Profile cover photo
Profile photo
‫پروفسورها، باشگاه خوانندگان مجله دانستنیها‬‎
35 followers -
دانستنیها، اولین مجله دایره المعارفی و تمام رنگی ایران
دانستنیها، اولین مجله دایره المعارفی و تمام رنگی ایران

35 followers
About
پروفسورها، باشگاه خوانندگان مجله دانستنیها's posts

Post has shared content
روغ_کنعانی، پژوهشگر #اگرواکولوژی و #کشاورزی_پایدار #دانشگاه_گوتینگن | تأمین غذای مورد نیاز بیش از هفت میلیارد  انسان روی زمین موضوع ساده ای نیست. جمعیتی که بر پایه گزارش سال ۲۰۱۴ #سازمان_ملل_متحد؛ در کمتر از پنجاه سال آینده حدود سی و پنج درصد نیز افزایش پیدا خواهد کرد. نگران کننده تر از همه اینها این است که به علت تغییرات جهانی اقلیم (Global Climate Change)، انسان ها در حال از دست دادن بخش قابل توجهی از #منابع_طبیعی موجود هستند. از یک سو زمین های زراعی مناسب روز به روز نایاب تر می شوند و از سوی دیگر، محدوده بهینه دما برای رشد گیاهان زراعی، مدام کوچک تر می شود و از همه مهمتر این است که #تنوع_ژنتیکی را که ضامن #امنیت_غذایی_بشر است از دست خواهیم داد.
درحالی که متخصصین کشاورزی در پی پژوهش برای یافتن منابع غذایی بیشتر و نیز افزایش بهره وری از کلیه منابع موجود در #کشاورزی هستند، عده ای با تبلیغ #گیاهخواری به عنوان راه حل غایی #نجات_کره_زمین، سعی در ترغیب مردم به  حذف مصرف گوشت و سایر فراورده های دام و طیور از برنامه غذایی خود می نمایند. راه حلی که ممکن است در نگاه اول درست به نظر برسد، ولی با کمی توجه به لایه های عمیقتر سیستم های کشاورزی، می توان به راحتی خطای پنهان این ایده را دریافت.
مقاله "#چگونه_با_گیاهخواری_کره_زمین_را_نجات_ندهیم" را در #سایت_پروفسورها مطالعه کنید.
#دانستنیهاآنلاین

Post has shared content
در اواخر #جنگ_جهانی_دوم در حالی که دولت #آلمان به رهبری #هیتلر خود را در آستانه نابودی می‌دید، طراحان و سیاستگذاران #دولت_نازی که از توپ و تانک نا‌امید شده بودند، چند طرح غیرجنگی رو کردند تا دولت‌های متفق را به زانو در‌آورند. یکی از این طرح‌ها، #جعل_اسکناس بود. #نازی‌ها می‌خواستند با چاپ تعداد زیادی اسکناس #دلار و خرج کردن آن در بازار‌های جهانی، به اقتصاد #آمریکا و همدستانش ضربه بزنند. این طرح به شدت مورد حمایت شخص #هیتلر بود. او دستور داد برای شروع این پروژه سریع‌تر اقدام کنند.عده‌ای مامور بررسی چگونگی اجرای این طرح شدند. آنها به این نتیجه رسیدند که برای جعل دلار، بهترین راه استفاده از جاعلانی است که سابقه این کار را دارند. یکی از مهم‌ترین آنها جاعلی یهودی به نام #سالومون_سوروویچ و چند تن از دوستانش بود. آنها پیش از آن به صورت گسترده دست به چاپ دلار زده بودند. چند تن از آنها دستگیر شده و پس از چند سال آب خنک خوردن، بیرون آمده بودند. چند تن دیگر هم از آمریکا آمده بودند و در#اروپا می‌پلکیدند. نازی‌ها محل زندگی تک‌تک آنها را در اروپا شناسایی کردند و در یک شب با یورشی برنامه‌ریزی شده همه آنها را دستگیر کردند. پس از چند روز شکنجه و آزار، آنها را به اردوگاهی به نام #زاکسنهاوزن در آلمان بردند. جاعلان ابتدا آنچه از آنها خواسته شده بود را نپذیرفتند ولی وقتی در اردوگاه کمی از آنها پذیرایی شد و با وعده و عید مواجه شدند، همه به خواسته نازی‌ها تن دادند. مسوولان اردوگاه تمام مواد و ابزار مورد نیازشان را در اختیار آنها قرار دادند. پس از مدتی جاعل بزرگ، سالومون سوروویچ و هم‌دستانش موفق به چاپ دلار شدند. آنها چند انبار را با انبوهی از اسکناس‌های تقلبی پرکردند؛ دلارهایی که با نسخه اصلی مو نمی‌زد. دولت هیتلر آنچه به دنبالش بود را به دست آورده بود ولی برای خرج کردن این پول و دیدن نتایجش کمی دیر شده بود. #متفقین، آلمان را فتح کردند. پول‌ها را آتش زدند و سوروویچ و همدستانش را آزاد کردند.
داستان های جعل اسکناس را به قلم #سیاوش_رحمانی در #سایت_پروفسورها مطالعه کنید.

