Profile

Cover photo
مرتضی آقاتهرانی
Lives in قم
3,045 followers|778,319 views
AboutPostsPhotos

Stream

 
مجموعه‌ سخنرانی‌های استاد آقاتهرانی در محرم 1394 | هیأت فاطمیون قم | جمکران

برای دانلود سخنرانی و روضه به لینک زیر مراجعه نمائید.
 ·  Translate
13
Mahdi Tasbihi's profile photomehrdad abbassi (‫الموسوي‬‎)'s profile photo
2 comments
 
سلام من سر سفره شما آمدم شما هم تشریف بیاورید سرافرازمون میکنید (منظور از سفره صفحه است). شکرا
 ·  Translate
Add a comment...
 
سخنرانی مهم دکتر آقا تهرانی درباره مذاکرات هسته ای
چرا مردم آمریکا در مذاکرات محرم هستند ولی ملت ایران نامحرمند؟/ لینک دانلود فایل صوتی

حجت الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی نماینده مردم تهران در مجلس شواری اسلامی چهارشنبه شب در برنامه هفتگی هیأت فاطمیون قم، با بیان این که مذاکرات هسته ای به شکلی پیش می رود که جای دلواپسی هست، اظهار داشت: متأسفانه برخی در مقابل دلواپسان را فحش دادند و توهین کردند، این کاری زشت و بی ادبی است.
وی با بیان این که اگر این نگرانی به یک مطالبه عمومی در مردم تبدیل شود نتیجه خواهد داد، گفت: مردم باید از تیم مذاکره کنند بخواهند که آنها را در جریان روند مذاکرات قرار دهد؛ چگونه است که آمریکایی ها مردم خود را محرم می دانند و همه چیز را به آنها می گویند و ما از گفته های آنها تازه متوجه می شویم که چه خبر است؛ چرا نمی گویید که چه کار دارید می کنید؟!
استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به محاسن این دست از مطالبات، ابراز داشت: این مسأله می تواند اهرم فشاری برای مسؤولان باشد تا در مذاکرات از موضع قدرت وارد شوند و بگویند که ما باید به مردم خود باید جواب دهیم.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به این که مجلس شورای اسلامی نیز می تواند با طرح های 2 یا 3 فوریتی خود در این مسأله بسیار مهم ورود پیدا کند، گفت: دفاع از دستاورد هسته ای در کل به نفع نظام است؛ ممکن است برخی از دولتی ها خوششان نیاید و تصور کنند که این برخورد با آنها است.

دفاع از دستاوردهای هسته ای برخورد با دولتی ها نیست
حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی خطاب به دولتی ها، افزود: این برخورد با شما نیست بلکه دفاع از منافع ملت است همان چیزی که شما درباره اش قسم خورده اید؛ حضور پیدا کردن در این عرصه و مطرح کردن این مسأله کار بجایی است.
وی با اشاره به این که چندی پیش رهبر معظم انقلاب فرمودند که اگر کسی نقدی به روند مذاکرات دارد مطرح کند، گفت: بر همین اساس جلسات نقدی در دانشگاه های مختلف به پا شد؛ بحث و درگیری های علمی خوبی صورت گرفت، این کارها حتما مسؤولان را از اشتباه و خطا بیشتر مصون می دارد.
استاد اخلاق حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: نظام برای همه مردم است، کسی صاحب نظام نیست که بگوید من هرکاری بخواهم می کنم؛ دولت ها هم امانت دار هستند، امروز این دولت است و فردا دولت دیگری روی کار می آید.

نباید در مذاکرات نقد را بدهیم و دنبال نسیه باشیم
وی با اشاره به آیه« وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» گفت: نباید هرچه ما می دهیم نقد باشد در مقابل چند دستاورد نسیه ای داشته باشیم؛ قرآن می فرماید شما باید نیرو و توان خود را آماده کنید به نحوی دشمن شما باید از شما بترسد، این گونه که شما همه چیز را روی میز قرار می دهید و داشته های خود را رو می کنید، این دستور قرآنی عملی نمی شود.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: آنها می گویند حتی مراکز نظامی و هرجا که ما حدس زدیم، احتمال دادیم که باید بازرسی شود باید بیاییم آنجا را ببینیم؛ مگر شما کیستید؟! شما با چه کسی در دنیا این گونه تعامل کردید که ما دومی باشیم، هیچ کجا چنین چیزی نبوده است.
حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی با بیان این که توافقنامه ژنو به مراتب بهتر از بیانیه لوزان بود، گفت: آنچه در لوزان نوشته شد نیز به مراتب بهتر از چیزی است که در مجلس گفته شد؛ یعنی ما مدام عقب نشینی می کنیم و آنها مدام پیش می آیند؛ انتهای این عقب نشینی کجاست و تا کجا باید این کار ادامه پیدا کند؟!

آمریکا از قدرت و اقتدار ایران در خاورمیانه وحشت دارد
وی ابراز امیدوای کرد که هیچ خطری نظام را تهدید نکند و افزود: البته شاخ و شانه کشیدن دشمنان کم نیست؛ یکی از اعضای کنگره آمریکا در محافل خودشان گفته بود ما تصمیم گرفته بودیم که خاورمیانه را صاحب شویم اما الان می بینیم که در پایتخت سوریه، عراق، لبنان، یمن و هرجا که می رویم حاکمیت با ایران است؛ آنها از این مسأله وحشت دارند.
استاد اخلاق حوزه علمیه قم ادامه داد: این دعواهایی که در خاورمیانه به راه انداخته اند باور کنید اگر بتوانند با ایران هم بی شک چنین برخوردی می کنند؛ اگر یقین کنند که وعده هایی که شما می دهید پشتوانه ندارد و از شما نترسند یک شبه همه چیز را از بین می برند.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: اکنون همه کشورهای دور و اطراف ما مشکل دارند اما ما در امنیت کامل به سر می بریم و احساس اقتدار می کنیم؛ ما دوست داریم این اقتدار حفظ شود و بلکه عراق، فلسطین مظلوم نیز این گونه باشد و در همه جا مسلمانان در آرامش به سر ببرند.
حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی گفت: باید برای این مسأله خوب فکر کرد و سستی نکنیم مبادا ما خواب مان ببرد که با خواب رفتن ما دشمن نمی خوابد.

تقوای جمعی در مجلس حاکم شده است
وی با اشاره دیدار روز گذشته نمایندگان مجلس با رهبر معظم انقلاب، ابراز داشت: به این مناسبت من پیش از جلسه سخنان سال گذشته رهبر انقلاب را بررسی می کردم؛ ایشان در آن جلسه فرموده بودند به دنبال تقوای جمعی باشید؛ مجلس را به این سمت بکشید که تقوای جمعی در آن حاکم باشد؛ باید حد نصابی از تقوا باشد که کل جامعه در این عرصه رشد کند.
استاد اخلاق حوزه علمیه قم افزود: یکی از دوستان ما که در مجلس ششم نیز حضور داشت به بنده گفت در آن زمان وقتی امام جماعت جلو می ایستاد 15 نفر بیشتر پشت سرش نبودند اما اکنون برای نماز جماعت خواندن در نمازخانه مجلس جا نیست و در چند نوبت اقامه نماز می شود؛ از این که تقوای جمعی در مجلس حاکم شده است خدا را شکر می کنم.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به ضرورت تقوای جمعی در جامعه، گفت: وقتی کسی که وارد بازار اسلامی می شود باید اسلام را ببیند، نباید با یک مشت دزد، ربا خوار و مال مردم خوار مواجه شود؛ چرا با وجود این کارها خودمان را به راحتی می بخشیم؟ گریه امام عصر(عج) از این کارهای ما در می آید.
استاد اخلاق حوزه علمیه قم افزود: ای کاش دیگران چوب این کارها را به خود فرد می زدند، اما دیگران با مشاهده این کارها طعنه به ائمه اطهار(ع) و انقلاب می زنند؛ باید در رفتار و گفتار و کردارمان دقت کنیم؛ هر کاری را نکنید و هر چیزی را نگوییم.

