Profile cover photo
Profile photo
سید مهدی موسوی
5,077 followers -
مهم نیست اگه پیاده هستی، مهم اینه كه با پیاده باشی
مهم نیست اگه پیاده هستی، مهم اینه كه با پیاده باشی

5,077 followers
About
Posts

Post has shared content
به قول اون دوستمون، یه سری شعار مرگ بر آمریکا رو به خودشون میگیرن...
همچین میگن شهدای غواص رو سیاسی نکنید انگار تو مسابقات واترپلوی المپیک به شهادت رسیدند!
Photo

Post has shared content
...
درمانده ام مانند سرداری که دیده، کل فتوحاتش شبی رفته است بر باد
مانند دانشمند محزونی که فهمید، روزی سفیری داده نامش را به موساد

ح.الف.غریبه
#شعرهای_یک_غریبه
Photo

Post has shared content
البته هنوز ندیدم این مستند رو.
برای خرید و دانلود به لینک زیر برید:
33sal.ir
شقشقیه بعد از «33 سال سکوت»
اگر ایرادی در کشور هست، تکرار می شود و به رغم تذکرها اصلاح نمی‌شود و بدتر از این، ژستی گرفته می‌شود که ما در این مورد همه چیز تمام هستیم، دیگر باید فریاد زد و همه را آگاه کرد.
«33 سال سکوت» این کار را انجام داده است. فریادی زده بر سر مسئولان و مردم کشور، که شما که دائم از دفاع از ارزش‌ها و پیاده‌سازی منویات امام و رهبری می‌گویید، این مشتی نمونه‌ای از خروار است. سرباز وطن که حالا بی وطن شده است. بد وطن شده است. پناه برده به همان کشوری که با بمب‌های شیمیایی‌اش این بلا را به سرش آورده است و حالا مزورانه دارد به مداوای بیماران بمب‌هایش می‌پردازد.
ابوالفضل دوزنده، سرباز داوطلب جبهه‌های میهن، که رفته بود از خاک کشورش دفاع کند، زخمی می‌شود و دکترهای داخلی می‌گویند بسوز و بساز! اما حقش را می‌گیرد و به آلمان اعزام می‌شود، دکترهای آنجا چیز دیگری می‌گویند. عمل اول انجام می‌شود ولی دو روز قبل از عمل دوم سفارت ایران اعلام می‌کند دوزنده باید به ایران برگردد و دیگر ریالی برای او هزینه نمی‌شود، عمل دوم با هزینه شخصی پروفسور سمیعی رایگان انجام می‌شود، اما سرباز زخمی وطن در کشور بیگانه رها می‌شود تا در کیوسک‌های تلفن شب را به صبح برساند و در نهایت پناهنده شود.
هر چند بنیاد جانبازان ایران او را 48 درصد جانباز می‌داند اما آلمان وی را 100 درصد معلول و دارای شرایط لازم برای تابعیت مادام‌العمر می‌شناسد، به قول حاج کاظم آژانس شیشه‌ای «معرفت اون خارجی که ویزا داد بیشتر از توی هموطنه».
فیلم از احمدی‌نژاد تا هاشمی رفسنجانی و حتی از سپاه و بنیاد شهید و ایثارگران  انتقاد می‌کند، انتقاد تند و تیز چه از بی‌تفاوتی احمدی‌نژاد به خودکشی یک دانشجو تا قایق سواری و جت‌اسکی‌بازی رفسنجانی در سد لتیان، جایی که کاخ شاه ملعون پهلوی بوده و حالا با حفاظت سپاه، منطقه ییلاقی رفسنجانی و خانواده‌اش شده است.
«من در میان شما باشم و یا نباشم، به همه شما وصیت و سفارش می‌کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون، در پیچ‌و‌خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند»؛ این جمله امام راحل‌مان را همه فقط قسمت اولش را شنیده‌اند اما تقریبا می‌شود گفت سیاست‌های دوره سازندگی باعث شد پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند، مثل ابوالفضل دوزنده. و در آینه مقابل میدان شارل دوگل فرانسه نمایش داده می‌شود که همواره پاسداشت جانباختگان جنگ جهانی در آنجا به راه است.
فریاد بلند «33 سال سکوت» در فیلم خیلی خوب آشکار شده و اعتراض به حق دوزنده و دوزنده‌ها مطرح شده بی آنکه لگدی به نظام و کشور بزنند، اتفاقا دوزنده عاشق کشور و رهبر و هموطنانش هست، اما دل پری از غارتگر بیت‌المالی دارد که باعث شده تا او و همسنگرانش به فراموشی سپرده شوند.
فیلم حکایت سکوت شرافتمندانه‌ای‌ست که بعد از سی و سه سال شقشقیه‌ای در زبان جانباز مطرود وطن می‌شود و دوزنده را جلوی دوربین می‌آورد، اما در نهایت با تاسف کامل حنجره‌اش در اثر سرطان، خارج می‌شود، جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد. باز هم سکوت دوزنده ادامه می‌یابد ‫و این بار کارگردان در نقش حنجره دوزنده‌ها، سی و سه سال سکوت را ساخته است.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940227001368

33sal.ir

+Mohsen Akhavan +Hossein Shamaghdari 
Photo

Post has shared content
توئیتری در تمسخر سران کشورهای دیکتاتوری عرب:
کسی که با انتخابات روی کار اومده، دستش رو بلند کنه! :)
Photo

Post has attachment
امروز دوشنبه 31 فروردین، روزنامه وطن امروز، صفحه فرهنگ و هنر خودش رو به معرفی آخرین کتاب خانم سارا عرفانی اختصاص داده بود. 
انتظار نداشتم نویسنده کتاب و همسرشان اینقدر از این معرفی ـ نقد ناراحت بشوند. اگر هنوز این رمان جذاب و فوق العاده را نخوانده اید، لطفا متن روزنامه را نخوانید! 
بخشی از متن معرفی:
اینکه یک رمان بتواند ذهن خواننده را تا مدت‌ها به خود مشغول کند، دستاورد کوچکی نیست و برای من در خواندن «پنجشنبه فیروزه‌ای» چنین اتفاقی افتاد؛ اثری که اواسط اسفند ماه 93 رونمایی شد و نگاه جمعی از اصحاب قلم را به خود جلب کرد.

کل متن برای آنهایی که قبلا کتاب را خوانده اند:
http://vatanemrooz.ir/?nid=1580&pid=13&type=0
Photo

Post has attachment
هفدهمین قسمت از خاطرات یک نویسنده دوزاری منتشر شد
بابای یک ساعتی
به فریده فکر می‌کنم که بقیه میانه‌ی خوبی با او ندارند. به صدای اذانی فکر می‌کنم که وقتی از تلویزیون پخش شد، خیره شده بود و گوش می‌داد. پرستار می‌گفت عاشق صدای اذان است... وقت‌های دیگر را نمی‌دانم اما آن بعدازظهری بچه‌های آنجا به «عموپورنگ»ی که پخش می‌شد نگاه نمی‌کردند، عموها و خاله‌های واقعی مهمان‌شان بودند...
متن کامل را در لینک زیر بخوانید. عکس تزئینی است...
/ http://kavirneshin.ir/post/260
Photo

Post has shared content

Post has shared content

Post has shared content
رسم نیست؛ ننگ است
-----
صدای انفجارهای کوچک و بزرگ از این سو و آن سوی خیابان ها و کوچه ها می آید و من با هر صدایی پشت میزم می پرم! صدای آژیر آتش نشانی و بعدتر سروصدای آمبولانس هم به صدایی ثابت در کنار صدای انفجارها تبدیل می شود. از دیشب کلی سفارش کرده حضرت مادر که امروز زود بروم منزل. هنوز عصر نشده خبر اولین کشته ی امروز را روی خروجی سایت می بینم؛ نوجوانی 15 ساله... به مادرش فکر می کنم...
چیز خاصی نیست البته، هموطنان من مشغول بجا آوردن یک رسم قدیمی هستند؛ چهارشنبه سوری!