Post has shared content
سوال‌هایی بی‌پاسخ درباره‌ی جابه‌جایی اسکلت

#نازیلا_ناظمی، پژوهشگر تاریخ | بی‌تردید شاخص‌ترین اثر کشف‌شده در حفاری خیابان مولوی -که دیگر می‌توانیم آن را «محوطه‌ای باستانی» بدانیم-‌ اسکلتی بود که بر‌اساس مطالعات انجام‌گرفته از سوی متخصصان، قدمتی هفت‌هزار ساله دارد. هفت‌هزار سال قبل، یعنی زمانی که به‌طور حتم نه تهرانی وجود نداشته و نه اصلا شهری هماهنگ با معیارهای امروزی شهرنشینی. در واقع هنوز اصلا نمی‌دانیم که این بانو در این محل چه می‌کرده و واقعا چه عاملی باعث مرگش شده است؟ آیا او در محل زندگی و سکونت خود دفن شده؟ آیا به جز او، اجساد دیگری هم وجود دارند؟ (هرچند پیدا شدن اسکلت دوم در همان نزدیکی، وجود جسد یا اجساد دیگری را تایید کرد). آیا او و همراهانش مسافرانی بودند که به دلیل بیماری یا حادثه‌ای دیگر، در این محل به پایان زندگی خود رسیدند و در میانه‌ی راه به خاک سپرده شدند؟شاید هم هیچ‌کدام از این حدس‌ها درست نیست و او پس از مرگ، در گورستانی خارج از محدوده‌ی زندگی قوم و قبیله‌اش به خاک سپرده شده بود. اما نکته‌ی جالب این‌جاست که حتی اگر فرضیه‌ی اخیر را بپذیریم، باز هم به پایان راه نرسیده‌ایم و همچنان سوالات دیگری ذهن ما را به خود مشغول خواهند کرد. سوالاتی از این قبیل که آیا امکانش هست که در فاصله‌ای نه‌چندان دور، بقایایی از خانه‌ها، معابد و حتی بسیار مهم‌تر از آن، بقایای تمدنی ناشناخته وجود داشته باشد؟ تمدن به طور مختصر به معنای اجتماع عده‌ای از انسان‌هاست که در چارچوبی قانونمند با یکدیگر زندگی می‌کنند. داشتن زبان، خط، مذهب و باورهای مشترک از اصول اولیه‌ی یک اجتماع انسانی است. این گروه اجتماعی البته با در نظر گرفتن دوره و زمان زندگی‌شان، به طور حتم قدرت استفاده از ابزار را داشته‌اند، یعنی از ملزومات زندگی در حد و توان خود بهره‌مند بوده‌اند، ابزار سنگی یا فلزی، ظروف سفالی، سلاح، زینت‌آلات و… . چیزهای دیگری که در کنار اسکلت بانوی مولوی هم به‌دست آمده (البته باید تصریح کنیم که به‌غیر از آثار دوران پیش از تاریخ، آثار مختلفی از دوره‌های قاجار، صفویه و تیموری هم در لایه‌های کشف‌شده وجود داشته است). پس در این‌جا نیز این سوال پیش می‌آید که آیا آنچه در مولوی به‌دست آمده، بقایای یک تمدن بوده است؟ بیاید طور دیگری به مساله نگاه کنیم؛ کشف آثار تاریخی در نقاط مختلف ایران، امر جدیدی نیست و بارها در مناطق گوناگون (از جمله در همین تهران)، آثاری باستانی با قدمتی نزدیک به سه‌هزار سال کشف شده بود (اکتشافات منطقه‌ی قیطریه). حال باید دید چه چیز باعث تمایز اکتشافات مولوی نسبت به دیگر محوطه‌های باستانی تهران می‌شود؟ پیدا شدن اسکلت این بانوی ناشناس بسیار حائز اهمیت بود، اما شاید چیزی که بیش از پیش توجه اقشار مختلف جامعه را به این مساله جلب کرد، خبری بود که درست یا نادرست، از طرف برخی رسانه‌ها و به نقل از دست‌اندرکاران حفاری و اکتشاف منتشر شد؛ منظورمان همان داستان کشف تمدنی با قدمت هفت‌هزار سال در تهران است که با تیترهایی نظیر «تهران هفت‌هزار ساله» یا «تهران هفت‌هزار ساله شد» شاهدش بودیم. شهری که تا دیروز تاریخ رسمی‌اش با ساخت برج و باروی شاه صفوی آغاز می‌شد، ناگهان صاحبان قدیمی‌تری پیدا کرده بود.سخن گفتن از کشف یک تمدن جدید، جرأت بسیاری می‌خواهد. همان‌طور که اشاره کردیم، مدارک و سازه‌های فراوانی باید جمع‌آوری شوند و مطالعات و تحقیقات وسیع و همه‌جانبه‌ای انجام بگیرد. تحقیقاتی که شاید تا سال‌ها ادامه یابد. با این وجود، تقریبا در همان آغاز کشف اسکلت، ناگهان و یک‌شبه، شهر غبارآلود و پرهیاهوی ما راهی هزاران ساله را طی کرد. کشف انجام شد، گمانه‌ها زده شد و تحقیقات صورتی جدی به خود گرفت. 
