Profile

Cover photo
vahid y
Lived in تهران
45,594 followers
AboutPostsPhotos

Stream

vahid y

Shared publicly  - 
 
یامین پور در حسینیه ی شهدای ساری:
ما با یک دغلبازی مواجهیم. تکنوکرات ها دوگانه ی دروغین انقلابی گری و معیشت را درست کرده اند. دغلبازی اینجاست که می گویند پایبندی به آرمان ها یعنی گرسنگی! و وادادگی و تنازل از آرمان ها یعنی رفاه!
رهبر معظم انقلاب از ابتدا بدبینی خود را نسبت به نتیجه دل بستن به غرب بیان کرده بودند و با دولت عهد کردند که اگر مذاکرات برای معیشت مردم و اصلاح اقتصاد دستاوردی نداشت، دولت به ظرفیت های داخلی برگردد. ولی دولت علیرغم گذشت بیش از سی ماه همچنان در حال اتلاف وقت است.
با این وجود شکست این راهبرد غربگرایانه هرچند هزینه هایی دارد ولی دست آخر بر تجربه سیاسی ملت ما خواهد افزود و آخرین حجاب و مانع بر سر راه ایجاد تمدن اسلامی را رفع خواهد کرد.
در این شرایط از لحن برخی ها بوی تشنج و فتنه انگیزی می آید. خداوند در آیه 7 سوره مبارکه آل عمران می فرماید: "فاما الذين فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه علیهم ابتغاء الفتنه" ؛ فتنه انگیزی در این آیه نتیجه ی پیروی از متشابهات عنوان شده. برخی حرف های متشابه بیان می کنند و از این طریق عوام فریبی می کنند. مثلا در استکبار ستیزی امام خمینی (ره) تشکیک می کنند! براى درک حقیقت هیچ راهی جز رجوع به محکمات نیست. راه و مرام امام هم در میراث مکتوب انقلاب مشهود است و هم در بیان و رهنمودهای رهبری.
#وحید_یامین_پور #فتنه #نفوذ #تکنوکرات
فکر کنم به بهانه انتخابات باید اینجا رو گردگیری کنم.
 ·  Translate
281
10
Saber Saberi's profile photoEsfandiyar Bahari's profile photomehran neusha's profile photo
31 comments
 
سقوط علی بابا و چهل هزار دزد تهران بسیار نزدیکه آقای دکتر......!!
کم کم به فکر سوراخ موش باشین یا مثل نازی های هیتلر...... تغییر قیافه و فرار.....
به امید بیداری ایرانی.................... 
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
⭕شعر آیینی
سید حمید رضا برقعی

… ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها می‌شود از دست کمان،
.
خسته از ماندن و آماده‌ی رفتن شده بود
بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
.
مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
"مست می‌آمد و رخساره برافروخته بود"
.
روح او از همه دل کنده، به او دل بسته
بر تنش دست یدالله حمایل بسته
.
بی‌خود از خود، به خدا با دل و جان می‌آمد
"زیر شمشیر غمش رقص‌کنان" می‌آمد
.
یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را
آمده باز هم از جا بکند خیبر را
.
آمد، آمد به تماشا بکشد دیدن را
معنی جمله‌ی «در پوست نگنجیدن» را
.
بی امان دور خدا مرد جوان می‌چرخید
زیر پایش همه‌ی کون و مکان می‌چرخید
.
بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
رفت از میسره از میمنه بیرون آمد
.
آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه
گفت: لا حول و لا قوة إلّا بالله !
.
مست از کام پدر، زاده‌ی لیلا، مجنون
به تماشای جنونش همه دنیا مجنون
.
آه در مثنوی‌ام آینه حیرت زده است
بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است
.
رفتی از خویش، که از خویش به وحدت برسی
پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی
.
نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
به تماشای نبرد تو خداوند آمد
.
با همان حکم که قرآن خدا جان من است
آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است
.
ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست
.
آه آیینه در آیینه عجب تصویری
داری از دست خودت جام بلا می‌گیری
.
زخم ها با تو چه کردند؟ جوان‌تر شده‌ای
به خدا بیش‌تر از پیش پیمبر شده‌ای
.
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسّم دارد
.
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه، لب واکن و انگور بخواه از بابا
.
گوش کن خواهرم از سمت حرم می‌آید
با فغان "پسرم وا پسرم" می‌آید
.
باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
ولی این بار چرا دست به پهلو داری؟!
.
کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
یاس در یاس مگر مادر من برگشته‌ست؟
.
مثل آیینه‌ی در خاک مکدّر شده‌ای
چشم من تار شده؟ یا تو مکرّر شده‌ای؟
.
من تو را در همه‌ی کرب‌وبلا می‌بینم
هر کجا می‌نگرم جسم تو را می‌بینم
.
ارباً اربا شده چون برگ خزان می‌ریزی
کاش می‌شد که تو با معجزه‌ای برخیزی
.
مانده‌ام خیره به جسمت که چه راهی دارم
باید انگار تو را بین عبا بگذارم
.
باید انگار تو را بین عبایم ببرم
تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم …
.
 ·  Translate
513
32
Anni Rivards's profile photo‫محمد عبدالله‬‎'s profile photo‫آقای بی نام‬‎'s profile photomehran neusha's profile photo
30 comments
 
+محمد عبدالله
دوست عزیز، همین انتخاب بین بد و بدتر، سالها ما رو عقب انداخته، اگه همون دوره خاتمی هم مردم رای نداده بودن، سالها پیش، رژیم علی بابا و چهل هزار دزد تهران، سقوط کرده بود...........
به امید بیداری ایرانی.........................
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
مبتلا به "پلاسو فوبیا" شدم...
هر از گاهی یواشکی میام و درمیرم!

 ·  Translate
269
1
‫جمال باقرزاده (‪MRB‬‏)‬‎'s profile photomohammad yazdzad's profile photo‫تازه به دوران رسیده‬‎'s profile photoMohammad Reza Karimi's profile photo
33 comments
 
شما واسه کار پلاسو فوبیا گرفتی ما از بیکاری
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
از صلحنامه حسنی و قطعنامه خمینی تا توافقنامه خامنه ای
رمزگشایی از پیام رهبری پس از تشییع شهدای غواص

پیش نوشت: «مطلب طولانی است؛ عذر میخوام. ولی لازمه با دقت مطالعه بفرمایید. سپاس»
 
در طول دو سال و نیم اخیر و همزمان با انجام مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم، تلاشهای بسیاری برای شبیه سازی شرایط کشور با شرایط روزهای پایان دفاع مقدس و پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت. تعبیر "جام زهر" برای پذیرش قطعنامه توسط امام راحل حاکی از عدم رضایت اوّلی و قلبی ایشان برای قبول قطعنامه و تأکید بر استمرار جنگ بود. اما شرایط سخت و پیچیده پایان جنگ قبول قطعنامه را بر نظام و امام تحمیل کرد. 
اینکه چرا با وجود اصرار حضرت امام بر ادامه جنگ تا چند روز پیش از قبول قطعنامه سرانجام جمهوری اسلامی آن را می پذیرد و جنگ خاتمه می یابد، یکی از رمزآلود ترین سؤالات تاریخ پس از پیروزی انقلاب است که پژوهشگران فراوانی را به کنکاش واداشته و پاسخهای متعدد و بعضاً مختلفی را در پی داشته است. به جهت لزوم رعایت اختصار، در این یادداشت مجالی برای بحث مفصّل فراهم نیست، ولی اجمالا به بعضی از این پاسخها اشاره می شود و ضمن ردّ سببیّت تامّه علل مذکور در پاسخهای پژوهشگران، به علت اساسی پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام برمبنای بعضی سرنخهای تاریخی اشاره می شود، و بحثهای تفصیلی را به نشستهای تخصصی احاله می کنیم.
اهمیت جستجو درباره علل پذیرش قطعنامه از آنجا ناشی می شود که حضرت امام در پیام معروف خود، به وجود «حوادث و عواملی» در قبول قطعنامه اشاره می کنند ولی از بیان آن «حوادث و عوامل» خودداری کرده و روشن شدن آن را به آینده موکول می فرمایند. ایشان چنین می نویسند: «و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئلۀ بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوۀ دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم؛ ولی به واسطۀ حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‏دانم.»
در طول سالهای پس از جنگ، کارشناسان و بعضاً مسؤولان کشور، گمانه زنی هایی را در خصوص «حوادث و عوامل» مورد نظر حضرت امام مطرح کرده اند. بعضی «جنگ شهرها» و حملات موشکی رژیم بعث به مناطق مرکزی ایران از جمله تهران و خطر بالا رفتن تلفات انسانی غیر نظامی را در زمره علل پذیرش قطعنامه برشمرده اند. بعضی «جنگ نفتکش ها» و خطر درگیری مستقیم نظامی آمریکا با جمهوری اسلامی در خلیج فارس را علت اصلی پنداشته، و حمله ناجوانمردانه ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایرانی را زنگ خطر شعله ور شدن این درگیری قلمداد کرده اند. بعضی «جنگ شیمیایی» و خطر استفاده گسترده رژیم بعث از سلاحهای نامتعارف را علتی برای تحمیل قطعنامه بر نظام اسلامی تلقّی کرده اند. و بعضی ضعف بنیه اقتصادی داخلی کشور بر اثر طولانی شدن جنگ و «فقدان سلاح و مهمات و تجهیزات» ضروری برای استمرار نبرد را مهمترین سبب قبول قطعنامه از سوی حضرت امام می دانند.
چون موضوع این یادداشت نیست، این مسأله را هم بین پرانتز اشاره می کنم: (بعضی از آن دسته مسؤولانی که فقدان سلاح و مهمات و تجهیزات را علت اصلی تسلیم ایران در برابر فشارهای ناحق بین المللی برای پذیرش قطعنامه می دانند، البته تلاش می کنند تقصیر را به گردن یکدیگر بیندازند. بعضی نامه فلان فرمانده نظامی را سبب ایجاد تلقی ناتوانی نیروهای مسلح برای ادامه جنگ در امام عنوان می کنند، و بعضی گروه اول را متهم می کنند که با هدف ایجاد فشار بر حضرت امام برای قبول قطعنامه و نوشاندن جام زهر به امام، اقدام به ارسال آن نامه به ایشان کرده اند.)
به نظر نگارنده اگرچه هر یک از امور فوق الذکر می تواند جزو آن «حوادث و عوامل» مد نظر حضرت امام یا زمینه ساز تصمیم سرنوشت ساز امام باشد، و به تعبیر حوزوی «جزء العلة» و یا «علة مساعدة» برای پذیرش قطعنامه باشد، ولی علت اصلی چیز دیگری است که تاکنون کمتر به آن توجه شده و از آن سخن به میان آمده است. علت اصلی را باید در «ضعف عزم و اراده عمومی مردم» برای ادامه جنگ و پشتیبانی از جبهه ها و حمایت قاطع از رأی و نظر حضرت امام مبنی بر مقاومت و ایستادگی تا تسلیم زورگویان و تنبیه متجاوز جستجو کرد.
لطفاً این چند پاراگراف را با دقت و حوصله و تمرکز فکری و قلبی بخوانید! یازدهم فروردین ماه 1367 تنها کمتر از چهار ماه پیش از قبول قطعنامه، پیام امام امت به ملت ایران:
«ملت شهیدپرور ایران بدانند این روزها روز امتحان الهی است. روز پرخاش علیه کسانی است که با اسلام کینه دیرینه دارند. روز انتقام از کفر و نفاق است. روز فداکاری است. امروز روز عاشورای حسینی است. امروز ایران کربلاست، حسینیان آماده باشید. «جَهِّزُوا أنفُسَکُم بِالصَّلاحِ و السِّلاحِ». نهراسید، که نمی‌هراسید، کمربندهاتان را محکم کنید. ای آزادگان و احرار بپاخیزید. قدرتهای بزرگ شرق و غرب می‌خواهند شما را در زیر چکمه‌ها و چنگالهای کثیف و خونین خود خُرد کنند که حتی آخ هم نگویید.
امروز روز مقاومت است. چنان بر صدام و امریکا و استکبار غرب سیلی زنید که برق آن چشمان استکبار شرق را کور کند. امروز روز درنگ نیست. امروز روز صیقل انسانیتِ انسانهاست. روز جنگ است. روز احقاق حق است. و حق را باید گرفت. و انتظار آنکه جهانخواران ما را یاری کنند بیحاصل است.
امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و میدان نبرد است. روز نشاط عاشقان خداست. روز جشن و سرور عارفان الهی است. امروز روز نغمه سرایی فرشتگان در ستایش انسانهای مجاهد ماست. درنگِ امروز فردای اسارتباری را به دنبال دارد. امروز باید لباس محبت دنیا را از تن بیرون نمود، و زره جهاد و مقاومت پوشید، و در افق طلیعه فجر تا ظهور شمس به پیش تاخت و ضامن بقای خون شهیدان بود. 
فرزندانم، دشمن در بمباران شیمیایی مناطق مسکونی نهایت قساوت و درندگی خود را نشان داده است؛ و با حمله شیمیایی به مردم بی‌دفاع عراق حتی پایه‌های حمایت حامیان خود را نیز سست نموده است. به سوی جبهه‌ها هجوم برید تا ضربات پی در پی شما توان و امان او را بگیرد، که ان شاء الله پیروز خواهید شد. والسلام علی عبادالله الصالحین.»
چه کسی باور می کند همین امام، همین امامی که اینگونه حماسی می خروشد و عاشورایی سخن می گوید، تنها سه ماه بعد جام زهر را بنوشد؟! از لابلای همین پیام فروردین ماه امام به خوبی می توان به این نتیجه رسید که نه «جنگ شهرها» و نه «جنگ نفتکشها» و نه «جنگ شیمیایی» و نه حتی «کمبود سلاح و امکانات» در نظر امام هرگز مجوّز و علت قانع کننده ای برای پذیرش قطعنامه تلقی نمی شود. امامی که می گوید «چنان بر صدام و امریکا و استکبار غرب سیلی زنید که برق آن چشمان استکبار شرق را کور کند»، مسلّماً خود را برای جنگ با آمریکا آماده کرده و ابایی از مواجهه مستقیم نظامی با آمریکا ندارد و این موضوع را عذر موجهی برای قبول قطعنامه تحمیلی مستکبران نمی بیند. امامی که بعد از اشاره به حملات موشکی و شیمیایی دشمن به شهرها و مناطق مسکونی باز هم می گوید «به سوی جبهه‌ها هجوم برید تا ضربات پی در پی شما توان و امان او [دشمن] را بگیرد» معلوم است که باکی از گسترش دامنه جنگ به شهرها و استفاده دشمن از سلاحهای نامتعارف ندارد و این مسأله را توجیهی برای نرمش و پذیرش قطعنامه نمی داند. امامی که می گوید «امروز روز عاشورای حسینی است؛ امروز ایران کربلاست» یعنی می داند که ایران همچون سپاه سیدالشهداء در روز عاشورای 61 هجری، از نظر سلاح و تجهیزات و مهمات در مضیقه است، و با این حال تأکید می کند که «امروز روز مقاومت است». یعنی ما عاشورایی می جنگیم و سازش نمی کنیم. یعنی تکلیف ما حسینی است، نه حسنی.
پس چه اتفاقی می افتد که تنها کمتر از چهار ماه بعد همین امام می گوید: «من باز می‏گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم.» مسأله به خالی بودن جبهه ها از نیروی انسانی باز می گردد. موضوع به خستگی بخشی از جامعه نسبت به جنگ طولانی مدت مربوط می شود. واقعیتهای میدانی نبرد در دو سال پایانی جنگ، از افت شدید نیروی انسانی داوطلب برای حضور مؤثر در سازماندهی عملیاتهای بزرگ حکایت می کند. این مسأله ای است که پژوهشگران دفاع مقدس به خوبی از آن باخبرند. متن مذاکرات و سخنان فرماندهان نظامی جنگ نیز همین موضوع را تأیید می کند. درست است که در سالهای پایانی جنگ ما از نظر تجهیزات و مهمات و سلاح در فشار و مضیقه بودیم، ولی باید فراموش نکنیم که این فشار به هیچ وجه با وضعیت روزهای آغازین جنگ و سالهای ابتدایی دفاع مقدس قابل مقایسه نیست. 
در سالهای نخستین جنگ تحمیلی، ملتی با دست خالی، ولی به پشتیبانی نیروی ایمان و عقیده به میدان جنگ می رود و موفقیتهای بزرگ نظامی نظیر فتح المبین و بیت المقدس و طریق القدس را به ارمغان می آورد. حال چگونه می توان باور کرد همان ملت با سلاح و امکاناتی به مراتب بیشتر و پیشرفته تر از روزهای نخست نتواند در میدان جنگ تاب بیاورد؟! مگر آنکه چیزی تغییر کرده باشد. مگر آنکه از آن عزم و اراده پولادین روزهای نخست کاسته شده باشد. مگر آنکه طولانی شدن جنگ و فشار تحریمهای اقتصادی، بخشهایی از آن ملت را نسبت به ادامه جنگ دچار تردید کرده باشد. و مگر آنکه، و مگر آنکه...
البته واضح و مسلّم است که سخن از همه ملت نیست. همچنانکه در روزهای نخست جنگ هم هیچگاه تمام ملت در جبهه ها حضور نداشتند. اما همان جمع اندک جوانان و مردم حاضر در معرکه همواره مورد حمایت عمومی اکثریت قاطع مردم بودند، و همین عزم و اراده ملی، پشتیبان تصمیم امام مبنی بر سیاست دفاع قاطعانه و سازش ناپذیری بود. اما از روزی که عزم ملی رو به خلل و نقصان و ضعف گذاشت، نگرانی ها در مورد سرنوشت جنگ آغاز شد. کار تا آنجا پیش رفت که امام در فروردین 67 برای اولین بار پیامی به آن درجه از شور و حماسه مبنی بر ضرورت «هجوم به جبهه ها» صادر می کند.
امامی که تا پیش از آن اگر یک کلمه می گفت «حصر آبادان باید شکسته شود» جبهه ها پر از نیرو برای تحقق امر او می شد، امامی که وقتی یک جمله می فرمود «مگر جوانان اهواز مرده اند که صدام بخواهد اهواز را اشغال کند» موجی از شور و شوق برای دفاع را در جوانان کشور بر می انگیخت، حالا هر آنچه در چنته دارد را به میدان می آورد و اینگونه همه آبروی خود را خرج می کند تا جبهه ها مثل سالهای نخستین پر از رزمندگان عاشق نبرد و شهادت شود؛ ولی فکر می کنید نتیجه چیست؟!
امروز که ما جوانان جنگ ندیده و امام نچشیده این پیام را می خوانیم، مو بر تنمان سیخ می شود و از شدت حماسی بودن آن تپش قلب می گیریم و احساس می کنیم باید همگی راهی میدان جنگ شویم! ولی متأسفانه واقعیت تاریخی نشان می دهد آن روز حتی این پیام هم نتوانست جبهه ها را پر کند و بدنه اجتماعی لازم را در ادامه نبرد با دشمن با امام  همراه کند. مستندات تاریخی دفاع مقدس به خوبی نشان می دهد که حتی پس از پیام عاشورایی امام تحول قابل ملاحظه ای در وضعیت میدانی جبهه ها از حیث حضور نیروی رزمنده اتفاق نیفتاد.
اینجا بود که کم کم معادلات تغییر کرد. در واقع این پیام را باید اتمام حجت تاریخی امام با خدا و ملت بدانیم. امام هر چه داشت را در طبق اخلاص گذاشت و از آبروی خود هم گذشت تا بتواند مانع تغییر مسیر صحیح جامعه شود، ولی آخرین تلاشهای ایشان به نتیجه مطلوب منتهی نشد. بعد از این پیام و عدم واکنش متناسب به آن بود که شرایط از «وضعیت حسینی» تغییر کرد و به «وضعیت حسنی» شبیه شد، و صلح مصلحتی بر امام تحمیل شد. لذا پیام فروردین ماه امام را باید با آخرین سخنرانی های حماسی و پرشور امام حسن مجتبی(ع) پیش از پذیرش صلح با معاویه مقایسه کنیم. آنجا که امام حسن(ع) آخرین تلاشهای خود را برای در صحنه نگه داشتن مردم و حرکت به سمت جبهه جنگ با دشمن صورت می دهد، ولی نتیجه نمی گیرد و سرانجام صلحنامه را امضا می کند.
 البته اینکه چه عوامل و چه کسانی در طول سالهای آخر جنگ در ترویج روحیه یأس از ادامه مقاومت در جامعه نقش آفرینی کردند و پشت امام را از پشتیبانی مردمی خالی کردند، سؤال بسیار دقیق و ظریف و مهمی است که نیاز به بررسی های مستند تاریخی دارد؛ گرچه پاسخ این پرسش هم اجمالا معلوم است! یعنی نباید از نقش «خواص دنیازده» در تأثرگذاری منفی بر عموم جامعه غفلت کنیم؛ همان کسانی که خودشان از جنگ خسته شده بودند و روح دنیاطلبی و مقاومت گریزی را در جامعه می پراکندند. همان کسانی که دست به هر حیلتی می زدند تا نارضایتی ها را در جامعه افزایش دهند و حجم نارضایتی از ادامه جنگ را بیش از اندازه واقعی بازتاب می دادند. اینها بزرگترین خیانت را به امام و امت کردند. اینها کسانی بودند که منافع ملی و اسلامی را قربانی منافع شخصی و گروهی خویش کردند. اینها کسانی بودند که ملت را فریفتند و جام زهر را بر امام تحمیل کردند. یعنی دقیقاً همانطور که خواص دنیازده و بعضاً نزدیک امام مجتبی(ع) در منصرف کردن مردم از جنگ با معاویه و تحمیل صلحنامه بر حضرت نقش آفرینی جدی داشتند، در ماجرای خاتمه جنگ تحمیلی هم عده ای از خواص دنیاطلب در غبارآلود کردن فضای جامعه و تحمیل قطعنامه بر امام نقش اساسی داشتند.
در آخرین فراز این نوشتار می خواهیم وضعیت آن دو مقطع تاریخی (یعنی شرایط پایان جنگ امام حسن با معاویه و شرایط پایان جنگ تحمیلی در زمان امام خمینی) را با وضعیت امروز جامعه خودمان مقایسه کنیم. رهبر معظم انقلاب اسلامی خطوط قرمزی را برای مذاکرات هسته ای مشخص کرده اند. اگر مذاکرات با رعایت خطوط قرمز مد نظر رهبری به سرانجام برسد و توافقی که تضمین کننده آن خطوط قرمز است صورت پذیرد مسلّماً هیچ اتفاق بدی نیفتاده، بلکه ملت ایران توانسته است حرف حق خودش را بر کرسی بنشاند و زیر بار زورگویی مستکبران هم نرفته است. اما اگر با وجود همه تلاشهای تیم غیور و متدین و انقلابی مذاکره کننده به هر دلیل در توافق نهایی خطوط قرمز زیر پا گذاشته شود، در اینجا چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا رهبری مجبور به پذیرش توافقی تحمیلی خواهد شد و یا خیر، ایشان به صراحت توافق فرضی مورد ادعا را رد خواهند کرد؟
با درک منطق حاکم بر تصمیم گیری های کلان ائمه هدی(علیهم السلام) و نائبان ایشان در دوران غیبت، پاسخ به این سؤال سخت نیست. اگر پشتیبانی مردمی از ولیّ خدا وجود داشته باشد، هیچگاه صلحی با معاویه های زمانه امضا نمی شود. اگر مردم در صحنه باشند هرگز 598 ها امضا نمی شوند. اما امان از وقتی که ملتی به وقت یاری رهبر خویش در خواب مانده باشد یا عده ای به زور، آن ملت را خوابانده باشند!
در طول سالهای اخیر یک طیف سیاسی داخلی که آنان را منافقان نوین می دانم، با کمک جریان رسانه ای اختاپوسی خود تلاشهای گسترده ای صورت داد که دو هدف را محقق کند: اول اینکه با سیاه نمایی وضع داخلی و بزرگنمایی اثر تحریمها بر وضعیت اقتصادی کشور سعی کرد کارآمدی تفکر مقاومت و پایداری در برابر آمریکا را در ذهن و دل مردم مخدوش کند و رعب و وحشت از استمرار مواجهه با دشمن را به قلب مردم رسوخ دهد. دوم اینکه تلاش کرد به خیال خام خود، جو را به گونه ای سامان دهد که رهبری هم متوهّم شود که مردم از مقاومت اقتصادی و سایر ابعاد پایداری در مقابل دشمن خسته شده اند و لذا چاره ای جز تن دادن به مذاکرات و سپس پذیرش نتیجه نهایی مذاکرات، ولو با عبور از خطوط قرمز نیست، و رهبری هم باید مثل امام جام زهر را بنوشد!
این جریان که عمدتاً دنباله های همان خسته های از جهاد دیروز و دنیاطلبان و دنیازدگان امروزند، خصوصاً در دو سال گذشته با یکه تازی در عرصه و به طرفندهای مختلف مانع شنیده شدن و رسانه ای شدن صدای واقعی ملت ایران شد، و باب هرگونه نقد یا تجمع بصیرت بخش به ملت را هم بست تا خواص طرفدار حق نتوانند صدای خود را به گوش مردمی برسانند که بعضاً تحت تأثیر رذالت رسانه ای جریان آنها قرار گرفته بودند. 
اینجا بود که به ناگاه دستی از غیب برآمد و کاری کرد کارستان، که دشمن خارجی و منافقان داخلی فکرش را هم نمی کردند! آری، 175 شهید غواص که سالها پیش مردانه تا آخرین قطره خون جنگیده بودند و غیورانه تسلیم اراده دشمن نشده بودند و مظلومانه با دستهای بسته به شهادت رسیده بودند ناگهان از راه می رسند تا پیامی برای ملت ایران بیاورند و به خواب رفتگان را بیدار کنند و بیداران را هشیار کنند، تا یک ملت در روز تشییع با شکوه آنها بغض فروخورده دو سال نیم خویش را یک صدا فریاد بزنند: «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»! یعنی رهبرا، ما بیداریم و هوشیار و آماده نبرد با آمریکا! یعنی رهبرا، ما از مقاومت و پایداری خسته نشده ایم! یعنی رهبرا، ما تسلیم توافق بد و تحمیل و زورگویی دشمن نخواهیم شد! یعنی رهبرا، به این ملت می توانی تکیه کنی و اعتماد داشته باشی! ملتی که عاشق شهادت و مجاهدت در راه خداست، و ملتی که به رغم همه فشارها و ستم ها، شکست ناپذیر و مقتدر است.
و اینگونه است که می توان از پیام عجیب رهبر انقلاب پس از تشییع شهدای غواص (و البته از عصبانیت منافقان نوین نسبت به شور انقلابی ملت در تشییع شهدا) رمزگشایی کرد! «سپاس بی پایان پروردگار حکیم و مهربان را که در لحظه های نیازِ این ملّتِ خداجوی و خداباور، بشارتهای تردیدناپذیر را بر دلهای بیدار نازل می فرماید و غبارها را می زداید. و سلام بر شما ملّت بزرگ، وفادار، آگاه، مسئولیّت پذیر که خطاب لطیف الهی را به درستی می شناسید و می نیوشید و پاسخ می گویید.» یعنی دست غیبی شهدا، غبار فتنه ای که می رفت جامعه را فراگیرد و حق و باطل را بیامیزد و اینطور جلوه کند که ملت از مبارزه با آمریکا خسته شده اند را شستشو داد. یعنی ای ملت وفادار ایران، پیام دریافت شد! تسلیم نخواهیم شد! والسلام، ختم کلام!
 ·  Translate
171 comments on original post
382
32
Fatemeh Salehi's profile photo‫مهدی گیله مرد‬‎'s profile photoahmad abdollahi's profile photo
48 comments
 
سلام بر گیله مرد غیور همیشه شکل مکر را جوری طرح میکنند که عامه پسند باشد مثلا در قضیه صفین یا کربلا بخدا همه برای غنیمت نیامده عده ای برای ثواب امدن وحتا وقتی امیرالمومنین به شهادت می رسد در مسجد کوفه بزرگ مرد من از تمام کسانی که امدن ودست بیت داردن ومنافقانه پیش می برنند نمی گویم که با گذشت زملن مکرشان هویدا می شود خیلی ممنون از انتقاد شما اردتمند شما سید احمد
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
از حرم امام تا "خمینی پالاس"!

تصاویری که از حرم جدید امام راحل منتشر شده نه نشانی از "حرم" دارد نه از "امام"؛ در وجه زیبایی شناختی فاقد هرگونه عنصر معماری اسلامی و در وجه نشانه شناختی محروم از نشانگان بارگاه است. حرم نیست گویا تالار عروسی است که برای تیمن و تبرک با آیاتی از قرآن "تزیین" شده است. وجه تزیینی دین، آنرا در حد یک کاغذ رنگی تنزل می دهد. همانطور که آیات الهی در میان انبوهی از زرق و برق تصنعی گم می شود و به جای آنکه دل را بیاراید، چشم را پر میکند، خمینی نیز از امام بودن به پادشاه تنزل می یابد.

