Profile cover photo
Profile photo
Najva Rastegar
About
Najva's posts

گر شبی در منزلِ جانانه مهمانت کنند
گولِ نعمت را مخور، مشغول صاحبخانه شو

به خدا دلخوشی‌ام مهر و تولای شماست
جذبۀ مِهر شما می‌کشدم سوی بهشت...

#مولا_امیرالمؤمنین
#یادهای_یکشنبه_ای 

فقط اونجای #مناجات_شعبانیه که میگه:
الهی! قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنوبا فِی الدُّنیا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْری
یعنی گناهانى را تو دنیا بر من پوشاندى که بر پوشاندن آن در آخرت محتاج‏ ترم..‌‌.

از جایی نقل قول کرده بود که:
۴۱۵ زن وارد شوراهای شهر و روستاهای سیستان و بلوچستان شدند. بلوغ اجتماعی و سیاسی مردم این استان تحسین برانگیزه.
نمیدونم چرا یه حسی بدی داشتم. نوشتم:
متأسفانه من خیلی خوشبین نیستم که این امر به علت بلوغ اجتماعی و سیاسی مردم این استان بوده باشه.
با شناختی که از مردم جامعه م دارم،‌ اکثریت اونها رو کاملا تحت تاثیر احساسات یافتم. شاید درصدی از این رأی به سبد اون رشد ریخته شه، اما اصلا بعید نمیدونم که درصدی (نه چندان کم) به سبد عوامل دیگه ای ریخته میشه. مثلا مردهایی که به خاطر چهره خاص اون زن بهش رأی دادن یا زن هایی که تحت تاثیر فشارها و احساساتی که تاکنون نسبت به زن بودنشون حس کردن، خواستن رأیی به نفع زن ها بدن
نمیدونم. امیدوارم راه رو درست بریم...
و عزیز دیگری نوشت:
تو انتخابات ریاست جمهوری اخیر آمریکا انتقادی که به تبلیغات کلینتون میشد این بود که میگفت "چون من زن هستم پس به من رأی بدین!"
واقعیت اینه که جامعه ما بعد از یک سری اتفاقات سال های اخیر تا حدی رشد کرده ولی من هم مطمئن نیستم بلوغ پیدا کرده باشه.
برخی رفتارها و انتخابها که ریشه در دهنکجی و از روی احساسات و هیجان برانگیخته صورت میگیره میتونه آثار سوء و مخرب داشته باشه. نمونه اش انتخاب یک پاکبان (رفتگر) در شهر رشت یا یک دستفروش در خرم آباد با بالاترین رأی مأخوذه! این افراد قراره برای ما و یک شهر تصمیم بگیرند و انتخاب احساسی اونها میتونه فاجعه بار باشه. فراموش نکنیم انتخاب ورزشکارانی که عنوانی قهرمانی جهان داشتند هم از روی احساسات بوده و باید از درک ناکارآمدیشون موضعگیریهای سخت نسبت به اونها انجام گرفت.
مقوله حضور زنان در مناصب مدیریتی هم ازین دست است. باید ملاک انتخاب رو #شایستگی قرار داد و نه جنسیت. زنان باید به مرور و مرحله به مرحله ارتقاء پیدا کنند. اینکه مطالبه عمومی این باشه که دولت حتما وزیر زن داشته باشه درحالی که هنوز سطوح معاون وزیر رو هم نگذروندند یک قمار بزرگ برای آینده کشور است. ولی شورای شهر شاید تمرین خوبی برای حضور زنان در عرصه تصمیم گیری، رشد و اثبات توانمندی هاشون باشه.


ت.ن: تحلیلش بهم خوش اومد، خوب بود و منصفانه. دوست داشتم اینجا نگهش دارم برای خودم

Post has shared content
یادآوری... تلنگرانه... که حواس مون بیشتر باشه
امیدوارم دنبال هم افزایی باشیم برای ساختن ایران
یادم هست بعد از هشتاد و هشت، اعظم یک پست گذاشت که جدا نشویم و اینها. خیلی از ما وبلاگ نویس ها قبل و بعد انتخابات حرف هایی زده بودیم و بخشی از رویکردمان رو شده بود. یادم هست اعظم خاطره ای از سالهای دانشگاه و یک انتخابات دیگر و افتادن اختلاف بین دوستانش تعریف کرده بود، بعد اسم چند نفر را برده بود و خواسته بود که نگذارید دوستی ها بمیرند.
یادم هست با همه فشارهای آن روزها و اذیت شدن ها و اختلاف فضاها و عقایدی که با دوستان بود، سعی کردیم جانب انصاف بگیریم و حریم و حرمت دوستی نگه داریم و مسائل را با هم قاطی نکنیم
من هنوز هم همینطورم. به نظرم نمی ارزد خیلی از دوستی ها را (آن هم خاطره دارها را) انقدر راحت کنار بگذاریم.
به گمانم ناراحتی ها، عصبانیت ها، فشارها، دغدغه های هر طرف میتواند قابل درک باشد و اگر از حد ادب خارج نشویم، و انقدر گمان بد نسبت به تمام نفرات مقابل نداشته باشیم و شنونده باشیم و برچسب نزنیم و اینها، بشود... که بتوانیم کنار هم دنیای خوب تری را بسازیم. بدون کینه و بددلی. برای ساختن


* چرا گفتم؟! از بس که دارم توی فضای کامنت ها و نوت ها، بددلی ها و گارد گرفتن ها نسبت به هم را میبینم. بین خودی ها حتی. کسانی که فکر میکردم با هم خوبن و ... . حس بدی به من میدهد :/

برون نمیرود از خاطرم خیالِ وصالت
اگرچه نیست وصالی، ولی خوشم به خیالی

#مولا_امیرالمؤمنین
#یادهای_یکشنبه_ای 

امیدوارم روحانی، رهبری و در مجموع نظام، به خوبی و درستی قدردان این حضور ملت باشند.