یدا شدن اسکلت دوم، تمام علاقه‌مندان به تاریخ ایران را آماده‌ی عملیاتی چندساله در یکی از قدیمی‌ترین بافت‌های تهران کرد، اما ناگهان همه چیز عوض شد. بانوی هفت‌هزار ساله را بنا به دلایلی نامشخص، از آرامگاه خود بیرون آوردند و درون ویترینی شیشه‌ای، راهی موزه‌ی ایران باستان کردند و محوطه‌ای که انتظار می‌رفت تبدیل به سایت‌موزه‌ای غنی، دیدنی و درآمدزا شود، با خاک پر و دهانه‌ی آن با آسفالت بسته شد. اسکلت دوم و سایر بقایا و آثاری که همچنان در زیر خروارها خاک باقی مانده بودند نیز، یک بار دیگر در همان‌جا مدفون شدند. به این ترتیب، اسکلت بانوی مولوی -که متاسفانه هنوز نام مشخصی هم برایش تعیین نشده-، پس از ماجراها و داستان‌های بسیار در فضایی سرد و بی‌روح در یک محفظه‌ی شیشه‌ای رونمایی شد. ای کاش دست‌کم از محل کشف نمون‌ای ساخته می‌شد و یافته‌ها با نظر کاشفان‌شان، به صورت نمادین در جایگاه‌های خود قرار می‌گرفتند. مسوولان، خبرنگاران، عکاسان، دانشجویان تاریخ و باستان‌شناسی، گروه‌های دانش‌آموزی، چند گروه توریست خارجی و دوستداران فرهنگ و تمدن این مرز و بوم، آمدند و رفتند. نگاه کردند، نظر دادند، تحسین کردند، انتقاد کردند و رفتند. چند روز قبل که برای چندمین بار به دیدن این بانو رفتم، تنها من بودم و او. نه هیاهویی، نه آمد و رفتی. نمی‌دانم چه شد و چه گذشت که او را از آرامگاه هفت‌هزار ساله‌اش بیرون کشیدیم. خانم چوبک رئیس پژوهشکده‌ی باستان‌شناسی، در مصاحبه‌ای تلویزیونی قول دادند و گفتند که باید او را به آرامستانش بازگرداند و تهران باید و حتما به‌جز برج میلاد، نماد دیگری هم داشته باشد. سخن ایشان به‌حق، درست و معقول است، اما این اتفاق چه زمانی صورت واقعیت به خود خواهد گرفت؟ما متخصص شهرسازی نیستیم و شاید همان‌طور که بارها هم شنیده‌ایم، افرادی عادی و کاملا بی‌اطلاع از روند تحقیق و… باشیم. با وجود این، به‌عنوان یک شهروند و همشهری این بانوی کهن‌سال این اجازه را داریم که از آینده‌ی او و دیگر آثار باقی‌مانده در خیابان مولوی آگاه شویم. آیا این مکان برای همیشه محل گذر اتومبیل‌ها و پیاده‌ها خواهد شد؟ آیا این امکان وجود نداشت که با هماهنگی تمام مراکز ذی‌ربط، تحقیقات ادامه می‌یافت؟ آیا این پتانسیل در محل وجود نداشت که مثلا با ساخت زیرگذری، هم باستان‌شناسان تحقیقات خود را کامل کنند و هم زندگی در قسمت بالایی آن، روند عادی خود را ادامه دهد؟ کسی چه می‌داند؛ شاید با ادامه‌ی کار تحقیق، یک متر، ۱۰ متر یا تنها چند سانتی‌متر جلوتر، نه تنها تاریخ تهران، که تاریخ ایران تغییر می‌کرد. به هر سخن، زحمات تمام دست‌اندرکاران اکتشاف مولوی قابل ستایش و قدردانی است. آنان با تلاش بسیار، صفحه‌ای دیگر از تاریخ ایران را ورق زدند و کتابی هزاران ساله را گشودند. امیدواریم این کتاب، ناخوانده رها نشود.

