Profile cover photo
Profile photo
Elahe Arabiyan
130 followers
130 followers
About
Posts

Post has attachment
Add a comment...

Post has attachment
Add a comment...

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment
Add a comment...

Post has shared content
اگه عاشقه باباتی بخون


به نام پدر...
امروز برای تو نوشتم بابا ، واسه تو که خیلی وقتا خستگیاتو ندیدم ، نگاه مهربونتو ندیدم ،، واسه تویی که اینقدر هوامو داشتی تا بفهمم تنها مردی که باید بهش تکیه کنم تویی...تنها پادشاه قلبم تویی...و فقط تویی که هروقت دست رو سرم میکشی از رو صداقت و عشقه.
بابا این روزا از چین کنار چشمات میترسم از بزرگ شدن خودم و پیر شدن تو میترسم
از اینکه موهات سفید شه میترسم...
آره میترسم چون میخوام تاابد مرد مردا باشی ، شاه مردا باشی و کسی باشی که با نگاهت دلم آروم بشه..
بابا پیر نشو، خسته نشو
غمگین و دلخسته نشو
شاد بمون ، قشنگ من
فدات بشم ، خسته نشو..
کپی واسه اونایی ک عاشق باباهاشونن آزاد...

پدر پیشاپیش روزت مبارک
Photo
Add a comment...

Post has shared content
این عکس مربوط است به عملیات کربلای یک (در عملیات کربلای1 شهر مهران آزاد شد) و خاطره آن بدین ترتیب است که شهید خسرو صبوری روی لودر سینه به سینه تانک‌ها خاکریز می‌زد که ناگهان گلوله مستقیم تانک، لودر او رو نشانه رفت و به لودر اصابت و همزمان ترکشی، لوله هیدرولیک بازوهای لودر را پاره کرد و روغن داغ با حرارت مرگبار روی لودر ریخت.
لودر شد یک پارچه آتش. 
خسرو صبوری هم پشت فرمان لودر؛تا بچه ها رسیدند خسرو دیگر پشت فرمان نبود.
فقط پاهای خسرو بود که روی پدالها قرار داشت. 
دو همسنگر بهت زده به باقی مانده رفیقشون نگاه می‌کنند.
از سنگرساز بی سنگر شهید خسرو صبوری دو تا پای سوخته ماند که در گلزار شهدای امام زاده عقیل(ع) اسلامشهر در کنار برادر شهیدش به خاک رفت.
Photo
Add a comment...

Post has attachment
1
1
soundcloud.com
Add a comment...

Post has attachment
Add a comment...

Post has attachment
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded