Profile cover photo
Profile photo
امیرعلی صفا
6,816 followers -
ركعتان في العشق لا يصح وضوءهما الا بالدم...
ركعتان في العشق لا يصح وضوءهما الا بالدم...

6,816 followers
About
امیرعلی's posts

Post has attachment
ناراضی‌تراشی فراکسیون امید به اسم اقتصاد مقاومتی!

در حالی كه بيشتر از هشت استان کشور درگير مشكلات عديده مثل سيل، گردوخاك، قطعی برق، برف و ... هستند، محمود صادقی نماينده مجلس در توئيتر خود خبر از "پيشنهاد حذف جدول 17 پيوست لايحه بودجه 96 ،به استناد سياست‌های كلی اقتصاد مقاومتی" را به مجلس داده است.

از اينكه يك نماينده مجلس، وظيفه مهم قانونگذاری و شأنيت آن را با متلك پراكنی‌های كف توئيتر اشتباه گرفته و از اين فرصت مهم بجای خدمت به مردم و رسيدگی به مسائل و مشكلات براي جلب توجه استفاده می‌كند که بگذريم، لابد قرار است از فردا هركس به ايشان انتقاد كرد با اين پاسخ روبه رو شود كه با او مخالف هستيد چون ميخواسته بودجه شما را قطع كند!

📍اما اجازه دهيد نگاهی به جدول 17 پيوست لایحه بودجه96 بيندازيم. اين جدول حاوي رديف بودجه های كمك به 50 مؤسسه غيردولتی است كه از دانشگاه امام صادق،باقرالعلوم، مطهری، مفيد، سازمان تبليغات اسلامی، هيئت رزمندگان اسلام، مركز اسناد انقلاب اسلامي و بسيج دانش آموزي تا كمك به اقليت‌های دينی، موزه مغز و اعصاب، فدراسيون ورزشهای زورخانه‌ای،شهر كتاب، فدراسيون كشتی چوخه، بيمارستان سپير (بزرگترين مركز خيريه اقليت‌های دينی مربوط به يهوديان ايران)، اتاق تعاون، اتحاديه جهانی آشوريان، پژوهشكده علوم شناختی و بنياد پروفسور حسابی را شامل می‌شود كه در صورت تخصيص كل رقم آن حدود 170 ميليارد تومان می‌شود.

آقايان صادقی، نعمتی، كواكبيان و خانم پروانه سلحشوری در حالی ذيل اين طرح را با عنوان سياستهای اقتصاد مقاومتی امضا كرده اند كه در تمامي روزها و ماه‌هاي گذشته كه مزين به اين نام بوده مشغول سياست بازی بوده اند و طرحي براي بهبود شرايط معيشتی و اقدام و عمل در راستای اقتصاد مقاومتی ارائه نكرده اند.

📍جالب‌تر اينكه حذف بودجه 50 مؤسسه مختلف را كه در آنها اقليت‌های دينی و مراكز بيمارستانی هم وجود دارد، در راستای صرفه جويی مطرح كرده اند اما همزمان در برابر افزايش شش برابری بودجه مؤسسه حفظ و نشر آثار امام خمينی (تحت مديريت سيدحسن خمينی) كه به تنهايی بيش از 70 ميليارد تومان است، سكوت می‌كنند. اقتصاد مقاومتی البته يقينا در سايه سياسي‌كاری و جناح بندی به نتيجه نخواهد رسيد.

دليلی هم ندارد دولت و مجلس به بهانه اقتصاد مقاومتی بودجه مراكز خيريه و اقليت‌های دينی را كه مورد استفاده عموم مردم جنوب تهران است، قطع كنند. و با اين كار يك موج منفی در رابطه حكومت و اقليت‌های دينی ايران كه همواره با آرامش و اعتماد بوده ايجاد كنند. متأسفانه نمايندگان تهران چنين طرحی را داده اند و اين يعنی از وضعيت مردم جنوب پايتخت بيخبر هستند. حال تأثير بي اعتنایی نمايندگان تهران به مراكز آموزشی پايتخت در این پیشنهاد يا اينكه اين مبلغ در بودجه كل كشور چقدر مؤثر است، بماند.