از دفتر الف بیرون می آیم، بوی باروت می زند زیر بینی ام؛ هنوز ساعت پنج نشده است. سریع ماشین می گیرم تا مترو، می ترسم معطل شوم، چند روز پیش از بالای ساختمانی جلوی پایم ترقه انداختند، از روی سرم رد شد، خورد به کاپوت ماشینی پارک شده، و بعد مستقیم توی شیشه ی پارکینگ آپارتمانی مسکونی و انفجار و شکستن شیشه ها و ... توی راه خواهرم و مادرم زنگ می زنند ببینند راه افتاده ام یا نه و کجا هستم و دلشوره دارند و ... سنگ فرش های کف پارک سرکوچه جای ترقه ها هست و سیاه شده، پارسال نقاشی های دیواری شهر و منظره های زیبای روی دیوارها نیز همین طور سیاه بود؛ فردا حتماً از این تصاویر زیاد می بینم. شهر پر از مامور است، پر از نیروهای امدادی...

این رسم نیست، ننگ است که روی دامن شهر من نشسته و به اسم شادی کردن، آدم ها را می ترساند و شهر را زشت می کند؛ و فراتر از آن، کسانی را می کشد، می سوزاند، نابینا می کند و خانواده هایی را داغدار. حال بماند چقدر پول امشب دود می شود و می ترکد! من از این رسم که هیچ نشانی از هیچ فرهنگ و تمدنی در آن نیست، بدم می آید؛ حتی اگر هزاران سال قدمت داشته باشد!

من برای رسوم باستانی سرزمینم که نشانی بر تمدن و فرهنگ ایران ماست، ارزش قائلم. هفت سین می چینم، سبزه سبز می کنم. خانه تکانی و خرید عید... اما چهارشنبه سوری ننگی ست که بر فرهنگ ما نشسته و کسی انگار فکر نمی کند امشب چقدر داغ بر دل می نشیند، که چی؟ که عده ای می خواهند به شیوه ای احمقانه شادی کنند و رسمی کهن را زنده نگه دارند! من در این رسم که تو بخاطر ژست ملی گرایانه ی کاذبت تبلیغش را می کنی، هیچ وجه عاقلانه ای نمی بینم!

شاید گفته شود این رسم این گونه نبود، بله، نبود؛ اما سال هاست این گونه شده و وقتی توان برپایی بی خطر این مثلا جشن را ندارید و ننگی بر فرهنگ این سرزمین شده، چه بهتر که نباشد... هیچ شادی ای به داغ یک خانواده، به سقط یک جنین، به سکته ی قلبی یک مادربزرگ، به سوختگی دست و پای بچه ها نمی ارزد...

*****آخرین خبرها می رسد؛ ازدحام مجروحین در بیمارستان سوانح سوختگی مطهری، قطع دست پسر 25 ساله در کرج، سوختگی 75 درصدی نوجوان 14 ساله در تهران... تهران یک فوتی هم دارد که کاش بیشتر نشود...

صدای انفجارها می آید و من با هر انفجاری می پرم و شیشه ها می لرزند...

Post has shared content
کاریکاتور / اقتصاد بیمار ایران
 واردات بی رویه و صادرات وابسته به نفت، اکنون مهم ترین چالش اقتصاد کشور ماست. در واقع دو مشکل فوق، برخلاف تفاوت ظاهری، به منزله دو روی یک سکه اند و هردو با هم، نشانه هایی از نبود سلامت در اقتصاد کشور را یادآوری می کنند
#اقتصاد  
#بیمار  
#نفت  
#تولیدات_داخلی  
#تولید_ملی  
#کاریکاتور  
#صادرات  
#Oil  
http://www.talkhandak.com/1393/12/05/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/
Photo
Wait while more posts are being loaded