Profile

Cover photo
سیدفرید حاج سید جوادی
Attends حوزه علميه‌ قم
Lives in Qom
3,658 followers|182,941 views
AboutPostsPhotos
Collections سیدفرید is following
Work
Occupation
Study, Research
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
Qom
Previously
Tehran
Story
Introduction
اگر درخواست بازديد از لينك‌هاي به اشتراك گذاشته بنده را داريد، لطفا خودتان را معرفي كنيد. از پذيرش در خواست افرادي كه هيچ راهي براي شناخت سلايق‌شان ندارم، معذورم.
Education
  • حوزه علميه‌ قم
    1376 - present
  • دبستان زمان
    1360 - 1365
  • دبيرستان علوی
    1365 - 1372
  • دانشگاه صنعتی شريف
    1372 - 1376
Basic Information
Gender
Male

Stream

 
هاشمی، سیاست و دیگر هیچ

سپهر سیاسی ساحت کنشگری و موقعیت‌یابی عاملیت‌های سیاسی است؛ عاملیت‌هایی که شامل احزاب رسمی، گروه‌های فشار، نهادهای حاکمیتی و شخصیت‌های ذی‌نفوذ می‌شود. این عاملیت‌ها با اتکا به توانمندی‌ها، سوابق و شبکه ‌ارتباطات‌شان در وضعیت‌های گوناگون به اتخاذ موضع و کنشگری اقدام می‌کنند تا بیشترین پیشرفت را در جهت اهداف‌شان به‌دست‌آورند، اما حضور بلند مدت این کنشگران در عرصه سیاست، می‌تواند به تبعیت ایشان از مناسبات و قواعد بازی قدرت بینجامد تا آنجا که در اهداف‌شان تجدید نظر کنند و آرمان‌های‌شان را براساس اقتضائات قدرت تغییر دهند. در چنین شرایطی شخصیت‌ها و گروه‌های سیاسی بر هدف کسب حداکثر قدرت متمرکز می‌شوند و آرمان‌ها و ارزش‌های دیگر را به عنوان دستمایه‌های رقابت سیاسی لحاظ می‌کنند. در برابر برخی کنشگران عرصه سیاست حاضر می‌شوند به قیمت از دست دادن موقعیت‌های قدرت سیاسی، بر آرمان‌ها و اهداف‌شان پافشاری کنند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از کارکشته‌ترین سیاست‌پیشگان ایران به شمار می‌رود. سابقه بیش از 50 سال فعالیت سیاسی و حضور بلند مدت در بالاترین سطوح سیاست‌ورزی، برای اثبات این مدعا کافی‌است، اما فراتر از آن می‌توان مدعی شد که در مقطع پس از پیروزی انقلاب ایشان همواره بر کانون گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی تأثیرگذار بوده است. اقبال به ایشان در انتخاب آیت‌الله رفسنجانی به ریاست جمهوری در سال 68 بروز یافت. پس از آن نارضایتی مردم از سیاست‌های تعدیل اقتصادی و تک‌صدایی سیاسی، مردم را از محافظه‌کاران حامی وی به سوی اصلاح‌طلبان منتقد وی سوق داد. نارضایتی مردم از رفسنجانی، پیروزی احمدی‌نژاد در سال 1384 را در پی داشت و اقبال مجدد جامعه به هاشمی زمینه‌ساز پیروزی روحانی در سال 1392 شد. آیا این اقبال و ادبار با ثبات هاشمی رفسنجانی بر آرمان‌ها و ارزش‌هایش رخ داد، یا آنکه متأثر از جابجایی موقعیت وی در منظومه سیاسی کشور بود؟

