Profile

Cover photo
nas barani
Attended دانشگاه تهران
Lives in Sweden
170 followers|5,374 views
AboutPostsPhotosVideos

Stream

nas barani

Shared publicly  - 
 
آدمك احمدي نژاد همراه با بم اتمي آدمک احمدی‌نژاد در حال کشیدن سیگاری به شکل دینامیت که روی آن نوشتهبرنامه اتمی، در جریان یک کارناوال در شهر دوسلدورف آلمان
 ·  Translate
1
Add a comment...

nas barani

Shared publicly  - 
 
مرد قلبها و فروتنی – لرد کوربتاز کسل ول ۲۰۱۲-۱۹۳۳ سایت یو کی پروگرسیو – ۲۲فوریه، - زیرنویس عکس: لرد کوربت از کسل ول در برابر یک کمیته خانه لردهابر روی مسأله اشرف صحبت می‌کند 'عدم خشونت که کیفیتی از قلب است نمی‌تواندبا تجددید نظر از مغز به دست بیاید' - گاندی. عنوان عزاداری برای یک سیاستمدار در کیسه پر از گفتمان سیاسی امروزغیرمحتمل به نظر می‌رسد، اما این هفته جهان یک مرد نجیب و بزرگ را از دست داد.عنوان رسمی او لرد کوبت از کسل ول ۷۸ساله بود. بقیه ما او را به نام رابین می‌شناسیم واو صبح روز یکشنبه درحالی توسط خانواده‌اش احاطه شده بود پس از یک نبرد طولانی با سرطان ریه درگذشت. او درحالی‌که در چالش سلامتی خود بود عاشقانه برای کسانی که نمی‌توانستندبرای خود بجنگند، جنگید. او در فرمانتل استرالیا به دنیا آمد در کالج هالی گرامردر اسمتویک تحصیل کرد او در سال ۱۹۵۱برای مدت دو سال به خدمت سربازی در نیروی هوایی سلطنتی فراخوانده شد. پس ازپایان آن او به قبیله ما در املاک چهارم پیوست ابتدا با بیمینگهام اونینگ میل وبعداً با دیلی میرور. بار اول در سال ۱۹۷۴به نمایندگی پارلمان انتخاب شد ولی کرسی خود را در سال ۱۹۷۹ از دست داد وسپس در سال ۱۹۸۳ به‌عنواننماینده همل همستد به پارلمان بازگشت. او در سال ۲۰۰۱ به مقامسناتوری ارتقا یافت و مجلس را ترک کرد. من عمداً از حزب او نام نمی‌برم زیرا رابینیک فرد بشردوست اصولی بود که راسخیت، فروتنی، و خلوصش تمجید همکارانش از تمامیجناهها را برانگیخته بود. هرچند این کار او برای دو دهه از طرف مردم تحت ستم ایران بود که موفق بهکسب بیشترین تحسینها شد و جایی که او نهایتاً آشنا شد. او کمیته پارلمانی بریتانیابرای ایران آزاد را تأسیس کرد و در طی سالها حمایت اکثریت اعضای مجلس عوام و ۲۰۰ نفر ازهمکارانش در مجلس اعیان را به دست آورد. او این کمیته را به صدایی قدرتمند برایمردم ایران و مقاومتشان و به‌خصوص ۳۴۰۰نفر مردان و زنان و کودکان پناهنده که در کمپ اشرف تحت تهدید و حملات دائمهستند تبدیل کرد. بحث ما صادقانه بود و اغلب تا دیروقت برگزار می‌شد زیرا او یک مرد بسیارمتفکر بود. لرد کوربت یک رهبر کلیدی در مبارزه بین‌المللی برای حفاظت و امنیت کمپاشرف بود. او عمیقاً از حمله ۸آوری ۲۰۱۱که در آن ۳۴نفر از ساکنان کشته شدند و صدها نفر دیگر مجروح گردیدند ناراحت شده بود.لرد کوربت در یک سخنرانی پر احساس در مجلس قربانیان را 'شجاعترین شجاعان، که درمقابل ظلم و ستم آخوندها با دستان خالی به‌عنوان صدای مردم ایران ایستاده‌اند'خواند. امری غیرمعمول در دولت، رابین همیشه با سرعت رعد و برق حرکت می‌کرد. ظرفچند ساعت پس از حمله، کمیته او مهاجمان را محکوم و قطعنامه فوری ارائه داد. به‌عنوانیک ناظر، من دیدم که این عملکردهای سریع او فعالان رژیم ایران را سر جای خودمینشاند زیرا رابین توجه ناخواسته جهانی را بر اعمال وحشیانه آنها تمرکز می‌داد. ما اغلب در مورد خطرات چندگانه خروج نیروهای آمریکایی، خوش مشربی نخست‌وزیرعراق مالکی با رژیم ایران برای اطمینان از صلح در مرز، ناتوانی سازمان ملل متحد،گوشه نشینی وزارت امور خارجه صحبت می‌کردیم و او در فراهم کردن قطعنامه از طریقکمیته‌اش و دولت انگلستان سریع بود تا این مردم را امن نگه دارد. او یک دست کمک‌کننده در دوران سخت بود و به‌شدت از دست رفته خواهد بود. لرد کوربت با وال هودسون در سال ۱۹۷۰ ازدواج کرد که با او یک دختر به نام پولی هودسون دارندکه یک مقاله‌نویس در روزنامه دیلی میرور است. او هم‌چنین یک دختر و یک پسر ازازدواج قبلی‌اش دارد.
 ·  Translate
1
Add a comment...

nas barani

Shared publicly  - 
 
نخستين گروه از مجاهدان اشرف به عنوان گروه آزمايشی، به سوی کمپ ليبرتی حرکت کردند


به درخواست رئيس جمهور برگزيده مقاومت، دبيرکل ملل متحد، وزير خارجه ايالات متحده آمريکا، نماينده عالی اتحاديه اروپا، امشب 400تن از مجاهدان اشرف به عنوان نخستين گروه آزمايشی به کمپ ليبرتی درجنب فرودگاه بغداد حرکت می کنند.

