Profile

Cover photo
‫علی عبدی‬‎
Attends Yale University
Lives in New Haven
17,161 followers|4,266,499 views
AboutPosts

Stream

 
رفته بودم کنسول‌گری افغانستان در نیویورک که ویزایم را بگیرم. کنسول‌گری افغانستان بر خلاف سفارت کشورهای دیگر که اکثرشان در منهتن و نزدیک سازمان ملل‌اند، جایی دور افتاده از مرکز شهر است، و اگر با ماشین بخواهید بروید یکی دو ساعتی طول می‌کشد. با وجود این «دورافتادگی» و «غربت»، فکر نمی‌کنم تا حالا در هیچ سفارتی این فضای صمیمی، آسان‌گیر و خودمانی را تجربه کرده باشم. نه مدارکم کامل بود، و نه به موقع خودم را رسانده بودم، اما مرد جوانی که پشت میز نشسته بود وقتی پاسپورت ایرانی را دید و اسم و دانشگاهم را پرسید، لبخند پهنی روی صورت‌ش نشست و آن قدر در همان مدت مهربانی کرد که شرمنده‌اش شدم. ساختمان سفارت افغانستان نه گیت امنیتی داشت، نه آدم‌های بروکراتیزه شده. با این‌که قاب کوچکی از اشرف‌غنی روی دیوار بود، اما حضور «دولت» حس نمی‌شد و روابط آدم‌ها به همان نسبت انسانی‌تر بود. قاب بزرگی روی دیوار داشت که یک مرد افغان پا به سن‌گذاشته را نشان می‌داد که نشسته‌بود روی یک تخت در دشتی بزرگ در دامنه‌ی کوه و روزنامه‌ای محلی می‌خواند به اسم «شعر و شور.» امیدوارم با قوی‌تر شدن دولت در افغانستان، عکس اشرف‌غنی نسبت به پیرمرد شعر و شور خوان بزرگ‌تر نشود.
 ·  Translate
119
8
Sahra AD's profile photoElmira Amoly's profile photokhabgard I's profile photoMohsen Rezaei's profile photo
5 comments
 
بمیرم برات کشورم 
 ·  Translate
Add a comment...
 
«زندگی به اندازه‌ای زیباست که همه چیز را می‌توان قربانی آن کرد، مگر شرافت را، که عزیزتر و زیباتر از زندگی است و لایق آنکه زندگی را قربانی آن کرد. این اصل اساسی زندگی من است و هرکس لحظه‌ای در این‌باره تردید کند هرگز مرا نشناخته است.» -- احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار، آزادی بعد از ۶ سال، تبعید به گناباد

«طبعن همه‌ی آدم‌ها در پی زیست بهتر و زندگی شادترند، منتها اگر نگاه فلسفیِ آرمانِ شما شمول و وسعت بیشتری از دایره‌ی آسایش شخصی یعنی دستیابی به آزادی و ارتقاء حقوق انسانی باشد و فقط به دایره‌ی محدود خودتان و خانواده‌تان نگاه نکنید، آنقدر این دلبستگی و آرمان، عمیق و زیباست که با موج‌های کوتاه و بلند تاریخی که می‌آیند و می‌روند، کمرنگ نمی‌شود.» -- کیوان صمیمی، روزنامه‌نگار، آزادی بعد از ۶ سال

«از زمانی که ظالمان مرتکب ظلم شدند، مقابله با ظلم و حس انسان‌دوستی در بشریت نیز برانگیخته شده. کرامت و امنیت و آزادی، اساس و حیات جامعه‌ی انسانی است تا افراد با عزت و سربلندی از مواهب زندگی برخوردار باشند.» -- مصطفی دانشجو، حقوق‌دان، آزادی بعد از ۴ سال

«من آن روزها انتخاب کرده بودم و جلو رفتم. فکر می کنم ناگزیر بودم. آن کارها را باید انجام می دادم، براساس آگاهی.» -- مجید توکلی، دانشجو، آزادی بعد از ۶ سال

آزادی‌شان بر ما مبارک باشد.
 ·  Translate
67
7
Bamdad Irani (‫بامدادی‬‎)'s profile photoSaeid K's profile photoMirza Koochak's profile photoSahar Sam's profile photo
2 comments
 
that is so beautiful for txt
Add a comment...
 

ظریف در مصاحبه با چارلی رز حرف ناراستی زد. حسین آقای نورانی‌نژاد، یکی از همان‌هایی که وجودشان در ایران انکار شد، از زندان اوین خطاب به ظریف این چند خط را نوشته، که جز راست نباید گفت، اما در راه دفاع از منافع ملی پشتیبانت هستیم و هوایت را داریم. این‌که فردی از زندان اوین، و جداشده از پسر و همسر، این چند جمله را بنویسد، لزومن حقانیت سخن‌ش را بیشتر نمی‌کند، اما می‌تواند بعضی از ناقدانِ ظریف را دعوت کند به تأمل بیشتر. 
ایشالا آزادی‌شون.