از تقابل جبهه اصلاحات با هاشمی در انتخابات مجلس ششم تا حمایت اصلاح‌طلبان از نامزد مورد تأیید هاشمی در انتخابات ریاست‌جمهوری، چه جابجایی‌هایی رخ داده است؟ محتوای مواضع و جهت‌گیری عملکردهای رفسنجانی را در دهه 1360 همسوی با جناح چپ ارزیابی می‌شود که در دو شاخصه اقتصاد دولتی و مبارزه با استکبار و استعمار تجلی می‌یافت. اما در دهه 1370 وی بر اقتصاد بازار و تعامل با قدرت‌های بین‌المللی حمایت می‌کرد که زمینه‌ساز جدایی جناح موسوم به خط امام از ایشان شد. در دهه 1380 هاشمی در قامت سیاستمدار پشت‌پرده و بی‌توجه به افکار عمومی شناخته می‌شد ولی با روی‌کار آمدن دولت احمدی‌نژاد، هاشمی توانست اعتراضات طبقه متوسط به کشورداری دولت دهم و یازدهم را سرمایه اجتماعی خود سازد. ارزش‌هایی مانند آزادی بیان و توجه به آراء و خواسته مردم در گفتمان هاشمی ابزارهای رقابت سیاسی بودند. کسی به یاد ندارد که هاشمی در دهه‌های 60 و 70 از آزادی بیان دفاع کرده باشد و تا پیش از روی کار آمدن دولت دهم، هاشمی از سیاستمداران محافظه‌کار محسوب می‌شد. آنچه هاشمی را به تغییر گفتمان و تأکید بر حق مردم و آزادی‌بیان واداشت، مناسبات قدرت بود و نمی‌توان اثری از باورمندی وی به این ارزش‌ها در دوران حکمرانی وی مشاهد کرد. هاشمی رفسنجانی سیاست‌پیشه‌ای هوشمند بود که با توجه به سوابق و توانمندی‌هایش و برای حفظ جایگاه و موقعیت‌اش در قدرت، چرخش‌های گفتمانی متعددی را در کارنامه خود ثبت کرد. گفتمان سالیان اخیر هاشمی که در آن بر حقوق مردم، آزادی و پایان انقلابی‌گری تأکید می‌شد، نمی‌تواند گویای ارزش‌ها و اهداف وی باشد، بلکه هدف وی را باید براساس تمامی کارنامه وی شناسایی کرد.
 ·  Translate
11
1
Mohammad Kheairkhah's profile photo
2 comments
 
جالب بود
 ·  Translate
Add a comment...
 