تا پای جان از رهبر انقلاب حمایت می کنیم
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به سخنان روز گذشته رهبر معظم انقلاب، گفت: پیش از ایشان یکی از دوستان صحبت کرد و این حدیث خواند که اگر دنبال رهبر الهی نباشید منتظر باشید روزی را که با لگد دشمن به خفت بیفتید؛ الحمدلله فضا این گونه نیست و ما چشم مان به بیانات رهبر انقلاب است.
حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی تصریح کرد: قول دهیم به رهبر معظم انقلاب که تا سر جان از آن بزرگوار حمایت کنیم؛ ما که حسرت می خوریم که رکاب امام حسین(ع) باشیم، راهش این است که امروز از فرزندشان پشتیبانی کنیم.
وی در پایان با اشاره یکی از سخنان حضرت آیت الله بهجت، گفت: خدا رحمت کند ایشان را که می فرمود در نزدیکی ظهور امتحانات سخت می شود؛ خودمان را تربیت کنیم برای دوران امام عصر(عج) باید خیلی مراقبت داشته باشیم

 
 ·  Translate
54
6
ahsanolhosna ahsanolhosna's profile photoMohammad Reza Mollaei's profile photomontazere habib's profile photo
6 comments
 
سلام تازه این سخنرانی رو دیدم و خوندم بسیار عالی و ...
خیلی وقت هستش از استاد خبر ندارم دلم می خواد بدونم حالشون چطور هست سلامتند؟
لطفا اگر استاد سخنرانی جدید داشتند بخصوص در همین رابطه قرار بدید.
خیلی ممنون.
ان شاءالله استاد و تموم شیعیان همیشه سلامت و پیروزو سرافراز باشند.
اللّهمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُمْ
 ·  Translate
Add a comment...
 
مومن مورد توجه خاصّ امام عصر (ارواحنافداه)

جلساتی که در مسجد النبی (صلوات الله علیه و آله) برگزار می شد، مسلمین دایره وار نشسته و صدر وذیل آن مشخص نبود. سپس به علّت ازدیاد اصحاب و یاران در جلسات پیامبر، حضرت ایستاده و به درخت خشکیده خرمایی تکیه می دادند و صحبت می کردند که به علّت کثرت مستمعین و طولانی شدن سخن، منبری سه پله ای برای حضرت درست کردند تا حضرت بر فراز آن، به بیان دستورات خداوند بپردازند. نقل شده است که وقتی حضرت بر منبر نشستند، درخت خرمایی که پیامبر بر آن تکیه داده و سخنرانی می کردند ناله ای کرد و بعد از آن به حنانه (ناله کننده) معروف شد که گفت:
کمتر ز چوبی نیستی       حنّانه شو! حنّانه شو!
آیا ما به اندازه درخت خرما هستیم که حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) به ما تکیه کنند؟ و یا در فراق حضرت ناله جان سوز سر داده باشیم؟ عزیزان، نماز و روزه هایمان باعث غرورمان نشود، به یتیمی رسیدگی کردی مغرور نشوی!، به مسجد خدا کمک کردی فکر نکنی کسی شده ای! و خیال نکنیم کاری کرده ایم و خوب شده ایم! به خودمان بیندیشیم و نظری بر احوال خود کنیم که اگر مریض شدیم حضرت به دیدار ما می آید؟ روزی صعصعه بن صوحان یکی از یاران حضرت علی(علیه السلام) مریض شدند. حضرت به عیادت او رفتند و در حین سخن گفتن با او، فرمودند: «مبادا این احوالپرسی مرا امتیازی برای خود به حساب بیاوری و به سبب آن، به اطرافیانت فخرفروشی نمایی...»
 ·  Translate
62
3
hossein man&'s profile photoabuhbdulla turbatti's profile photoMohmmad Ashraf's profile photoتازه به دوران رسیده's profile photo
4 comments
 
+abuhbdulla turbatti
پیامبر(صل الله علیه واله والسلم)
بعدش منظورتون چیه ???
 ·  Translate
Add a comment...
 
حنظله و جميله، تجلي اختيار و اراده آزاد

سرگذشت حنظله و جميله، تجلي زيبايي از نقش بي­بديل اراده و اختيار آزاد در شکل­گيري شخصيت و غلبة آن بر ديگر عوامل تأثيرگذار در فرآيند تربيت است.
اراده و اختيار آزاد اين زوج جوان بر تمام عوامل ديگر همچون وراثت، محيط خانوادگي، محيط اجتماعي و... غلبه کرد. اين دو جوان در ميان تمام فشارها و تهديدها به آيين اسلام مشرف گشتند و در حالي که پدرانشان از سران منافقان و دشمنان سرسخت پيامبر بودند، خود از مشتاقان تعاليم قرآن و دلباختگان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و از جوانان پرشور اسلام گشتند.
پدر حنظله، به نام «ابوعامر راهب» از مردان پرنفوذ و نامي مدينه بود و پدر جميله، «عبدالله اُبي»، نيز از بزرگان مدينه به شمار مي­رفت.
با ورود پيامبر به مدينه و پيشرفت چشمگير آن، ابوعامر و عبدالله که از دوستان ديرينة يکديگر بودند، به مقام پيامبر و نفوذ معنوي آن حضرت رشک بردند و کينة آن­جناب را بر دل گرفتند. آنان برخي از قبايل اطراف مدينه را با خود هم عقيده ساختند و پس از مدتي عبدالله اُبيّ به ظاهر اسلام آورد، ولي ابوعامر در حال کفر باقي ماند و از توطئه­چيني عليه پيامبر لحظه­اي دست برنداشت.
اين دو با همکاري يکديگر برخي از قبايل اطراف مدينه را با خود همراه و همنوا ساختند. خداوند در نکوهش رفتار و گفتار منافقانة ايشان «سورة منافقين» را نازل فرمود. اين گروه پس از نزول اين سوره، به «منافقان» مشهور گشتند.
هنگامي که پيامبر به جنگ تبوک رفته بود، منافقان مدينه با تحريک ابوعامر از فرصت استفاده کردند و مسجدي به نام "مسجد ضرار" ساختند و مردم مدينه را به ترک "مسجد النبي" و حضور در مسجد خود دعوت نمودند.
پيامبر به هنگام بازگشت از تبوک به فرمان الهي اين مسجد قلابي را که لانة فساد و فتنه گشته بود، ويران کردند. ابوعامر چون جان خود را در خطر ديد، به مکه گريخت و به ابوسفيان پيوست. وي در سال سوم هجري به همراه قريش به جنگ احد آمد و پس از آن رهسپار روم شد و تا سال 9 ه‍ .ق نزد پادشاه روم، «هرکليوس»، ماند و در همان­جا درگذشت.
هنگامي که پيامبر براي شتافتن به ميدان احد اعلان جهاد فرمود، روز عروسي «حنظله پسر ابوعامر» با «جميله دختر عبدالله اُبيّ» بود. حنظله که جواني رشيد و پرشور و دلاور بود، به محضر پيامبر شتافت و از آن حضرت اجازه خواست تا شب عروسي را نزد همسرش جميله بماند و بامداد فردا خود را به آوردگاه احد برساند. پيامبر نيز به او رخصت داد.
حنظله، بامدادان حجلة عروسي را ترک کرد و روي به ميدان جنگ نهاد و از اين­که آبي براي غسل به دست نياورده است، ناراحت بود. اين در حالي بود که پدر وي ابوعامر در صف مشرکان به جنگ پيامبر آمده بود و پدر زن وي، عبدالله اُبي، يهوديان مدينه را عليه پيامبر برمي­انگيخت و مسلمانان را از همراهي پيامبر بازمي­داشت تا جايي که او موفق شد 300 نفر از مسلمانان ظاهربين و منافق را از سپاه 1000 نفري پيامبر جدا نمايد.
حنظله در گرماگرم جنگ به ابوسفيان که در ميان سپاه خود مي­چرخيد، حمله­ور شد و با ضربتي به پاي اسب ابوسفيان، او را به زمين انداخت. ابوسفيان در آن حال فرياد زد: «اي قريشيان، من ابوسفيان هستم. اين جوان مي­خواهد مرا به قتل برساند».  آن­گاه برخاست و گريخت. حنظله، ابوسفيان را دنبال مي­کرد که يکي از مشرکان از پشت سر، نيزه­اي در بدن او فرو برد، حنظله برگشت که او را بکشد، ولي نيزة ديگري بر بدنش وارد شد و در کنار حمزه عموي پيامبر و عبدالله حزام به فيض شهادت نايل گشت.
پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از شهادت حنظله فرمود:«ديدم که فرشتگان در ميان زمين و آسمان، حنظله را با آب زلال باران، در برگ‌هايي از طلا، غسل مي­دهند»1 و از آن هنگام به بعد حنظله را عنوان «غَسيلُ الملائِکه؛ غسل داده شدة ملائک» دادند.2
نقش اراده و اختيار در هدايت و تربيت مهدوي
با توجه به مطالب پيش­گفته، اين خودِ ماييم که بايد با ايجاد زمينه­ها و بسترهاي مناسب، وجود خود و فرزندانمان را در مسير پرتوافشاني نور هدايت و تربيت مهدوي قرار دهيم. اين ماييم که بايد ظرفيت وجودي خود را با اعمال اختياري خويش افزايش دهيم تا بتوانيم بيشترين بهره­ها را از نور ولايت مهدوي ببريم. اين ماييم که بايد حجاب­ها و موانع پيش‌روي خويش را درنورديم تا نور الهي مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تمام وجودمان را يکسر روشن و منور نمايد.
بهره­مندي از تربيت و هدايت ويژة مهدوي، چه به صورت فردي و چه به صورت خانوادگي و چه به صورت اجتماعي، وابسته به اراده و اختيار ما است. اين انديشه­ها و باورها و رفتارها و گفتارهاي ما است که ميزان بهره­مندي ما را از ولايت و هدايت و تربيت مهدوي تعيين مي­کند.
 ·  Translate
30
Add a comment...
 