مجاهدان اشرف صبح جمعه قبل از اقدام برای رفتن به ليبرتی، به زيارت مزار شهيدان در قطعه مرواريد شتافتند، بر مزار جاودانه فروغ ها نماز گزاردند و با ياران خاموش اما پر جوش خود که دنيايی را دگرگون کرده اند، تجديدعهد کردند. از اين پيشتر شماری از سنگهای مزار شهيدان توسط وحوش و مزدوران اطلاعات آخوندها، شکسته شده بود

قبل از ظهر جمعه نماينده ارشد سفارت آمريکا در محل حاضر شد و طبق بيانيه ديروز وزارت خارجه آمريکا تأکيد کرد که ناظران آمريکايی 5روز هفته در ليبرتی بازديد خواهند داشت تا از امنيت و سلامت ساکنان اطمينان حاصل کنند. نماينده ارشد سفارت آمريکا خاطرنشان کرد: خانم کلينتون پيگير موضوع اشرف است. نماينده ارشد افزود که او بايد در بازگشت از اشرف، گزارش تحولات و جابه جايی امروز را برای اطلاع وزير خارجه ايالات متحده ارسال کند.

علاوه براين، نماينده کميساريای عالی پناهندگان نيز اطمينان داد که يک واحد گشت ويژه کميساريای عالی پناهندگان در ليبرتی در دسترس خواهد بود

از بامداد جمعه شماری از ناظران و نيروهای کلاه آبی ملل متحد برای همراهی و نظارت بر جريان انتقال در اشرف مستقر شدند. مسير اشرف تا ليبرتی، پيشاپيش، از سوی نيروهای گوناگون عراقی تحت کنترل و حفاظت شديد قرار گرفته و هليکوپترها بر فراز مسير در حرکت هستند. ناظران ملل متحد، بر انتقال مجاهدين نظارت می کنند.

نيروهای عراقی درجريان بازرسی اموال و خودروها و اعضای مجاهدين حداکثر اشکالتراشی و تأخير و ممانعت را به عمل آوردند. در همين رابطه مارتين کوبلر نماينده ويژه دبيرکل ظهر امروز، برای حل وفصل مشکلات و اطمينان خاطر از آمادگی 400تن از مجاهدين برای حرکت، با پاريس تماس گرفت و با محمد محدثين نماينده ساکنان اشرف در خارج از عراق گفتگو کرد. نماينده ويژه دبيرکل در پايان اين تماس قدردانی خود را ابراز کرد.

بنا بر گزارشها، برای آماده سازی و تضمينهای ضروری در تمام روز ارتباطات بين پاريس، واشنگتن، نيويورک، بروکسل، اشرف و نماينده ويژه دبيرکل برقرار بوده است تا خانواده ها و هموطنانمان اطمينان حاصل کنند.

بيانيه دبيرکل و وزارت خارجه آمريکا در اين رابطه شب پنجشنبه منتشر گرديد. در بيانيه ويکتوريا نولاند سخنگوی وزارت خارجه درباره کمپ اشرف تأکيد شده است:
ايالات متحده آمريکا کماکان به دنبال يک راه حل مسالمت آميز، انسانی برای وضعيت غيرقابل تحمل در کمپ اشرف می باشد. قدم مهم نقل وانتقال داوطلبانه اولين گروه 400نفره ساکنان اشرف به تأسيسات ترانزيت جديد در کمپ آزادی است. ايالات متحده آمريکا از فراخوان سازمان ملل برای دولت عراق و ساکنان کمپ اشرف برای ادامه همکاری و شروع به اين نقل وانتقال مسالمت آميز و بدون تأخير حمايت می کند... ..

ايالات متحده ساکنان کمپ آزادی را رها نخواهد کرد. ما از آنها مرتباً و مکرراً بازديد خواهيم کرد و به کار با سازمان ملل در حمايت از جابه جايی موقت و نهايتاً استقرار امن و مسالمت آميز ساکنان اشرف در خارج از عراق، با مراعات حاکميت عراق و همچنين بر اساس مسئوليتهای دولت عراق برای رفتار انسان دوستانه ادامه خواهيم داد.
 ·  Translate
1
Add a comment...

nas barani

Shared publicly  - 
 
شهيد محمد مختاري
دنياي عجيبيه! بعضيها هستن كه دههها زندگي ميكنن بدون اينكه بفهمن براي چي اومدن و براي چي بايد برن! اما بعضيها هم هستن كه در بهاران زندگي به عمق معناي اون ميرسن و هدف از زندگي رو براي بقيه معنا ميكنن. گويي كه ساليان دراز بودهاند و ساليان طولاني ديگري نيز در يادها خواهند موند. چرا كه مرگ سرخشون اثري جاودان به جاي ميذاره.
«بهتر است ايستاده بر پاهايمان بميريم، تا بر روي زانوان زندگي كنيم/ گر بدين سان زيست بايد پست/ من چه بيشرمم اگر فانوس عمرم را/به رسوايي نياويزم، بر بلند كاج خشك كوچة بنبست…»
«بيتابترين شعلة رزم را/ در باورِ تنومندترين قامت ايستادگي بر ميافرازيم/ در رايت هيهات از ذلتي كه/بي ترديد،/ نصيب دشمن خواهيم كرد»/
«خدايا ايستاده مردن را نصيبم كن كه از نشستهزيستن در ذلت خستهام»

