ بود. در ادامه داستان تناسب قدرت بين زن فرانز و سابينا در مجلس مهماني عصرانه كه ترتيب داده بودند مشخا مي شود. زن فرانز با صراحت مدالي كه سابينا خودش ساخته و به گردن آويخته زشت مي داند و اين را با صداي بلند بين مدعوين مي گويد تا همه دريابند كه او از سابينا قدرتمند تر است و اجازه اظهار نظر در هر موردي را دارد. در بخش 
    پاياني فرهنگ كلمه هاي نامفهوم نويسنده به وصف كليساي جامع آمستردام مي پردازد و از نماي دروني آن كه معماري گوتيك دارد مي نويسد. سابينا و فرانز داخل اين كليسا هستند. زيبايي كليسا براي سابينا مثل جهان فراموش شده است كه ستمگران آن را به خطا از ياد برده اند. براي فرانز زيبايي كليسا با جاروي جادويي هركول كه آن را روفته هماهنگي دارد و به او اين امكان را مي دهد تا كنفرانس ها گفت وگوهاي زندگي با زنش و همه سخنان بي فايده را از زندگيش پاك كند. 
    كوندرا در اين رمان از كمونيست هاي چك انتقاد مي كند و معتقد است كه چون آنان باعث بدبختي مردم چك شده اند بهتر است مثل اديپ خود را نابينا كنند. توما شخصيت اصلي رمان با انتقاد از كمونيست هاي چك متني را در يك مجله منتشر مي كند كه موجب بركنار شدنش از شغل پزشكي مي شود و مجبور به انتخاب شغل شيشه پاك كني براي مغازه ها مي شود. 
    كوندرا موسيقي بتهوون و تفكر پارمنيدس را در بخشي ديگر از رمان با هم مقايسه مي كند و مي نويسد كه بتهوون عبارت ضروري است را كه معناي جديت تصميم گيري را نشان مي دهد در موسيقي اش به صورت كوارتت جدي در آورده و درواقع سبكي را به سنگيني تبديل كرده است . اين تبديل به نظر پارمنيدس تبديل مثبت به منفي است . علاقه توما به پزشكي يك ضرورت دروني است . جراحي براي او فراسوي ضروري است مي باشد يعني يك تعهد اجباري و سنگين است . پسر توما و يك روزنامه نگار از توما خواستند كه بيانيه يي براي دفاع از زندانيان سياسي امضا كند اما او از اين كار سر باز مي زند. كوندرا نگارش رمان را اعترافات نويسنده نمي داند بلكه جست و جو و كاوش زندگي بشري مي داند كه در دام جهان گرفتار است . از نظر كوندرا تاريخ كشور چك و نيز تاريخ اروپا تكرار نمي شود بنابراين سبك است مثل گرد و غبار كه در هوا ناپديد مي شود. 
    #رمان بار هستي شامل مفاهيم فلسفي عميقي است كه كوندرا با دقت و ظرافت در شخصيت هاي داستان به آنها پرداخته است . مقايسه سنگيني و سبكي در بخش هاي مختلف داستان نشان دهنده اهميتي است كه وي به اين مفاهيم داده است . برداشت روانشناختي نويسنده از هر يك از شخصيت هاي داستان در اين مقايسه ها نمود مي يابد. در واقع بررسي زندگي شخصيت هاي اين داستان بدون اين مفاهيم امكان ندارد و اين فرق اصلي اين رمان را با آثار ادبي ديگر نويسندگان جهان بخوبي نشان مي دهد. علاوه بر شخصيت هاي داستان مكان هاي داستان هم معناي خاصي در خود دارند. گورستان براي سابينا جايي براي دور شدن از ناراحتي اشغال وطنش است و كليسا را مكاني جذاب مي يابد كه در حكم جهان گمشده است . 
    رمان بار هستي از پيوند خوردن شخصيت ها با مفاهيم فلسفي كه در آنها دروني شده تصويري زيبا و عميق از هستي بشر را نشان مي دهد و اين تصوير در خلال جنگ روسيه با چك و مشكلاتي كه شخصيت هاي داستان گرفتار آنها مي شوند به ذهن خواننده منتقل مي شود. 
    كوندرا زمان رمان را از حالت خطي در آورده و پس از اعلام خبر مرگ توما و ترزا توسط پسرشان به سابينا مجددا زندگي توما و ترزا قبل از مرگشان را به تصوير كشيده اما اين بار زندگي آن دو در روستا مي گذرد. اگر چه رمان بار هستي از مفاهيم فلسفي برخوردار است اما سبك نگارش رمان پيچيده نيست و زمان حوادث و شخصيت هاي داستان باعث پيچيده شدن محتواي آن نشده است . 
    منبع : بار هستي ميلان كوندرا ترجمه پرويز همايون پور نشر قطره چاپ پانزدهم 1384 تهران .
   