تکثیر نسل انسانی

  بقاءِ نسل انسانی وابسته به ازدواج پسر و دختر است. بنابراین، در حقیقت ارزش ازدواج به اندازه ارزش بقاءِ نسل شریف آدمی است و با عنایت به این که انسان برترین موجودی است که خداوند خلق نموده است، ارزش فوق‌العادۀ ازدواج بیش از پیش نمودار می‌گردد.
          پیامبر گرامی اسلام فرموده‌اند که:
          من به (کثرت) شما امّتم افتخار می‌کنم، حتّی به آن کودکانی که سقط شده و حین حمل مادر از دنیا رفته‌‌اند. کثرت اولاد و نسل اهل اسلام تنها از راه ازدواج میسّر است، پس این سیر مطلوب را نباید از روی ناآگاهی با خطر روبرو ساخت.
3- تأمین آرامش روحی
          قرآن شریف می‌فرماید:
)وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً([1]
          و از آیات و نشانه‌ های الهی این است که برای شما جفت‌هایی از خودتان خلق نموده تا به وسیله آنها آرامش یابید و بین شما محبت و مهربانی قرار داد.
          در ذیل این آیه شریفه این نکته مهّم قابل تأمّل است که وقتی دو نفر با یکدیگر ازدواج می‌کنند علاوه بر این که نیاز جنسی آنها برآورده و تأمین می‌گردد و آن هم از طریق طبیعی و آن‌گونه که خداوند می‌پسندد، ثمره دیگری نیز عاید زن و مرد می‌شود که بسیار مهّم‌تر و با ارزش‌تر است، زن ها و مخصوصاً مردها که بیش از زن ها در جامعه حضور دارند و با چالش‌های مختلف درگیر هستند، فشارهای مختلف اقتصادی و اجتماعی را تحمّل می‌کنند و در جوامع شهری امروز که وسعت فوق‌العاده پیدا کرده و خستگی‌ها و تنش‌های روانی و فکری بی‌شماری را برای مردم به ارمغان آورده وقتی زن و مرد به خانه و محیط خانواده بر‌می‌گردند پس از یک روز پر مشغله و خسته ‌کننده، آن‌گاه که در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند گویا روحیّه نشاط و طراوت تازه‌ای به جسم و روح ایشان تزریق می‌شود و این دو کنار هم به آرامش روحی و روانی می‌رسند و خود را برای ورود مجدّد به عرصه کار و مشغله‌های اجتماعی آماده می‌کنند.
          این ویژگی‌های خانواده اسلامی است و خانواده‌های غربی به هیچ وجه از چنین محیط ممتاز روح‌افزا و آرامش بخشی برخوردار نیستند. خانواده‌های آمریکائی و حتی کانادائی بسیاری را مشاهده کرده‌ام که از فقدان چنین محیط و آرامشی رنج می‌برند. گاهی در برنامه‌های تلویزیونی به عنوان یک برنامه تلویزیونی بسیار قوّی، قشنگ و عاطفی؛ یک مرد و زن را به تصویر می‌کشند که با هم خواهر و برادرند و پس از 50 سال یکدیگر را پیدا کرده‌اند حال آن که این نشان دهنده نقطه ضعف و نمایانگر بنیان سست خانواده‌ها است که به عنوان مثال 50 سال پیش بنیان خانواده از هم پاشیده و خواهر و برادر از هم جدا شده‌اند و دیگر همدیگر را ملاقات نکرده‌اند. برای جبران این کمبود، آن‌ها ماهی یکبار با هم قرار ملاقات می‌گذارند و دور هم جمع می‌شوند تا بلکه بتوانند به شکل تصنعی و ساختگی این خواسته را برآورده سازند.
          در غرب چندان برای یک فرد خوش آیند نیست که نام پدرش را از او سؤال کنید و حتی در مدارک خود نام مادر را ثبت می‌کنند و با نام پدر کاری ندارند این نشان از وضعیت آشفته خانواده‌های غربی و جایگزین شدن التذاذهای جنسی و حیوانی صِرف، به جای مطالبه آرامش روحی و عاطفی از زندگی زناشویی و تشکیل خانواده است. لکن این موجب سرافرازی و سربلندی ماست که در کنار تأمین آرامش روحی و روانی در ضمن تشکیل بنیاد مقدّس خانواده، در پی حفظ نسل نجیب انسانی خویش نیز هستیم.
          آری، خانواده به معنای حقیقی کلمه می‌بایست محیط امن و آرامش برای زن و مرد باشد و اگر حضور در محیط خانواده شروع حسّ حضور یک مزاحم در کنار شخص باشد به جرأت باید گفت که این خانواده از پایه و بنیاد دوستی تشکیل نشده و دچار مشکلات اساسی و بنیادی است. زن و مرد در کنار هم باید به آرامش برسند، تا که خواست خدای متعال که "لِتسکُنُوا اِلَیها" است، تحقق یابد. به لطف ایزد منّان سکینه و آرامش از نعمت هایی است که در جامعه ما و در نهاد خانواده وجود دارد و ان‌شاء الله روز به روز مستحکم‌تر و پا بر جاتر خواهد شد.
 ·  Translate
39
Ali Nezhad (‫شیخ المرؤوس‬‎)'s profile photorasool afrasiyabi's profile photoMohmmad Ashraf's profile photo
3 comments
 
خداوندمتعال خیرنصیب شمانماید باین چنین مطلب خوب! 
 ·  Translate
Add a comment...
 
حکایتی از علامه مجلسی درخصوص همسایه آزاری

شخصی به خدمت مرحوم آیت الله محمدتقی مجلسی (رحمه الله)، پدر علامه محمدباقر مجلسی (رحمه الله) صاحب بحارالانوار رسید و عرضه داشت: ما همسایه ای داریم که بسیار ما را آزار می دهد و شب ها صدای عیاشی و موسیقی و تار وتنبورش بلند است و مزاحم ماست. وقتی اعتراض می کنیم، می گوید چهاردیواری اختیاری است. چه کنیم؟ مرحوم مجلسی (رحمه الله) فرمود: بسیارخوب. شما یک شب آنان را به منزل خود دعوت کن، من نیز خواهم آمد. او هم از عیاشان درخواست کرد که یک شب بزمشان را در منزل او بر پا کنند. شب موعود، قبل از همه مرحوم مجلسی (رحمه الله) آمد.
از جمله خصوصیات ایشان این بود که در عین حال که بهترین و عالی ترین مرجع آن عصر بود، بهترین مبلغ نیز بود. به هر حال پس از ورود مرحوم مجلسی (رحمه الله) به آن میهمانی، عیاشان نیز آمدند. همه تعجب کردند که آقای مجلسی (رحمه الله) در این جا چه میک ند؟ از حضور علامه بسیار ناراحت بودند و دوست داشتند که ایشان برود تا آنها راحت تر کار خود را انجام دهند.
حیاء صفت بسیار خوبی است. بعضی ها اگر اهل معصیت هم هستند، ملاحظه متدینان را می کنند. پس از لحظاتی، شخصی که رئیس این بزم بود از مرحوم مجلسی (رحمه الله) پرسید: شما این جا چه می کنید؟ ایشان فرمود: ما دعوت شده ایم. آن گاه مرحوم مجلسی (رحمه الله) فرمود: من قبل از صحبت های شما سؤالی دارم. شما عیاران و کسانی که دم از مردانگی می زنید، به راستی چه خصوصیت بارزی دارید؟ آن شخص گفت: ا اگر نمک بخوریم، نمکدان نمی شکنیم. مرحوم مجلسی (رحمه الله)  فرمود: چرا دروغ می گوئید؟ پاسخ داد: نه، ما ادعای دروغ در کار نداریم. اگر شما یک مورد به ما نشان دادید، من سبیل های خودم را می تراشم. مرحوم مجلسی (رحمه الله) فرمود: همین ادعای شما دروغ است. چه کسی بیشتر از همه به شما نمک داده است؟ واقعاً کسی جز خدا می شناسید که بیش از دیگران به شما نان و نمک داده باشد؟ خانه، زن، مال، سلامتی، هنر، عقل و هر چه دارید، از آن اوست. آیا چیزی دارید که ادعا کنید از آن او نیست. آن شخص گفت: خیر، خدا بیشترین حق را به گردن ما دارد. مرحوم مجلسی (رحمه الله) فرومد: آیا حقّش را ادا کرده اید و نمکدانش را نشکسته اید؟ آن مرد نتوانست پاسخی بدهد و همراه دوستانش آن جا ار ترک کرد. صاحب خانه بیشتر ناراحت شد و گفت: آقای مجلسی، شما کار ما را مشکل تر کردید. این ها فردا ما را بیشتر اذیّت خواهند کرد و دیگر امنیّت نخواهیم داشت. آیت الله مجلسی (رحمه الله) فرمود: نترس، اگر این کار را کردیم، برای خدا کردیم و جای دوری نمی رود. خدا خودش کارها را درست می کند.
سحرگاه فردا، درِ خانه مرحوم مجلسی (رحمه الله) را زدند. وقتی در را باز کرد، دید همان شخص دیروزی است. به دست و پای آیت الله مجلسی افتاد و گفت: آمدم بگویم شما راست گفته اید، من خیلی نمک خوردم و نمکدان شکستم ولی تا به حال متوجه نبودم. من توبه می کنم. آیا می توانید در بزم جدید ما نیز شرکت کنید؟
آیا تاکنون به نعمت هایی که خداوند به ما داده است، توجه داشته ایم. اگر خدای ناکرده به ما بگویند قلب شما نارحتی پیدا کرده و یا گلبول های سفید خون شما بیش از اندازه شده و علامت سرطان است، چه می کنیم؟ آیا جز در خانه خدا جای دیگری می رویم؟ آیا فقط آن موقع باید به یاد خدا بیفتیم و اذعان کنیم که امور همه چیز به دست اوست؟ آیا این خلاف مروّت و مردانگی نیست؟ او که به ما محتاج نیست. پس این غفلت ها و کفران نعمت ها ظلم به خود ماست. فطرت ما می گوید که اگر کسی به ما لطف کرد، باید مردانگی کنیم و نمکدان را نشکنیم. هر کس در هر مقامی باشد، مرهون خداست و هیچ کس بیش از او بر انسان حق ندارد. اگر انسان ها از باطن ما خبر داشتند، ما را رها می کردند. بنابریان، عزّت و آبروی ما از آن اوست. لطف اوست که کار بد ما را می پوشاند و کار نیک ما را نشر می دهد. آیا سزاوار است چنین خدای را معصیت کنیم؟
 ·  Translate
32
حسن پروانه's profile photo
 
رحمت الله علیه وآله 
 ·  Translate
Add a comment...
 
فرآیند تربیت فرزند صالح 2 | وراثت

از منظر روان­شناسي، عامل «وراثت» و «محيط» در شکل­گيري و تحول شخصيت آدمي دخالت و تأثير دارندکه در این جا عامل وارثت را بررسی می کنیم:

وراثت
سلطاني با وزير خويش گفت‌وگو مي‌كرد كه آيا وراثت بر تربيت مقدم است، يا تربيت بر وراثت رجحان دارد؟
وزير گفت: تربيت بر وراثت تقدّم دارد.
سپس براي اثبات سخن خويش، سلطان را به صرفِ شام دعوت كرد.
وقتي سلطان وارد مجلس شد، مشاهده كرد كه در اطراف سفره، گربه‌هايي شمع بر دست، ايستاده و مجلس را روشن كرده‌اند.
وزير در اين هنگام به سلطان گفت: «اينك بفرماييد وراثت گربه كجا و شمع‌داري كجا؟ اين تربيت است كه گربه را به نگهداري شمع و روشن‌‌افروزي اين مجلس واداشته است».
سلطان پس از شنيدن سخنان وزير، دستور داد تا موشي را آورده و در آن اتاق رها سازند. به محض اينكه چشم گربه‌ها به موش افتاد، شمع‌ها را انداخته و در پي موش دوان شدند.
سلطان گفت: «اين وراثت گربه است كه شمع‌ها را بر زمين افكند و گربه‌ها را به دنبال موش روان ساخت و اين خود دليل بر آن است كه وراثت بر تربيت مقدم است».
وراثت عبارت است از تمام ظرفيت­ها و استعدادهاي ژنتيکي و کروموزومي که فرزند از پدر، مادر و اجداد خود به ارث مي­برد و با خود به دنيا مي­آورد. تأثير و اهميت وراثت در پايه­گذاري و شکل­دهي شخصيت نمي­تواند مورد شک و ترديد واقع شود. عامل وراثت بر خصوصيات جسماني فرزند (مانند رنگ پوست و چشم و مو، بلندي يا کوتاهي قامت، چاقي يا لاغري)، چگونگي کارکرد اعضاي بدن او (مانند قلب، مغز، معده، سلسلة اعصاب و غدد) و نيز بر خصوصيات رواني ـ اخلاقي وي (مانند خوش­خويي يا تندخويي، وارفتگي و بي­قيدي يا زرنگي و شادابي، صبوري يا بي­صبري و...) مؤثر است.
به عنوان مثال ميزان ترشح غده­هاي بدن که تأثير عظيمي در سلامت بدني و صحت رواني (عواطف، هيجانات و ديگر فعاليت­هاي رواني) فرزندان دارند، مي­تواند تحت تأثير عامل وراثت قرار گيرد. چنان كه ترشح بيش از اندازة يکي از اين غدد (پرکاري تيروئيد) سبب تندخويي، زودخشمي و بي­اختياري واکنش­ها (بيش­فعالي) و در نتيجه بي­ثباتي شخصيت رفتاري فرزند مي­گردد و کاستي تراوش آن (کم­کاري تيروئيد) آثار مخالفي چون سستي، اضطراب، وارفتگي و بي­قيدي، انزوا و دوري از اجتماع (کم­فعالي) را بر جاي مي­گذارد.
از منظر اسلامي عامل وراثت به عنوان يکي از عوامل مؤثّر در شخصيّت انسان، و نه به عنوان تنها عامل، قابل قبول مي­باشد. به عنوان شاهدي بر پذيرش اين عامل از سوي اسلام، مي­توان توصيه­هاي اسلامي راجع به دقت در انتخاب همسر، تأکيد بر پاکي و طهارت غذاي والدين، و سفارش به پاکي و طهارت روحي و جسمي ايشان قبل از انعقاد نطفه را برشمرد.

http://aghatehrani.ir/Myapp/current?cid=1167
 ·  Translate
33
Mohmmad Ashraf's profile photo
 
مطلب خیلیها عالی استفاده کردم موفق وسر بلند باشید!
 ·  Translate
Add a comment...
 
فرآیند تربیت فرزند صالح 1 | محیط

در فرآيند تربيت فرزند صالح، شناسايي عوامل تأثيرگذار بر شخصيت متربّي، امري تعيين­کننده و سرنوشت­ساز به شمار مي‌آيد. اگر در فرآيند تربيت مهدوي از نقش عواملي چون وراثت، محيط جنيني، محيط جغرافيايي، محيط خانواده، محيط جامعه، محيط تعليم و تربيت، رسانه­ها و... غافل شويم و ميزان تأثيرگذاري اين عوامل را در فرآيند تربيت ناديده انگاريم و يا ناچيز شماريم، ظلمي بزرگ در حق متربي روا داشته و از بسترهاي مناسب و عوامل سرعت­بخش تربيتي محرومش ساخته­ايم.
از سوي ديگر اگر شکل­گيري شخصيت متربّيان را فقط تابع چنين عواملي بدانيم، فرآيند تربيت را تنها وابسته به عواملي جبري همچون جبر وراثت، جبر محيط، جبر غريزه، جبر سن و... انگاشته­ايم و اساساً جايگاهي براي تربيت‌پذيري فعال و پويا باقي نگذاشته­ايم.
در اين ميان، اگر راه ميانه را در پيش گيريم و در عين اعتقاد به تأثير عواملي چون وراثت، محيط جنيني، محيط طبيعي و محيط انساني و... مؤثرترين عامل در پي­ريزي و تکامل شخصيت متربيان را اراده و اختيار آزاد ايشان بدانيم، فرآيند تربيت را معنا و مفهوم ويژه­اي بخشيده­ايم؛ بدين معنا که ما زمينه­هاي مساعد و بسترهاي مناسبي را ايجاد مي­نماييم تا ايشان راه خويش را آزادانه انتخاب نمايند و استعدادها و قابليت­هاي دروني خويش را به شکوفايي رسانند.
از اين رو بسيار سزاست که ابتدا نيم­نگاهي به مجموعه عوامل تأثيرگذار بر شخصيت آدمي داشته باشيم و آن­گاه ميزان تأثيرگذاري هر کدام از اين عوامل را در عرصة تربيت مهدوي مشخص نماييم و سپس راهکارهاي عملي استفاده از اين عوامل را براي موفقيت در فرآيند تربيت مهدوي برشماريم.
از منظر روان­شناسي، عامل «وراثت» و «محيط» در شکل­گيري و تحول شخصيت آدمي دخالت و تأثير دارندکه در این جا عامل «محیط» ر ابررسی می کنیم:

محيط
محيط به عنوان عاملي مهم و مؤثر در فرآيند تربيت و شکل­گيري شخصيت فرزند، شامل محيط جنيني، محيط جغرافيايي و محيط اجتماعي مي­گردد:

الف) محيط جنيني
مراد از محيط جنيني، درون رحم مادر در مدت بارداري است. اين عامل، همة عوامل تأثيرگذار بر جنين درون رحم را شامل مي­شود. از آن­جا که تغذية جنين از خون مادر است، تمام تأثيرپذيري­هاي جسمي يا روحي مادر، در چگونگي رشد جسمي و روحي جنين تأثير بسزايي دارد. در اين دوران، شرايط رواني مادر، روحيات اخلاقي و معنوي او، وضع مزاجي و بدني وي، کيفيت و کميت غذاهايي که مصرف مي­کند (از نظر پاکي و حلال بودن و نيز از نظر ميزان مفيد بودن آن)، صداهايي که مي­شنود، صحنه­ها و منظره­هايي که مي­نگرد، کلامي که بر زبان مي­راند، لقمه­اي که بر دهان مي­گذارد، و... جملگي در شکل‌گيري شخصيت کودک تأثير گذارند. بدين­گونه که يا به شکوفايي استعدادها و قابليت­هاي فطري کودک کمک مي­کند و يا در راه به فعليت رسيدن قابليت­هاي دروني وي ايجاد مانع و مزاحمت مي‌کند.
از منظر اسلامي، نقش محيط داخلي و جنيني در سرعت تربيت و شکل­گيري شخصيت فززند قابل پذيرش است. مخصوصاً دربارة نوع تغذية مادر و مراقبت­هاي معنوي او در دوران بارداري، توصيه­هاي فراواني به ما رسيده است که در عنوان «مراقبت­هاي دوران جنيني» بدان خواهيم پرداخت.

ب) محيط طبيعي و جغرافيايي
که خود شامل اين امور است: نوع آب و هوا (گرمسيري، معتدل يا سردسيري) و منطقة جغرافيايي که فرزند در آن رشد مي­نمايد، درصد پاکي يا آلودگي محيط زيست فرزند، ميزان پاکي، فايده­بخشي و طبيعي بودن غذاهايي که فرزند از آن تغذيه مي­کند، مقدار انس فرزند با طبيعت، ميزان طبيعي زيستن، ميزان نزديکي يا دوري محل زندگي نسبت به شهرهاي مذهبي و فضاهاي ويژة معنوي، و... . محيط طبيعي و جغرافيايي، در چگونگي رشد و نمو فيزيکي، عقلاني و حتي اخلاقي فرزندانمان تأثيري فراوان دارد و نيز در شکل­گيري ساختمان بدني، قيافه و چهرة ظاهري، روحيات معنوي و مذهبي، ميزان درايت و استعدادهاي هوشي، تعيين سن بلوغ (زودهنگام، بهنگام يا ديرهنگام) و... نقش­آفرين است.
در فرآيند تربيت و سير سلوک به سوي حضرت حق، يکي از توصيه­هاي اوليا و مربيان الهي، آشنايي و انس با طبيعت (سير آفاقي) و تأکيد بر طبيعي­زيستن است.نخستين توصية جناب شيخ رجبعلي خياط به شاگردانش چنين بوده است:
ديدن و شنيدن را خوب درک کنيد و اين را جز با سير در طبيعت، جايي ديگر نمي­توانيد بيابيد. وقتي خوب ببينيد و خوب بشنويد، فهم بقية امور برايتان آسان مي­شود. مشکل فقط اين است که شما بد نبينيد. کوه را به همان اندازه کوه ببينيد. عظمت را به همان اندازه عظمت ببينيد. سرسبزي و طراوت را به همان اندازه ببينيد.1
دربارة آشنا کردن فرزندان با طبيعت و ورزش­هاي طبيعي مانند شنا، کوهنوردي، پياده­روي و گشت و گذار در دشت و صحرا، سوارکاري، کُشتي و ورزش­هاي رزمي که خود در شمار عوامل طبيعي و جغرافيايي قرار مي­گيرد، شواهدي از آيات و روايات داريم که برخي از آنها را در عنوان «جواني، دوران ورزش و انس با طبيعت» آورده­ايم.
دربارة کيفيت و کميت تغذية فرزند نيز که از جمله عوامل محيط طبيعي است، تأکيدهاي فراواني از روايات ائمه اطهار: به ما رسيده است. به عنوان مثال توصيه­هاي فراوان دربارة انتخاب دايه يا استحباب خوردن خرما براي مادر شيرده که کودک را بردبار و صبور مي­سازد، بر اهميت اين عامل دلالت دارد. بخشي از اين توصيه­ها را تحت عنوان­هاي «تغذيه از لقمة حلال و فايده­بخش» و «آداب و مقررات دوران شيردهي» در همين کتاب آورده­ايم.