روزنامه‌ جوان اول اسفند 95

http://javanonline.ir/files/fa/publication/pages/1395/11/30/1955_27457.pdf

@amialisafa
Photo

Post has attachment
خوب! اگر اون مطلب قبلی درباره تاثیر رمان های عاشقانه بر عشق رو خوندید و به نظرتون قابل تامل اومد این رو حتماً حتماً بخونید:


Post has attachment
اگر برایتان "ماندگاری" عشق مهم است هرکاری دارید کنار گذاشته این نوشتار رو بخونید یا بشنوید (توصیه ی من شنیدن است):

Post has shared content
خودزنی یا تهدید؟

در همين یک ماه اخير، حسام الدين آشنا، مشاور فرهنگی رییس جمهور‌ در رزومه توئيتری‌اش یک توئيت تهديد آميز حذف شده دارد و هفت توئيت تهديدآميز ديگر كه گويا این بار قرار است برقرار بماند تا شايد بتواند حافظ منافع دولت باشد. او حادثه پلاسكو را بهانه قرار داده و از بازی كردن با آتش بر حذر می‌دارد: «درساختمان‌های كهنه و سست از بازی با آتش خودداری كنيد؛ چرا كه ممكن است یک ساختمان 50 ساله در چند ساعت فرو بريزد.»

اين البته اولين بار نيست كه آشنا جملات امنيتی و مشكوک می‌نويسد. ساعتی پس از درگذشت آيت‌الله هاشمی رفسنجانی هم او جمله‌ای نوشت كه بعداً پاک كرد: «امشب عده‌ای سر آرام بر بالين خواهند گذاشت ولی بی خبر از فردا و پس فردا»! انتقادات زياد از اين توئيت منجر به حذف زودهنگام آن شد. اين بار اما آشنا رسماً تهديد می‌كند. تهديداتی كه از مقابله به مثل دولت می‌گويد؛ اگر بزنيد، ما هم می‌زنيم. به اين جملات آشنا توجه كنيد: «مراقب بی احتياطی كودكان خود باشيد؛ آتش‌ها از یک جرقه آغاز می‌شود. توهين‌كنندگان را رام كنيد؛ ممكن است سر داستان ‌پردازی های ديگر هم باز شود (!) فقط آسياب به نوبت نيست؛ ممكن است آتش هم به نوبت باشد.»

شايد حسام‌الدين آشنا متوجه نيست كه اين تهديدات صرف نظر از آنكه پذيرش اشتباه و اتهام را با خود دارد، نوعی اعلام گروكشی است؛ نوعی دعوت به اينكه بياييد همه در قبال اشتباهات و جرم‌ها و مفاسد هم ساكت باشيم! اين يعنی دولت يازدهم دغدغه‌اش برای مبارزه با مفاسد در حد گروكشی سياسى و صرفاً برای تخريب یا ساکت نگه داشتن رقيب است. اين را ما نمی‌گوييم؛ بلکه گزاره‌ای است كه به شكل يقينی از جملات مشاور فرهنگی رئيس‌جمهور فهميده می‌شود و تمام ادعاهای شفافيت دولت و ادعای مبارزه با فساد و بی قانونی را بر باد می‌دهد. یعنی که اگر مفسدین علیه دولت حرفی نزنند، دولت هم در قبال اتهامات آنها ساکت می ماند.

يا مثلاً اين جملات ديگر را ببينيد: «به مالكان و ساكنان ساختمان‌های با نمای شيشه‌ای توصيه می‌شود از سنگ پرانی به ديگران خودداری كنند. ساختمان‌ها و ساختارها هميشه به صورت عمودی و درخود فرونمی‌ريزد گاهی به ساختمان‌های مجاور هم خسارات جدی وارد می‌شود.» اينها بيشتر به يك انتحار می ماند تا تهدید؛ يعنی دولت ضعف‌ها و ايرادات خود، حتی تا سطح فروریختن را پذيرفته، اما منتقدين را دعوت به سكوت می‌كند با اين تهديد كه اگر ما بشكنيم، شما هم می‌شكنيد يا شما را هم با خود به سقوط خواهيم برد!

