Profile

Cover photo
Azerbaijan International Magazine
1,196 views
AboutPostsPhotosVideos

Stream

 
زبان آذری یا زبان ترکی مسئله این است !!!
دکتر جواد هیئت
آذری نامیدن زبان مردم آذربایجان که در دهه های اخیر بوجـود آمـده است و استفاده از عبارت ” زبان آذربایجانی ” یا ” آذری ” یا “آذربایجانجا” برای تسمیه ترکی آذری و یـا ترکـی آذربایجانی از نظر صحت و دقت علمی بی اشکال نیست. زیرا:
۱- قاعده بر اینست که نام زبانھا ھمیشه از نام اقوام و ملتھا ساخته میشـود نـه اسامی جغرافیایی .چنانکه میگـوییم “زبـان عربـی”(مـاخوذ از عـرب کـه نـام قـوم است) و نمی گوئیم:”زبان عربستانی” زیـرا عربسـتان اسـم منطقـه جغرافیـایی است.کذا میگوییم”زبان انگلیسی (منسوب به قوم انگلیس) نه زبان انگلسـتانی و چنین است زبان ترکی که صحیح اسـت (بعلـت اینکـه تـرک نـام قـوم اسـت) و صحیح نیست که بگوییم زبان ترکیـه ای.بـر ھمـین منـوال “زبـان آذربایجـانی” نیـز بعلت اینکه آذربایجان نام منطقه جغرافیایی است از جھـت سـاخت دسـتوری بـر خــلاف قیــاس اســت.
۲- این زبان،فقط محدود به مردم آذربایجان نیست.مردم زنجان و اطـراف ھمـدان و ساوه و اراک و شھریار و بسیاری از نقاط ایـران و حتـی شـرق آنـاطولی و عـراق (کرکوک) به ترکی آذری صحبت میکنند و اھل آذربایجان ھم نیستند.
۳- در آذربایجان،غیر از ترکی به زبانھای دیگر ھم مانند کردی و ارمنی و آشوری و تاتی صحبت میکنند و اصطلاح “زبان آذربایجانی”شامل آنھا ھم میشود.
۴- نام ھر زبانی ھمان است کـه مـردم آن زبـان مینامنـد.وقتـی از میلیونھـا مـردم آذربایجان و دیگر نقاط ایران که به این زبان صحبت میکنند بپرسید “به چـه زبـانی صحبت میکنید؟” بدون تردید و تامل خواھند گفت: ترکی
۵- در طــول تــاریخ نیـز ایـن زبـان،ترکی اغـوز ، ترکـی ســلجوقی (در برابـر ترکـی کاشغری و خاقانی)،ترکی قزلباشـی (در برابـر ترکـی رومـی و عثمـانی)، ترکـی آذری(در برابر ترکی آناطولی) نامیده شده است.
۶- بسیاری از ھموطنان ترک غیر آذربایجانی به نام “ترکی آذری” و یا “ترکـی آذربایجانی” ھم اعتراض دارند و میگویند این ترکی به ھمه ما تعلق دارد و نباید با اضافه کردن نسبت “آذری” یا “آذربایجانی” به منطقه خاص اختصاص داده شود.
۷- محققین و زبانشناسان غربی ، ترکی آذربایجانی را ترکی آذری یـا آذربایجـانی یا ترکی آذربایجان مینامند.ایـن وجـه تسـمیه بـرای ایـن اسـت کـه در منطقـه پـر جمعیت آذربایجان (شمالی و جنوبی) ھمه به ایـن زبـان صـحبت میکننـد.
۸- در آذربایجان شمالی تا سـال ۱۹۳۵ اسـمی از زبـان آذربایجـانی (آذربایجانجـا) نبوده و بر عکس ھمه جا زبان ترکی، ترکی آذربایجـانی بکـار رفتـه اسـت.شــعرای بــزرگ آذربایجـان،از فضــولی تــا صــابر شیروانی، ھمه در اشعار خود از ترک و ترکی سخن گفتـه انـد.