انتخابات به مثابه امر اجتماعی

سالیان متمادی است که سیاست‌پیشگان ایرانی فقدان احزاب سیاسی توانمند را کاستی بزرگ سیاست‌ورزی قلمداد می‌کنند. تصور ایشان بر آن است که نخبگانی سیاسی در قالب احزاب می‌توانند به ساماندهی اراده‌های متفرق و پراکنده آحاد جامعه بپردازند و مطالبات و خواسته‌های مردم را با استفاده از ظرفیت‌های قانونی پاسخگو باشند.
بنابر این انگاره، رفتارهای غیرمترقبه از جنس آنچه در انتخابات سال84 بروز کرد، ناشی از فقدان احزاب و ضعف سازماندهی سیاسی جامعه بوده است؛ اما آنچه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رخ داد، می‌تواند نقض این مدعا باشد. در جامعه‌ای با ساختار حزبی ریشه‌دار که انتخاب مردم به گزینه‌های معرفی شده از سوی احزاب محدود می‌شود، نامزدی رأی می‌آورد که حتی از حمایت تشکیلات حزب خود بی‌بهره است.
این نامزد بسیاری از ارزش‌های غرب مدرن را که تابو محسوب می‌شد، به سخره می‌گیرد ولی بازهم موفق می‌شود رقیب باسابقه خود را مغلوب سازد. جماعتی از مخالفان دولت سابق این اتفاق را با نتایج انتخابات 84 مقایسه کرده‌اند تا تمسخر دولت نهم و دهم را مایه تشفی خاطرشان قرار دهند.
این دو رخداد به لحاظ برخی زمینه‌ها تشابه دارند که برای جریان روشنفکری درس عبرت محسوب می‌شود. در هر دو واقعه دولتی بر سرکار بود که مورد تحسین و حمایت روشنفکران بود.
دولت اصلاحات در ایران بیشترین همسویی را با ارزش‌های موردپسند تجددخواهان داشت و اوباما نیز به‌عنوان یک دولت دموکرات و پای‌بند به ارزش‌های بشری تحسین نخبگان فکری آمریکا را برانگیخته بود؛ اما این عوامل باعث نشدند که مردم دوکشور به تداوم سیاست‌های حاکم رأی دهند.
حمایت اوباما از کلینتون و تقابل آقای خاتمی با آقای احمدی‌نژاد نتوانست نتیجه انتخابات را رقم زند. همچنین اجماع رسانه‌ای و نخبگان سیاسی و فرهنگی و دانشگاهی نیز مانع انتخاب احمدی‌نژاد نشد.
نخبگان سیاسی و فرهنگی سال‌هاست خودشان را با این توهم که حمایت نهادهای نظامی نتایج انتخابات را به سود جریان خاصی رقم زد، سرگرم و خرسند ساخته‌اند، اما واقعیت آن است که احمدی‌نژاد و ترامپ نامزدهایی بودند که خارج از مناسبات سیاسی احزاب و سیاست‌پیشگان حرفه‌ای، خواسته‌های متن و توده جامعه را سرمایه رأی آوری خود قرار دادند.
اگر احزاب سیاسی توانمند می‌توانستند کارساز باشند نباید ترامپ در آمریکا رأی می‌آورد و اگر نهادهای نظامی می‌توانستند سرنوشت انتخابات ایران را رقم زنند، دولت روحانی بر سرکار نمی‌آمد.
امروز سیاست بیش از گذشته ماهیت اجتماعی یافته و نقش توده‌های سازمان نیافته در برابر تشکیلات و ساختارهای سیاسی رو به افزایش است. ظهور رسانه‌های اجتماعی و افول رسانه‌های جمعی به یقین سازماندهی سیاسی را نیز در جوامع دستخوش تغییر و تحول می‌سازد. قدرت رسانه‌ای که از ساختارهای شبکه‌ای رسانه‌های نوین برمی‌آید از تمرکز قدرت در احزاب و اشخاص گریزان است.
قدرت شبکه‌های اجتماعی متکی به ساختارها و تشکیلات قدرت نیستند، نگرش مردم به مسائل نیز بیش از آن که متأثر از مواضع و تحلیل‌های سیاست‌مداران باشد، برآمده از بازنمایی‌های رسانه‌های اجتماعی است.
درچنین وضعیتی موفقیت انتخاباتی وابسته به حمایت بزرگان سیاسی و تشکیلات حزبی نیست؛ نتایج انتخابات را ترکیبی از مطالبات زندگی و بازنمایی‌های رسانه‌های اجتماعی رقم می‌زنند. راز و رمز رقابت انتخاباتی با دولت مستقر، اجماع سران سیاسی نیست، بلکه درگرو آگاهی از برآیند نارسایی‌های عینی زندگی مردم با علل و عوامل پدیدآورنده آنهاست. نامزدی می‌تواند موفق باشد که شخصیت، سابقه و شعارهایش در نقطه اثر این تصویر ذهنی قرار داشته باشد.
 ·  Translate
8
1
ham avaz e toofan's profile photo
 
همچین برآیندی هست. کاریزما و وحدت نیست. ایضا صداقت خیلیا از خودی ها با تذبذب های عجیب این سالها، برا مردم رفته زیر سوال 
 ·  Translate
Add a comment...
 
مداخله معاون رییس جمهور در انتخابات با فاصله 3سال تا برگزاری، برای تخطی از قانون اساسی!
این آقا اکنون مدعی آزادی سیاسی در بی بی سی است.

عصرما ش2 آبان1373 
 ·  Translate
12
Add a comment...
 
ظریف تو فکر اینه که گینگریچ میشه وزیر امور خارجه یا جان بولتون!
 ·  Translate
12
الف مخبری's profile photo
 
کم کم داروهای ضد افسردگی نایاب می شن!
 ·  Translate
Add a comment...
 