ج) محيط انساني و اجتماعي
اين محيط خود شامل محيط­هاي بسياري از محيط خانواده و محيط­هاي بيرون از خانواده (محله، شهر، جامعه، مدرسه، رسانه و...) مي­گردد.
محيط خانواده
از اين ميان، تأثير محيط خانواده بر تربيت و شکل­گيري شخصيت فرزند، بسي فزون­تر و چشم­گيرتر است. اين­که محيط خانواده براي فرزند تا چه حد لبريز از عشق و محبت و سرشار از شور و نشاط باشد؛ اين­که پدر و مادر تا چه ميزان نسبت به يکديگر و فرزندانشان داراي حس تفاهم، سازگاري و حرمت­گذاري باشند؛ اين­که والدين و ديگر اعضاي خانواده واجد چه فضيلت­ها و رذيلت­هاي اخلاقي باشند؛ اين­که محيط و فضاي خانواده تا چه حد معنوي و اخلاقي و مهدوي باشد... و خلاصه هر آنچه در محيط خانواده مي­گذرد، نخستين و پردوام­ترين آثار را در تربيت کودک بر جاي مي‌گذارد و شخصيت آيندة وي را پي­ريزي مي­کند.
محمدبن‌ابي­بکر، رهاورد محيط تربيتي
نمونه­اي از غلبة محيط تربيتي بر عوامل ديگر را مي­توان در چهرة نوراني و درخشان محمد‌بن‌ابي­بکر به نظاره نشست:
اسماء‌بنت‌عميس، مادر محمد، نخست همسر جعفربن‌ابي­طالب (جعفر طيار) بود که به همراه او به حبشه هجرت کرد. اسماء پس از شهادت جعفر به ازدواج ابوبکر درآمد. ثمرة اين ازدواج، فرزند پسري شد به نام محمد که در سال دهم هجري آن­گاه که پيامبر به هماره ياران خود براي آخرين حج آهنگ مکه کرده بود، متولد گرديد. محمد هنوز طفل خردسال و سه ساله­اي بود که پدرش ابوبکر از دنيا رفت.
اسماء پيش از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) افتخار خدمتگزاري آن حضرت را داشت. او بارها به صداقت و حقانيت اميرالمؤمنين(علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) و کذب همسرش ابوبکر شهادت داد. پس از شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) افتخار يافت تا به همسري اميرالمؤمنين(علیه السلام) درآيد و مادر فرزند پاک­نهادي به نام يحيي گردد.
در اين ميان، محمد ابن­ ابي­بکر توفيق يافت تا در محيطي گرم و سرشار از محبت، در کنار امام حسن و امام حسين (علیهم السلام) و ديگر فرزندان امام علي(علیه السلام)، تحت تربيت ويژة علوي قرار گيرد. ديري نپاييد که محمد به جواني رشيد، پرشور، دلاور، برازنده، مؤدب به آداب قرآني و سرشار از عشق و محبت الهي تبديل گرديد. او به اميرالمؤمنين(علیه السلام) عشق و ايماني فوق­العاده داشت و نسبت به پدرش ابوبکر و دو خليفة ديگر و شيوة حکومت آنان سخت مخالف بود و دشمني آشتي­ناپذيري را نسبت به آنان اظهار مي­داشت. محمد به روزگار خلافت عثمان، در مصر بود که انتقاد بر عثمان را آغاز کرد و در شورش عليه او شرکت جست.
محمد، پدري جز علي را نمي­شناخت و امام علي(علیه السلام)نيز محمد را بسيار دوست مي­داشت و او را فرزند خود ميخواند و مي­فرمود: «محمّدٌ إِبنِى مِن صُلبِ أبي­بَکر؛ محمد فرزند من است اما از صلب ابوبکر».
محمد در جهاد و عبادت بسيار جدي و سخت­کوش بود و به خاطر سخت­کوشي او در عبادت، وي را «عابد قريش» مي­ناميدند. محمد، برادر مادري عبدالله بن جعفر (فرزند جعفرطيار و همسر حضرت زينب سلام الله علیها) و نيز برادر مادري يحيي (فرزند اميرالمؤمنين علیه السلام) و جدّ مادري امام صادق(علیه السلام) بوده است. از محمد پسري به نام «قاسم بن محمد بن ابي‌بکر» به يادگار ماند که از شاگردان امام سجاد(علیه السلام) و از فقهاي بنام مدينه بوده و شيعه و سني مقام علمي و معنوي او را ستوده­اند. دختر قاسم، به نام «امّ­فروه»، افتخار يافت تا همسر امام محمدباقر (ع) و مادر امام جعفرصادق (ع) گردد.[2]
محمد در جنگ­هاي جمل و صفين در رکاب اميرالمؤمنين(علیه السلام) حضور يافت. وي در جنگ جمل فرماندهي پياده نظام را در سپاه امام علي (ع) به عهده داشت. وي پس از پيروزي امام در آوردگاه جمل به دستور امام، امور مربوط به عايشه را برعهده گرفت و او را در کمال احترام و سلامت از بصره به مدينه بازگرداند.
محمد در زمان حکومت اميرالمؤمنين(علیه السلام)، در سال 36 هجري و پس از عزل قيس بن سعد، به فرمانروايي مصر منصوب شد. وي در سال 37 ه‍ .ق از طرف امام علي(علیه السلام) مأمور به جنگ با معاندان و منافقان و سرسپردگان معاويه در مصر گرديد[3] و سرانجام پس از چند ماه درگيري و دليري در ماه صفر سال 38 ه‍ .ق به شهادت رسيد.[4]
آن هنگام که خبر شهادت محمد را به اميرالمؤمنين(علیه السلام) رساندند، آن حضرت متأثر شدند و فرمودند:
اندوه ما در شهادت او به اندازة شادماني آن­ها (دشمنانمان) است، جز آن­که از آنان دشمني سرسخت کم شد و از کنار ما دوست باوفايي برخاست.[5]
امام علي (علیه السلام)، در مناسبت­هاي مختلف محمد را مي­ستود و از او به خير و نيکي ياد مي­فرمود:
او محبوب و دست­پروردة من بود. پاداش مصيبت او را از خدا مي­طلبم. او فرزندي خيرخواه، کارگزاري کوشا، شمشيري برنده و رُکني از ارکان حکومت بود.[6]
محيط بيرون از خانواده
از خانواده که بگذريم، محيط­هاي گوناگون ديگر همچون محيط محل زندگي، محيط تعليم و تربيت (از ابتدايي تا دانشگاه)، محيط کار، مساجد، مجالس علمي و محافل ديني و مذهبي، اماکن مقدس زيارتي، عرصه­هاي سياسي و اجتماعي جامعه، رسانه‌ها (مطبوعات، سينما، راديوـ تلويزيون، ماهواره، اينترنت و...)، دوستان و رفقا و همسالان تا چگونگي ازدواج و تشکيل خانواده، محيط خانوادة همسر و... جملگي در تشکيل يا تغيير شخصيت فرزند مي­توانند مؤثر واقع شوند.

http://aghatehrani.ir/Myapp/current?cid=1140
 ·  Translate
29
1
Add a comment...
 
ازدواج؛ جهت‌یابی افکار انسان

وقتی که مردی، همسر اختیار می‌کند و یا دختری، شوهر‌ می‌کند افکارشان از پراکندگی و از هم گسیختگی نجات پیدا می‌کند هم در زمینه تحصیل، هم زندگی، و هم در معنویات و سیر صعودی به جای عبادات. یکی از سؤالاتی که اکثر جوانان از آن می‌پرسند این است که چرا وقتی به نماز می‌ایستیم حضور قلب نداریم، افکارمان متمرکز نمی‌شود. به تعبیر عامیانه حواسمان پرت می‌شود؟ در پاسخ به این سؤال و علاج این مشکل می‌توان گفت که اگر انسان ازدواج کند بخش قابل توجهی از این پراکندگی افکار و حواس‌پرتی از زندگی انسان، عبادت او و شغل و تحصیل او رخت برمی‌بندد، و در عوض انسان با اراده‌ای قوی بر نفس خویش تسلّط می‌یابد. در نتیجه هر چیز جای خود را یافته و در زمینه اخلاق و عرفان می‌بایست به این نکته توجّه بسیار داشت.
امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند:
إنَّ رَکعتین یُصَلّیهِما رَجُلٌ مُتَزَوِّجٌ أفضَلُ مِن رَجُلٌ یَقوُم لَیلَة وَ یَصوُمُ نَهارَه اَعزَبُ
مردی که ازدواج کرده اگر دو رکعت نماز به جا آورد این نماز او برتر است از این‌که مرد مجرّدی شبهایش را به نماز بایستد و روزهایش را روزه بگیرد.
بانوی امین از خانم های مجتهده و از شاگردهای مرحوم آیت‌الله سید محمّد‌باقر دُرچه‌ای بوده‌اند که آیت‌الله بروجردی(ره) از شاگردان ایشان بوده است. این بانوی مکرّمه در ضمن خاطرات خود فرموده بودند که روزی آمدم بر سر مزار آقای کاشی(ره) و برای مرحوم کاشی هدایائی آورده بودم، یک ختم قرآن و صد مرتبه قرائت سوره قدر و به او گفتم: جناب آخوند دوست دارم که پاداش خوبی به من بدهی؛ نکته قابل استفاده در خلال این خاطره شنیدنی از بانوی امین این است که قدری تأمل و تفکّر و قرائت صد مرتبه سوره "انا انزلناه" در کنار قبور و مزار گذشتگان مناسب است. چنان‌که از مرحوم آیت‌الله علامه طباطبائی نقل شده که وقتی به قبرستان می‌روید به ویژه شب‌های جمعه و صبح جمعه، زود قبرستان را ترک نکنید بلکه آن‌جا کمی تأمل کرده و وقت توجّه داشته باشید و تأمل نمائید.
در بین این خفتگان خاموش باتقواترین، بدترین، قوی‌ترین، شجاع‌ترین، باسوادترین‌ انسان ها و ... آرمیدند من هم روزی این‌گونه خواهم بود، پس چه چیزی برای منزل آخرتم آماده کرده‌ام...
مناسب است که وقتی خیلی ناراحت می‌شویم و یا در زمانی که خیلی مسرور و شاد هستیم سری به قبرستان بزنیم. این دیدار، ما را متعادل ساخته و ما را به فکر آخرت خود و گرد آوردن توشه‌ای مناسب برای خانه قبر و آخرتمان خواهد انداخت.
در ادامه بانو امین(ره) این‌گونه می‌فرمایند که پس از اتمام زیارتمان به خانه بازگشتم و شب خواب مرحوم آخوند کاشی(ره) را دیدم، در خواب دیدم که یک باغ بسیار وسیع و بزرگ در اختیار اوست پرسیدم اینجا کجاست و این باغ متعلّق به کیست؟ ایشان در پاسخ فرمود متعلّق به من است. دیدم که درخت های زیبا، قصرهای باشکوه و مناظر دیدنی فراوانی دارد امّا ناگهان متوجّه شدم که بالاتر از این باغ، باغ دیگری است که به مراتب عالی‌تر و زیباتر است.
از جناب آخوند(ره) پرسیدم: آن باغ متعلّق به کیست؟ فرمود: آن باغ برای آیت‌الله خانی است، بانوی امین پرسیده بودند که جناب آقای خانی این بزرگوار که ما دیده بودیم درسشان خیلی شلوغ نبود امّا پاداش بیشتری برده‌اند. مرحوم آخوند کاشی(ره) در پاسخ فرموده بودند آری، امّا او دو امتیاز بر من داشت؛ نخست این‌که او ازدواج کرده بود و من ازدواج نکردم و دیگری این که او از سادات و ذریه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است و من نیستم.
این خاطره نیز مؤیدی بر آن روایات است که ازدواج در نوع خود از ارزش والائی برخوردار است که سطح عبادات انسان را به سطحی فراتر از هنگام تجرّد صعود می‌دهد. و تأثیر آن تأثیری بسیار ژرف بر روحانیّت انسان دارد.
ازدواج نیز افکار انسان را به سمتی جهت‌دار سوق ‌می‌دهد. امروزه روانشناسان نیز به این نتیجه رسیده‌اند و اهمیّت ازدواج را در تمامی ابعاد زندگی مثبت تلقّی می‌کنند.
 ·  Translate
58
6
Muhammad kazem Abootorabi's profile photoعلی میرصانع's profile photoMohmmad Ashraf's profile photo
3 comments
 
ممنون از مطلب خیلیها عالی تان استفاده کردیم!
 ·  Translate
Add a comment...
 
ایجاد فضای مهدوی در خانه

مهم­ترين راهکار عملي در نهادينه­سازي محبت امام زمان ارواحنافداه  در هفت سال نخست، فضاسازي مهدوي در داخل خانه است. اگر فرزند دلبندتان شما را در حال شنيدن دعاي جان­فزاي ندبه ببيند و اشک را بر گوشة چشمان شما نظاره‌گر شود، خود عميق­ترين تأثيرات و پيوندهاي مهدوي را در روح و جان او بر جاي خواهد گذاشت.
جلوه­هايي از فضاسازي مهدوي در خانه عبارت است از: انس اهل خانه با ادعيه و زيارات مهدوي به گونه­اي که صداي اين ادعيه و زيارات فضاي خانه را دربربگيرد؛ تهيه و استفاده از پوسترها و تابلوهاي مهدوي؛ تهية نوارها و CDهاي سخنراني و مديحه­سرايي و مناجات­هاي مهدوي و پخش آن در فضاي خانه، و... .
يکي از اولياي خدا دربارة ضرورت فضاسازي مهدوي مي­فرمايد: «وظيفة ما اين است که به هر طريق ممکن نام حضرت را زنده کنيم. در زمان خانه­نشيني حضرت امير(ع)، شيعيان خاص براي احياي نام آن حضرت، موقع بلند شدن «يا علي» مي­گفتند. دوران ما، زمان خانه­نشيني حضرت مهدي (عج) است. ما بايد در همه حال و از هر طريق ممکن براي احياي نام حضرت تلاش کنيم. در همه حال بگوييم: «يا ولي­عصر!» هرگاه برمي­خيزيم، بگوييم:«يا ولي­عصر!» هرگاه...».[1]
آري، در همه حال بايد فضاي تربيتي خانه را مهدوي کنيم. برمي­خيزيم، بگوييم: «يامهدي!» مي­نشينيم، بگوييم: «يا مهدي!» در فضاي بازي با فرزندانمان مرتب بگوييم: «يا مهدي!» و از ايشان نيز بخواهيم که بگويند: «يا مهدي!»
 ·  Translate
45
3
jahanmehr Jabbari taha's profile photoعبّاسی محمّدرضا's profile photoپرنیان s's profile photorasool afrasiyabi's profile photo
7 comments
 
اقای تیرانی اگه نبود ما باید چکار میکردیم
 ·  Translate
Add a comment...
 
موانع برنامه‌ریزی

برخی از موانع برنامه‌ریزی:
1. موانع نظم: آنچه كه مانع نظم است، می‌تواند ما را از برنامه‌ریزی هم باز‌دارد. موانع نظم عبارت اند از: جهلِ نسبت به بهای عُمر، جهلِ نسبت به ارزشِ برنامه، داشتن یک هم نشینِ بی‌نظم و بی‌برنامه، که این موانع می‌توانند انسان را به بی‌برنامگی هم دچار كنند؛ زیرا کسی که ارزش عمر خود را نداند، هرگز به فکر استفاده درست از آن نمی‌افتد و زندگیش با بی‌برنامگی می‌گذرد و در نتیجه، بی‌نظمی در کارهای او موج می‌زند. و از طرفی اگر انسان ارزش برنامه‌ریزیِ در کارها را نداند، باز‌هم از این توفیق بی‌بهره می‌ماند و بالاخره کافی است در بین دوستان ما یک فرد بی‌نظم و بی‌برنامه وجود داشته باشد تا با تلقین گفتاری و رفتاریِ او، آرام آرام گرایش بی‌برنامگی در ما هم رشد کند. بنابراین بسیار به‌جاست تا برای این‌که توفیق برنامه‌ریزی را پیدا کنیم، ابتدا موانع نظم در زندگی خود را برطرف نماییم. براي اين منظور بايد در مورد ارزش عمر که سرمایه خدادادی انسان است، بیندیشیم و قدر و بهاي آن‌را بدانیم. به گفته‌ جناب سعدی:
مکن عمر ضایع به افسوس و حیف      که فرصت عزیز است و اَلْوَقْتُ ضَیْف
 