مـثلا فضـولی در مقدمه دیوان فارسی خـود چنـین مینویسـد:
“مـدتی بـه سـرودن اشـعار ترکـی و عربـی و قصـائد و معمـای فارسـی گذرانیـدم تــا آنکـه روزی گــذارم بــه مکتبـی افتاد.پری چھره ای فارسی نژاد چون توجه مـن دیـد از گفتـه ھـای مـن چنـد بیتـی طلبید.من نیز چند بیتی از عربی و ترکی به او نمودم و لطائفی چند نیز قصیده و معما بر او افزودم.گفت که اینھا زبان من نیست و بکار من نمی آید، مرا غزلھـای جگر سوز عاشقانه فارسی می باید:
ابھام در معانی و اغلاق در کلام
کار اکابرو علمای زمانه است
 تاب عذاب فکر ندارند دلبران
 مرغوب دلبران سخن عاشقانه است
بی تکلف از این سخن، مرا خجـالتی دسـت داد و آتشـی در دل افتـاد کـه خـرمن اندوخته مرا ھمه بسوخت و در شبستان عالم خیالم شمع شوق غـزل فارسـی بر افروخت.
فضولی در جای دیگر چنین میگوید:
اول سبب دن فارسی لفظیه چوخدور نظم،کیم
 نظم نازک ترک لفظیه ایکن دشوار اولور
منده توفیق اولسابو دشواری آسان ائیله ره م
نو بھار اولجاق دیکندن برگ گل اظھار اولور
 ترجمه:از آن سبب شعر با لفظ فارسی زیاد است که /نظم نازک (غزل) با زبان ترکی دشوار است/من اگر توفیق داشته باشم این مشکل را آسـان میکـنم /در نوبھار، از خار برگ گل ظاھر میشود.
میرزا فتحلی آخوند زاده نویسنده اولین نمایش به سبک اروپائی در خاورمیانـه،در مقدمه کتاب تمثیلات،در ۱۸۵۹ چنین مینویسد:
” توقع ائدیرم کی،سن ده منیم کیمی آدمی ترکـی دیلینـده آدام یازاسـان،تخمی تخوم،جفتی جوت،مقیدی موقایات، و ھابئله اؤزگه الفاظی کـه خـواص و عـوامین استعمالیندا مشترک دیر.”
ترجمه:
توقع دارم که تو ھم مانند من آدم را در زبان ترکی “آدام”بنویسی،تخم را “تخـوم” جفت را “جوت” مقید را “موقایات”،و ھمچنین الفاظ دیگر را کـه از طـرف خـواص و عوام مشترکاً بکار میرود.
صابر ھم در ھمه جا لفظ ترک و ترکی را بکار برده ، از جمله در قطعه شعری کـه خطاب به ستارخان سروده چنین میگوید:
 تا که ملت مجمعین تھراندا ویران ائتدیلر
 ترک لر ستارخان ایله عھد و پیمان ائتدیلر
ظلم و استبدادا قارشی نفرت اعلان ائتدیلر
 ملته،ملیته جان نقدی قربان ائتدیلر
آیه ی (ذبح عظیم) اطلاقی اول قربانه دیر
آفرینیم ھمت والای ستارخانه دیر
 ترجمه:
تا که جمع ملت (مجلس شورای ملی) را در تھران ویران کردند/ترکان با ستارخان عھد و پیمان بستند/در برابر ظلم و استبداد اعلام نفرت کردند/نقد جان را قربانی ملت و ملیت کردند/آیه (ذبح عظیم)به آن قربـانی اطـلاق میشـود/آفـرین مـن بـه ھمت والای ستارخان است.
باز در ھمان شعر میگوید:
ایشته ستارخان باخین ایرانی احیاء ائیله دی
تورکلوک،ایرانلی لیق تکلیفین ایفاء ائیله دی
ترجمه:
ببینید ستارخان ایران را احیاء کرد/وظیفه ترک بودن و ایرانی بودن را ایفاء کرد./ائل اوبا
 ·  Translate
1
Add a comment...
Links