دولت احساس خطر كرده است. بايد ديد كدام بخش دولت دارد دچار فروريزی می‌شود كه برای دولت در برابر آن امكان دفاع از خود نيست و تنها راه چاره را در تهديد و بستن دهان ها ديده است.

شايد یک روز سوال بود كه چرا مشاور فرهنگی رئيس‌جمهور يک شخصيت امنيتی است؛ ولی حالا كه مسئوليت تهديد كردن ديگران بر عهده او قرار داده شده، به نظر می‌رسد انتخاب يک چهره امنيتی برای دادن مشاوره فرهنگي به حسن روحانی چندان هم بی دليل و بی فكر انجام نشده است. در پوشش عنوان «مشاور فرهنگی» بگم بگم كردن‌ها و تهديد ديگران پيش برده می‌شود.

روزنامه ی جوان / 10 بهمن 95
@asoupar

Post has attachment
👁‍🗨 سه روزه كه مردم سيستان و بلوچستان گرفتار باران و سيل هستند، خونه هاشون رو سرشون داره خراب ميشه، دريغ از يك خبر

👁‍🗨 ايران فقط تهرانِ مثه اينكه، فقط اونجاست كه برف مياد، بارون مياد، سيل مياد، فقط اونجاست ك خونه ها خراب ميشن، رَنج مردمان ساير شهرها اصن ديده نميشه

👁‍🗨 اینجا مادرای باردار و مریضای اورژانسی رو با لودر از سیلاب رد میکنن تا برسوننشون به بیمارستان , الان اینجا همه منتظر رسیدن لودر هستن

📝 جملاتِ بالا توییت های امروز صبحِ "نوید برهان زهی" یکی از معدود کاربرانِ توییتر از سیستان و بلوچستان است. توییت‌ها حاوی تصاویری‌ست که از امدادرسانی و احداث چادر در ایرانشهر، بزمان و بمپور حکایت دارد. پس به گمانم بغضِ نوید به سبب عدم پرداختِ رسانه‌هاست.

می‌دانم این ایام و این روزها سراسر غم و غصه بوده و توان آدم برای شنیدن "بغض" حدی دارد، اما فکر میکنم انتظار قابل درکی‌ست که شهروندان سایر شهرها بجز شهرستانِ تهران هم حقی بر دوش رسانه‌ها دارند و باید مشکلات و گرفتاری‌هایشان به همان مقدار دیده شود. "دیده شدن" هم صرفاً برای رسیدگی نیست، بلکه ابتدا همدردی و سپس اطمینان خاطری‌ست برای ساکنان یک منطقه. و این چیزی‌ست که غالباً اتفاق نمی‌افتد.

عدم توجه به این موضوع، شکاف میان پایتخت و سایر شهرهای کشور را عمیق‌تر می‌کند. شکافی که عمده‌ی آن محصولِ تمرکز گرایی‌ست و بخشی از آن هم مربوط به عدم پراکندگی رسانه‌ها در کل کشور. بخش دوم اما به گمانم با اهتمام فعالین رسانه قابل ترمیم است. از مسئولینِ خوش‌نشین که انتظاری نیست ولی کاش روی وایت‌برد رسانه‌های کشور دُرشت نوشته شود ایران فقط تهران نیست!



خودِ حاج آقای لری پیج ممکنه بیخیال گوگل پلاس بشه ولی به یقین استاد +Eric Calabros اینجا ایستاده ست با نظریاتِ مشعشعِ من بهتر از شما میفهممش تا روشنگری باشه بر قلب های پر از جهالتِ ما معمولیا. :دی

با انتشار خبر درگذشت آقای هاشمی رفسنجانی، برخی‌ها انتظار می‌کشیدند تا روی موجِ واکنش‌های خلاف اخلاق منتقدانِ ایشان سوار شوند و راه خود را بروند. اما هرچه از عصرِ پرالتهابِ یکشنبه می‌گذشت نه تنها خبری از خوشحالی و رفتار‌های غیرمتعارف منتقدان دیده نشد، بلکه هرچه بود احترام بود و تاسف بابت این خبرِ تلخ.