باید مانند سید الشهدا استقامت کنیم

در روایات هست که هر چه به ظهر عاشورا نزدیک می‌شد، حضرت سیدالشهدا صورتش شکفته‌تر می‌شد. برای چی؟ برای اینکه می‌دید که دارد می‌رود پیش خدا. او نظر به «او» داشت، نه اینکه به این نظر داشت که پسر دارد، اولاد دارد، این حرفها نبود در کار. بنا بر این، ما باید استقامت کنیم و آن چیزی که نگرانی پیغمبر هست که نبادا ملتش استقامت نکنند و امر خدا را اطاعت نکنند، باید ما کاری بکنیم که این نگرانی نگذاریم در حق ما ثابت بشود.
امام خمینی (ره)؛ ۱ فروردین ۱۳۶۴
#هیهات_من_الذله
 ·  Translate
80
2
Davides Follower's profile photo
 

تاریخ جمهوری اسلامی؛
روایت رسمی در برابر روایت‌های انتقادی
با گذشت چهار دهه از شکل‌گیری جمهوری اسلامی، بازخوانی انتقادی تاریخ آن روند رو به رشدی دارد. روایت سازمان‌ها و نهادهای رسمی جمهوری اسلامی از وقایع این دوران بیشتر مبتنی بر فرازهای موفقیت آن بوده است. در این روایت، انقلاب اسلامی در چارچوب سلسله تظاهرات میلیونی سال 57 تصویر و توصیف می‌شود و از حضور و نقش جریان‌های سازمان‌یافته سیاسی سخنی به میان نمی‌آید. دفاع مقدس نیز روایتی از ددمنشی رژیم بعثی، همراهی قدرت‌های بین‌المللی با صدام و رشادت و ایثارگری رزمندگان ایرانی است. دیگر مقاطع تاریخی نیز به تناسب سازگاری با فراروایتی که با تأیید سیاست‌مداران نظام جمهوری اسلامی اعتبار یافته است، تبیین و توصیف می‌شود. در برابر این روایت رسمی، گروه‌ها و جریان‌های سیاسی به تناسب مبانی فکری و جهت‌گیری‌های سیاسی‌شان رخدادهایی از تاریخ جمهوری اسلامی را روایت می‌کنند. گزینش این وقایع براساس ظرفیت آنها برای روایتی همسو با مواضع گروه‌هاست. تسخیر سفارت آمریکا و پذیرش قطعنامه 598 از مهم‌ترین مقاطعی‌اند که براساس علاقمندی منتقدان جمهوری اسلامی به عرصه رقابت روایت‌ها تبدیل شده‌اند. از آنجا که در تقابل روایت‌ها، غلبه از آن روایتی است که داده‌های بیشتر و مستندتری را در برمی‌گیرد، رقابتی نیز در انتشار داده‌های مرتبط با چنین رخدادهایی شکل گرفته است.
در میان رخدادهایی که روایت رسمی جمهوری اسلامی به آن بی‌توجه بوده است، اعدام وابستگان به گروهک رجوی در تابستان سال 1367 وضعیت ممتازی دارد. با توجه به مطرود و منفور بودن این گروهک در میان تمامی سلایق سیاسی فعال در ایران، هیچ یک از جریان‌های سیاسی توجهی برای انتقاد از عملکرد نظام جمهوری اسلامی درباره آن نداشته است، اما ارتباطات گروهک رجوی با دولت‌های غربی این فرصت را به آنها داده تا با ارائه روایتی از آن وقایع، چالشی از مقوله حقوق بشر برای جمهوری اسلامی برپا و در جایگاه مظلوم، حقانیت خود را در مواجهه سخت با جمهوری اسلامی القاء کنند . اگرچه منابع مکتوب درباره اعدام‌های 1367 عمدتاً همسو با روایات رسمی‌اند، اما حجم عظیمی از اطلاعات در فضای مجازی برای تقویت روایت گروهک رجوی تولید و منتشر شده است. بیشتر این داده‌ها مبتنی بر خاطرات و مشاهدات دیگر زندانیان و نقل مرارت‌ها و سختی‌های خانواده و بازماندگان زندانیان اعدامی است. نفرت عمومی از گروهک رجوی، مدیران سیاسی و امنیتی نظام را براین باور که نیازی به رفع شبهات درباره این واقعه نیست همدل ساخته است؛ اما از زمان فتنه 88 تاکنون تلاش برای به چالش کشاندن سیاستمداران قدیمی جمهوری اسلامی درباره این موضوع رو به رشد بوده است. با وجود اختلافات سیاسی در میان افراد و جریان‌های سیاسی، انتساب این اعدام‌ها به حکم امام خمینی(رحمه‌الله علیه) موجب آن بوده که هیچ یک از احزاب و شخصیت‌های سیاسی مشارکت کننده در حاکمیت، موضع انتقادی درباره این رخداد اتخاذ نکنند. در این میان وضعیت آیت الله منتظری به عنوان یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های سیاسی آن مقطع متمایز بوده و هست. وی از سال‌های میانی دهه 60 درباره سیاست‌های قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی موضع انتقادی داشته است. بخش قابل توجهی از این مواضع معطوف به اقدامات قوه قضاییه، سازمان زندان‌ها و وزارت اطلاعات با وابستگان به گروهک رجوی بوده است. آنچه به محتوای نوار تازه منتشر شده اهمیت می‌بخشد، نگرش انتقادی از درون نظام جمهوری اسلامی به اعدام‌هاست. داده‌ها و اطلاعات تولید شده گروهک رجوی در فضای مجازی با وجود فراوانی، نزد مخاطبان اعتبار کافی نداشتند، اما این گفت‌وشنود به جهت آنکه از منبع ظاهراً بی‌طرفی منتشر شده، معتبر و قابل توجه به نظر می‌رسد. برخی اطلاعات این نوار چالشی برای روایت رسمی اعدام‌هاست؛ از جمله آنکه فرآیند قضایی صدور احکام مخدوش است. آنچه تاکنون در مقابله با انتشار این نوار در فضای رسانه‌ای مطرح شده، تلاش کم‌رمقی برای اعتبارزدایی از اطلاعات و داده‌های مطرح شده در آن است. این تلاش می‌تواند با مراجعه به شخصیت‌هایی که اطلاعات مستند به آنهاست و همچنان در قید حیات‌اند تکمیل و تقویت شود تا صحت ادعاهای آقای منتظری در معرض سنجش قرار گیرد؛ اما به نظر می‌رسد راهبرد اساسی در مواجهه با این موضوع بازنگری در سیاست تولید و نشر اطلاعات درباره وقایعی است که جمهوری اسلامی تاکنون علاقه‌ای به شرح و بسط آن نداشته است. اعدام‌های 1367 اولین و آخرین چالشی نیست که در برابر روایت رسمی سر برمی‌آورد. رخدادهای دیگری مانند قتل‌های زنجیره‌ای نیز بوده‌اند که تا به امروز در روایت رسمی هضم نشده‌اند و ظرفیت به چالش کشیدن آن را دارا هستند. برای آنکه بتوانیم در برابر چنین چالش‌هایی از صلاحیت و مشروعیت اقدامات نظام دفاع کنیم، نیازمند آن هستیم که فضای نشر اطلاعات را بازتر کرده و محدودیت‌هایی را که در زمان‌های نزدیک به آن واقعه اعمال کرده‌ایم، کنار بگذاریم. نسل جوان امروز به زودی درباره اقداماتی که در زمان وقوع خود، مقبول و معقول به نظر می‌رسند سؤالات خود را مطرح خواهد کرد. در این فضا افراد و گروه‌های سیاسی بر اساس دیدگاه‌های خود، به انتشار اطلاعات اقدام می‌کنند تا روایت مطلوب خود را بر دیگر روایت‌ها برتری بخشند.
 ·  Translate
روشنگری، عقلانیت، آرمانخواهی، روحانی، لغوکنسرت، انتخابات 96 ، دولت در تردید
20
2
سیدمحمد سجادی's profile photoham avaz e toofan's profile photoShahab Esf's profile photo
3 comments
 
یادداشت جسورانه ای بود. 
 ·  Translate
Add a comment...
 
... چون نهضت زنده است

تاریخ پنجاه سال اخیر ایران بر مدار گفتمان انقلاب اسلامی شکل گرفته است و شخصیت‌های سیاسی کشور در نسبتی که با این گفتمان یافته‌اند، شناسایی می‌شوند. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از معدود شخصیت‌های سیاسی ایران بود که درتمامی این دوران درکانون تکاپوهای سیاسی و اجتماعی ایران نقش‌آفرینی کرد. کنش سیاسی وی در بخش اعظم این دوران همراه با گفتمان غالب سیاسی کشور بود و در مقاطع محدودی که در گفتمان مغلوب قرار گرفته بود، نظام سیاسی کشور ظرفیت لازم را برای پذیرش نقش‌آفرینی وی فراهم ساخت. در مقطعی که رویکرد انتقادی بر مواضع سیاسی وی غلبه داشت، برخی به توهم خیرخواهی برای انقلاب اسلامی و دیگرانی از سر کینه توزی، می‌کوشیدند که هاشمی رفسنجانی را به خارج از چارچوب نظام سیاسی برانند؛ اما هاشمی هوشمندتر از آن بود که سرمایه‌ای را که در سابقه انقلابی خود اندوخته بود، حبط کند و نظام نیز داناتر از آن بود که فرصت انتقادگری وی را به تهدید مخالفت و دشمنی بدل سازد. شاید این اولین تجربه نظام سیاسی ایران بود که موضع انتقادی یکی از همراهان اصلی حاکمیت را تحمل می‌کرد و آن‌را به سوی مخالفت و حذف سوق نمی‌داد. در نهایت هاشمی رفسنجانی زمانی از فضای سیاسی کشور رخت بربست که پس از دوره‌ای حاشیه‌نشینی به مرکز گفتمان سیاسی کشور بازگشته بود و وداعی خوش هنگام را برای وی رقم زد. از خداوند منان برای ایشان، رحمت و ثوابی درخور مجاهدت‌های انقلابی‌شان مسألت داریم.

سرمقاله صبح نو
۹۵/۱۰/۲۰
 ·  Translate
10
1
Hadi Eskandari's profile photo
 
سلام
متن هوشمندانه اي بود براي اين موضوع
خداوند به شما توفيق روزافزون دهد
 ·  Translate
Add a comment...
 
نقد ابد و یک روز

همانطور که دلوز در کتاب سینمای خود می‌نویسد، جهان پیشاپیش در اختیار دوربین قرار گرفته و تنها هنر کارگردان، کاستن از وسعتِ جهان به کمک قاب‌بندی است. یک قاب، فضای درون خود را از هیچ نمی‌سازد، بلکه آن را از یک فضای کلی‌تر کسر می‌کند. بنابراین به طور کلی می‌توان گفت تولید یک فیلم، دو مرحله دارد: مرحله‌ی اول، بیرون گذاشتن تصاویرِ بیرون قاب و مرحله دوم، سازماندهیِ تصاویری که درون قاب باقی مانده‌اند. کارگردانانِ خوب به مرحله اول اهمیت بیشتری می‌دهند، کارگردانان متوسط به مرحله دوم و کارگردانانِ بد به هیچ کدام. سعید روستایی را در بهترین حالت می‌توان یک کارگردان متوسط دانست. ( البته در این‌جا من با هوبرمن موافقم که فیلم‌سازان بد از فیلم‌سازان متوسط، خوب‌ترند)

 ·  Translate
گدار می‌گوید که سینما همچون خورشیدی است که از درونِ تصویر به بیرون آن می‌تابد. ابد و یک روز، نه یک خورشید، که یک چاه فاضلاب است.
3
J Yaghoobi's profile photoسیدمحمد سجادی's profile photoسیدفرید حاج سید جوادی's profile photoباب مارلی's profile photo
5 comments
 
+سیدفرید حاج سید جوادی
زمان دستگیریه مواد فروش .ماموران لباس شخصی در ایران انقدر منفورند که با وجود اینکه یک قاچاق فروش رو دستگیر کردند اما هیچکسی حاضر به همکاری برای نشان دادن مخفیگاه قاچاق فروش نبود .
دوم .دادگاه خلوت که میتونه این رو برسونه که مامورین و خلافکارها با هم به تفاهم رسیدن پی دستگیری نیستند .
چند نکته ی دیگه هم هست ولی فاکتور میگیرم و مطلب اصلی رو میگم ..یک طرف یک دختر ایرانی در خانواده ای که ساقی مشروب و محرک و مخدر بزرگ شده و مادر و خواهر و برادرها عملا شانس ازدواج او با یک همشهری و هم محلی گرفته اند .اما باز این زندگی را به زندگی با جوان خوشپوش و خوشصورت افغانستانی که خانواده ی خوبی دارد وضع مالیه خوب و حتی آدابدان ( از باز کردن درب ماشین )است را ترجیح میدهد .ینی تروبج نژادپرستی و ایجاد تفرقه و جا انداختن اینکه قسمتهایی از افغانستان در زمان شاهان گذشته از ما نبوده و کُرات دیگر اومدن .

