Profile cover photo
Profile photo
Farhad JV
About
Farhad's interests
View all
Farhad's posts

Post has shared content
به دیدار اجل باشد
اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد
اگر خندان شوم گاهی...

Post has shared content
به دیدار اجل باشد
اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد
اگر خندان شوم گاهی...

Post has shared content
در میان هفت دریا تخته بندم کرده است
باز می گوید که چابک باش و دامن تر مکن
#ابیات-ادبیات

Post has shared content
برق را در خرمن مردم تماشا کرده است
آن که پندارد که حال مردم دنیا خوش است
#ابیات-ادبیات

Post has shared content
ز بحری دارم امید خلاصی
که هر موجش مزار ناخدایی است...
#ابیات-ادبیات

Post has shared content
کمند زلف بر گردن گذشتی روزی از صحرا
هنوز از دور گردن می کشد آهوی صحرایی
#صائب

Post has shared content
بهار گشت, ز خود عارفانه بیرون آی
اگر ز خود نتوانی ز خانه بیرون آی
از این قلمرو کثرت, که خاک بر سر آن
به ذوق دیدن یار یگانه بیرون آی
ز سنگ لاله برآمد ز خاک سبزه دمید
چه می شود؟ تو هم از کنج خانه بیرون آی
#صائب

روزه دارم من و افطار من از لعل لب است
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
وقت ماه رمضان زلف میفشان که فقیه
بخورد روزه خود را؛ به گمانش که شب است...
"لا ادری"

همرهان نازنینیم از سفر بازآمدند
بدگمانم تا چرا بی آن پسر بازآمدند
او مگر از نازکی آهسته تر می راند اسب؟
یا خود ایشان از رهی دیگر مگر بازآمدند؟
تو کجایی ای پسر؟ جانم برفت از انتظار...
تو نمی آیی؟ دگرها از سفر بازآمدند
دیر شد تا نامه ای از تو نیامد سوی ما
گر چه چندین قاصدان نامه بر بازآمدند
    *      *         *        *
آه از آن ساعت که همزادان او با چشم تر
بی برادر، خون چکان نزد پدر بازآمدند

"کمال الدین اسماعیل"

ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن
در برومندی ز قحط برگ و بار اندیشه کن

از نسیمی دفتر ایام برهم می‌خورد
از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن

روی در نقصان گذارد ماه چون گردد تمام
چون شود لبریز جامت، از خمار اندیشه کن...

"صائب"
Wait while more posts are being loaded