Profile

Cover photo
arig ty
94,502 views
AboutPosts

Stream

arig ty

Shared publicly  - 
 
مرگ 2
ماهی‌ دهانش را باز کرد. صدایش در کوه‌ها پیچید. چشمانش به دخترک خیره شده بود. خشم چشمان ماهی‌ دخترک را به عقب انخت. دخترک قلاب آهنی ماهیگیر را بر گلوی ماهی‌ حس کرد. قلاب در سق ماهی‌ مثل خنجر فرو رفته بود. مرد ماهی‌ را بر زمین  انداخت . آهن را از دهانش کند و ...
 ·  Translate
1
Add a comment...

arig ty

Shared publicly  - 
 
انسان
انسان چند تا سیم است، یک عدد پمپ و یک رئیس که آن بالا نشسته است. خون در رگ‌ها میچرخد، پمپ میزند و رئیس هم باید دستور بدهد تا که این مترسکی که بدن هست کاری را به نتیجه برساند. بعضی‌‌ها مترسک هستند، بعضی‌ عروسک خیمه شب بازی و بعضی‌ عروسک خاله بازی. عروسک‌ها ع...
 ·  Translate
1
Add a comment...

arig ty

Shared publicly  - 
 
Isaac
Il était une fois un petit garçon et une gazelle qui vivait ensemble. Le garçonnet était forme, dieu soit loué, mais il lui manquait deux bras.  Dès lors, il n'était pas capable de caresser quoi que ce soit. Étaient-ils heureux ? Ils étaient aussi heureux q...
 ·  Translate
1
Add a comment...

arig ty

Shared publicly  - 
 
کودک
کودکی به پشت در اتاق آمد. در را بست. اتاق خفه شد. زن مرد. کودک از پشت شیشه با زن بای بای میکرد. زن مانده بود که با طفل چه کند. طفل، مانند بدرقه کنندهٔ یک مسافر، از زن خداحافظی میکرد. . زن نیز با طفل بای بای کرد. طفل رفت. کودکی رفت. بچگی‌ رفت. پاکی و صورت تپ...
 ·  Translate
1
Add a comment...

arig ty

Shared publicly  - 
 
Ibraham
Il était une fois un petit garçon et une gazelle qui vivait ensemble. Le garçonnet était en forme, dieu soit loué, mais il lui manquait deux bras.  Dès lors, il n'était pas capable de caresser quoi que ce soit. Étaient-ils heureux ? Ils étaient aussi heureu...
 ·  Translate
1
Add a comment...
Links
YouTube
Apps with Google+ Sign-in