نویسنده :   ترانه جوانبخت 
انتشار
#عبدالرضا_فارسی #رمان

 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
عبدالرضا فارسی
#تربیتی_نوجوان
#رفیق_بازی

رفیق‌بازی در روزهای بلوغ

نوجوان دوست دارد با افراد هم سن و سال خود باشد. این هم قسمتی از زندگی طبیعی هر فردی است. این گروه در واقع افرادی هم سن و سال است که علایق و فعالیت یکسانی دارند. والدین باید از نیاز وابستگی نوجوان به یک گروه آگاه باشند. به دلیل اهمیت این مسئله باید در انتخاب دوست به نوجوانتان سهیم باشید،باید این کار مهم را از بچگی آغاز کنید. قسمت مهم مسئولیت والدین همین امر به ظاهر کوچک و سرنوشت ساز است.

نوجوان دانش و تجربه والدین خود را ندارد، بنابراین نمی داند به چه کسی اعتماد کند. اما از طریق آزمون و خطا واقعیت ها را یاد می گیرد. پس شما والدین همیشه باید دردسترس باشید.از او حمایت کنید، تا در گذر از تجربه های تلخ و دشوار این دوران او رایاری دهید.

 گاهی نوجوان از موقعیت اجتماعی بسیار مطلوب کنار گذاشته می شود. او در نتیجه این مسئله دچار افسردگی می شود. والدین آگاه و دانا باید کمک کنند تا نوجوان با نکات مثبت شخصیت خود آشنا شده و به ارزش خود پی ببرد. در این دوران نوجوان بسیاری از دستورات والدین را نادیده می گیرد، او تمایل دارد گستاخ، عجول و به آداب اجتماعی بی توجه باشد. حتی بسیاری از والدین احساس می کنند از دست او دیوانه خواهند شد. پس با نوجوان همانگونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند. سعی کنید مشکل را بیابید و حل کنید. توجه او را با حمایت خود به تکالیف مدرسه بر گردانید.

در دوران حساس نوجوانی روابط با #همسالان ممکن است زیان آور باشد. اگر او از طرف دوستان مورد تمسخر قرار گیرد و به او بی اعتنایی شود، دچار اضطراب می شود. همین باعث می شود نوجوان واکنش اجتنابی از خود نشان دهد.واضح است که نوجوان نیاز دارد در چنین دوران حساسی ، احساسات، تردیدها و رویاهای خود را با کسی در میان بگذارد. بهتر است روابط دوستی با همسالان خود داشته باشد. به دلیل اهمیت همسالان در این سن ، انگیزه نوجوان برای همنوایی با ارزش ها و آداب و رسوم گروه همسالان افزایش می یابد. البته در اوایل دوران نوجوانی و پیش از آن نیاز به همنوایی با همسالان زیاد است. اما از اواسط نوجوانی تا اواخر از میزان آن کاسته می شود. آنها که گرایش به سرزنش خود دارند، بیشتر تحت تاثیر #همسالان خود هستند.

نوجوانی که عزت نفس بالایی دارد و احساس توانمندی در خود می بیند کمتر با گروه همسالان همنوایی می کند. شما  هر چقدر با نوجوان تفاهم داشته باشید، بالاخره از قدرت نفوذ محدودی برخوردارید. زیرا نوجوان به راهنمایی ، حمایت و همکاری همسالان خود نیاز دارد.

طبق تحقیقات انجام گرفته نوجوان در برخی علایق مانند موسیقی، تفریح، زبان تحت تاثیر همسالان خود قرار دارد. اما با این حال از لحاظ مسائل اخلاقی ، ارزش های اجتماعی و درک جهان ، والدین در نوجوان نفوذ بیشتر دارد

دو دلیل باعث نفوذ همسالان در زندگی نوجوان می شود: 

1.عدم توجه از سمت والدین

2.جذابیت گروه همسالان

 
والدین زمانی می توانند بیشترین نفوذ را در نوجوان داشته باشند، که او را درک کنند و به او کمک کنند. #نوجوان آگاه با اعتماد به نفس بالا و متکی به خود می تواند به تفاوت بین همسالان و والدین اهمیتی قائل شود. تا آنجا که می تواند از تجارب آنها استفاده کند. دوست نزدیک برای نوجوان حکم درمان دارد. زیرا به او امکان می دهد احساسات سرکوب شده خود را ابراز کند. او در این تماس های خود در می یابدکه تمام همسالان مانند او با امید، ترس و تردید های این دوران روبرو هستند، و همین باعث کاهش اضطراب او می شود.

با بررسی، اگر نتیجه گرفتید که دوستان او سالم نیستند، سوالی که مطرح می شود این است که آیا نوجوان به معاشرت با آنها ادامه بدهد یا نه؟ بر اساس قضاوت عجولانه این کار را نکنید. باید بدانید در خارج از منزل بر سر فرزندتان چه می آید. باید محیط اطراف را جستجو کنید. اگر در خانه مشکلی باشد، به احتمال قوی او برخی از کارها را به عنوان اعتراض انجام خواهد داد.

اگر نوجوان عضو گروه مشکل ساز شده است از خود سوال کنید، چه نیازی باعث شده که او به این کار مبادرت بورزد؟ باید بدانید او از لحاظ روانی از شما فاصله گرفته است، گرویدن به گروه را کسب استقلال می داند. اعتماد به نفس پایین خود را در گروه جبران می کند. اما اغلب این مشکلات موقتی هستند و برای آینده اهمیتی ندارد. با این حال وقتی نوجوان ارزش های والدین را نمی پذیرد، رفتار به شدت ضد اجتماعی انجام می دهد، که ممکن است برای امنیت و آسایش نوجوان خطری داشته باشد. برخی مواقع لازم است محیط اطراف را تغییر دهید. اگر تنها کار والدین انتقاد از دوست نوجوان باشد، موثر واقع نمی شود. بجای این کار جایگزینی پیدا کنید تا او احساس کند بر زندگی خود کنترل دارد. بنابراین لازم است در مدرسه از گروه خاص خود دوری کند و با گروه دیگر ارتباط داشته باشد. علاوه بر تغییر شرایط و محیط خارج برای کمک به نوجوان باید در بهبود
انگیزه های درونی، انجام تصمیم گیری عاقلانه در زندگی کمک کرد. اگر نوجوان دچار مشکل جدی و حادی مثل استفاده از مواد مخدرشده باشد، لازم است در مداخله آن جدی باشید. زیرا این مسئله سبک زندگی خانوادگی شما را تغییر می دهد. لازم است در چنین شرایطی او را تحت درمان شدید افراد متخصص قرار دهید.
#روانشناسی.
#عبدالرضا_فارسی
 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
آموزش مسائل جنسی به کودکان #عبدالرضا_فارسی
#کودک #آموزش_جنسی 

 ·  Translate
انیمشن کمل به کودکان آموزش می‎دهد که چگونه خود را از خطر سوء استفاده جنسی حفظ کنند و اگر دچار چنین مشکلاتی شدند چگونه باید ماجرا را گزارش دهند.…
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 

نخستین سند ادبی ارتباط آذربایجان با شاهنامه
قطران‌ تبریزی، نخستین سخن‌سرای آذربایجانی است که اشعار وی به دست ما رسیده و از‌ این روی، دیوانش اوّلین‌ و کهن‌ترین‌ سند ادبی مربوط به آذربایجان محسوب می‌شود. تلمیحات و اشارات متعدّد دیوان قطران به خوبی نشان می‌دهد که این شاعر با فرهنگ شاهنامگی کاملا آشنا بوده و به استناد برخی دلایل و قراین می‌توان تقریبا مطمئن بود که وی در این‌باره غیر از منابع دیگر، از شاهنامهء فردوسی نیز بهره گرفته است.