«از ظریف و هر نیروی سیاسی دیگر انتظار می رود که جز راست نگوید، نه این که هر راستی را بگوید. او نیز تاکنون در این مسیر بوده و طبعا نباید انتظار داشته باشیم که گلر ما گلزنی کند و فوروارد ما گلری کند.او در بازی دفاع از منافع ملی پستی غیر از ما دارد اما خارج از تیم ما نیست. لذا ضمن این که انتظار می رود که ایشان همان ظرایفی را که در تک تک کلمات مذاکراتش با خارجی ها در نظر می گیرد در پرداختن به مسایل داخلی هم در نظر داشته باشد تا سوءتفاهمی درباره مواضعش صورت نگیرد، ما نیز به اندازه مسئولیتی که او در زمین ما دارد باید توقع داشته باشیم و در شرایط سخت او را پوشش دهیم. به نظرم نیازی نبود که آقای ظریف نفیا و اثباتا در باره موضوعی که همواره می گویند خارج ار اختیار قوه مجریه است موضعی بگیرد ولی حالا که در پست غیر تخصصی خود حرکتی زده و از طرفی مشخص است که نخواسته متعرض هم تیمی هایش شود، جا دارد که ما هم بیشتر هوایش را داشته باشیم. در زمین پر سنگلاخ و مه آلود سیاست در ایران دقت به این ظرایف است که با همه سختی هایش ضرورت دارد. در پایان به ظریف می گویم سلام برادر،ما فراموشکار نیستیم و از زندان دعاگویت هستیم و در راه دفاع از منافع ملی همچون گذشته پشتیبانت هستیم و به قدر توان خود هوایت را داریم.»

حسین نورانی نژاد - زندان اوین
 ·  Translate
51
2
‫سین جیم‬‎'s profile photoPayman Ghazanfari's profile photo‫بامداد راد‬‎'s profile photoMohsen Rezaei's profile photo
3 comments
 
فقط توجیه بود و البته ماستمالی حسین جان 
 ·  Translate
Add a comment...
 

این چند خط را حسین وحدانی هم‌خوان کرده همراه با این عکس از جلسه‌ی ظریف در نیویورک. تعارف‌هایش را حذف کرده‌‌ام

«یک چیزی توی این عکس حال مرا خیلی خوب می‌کند. او نوشته‌ای دست گرفته که توی آن به فارسی می‌گوید «میرحسین را آزاد کنید» و به انگلیسی «End Sanctions against Iran». همین کارِ البته نمادین، به سادگی چندتا پیام درست را منتقل می‌کند. اول این که در هر شرایطی «باید» به بی‌عدالتی اعتراض کرد. دوم، موضوع حصر (و زندان و ظلم‌های دیگری که به شهروندان ایرانی شده) یک موضوع کاملن داخلی است. گرفتاری‌ای است برای خودمان که به دست خودمان ایجاد شده و به دست خودمان هم باید حل شود. و «باید» حل شود. این که دولت‌هایی با کارنامه‌ی سیاه‌تر از سیاه در رعایت حقوق بشر - که به راحتی جان میلیون‌ها نفر انسان را سر میز مذاکره معامله می‌کنند یا هر وقت بخواهند شب تاریک را روز روشن جا می‌زنند - بخواهند به حل مشکلات حقوق بشری ما کمک کنند، خام‌ترین خواب و خیال ممکن است. سوم، آن‌چه دیگران «باید» بفهمند این است که تحریم‌ها غیرانسانی است، بیشتر از حکومت به مردم آسیب می‌زند و باید پایان پذیرد. ترکیب ساده و ظریف این سه پیام... امیدوارم می‌کند...»

http://goo.gl/7tZPUc
 ·  Translate
154
11
Bahareh Abd's profile photoSina Shafai's profile photoShagerdak Sabz's profile photoAt. e's profile photo
7 comments
 
سلام سبز ایران بر دولت سبز اسلام
 ·  Translate
Add a comment...
 
آن هفت مرد

در خبرها آمده: «هیأت نظارت بر مطبوعات مجله‌ی زنان امروز را به خاطر عدم رعایت حقوق زنان و ... توقیف کرده‌است.» 

یک‌بار دیگر بخوانیم: هیأت نظارت بر مطبوعات، متشکل از هفت مرد، مجله‌ی زنان امروز را، که به حقوق زنان می‌پردازد، به خاطر «عدم رعایت حقوق زنان!»، توقیف کرده‌است.

چرا «مرد» بودن اعضای هیأت نظارت مهم است؟ اهمیت‌ش این‌جاست که اگر فردی در جایگاه «قدرت» باشد، و قرار باشد برای «زنان» تصمیم بگیرد، و بدتر، صدای گروهی از «زنان» را خاموش کند، «جنسیت‌» او به چشم می‌آید. یک مرد، از آن‌جایی که زن نیست، و تجربه‌های زن بودن نداشته، و به شکل روزمره درگیر جنسیت زنانه نبوده، در جایگاهی نیست که تعیین کند چه چیزی «حقوق زنان» است و چه چیزی نیست. به همین خاطر است که - مثلن - در جوامع دموکراتیک‌تر، وقتی قرار است قوانینی در رابطه با زنان تصویب کنند، وزنِ آرای زنان اهمیت بیشتری از مردان پیدا می‌کند؛ همین‌طور، وقتی قرار است امتیاز یا حقی به رنگین‌پوست‌ها تعلق بگیرد، وزن آرای رنگین‌پوست‌ها بیشتر. در موارد دیگر، مثل خشونت خانگی یا آزار جنسی، وقتی پای دو طرف به دادگاه باز می‌شود، نسبت به جنسیت دو طرف حساسیت وجود دارد، چون نمی‌شود ساز و کارهای اعمال قدرت را سوای بستر اجتماعی شناخت. در نتیجه وقتی هفت مرد، مجله‌ای مرتبط با «حقوق زنان» را، به خاطر «عدم رعایت حقوق زنان!»، توقیف می‌کنند، جنسیت آن هفت نفر، به دشواری قابل چشم‌پوشی است -- هر چند که مسأله‌، با تغییر آرایش جنسیتی این هیأت نیز، لزومن، حل نخواهد شد.

خبر در تابناک http://goo.gl/3DQVE3
 ·  Translate
57
2
hadi alami's profile photoOzer Balooch's profile photoAmin Mir Razi's profile photoMash Maryam's profile photo
5 comments
 
سلام
Add a comment...
 
ادامه‌ی پست قبلی است. اعتراض رسانه‌ای به ممنوعیت حضورم در جلسه‌ی ظریف نتیجه داد. پست اول را اینجا بخوانید http://goo.gl/OMz3AB

فشار افکار عمومی و رسانه‌های جمعی جواب داد. دو ساعت پیش، خانم دیماگیو، مدیر بخشِ ایرانِ مؤسسه‌ی امریکای نو، تماس گرفت و ضمن عذرخواهی خبر داد که در تصمیم‌شان «بازنگری» کرده‌اند و دیگر مشکلی برای ورود من به برنامه‌ی سخنرانی آقای ظریف وجود ندارد. مدیر مؤسسه گفت که در «ارزیابی اولیه» اشتباه کرده‌بودند. البته این حرف‌ها تعارف است. آن‌ها از رسانه‌ای شدن موضوع و زیر سؤال رفتن اعتبار مؤسسه‌ نگران شده‌اند. از روزنامه‌نگاران متعهد و اصحاب شریف رسانه‌ که به رسالت حرفه‌ای‌شان پایبند بودند و در این ۲۴ ساعت با مؤسسه‌ی امریکای نو تماس گرفتند و درباره‌ی این ممنوعیتِ زشت پرس‌وجو کردند و پاسخ خواستند ممنونم. با توجه به این‌که مدیران مؤسسه تصمیم‌ خود را یک‌روزه، آن هم وسط تعطیلات آخر هفته، تغییر داده‌اند، حدس می‌زنم که اصلن پای «تیم امنیتی آقای ظریف» وسط نبوده باشد و شیطنتِ بیجا را - همان‌طور که در پست قبلی نوشتم - هم‌وطنان دیگری کرده باشند که به مؤسسه‌‌ی امریکای نو نزدیک‌اند. عمیقن امیدوارم حدسم اشتباه باشد.

برنامه ساعت ده صبح چهارشنبه در دانشگاه نیویورک برگزار می‌شود و مهمان‌های برنامه - به گفته‌ی مدیر مؤسسه - باید یکی دو ساعت زودتر آنجا باشند تا از گیت‌های امنیتی بگذرند. من در شهر نیوهون زندگی می‌کنم و با این حساب برای رسیدن به برنامه باید کمی زودتر از ۶ صبح از خانه بیرون بزنم تا به قطار اول صبح برسم. اگر سر وقت آنجا باشم قاعدتن - با حساسیتی که برانگیخته شده - با وسواس بیشتری بازرسی می‌شوم و شاید امکان بردن پوستر به داخل سالن یا طرح سؤال از وزیر امورخارجه را پیدا نکنم. تا روزچهارشنبه بیشتر دراین‌باره فکر می‌کنم.

اما از حمله‌های شخصی و توهین‌های کلامی که بگذریم، لپِ مطلبِ گروهی از منتقدان در این ۲۴ ساعت این بود که «نکند مطرح کردن بحث حقوق بشر در ایران در برنامه‌ی دکتر ظریف در نیویورک، در برهه‌ی حساس کنونی، به ضرر مذاکرات هسته‌ای باشد.» من به این منتقدانِ خیرخواه و خیرپیشه که دغدغه‌ی سعادت هم‌نوعان‌شان را دارند احترام می‌گذارم. دغدغه‌ی همیشگی من، به عنوان یک دانشجوی ایرانی ساکن امریکا، در تمام فعالیت‌های جمعی و فردی در طول این چهار سال، چه در دوره‌ی دولت پیشین و چه دولت فعلی، مخالفت با سه چیز بوده: «جنگ، تحریم، و نقض کرامت ایرانیان داخل کشور.» در نتیجه نه با این نقد ناآشنا هستم و نه با آن سر ناسازگاری دارم. اما به نظرم می‌آید که مصداق درستی برای آن انتخاب نشده‌است.

به باورم مهم‌ترین ابزار دولت برای پیشبرد برنامه‌هایی که پیش از انتخابات به آن‌ها وعده داده‌است، استفاده‌ی بهینه از سرمایه‌ی اجتماعی انتخابات ۹۲ باشد. بدون این سرمایه‌ی اجتماعی و حمایت مردمی، نه امکان چانه‌زنی با دلواپسان داخلی فراهم است و نه توان اقناع طرف خارجی وجود دارد. این مهم اما به دست نمی‌آید جز با دفاع دولت از حقوق شهروندی، ایستادگی سر قول‌های ایام انتخابات، و نظارت بر حسن اجرای قانون، با همه‌ی کم و کاستی‌هایش. یکی از قول‌های آقای روحانی در ایام پیش از انتخابات «رفع حصر» بود. به نظر می‌رسد که دولت در این راستا کوشا نبوده‌است. یادمان نرود که یک نفر در ایران به خاطر بالا بردن پوستر میرحسین به هفت سال زندان محکوم شده و دیگری به خاطر فعالیت‌های انتخاباتی برای آقای روحانی به زندان رفته. تازه این‌ها نمونه‌‌ی افرادی است که به رسانه‌ها دسترسی دارند و «خودی»‌اند. خیل کثیر افرادی که در ایران به زندان می‌افتند یا از حقوق‌ اجتماعی‌شان محروم می‌شوند «ناخودی‌»اند و بی‌صدا. یادآوری مطالبات انباشته‌ی بخشی از مردم به نماینده‌ی دولت، سوای آن‌که حق و وظیفه‌ی شهروندی است، یک فرصت است نه تهدید. ما مردم رعیت نیستیم که برای سیاست‌مداران‌مان دست و هورا بکشیم. اگر ما مردم اسیر گفتمانِ دولت‌ساز و ایدئولوژیک «برهه‌ی حساس کنونی» بشویم، نه به دولت کمکی کرده‌ایم، نه به پیشبرد مذاکرات هسته‌ای، نه به سعادت هم‌نوعان‌مان.