به ياد شهيد سرفراز قيام محمد مختاري كه ايستاده مردن را برگزيد!
براي برجاي گذاشتن يادگاري جاودانه از خود بر خاك اين كرة خاكي بايد چگونه زيست؟ براي زنده كردن ارزشهاي والاي انساني و زدودن غبار از رخ آن بايد چگونه رفت؟ و بايد چگونه خواند؟ راستي وقتي كه ظلم و بيداد و اختناق، وقتي سياهي و تباهي، وقتي شقاوت و پليدي همه جاي ميهن رو گرفته چه بايد كرد؟ بله بايد برخاست. بايد قيام كرد و عليه ظلم زمانه شوريد. بايد نهراسيد و مرعوب سياهي و بيداد نشد. مثل خلقهاي خاورميانه و مثل جوانان و مردم دلاور و بيباك سوريه كه هر روز دهها شهيد رو در راه آزادي وطن فديه ميدهندو همچنان ايستاده ميميرند. جوانان ايران زمين تاريخچهيي از ايستاده مردن را به جاي مردن برزانوانشان در پشت سردارند. جواناني كه از دهة شصت راه مبارزه با رژيم پليد آخوندي رو گشودند و جواناني كه اين مسير رو در قيامهاي سال 88 و 89 پيمودند. محمد مختاري يكي از اين دلاوران بود. جواني غيرتمند كه با خلوصِ نيت و با بيداري و آگاهي اين جمله را دعاي خويش ساخت و از خداوند طلب كرد كه: «خدايا ايستاده مردن را نصيبم كن كه از نشستهزيستن در ذلت خستهام» و در آخرين برگِ دفترِ زندگي خويش تن به ذلت ندادن را به زيباترين شكل به تصوير كشيد!
"محمد"، جواني بود كه تنها 22 بهار از زندگي را تجربه كرده بود. جواني عاشقِ آزاديْ از همة قيد و بندها و به تنگآمده از نشستهزيستن و تن دادن به ذلت. ظلم و بيدادي كه بيش از عمر 22 سالهاش، دفترِ تاريخ ميهن و مردمش را در سياهي و به خون نشانده است. اجيرشدگان وحشي ولايت، در خيابان رودكي، 50 متر مانده به خيابان توحيد، با قلبي سرد و سخت با يك كلت كمري به كتف محمد شليك كردند. شاهدان صحنه ميگويند كه تمامي لباسهاي او غرق در خون بود، اما آن زمان هنوز ميتوانست بر روي پاهاي خود حركت كند و سرانجام بر اثر خونريزي در بيمارستان جان خويش را هدية قيام مردم ايران براي آزادي كرد. بله، براستي كه محمد آنطور كه از خدا خواسته بود ايستاده مرد و از ننگِ نشستن در ذلت رهايي يافت. زهي شرافت در از اين گونه مرگهاي سرخ!
«محمد, برادر جان! چه جاودانه پريدي, چه بي صبرانه پرکشيدي. ميدانم, دلت پر بود از درد نامردي, پر از ضجه, خالي از آزادي. اما چرا اينگونه محمد جان؟… محمد! برادر جان! …چه مردانه کوچ کردي. ميدانم, گوشت پر بود از دروغ, چشمهايت خسته از دنياي بيفروغ. اما چرا اينگونه محمد جان؟ يادت نبود که اشک هاي مادرت کاخ دشمن را نمكزار خواهد کرد؟ يادت نبود که با بغض پدرت, کابوس درخواب هر شب فرعون خانه خواهد کرد؟ يادت نبود ضجه و شيون خواهر و برادرانت گوش گرگ ها را کر خواهد کرد؟ محمد, برادر جان! چه بيصدا مرگ را صدا کردي, چه مظلومانه ظلم را کشتي. ميدانم, دهانت خشک بود از فرياد, سرت تير ميکشيد از بيداد. اما چرا اينگونه محمد جان؟ چرا اينگونه؟ مگر نمي دانستي که با سکوتت گردبادي از خس و خاشاک درست خواهد شد که کرکس هاي پير را در خود خفه خواهد کرد؟ مگر نمي دانستي که از خونت رودخانه اي جاري خواهد شد که زالو هاي خون خوار را در خود غرق خواهد کرد؟ مگر نمي دانستي که با افتادن مشت خشک شدهات بر زمين, هزاران مشت ديگر به آسمان پرواز خواهد کرد؟ محمد, برادر جان! چه آرام پيله کردي و چه زيبا پروانه شدي. ميدانم, همه ميدانيم. خسته بودي از نشسته زيستن در ذلت! ميخواستي ايستاده بميري! چه زيبا خدا عطايت نمود.»
رژيمِ سراسيمه و وحشتزدة ولايت فقيه كه از به شهادت رسوندن اين شهيدان سخت به هراس افتاده بود و تجربة تلخ و زهرآلودِ جهاني شدن فيلم شهادت ندا آقا سلطان رو در 30 خرداد سال 88 داشت، بلافاصله به مصداق مارگزيدگان كه از ريسمان سياه و سفيد هم ميترسند، دست پيش رو گرفت كه پس نيفته. بنابراين با ترفندهاي هميشگي و عوامفريبانة خود به ميدان آمد، غافل از اون كه حناي دروغگويي او ديگه رنگي نداره. خبرگزاري فارس، ارگان سپاه پاسداران نوشت: «عوامل فتنه‌گر و گروهک مزدور و تروريستي منافقين روز گذشته تني چند از هموطنانمان را با تير مستقيم مورد هدف قرار دادند که ۲ تن از اين هموطنانمان به شهادت رسيده و باقي به شدت زخمي شدند.» و به اين ترتيب از زور ترس و استيصال در برابر خشم شعلهور مردم ايران و براي اينكه مسئوليت شليك به جانب قيامكنندگان رو بر عهده نگيره، باز هم نعل وارونه زد تا نشانِ سمِّ قاطرِ ولايت رو گم كنه. با هم حقايق بيشتر و احساسات از اين عوامفريبي رو از زبان پدر و برادر شهيد بشنويم.