- مهم‌ترین‌ دلیـل آشـنایی قطران با‌ شاهنامه‌ دو بیتی اسـت که در قصیدهء ستایش «امیر ابوالحسن و امیر ابوالفضل»آمده است:

همیشه همی گفت پور رستم آن سهراب‌
چو سوی ایران آورد لشکر توران‌ 
که من پسر‌ بوم و رستمم پدر باشد 
دگرچه باشد دیـهیم دار در کـیهان

که بیت دوم دقیقا برگرفته از این بیت فردوسی در داستان رستم و سهراب است:

چو رستم پدر باشد‌ و من‌ پسر
نباید به گیتی یکی تا جور

- قطران در قصیده‌ای خطاب به ابونصر مملان می‌گوید‌:

به نام نیک فکندی ز جود بنیانی‌ 
چگونه بنیان کش بیم ز ابر و باران نیست

مـرحوم دکتر محجوب‌ معتقدند‌ که این بیت به تأثیر از آن سخن نامبردار فردوسی‌ است‌ که:

پی افگندم از نظم کاخی بلند 
که از باد و باران نیابد گزند

- در‌ دو جا از دیوان قطران تلمیحاتی به داستان بـیژن و منیژه آمده است‌ و چون به نظر بیشتر شاهنامه‌پژوهان، این داستان از روایاتی است که فردوسی پیش‌ از‌ شروع‌ شاهنامه و براساس منبع مستقلی به نظم درآورده، احتمال این‌که مأخذ مستقیم قطران در این‌ اشارات‌، اثـر فردوسی باشد بیشتر است و این گمان که شاید قطران مانند فرخی و ... تلمیح را از منبعی جز از نظم فردوسی گرفته است‌، سخت‌ ضعیف است؛ زیـرا تـفصیل داستان بیژن و منیژه خارج از شاهنامه در متون دیگر‌ دیده‌ نمی‌شود‌.

- افزون بر این موارد، در یکی‌ از‌ اشارات قـطران مـی‌خوانیم:

هـمی به فخر بخوانند جنگ بیژن و گیو 
که او مـیان گـرازی بزد به‌ یک‌ خنجر

و این با بیتی از داستان در شاهنامه مطابقت دارد‌ که‌:

بزد خنجری بر میان بیژنش‌ 
به دو‌ نـیم‌ شـد‌ پیـل پیکر تنش

- قطران‌ از فریدون با صفت یا لقـب «فرّخ» یاد کرده است و از آن‌جایی که‌ این‌ عنوان برای فریدون، در منابع‌ مقدّم‌ بر شاهنامه‌ دیده‌ نمی‌شود‌ می‌توان چنین پنـداشت‌ که‌ از این منبع در شعر قطران راه یافته است.

چو بر بالای‌ مـیمون‌ او،بـه رزم اندر نهدیون او‌ 
بود فرّخ فریدون او‌ عدو‌ ضحاک بد اختر

- در‌ دیوان قطران، «سرو کاشمر» قبله گـاه زردشـتیان دانـسته شده است:

گر به کشمر‌ بود‌ قبله چند گه سرو سهی‌‌ 
شـاید‌ ار‌ مـن نـهم جاوید‌ بر‌ سرو روان

طبری‌ و مورّخان دیگر از این سرو، نامی نبرده‌اند و ظاهرا کهن‌ترین مـنبع در ایـن بـاره پیش‌ از‌ قطران، اشارهء دقیقی در هزار و چند‌ بیت‌ بازماندهء او‌ در‌ شاهنامه‌ است‌. بنابراین، باز می‌توان‌ گـفت کـه منبع شاعر تبریزی در این‌جا شاهنامهء فردوسی است.

