Profile

Cover photo
mohammad reza “BEN” Amini
Attends دانشگاه پیام نور اراک
Lives in ARAK
168 followers|11,066 views
AboutPostsPhotosVideos

Stream

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
 
حتما ببینید
2
Add a comment...

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
 
این عکس اراک 
16/9 هستش میزان الودگیرو ببینید لذت ببرید که ما چی تنفس میکنیم
 ·  Translate
3
2
امیر ش's profile photo
 
مال چه روزیه؟؟؟:(( چطوری زنده موندیم
 ·  Translate
Add a comment...

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
 
 
خدای من ، چرا این مردم فقط تقاضای حداقل امکانات زندگی رو دارن؟
کاش موشک های دوربرد و میانبرد میخواستن
کاش موشکهای فجر 5 ، میخواستن
کاش پهپاد میخواستن ،
کاش نیروگاه هسته ای و انرژی  هسته ای میخواستن
کاهش یه چند تا مصلا و مسجد و حوزه علمیه میخواستن
و ..........
که رهبر به یه چشم بر هم زدن براشون فراهم کنه ، اخه امکانات اولیه زندگی هم شد تقاضا

.
 ·  Translate
1
Add a comment...

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
 
 地我爱我 的父亲 这里我 爱我 的父亲 我在这里
.
.
.
.
.
.
.
نصیحت جنتی به سازنده دیوار چین
1
1
Add a comment...

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
 
 
عکسی که جهان را تکان داد.... گلوله اسرائیل کثیف در بدن کودکی در شکم مادر... share کنید تا يه لعنتي برا اسرائيل باشه
 ·  Translate
1
Add a comment...
Have him in circles
168 people
Harold riess's profile photo
Davood Ahmadi's profile photo
Benton Fraser's profile photo

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
 
امیدوارم شما هنوز هم وقت برای دویدن زیر باران داشته باشید
A little girl had been shopping with her Mom in Wal-Mart. She must
have been 6 years old, this beautiful red haired, freckle faced image
of innocence.
دختر کوچکی با مادرش در وال مارت مشغول خرید بودند. دخترک حدوداً شش ساله
بود. موی قرمز زیبائی داشت و کک و مک های صورتش حالت بیگناهی به او می
داد

It was pouring outside. The kind of rain that gushes over the top of
rain gutters, so much in a hurry to hit the earth it has no time to
flow down the spout.. We all stood there, under the awning, just
inside the door of the Wal-Mart.
در بیرون باران بسختی می بارید. از آن بارانهایی که جوی ها را لبریز می
کرد و آنقدر شدید بود که حتی وقت برای جاری شدن نمی داد. ما همگی در آنجا
ایستاده بودیم. همه پشت درهای وال مارت جمع شده بودیم و حیرت زده به
باران نگاه می کردیم

We waited, some patiently, others irritated because nature messed up
their hurried day.
ما منتظر شدیم، بعضی ها با حوصله، و سایرین دلخور، زیرا طبیعت برنامه
کاری آنها را به هم زده بود
I am always mesmerized by rainfall. I got lost in the sound and sight
of the heavens washing away the dirt and dust of the world. Memories
of running, splashing so carefree as a child came pouring in as a
welcome reprieve from the worries of my da
باران همیشه مرا سحر می کند. من در صدای باران گم شدم. باران بهشتی گرد و
غبار را از دنیا می زدود و پاک می کرد. خاطرات بارش، و چلپ چلپ کردن
بیخیال در باران در دوران کودکی به اندرون من سرریز شد و به تکرار آن
خاطرات خوشامد گفتم

Her little voice was so sweet as it broke the hypnotic trance we were
all caught in, 'Mom let's run through the rain,'
صدای کم سن و سال و شیرین دخترک آن حالت افسون زدگی که ما را در بر گرفته
بود در هم شکست. گفت: مامان، بیا زیر بارون بدویم

she said.
'What?' Mom asked.
مادر گفت:
چه؟

'Let's run through the rain!' She repeated.
دخترک تکرار کرد: بیا زیر بارون بدویم

'No, honey. We'll wait until it slows down a bit,' Mom replied.
مادر جواب داد: نه عزیزم. ما صبر می کنیم تا بارون آهسته بشه

This young child waited a minute and repeated: 'Mom, let's run through
the rain..'
دختربچه لحظه ای صبر کرد و تکرار کنان گفت: مامان، بیا از زیر بارون رد بشیم

'We'll get soaked if we do,' Mom said.
مادر گفت: اگر برویم خیس خواهیم شد

'No, we won't, Mom. That's not what you said this morning,' the young
girl said as she tugged at her Mom's sleevs
دخترک درحالیکه آستین مادرش را می کشید گفت: این اون چیزی نیست که امروز
صبح می گفتی

'This morning? When did I say we could run through the rain and not get wet?'
امروز صبح؟ من کی گفتم که اگر زیر بارون بدویم خیس نمیشیم؟

'Don't you remember? When you were talking to Daddy about his cancer,
you said, ' If God can get us through this, He can get us through
anything! ' '
یادت نمیاد؟ وقتی داشتی با پدر در مورد سرطانش حرف می زدی. تو گفتی، اگر
خدا می تونه ما رو از این مخمصه نجات بده، پس در هر حالت دیگه ای هم ما
رو نجات خواهد داد

The entire crowd stopped dead silent.. I swear you couldn't hear
anything but the rain.. We all stood silently. No one left. Mom paused
and thought for a moment about what she would say.
تمامی حاضرین سکوت اختیار کردند. غیر از صدای باران چیزی شنیده نمیشد.
هیچکس آنجا را ترک نکرد. مادر لحظاتی درنگ کرد و به تفکر پرداخت. باید چه
بگوید؟
Now some would laugh it off and scold her for being silly. Some might
even ignore what was said. But this was a moment of affirmation in a
young child's life. A time when innocent trust can be nurtured so that
it will bloom into faith.
ممکن بود یک نفر او را بخاطر احمق بودن مسخره کند و بعضی ها ممکن بود به
آنچه او گفته بود بی تفاوت بمانند. اما این لحظه ای تثبیت کننده درزندگی
این دختر بچه بود. لحظه ای که باوری سالم می توانست به ایمانی محکم تبدیل
شود

'Honey, you are absolutely right. Let's run through the rain. If GOD
lets us get wet, well maybe we just need washing,' Mom said.
مادر گفت:
عزیزم، تو کاملاً درست می گوئی. بیا زیر باران بدویم. اگر خداوند اجازه
بده که ما خیس بشویم، خب، شاید به یک شستشو احتیاج داشتیم

Then off they ran. We all stood watching, smiling and laughing as they
darted past the cars and yes, through the puddles. They got soaked.
و سپس آن دو دویدند. ما همه ایستادیم و درحالیکه آنها از کنار اتومبیلها
می گذشتند تا به ماشین خود برسند و از روی جوی های آب می پریدند نظاره می
کردیم. آنها خیس شدند

They were followed by a few who screamed and laughed like children all
the way to their cars. And yes, I did.
I ran. I got wet. I needed washing
آن دو مانند بچه ها جیغ می زدند و می خندیدند و بطرف اتومبیل خود می رفتند.
و بله، منم همین کار رو کردم. خیس شدم. منم نیازبه شستشو داشتم.

Circumstances or people can take away your material possessions, they
can take away your money, and they can take away your health. But no
one can ever take away your precious memories...So, don't forget to
make time and take the opportunities to make memories every day.
شرایط یا مردم می توانند آنچه به شما تعلق دارد را از شما بگیرند، می
توانند پول شما، و سلامتی شما را از شما بدزدند. اما هیچکس قادر نیست
خاطرات طلائی شما را بدزدد.... پس، فراموش نکنید که وقت بگذارید و از این
فرصت های هر روزه خاطراتی شیرین بسازید
To everything there is a season and a time to every purpose under heaven.
برای هر چیزی زمانی هست و برای هر منظوری هم زمانی معین شده است

I HOPE YOU STILL TAKE THE TIME TO RUN THROUGH THE RAIN.
امیدوارم شما هنوز هم وقت برای دویدن زیر باران داشته باشید

They say it takes a minute to find a special person, an hour to
appreciate them, a day to love them, but then an entire life to forget
them
می گویند برای یافتن یک شخص بخصوص فقط یک دقیقه، و برای یافتن ارزش او یک
ساعت، و برای دوست داشتن آنها یک روز، و برای فراموش کردن آنها تمامی عمر
لازم است
 ·  Translate
1
Add a comment...

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
 
 

                    World’s largest 3D street Painting

Reebok has partnered with CrossFit, a developer of multifunctional fitness programs to set a new Guinness World Record by creating the biggest 3D painting in the world. To do it, street artists ‘3D Joe & Max’ have turned part of London’s Canary Wharf quayside into the longest and largest 3D artwork.
British artist Joe Hill's made 106.5m long painting .
YouTube : 3D painting arounds the world
1
Add a comment...

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
 
 

SISTERS are different flowers from the same garden. Share if you love your sister.
.
1
Add a comment...

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
 
+ if U agree
1
Add a comment...

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
 
 
آرزو ...
2
1
Add a comment...

mohammad reza Amini

Shared publicly  - 
1
Add a comment...
People
Have him in circles
168 people
Harold riess's profile photo
Davood Ahmadi's profile photo
Benton Fraser's profile photo
Education
  • دانشگاه پیام نور اراک
    2008 - present
Basic Information
Gender
Male
Birthday
August 21
Story
Tagline
یا به اندازه آرزویت تلاش کن یا به اندازه تلاشت آرزو کن
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
ARAK
Previously
iran