و اَظهِر کَلِمَةَ الحَق و اجعَلهَا العُلیا

کجاست پیامبری از جنس رحمت که قلب ها رو به هم نزدیک میکرد؟

نشسته بودیم و با هم غصه میخوردیم. غصۀ دل های مردم زمانه و مملکتمون رو که انقدر پر از کینه و تنفر شده.
میگفتم: فکرشو کن پیامبر ما وقتی اومدن، دل های مردم رو به هم نزدیک و نزدیک تر کردن، مردمِ جاهلیتی که پر از کینه و دشمنی بودن نسبت به هم، شدن برادر، شدن دوست، شدن یار... اما حالا چی؟ مملکت ما چی شده بعد سی و هشت سال از انقلاب؟ بعد استقرار حکومتی که ادعاش برقراری اسلام ناب محمدی بود‌. غیر اینه با مردمی مواجهیم که دل هاشون پر از بغض و کینه و تنفر ه؟! چه این وری و چه اون وری. چه مذهبی و چه غیرمذهبی. تا اونجاکه بعضا به مرگ هم راضی و به خون هم تشنه ن... و این وحشتناکه. چی شد که این شکلی شدیم؟ چرا؟! اگه از پس ۸ ساال جنگ براومدیم، اگه تونستیم انقلاب کنیم، اگه کشته و شهید دادیم و سر خم نکردیم، با همدلی و عطوفت و مهربانی نسبت به هم بود، بی حجاب و با حجاب با هم تو یه صف می ایستادن و حق رو طلب میکردن. حالا این ور میگه چون طرفدارای فلانی، بی دین ها و بی حجاب هان بهش رأی نمیدم، اون ور میگه چون بهمانی تندرو و متحجره بهش رأی نمیدم. چون اونجور حرف رو زد و.‌‌.. ازش متنفرم! و این تنفر رو یه جوری ادا میکنه که من رو میترسونه. البته این وسط قطعاً هنوز آدم های میانه رو و حق طلب وجود دارن اما خب....
دلم پیامبری رو میخواد که بین دل ها صلح و برادری بنا کرد و دشمنی ها رو دورِ دور کرد... دلم شبیه ترین مردمان به اون پیامبر رو میخواد، مردی از نسل او...

اللهّم إنا نشکوا إلیک فقدَ نبینا
و غیبة وَلینا
و کثرة عدونا
و قِلّة عَددنا
و شدة الفتن بنا
و تظاهر الزمان علینا...

یه چیزی بگم؟
به نظرم ایرادی که به پیر بودن کابینه گرفته میشد، خیلی ایراد مسخره ایه، دلایلی هم دارم.
مثلا اغلب وارد کنندگان این ایراد، پیری رو معادل ناکارآمدی میدونن و درواقع میخوان به ناکارآمدی اعتراض کنن. اما به میری گیر میدن که اگه این باشه و پیری معادل با ناکارآمدی بشه خیلی مسئولین دیگه که اتفاقا سن های بیشتری هم دارن، باید سریعا کنار بکشن!
اتفاقا به نظر من پست های وزارت و ریاست جمهوری نیاز به تجربه داره، به خصوص بعضی وزارتخانه های خاص و به خصوص تر توی شرایط خاص و بحرانی ای جا برای آزمون سعی و خطا و از سر کچل مردم سرتراش شدن و تجربه کسب کردن نیست!
اما کنارش این رو میگم که هر وزیر باسابقه باید کنارش تیم مشاوران جوان باشه و البته اگه جوانی انقدر پتانسیل بالا داشت و از خودش عرضه نشون داده بود که در سطح وزارت باشه موردی نداره، هرچند بازم اول معاون باشه و بعد بیاد بالا، قطعا مفید تره و بازه سن ۴۵ تا ۶۵ فکر میکنم خوب ترینه اما قطعی نیست. چه بسا که آدم های بالای شصت سال زیادی دور و بر دیدم و قطعا شما هم دیدید که ساعت های زیادی کار مفید انجام میدن و حتی از جوان ها فعال ترن و خب به نسبت اثرگذارتر.
خلاصه که به نظرم گیر نابجایی بوده و هست. مگر اینکه بگید چرا نیروی جایگزین تربیت نمیکنن که خب این تا حدی وارده و البته شنیدم که تیم های مشاور جوان هم دارن ولی اون انتقال تجارب نیست و من این رو ضعف دانشگاه ها و نهادهای برنامه ریز و از این دست میدونم...
همین ها دیگر :)


Wait while more posts are being loaded