برادر شهيد: «…دليل نميشه كه توي روز روشن بردارن يه آدم بيگناه رو بكشن. اون آزادي ميخواسته. او خسته شده بود از اين مملكت. همه خسته شده بودند. من نميتونم توصيف كنم، واقعاً وقتي ميشنوم اين كارهايي كه اينها ميكنن و سريع تابوت رو بر ميدارن و دور و بر تابوت وايميستن و پرچم جمهوري اسلامي رو ميندازن رو تابوت اصلاً واقعاً چندشآوره اين كارها.»
برادرشهيد: « وقتي به عكسها و نگاه معصومت نگاه ميكنم، انگار آتيشي سوزان و شعلهور توي قلبم زبونه ميكشه. آتيشي كه تا روزي كه از شر اين حيوان صفتان عمامهبر سر و اين بيخداياني كه آيات خدا را لق لق زبانها و دهانهاي آلودهشان كردند خلاص نشيم خاموشي نميگيره. از قبل گفته بودي كه به خيابون ميري براي آزادي ايران. از همة دوستان آزاديخواه هم دعوت كرده بودي كه بيان و چه خوب به قولت وفا كردي. براي ايران رفتي و براي ايران موندگار شدي. اين بار دعوتت رو نه فقط 212 دوست فيسبوكيت بلكه تمام ايران شنيدند.»
شهيد: اينجا ايران است، حكومتش امام زمان است. بر مبناي قرآن است. رهبرش، رهبر مستضعفين جهان است. قوت غالب مردم نان است. بهاي نان، به قيمت جان است. ثروتش براي فلسطينيان است. دانشگاهش، ستارهباران است. جاي روشنفكرانش، زندان است. هر كه فرياد بزند، از كافران است. سكوت نشانه مسلمان است. شركت در راهپيمايي بزرگترين نشانة ايمان است. آنچه روز به روز ارزان ميشود جان انسان است.
برادرشهيد: امشب دوستي آدرس صفحة فيس بوک شهيد “محمد مختاري” رو برام فرستاد. اول دلم نميومد پا به صفحهاش بذارم. گمان ميکردم دلم خستهتر از اونه که اندوه يک رفتة ديگه رو هم بَرِش تلنبار کنم. ولي تا به خودم بيام دلم طاقت نياورد و پرکشيده بود و اومده بود سراغ محمد. شروع كردم به خوندن نوشتهها و پُستهاش، عجب حال و هوايي داشته اين پسر. وقتي رسيدم به ويديويي که از صحنة تير خوردن يه جوون مصري توسط مزدوران مبارک گذاشته بود، بغضي غريب گلوم رو فشرد. انگار محمد آخر قصه رو ديده بود. بعد هم شروع کرده بود به دعوت براي راهپيمايي ۲۵ بهمن! با ولع بيشتري نوشتههاش رو خوندم. چند روز بيشتر به راهپيمايي نمونده، محمد نوشته که ديکتاتورها، چه شتري و چه موتوري، رفتنياند. محمد باور داشت که «شاهسلطانعلي» رفتنيه، اگر كه بخواهيم؛ و او خواسته بود. نوشته بود که بعد از تونس و مصر نوبت ديکتاتور ايرانه که بره و او رفته بود تا در خيابون همينها رو فرياد بزنه، ولي عَمَلههاي ديکتاتور امانش ندادند.
اين جوون كه از طريق آخرين نوشتههاي شهيد قيام محمد مختاري در فيسبوكش با او آشنا شده در ادامه اينطور مينويسه: «آخرين جملهاش رو که خوندم، تنم به لرزه افتاد. ديگه دلم هم همراهم نبود، انگار يخ زده بودم. از چنين دعايي به درگاه خدا تكون سختي خوردم. چندين بار جمله رو خوندم. ديگه حتي سعي نميكردم جلوي اشکهام رو بگيرم. در حاليكه ضربان قلبم تغيير كرده بود با خودم نجوا كردم رفيق، عجب دعايي كردي و عجب چيزي از خدا خواستي. به اينجا كه رسيدم ديگه مطمئن شده بودم که محمّد آخر قصة زندگيش رو خودش ساخته بود و راستي كه خدا هم چه زيبا اين قصه رو پرداخت.»
+++++++++++++++++++
مشخصات سرجمع شهيد:
نام و نام خانوادگي: محمد مختاري- فرزند اسماعيل/ ساكن شرق تهران/ سن: 22 سال/ تحصيلات: دانشجوي دانشگاه آزاد شاهرود/ تاريخ شهادت: سهشنبه 26 بهمن 89/ محل مجروح شدن: در خيابان رودكي (50متر مانده به خيابان توحيد)/ نحوة شهادت: به ضرب گلولة كلت كمري نيروي انتظامي مجروح شد و بر اثر خونريزي در بيمارستان جان باخت.
محل دفن: قطعة 249 بهشت‌زهرا
 ·  Translate
1
Farid Fotros's profile photo
 
کاش معنای آزادی رو هم تو این پست بیان می کردی!
راستی ندا آقا سلطان؟ یه سناریوی کاملا غربی! یه مستند جالب ازش دیدم، خیلی چیزارو میشد ازش فهمید، اون دوربینی که از صحنه کشته شدن ندا فیلم گرفته بود تقریبا از یک ساعت قبل دنبالش بود و ازش فیلم می گرفت، به نظرت چرا اینطور بود؟ مگه می دونستند قراره چه اتفاقی براش بیوفته؟
 ·  Translate
Add a comment...

nas barani

Shared publicly  - 
 
اين قدرت رژيمنيست كه به ما ضربه ميزندبلكه بيشتر سهل انگاريها و عدم رعايت ضوابط امنيتي ست كهباعث ضربه ميشود. نكته قابل توجه اينكه : اين قدرت رژيم نيست كه به ما ضربه ميزندبلكه بيشترسهل انگاريها و عدم رعايت ضوابط امنيتي ست كه باعث ضربه ميشود. كافي است بهرهنمودهاي زير توجه كنيد .1. رعايت اصل حد اقل اطلاعات(هركس درهرسطح به ميزاني بايد اطلاع داشته باشد كه الزام كارش باشد و از دادن و ياشنيدن اطلاعاتي كه مسئله اي از كار گروهي حل نميكند پرهيز كنيد).2. نداشتن نوشته ي كاغذي ياكامپيوتري تا اگر دشمن به شما مشكوك شد نتواند ازكاغذهاي پراكنده ويا نوشته هايكامپيوتري شما اطلاعات و يا سرنخهايي را بدست آورد .براي اين كار همواره هر نوشتهكاغذي و يا كامپيوتري كه ردي از كار شما و يا از رابطه هايتان دارد را بلافاصله و در اسرعوقت بايد پاكسازي كنيد. (توجه كنيد كه چگونه ميتوانيد ردهاي كامپيوتري را پاك كنيد كه دشمننتواند آنها را گويا كند) و ريل پاكسازي كامپيوتر را فرا گرفته و روزانه اجرا كنيدو دوستان هم تيم را نيز موظف به انجام آن نماييد.3. درصورت استفاده ازكافي نتنيز بايد توجه داشته باشيد كه نبايد درنوشته هايتان رد ي ازشما باقي بماند و حتمااز كافي نت هايي استفاده كنيد كه ميدانيد ضد رژيم هستند و آنها را به اين لحاظ تستكنيد و همچنين نبايد از يك كافي نت به مدت طولاني استفاده كرد و بايد محل را چندروز يكبار تغيير دهيد.4. درتماسهاي تلفني دقت كنيد وهميشه اصل را بر اين بگيريد كه تلفن كنترل است باحساب وكتاب صحبت كنيد، با دوستانقراردادهايي براي صحبت كردن با علائم و كدهاي مناسب بگذاريد ،كدهايي كه تماسها راعادي جلوه دهد و از كلمات سيا..سي در تماسهايتلفني استفاده نكنيد.تذكر مهم: لازم است رهنمودهاي امنيت ارتباطات از طريقاينترنت و تلفن را از دوستاني كه در امورات كامپيوتري و اينترنتي تسلط دارندبياموزيد تا دچار مشكل نشويد . دراينصورت خواهيد ديد كه امنيت شما به راحتي تامينميشود و به عاليترين صورت نيز امورات پيش ميرود و دشمن هميشه چندين قدم از شما عقبتر خواهد بود.
 ·  Translate
1
Add a comment...

nas barani

Shared publicly  - 
 
گل ناز و گل ناز و گل ناز
نمی دونوم کجا پر میکنی واز
اگر دونوم بهارونت کجا بی
همین دم با قفس آیم به پرواز

گل نور و گل نور و گل نور
ز دوری کردنت از ما چه منظور
اگر از حال مو پرسی همین بی
دل تنگ و شو تار و ره دور

گل داغ و گل داغ و گل داغ
دل بی همزبونوم سی ته مشتاق
مو در غربت به یادت دیده در خون
تو در میهن به داغت بسته در باغ

گل رنگ و گل رنگ و گل رنگ
کنار چشمه سر سابیده بر سنگ
اگر پیک نسیمی سی من آیو
هزار افسانه دارم با دل تنگ

گل یاد و گل یاد و گل یاد
که رنگ آتشت دل برده از یاد
گذاری بر بهار ما نداری
پری برگی پری رویی پری زاد

(محمد جلالی - م.سحر)
 ·  Translate
1
Add a comment...
Have them in circles
170 people
‫مرتضی عمادی‬‎'s profile photo
Hamid Reza's profile photo
Nima shahbazi's profile photo
zaib ali's profile photo
‫سوشیانت سیدی‬‎'s profile photo
4jer.ir's profile photo
Mehdi Mohammadi's profile photo
zol hashime's profile photo
Sourosh Tahriri's profile photo

nas barani

Shared publicly  - 
 
 
اینه زیبایی طبیعت
واووو
 ·  Translate
1
Add a comment...

nas barani

Shared publicly  - 
 
مصاحبه فرماندار هاوارد دين با راديو خبري گفتگوي سراسريآمريكا 17 فوريه 2012 همزمان با جابجايي 400 تن از مجاهدان اشرف به كمپ ليبرتي، راديو خبريگفتگوي سراسري آمريكا، با هاوارد دين، مصاحبه اي را ترتيب داد و از او خواست درباره وضعيت در اشرف توضيح دهد. هاوارد دين درباره مجاهدان اشرف اظهار داشت: اينها اشخاصي هستند كه داوطلبانه سلاحهايشان را تحويل دادند، كساني هستندكه اف.بي. آي. آنها را مورد تحقيق قرار داد كه مطمئن شود آنها تروريست نيستند.بنابراين كاري كه من بهمراه دولتمردان سابق آمريكا از هر دو حزب دموكرات و جمهوريخواهدرگير آن هستيم، تلاش براي خارج كردن آنان از ليست آمريكا كه شايسته آنها نيست، ميباشد. آنها از ليستهاي ( اروپا و انگلستان ) خارج شده اند، طبق قانون و دستوردادگاه كه به وزارت خارجه آمريكا اعلام شده است ، آنها به اين ليست تعلق ندارند وآنها بايد بتوانند به كشورهاي ديگري بروند و در عراق مورد حمله قرار نگيرند و كشتهنشوند. سوال راديوخب، اين خيلي جالب است، آمريكا هم حتما ميخواهد كه به تعهداتش عمل كند، شماشخصا چگونه درگير اين ماجرا شديد؟ من يكسال پيش به يك جلسه سخنراني اين گروه دعوت شدم، و من آنها را در ليستديدم و احساس زياد خوبي نداشتم، من سخنرانان ديگري را ديدم، افرادي مثل ژنرال جيمزجونز كه مشاور امنيتي رئيس جمهور اوباما بود، مايكل موكيزي كه قاضي فدرال و وزيرسابق دادگستري در زمان بوش بود، و تام ريج كه وزير امنيت داخلي در زمان بوش بود ودر زماني كه من فرماندار بودم او فرماندار پنسيلوانيا بود، و پاتريك كندي، بيلريچاردسون سفير سابق آمريكا در سازمان ملل، و من فكر كردم اگر اين افراد درگيرچنين ماجرائي هستند نمي تواند موضوع اشتباهي باشد، پس من به آن جلسه رفتم. من آنهارا ملاقات كردم و به موضوع گوش دادم. من فكر ميكنم كه ما بايد به قولمان وفادار باشيم، من فكر مي كنم كه آمريكانبايد در قتل عام توسط ارتش عراق كه ما به افرادش آموزش داديم و آنها را مسلحكرديم، نقشي داشته باشد. سوال راديوآقاي فرماندار، شما و آقاي وزير امنيت تام ريج هر دو درگير اين ماجرا هستيد،آيا تا بحال پيشرفتي داشته ايد؟ آيا دولت ما پاسخ ميدهد؟ آنها پاسخ ميدهند ولي خيلي به آهستگي پيش ميرود، بحثهاي زيادي است، مثلمذاكره و البته آنها خيلي دير پاسخ دادند، 400 تن از آن افراد بايد به يك كمپ موقتبروند. حال مشكل اينست كه اين كمپ موقت بيشتر شبيه يك زندان است تا يك كمپ، ولي ماخيلي اميدواريم كه وزارت خارجه، كه به شدت در حال كار كردن بر سر اين موضوع است،بتواند اين افراد را از آنجا خارج كند و همانطور كه ما قصد داشتيم، اين كمپ يكمركز انتقال شود. سوال راديوو دو سئوال ديگر كه مربوط به سياست خارجي و مربوط به برخورد ما با اين گروهاست، ارتباط آنها با دولت كنوني عراق چيست و دولت ايران با آنها چكار ميخواهدبكند؟ خب، حكومت ايران سعي ميكند كه آنها را نابود كند، و متأسفانه دولت عراق هماساسا براي حكومت ايران كار ميكند. آنها دوبار اينكار را كرده اند. آنها 47 تن ازاين افراد بي سلاح را تا بحال كشته اند، مشكل ما اينستكه با يك دولت دوست و صميميكار نمي كنيم. مالكي دوست ما نيست، او دست نشانده رژيم ايران است، و او يك مشكلبزرگ براي ماست، همان چيزي كه 8 سال پيش وقتي براي رياست جمهوري كانديد شده بودمپيش بيني كردم كه نهايتا جنگ عراق به سود رژيم ايران خواهد شد و همانطور هم شد. بنابراين من فكر ميكنم اصل ماجرا اينستكه 3400 شهروند بي سلاح، كه سلاح شانرا به ما تحويل دادند، و ما تعهد كرديم كه حفاظتشان ميكنيم، ما به آنها قول دادهايم كه اين قول توسط فرماندهان ارتش آمريكا امضاء شده است. ما آنها را آزمايش وبررسي كرده ايم، ما ميدانيم هيچيك از آنها تروريست نيست. ما بايد اينكار را انجامدهيم اين قسمتي از قرار داد ماست،
 ·  Translate
1
Add a comment...

nas barani

Shared publicly  - 
 
کنفرانس در نيويورک - سه دهه پس از انقلاب ايران - شکست سياست تعامل - چشم انداز تغيير، نقش مقاومت - حفاظت از مجاهدان اشرف قسمت دوم
کندی:
متشکرم ژنرال موکيزی. من می خواهم بگويم که چقدر مفتخرم که می توانم سخنران بعدی را به شما معرفی کنم. ژنرال هيو شلتون نمونه ای از بهترينهای ما در ارتش است که با افتخار اونيفورم آمريکا را به تن می کند و به ارزشهای اين کشور پايبند است. او مردی است که بدون اعتقاد به کلماتی که ادا می کند صحبت نمی کند و حاضر است جان خودش را هم در گرو صحت حرفهايش بگذارد. ما چقدر خوشوقتيم که امروز ژنرال هيو شلتون در ميان ما است.

ژنرال شلتون:
خانمها و آقايان عصر شما به خير و متشکرم آقای نماينده به خاطر کلمات محبت آميز شما. به راستی مفتخرم که امروز در کنار شما باشم. همچنين مايه افتخار است که در ميان چنين گروه برجسته ای از سخنران و همکارانم باشم.
و به ساکنان کمپ اشرف که امروز تصوير ما را تماشا می کنند می گويم «مالکی خداحافظ». همچنين درودهای خودم را نثار رهبر بزرگ شما پرزيدنت رجوی می کنم.
شما می دانيد که من در طول سی وهشت سال خدمت در نيروهای مسلح آمريکا تمام مدت برای آنچه درست است جنگيده ام، در برخی موارد وقتی احتمال پيروزی کمتر بود، برخی موارد وقتی تعداد ما کمتر بود. اما هميشه می دانستم که برای آنچه درست است مبارزه می کنم. و در طول تمام اين مدت ارتش آمريکا هيچ وقت شکست نخورد مگر در موارد معدودی به خاطر پروسه سياسی. و ما نيز امروز خود را در اين موقعيت می يابيم.

سازمان مجاهدين خلق و خانم رئيس جمهور منتخب يک برنامه ده ماده ای دارند که مثل همان چيزی است که در کشورهای غربی هست و سازمان مجاهدين هم حاضر است برای آن بجنگد تا تک تک مردان، زنان و کودکان ايران بتوانند در پرتو چنين برنامه ای در يک ايران دموکراتيک و آزاد زندگی کنند. اما من با خجالت زدگی امروز می گويم که دولت اوباما، پرزيدنت اوباما و وزير کلينتون، تصميم گرفته اند که در طرف اشتباه قضيه قرار بگيرند. حتی در زمانيکه رژيم ملايان در ايران حق حاکميت آمريکا را با توسعه برنامه موشکی خود و موشکهايی که برای مثال می توانند حتی به اين هتل هم برسند تهديد می کند.

