Profile cover photo
Profile photo
Aghalliat Site
13 followers
13 followers
About
Communities and Collections
View all
Posts

Post has attachment
میان تصاویر رسمی جلف
ما چند شکلک محترم بودیم
با چند رکابی بی‌رنگ
و دو دایرۀ قهوه‌ای روی سینه‌های‌مان خشکیده بود
ما چند شکلک آوانگارد بی‌شناسنامه بودیم که بچه‌ها در اردوهای تابستانی
شعاع خورشید را با خودکار قرمز دور پستان‌های خاموش ما می‌کشیدند
ما هنوز هم یک گروه لعنتی هستیم
و خدا از تجسم ما می‌ترسد
این‌که هوس کنیم مثل عکس‌های روی اسکناس برایش سبیل بگذاریم
عینک بگذاریم
برایش ماتیک بزنیم
گوشواره بگذاریم
و بعد رهایش کنیم میان دو دنیا
میان دو جنس مخالف
من و تو یک تیره‌ی کمیاب از درختان دوجنسی هستیم
از خودمان بار می‌گیریم
از خودمان الگو می‌گیریم
از خودمان ایراد می‌گیریم
ما هم‌زمان در یک تابلو
هم عاشق چشم‌های روشن مریمیم
هم عاشق استخوان ترقوه‌ی عیسا
هم عاشق گل‌های آفتابگردان
هم عاشق مونالیزا...

🔺 بخشی از #شعر «گالری» از مجموعه شعر #ریزوم اثر #هوشنگ_ملکی

📥 دانلود فایل PDF کتاب از سایت ادبیات اقلیت: 👇🏼

https://goo.gl/8FfXQK
Add a comment...

Post has attachment
#گزارش / دبیرخانۀ #جایزه_ادبیات_اقلیت:

🔻مطابق اعلام قبلی و هم‌زمان با #روز_جهانی_مبارزه_با_کار_کودکان نتایج نهایی و بیانیۀ اختتامیۀ نخستین دورۀ #جشنواره_داستان_پانزده_کلمه ای با موضوع #کودکان_کار، به این شرح اعلام می‌شود:
🔻 ده برگزیدۀ نهایی بخش اصلی جشنواره، به انتخاب هیئت داوران، آقایان محمدجواد جزینی، ابوتراب خسروی و محمدرضا یوسفی (به ترتیب حروف الفبا) عبارت‌اند از:

....


🔻گزارش کامل و اطلاعات بیشتر را اینجا بخوانید:
https://goo.gl/HlGHLd
Add a comment...

Post has attachment
🔅۳۱۰ اثر برگزیدۀ مرحلۀ نخست جشنوارۀ داستان پانزده‌کلمه‌ای کودکان کار🔅

🔻 پس از پایان مهلت ارسال آثار به جشنواره در بیستم فروردین ۱۳۹۶ و پس از پایان مهلتی دو روزه برای رسیدگی به مشکلات احتمالی شرکت‌کنندگان در روند ارسال آثار و ثبت آن‌ها در دبیرخانه، بلافاصله کارِ کدگذاری ۱۸۴۳ اثر از ۴۸۶ نویسنده آغاز شد و این آثار، با حذف نام و مشخصات نویسندگان آن‌ها، و با تأیید هیئت داوران، در اختیار داوران مرحلۀ نخست جشنواره قرار گرفت و پس از تجمیع آرای این داوران، ۳۱۰ اثر از ۲۱۶ نویسنده به عنوان برگزیدگان مرحلۀ نخست جشنواره انتخاب شدند که اسامی این نویسندگان و تعداد داستان‌های برگزیدۀ آنان در پایان این گزارش درج شده است.

🔻این آثار برای داوری نهایی، در اختیار هیئت داوران جشنواره (محمدجواد جزینی، ابوتراب خسروی و محمدرضا یوسفی) قرار گرفته است و اسامی ده نویسندۀ برگزیدۀ نهایی جشنواره در نیمۀ دوم خرداد ماه و هم‌زمان با روز جهانی مبارزه با کار کودکان اعلام خواهد شد و لوح تقدیر و جایزۀ مالی به آنان تعلق خواهد گرفت.