و رفیقانه پیشنهاد می‌دهم که ایرانیان دموکراسی‌خواهِ مخالفِ تحریم و جنگ که خارج از کشور زندگی می‌کنند عرصه‌ی حقوق بشر را برای جنگ‌طلبان و مدافعانِ تحریم خالی نکنند. حقوق بشر، مخصوصن در سال‌های اخیر، تبدیل به «صنعت حقوق بشر» شده تا برای سیاست‌هایِ مردم‌کُشِ بعضی سیاست‌مداران غربی، توجیه‌های اخلاقی دست و پا کند: «به ایران حمله‌ی نظامی کنید چون ناقض حقوق بشر است» یا «با ایران توافق نکنید، چون بهمان.» اگر مخالفانِ جنگ و تحریم درباره‌ی نقض حقوق بشر در ایران سکوت کنند، عرصه را برای یکه‌تازیِ کسانی بازمی‌گذارند که از هیچ قدمی در به نتیجه‌نرسیدنِ مذاکراتِ هسته‌ای نگذشته‌اند. حضور در برنامه‌ی ظریف، در حضور رسانه‌های جمعی، با دو پوستر «تحریم‌های ظالمانه علیه مردم ایران را پایان دهید» خطاب به دولت امریکا، و «در رفع حصر کوشا باشید» خطاب به نماینده‌ی دولت ایران، آن صدایی است که به نظرم این سال‌ها جای کمتری در رسانه‌های رسمی پیدا کرده‌است.

دو سال دیگر - به احتمال زیاد - من دوباره به آقای روحانی رأی می‌دهم. اما به سمت دولت او، و هیچ دولت دیگری، غش نمی‌کنم. پیشنهاد می‌دهم - حتی اگر طرفدار پر و پا قرص دولت هستید - شما هم به سمت آن غش نکنید.

ممنون که مرا خواندید.
 ·  Translate
46
1
Mohsen Sadeghi's profile photo‫علی عبدی‬‎'s profile photoZeiNAB MAS's profile photoHamed Mousavi's profile photo
4 comments
 
علی پوستری که انتخاب کردی امروز عالی بود
ممنونم ازت
 ·  Translate
Add a comment...
 
درباره‌ی حادثه‌ی عربستان

۱- در چند سال اخیر، «نجات دختران ایرانی از شیخ‌نشین‌های دوبی» از پربسامدترین روایت‌هایی بوده که امکان بروز ملی‌گراییِ مردانه‌ی ایرانی را فراهم می‌کرده. محافظت از تنِ زنانِ ایرانی مقابل دست‌درازی و تجاوزِ مرد عرب، دریچه‌ای بوده برای هویت‌یابیِ جمعی مردان در گفتارهای عمومی. وقتی گلشیفته فراهانی در دوبی با مرد جوان عرب عکس انداخت، رگ «غیرت» مردان ایرانی را می‌شد در نظرهای پرشمارشان در شبکه‌های اجتماعی دید؛ تنِ گلشیفته، به مثابه‌ی ناموسِ وطن، به تصاحب مرد «اجنبی» درآمده‌بود. یا وقتی گلشیفته، تنِ عریانش را نشان مردهای اروپایی داد، «آبروی» وطن را برده‌بود، و ماند تا با «لباس موقر» لیلا حاتمی در جشنواره‌ی کن بازپس‌گرفته‌شود. سویه‌های مردسالارانه‌ی ملی‌گراییِ ایرانی نتیجه‌ی آنی دیگری هم داشته: پیوند خوردنِ بدنِ زنان با تمامیت و امنیتِ ارضی؛ انگار که نقضِ مرزِ بدنِ زنان توسط دیگری، تجاوز به مرزهای ایران است، ولو به شکل نمادین، و وظیفه‌ی مردان است که از مرزهای هر دو پاسداری کنند. این یکی قدمتی به عمر ملی‌گرایی ایرانی دارد. ملی‌گرایان سده‌ی قبل، مفهومِ ناموس را از دین به عاریت گرفتند و آن را بازتعریف کردند تا هم «عصمت» زنان را در بربگیرد، هم یکپارچگی ملی را. اتفاقی نیست که تلاش زنان برای کنترل بیشتر بر تن‌شان، هنوز هم تهدیدی علیه امنیت خانواده و وطن ترجمه می‌شود.

۲- تعرض جنسی مأموران عربستانی به دو زائر، بستری فراهم کرده تا احساسات ملی‌گرایانه و ضد عرب مجالی برای بروز در عرصه‌ی عمومی پیدا کند و با احساسات شیعی و ضدوهابی پیوند بخورد. اما یک اتفاقی این وسط افتاده: این دو قربانی، زن نیستند، بلکه دو پسر ۱۴ و ۱۵ ساله‌اند، و در نتیجه الگوی غالب برای شکل‌دادن به گفتارهای مردسالار (محافظت از تنِ زنان مقابل تجاوز دشمن) به آسانی فراهم نیست.  هیچ کدام از خبرگزاری‌ها - از رادیوفردا و بی‌بی‌سی فارسی تا ایسنا و فارس - در خبرهای پرشماری که از این حادثه منتشر کرده‌اند، اشاره‌ای به جنسیت‌ دو زائر ندارند. در تمام موضع‌گیری‌های دولتی و حکومتی به لفظ «دو نوجوان» یا «دو عزیز» یا «دو هم‌وطن» اکتفا شده‌است. اگر دل‌مشغولیِ اصلیِ ملی‌گراییِ ایرانی در موضوع «قاچاق دختران ایرانی به دوبی»، جنسیتِ زنان و محافظت از تنِ آنان است، در مورد اخیر نه تنها جنسیت و تنِ دو زائر مطرح نیست بلکه (نا)خودآگاهِ ناآرامِ جمعی، تلاش می‌کند محل اصلی نزاع را جای دیگری قرار دهد. 

۳- تعرض جنسی مأموران عربستانی به دو زائر ایرانی شکلی از تجاوز است و همجنسگرایی نیست. اما به نظر می‌رسد که هراس از گفت‌وگو درباره‌ی تماس جنسی بین دو تنِ مذکر، مخصوصن به شکل تجاوز، به سکوتِ ضمنی درباره‌ی جنسیت دو زائر دامن زده باشد. یک نفر ذیل استاتوس وزیر امورخارجه‌ی ایران به جنسیتِ این «دو نوجوان» اشاره کرده و کامنت گذاشته: «این پسران، ناموس ایران هستند.» چند نفر به این کامنت اعتراض کرده‌اند. یکی نوشته «ناموس برای دخترهاست نه پسرها!» دیگری ادامه داده: «از بس پسرها آرایش می‌کنند!» دیگری ادامه داده: «کار به جایی رسیده که دخترها می‌گویند پسرها ناموس‌اند! لابد چند وقت دیگر هم می‌خواهید به ما (پسرها) تجاوز کنید!» دیگری ادامه داده: «این دو نفر دو تا دختر بودند نه پسر! و ناموس این  و آب و خاک‌!» تأمل در ابهام‌هایی که حول معنی و دلالت‌های اجتماعی «ناموس» و «پسر» شکل گرفته‌، و دقت در شیوه‌ی اطلاع‌رسانی رسانه‌ها و مقامات رسمی، ما را با الگوهای مردانگی مسلط ایرانی بیشتر آشنا می‌کند. هر چه هست، به نظر می‌رسد که رهبر ما دیگر آن پسر «سیزده‌ساله‌‌»‌ی رزمنده‌‌ای نیست که خود را زیر تانک انداخت تا از «ناموس و مام وطن» دفاع کند.

۴- این چند روز، در صفحه‌ی فیس‌بوک پادشاه عربستان، و در اعتراض به تعرض جنسی به دو زائر ایرانی، دو تصویر بیش از بقیه توسط ایرانی‌ها به اشتراک گذاشته‌شده: اولی تصویر قاسم سلیمانی، سردار جنگ، با چشمان قرمز گود، صورت زخم‌خورده و و ریش و موی جوگندمیِ اصلاح‌شده، نمادی از گرایش‌های ملی-شیعیِ ضدوهابی، و احیاگر نوستالژی سرکوب‌شده‌ بعد از افول امپراطوری ایران؛ و دومی تصویر مهدی طارمی (گلزن پرسپولیس به النصر)، با مدل موی ساید‌-شِیو-تاپ‌-لانگ و صورتِ تخس، نمادی از شروریتِ جوانِ متولد دهه‌ی هفتاد، برخاسته از توده‌ی بی‌شکل، که تصمیم گرفت با سربریدنِ رقیب، به احساسات ملی‌گرایانه‌ی صدهزار تماشاگر و لابد میلیون‌ها بیننده پای تلویزیون پاسخ بدهد. اتفاقی نیست که میدان فوتبال را به آوردگاه تشبیه می‌‌‌کنند و ورزشکاران را مانند سرداران، دلاور و سلحشور می‌نامند. اما مردانِ میدانِ جنگ و فوتبال، و یا آن‌هایی که جلوی سفارت عربستان تجمع کردند تا از «ناموس و غیرت» ایرانی دفاع کنند، تنها نمادهای ملی‌گراییِ مردانه‌ی ایرانی نیستند. 

وجهِ نمادینِ ملی‌گراییِ مردانه‌، جایگزین‌های دیگری نیز دارد: از جمله در تصاویر مرد مسلمان، شیعه، درس‌خوانده‌ و فرنگ‌رفته‌‌ای که با ریش‌پروفسوری و کت و شلوار اتوکشیده و تمیز، نزدیک به دو سال است با قدرت‌مندترین رهبران دنیا پای میز مذاکره  می‌نشیند و گفت‌وگو می‌کند.

----------
(عکس از خبرگزاری فارس از تجمع جلوی سفارت عربستان)
 ·  Translate
148
17
Ali Aghamohammadi's profile photoalireza mos's profile photomilad gudarzi's profile photoShagerdak Sabz's profile photo
26 comments
ari m
 
+Ieila Talabi
اونم که از اوناست
 ·  Translate
Add a comment...
 
پیشنهاد می‌کنم اگه فرصت دارید، این گفت‌وگوی چهل‌دقیقه‌ای رو که دیروز از برنامه‌ی حذف و اضافه‌ی شبکه‌ی سه پخش شده ببینید. در کنار صراحت کلام، بلاغت گفتار، و شجاعت مدنی آرمان ذاکری - که در همین فرصت کوتاه تلاش کرد علوم اجتماعی و نقد قدرت رو به هم پیوند بزنه و صدای بی‌صدایانی مثل سعید مدنی و یاشار دارالشفا باشه - روادارترشدنِ سیاست‌‌گذاران برنامه هم قابل تحسینه. بر خلاف موارد مشابه قبلی، مجری برنامه تلاشی برای سرهم‌بندی و پایان گفت‌وگو نکرد، و مهم‌تر، گفته‌هایی از سارا شریعتی (البته بدون اجازه‌ی ایشون) از رسانه‌ی ملی پخش شد. من امروز با روابط عمومی شبکه‌ی ۳ تماس گرفتم و به خاطر این برنامه‌ی خوب و شکستن تک‌صدایی ازشون تشکر کردم. اگه صلاح دیدید، شما هم تماس بگیرید: ۲۷۸۶۳۰۰۰
 ·  Translate
103
16
Malihe Riazi's profile photoMr Wolf's profile photosomayeh bahadori's profile photoErfan Y's profile photo
Add a comment...
 
امروز روز جهانی علیه همجنسگراهراسی است

در این سال‌ها، شاید هیچ مسأله‌ای به اندازه‌ی همجنسگرایی، اوقات آدم‌هایی که به یکدیگر نزدیک‌ایم و دوست‌شان دارم را تلخ نکرده. یادم هست یک بار رفیق شفیقی پیام زده‌بود - در ایام انتخابات - که صفحه‌ی من را به پدر و مادرش معرفی کرده‌ اما از زمانی که آن دو بزرگوار، یکی از مطلب‌های صفحه درباره‌ی همجنسگرایی را دیده‌‌اند تصمیم گرفته‌‌اند این‌جا را دنبال نکنند. آن رفیق پرسیده‌بود که آیا ارزش‌ش را دارد که «این چیزها» را بنویسم و باعث شوم «حرف‌های خوب» دیگرم هم خوانده نشود؟

به آن رفیق گفتم که به باورم قضاوت منفی علیه همجنسگرایان به خاطر گرایش‌ جنسی‌شان، تفاوت ماهوی با تبعیض علیه افغان‌ها به خاطر افغانستانی بودن، یا زن‌ها به خاطر جنسیت‌شان، یا مسلمانان به خاطر دین‌شان ندارد. چه‌طور می‌شود نسبت به تصمیم فلان مدیر کل استان شمالی کشور برای اخراج مهاجران افغان حساسیت نشان دهیم و آن را مصداق نقض کرامت انسان بدانیم، اما نسبت به جرم‌انگا‌شته‌شدن روابط همجنس‌خواهانه در قوانین کیفری مملکت ساکت باشیم؟ چه‌طور می‌شود خشونت‌ کلامی و متلک‌های خیابانی علیه زنان را زشت بدانیم، اما از توهین‌ به مردانی که - مثلن - زیر ابروی‌شان را برمی‌دارند یا لاک می‌زنند سرسری بگذریم؟ چه‌طور می‌شود تمام‌قد - و به درستی - پشت حقوقِ مسلمانانِ مهاجر کشورهای اروپایی و امریکای شمالی بایستیم، اما حقی برای زیست اجتماعی همجنسگراها قائل نباشیم و آن‌ها را «کونی» و «اواخواهر» خطاب کنیم؟

همجنسگرایی، مانند دیگرجنسگرایی، نه یک بیماری است، نه یک اختلال روانی، نه صادر شده از غرب، نه غیرطبیعی، نه غیراخلاقی. اما تبعیض‌های رفتاری و گفتاری علیه افرادی که روابط همجنس‌خواهانه دارند، یک بیماریِ اجتماعی‌ است، یک اختلال فرهنگی، غیراخلاقی، و اتفاقن صادر شده از غرب در دوران استعمار. طنز تاریخ است که حاکمانِ امروز ایران و بخش قابل توجهی از افکار عمومی همان مواضعی را درباره‌ی روابط اروتیک بین دو هم‌جنس دارند که استعمارگرانِ اروپایی بیش از صد سال قبل درباره‌ی مردمِ کشورهای مستعمره‌شان داشتند. رواداری نسبت به همجنس‌خواهی، زمانی نشانه‌ی زوال اخلاقی مردم ایران بود در چشم اروپایی‌ها، و حالا نشانه‌ی زوال اخلاقی غرب به چشم ما.

تغییر باورهای فرهنگی جز با گفتن و نوشتن و تغییر شرایط عینی اجتماعی به دست نمی‌آید. با «هیس‌هیس» کردن و جلوی گوش‌ها را گرفتن، نه به کاهش رنج دیگران کمک کرده‌ایم، و نه حتی به خودمان، تا شجاعانه با مسائلی که آن‌ها را تابو می‌انگاریم روبه‌رو شویم. به آن رفیق شفیق گفتم که امیدوارم «حرف‌های خوب» دیگرم باعث شود که «این چیزها» نیز خوانده شود.
 ·  Translate
33
4
Iman Shahrvandnegar's profile photosajedeh safari's profile photoSa Mo's profile photoA.R. Kazemi's profile photo
12 comments
 
+علی عبدی عمومیت داشته باشه و در طبیعت پذیرفته شده باشه که همجنس گرایی هیچ کدومش رونداره. چپ دست بودن در بسیاری کشورها  گرچه اکثریت نیست اما عمومیت داره (یعنی به تعداد بالا قابل مشاهده س) و در ضمن یه اتفاق کاملن طبیعیه که با هیچ مکانیسم طبیعی دیگه ئی تداخل یا تضاد نداره.
 ·  Translate
Add a comment...
 
روز «مرد» به مردانی که «مردانگی»شان را

نه با مخالفت و تضاد با زنانگی، نه با تملک بر بدنِ زن، نه با غیرت، نه با اِعمالِ خشونت و قدرت بر دیگری برای به دست‌آوردنِ حق، نه با عدمِ ابرازِ احساسات، نه با تحقیرِ مردانِ لاک‌زده و آرایش‌کرده و زیرابروبرداشته، نه با توانایی در «کَردن»، نه با گریه نکردن، نه با ناموس‌پرستی، نه با تعداد زنانی که با آن‌ها خوابیده‌اند، نه با تعداد مُشت‌هایی که زده‌اند یا خورده‌اند، نه با تعداد فحش‌های جنسی که داده‌اند یا شنیده‌اند، نه با متلک‌های خیابانی، نه با نظرهای «کارشناسی» درباره‌ی سایزِ بدنِ زنان، نه با «لزومِ» حساب کردنِ پولِ شامِ زنی که با وی بیرون رفته‌اند، نه با لزومِ نان‌آوری، نه با تحقیرِ مردانِ عرب و افغان، نه با همجنسگراستیزی، نه با دورِ بازو و قدرتِ صدا، نه با انجام ندادنِ کارهای «زنانه»، نه با زشت دانستنِ شستنِ ظرف‌های بعد از ناهار، نه با عار دانستنِ عوض کردنِ پوشکِ کودک، نه با کلفتی و اندازه‌ی آلت، نه با کوتاه نیامدن از اشتباه، نه با برنده‌شدن در هر رقابتی به هر قیمتی، و نه با پرهیز از گفتنِ جمله‌ی «دوست‌ت دارم» به کسانی که دوست‌شان دارند،

بلکه «مردانگی»‌شان را با مخالفت با زن‌ستیزی و همجنسگراستیزی و خشونت، و با تلاش برای درکِ دیگری، عدالت‌جویی، برابری‌خواهی، خوش‌خلقی، و عشق‌ورزیدن به آدم‌ها تعریف کرده‌اند، مبارک باد!

همه‌ی ما مردان – من، شما، دیگری – بخشی از خصوصیت‌های دسته‌ی اول را با خود داریم. سعی کنیم به مردانِ دسته‌ی دوم نزدیک‌تر باشیم.
 ·  Translate
101
11
ft moosavi's profile photomelocoffee قهوه ملو‎'s profile photoRousseaue East's profile photoN Nouri's profile photo
7 comments
 
با سلام برادر گرامی همجنس گرایی یک ضدارزش میباشد
همانطور که هیچ حیوانی این کار ناپسند رو انجام نمیده انسانها هم لزومی به انجام این فعل ندارند.
این افراد شخصیت انسانی خودشونو از دست دادند.
قوم زشتکار لوط به خاطر ابداع و رواج و صحیح و حتی ثواب دانستن این فعل زشت با سختترین عذابها نابود شدند و هزاران سال هست که در عالم ارواح عذاب میکشند و میلیونها سال هم بعد از حسابرسی در قیامت عذاب خواهند کشید.
دفاع از یک عمل زشت نشانه گرایش به آن عمل است.
خداوند هرگز از این کار ناپسند راضی نخواهد بود.
موفق باشید
 ·  Translate
Add a comment...
 
۱- با دو شعار «میرحسین را آزاد کنید» به زبان فارسی و «تحریم‌ها علیه ایران را پایان دهید» به زبان انگلیسی در برنامه‌ی دکتر ظریف در دانشگاه نیویورک شرکت کردم. برای دو مخاطب‌ِ متفاوت.

۲- آخر برنامه خطاب دکتر ظریف گفتم که امیدوارم همان‌طور که دولت تدبیر و امید در سیاست خارجی شجاعت دارد، این شجاعت را در دفاع از مطالبات مدنی مردم هم نشان دهد. ظریف، علی‌رغم اصرار مدیر اجرایی برنامه، که از او می‌خواست به حرف‌های من گوش ندهد، روی سن ایستاد، نگاهش را برنداشت، گوش کرد، و صبر کرد تا حرف‌های من تمام شود.

۳- از کلمه‌های سخاوت‌مندانه‌تان ممنونم. اما من یک دانشجوی عادی هستم. نسبتی با شجاعت ندارم. این را از سر فروتنی نمی‌گویم. شجاعت را میرحسین موسوی را دارد و دیگران. به امید آزادی‌شان.

فیلم سؤال آخر را اینجا ببینید
http://goo.gl/vrIhMp
 ·  Translate
246
14
Hamed Shafeian's profile photoMahdi mahdi's profile photo‫اکبر صادقی‬‎'s profile photoAli B's profile photo
31 comments
ahmad h
 
الان شما اینگونه هستی؟
 ·  Translate
Add a comment...
 
به دلایل امنیتی از ورود شما جلوگیری خواهد شد

جواد ظریف هفته‌ی آینده، چهارشنبه، مهمان مؤسسه‌ی «امریکای نو» در نیویورک است. من هم برای شرکت در برنامه ثبت‌نام کرده بودم و قرار بود با موضع همیشگیِ «نه به جنگ، نه به تحریم، نه به نقض کرامت انسانی ایرانی‌ها داخل کشور» در برنامه شرکت کنم. امروز ایمیلی آمد از طرف مدیر امریکایی بخش ایرانِ این مؤسسه، خانم دیماگیو. در ایمیل ایشان آمده که «متأسفانه» به خاطر «یک دلیل امنیتی» از ثبت‌نام من برای برنامه معذور است و امکان ورود من به دانشگاه نیویورک فراهم نیست. توضیح بیشتری خواستم. شماره تلفن‌ش را فرستاد. تماس گرفتم. نیم ساعت باهم گفت‌وگو کردیم. این‌طور که گفت، تیم امنیتی آقای ظریف در نیویورک اسامی افراد ثبت‌نام کننده را چک کرده و روی اسم من خط کشیده و گفته که این آقا حق ورود ندارد. پرسیدم چرا؟ گفت «آن‌ها به ما گفتند که شما سال گذشته برنامه‌ی آقای روحانی با فرید زکریا را به هم زده‌اید.» گفتم اولن این حرف دروغ زشتی است و برنامه‌ی آقای روحانی را کسی به هم نزد. دومن مؤسسه‌‌ی شما همیشه به پیشرو بودن و لیبرال بودن افتخار کرده، حالا چه‌طور شده که حرف تیم امنیتی وزیرامورخارجه‌ی ایران را پذیرفته تا از ورود یک دانشجو به دانشگاه جلوگیری کند؟

خانم دیماگیو گفت که یک راه برای حل مسأله وجود دارد. این‌که «قول بدهید که قصد به‌هم‌زدن برنامه را ندارید. آن‌وقت ممکن است بتوانیم با تیم امنیتی آقای ظریف گفت‌وگو کنیم.» گفتم اولن آن دروغ را تکرار نکنید. دومن من نیازی نمی‌بینم به شما یا هر کس دیگری قول بدهم که چه چیزی بگویم یا نگویم یا پوستری بالا ببرم یا نبرم. این‌قدر ارزش برای خودم و افکارم قائل هستم که جایی نروم که نقش گروگان را داشته باشم و آزادی عملم را بگیرند تا چشم‌ و گوش‌بسته بنشینم و به صحبت‌های چند سیاست‌مدار گوش کنم. به ایشان گفتم که اتفاقی که افتاده را حتمن به اطلاع رسانه‌های خبری فارسی و انگلیسی می‌رسانم که مؤسسه‌ی «امریکای نو» با همکاری «تیم امنیتی ایران» از ورود یک دانشجوی ایرانی به دانشگاه جلوگیری کردند. خانم دیماگیو گفت که تا روز دوشنبه صبر کنم تا آن‌ها گفت‌وگوی بیشتری با تیم امنیتی آقای ظریف بکنند. مشخص بود که از خبری شدن این اتفاق نگران است و می‌خواست وقت بیشتری تلف کند تا خدشه‌ای به وجهه‌ی مؤسسه‌شان وارد نشود.

روزنامه‌نگاران متعدد ایرانی روز چهارشنبه در این برنامه شرکت می‌کنند و به دیدار آقای ظریف می‌روند. بعضی از ایشان در این سال‌ها با تحریم‌های کمرشکن علیه مردم ایران موافق بوده‌اند و برای رسانه‌های انگلیسی‌زبان می‌نویسند. بعضی دیگر خود را اصلاح‌طلب می‌دانند و افتخار هر ساله‌شان سلفی گرفتن با وزیر امور خارجه‌ی ایران است. اتفاقن هر دو گروه از همکاران نزدیک مؤسسه‌ی امریکای نو هستند. در نتیجه یک احتمال دیگر هم باقی‌ست: این‌که این آدم‌ها به مؤسسه‌ی امریکای نو توصیه کرده‌باشند که از ورود من به برنامه جلوگیری شود. امیدوارم که حدس دوم غلط باشد، اما اگر «فقط» پای تیم امنیتی ایران وسط بود، بعید می‌دانم آن «راه حل» از طرف مدیر مؤسسه پیشنهاد می‌شد.

نسخه‌ی انگلیسی اتفاقی که افتاده‌است را دوشنبه منتشر می‌کنم.

پی‌نوشت: بنا داشتم دو پوستر بالا بگيرم. اول "به تحريم‌هاى ظالمانه عليه مردم ايران خاتمه دهيد" خطاب به دولت امريكا، و دوم "براى رفع حصر تلاش كنيد" خطاب به نماينده‌ى دولت ايران. اعتراضم به اين ممنوعيت را از طريق افكار عمومى و رسانه‌هاى جمعى پيگيرى مى‌كنم.

پی‌نوشت ۲: با پیگیری رسانه‌های جمعی، ممنوعیت حضورم در برنامه برداشته شد. اینجا مفصل شرح دادم: http://goo.gl/NZeu9l
 ·  Translate
85
5
‫ار ماییل (ارمایل)‬‎'s profile photoHamed Mousavi's profile photomehdi fallah's profile photoParsa Adiban's profile photo
32 comments
 ·  Translate
Add a comment...
People
In their circles
4,265 people
Work
Occupation
dismantling the order
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
New Haven
Contact Information
Home
Phone
+1 203-361-8098
Email
Story
Introduction
student.
Education
  • Yale University
    PhD Anthropology, 2011 - present
  • Central European University
    MA Gender Studies, 2009 - 2011
  • Sharif University of Technology
    B.Sc. Mechanical Engineering, 2004 - 2009
Basic Information
Gender
Decline to State