سلام با اجازه ی شما بعنوان یک تماشاگر عام که از سینما اطلاعاتی ندارم فرق دکوپاژ و با پرسوناژ و دوبلاژ وووونمیدونم .قبل از خوندن مطلبتون عرایضم رو بنویسم بعد برم بخونم مطلبتون رو .چون نمیخوام تحت تاثیرش باشم .شک ندارم که موجی که در همه ی دنیای مجازی به راه افتاده و هدفمند و قدرتمند داره کار میکنه .در سینمای ما هم فعاله .
افرادی که با نگرش و تربیت خاص صبورانه و با برنامه ریزی مراحلی رو طی میکنند تا بعنوان کارگردان در خدمت منافع جریان حمایت کننده و تربیت کننده ی باشند .
 ·  Translate
Add a comment...
 
قابل توجه روشنفکرانی که از فهم تمایز دموکراسی و لیبرالیسم عاجزند.

امروز، بزرگترین چالش بر علیه لیبرال‌دموکراسی نه از سوی کشورهای اقتدارگرا چون چین، بلکه از درون آن سرچشمه می‌گیرد. در آمریکا، در بریتانیا، در اروپا و کشورهای دیگر دارای سیستم سیاسی لیبرال‌دموکراسی، بخش دموکراتیک سیستم در حال قیام بر علیه بخش لیبرال آن برخاسته، و تهدید به پاره کردن قوانینی می‌کند که پیش از این رفتارها را کنترل کرده و حامی جهانی متحمل و بردبار بوده است

فرانسیس فوکویاما
 ·  Translate
پیروزی خیره‌کننده ترامپ بر علیه هیلاری کلینتون نقطه عطفی نه تنها برای سیاست آمریکا بلکه برای کل نظم جهانی است. ظاهرا ما وارد یک دوره جدید ملی‌گرایی پوپولیستی گشته‌ایم که در آن نظم غالب لیبرال که از سال ۱۳۵۰ برپا شد زیر حمله اکثریتی خشمگین و پرانرژی دموکراتیک قرار گرفته است.
9
سیدفرید حاج سید جوادی's profile photoham avaz e toofan's profile photoسیدمحمد سجادی's profile photo
4 comments
Add a comment...
 
در انتظار پیام تبریک و نصیحت احمدی نژاد به ترامپ!
 ·  Translate
17
1
ham avaz e toofan's profile photo
 
خخخخخ دعوت اش می کنه به احترام به انسان و بهار!!! 
 ·  Translate
Add a comment...
 
رمز و راز بصیرت نافذ اباالفضل العباس - علیه السلام
 ·  Translate
19
3
Add a comment...
 