برای امام مستضعفان و پابرهنگان بارگاه نساخته اند که تالار شاهی ساخته اند . تاریخ این مونومان را احتمالا "خمینی پالاس" خواهد نامید و امام را در عداد شاهان و سلاطین قرار خواهد داد. آنگاه هیچ کس ماهیت عدالتخواهانه و مردمی انقلاب را باور نخواهد کرد. "خمینی پالاس" آغاز ریشه سوزی تمدنی از انقلاب اسلامی است. بنای باشکوه بنیانگذار انقلاب به جای اینکه نشانی از ارادت امتش داشته باشد نشانگر قلابی بودن اصل انقلاب خواهد بود؛

اگر بارگاه مقدس اهل بیت علیهم السلام با نذورات عاشقان و دلدادگان و به دست معماران اهل معنا به سجده گاه و معبد مومنان بدل شده، ولی قصری که در برابر چشمان ماست از بیت المال مسلمین و گویا به دست مهندسان غرب آغشته به این روز افتاده است. جایی که دیگر مزار زایران دلداده نیست بلکه مقبره و یادبودی برای توریست های دوربین به دست خواهد شد. همانطور که معابد مسیحیان در قرن چهاردهم و پانزدهم تمام روح معنوی خود را به پاى تابلوهای خیره کننده ی میکلانجلو و داوینچی قربانی کرد...

پ ن: بنده مخالف ساختن بنایی باشکوه نیستم اما منتقد بنایی اشرافی و بی ربط با حرم و زیارتگاه و بارگاه معنوی هستم. 
 ·  Translate
813
49
Amir Vahabpour's profile photo‫تازه به دوران رسیده‬‎'s profile photoVahid Ameli's profile photojavad yazdi's profile photo
108 comments
 
ای عزیز من او که در این تنگنای عالم حس نفس نمی کشد مگر نه این است که امام حی ما حضرت آیت الله خامنه ای رو هم به مقام معظم رهبری تغییر اسم دچار کرده اند که خدای نا خواسته او رو در جرگه ریس جمهور و مدیر کل نزول درجه دهند و منکر ولی امر مسلمین و نائب آقامون مولامون عزیز دلمون پاره های وجودمون و منتهی الامال همگی مون حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف بشوند و ایشان و مقامشون رو سهل الوصول نمایند و
این بسیار درد ناک است
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
تحفه ی ناچیز بنده برای 175 غواص شهید.:

کجاست مرد دلیری که نیل بشکافد
حجاب توطئه را با دلیل بشکافد
همان که فاتح نیل و نهنگ اروند ست
همان که بر سر پیمان عشق پابند است
خوش آمدید که در شهر ما هوا پس بود
که در نبود شما آشیان کرکس بود
به انتظار تو از کربلای چار، دچار
به خاطرات تو یک عمر آزگار دچار
تن سلامت تو زیر خاک، یک راز است
و دست بسته ی تو مثل بال پرواز است
بیا و یک تنه تحریم عشق را بشکن
بیا و حلقه ی تنگ دمشق را بشکن
بیا و معنی دستان بسته افشا کن
بیا و غایله ای پرخروش برپا کن

#سلام_بر_175_غواص_شهید #شهید_گمنام #شعر
 ·  Translate
801
35
Azhar Dalal's profile photohamed saeedi's profile photo‫ع جلال‬‎'s profile photojavad yazdi's profile photo
49 comments
 
وقتی مولامون علی علیه السلام می فرمایند برخی آدمها رو شیطان در اونها نفوذ میکنه تخم گذاری میکنه روی تخمش می شینه و جوجه می شن و اون جوجه ها تمام پهنه وجودشو میگیره و اون فرد دیگه می شه تریبون شیطان
از تریبون شیطان چه توقع می شه داشت .
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
مخصوص دانشجویانی که می خواهند به عالم فرهنگ و علوم انسانی وارد شوند.
پشنهاداتی برای شروع "زمانه شناسی" و خودآگاهی تاریخی :
معمولا در ایام نمایشگاه کتاب مواجهیم با تقاضای جوانانی که علاقه دارند بطور عمیقتری به قلمرو علوم انسانی و فرهنگ و هنر وارد شوند. مسیر تعمیق آرمان های انقلاب و پیشبرد اهداف فرهنگی آن از دالان خودآگاهی تاریخی می گذرد. جوانان انقلابی باانگیزه های والا علاقمندند تا از طریق فرهنگ، هنر و رسانه ادای دین کنند. بی شک ایجاد تحول در این عرصه ها بدون آشنایی دقیق با مبانی فکری اسلام و شناخت جریان ها و گفتمان ها محقق نخواهد شد. بنابراین بدون شتاب زدگی ضروری است به جوان ترها توصیه کنیم کتاب بخوانند و بدانند تحولات بزرگ بدون اندیشه و تعمق اتفاق نخواهد افتاد. بطور خلاصه عرض می کنم که «زمانه شناسی» و «خود آگاهی تاریخی» و آشنایی با «مبانی فکر اسلامی» آغاز راه است.
لذا توصیه می شود:
¤ مطالعه ی تاریخ بویژه تاریخ ایران از صفویه به بعد و بطور اختصاصی تاریخ دویست سال اخیر مطالعه شود. آثار صاحبنظرانی چون دکتر موسی نجفی، دکتر موسی حقانی و حجت الاسلام دکتر احمد رهدار را پیگیری کنید. به عنوان نمونه کتاب «تاریخ تحولات سیاسی ایران» اثر موسی نجفی و موسی حقانی

¤تاریخ تمدن غرب به خصوص تاریخ غرب مدرن از جمله موضوعات مهم است. دراینباره آثار مهم و معتبری وجود دارد که ترجمه ی آنها موجود است. مانند تاریخ آلبر ماله؛ اما برای کسانی که توان و حوصله ی مطالعه ی کتاب های پرحجم را ندارند مجموعه ای پنج جلدی با عنوان "روایت تفکر فرهنگ و تمدن از آغاز تا کنون" را توصیه می کنیم. به کوشش خانه فرهنگ و هنر سافیا و منتشر شده در معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان.

¤ مطالعه ی دقیق شوون تمدن غرب از اقتصاد کاپیتالیستی تا سینما، تکنولوژی، نظام آموزشی مدرن، علم سکولار، رسانه و پروپاگاندا، توسعه و... به عنوان مطالعات «زمانه شناسی» و با هدف خودآگاهی تاریخی بسیار ضروی است. اجمالا این دست از مطالعات، غربشناسی خوانده می شود. در این راستا سیرمطالعه ی آثار شهید آوینی توصیه می شود. از مجموعه کتب منتشر شده ی شهید آوینی پنج کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب»، «آغازی بر یک پایان»، «حلزون های خانه به دوش»، «رستاخیز جان» و «فردایی دیگر» با همین ترتیب و توالی توصیه می شود. چند سالی است نشر واحه ناشر اختصاصی آثار این شهید بزرگوار است.
¤همچنین سه جلد «سیر تفکر معاصر» اثر مرحوم دکتر محمد مددپود در ادامه ی آثار فوق پرفایده خواهد بود. مجموعه آثار استاد مددپور توسط پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی در انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

¤در حوزه ی فهم ابعاد سیاسی و تمدنی انقلاب به عنوان احیای تفکر اسلامی بی شک باید خوشه چین اندیشه ی استاد مطهری باشیم. از آنجا که شاید مخاطبان به دنبال معرفی کتاب های مرتبط با این عنوان باشند، برخی از عناوین مهمتر را معرفی می کنیم:
~ حوزه مطالعات اجتماعی و تربیتی: تکامل اجتماعى انسان، نبرد حقّ و باطل، آزادى های معنوى، تعلیم و تربیت در اسلام، انسان کامل،نظام حقوق زن در اسلام، مسأله حجاب.
~حوزه ی مطالعات سیاسی و تاریخی: اسلام و نیازهاى زمان، احیاى تفکر اسلامى، جهاد، قیام و انقلاب مهدى‏علیه السلام، پیرامون جمهورى اسلامى، پیرامون انقلاب اسلامی، نهضتهاى اسلامى در صد ساله اخیر، خدمات متقابل اسلام و ایران

¤ همچنین در میان برخی صاحب نظران امروز انقلاب اسلامی توجه به آثار برخی ضروری است. از آنرو که آنها در مرزهای گفتمان انقلاب اسلامی هستند و قلم و بیان ایشان ناظر به مسائل انقلاب اسلامی گشایش دهنده ی فکر و ذهن است؛ در این میان از مجموعه آثار دکتر حسین کچویان کتابهای هویت ما(انتشارات کتاب فردا)، تجددشناسی و غرب‌شناسی(انتشارات امیرکبیر)،  کند و کاو در ماهیت معمایی ایران(بوستان کتاب قم) و انقلاب اسلامی ایران و انفتاح تاریخ(سوره مهر) همچنین از حجت الاسلام حمید پارسانیا کتاب های حدیث پیمانه و انواع و ادوار روشنفکری با نگاه به روشنفکری حوزوی (انتشارات کتاب فردا) توصیه می شود.
 ·  Translate
289
22
‫شیخ مجید‬‎'s profile photo‫محمد دهداری‬‎'s profile photoZahra torabi's profile photoSaeed Mohamadi's profile photo
22 comments
 
http://amarmobarakeh.salehin.ir/
لطفاً دوستان به سایت ما سر بزنید
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
همایش ملی ظرفیت های فرهنگی و تمدنی اربعين
چهارشنبه 20 آبان از ساعت 8:30 صبح
با سخنرانی:
آیت الله حایری شیرازی
استاد رحیم پور ازغدی
دکتر حسین کچویان
آیت الله اراکی
دکتر شجاعی زند
حجج اسلام دکتر رهدار، دکتر پیروزمند و...

و رونمایی از کتاب "مدنیت، عقلانيت، معنویت، در بستر اریعین"
تالار سوره حوزه هنری
انتهای خیابان سمیه. نرسیده به حافظ
#حوزه_هنری #سوره_مهر
 ·  Translate
329
10
Ali Salem's profile photoAnni Rivards's profile photom vatan's profile photo‫احسان ایرانی‬‎'s profile photo
17 comments
 
+m vatan
برو کشکتو بساب
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
سروده ی این حقیر برای حادثه های دلخراش حج :

خون می چکید از سر و از روی حاجیان
آتش گرفت طره ی گیسوی حاجيان
در مسجد الحرام زمان طواف یار
آهن شکافت گوشه ی ابروی حاجیان
آل یهود هم به تلافی روضه ها
بستند راه های حرم روی حاجیان
مردی روان شده پی بانوی گمشده
طفلی تلف شده سر زانوی حاجیان
گویی بجای رجم شیاطین انس و جن
شیطان کشیده خنجر خود سوی حاجيان
فرجام کار گردن آل سعود را
خواهد شکاند قدرت بازوی حاجيان
جای سپاه ابرهه در مکه باز هم
خواهد نشست ذکر و هیاهوی حاجیان