مجموع این قراین خصوصا اشارهء‌ مربوط به بـیت داسـتان رسـتم و سهراب و برخی از تلمیحات قطران به کسان و مضامین شاهنامه‌ای، تـقریبا هـر پژوهشگری را مطمئن می‌کند که‌ این‌ شاعر با شاهنامهء فردوسی مأنوس بوده و در هـمان اوان جـوانی از آن مایه‌ها اندوخته است تا سپس‌تر در مدایح خویش به کار برد.

«سجاد آیدنلو، مقاله "نخستین سند ادبی ارتباط آذربایجان با شاهنامه"، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران اهواز، بهار و تابستان 1385 - شماره 4»

‫#‏آذربایجان‬
‫#‏شاهنامه‬
‫#‏قطران‬


 ·  Translate
1
Add a comment...

abdolreza Farsi

Shared publicly  - 
 
مقابله و سازگاری با خیانتی که روی داده
درد و رنج ناشی از کشف این حقیقت که همسرتان به شما خیانت می‌کند یکی از عمیق‌ترین جراحت‌های زندگی زناشویی است. بازسازی رابطه‌ای که از خیانت زخم دیده‌ است شاید ‌سال‌ها زمان ببرد. ‏

اولین نکته‌هایی که باید بدانید:

ـ خیانت همیشه زندگی را ویران نمی‌کند. زن‌وشوهر می‌توانند رابطه‌ای را که بر اثر خیانت آسیب دیده دوباره بسازند و رابطه‌ای قوی‌تر و صمیمیت بیشتری باهم داشته باشند. ‏

ـ برای بهبود رابطه بعد از خیانت باید این چند عامل را در نظر داشته باشید: تعهد زناشویی برای بهبود رابطه، توجه به کیفیت رابطه قبل از این اتفاق، یادگیری مهارت‌های لازم برای ارتباط و هکاری با یک مشاور. ‏

ـ تشخیص انگیزه خیانت کار ساده‌ای نیست. چون معمولا افراد همه حقیقت را نمی‌گویند. در مواردی که فرد نتواند دلایل خیانتش را به طور کامل توضیح بدهد این اتفاق ممکن است بازهم تکرار شود. ‏

ـ حل کردن رابطه‌ای که در آن یک فرد بارها و بارها خیانت کرده است بسیار سخت‌تر از رابطه‌ای است که خیانت در آن فقط یک بار اتفاق افتاده است. ویژگی‌های شخصیتی در تکرار و وقوع دوباره خیانت نقش دارند. ‏

ـ درهر رابطه سالمی هم خیانت می‌تواند اتفاق بیفتد اما در روابطی که مشکلات زناشویی حل نشده فراوانی وجود داشته باشد خیانت بیشتر و به راحتی اتفاق می‌افتد. ‏

#همسر_بی_وفا

تصور اینکه با وجود یک رابطه عاشقانه، سالم و صمیمی چطور این اتفاق افتاده است، بسیار سخت و دردناک است. شک و بی‌اعتمادی بعد از کشف این حقیقت همه وجود شما را فرا می‌گیرد و سوال‌های فراوان و بی پاسخی در ذهنتان آغاز می‌شود؛ «پس من کیم؟»، «اینجا چی کار می‌کنم؟»، «چطور تونست با من این کار رو بکنه؟»، «رابطه ما برای چی بوده؟». شوک اولیه از درک این حقیقت که خیانتی در رابطه اتفاق افتاده است تبعات آنی نیز دارد. احساس خشم و شرمندگی می‌کنید، افسرده می‌شوید، توانایی کنترل و تمرکز روی رابطه را از دست می‌دهید، تلاش می‌کنید هر حرکت و رفتار شریک زندگیتان را کنترل کنید، به همه چیز سوءظن پیدا می‌کنید وافکار خشونت‌‌آمیز زیادی به سرتان می‌زند. ‏بهترین راه برای مقابله با این احساسات و واکنش‌های اولیه این است که با فردی که زیاد اهل قضاوت کردن نیست، شنونده خوبی است و واکنش فوری نشان نمی‌دهد،نصیحت نمی‌کند و می‌تواند حامی‌تان باشد حرف بزنید. ‏