حوزه پاسخگو
حوزه‌های علمیه تشیع نمونه منحصر به فردی از نهادهای علمی جهان به‌شمار می‌روند که ریشه در سنت‌های معرفتی نشأت گرفته از وحی و عقل دارند و رسالت خود را پاسخگویی به مسائل زندگی امروزین بشر می‌دانند. این رسالت از سوی دو جریان فکری نفی می‌شود. از یک سو متحجران، دین‌داری ناب را فقط در تحفظ بر صورت‌ها و شکل‌های سنتی امکان‌پذیر می‌دانند و تلاش برای درک روزآمد از منابع معرفتی الهی را با دیده امتناع می‌نگرند. در سوی مقابل نیز روشنفکران سکولار الگوی زندگی بشر معاصر را اساساً برمبنای نفی عقلانیت توحیدی می‌انگارند و اتکا به وحی الهی برای هدایت و ساماندهی زیست انسان معاصر را ارتجاعی و محکوم به شکست می‌انگارند.
جمهوری اسلامی نیز از آنجا که مولود همین اندیشه بوده، در مصاف دائمی با روشنفکری سکولار و مقدس‌مآبی متحجر به سر برده است. جمهوری اسلامی در این مواجهه متکی به فعالیت آموزشی و پژوهشی حوزه‌های علمیه بوده است. اگر نبود نسلی از شاگردان علامه طباطبایی که در دهه‌های 30 و40 به نقد مبانی فلسفی غرب پرداخته بودند، در همان سال‌های نخستین انقلاب عرصه فکر و اندیشه کشور به تصرف مکاتب الحادی و سکولار درآمده بود. چنانکه دروس ولایت فقیه امام خمینی(ره) نیز نظریه سیاسی جمهوری اسلامی را در مرحله تأسیس تأمین کرده بود و بدون آن نمی‌توانستیم قانون اساسی را بر مبنای ولایت فقیه استوار سازیم.
آنچه در سالیان اخیر در کلام حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای خطاب به حوزه و روحانیت تکرار شده است، پاسخگویی روزآمد حوزه به نیازهای جامعه و نظام و پشتیبانی معرفتی برای تحقق رسالت جمهوری اسلامی است. شاید زمانی گمان می‌شد این مأموریت با اتکا به علوم متعارف و سنتی حوزه تأمین می‌شود؛ اما تجربه 38ساله جمهوری اسلامی آشکار کرده، حیات امروزین بشر مسائلی را پدید آورده که فهم و پاسخگویی به آن نیازمند گسترش دامنه علوم و دانش‌های حوزوی است. در مواجهه با مسائلی نهادهای نوپیدایی مانند رسانه‌های جمعی، آموزش عمومی و ارتباطات مجازی نه می‌توان به الگوی نهی و ممانعت بسنده کرد و نه آنکه روش‌های متعارف فقهی قادر به شناسایی سویه‌های مساله‌ساز آنهاست. این واقعیت‌ها ما را ملزم می‌سازد برای پاسخگویی به مسائل نوین، مطالعات میان‌رشته‌ای علوم سنتی حوزه با علوم‌انسانی را با جدیت بیشتری پیگیری کنیم.
برای آنکه بتوانیم نهاد آموزش عمومی را در خدمت دین‌داری درآوریم باید بتوانیم مبانی‌نظری و سازو کارهای تاثیرگذاری آن را بازشناسی و بازطراحی کنیم. همین الزامات درباره فضای مجازی، رسانه‌های جمعی و... نیز برقرار است. حوزه‌های علمیه در برابر دنیای جدید قرار گرفته‌اند که شناخت و راهبری آن نیازمند علوم و دانش‌هایی متناسب با این موضوعات است. تصور خامی که گمان داشت، موضوع شناسی در خارج از حیطه فقاهت قرار دارد، از تأثیر نظریه برهویت بخشی به موضوعات غافل بود. امروز می‌دانیم چارچوب‌های نظری که برای توصیف موضوعات و مسائل به کار گرفته می‌شوند، از احکام و قضایایی که بر آنها حاکم می‌کنیم اهمیت بیشتری دارند. از این رو چنانچه بخواهیم عرصه فهم و توصیف زندگی بشر را به نظام‌های معرفتی غیرتوحیدی واگذاریم، نخواهیم توانست با صدور فتوا و حکم، جامعه را در مسیر هدایت راهبری کنیم.

http://sobhe-no.ir/newspaper/96/3/2508


 ·  Translate
18
2
سیدمحمد سجادی's profile photoسیدفرید حاج سید جوادی's profile photo
3 comments
 
+masoud faghihi
1) جریان باورمند به فهم روزآمد دچار خطایی راهبردی شده و حاشیه نشینی را در حوزه برگزیده؛ لذا از عمق معرفتی اسلام محروم مانده و در موارد زیادی به دام التقاط افتاده
2) حوزه در نسبت با نظام یکپارچه نیست، توده آن همراه است اما در فضای نخبگانی از همراهی تا مقابله تنوع دارد. مقابله نیز اقسام گوناگونی دارد که بخشی معرفتی است.
3) موضوع شناسی حتما ممکنه ولی لزوما با روشهای فقهی نیست، معرفت اسلامی هم محدود به فقه نیست.
4) جوابش ساده نیست، فهم درست از موضوع و مساله شرط لازم است اما ادعای کافی بودن گزاف به نظر میرسد.
 ·  Translate
Add a comment...