اگر در مورد ارزش برنامه نيز تأمّل کنیم، خواهیم دید که هر کس در هر زمینه‌ای در دنیا موفّقیتی کسب کرده است، توفیق خود را مرهون داشتن برنامه و اجرای دقیق آن است. به همین دليل باید از وجود دوستان منظّم و اهل برنامه بهره‌مند باشیم تا ما را در طرّاحي و اجرای برنامه یاری کنند.
2. سرخوردگی و شکست در اجرای برنامه‌ها: گاهی انسان در اثر شکست در برنامه‌های قبلی، تصمیم می‌گیرد که کارهای بعدی خود را بدون برنامه انجام دهد. این شکست و سرخوردگی نوعاً به جهت رعایت نکردن اصول برنامه‌ریزی است. به عنوان مثال ممکن است برنامه‌ای را که مافوقِ توانِ ماست، طرّاحی کنیم و چون توانِ انجام آن‌را نداریم، طبیعی است که به شکست بینجامد. گاهی نيز ممكن است به دليل عدم اولويّت‌‌بندي برنامه‌های خود از یک برنامه بسیار مهمّ عقب بمانيم و یا در اثر عدم انعطاف در برنامه، خود را دچار خستگی و یا زدگی كنيم و... کافی است که چند بار این اتّفاق بیفتد تا ما را به سمت سرخوردگی نسبت به اصل برنامه‌ریزی بکشاند. به‌طور کلّی نبودن هر یک از اصول برنامه‌ریزی می‌تواند ما را نسبت به داشتن برنامه، بی‌اعتنا کند و یا به کلّی ما را از داشتن برنامه متنفّر نمايد. این در حالی است که همه عقلا می‌گویند؛ هر شکستی می‌تواند مقدّمه یک پیروزی باشد. فکر کردن در مورد گذشته، زمانی مفید است که برای عبرت‌گیری و یاد‌آوری نقاط ضعف باشد نه زماني ‌که منجر به احساس خود‌کم‌بینی شود و یا باعث از دست رفتن فرصت‌های بعدی گردد. در روایات فراواني بر مغتنم شمردن اوقاتی که در آن قرار داریم تأکید شده است؛ حضرت امیر (ع) می‌فرمایند: «مَاضِي يَومِكَ فَائِتٌ وَ آتِيهِ مُتَّهَمٌ وَ وَقتُكَ مُغتَنَمٌ فَبَادِرْ فِيهِ فُرصُةَ الإِمكَانِ؛[1] روز گذشته‌ات فوت شده و از دست رفته است و روز آینده‌ات متّهم است (یعنی معلوم نیست که بیاید و ممکن است مرگ، زودتر از آن به سراغ تو بیاید) و این وقتی که در آن هستی، فرصت مغتنمی است پس در این وقت به آن چه که برایت امکان دارد مبادرت بوَرز.»
3. غرور بی‌جا: برخی فکر می‌کنند كه همیشه شرايط به همین شکل فعلی است. به عنوان مثال برخي در اثر آسانی درس‌ها، عدم مشکلات و گرفتاری‌های زندگی و سلامتی جسم و جان، از آمادگی خوبی برای فهمیدن درس‌ها در کلاس برخوردارند بنابراين دچار غرور می‌شوند و به خود زحمت مطالعه درس‌ها و تحقیق در موضوعات علمی را نمی‌دهند و احیاناً با پیش مطالعه، مباحثه و خلاصه نویسي درس‌ها میانه‌ای ندارند و آرام آرام به این وضع عادت می‌کنند. به همین دلیل هنگامی که درس‌ها مشکل‌تر شد و یا مشکلاتی برایشان پیش آمد که ذهنشان را به خود مشغول کرد، دچار عقب افتادگی درسی می‌شوند و چون روحیه مطالعه را در خود ایجاد نکرده‌اند، از درس و بحث متنفّر می‌شوند. با این بیان معنای حدیث امیرالمؤمنین (ع) روشن می‌شود که فرموده‌اند: «مَاضِي يَومِكَ فَائِتً وَ آتِيهِ مُتَّهَمٌ وَ وَقتُكَ مُغتَنَمٌ فَبَادِر فِيهِ فُرصَةَ الإمكانِ وَ إِيَّاكَ أَن تَثِقَ بِالزَّمَانِ؛[2] آن‌چه از روزت گذشته است، فوت شده و آن‌چه از آن می‌آید، مورد اتّهام است [که تو را از آن سهمی باشد یا نه؟] و [فقط] الآنِ تو مغتنم است، پس در این روز مبادرت بورز به [استفاده از] فرصت ممکنی که در اختیار داری، و بپرهیز از این‌که به زمانه و روزگار اعتماد کنی.» یعنی گمان نکنی که روزگار همیشه به کام تو است و این امکانات و سلامتی و فرصت‌هایی که در اختيار داری، همیشگی است. خیر، روزگار همیشه به انسان اقبال ندارد، گاهی هم حالت ادبار پیدا می‌کند و به انسان پشت می‌کند و مسايلی را پیش می‌آورد که کام انسان را تلخ می‌کند و مجال رسیدگی به امور مهمّ را از او می‌گیرد.
 ·  Translate
31
Hasan Jalaliyan's profile photo
 
بسیار زیبا ومفید بود استاد گرام
 ·  Translate
Add a comment...
 
روحيه فرافکني در انسان

انسان عذاب را خودش برای خودش درست می کند. همیشه این جور است. معمولا آدم ها به دنبال این هستند که اشتباهات و کار را گردن کسی دیگر بیاندازند. در آن دنیا هم همین طور است. وقتی که کسی با همسرش دعوایش می شود، تلاش بر این است که بگوید همه اشتباه ها مال اوست، و من درست عمل می کنم. یکی از چیزهایی یکی از چیزهایی که به این افراد باید گفت این است که برو کاغذی بردار، ویک طرفش خوبی های خودت را بنویس و طرف دیگر کاغذ بدی های خودت را و خوبی های زنت را  و طرف دیگر که خوبی های خودت را نوشتی بدی های همسرت را بنویس و همه را حساب کن ببین چند تا است. نمی تواند، چرا که جز خوبی از خودش سراغ ندارد و جز بدی از همسرش سراغ ندارد. سختی اش این است که بخواهد چهار تا خوبی از او و چهار تا بدی از خودش بگوید. اگر آدم سوء ظن دارد، باید همه جا سوء ظن داشته باشد. چه طور شد؟ به او سوءظن دارد ولی به خودش حسن ظن دارد. مریضی است. اگر بدبین است باید به همه بدبین باشد. پس چطور به خودش بدبین نیست؟ این درد نیست؟ اگر خوش بین است باید به همه خوش بین باشد. خُب به زنت هم خوش بینی؟
امام علي (عليه السلام):
طُوبي لِمن شَغَله عَيبه عَن عُيوبِ النّاس خوشا به حال کسي که پرداختن به عيوبش، او را از پرداختن به عيوب ديگران بازدارد.                                                                                    بحار الانوار،ج اول، ص 199
امام موسی کاظم (ع)
وَاللّه‏ِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَ به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان.
بحارالأنوار، ج 6، ص 28، ح29
لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِبْ نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ فَإنْ عَمِلَ حَسَناً استَزادَ اللهَ و إنْ عَمِلَ سيّئاً اسْتَغفَرَ اللهَ مِنهُ و تابَ اِلَيهِ از مانيست كسي كه هر روز حساب خود رانكند ،پس اگر كار نيكي كرده است از خدا زيادي آن را بخواهد،واگر بدي كرده،از خدا آمرزش طلب نموده و به سوي او توبه نمايد.
اصول كافي ج 4 ص191
 
رسول الله (ص): أحَبّ للنّاس مَا تُحبّ لنفسِک تَکُن أعدَل النّاس
عادل ترین مردم کسی است که آنچه را برای نفس خود می پسندد برای مردم نیز بپسندد.
 کنز العمال - المتقی الهندی - ج 16 - ص 128
آينه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آئينه شکستن خطاست
 ·  Translate
24
Mohmmad Ashraf's profile photo
 
ممنونم استفاده کردم موفق باشید! 
 ·  Translate
Add a comment...
Story
Tagline
AGHATEHRANI.IR
Introduction

تحصیلات :
- اجتهاد در فقه و اصول
- متخصص در فلسفه، عرفان، روان‌شناسی، علوم تربیتی و اخلاق (قم)
- دکترای فلسفه عرفان (سونی بینگ همتون؛ نیویورک)
- کارشناسی‌ارشد در رشته روان‌شناسی (ایران)
- کارشناسی‌ارشد در رشته عرفان (کانادا)
- کارشناسی‌ارشد در رشته فلسفه غرب (آمریکا)

سوابق و فعالیت ها :
- نماینده مراجع بزرگوار تقلید، آیات عظام: بهجت، مظاهری و... و رهبر معظم انقلاب.
- امام جمعه، نماینده جامعه مسلمین و سرپرست اسبق مؤسسه اسلامی نیویورک.
- استاد اخلاق هیئت دولت، دوره نهم و بخشی از دوره دهم.
- نماینده مجلس شورای اسلامی؛ دوره نهم و دوره دهم.
- عضو هیئت علمی و مسئول تربیت مربی اخلاق مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- تألیف ده ها مقاله و بیش از 20 عنوان کتاب در حوزه مباحث دینی، روان‌شناختی، تربیتی، اخلاقی و... .
- ریاست هیئت امناء چندین مرکز پژوهشی، علمی، فرهنگی در ایران.
- ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در اولین سال دوره دهم؛ و اینک، نایب رئیس اول کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی.
- دبیرکل جبهه پایداری انقلاب اسلامی.

Basic Information
Birthday
March 20
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
قم
Previously
تهران - اصفهان
Links