#حج #منا #مرگ_بر_آل_سعود #شعر
.
متن های اینستاگرام و یادداشت ها در کانال تلگرام @yaminpour در دسترس است.

https://telegram.me/yaminpour
 ·  Translate
316
6
mohsen ch's profile photoahmad abdollahi's profile photoMehdi Jalali's profile photoAnni Rivards's profile photo
27 comments
 
لااله الا الله
حرف ک برای خدا باشد بر دل مینشیند
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
میلاد حضرت خورشید مبارک باد

شکسته بسته ی این حقیر برای مولای مان حضرت رضا علیه السلام :

شود که فهم مرا یار فتح باب(1) کند
و با لذیذ مناجات(2) مستجاب کند
سروده ام غزلی را که وقت اذن دخول
فرشته(3) را به پذیرفتنم مجاب کند
نگاه کن و در آتش بزن وجود مرا
چنانکه پنجره فولاد را مذاب کند
چنانکه چشم تو با دعبل خزاعی کرد
چنانکه با دل دیوانه ماهتاب کند(4)
ز ملک تا ملکوتم حجاب بردارد
ز جام باده ی گلگون مرا خراب کند(5)

1 و 2. و فتحت باب فهمی بلذیذ مناجاتهم
3. و الملایکه الموکلین بهذه البقعه
4. دیوانه اگر به ماه کامل نگاه کند مجنون تر می شود.
5. این دو مصرع از حافظ استفاده شده است

...
*یک روز صبح بعد از نماز صبح این چند بیت را نوشتم و از حضرت رضا علیه السلام درخواست هدیه کردم. کمی بعد تماس گرفتند و گفتند بیاید برویم دیدار رهبر معظم انقلاب. ما هم رفتیم و شعر را دادم که تقدیم شان کنند. اهل معنا می گویند رابطه ویژه ای بین حضرت رضا علیه السلام و آقا وجود دارد.*
 ·  Translate
664
19
Masoumeh Jafari's profile photo‫تازه به دوران رسیده‬‎'s profile photo‫عباسي فر حسين (بین الحرمین)‬‎'s profile photoAh F's profile photo
40 comments
Ah F
+
1
2
1
 
سلام خیلی مطالبت زیباست .
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
پدیدارشناسی اینستاگرام
چندی پیش نگاتیو کالای گران و خاص بود که نه ارزان بدست می آمد و نه ارزان مصرف می شد. محدودیت داشتن نگاتیو، عکاسی را به هنر تبدیل کرده بود. چشم عکاسان باید سوژه و قاب را با وسواس می جست و انتخاب می کرد. بنابراین هر چیزی شانس آنرا نمی یافت که به «عکس» تبدیل شود. بنابراین عکس امری همه جایی و همگانی نبود و کم و بیش به بخشی از حوزه ی فاخر مصرف فرهنگی مربوط می شد. حتی آنهنگام که بنابود یادگارهایی از اشخاص بر روی دیوار یا طاقچه قرار بگیرد، آیینی از آماده سازی و ژست های تعریف شده طی می شد؛ چون احتمال تکرار و تعدد آن آسان نبود.
با دیجیتال شدن عکاسی، تولید و مصرف عکس آنچنان آسان و هرجایی شد که به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. گوشی های تلفن همراه و نرم افزارهای موبایلی جزءجزء زندگی را قاب بندی می کنند و به اشتراک می گذارند. به نوعی عکس به زبان بی زبان گفتگو و تعاملات میان فردی بدل شده و جای متن و مفهوم را گرفته است. زندگی انباشته از عکس و تصویر چگونه باید ادراک شود؟ در این میان «اینستاگرام» با جذابیت رو به تزاید خود، تصویری جدید از دنیایی است که زندگی به روایت عکس را در خود جای داده است. اما رمز و راز این جاذبه چیست:

۱٫ عکس سلفی، فردگرایی سوبژکتیویستی؛
تفاوت رمان جدید با قصه های گلستان سعدی یا کلیله و دمنه چیست؟ ایران علیرغم اینکه سرزمین ادبیات و قلم بوده است اما هیچگاه اثری شبیه به «رمان» را در میراث ادبی خود ندارد. پرداختن به جزییات احوال و اقوال و بازگویی اغراق آمیز ابعاد زندگی دنیوی در سنت ادبی و هنری ما امری نامطلوب بوده است. فرهنگ و ادبیات انسان مدار مدرن در گفتن و به تصویر کشیدن جزییات نفسانی مبالغه می کند و این نشانی از «سوبژکتیویته» رخنه کرده در وجود انسان مدرن است. وقتی دوربین ها به سمت فاعل عکاسی برمی گردد و خود را سوژه می کند(سلفی) در واقع گویی حیث وجودی خویش را برتر از همه ی جهان پیرامون خود درک می کند. عکس سلفی، آوردن «خود» از حاشیه است به کانون توجه؛ هم توجه خود و هم دیگران. فرد منتشر در تاریخ امروز ما هرقدر بیشتر بی مایه می شود بیشتر «خود» را به رخ می کشد. یکی از تجلیات این فردگرایی سوبژکتیویستی در «خود نمایی اجتماعی» و«تن نمایی» است. صفحه ی شخصی فرد منتشر در اینستاگرام در عین حال که پرده برداری تصویری از ابعاد متکثر و پاره پاره ی ذهن اوست، بیرون آوردن هرکس از بعد مخفی و باطنی وجودش به عالم تظاهر و ابراز است. ممکن است در گرایش های مدرن مطالعات روانشناختی، این به اتفاق عنوان رهاشدن افراد از «درون گرایی» یا «خودسانسوری» اطلاق شود، و این هم دقیقاً مرحله ای از اخلاق فردگرایانه ی اومانیستی است.

۲٫ حجاب نمایشی و کشف حجاب تدریجی؛
در این میان حضور تصویری عفیفانه ی زنان و دختران در اینستاگرام مساله ی متناقض نمای دیگری است. آنها هم خود را می پوشانند و هم به رخ می کشند. نمایش شیوه ی پوشش نوعی ابزار ابراز هویت است. از طرفی باید پوشش و حیا و عفاف به عنوان یک هویت به چشم آید و چشم پرکن باشد و از طرفی باید مصداق عفاف و حجاب باشد و این همان پارادوکس تصویری شدن زنان محجبه است. وسوسه ی «خودنمایی» اینستاگرام ابتدا زنان مومنه را در «لانگ شات» قرار می دهد و آرام آرام به چشم بیننده نزدیک می کند. خاصیت جلوه فروشی اینستاگرام بتدریج بر دختران غلبه می کند و کشف حجابی تدریجی رخ می دهد چراکه اساساً اینستاگرام دنیای جلوه فروشی و اشتراک گذاری همه ی ابعاد یک زندگی هرجایی و دم دستی است؛ قرار دادن همه ی پستو در ویترین؛ حتی اگر شهروند این شهر رویایی بخواهد از معنوی ترین حالات خود تصویرسازی کند درواقع چه اتفاقی می افتد؟ به نمایش گذاشتن نفسانی احوالی که نمایشی نیست. چیزی مانند «تظاهر به اخلاص» یا «نمایش عفاف»!