#مجله_دانستنیها شماره ۱۴۷ – #دانستنیهاآنلاین

Post has shared content
سوئدی‌ها برای این‌که از دست هزاران ‫#‏خرگوش_مزاحم‬ رها شوند، آن‌ها را کشته و از لاشه‌ی آنان ‫#‏سوخت_بیولوژیک‬ تولید می‌کنند. بنا بر گزارش‌ها، دولت ‫#‏سوئد‬ شکارچیانی را اجیر کرده تا خرگوش‌های وحشی‌ای را شکار کنند که زندگی مردم را در حومه‌ی شهر ‫#‏استکهلم‬ و دیگر مناطق این کشور دشوار کرده‌اند. لاشه‌ی این خرگوش‌ها پس از شکار، منجمد می‌شود تا در فصل سرما در کارخانه‌ی شهر «‫#‏کارلسکوگ‬» در مرکز کشور به سوخت تبدیل و برای گرم کردن منازل از آن‌ها استفاده شود. شکارچیان سوئدی تاکنون سه‌هزار ‫#‏خرگوش‬ را شکار کرده و لاشه‌ی آنان را در اختیار مقامات دولتی قرار داده‌اند. نبودن دشمن طبیعی در حاشیه‌ی شهر‌های بزرگ سوئد، باعث رشد بی‌رویه و بسیار زیاد این خرگوش‌ها شده، به‌طوری که زندگی را برای مردم این کشور بسیار دشوار کرده‌. در عین حال، این خرگوش‌ها دشمن شماره‌ی یک درختان جنگلی محسوب شده و با خوردن پوست آن‌ها باعث خشکیدن درخت‌ها می‌شوند. به همین دلیل، کنترل جمعیت آن‌ها یکی از روش‌های حفاظت از مناطق جنگلی به حساب می‌آید.
اخبار حوزه ‫#‏محیط_زیست‬ را در ‫#‏سایت_پروفسورها‬ دنبال کنید:

Post has shared content
اپرا در سفینه‌ی بیگانه
#سالن_اپرای_هاربین ، #نامزد_زیباترین_اثر_معماری_سال، در شمال‌شرقی چین افتتاح شد

گروه #معماری «#MAD» به‌تازگی جدیدترین پروژه‌ی خود را در «#هاربین» #چین به پایان رسانده است؛ دو #سالن_اپرا با ظرفیت ترکیبی دوهزار نفر‌ که در نگاه اول شما را به یاد فضاپیمایی بیگانه می‌اندازد. این مجموعه‌ی زیبا که «#HarbinOperaHouse» نام دارد، در فضایی به مساحت ۷۹هزار مترمربع و ارتفاع ۵۶ متر احداث شده و طراحی آن، با الهام از هوای سرد این منطقه در شمال‌شرقی چین انجام گرفته که در زمستان‌ها تا منفی ۲۰ درجه‌ی سانتی‌گراد هم سرد می‌شود.
نمای خارجی چشم‌نواز این مجموعه، از پنل‌های آلومینیومی سفیدی پوشیده شده که خطوطی جلایافته آن را قطع کرده‌اند و در میانش، تاج شیشه‌ای زیبایی بر فراز لابی بزرگ خودنمایی می‌کند. هرچند منحنی‌های شناور این طرح، یادآور برخی آثار «#زاها_حدید» است، اما اگر با کارهای «#مَد» آشنا باشید، زبان آشنای معماری این گروه را در جای‌جای مجموعه تشخیص می‌دهید.
بازدیدکنندگان از پارکینگ زیرزمینی وارد مجموعه می‌شوند و می‌توانند به پلازای بزرگ یا لابی‌اش بروند، جایی ‌که دیواره و سقف شیشه‌ای، نور طبیعی کافی به داخل می‌تاباند. تزئینات چوبی داخلی، دکور جالبی پدید آورده‌اند و راه‌پله‌های چوبی، بازدیدکنندگان را به سالن‌های تئاتر بزرگ یا کوچک هدایت می‌کند.
سالن تئاتر بزرگ، ۱۶۰۰ نفر ظرفیت دارد و دیواره‌های منحنی و بالکن‌هایش از چوب درخت #زبان‌گنجشک منچوری ساخته شده تا کیفیت آکوستیکی آن به حد کمال برسد. روشنایی این سالن نیز از نور طبیعی تامین می‌شود. سالن تئاتر کوچک هرچند به این زیبایی نیست، اما پنجره‌ی ضدصدای عریضی در پشت‌صحنه نصب شده که چشم‌اندازی رو به تالار دارد.
بر فراز این مجموعه، تراسی قرار گرفته که بازدید از آن برای عموم آزاد است و در بخشی از آن، فضایی برای اجرای آزاد پیش‌بینی کرده‌اند.
#مجله_دانستنیها شماره 146 - #دانستنیهاآنلاین

Post has shared content
به روال هر سال، نشریه‌ی علمی «#نیچر» #ده_چهره‌ه_برتر_دنیای_علم امسال را انتخاب کرد. در کنار هفت دست‌آورد تحقیقاتی شگرف (شامل اصلاح ژنتیکی جنین انسان، عصب‌های مصنوعی، ملاقات با پلوتو، باستان‌شناسی ژنتیکی، ابررسانای گرم، زیست‌شناسی سنتزی برای تولید مواد مخدر و ره‌یافت‌های جدید برای روش تحقیق)، سه موضوع به‌ظاهر غیرعلمی نیز جزو مهم‌ترین رویدادهای علمی سال انتخاب شده‌اند؛ پیمان آب‌وهوایی پاریس، توافق هسته‌ای ایران با ۱+۵ و افشای آزار‌های جنسی در دانشگاه برکلی. اگر شما هم مانند «#کارل_ساگان» فقید اعتقاد داشته باشید که «علم‌پیشگان، جهان اطراف را بررسی می‌کنند تا بشر بتواند بهتر زندگی کند»، با ما هم‌عقیده خواهید بود که سه مورد آخر، مهم‌ترین دست‌آورد امسال دانشمندان، برای زندگی بهتر روی این سیاره‌ی خاکی است.
با این ده دانشمند در سایت #پروفسورها آشنا شوید.

Post has shared content

Post has shared content
شاید به‌یادماندنی‌ترین تصویر علمی سال ۲۰۱۵ برای عموم مردم، نمای سطح پلوتو و قلب سفیدش باشد؛ اما تصاویر حیرت‌انگیز دیگری نیز طی ۱۲ ماه گذشته ثبت شده. مانند موج ضربه‌ای حاصل از شکسته‌شدن دیوار صوتی، نبرد حیوانات و نماهای نزدیک از اجسام ریزی که جزئیات تازه‌ای را آشکار کرده‌اند. «Nature»، معتبرترین نشریه‌ی علمی جهان در آخرین شماره‌ی خود ۱۸ عکس را به‌عنوان برترین تصاویر علمی سال انتخاب کرده که از آن میان،۱۴ تصویر را برای شما گلچین کرده‌ایم.

‌

Post has shared content
۲/۳ میلیارد نفر از مردم جهان، به توالت‌های تمیز و بهداشتی دسترسی ندارند و همین موضوع، عامل بیماری‌های متعددی در کشورهای فقیر است. اما به تازگی، پژوهشگران دانشگاه «#کرن‌فیلد» #انگلیس سیستم جدیدی برای #توالت طراحی کرده‌اند که بدون نیاز به آب، #فضولات انسان را به #الکتریسیته و #آب_تمیز تبدیل می‌کند. این سیستم که «#توالت_نانوغشا» نام گرفته، امسال در کشور #غنا آزمایش خواهد شد.

Post has shared content
#درگذشت_اینانلو که عاشق طبیعت ایران بود
#علی_رنجبران | راستش من اصلا مرحوم اینانلو را نمی‌شناختم، یعنی هیچ آشنایی شخصی با ایشان نداشتم. یک بار برای یک مصاحبه به ایشان زنگ زدم که جور نشد و همین. نظرات و اظهارنظر‌های مختلفی هم راجع به آن مرحوم می‌شنیدم. برخی او را ستایش می‌کردند و برخی دیگر نقد‌هایی را به وارد می‌دانستند و… اما من همان‌طور که گفتم، چیزی درباره‌ی شخصیت او نمی‌دانستم. به همین خاطر هم نمی‌خواهم دیگر در این باره چیزی بنویسم. او در زندگی شخصی‌اش هر که بود و هر کاری کرده بود، ابدا به من ربطی ندارد.
اما بسیاری از کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند، در این نکته با هم، هم‌داستان هستند که اینانلو عاشق #طبیعت_ایران بود. برای من به شخصه، #محمدعلی_اینانلو کسی بود که در یکی از نخستین برنامه‌های تلویزیونی ایران، درباره‌ی #محیط_زیست حرف می‌زد. او کسی بود که از زیبایی‌های ایران‌زمین می‌گفت و نقش موثری در علاقه‌مندی بسیاری از ایرانیان به طبیعت این کشور داشت. از خلال صدای اعجاب‌انگیز او بود که بسیاری از ما در سال‌های دور، با عجایب طبیعت #ایران آشنا شدیم و درباره‌ی سرزمین‌مان بیشتر دانستیم. محمدعلی اینانلو به همین یک دلیل، یک شخصیت رسانه‌ای موفق بود که نقشش را به بهترین شکل ممکن در #حفظ_طبیعت_ایران بازی کرد. او به‌همراه #اسماعیل_میرفخرایی، بی‌شک تاثیر فراوانی روی کار رسانه‌ای در حوزه‌ی محیط زیست گذاشته‌اند.
راستش وقتی از این زاویه به ماجرا نگاه می‌کنم، دیگر اهمیتی ندارد که او روزی #شکارچی بوده یا این‌که حتی تا همین اواخر #شکار می‌کرده یا نه. ای کاش همه‌ی شکارچی‌ها مثل محمدعلی اینانلو بودند و همه‌شان همان‌قدر که او طبیعت ایران را دوست داشت، به طبیعت عشق می‌ورزیدند. از لابه‌لای اظهارنظر‌های دیگران درباره‌ی او، می‌توان فهمید که اینانلو خودش هم آن‌قدر‌ها اسیر سانتی‌مانتالیسم حاکم بر فضای محیط زیست نبود. ظاهرا او به‌خاطر پیشینه‌اش، خوب می‌دانسته که انکار شکار و شکارچی و بیمار دانستن این افراد و محکوم کردن هر گونه شکار، نه‌تنها راه به جایی نمی‌برد، بلکه محکوم به شکست است؛ چون به این حقیقت آگاه بود که #حفاظت_از_محیط_زیست و #حیات‌وحش، با انکار شکار و شکارچی امکان‌پذیر نیست. امیدوارم حالا که محمدعلی اینانلو نیست تا به تلاشش ادامه دهد، کسان دیگری باشند که راه و روش واقع‌بینانه‌ی او را در برخورد با مسائل محیط زیست دنبال کنند.

#مجله_دانستنیها شماره ۱۴۶ – #دانستنیهاآنلاین
#سایت_پروفسورها

http://professorha.ir/%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88-%DA%A9%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF/
Wait while more posts are being loaded