🔻داوری بخش ویژۀ کودک و نوجوان این جشنواره (ویژۀ شرکت‌کنندگان کودک و نوجوان) که با حمایت دو مجلۀ باغ و سلام‌بچه‌ها برگزار می‌شود، در یک مرحله انجام خواهد شد و شرکت‌کنندگانِ کودک و نوجوانِ برگزیدۀ این بخش، هم‌زمان با اعلام نتایج مرحلۀ نهایی بخش اصلی جشنواره، معرفی خواهند شد و جوایز ویژۀ این دو مجله به آنان تعلق خواهد گرفت.

🔻مراحل اولیۀ آماده‌سازی کتاب جشنوارۀ داستان پانزده‌کلمه‌ای کودکان کار، آغاز شده است و تمامی داستانک‌های برگزیده در مرحلۀ نخست جشنواره و همچنین یک داستانک از همۀ دیگر شرکت‌کنندگان در جشنواره (داستانی که بیشترین رأی داروان را در مرحلۀ نخست به دست آورده باشد) به علاوۀ گزیده‌ای از یادداشت‌های ارسالی شرکت‌کنندگان در این کتاب منتشر خواهد شد.

🔅متن کامل گزارش و اسامی برگزیدگان در سایت ادبیات اقلیت: 👇🏼
https://goo.gl/ONzKZn
Add a comment...

Post has attachment
🔻شرکت 1843 اثر در نخستین دورۀ جایزۀ ادبیات اقلیت🔻

🔸با پایان مهلت ارسال آثار به نخستین دورۀ جایزۀ ادبیات اقلیت (#جشنواره_داستان_پانزده‌_کلمه‌ ای با موضوع کودکان کار)، داوری مرحلۀ اول این جشنواره با ارسال آثار برای داوران این مرحله آغاز خواهد شد.
🔸تعداد کل آثار 1843 اثر و تعداد شرکت‌کنندگان 486 نفر است.
🔸تعداد کل فرم‌های ارسالی به دبیرخانۀ جشنواره، 507 فرم است که 21 فرم به علت ارسال فرم جدید از یک شرکت‌کننده، حذف شده است.
🔸شرکت‌کنندگان از ۱۱۸ شهر و روستای ایران حضور داشته‌اند و چهار شرکت‌کننده نیز از کشورهای اتریش، امارات متحدۀ عربی، ترکیه و سوئد در جشنواره شرکت‌ کرده‌اند. در میان شهرهای ایران، تهران (با ۲۰۰ شرکت‌کننده) بیشترین شرکت‌کننده را داشته است و پس از آن، شهرهای قم (۳۰ شرکت‌کننده)، اصفهان (۲۵ شرکت‌کننده)، مشهد (۲۰ شرکت‌کننده)، کرج (۱۴ شرکت‌کننده)، شیراز (۱۰ شرکت‌کننده)، رشت (۸ شرکت‌کننده) و همدان (۷ شرکت‌کننده) در رتبه‌های بعدی قرار دارند.
🔸نتایج مرحلۀ اول جشنواره در نیمۀ دوم اردیبهشت 96 اعلام و داستان‌های برگزیده در این مرحله معرفی خواهند شد. پس از آن، آثار برگزیده برای داوری نهایی در اختیار داوران قرار خواهد گرفت و نتایج نهایی در خرداد ماه و همزمان با روز جهانی مبارزه با کار کودکان اعلام خواهد شد.
🔻متن کامل این گزارش را در سایت ادبیات اقلیت بخوانید: 👇🏼
🔺https://goo.gl/EJeiUJ
Photo
Add a comment...

Post has attachment
فهمیدن یک چیز یعنی فهمیدن مکان‌نگاری آن. یعنی دانستن راه تهیۀ نقشه‌ای از آن. و دانستن راه گم کردن آن.
Add a comment...

Post has attachment
و چشم‌هایم را که روی هم گذاشتم آب بالا آمده بود و پاهایم را شسته بود و احتمالاً با خود برده بود و هر چه می‌گشتم راهی برای برگشتن پیدا نمی‌کردم و تا به حال با چشم باز زیر آب را ندیده بود که چه تیره است و دانه‌های ریز کوچکی مثل غبارهایی که سر و کله‌شان فقط توی نور آفتابِ خزیده توی اتاق پیدا می‌شود، همه جا پخش بودند و چیزی نزدیک می‌آمد که دیده نمی‌شد.
Add a comment...

Post has attachment
کارگاه شعر سایت «ادبیات اقلیت» جایی است برای انتشار آن دست از آثاری که پدیدآورندگان آن‌ها تمایل دارند دربارۀ کار آن‌ها گفت‌وگو شود. آثار خود را برای ما بفرستید و با شرکت در گفت‌وگوها بر غنای این کارگاه بیفزایید.
Add a comment...

Post has attachment
▫️مهدی یوسفی: از نظر من به طور کلی رمان فارسی فلج است. من هر رمان فارسی که می‌خوانم، از جمله بی‌نازنین، می‌گویم، چرا شخصیّت‌ها اینقدر شبیه هم هستند! من اصلاً تنوع به معنی شخصیّت‌سازی را در رمان فارسی نمی‌بینم. برای همین هم نمی‌گویم که فقط ضعف این مربوط به اثر است. این سنّت ادبی ماست.
▫️لیلا صادقی: چهار مسئله‌ی رمان این‌ها هستند: عنوان رمان، هدف‌محور بودن، فاش شدن تکثرِ شخصیّت‌ها و خطی بودن رمان. این نکات باعث می‌شود بگوییم که این رمان از امکانات متنی که در اختیار دارد استفاده نکرده و مانند یک داستان کلاسیک ولی با ابزار نو که همان ایمیل است، با یک ساختار کلاسیک نوشته شده است. آن هم نه از جنس یک رمان کلاسیک که به روانشناسی شخصیت افراد و پیچیدگی‌ها و ریشه‌ی معضلات اجتماعی بخواهد بپردازد. صرفاً حرّافی دو تا آدم را برای مخاطب تا زمانی که یک بازی بخورد، روایت می‌کند.
Add a comment...

Post has attachment
▫️برشی از داستان:
وقتی بهرام شهید شد، به شهرام گفت برو اسم بنویس. بابام با دوتایی‌شون دعوا کرد و گفت یکی بسه، اما مامان دس‌بردار نبود، شهرام هم از خداش بود، همیشه دو تا پنجه‌شو پس کله‌م می‌گذاشت و می‌گفت دستا بالا. هواپیماها که اومدن، مدرسه‌ها تعطیل شد. مامان و شهرام رفتن چادر سر کوچه. گفتن شناسنامه‌ش کمه باید بمونه تا عید نوروز یا سیزده‌بدر، اما دو هفته بعد وقتی از مدرسه برگشتم، رفته بود، نمی‌دونم چطوری. مامان چیزی نگفت اما گفت کاشکی تو هم پسر بودی. من می‌ترسیدم. روشو طرف آسمون می‌گرفت و می‌گفت خدایا چه می‌شد یه پسر دیگه بم می‌دادی. اون شب من و مامان تنها توی خونه بودیم، بابام نیومد، وقتی فهمید شهرام رفته که دیگه اصلن نیومد. مامانو سفت توی بغل گرفتم و گفتم دس‌شو دور کمرم بیندازه. گفت نمی‌تونه چون خوابش نمی‌بره. می‌ترسیدم، پرسید تو دُختل منی یا بابا؟ بعد گفت آگه دُختل منی نباید بترسی. یعنی بابا مثل من می‌ترسه. اگر بود نمی‌ترسیدم، خواب نمی‌دیدم موهامو پسرچین کردم، عروسکم زخمی شده.
@aghalliat
متن کامل داستان را اینجا بخوانید: 👇🏽
Add a comment...

Post has attachment
ما تازه از جنگ برگشته بودیم
به کورسوراخ‌هایی که روزی خانهٔ ما بود
و فسیل عاشقی را که
قرن‌ها گریسته بود، خدا خواندیم.
پاهای آبله‌زده‌مان را در گنداب‌ها شستیم
و اینگونه پای رفتنمان دراز شد.
آن میان، کسی عاشق شد
سنگسارش کردیم
و معشوقه‌اش را وقف ملای پیر...

#شعر
#زهرا_جعفری
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded