Profile cover photo
Profile photo
Sooreh Andisheh
About
Sooreh's interests
View all
Sooreh's posts

Post has attachment
تربیت در دوره جدید چگونه ممکن است؟
برای نسل قدیم، تئوری قدرت، یک تئوری قدرتِ به شدت از بالا به پایین بود؛ حالا این قدرت یا از سوی حکومت یا معلم یا استاد دانشگاه یا روحانی یا... بود. الان در همه ی جهان سیستم قدرت از بین رفته است. ما با یک نوع خلأ قدرت روبه رو ایم. این خلأ قدرت برای هیچ چیزی قدرتی باقی نگذاشته است، حتی برای دین. الان وقتی یک روحانی یک حرفی می زند در فضای مجازی چندین نقد به وی وارد می شود. اگر بخواهیم جهان امروز و زندگی امروز را بفهمیم، باید سیالیت اندیشه و قدرت را بفهمیم. حتی قدرتی که بازیگران سینما و فوتبالیست ها و... داشتند در حال از بین رفتن است و مردم و جوانان در حال رویگردانی از این ها هستند و به دنبال افرادی می روند که صاحب ایده و اندیشه باشند.
با فروپاشی همه ی ساختارها و مرزها، چیزی به نام فرهنگ ملی یا فرهنگ مذهبی یا فرهنگ قومی باقی نمی ماند و شکل فرهنگ عوض می شود. یا باید این باز شدن ساختار قدرت را بفهمیم یا دچار فروپاشی خواهیم شد. به عنوان مثال با ورود فضای مجازی ما دست وپایمان را گم کردیم. به جای اینکه به مردم آموزش بدهیم که این چیست و با آن چه باید کرد، منفعلانه با آن مواجه شدیم، تا آنجا که فضای مجازی خودش را به نحو معیوب و مریض بر ما تحمیل کرد و جوانان بیش تر گرفتار آسیب های آن شدند. وقتی ما با غرب عاقلانه و واقعی مواجه نشدیم، غرب برای ما لباس و آرایش شد و ما از بزرگ ترین بازارهای مصرفی لوازم آرایشی در دنیا شدیم.
خلاصه اینکه با توجه به آنچه درباره ی خلأ قدرت گفته شد، دیگر تربیت به روش های قدیمی ممکن نیست. اینگونه نیست که فرزندان به هرچه والدین می گویند اعتماد کنند و بپذیرند، مدام در انبوه سؤال ها و چرایی ها هستند. پس در این شرایط چه باید کرد؟ پدر و مادری می توانند در این شرایط راهنمای فرزندانشان باشند که بفهمند که قدرت گذشته را ندارند، بلکه باید این دنیای جدید و نسبت های بین مؤلفه های این زندگی جدید را دریابند و فهمشان را به فرزندانشان منتقل کنند. این فهم همچون نخ تسبیحی است که همه ی آگاهی ها و دریافت هایی که فرزندشان از جهان پیرامون داشته، به هم متصل و به نحو خاصی معنادار می کند و به او نشان می دهد که در این وضعیت چه باید بکند.

Photo

Post has attachment
منتقد ضامن ادامه امور

نقد در بنیاد خودش، اعتراض است، اما این اعتراض از مسیر آشکار کردن و روایت کردن پدیدار می آید. وقتی شما می خواهید چیزی را آشکار کنید، در واقع تلاش می کنید حجاب هایش را کنار بزنید و افشایش کنید. بصیرتی که در نقد کردن وجود دارد، افشاگری است. برای این کار منتقد کوشش می کند پدیدار را آنگونه که هست، در موقعیتش، در حرکت و حضورش آشکار کند. پدیدارها هر کدام جا دارند و ما با روایت کردنشان می توانیم به فهمی از پدیدار برسیم.
منتقد همین که موضوع خود را آشکار می کند، سخنش را خطرناک کرده است. منتقد، می گوید که یک اثر (مثلا فیلم، غذا، ترافیک و معماری) چه چیزی هست و چه چیزی نیست. به ما نشان می دهد که ادعاهایی که می شود چقدر درست است و چقدر بی اساس است. چرا که در نقد او، آثار و امور نشان داده می شوند و به سرحد امکانهایشان می رسند. نقد اساسا دارد حدود پدیده ها را به خودشان نشان می دهد.
منتقد فیلم در واقع در حال مراقبت کردن از فیلم است. می گوید که تو از عهده چیزی که می خواستی بر نیامدی و به آن راهی که شروع کردی وفا دار نماندی. مراقبت کردن از امور، وظیفه نقد است. منتقد می گوید که من از تو به تو وفادارترم. نقد از همین جهت با دیگر اشکال اعتراض متفاوت است. نقد با آشکار کردن، در کار مراقبت کردن است، ولی یک معترض فراغ بال است. منتقد مسئولیت چیزها را برعهده می گیرد. منتقد ملتفت روایت امور است، ملتفت بنیاد امور است و اینکه بنیاد امور در بحران افتاده است. منتقد اگرچه در تولید آثار و امور دستی ندارد ولی پیگیر مسئولیتی است که هر اثر و امری با بودنش باید حامل آن باشد. منتقدین با نشان دادن اینکه هنوز آن امر محقق نشده و انجام دهنده هنوز از عهده اش برنیامده است، ضامن ادامه امور هستند. 
Photo

Post has attachment
چشم‌انداز اقتصاد ایران

غرفه‌ی مجله سوره در نمایشگاه مطبوعات امسال میزبان نشست‌هایی با موضوع اندیشه و مسائل کنونی سیاست بود. از جمله‌ی مسائل مطرح، چشم‌انداز اقتصاد ایران در نسبت با سیاست‌های دولت جدید و به خصوص در ادامه‌‌ی تحولات در صحنه‌ی سیاست خارجی است. در این زمینه دکتر فرشاد مؤمنی، اقتصاددان برجسته، با حضور در غرفه‌ی مجله سوره به سه مسئله‌ی اساسی که چشم‌انداز اقتصاد ایران در وضع کنونی را تیره‌ کرده‌اند اشاره نمود. اول آنکه گام نخست ضروری، داشتن یک تصویر واقعی و غیرِسیاست‌زده از اقتصاد ایران است اما این امر به دلیل کاستی‌های بنیادین در نظام آمار و اطلاعات کشور و نیز دست‌کاری‌های غیرِمتعارف در دولت‌ها منجر به انتشار آمارهایی شبهه‌ناک برای نمونه در زمینه‌ی عبور از رکود در سال 93 و 94 شده که به لحاظ کارشناسی کاملاً غیرِقابل قبول است. دوم آنکه از نظر ایشان متأسفانه آن هوشمندی و درایتی که در زمینه‌ی سیاست خارجی به منظور تنش‌زدایی وجود دارد، در زمینه‌ی سیاست داخلی نه‌تنها در قوه‌ی مجریه بلکه در کل حکومت وجود ندارد. این در حالی است اگر فضای داخلی مبتنی بر اعتماد متقابل و امنیت نباشد، انتظار دست‌یابی به یک اقتصاد شکوفا، انتظار مطابق با واقعی نیست. اما سومین غفلت اساسی از نظر ایشان آن است که زمانی که مشکلات ما در زمینه‌ی مشاهده‌ی وضعیت واقعی اقتصاد در یک حداقلی بهبود پیدا کرد، تحلیل‌های اقتصادی ما نیز باید قوت پیدا کند؛ چراکه تا زمانی که منشأ وقوع شرایط کنونی را نفهمیم نمی‌توانیم کوشش مؤثری برای برون‌رفت از این شرایط نیز انجام دهیم. در ادامه ایشان با تأکید بر اینکه در حال حاضر چشم‌انداز روشنی در اقتصاد ایران قابل مشاهده نیست، این مسئله را بیشتر ناشی از دست بالا داشتن کسانی خواندند که از ایجاد درگیری، کینه، دشمنی و تنش‌آفرینی در فضای داخلی سود می‌برند. و اذعان کردند که این افراد هنوز به این بلوغ فکری نرسیده‌اند که برخوردهای سیاست‌زده و جناحی، نظام جموری اسلامی را به چالش می‌کشاند نه دولت فعلی را. بدین معنا عدم موفقیت این دولت و ایجاد اختلال در عملکرد آن در نهایت دودش به چشم نظام جمهوری اسلامی خواهد رفت. در این زمینه ایشان نقدهای خود به این دولت و به‌خصوص دولت قبل را متوجه نقد سیاست‌های غلط و پیامدهای آن در آینده‌ی ایران و توسعه‌ی ملی دانست و نه بند کردن به اشخاص به منظور زدوخورد سیاسی. بنابراین به منظور استفاده از فرصت طلایی ناشی از تنش‌زدایی در مناسبات بین‌المللی، باید مسیر تحلیل‌های خود را به سمت برخوردهای غیرسیاست‌زده و از موضع ملی و نه جناحی کانالیزه نماییم و بیندیشیم که چه اشتباهی کرده‌ایم که بی‌سابقه‌ترین سطح فساد و ناکارآمدی در پنجاه‌ساله‌ی اخیر ما را گرفتار خود کرده است.
Photo

Post has attachment
گپ و گفتی با دکتر سید جواد طباطبایی

در نمایشگاه مطبوعات امسال برخی چهره‌های برجسته‌‌ی علوم انسانی همچون دکتر سیدجواد طباطبایی نیز حضور پیدا کردند، البته حضور ایشان با دعوت مجلاتی صورت گرفته بود که اغلب از ایشان مطالبی در آن‌ها منتشر می‌شود. مجله سوره نیز که تاکنون موفق به گرفتن مطلبی از ایشان نشده بود به منظور گفت‌وگو در باب مجله سوره و به وجود آمدن فرصتی برای همکاری در آینده از ایشان دعوت نمود تا در غرفه‌ی این مجله حاضر شوند. دکتر طباطبایی در غرفه‌ی مجله سوره با بیان اینکه «نقد ترجمه» در حوزه‌ی علوم انسانی افزایش یافته از دغدغه‌ی خود در این زمینه سخن گفت. همچنین بیان کرد که کار اصلی این روزهای ایشان تألیفاتی در زمینه اندیشه‌ی سیاسی اروپاست و متأسفانه در حال حاضر توانایی مادی و معنوی لازم برای ادامه‌ی مجموعه‌ی چندجلدی تأملاتی درباره‌ی ایران (نظریه‌ی حکومت قانون در ایران) و به‌خصوص نگاشتن جلد بعدی این مجموعه یعنی پرداختن به دوره‌ی مشروطه تا سلطنت پهلوی را ندارد. ایشان در ادامه پس از اشاره به برخی ناتوانایی‌های به خصوص مادی خود در پاسخ به سؤالی در زمینه‌ی مفهوم «سنت» در آثار خود بیان داشت: منظور از سنت همانطورکه‌ به اجمال در برخی آثار اشاره شده است، مجموعه‌ی فکری است که روی «نص» یا «کتاب» صورت می‌گیرد. در اصل در تاریخ ما چند نص وجود داشته یکی نص دینی، دوم نص ایران باستان و سوم نص فلاسفه‌ی یونان و ما برمبنای این چند ستون اصلی یک سنت و نحوه‌ی اندیشیدن را به وجود آورده‌ایم. در گذشته به این مفهوم به صورتی که ایشان بیان می‌دارند اشاره نشده و قصد ایشان این بوده که یک نحوه تفکر و نظام فکری که در بینابین روشنفکری بی‌اعتنا به سنت و سنت‌گرایان متعصب، در تاریخ ما وجود داشته است را آشکار نمایند. اما این کار متأسفانه به دلایلی نیمه‌کاره باقی مانده است. 
Photo