۳٫ لذت ابراز عقیده در جنگ گفتمان ها؛
بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی شیفته ی امکان بلند بلند گفتن باورمندی های خود هستند. در دنیایی که وجه بارزش تکثر گفتمان هاست، اینستاگرام مانند این است که در میان همهمه ها و شلوغی های خیابان یک تابلو بلند کرده باشی تا توجه دیگران را به یک شعار جلب کنی. افشاکردن دائمی باورمندی ها و به خصوص قرارگرفتن در حلقه ای از تاییدها یا طردها، به یک لشکرکشی مجازی می ماند. بخشی از لذت بودن در این دنیای ظاهراً مجازی، به امکان برهنه کردن ذهن نه چندان استاندارد در برابر چشم های دیگران است.

۴٫ پارادوکس آزادی و خشونت؛
حضور فالوورها به مثابه تماشاگرانی که برای یک سخنران کف می زنند، واجد وجه محدود کنندگی هم هست. هر ابراز عقیده ای با تایید، رد یا «نفهمیدن» مواجه می شود. در غالب اوقات احساس آزادی ناشی از بلند بلند گفتن باورمندی ها، با تلخی ناشی از «نفهمیدن» یا طرد درهم می آمیزد. از آنجاکه اینستاگرام واجد وجه بصری بیشتری است، برای شخصیت های سمعی محدود کنندگی بیشتری دارد. آنها که بدنبال انتقال مفاهیم از طریق مفاهیم هستند، در اینستاگرام غالباً مغبون اند؛ اما حتی سرخوردگی ناشی از طرد یا نفهمیدن، با امکان لذت بخش دیگری ترمیم می شود. اینستاگرام هم مانند اغلب شبکه های اجتماعی قدرت محوکنندگی و حیات بخشی را به شهرندان خود می دهد. اوج خشونت در این دنیا، با «بلاک کردن» به مثابه دستور معدوم کردن همراه است؛ مانند قیصر روم که انگشت شست خود را برای اعطای حیات یا گرفتن جان گلادیاتورها حرکت می دهد. از طرفی آرام آرام احساس آزادی در بیان یله و بی حد و حصر باورمندی ها با وحشت ناشی از تفتیش عقاید شهروندان دیگر مواجه می شود. ذهن آزاد بتدریج می آموزد که برای کمتر طرد شدن و امکان کنترل واکنش ها به استانداردسازی و تراشیدن حرف ها دست بزند و اینچنین است که احساس رها بودن فرو می نشیند.
نتیجه:
توجه داشته باشیم که پدیدارشناسی در اینجا به معنای توجه به اقتضائات پدیده ها و جنبه های قدرتمند درونی آنهاست و نه انکار تمامیت اراده و اختیار انسان؛ این تحذیر از آن باب بود که در ورطه ی دترمینیسم(جبرگرایی) تکنولوژی نغلطیم و تمام پدیده های اخلاقی، اجتماعی و روانشناختی را معلول یک امر تکنیکی ندانیم. ولی تاملات پدیدار شناسانه ساده لوحی ابزارانگارانه را هم نفی می کند. هستند بسیاری که تفاوتی در انواع رسانه ها و تکنولوژی های ارتباطی نمی بینند و تصور می کنند می توانند براحتی آنها را در اختیار بگیرند و به انقیاد خود درآورند و در امان بمانند. به طور مثال هستند کسانی که با مقاومت فرهنگی بخواهند بر اقتضائات سوبژکتیویستی و عریان کننده ی اینستاگرام غلبه کنند؛ و این خود جالب خواهد بود که منتظر نتیجه ی این تنازع باشیم. مهمترین نکته برای غلبه بر این اقتضائات، خودآگاهی به ماهیت و کارکرد این نرم افزار و تغییر شیوه ی بودن در آن فضاست. به تعبیری هرکس شهروند مطیعی برای این عالم تکنیکی باشد به اقتضائات آن تن در داده؛ بنابراین شوریدن بر این اقتضائات، زمینه ی در امان ماندن و کمتر لطمه دیدن است.

 ·  Translate
524
37
Neda Imani's profile photo‫ع جلال‬‎'s profile photojavad yazdi's profile photoAnni Rivards's profile photo
43 comments
 
آنچه این روزها بسیار دل آزار شده است اتفاقی است که از انقلاب صنعتی رخ داد و امروز به اوج خود رسیده است... تن وارگی... همه من آنچیزی است که تنم است نه چیزی بیشتر... و این افتخار است...
 ·  Translate
Add a comment...

vahid y

Shared publicly  - 
 
جالب: "دلواپسی" مفهومی هایدگری ست!

هایدگر نسبت هر روزی ما با جهان را "اهتمام" می نامد. یعنی راه هایی که ما از آن راهها با محیطمان نسبت برقرار می کنیم. بر اساس "اهتمام" ، اشیاء معنا می یابند و به جهان انسان وارد می شوند. انسان های دیگر شیء نیستند بلکه "هم-دازاین" (co-dasein) اند. هایدگر شکل اهتمام به یک انسان را "دلواپسی" solicitude می نامد. دلواپسی یعنی به انسان ها کمک کنیم به آزادى و امکان های خویشتن برسند.
جان مک کواری. حنایی کاشانی. نشر هرمس
پ ن: عقبه تءوریک یعنی! :-) #هایدگر #دلواپسی #فلسفه
این پست سیاسی نیست. طنز است!
 ·  Translate
338
3
Zahra Majd's profile photohasan abade's profile photoM میلاد‎'s profile photo‫ع جلال‬‎'s profile photo
25 comments
 
سلام آقا میلاد ـ بنظرم رهبرتمام دلواپسی ها را به تنهایی تحمل میکنه و چیزی نمیگن ـ بنده خدا دلش خونه
 ·  Translate
Add a comment...
People
Have them in circles
45,594 people
李雾彤's profile photo
‫احمد المشلاوي‬‎'s profile photo
Lexi Lexi's profile photo
fateme paghaleh.nejad (arezoo)'s profile photo
barham omer's profile photo
Saeed Hassanzade's profile photo
M. Fr.'s profile photo
adham lavasani's profile photo
‫في العرب‬‎'s profile photo
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Previously
تهران
Story
Introduction
وحید یامین پور