Profile

Cover photo
adel bahrami
Attends University of Economic Science
Lives in tehran
8 followers|1,457 views
AboutPostsPhotosVideos

Stream

adel bahrami

Shared publicly  - 
 
 
Quote of Today
1
Add a comment...

adel bahrami

Shared publicly  - 
 
 
یک داستان واقعی به نقل از "سروش صحت" بازیگر ، نویسنده و کارگردان توانمند ایران

صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر می مانم تا تاکسی مورد علاقه ام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی با دست های قوی و آفتاب سوخته و چشم های مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز می گذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبح ها سوار ماشینش می شوم فقط سه چهار بار صدای بم و خش دارش را شنیده ام. ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش می کند. ما هر روز از مسیر ثابتی می رویم، فقط چهارشنبه های آخر هر ماه راننده مسیر همیشگی مان را عوض می کند. یکی از چهارشنبه های آخر ماه به او گفتم «از این طرف راهمون دور می شه ها.» «می دونم.» دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی می رفت و چهارشنبه های آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب می کرد. چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر می رفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت؛ «ببخشید الان برمی گردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد، یک کوچه را تا نیمه رفت و برگشت بعد سوار شد و رفتیم. به دست هایش نگاه کردم، فرمان را آنقدر محکم گرفته بود که ترسیدم از جا کنده شود، اما لرزش دست هایش پیدا بود، پرسیدم «حالتون خوبه؟» گفت «نه.» نگاهش کردم و بعد برایم تعریف کرد.چهل و شش سال پیش عاشق دختر جوانی می شود. چهارشنبه آخر یک ماه دختر جوان به او می گوید خانواده اش اجازه نمی دهند با او ازدواج کند. راننده از دختر جوان می خواهد لااقل ماهی یک بار او را از دور ببیند. دختر جوان قول می دهد تا آخر عمر چهارشنبه آخر هر ماه سر این کوچه بیاید. چهل و شش سال دختر جوان چهارشنبه آخر هر ماه سر کوچه آمده، راننده او را از دور دیده و رفته است. از راننده پرسیدم «دختر جوان ازدواج کرد؟» نمی دانست. پرسیدم «آدرسشو دارین؟» نداشت. در این چهل و شش سال با او حتی یک کلمه هم حرف نزده بود فقط چهارشنبه های آخر هر ماه دختر جوان را دیده بود و رفته بود. راننده گفت «چهل و شش سال چهارشنبه آخر هر ماه اومد ولی دو ماهه نمیاد.» به راننده گفتم «شاید یه مشکلی پیش اومده.» راننده گفت «خدا نکنه» بعد گفت «اگر ماه دیگر نیاد می میرم.»
 ·  Translate
1
Add a comment...

adel bahrami

Shared publicly  - 
 
ماکو
1
Add a comment...

adel bahrami

Shared publicly  - 
 
دریای آروم
ناخدای قهرمان
 نمی‌سازه
 ·  Translate
1
Add a comment...
Have him in circles
8 people
akbar mohamadi's profile photo
Arash makulu's profile photo
Vahed Bahrami's profile photo
Habib Takmil's profile photo
naser teymouri's profile photo

adel bahrami changed his profile photo.

Shared publicly  - 
1
Add a comment...

adel bahrami

Shared publicly  - 
1
Add a comment...

adel bahrami

Shared publicly  - 
1
Add a comment...
People
Have him in circles
8 people
akbar mohamadi's profile photo
Arash makulu's profile photo
Vahed Bahrami's profile photo
Habib Takmil's profile photo
naser teymouri's profile photo
Work
Occupation
felan shoghle aslimun student
Skills
finance management & broker
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
tehran
Links
Story
Tagline
"everything interest me, but nothing hold me . . . and I am someone dealing with a most distressing affiliction have a sentimental heart and ask . . . "
Introduction
در اندرون  من  خسته  دل  ندانم  کیست
که من خموشم و او در فغان و غوغاست

Adel Bahrami
- - - - - - - - - - - - - - - - ----------------------
. . . . . .
Education
  • University of Economic Science
    Financial Management, 2009 - present
Basic Information
Gender
Male
Relationship
Single
Other names
Adel