Post has attachment
بازخواني اسلام وحياني

یکی دیگر از نشست‌های مجله سوره در نمایشگاه مطبوعات امسال با حضور دکتر حکمت‌الله ملاصالحی، استاد و پژوهشگر در حوزه‌ی فلسفه، باستان‌شناسی، هنرهای آیینی و دین‌پژوهی برگزار گردید. در این نشست استاد به ضرورت بازشناخت میراث نبوی و ولایی در این زمان اشاره نموده و  سه پيام مهم شيعه در این زمان را تبیین نمودند. از نظر ایشان اولین و بزرگ‌ترين پيام شيعه آن است که هیچ مسلمانی مجاز نيست از ابزار باطل براي اثبات حقانيت اسلام استفاده کند. از این منظر تنها از طریق آرمان‌ها است که می‌بایست ديگران را با حقیقت اسلام آشنا و باطل را به زیر کشيد. دومین پیام شیعه آن است که ما مجاز نيستيم ميراث نبوي را به طاغوت بسپاريم؛ خطری که به‌واسطه‌ی غفلت از میراث ولایی، در کمین ماست. اما سومین پیام شیعه در این زمان آن است که ما مجاز نيستيم به نام خدا به انسان کفر بورزيم. چراکه این انسان کامل است که در نهایت تجلی‌گاه خدا در زندگی امروز خواهد بود. 
Photo

Post has attachment
بازخواني شيعه در زمانه‌ کنوني
بعد از ظهر جمعه 22 آبان‌ماه دکتر مهدی معین‌زاده، استاد فلسفه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با حضور در غرفه‌ی مجله سوره در نمایشگاه مطبوعات به بحث در باب ماهیت رویکرد شیعی و ضرورت یافتن فهم عمیق در زمینه‌ی‌ تمایز رویکرد شیعی با رویکرد سنی به اسلام در ‌زمانه‌ی کنونی پرداخت. چراکه در این زمانه رویکرد سنی به اسلام قرابت خاصی با رویکرد متافیزیکی غربی دارد هرچند که در حال حاضر قرائت سلفی از اسلام در جنگ نمادین با کشورهای غربی به سر می‌برد. ایشان با اشاره به هانري کربن و اینکه نظر او نقش عمده‌ای در فهم وضع اسلام در زمانه‌ی کنونی خواهد داشت، از این منظر به تبیین تمایز رويکرد شيعي و رویکرد سني پرداختند. البته نکته‌ی قابل توجه در پرداختن به «تمایز» این دو رویکرد به اسلام این است که اينها دو رويکرد هستند و الزاماً تمام کساني که شيعه هستند، «رويکرد شيعي» ندارند. در مورد اهل سنت نيز اينچنين است.
رويکرد شيعه در حقیقت یک رويکرد باطني است و اصل و باطن در آن «امام» است. اما رويکرد سني، یک رويکرد ظاهري به زندگی و دین‌داری دارد؛ يعني ظاهر قرآن در آن ملاک است و همان برای فهم نحوه‌ی زندگی کفايت مي‌کند. بنابراین برخی از اهل سنت و صوفيه اگرچه اهل سنت هستند، اما در حقیقت «رويکرد شيعي» دارند. در اهل تشيع نيز بسياري از کسانی‌ که اهل ظاهرند و رویکرد باطن‌بین ندارند، در حقیقت جزو رويکرد سني قرار مي‌گيرند. بدین معنا تمایز رویکرد شیعه با رویکرد سنی به اختلاف در یکی از اصول دین یعنی امامت ختم نمی‌شود، چراکه در رویکرد شیعی این اصل، همه‌ی اصول دیگر را در حقیقت تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. از این لحاظ رویکرد شیعی مانند رویکرد سنی نمی‌تواند با رویکرد متافیزیکی غرب که در نهایت به خودآیینی و فهم عقلانی انسان از دین ارجاع می‌یابد، سازگاری پیدا کند. چراکه در رویکرد شیعی این امام است که جایگاه بازتنزیل و به نطق درآوردن قرآن و آشکار نمودن حقیقت دین را برعهده دارد. البته این سخنان به معنای تلقی عرفانی از شیعه نیست، چنانکه دکتر معین‌زاده به صراحت اشاره کردند که از منظر کربن شیعه به دلیل اعتقاد به «امام غائب» در این زمان از صوفیه که معتقد به یک «ولی متعین» در هر زمان است، متمایز است.
Photo