اين رژيم سعی کرد زير چشم وزارت خارجه در واشنگتن دی.سی بمب منفجر کند و بعد مجاهدين را مقصر آن جا بزند. کمی تناقض آميز بود که بعد وزارت خارجه از مجاهدين دفاع کرد و گفت نه اين رژيم ايران بود که به اين کار مبادرت کرد. رژيم ايران در همين لحظه ای که ما اين جا هستيم تهديد به بستن تنگه هرمز کرده است، يعنی استراتژيکترين گذرگاه درجهان امروز. رژيم ايران ناوبرهای آمريکايی در خليج فارس را تهديد کرده است. اين رژيم هم چنان به تلاشهای خود برای دست يابی به تسليحات اتمی ادامه می دهد و اين امر از نظر باقی کشورهای جهان پنهان نمانده است. فکر می کنم همه در رابطه با آن به طور روشنی صحبت کرده اند. و رژيم ايران تنها حامی مهم بشار اسد قاتل در سوريه است.

و فکر می کنم وزارت خارجه بايد توجه داشته باشد که رژيم ايران در راستای تلاش برای دست يابی به قابليتهای موشکی قصد دارد موشکهايی را بسازد که برد آنها به مقر آن هم خواهد رسيد. و درعين حال رژيم ايران بزرگترين صادرکننده تروريسم درجهان است. بله ما به کشورهای ديگر جهان پيوسته ايم تا تحريمهای اقتصادی و تحريم نفتی عليه رژيم ايران وضع کنيم اما بااين حال به نظر من اين علامت ضعيفی در برابر رژيمی است که در تمام دوران اين دولت همکاری نکرده و درعين حال عمليات بسيار مهمی را عليه منافع آمريکا در سراسر جهان پيش برده است. اين مايه خوشنودی نيست که خودم و کشورم را در طرف اشتباه ببينم. لازم نيست که دانشمند موشکی باشيد که ببينيد رئيس جمهور اوباما و وزير کلينتون به وضوح امروز در طرف اشتباهی ايستاده اند.

همان طور که قاضی موکيزی گفت، دادگاه استيناف آمريکا ناحيه کلمبيا به وزارت خارجه دستور داد تا شواهد خود مبنی بر اين که چرا حق دفاع مجاهدين نقض شده است را ارائه دهد. پاسخی که ما ديده ايم چه بوده است؟ هيچ چيز، چرا؟ چون هيچ شواهدی برای ارائه دادن وجود ندارد. کنگره آمريکا قطعنامه يی را به وزير کلينتون فرستاد تا وی را تشويق کند که نام سازمان مجاهدين خلق را از فهرست تروريستی حذف کند. پاسخی که گرفتيم چه بود؟ سکوت مطلق.

بيش از يک سال است که من و همکارانم علناً حمايت خود را برای انجام آنچه درست است يعنی لغو نامگذاری سازمان مجاهدين خلق نشان داده ايم. پاسخی که ما گرفته ايم چه بوده است؟ يک نقل قول بسيار بوروکراتيک که «ما در حال بررسی هستيم». آيا خوب نبود که آنها حقايق و شواهد را رو می کردند تا همه ما آنها را بررسی کنيم به جای اين که با دولتی کار کنيم که گويی پشت فرمان خوابش برده است؟ ما نيازمند رهبری واقعی در اين رابطه و اين موضوعات هستيم تا آمريکا کار صحيح را انجام بدهد و فوراً ليستگذاری مجاهدين را لغو کند.

من در رابطه با موضوع لغو ليستگذاری صحبت کردم چون فکر می کنم نکته کليدی برای نقش رهبری آمريکا در سازمان ملل متحد است تا اطمينان حاصل شود که سازمان ملل متحد را به سمت انجام کار صحيح در قبال ساکنان اشرف هم سوق دهيم. ساکنان اشرف در حال حاضر با دولت مالکی روبه رو هستند که توسط رژيم ايران کنترل می شود و ما می خواهيم مطمئن شويم که او کار صحيح را انجام خواهد داد. توافقنامه سازمان ملل متحد که ساکنان اشرف آن را قبول کردند بايد طبق قانون اجرا شود. تعهدی که ما نسبت به سازمان مجاهدين ابراز کرديم مبنی بر اين که نقش فعالی را ايفا خواهيم کرد که سفير کوبلر روح اين توافقنامه را اجرا کند نيز در اين موضوع کليدی است. اين کار مستلزم اين است که آمريکا فشار آورد و برای انجام کار صحيح درگير شود تا مطمئن شويم که سفير کوبلر می فهمد که ما شريک يک توافقنامه تضعيف شده نخواهيم بود.

من شخصاً فکر می کنم که تعلل، سکوت و بی عملی وزارت خارجه در اين پرونده غيرقابل فهم است. مهمتر اين که چنين رويکردی چه پيامی را به رژيم تهران و دولت تحت نفوذ آن يعنی دولت مالکی خواهد فرستاد که دو بار از اين نامگذاری سوء استفاده کرده تا حملات غيرقابل توجيهی را عليه ساکنان روا دارد؟ طنز تلخ اين است که وزير کلينتون می تواند اين موضوع را يک شبه تصحيح کند و از طريق يک امضا می تواند کار صحيح را انجام دهد.

ما در نبرد تمديد ضرب الاجل در کمپ اشرف پيروز شديم به دليل کارزار مشترک در آمريکا و متحدان خود در اروپا و همچنين به يمن رهبری عالی پرزيدنت رجوی که اين توافق را طوری تنظيم کرد که ساکنان اشرف بتوانند آن را اجرا کنند و درعين حال موجبات يک راه حل مسالمت آميز را برای اين موضوع فراهم کند.

فکر می کنم امروز ما هنوز بايد در قبال اين موضوعات با رژيم ايران، با دولت عراق و در کمپ اشرف درگير باشيم. و پيروزی درجنگ با شناخت دشمن و رژيمی که نامش بايد در صدر ليست دشمنان دولت اوباما و نظامهای تروريستی باشد محقق خواهد شد و آن دشمن يعنی رژيم آخوندها در ايران.