نصیحت و توصیه‌های دوستانه در این شرایط اصلا به درد شما نمی‌خورد. با کسی حرف بزنید که سعی نکند به شما توصیه کند اکنون و دقیقا چه رفتاری بکنید و یا تلاش کند شما را به یک تصمیم قطعی و فوری برساند. همچنین در این موقعیت حرف زدن با همسرتان برای اینکه اعتراف کند چه اتفاقی افتاده و چرا اینگونه رفتار کرده است نیز بی‌فایده است. بدون شک مطرح کردن این موضوع فقط تنش‌ها و واکنش‌های تند را بیشتر می‌کند. او یا همه چیز را انکار خواهد کرد و یا گناه را به گردن دیگران می‌اندازد و این برای شما هیچ نتیجه‌ای نخواهد داشت جز اینکه بیشتر رنج می‌کشید. ‏شما نیاز به حرف زدن و حمایت دارید اما برای این کار به هر فردی که نزدیکتان است چنگ نزنید. مطرح کردن این موضوع با خانواده در حالی که افراد خانواده‌تان خیلی احساساتی هستند، نسبت به رابطه شما پیش‌زمینه‌های منفی دارند و منطقی رفتار نمی‌کنند احساسات شما را بیشتر جریحه دار خواهد کرد. ‏

رابطه‌ای غم‌انگیز

بعد از مدتی میزان فشار ناشی از کشف این حقیقت کمتر خواهد شد و شما می‌توانید بهتر به این مساله فکر کنید تا تصمیم درستی بگیرید و به این پرسش‌ها پاسخ بدهید که؛ آیا این بحران واقعا جدی است؟ آیا می‌توانید آن را حل کنید؟ آیا همسرتان با شما همکاری خواهد کرد؟ برای بازسازی رابطه بعد از خیانت لازم است هر دوی شما برای رسیدن به یک هدف تلاش کنید. ‏

معمولا هر دوی شما دچار احساسات دوگانه‌ای خواهید شد. از یک سو همسرتان و زندگی زناشویی‌تان را دوست دارید و از سوی دیگر این اتفاق به هر دوی شما از دو سوی متفاوت آسیب زده است. مشاوره فردی در این حالت بسیار موثر است. مشاور به شما کمک می‌کند تا آینده این رابطه را پیش‌بینی کنید. ‏در بعضی از موارد فرد خیانت دیده سعی می‌کند با گرفتن برخی از حقوق مثل گرفتن حق حضانت فرزندان،حق طلاق برای زنان و ضمانت‌های مالی شریک زندگی‌اش را متعهد به رابطه کند. اما هیچ کدام از این نوع تعهدات،تضمینی برای حفظ یک رابطه سالم و عاشقانه نخواهد بود و چه بسا برای فردی که خیانت هویت و ویژگی شخصی او است و یک عادت رفتاری است نوعی باج دادن و ایجاد فرصت برای انجام خیانت‌های بیشتر باشد.

بازسازی اعتماد، بازسازی رابطه

بعد از گذر از دو مرحله پیشین ممکن است هر دوی شما به این نتیجه برسید که برای حفظ رابطه و بازسازی دوباره زندگی زناشویی‌تان دوباره تلاش کنید. این مرحله بسیار سخت خواهد بود برای شروع شما باید انگیزه خیانت را بفهمید تا بتوانید مانعی برای تکرار آن ایجاد کنید. مثلا رفتارتان را اصلاح کنید و تغییری در عادت‌هایتان ایجاد کنید تا انگیزه خیانت در این ارتباط وجود نداشته باشد. ‏

معمولا فردی که خیانت کرده حتی وقتی پشیمان است نمی‌تواند همه حقیقت را بگوید چون از واکنش احتمالی همسرش بسیار می‌ترسد به ویژه اگر بخواهد زندگی زناشویی‌اش را حفظ کند. در عین حال اگر دلیل اصلی خیانت مشخص نشود مشکل هرگز به طور کامل حل نخواهد شد. ‏

برای اینکه به حقیقت بیشتر نزدیک شوید به جای اینکه انگشت اتهامتان را به سوی همسرتان بگیرید و بگویید « تو خیانت کردی» به این مساله به عنوان یک مشکل مشترک که نتیجه زندگی زناشویی‌تان بوده است نگاه کنید. این موضوع تلاش هر دوی شما را می‌طلبد. اصلا فکر نکنید که این موضوع مربوط به همسرتان است و او باید همه چیز را درست کند. ‏برای اینکه بفهمید انگیزه خیانت چه بوده است درباره جزئیاتی که باعث این اتفاق شده‌است با هم حرف بزنید. اگر شما این مساله را یک اتفاق دوجانبه بدانید که شما نیز در آن سهمی داشته‌اید همسرتان نیز کمتر از واکنش شما در بیان حقیقت می‌ترسد. نکته مهمی که در اینجا وجود دارد اصرار و پافشاری شما برای فهمیدن همه جزئیات این خیانت و دلایل آن است. گاهی تلاش برای فهمیدن این جزئیات باعث می‌شود پرسش‌ها و موارد بی‌مورد دیگری نیز مطرح شود. بنابراین آنقدر در فهمیدن این موضوع افراط نکنید که حاشیه‌های بی اهمیت نیز مهم جلوه داده شوند. ‏

بازساری اعتماد کار دشواری است اما برای بهبود رابطه ضروری است. معمولا رسیدن به توافق، نشان‌دادن صداقت و قدرشناسی کار دشواری است. به ویژه اگر شما فرد حساسی باشید که به راحتی اعتماد نمی‌کند. ‏

آیا او باز هم #خیانت خواهد کرد؟

کسی که یک بار خیانت می‌کند قول می‌دهد و متعهد می‌شود که دیگر هرگز این اتفاق تکرار نخواهد شد. اما میل به خیانت موضوع پیچیده‌ای است که نمی‌توان آن را به راحتی فهمید و با یک تعهد آن را متوقف کرد. ‏برای اینکه خیانت دوباره اتفاق نیفتد زن‌و شوهر باید تغییراتی در رابطه ایجاد کنند. اگر همسرتان خیانت کرده چون در رابطه شما مشکلی وجود دارد باید سعی کنید مشکل را از میان بردارید. ‏اما برخی از دلایل خیانت کاملا ژنتیکی است. بعضی از افراد شیفته جذابیت هستند، ریسک پذیر هستند و تمایلات جنسی زیادی دارند که تغییر دادن آنها کار ساده‌ای نیست. این ویژگی‌های ژنتیک به خوبی نشان می‌دهند که چرا برخی از افراد نمی‌توانند افراد وفاداری باشند. اما این اصلا به معنای این نیست که آنها حتما باز هم خیانت خواهند کرد. ‏اگر می‌خواهید خیانت دیگری اتفاق نیفتد باید بتوانید ریشه‌ها و دلایل خیانت را بفهمید و آنها را حل کنید. برای پاسخ به این پرسش که آیا همسرتان باز هم خیانت خواهد کرد یا نه باید به رفتار او در گذشته توجه کنید. اگر او بارها و به شیوه‌های مختلف خیانت کرده است نمی‌توانید مطمئن باشید که این اتفاق دوباره تکرار نخواهد شد. ‏
ریحانه دوستدار

منبع روزنامه اطلاعات
#روانشناسی #خیانت_ازدواج
#عبدالرضا_فارسی
 ·  Translate
1
Add a comment...
People
Have him in circles
22 people
ali zangeneh's profile photo
Mehdi Baminejad's profile photo
moslem ali mohammadi's profile photo
‫سید علی میرافضلی‬‎'s profile photo
‫وحید منتظری‬‎'s profile photo
Fariba Kolahi's profile photo
ali alim's profile photo
jamal janani's profile photo
Meysam Abdi's profile photo
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
rarsanjan
Previously
rafsanjan
Story
Tagline
عبدالرضا فارسی کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی Www.farsiyad.com
Basic Information
Gender
Male