Post has attachment
Photo

Post has attachment
Photo

Post has attachment
نشست «تاریخ اندیشه چپ در ایران» در نمایشگاه مطبوعات و در غرفه مجله سوره در صبح بارانی روز دوشنبه 18 آبان با حضور دکتر منوچهر آشتیانی و دکتر محمدعلی مرادی برگزار گردید. در این نشست ابتدا دکتر آشتیانی با مرور آثار مهمی که پیش از این به این موضوع در داخل و خارج پرداخته‌اند اشاره نمود وی سپس به تبیین ماهیت چپ و راست به لحاظ نظری و تاریخی پرداخت و سپس تاریخ ایران را از پیش از اسلام تا زمان حاضر را بر اساس چپ یا راست بودن توضیح داد. ایشان با بیان اینکه حضور در جامعه و اجتماعی بودن مستلزم آن است که یا چپ باشیم یا راست، چپ بودن را مخالفت با انواع نیروهای حاکم استبدادی، محافظه‌کار یا ارتجاعی دانست که در مجموع مخالف و مانع تغییر و تحول در جامعه هستند و از سوی دیگر راست بودن را طرفداری و حمایت از نیروهای حاکم با هدف حفظ وضع موجود دانست. بر این اساس از نظر ایشان هرگونه قیام صالحان و طرفداران خیر علیه طالحون و طرفداران شر در سرزمین ایران، که در سطح تاریخ جهانی بیش‌ترین قیام‌ها را پشت سر گذاشته است، به نزاع چپ یا راست بودن بر می‌گردد. از مزدکیه و مانویه گرفته تا سربداران و امروزه انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، همگی ‌قیام‌‌های ذاتاً چپ علیه نظام سلطنتی و استبدادی 2500‌ساله بوده‌اند. اکنون با انقلاب اسلامی ما وارد جمهوری شده‌ایم و پرونده‌ی قیام علیه سلطنت بسته شده است، البته هنوز رسوباتی از نظام سلطنتی کهن وجود دارد؛ لذا امروزه چپ بودن تلاش برای استقلال و آزادی جمهوریت از نظام امپریالیستی و سرمایه‌داری جهانی و راست بودن تلاش برای وابستگی ما به نظام جهانی کنونی است. 
در ادامه نشست و پس از توضیحات مفصل دکتر آشتیانی، دکتر مرادی با طرح اینکه چپ بودن یک پروژه‌ی اجتماعی بوده است و نباید صرفاً به بحث‌های تئوریک در این زمینه پرداخت. بلکه باید در مورد تغییر در مناسبات اقتصادی مثل تضاد طبقاتی فکر شود و طراحی‌ای صورت گیرد که برای نمونه در مترو که حمل و نقل عمومی است یک آدمی که اصلاً پول ندارد هم بتواند سوار شود، یا فکری شود که علاقه‌مندان فقیر پایین‌شهری هم بتوانند فلسفه بخوانند یا هنرمند شوند. با تمرکز بر این مسائل است که کار تئوریک معنادار است.    
Photo

Post has attachment
عصر یکشنبه سخنرانی دکتر فاضلی در باب تلگرام با شور و حرارتی فراوان از سوی ایشان ایراد گردید. ایشان در این بحث که در غرفه مجله سوره اندیشه و در محفلی با حضور تعداد قابل توجهی از بازدیدکنندگان در نمایشگاه برگزار شده بود، رخداد تلگرامی شدن فرهنگ ایران را به عنوان انقلاب بزرگ در گفتگوی اجتماعی ما توصیف کرده و در ادامه به بررسی مزایا و فرصت های اساسی تلگرام پرداخت، از جمله نقش تلگرام در خودانگیختگی و خودآگاهی ایرانیان نسبت به توانایی هایشان در عرصه شعر، عکس و به خصوص نویسندگی از طنز گرفته تا متون جدی سیاسی و فکری را طرح کرده و تلگرام را زمینه ساز بازآفرینی سنت اصیل ایرانی در آینده به واسطه انباشت سرمایه فرهنگی موجود در این بستر دانست. 
Photo
Wait while more posts are being loaded