وقت آن رسيده که اين دولت علناً و رسماً اعلام کند که رژيم ايران دشمن ايالات متحده است و رفتاری در خور با آن خواهد شد. در داخل ايران ملايان بسيار نگران اين خواهند بود که چنين رفتاری چه تأثيری بر روی بقای حکومت آنها خواهد داشت. و آنها به خصوص واهمه دارند چون به جمعيت جوان و ناراضی ايران نظر دارند که ميليونها تن از آنان در سال۲۰۰۹ به خيابانها سرازير شدند و خواستار تغيير رژيم شدند. همچنين وقتی مردم ايران آزادی را فرياد می کنند، می دانند که سازمان مجاهدين صدای اپوزيسيون است. و با حفظ نام سازمان مجاهدين خلق در ليست، وزارت خارجه اين صدای مقاومت دموکراتيک ايران را در زمانيکه بيشترين نياز به آن وجود دار، د خاموش می کند.

نبايد شک کرد که حفظ نام مجاهدين در ليست يک نگرانی انسان دوستانه را هم ناشی می شود. چون توجيهی را هم به دست رژيم ايران و و هم در اختيار دولت عراق قرار داده که حملات خود را پيش ببرند و همچنين اين ليست گذاری به شدت گزينه های آمريکا برای يافتن يک راه حل درازمدت برای کمپ اشرف را محدود ساخته است. ما بايد فوراً نامگذاری را لغو کنيم چون اين امر امکان بزرگی را در اختيار مجاهدين قرار خواهد داد. و ما بايد البته مطمئن شويم که مالکی تعهدات خود را در قبال جابه جايی ساکنان اشرف محترم خواهد شمرد، نه تنها با انتقال آنان به ليبرتی به عنوان يک شرط بسيار موقت، بلکه همچنين با اجرا کردن شرايط توافق صورت گرفته.

سفير کوبلر و سازمان ملل متحد اين مسئوليت جامع را دارند که اطمينان حاصل کنند که اين نتايج به دست آيد. اما آمريکا بايد يک نقش رهبری کننده قوی را در اين رابطه ايفا کند تا اطمينان يابد که استانداردهای مطروحه در توافق اجرا خواهند شد. در رابطه با مالکی روشن است که رفتار رژيم ايران که دولت او را کنترل می کند در بسياری موارد بسيار مؤثرتر از رفتار آمريکا بوده است. و آنها به اين رفتار ادامه می دهند. اما درعين حال ما در آمريکا ميليونها دلار را هم چنان به عراق سرازير می کنيم. برای من درک اين موضوع سخت است که هنوز از ديپلوماسی قاطع در برابر دولت مالکی استفاده نکرده ايم. اين يک حکومت استبدادی است. مهمتر از همه، من اميدوارم که رئيس جمهور اوباما و وزير کلينتون به ياد داشته باشند که آمريکا به سازمان مجاهدين خلق تعهد داد و اين تعهد با تحويل کمپ اشرف و منطقه يی که آن در آنجا است به دولت عراق پايان نيافت. و اين تعهد همچنين با ورود سازمان ملل متحد به مبارزه ساکنان اشرف پايان نپذيرفت. ما هنوز اين مسئوليت را داريم که به تعهد خود پايبند باشيم. تعهد ما عامل اتحاد ما است. بنابراين ما نمی توانيم توقف کنيم و نمی توانيم راحت بنشينيم تا زمانيکه اين موضوع حل شود. بسيار از شما متشکرم.
 ·  Translate
1
Add a comment...

nas barani

Shared publicly  - 
 
زرود و چشمه گذر کن، مگو سخن از ابر
کهرو به روی تو پهنای بی‌کران دریاست

شراریاز دل پروانه‌ی دو دل نمی‌روید
«همیشهسوختن» آیین شمع بی‌پرواست

فروغچهره‌ی خورشید با تو بیگانه ست
تـهیاگر دل تو از طلیعه‌ی فرداست

درآرزوی حقیقت چرا شوی حیران؟
کنارتست، رفیقم! نه زیر و نه بالاست

میاندیده و دست شماست این گوهر
بهنزد غیرمجوییدش، او شکار شماست

مرابه ساحل امن از چه رو فرا خوانی؟
حذرز پهنه‌ی توفان نه در طریقت ماست

فروفتاده سری بینی ار در این میدان
به‌خاطرسر آزادی، آن سر ماست

مجاهدیم،نه ققنوس خوانمان و نی سیمرغ
ومرگ و زندگی ما برای خلق خداست

مجاهدیمو بـهـای وفــا بـپـردازیم
زعهدخویش بگردیم؟ این نه شرط وفاست

مجاهدیمو نخواهیم غیرآزادی
پیامروشن ما در خروش خون «صبا» ست *

مپرسپرچم ما از چه رو چنین سرخ است
کهغیر«سرخ» گزیدن، در این میانه خطاست

مپرساز چه قدم پس نمی‌نهیم اینجا
کهآزمون ماندن و رفتن مگر نه در اینجاست؟

زچشمخرده شمارت نظر مکن در ما
کهدرک شورش ما کار عاشق شیداست.
 ·  Translate
1
Add a comment...
People
Have them in circles
170 people
‫مرتضی عمادی‬‎'s profile photo
Hamid Reza's profile photo
Nima shahbazi's profile photo
zaib ali's profile photo
‫سوشیانت سیدی‬‎'s profile photo
4jer.ir's profile photo
Mehdi Mohammadi's profile photo
zol hashime's profile photo
Sourosh Tahriri's profile photo
Education
  • دانشگاه تهران
    علوم اجتماعي
  • توحيد
Basic Information
Gender
Decline to State
Looking for
Networking
Relationship
Single
Story
Introduction

گريستم زيرا كفش نداشتم تا اينكه مردي را ديدم كه پا نداشت...

Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
Sweden