حوالی سی‌دقیقه‌ی بامدادِ دوشنبه، وقتی صفحه‌ی نخست روزنامه‌های ایران کم‌کم بیرون آمد، به وضوح می‌شد دید که توی ذوقِ برخی‌ها خورده که منتقدان، اینچنین با احترام با خبر برخورد کرده‌اند. به عکسِ برخورد ناجوانمردانه‌، زشت و زننده‌ی گروهی بعد از انتشار خبر فوتِ مرحوم مهدوی کنی. برخوردی که حتماً پیامِ پُراز مهر رهبر انقلاب در آن موثر بوده است.

این میان اما، تنها روزنامه‌ی ایران که بدون عکسِ آقای هاشمی منتشر شد آفتاب یزد بود. روزنامه‌ای که ترجیح داد آخرین تصویر، نمایِ دُرشت فرزند زندانی آقای هاشمی باشد اما عکسِ آقای هاشمی نباشد. صفحه نخست آفتاب یزد نمادی شد از کسانی که حاضرند بابت سیاست و نان‌شان، شخصیت‌ها را تا این حد تنزل دهند.

این روزهای پراز التهاب و پُرتحلیل می‌گذرد، مراسم تشییع هم بسیار باشکوه برگزار خواهد شد و هیجان‌ها فروکش می‌کند اما در تاریخ خواهند نوشت هنگامی که همه، حتی منتقدانِ سرسخت با احترام خبرِ فوت آقای هاشمی را پوشش دادند، و سعی می‌کردند مطابق حدیث پیامبر مهربان‌شان نیکى‌هاى مردگان خود را یاد آوری کنند و از بدی‌هایشان چشم بپوشند، گروهی مشغول بهره‌برداری سیاسی خودشان بودند و همزمان ژست اخلاق و روشنفکری می‌گرفتند.

اللهم ان کان محسنا فزد فی احسانه و ان کان مسیئا فتجاوز عنه و اغفر له...

t.me/amialisafa

📌 سببِ رونقِ کفر است مسلمانی ما!

در روزهای اخیر شاهد بگومگوهای مکرر بین رئیس‌جمهور و رئیس‌ قوه قضاییه هستیم. هرکدام از هر تریبونی مشغول تکه‌پرانی به یکدیگر هستند. چه گفتگوی خبری با مردم باشد، چه جلسه‌ی مسئولین قضایی و چه توییتر.

امروز اما اتفاق جالبی افتاد. سخنگوی دستگاه قضا و یکی از نمایندگان مجلس هم وارد این منازعه شدند. ظاهراً فقط ما معمولی‌ها باید اخلاق و قانون را رعایت و از انتشار تهمت پیش از اثبات در دادگاه خودداری کنیم. اما روسای قوا و معاونین آنها آزاد هستن که سنگین‌ترین اتهامات امنیتی و مالی را در ملاءعام از پربیننده‌ترین تریبون‌ها حواله یکدیگر کنند. اخلاق و قانون هم لابد چیزی‌ست که می‌شود همراه با بادمجان میل نمود!

شاید برای رسانه‌ها این دعواها به سبب کلیک‌خور بودن جذابیت داشته باشد. بحمدلله هم هرکدام از این بزرگواران لشکری از هوادار دارند که هر اتهامی را به سرعت دست‌مایه‌ی تحلیل و طنز و متلک می‌کنند. بی‌آنکه یادمان باشد شبِ اول قبری هست، و نکیر و منکری، و پل صراطی، و خدای شدید العقابی که هرگز و هرگز نخواهد پذیرفت "فلانی گفته" را. اما به یقین برای مردم، این بگومگوها مشمئز کننده است.

مردمی که صدای خُرد شدن استخوان‌هایشان زیر بار فشار‌های اقتصادی شنیده می‌شود با دیدن این فضای پراز اتهام اول ته‌مانده‌ی اعتمادشان فرو ریخته می‌شود و بعد به زبان می‌آورند آنچه را که حقِ برخی‌هاست.

مطالبه‌ی مردم حالا نه این دعواهای ایام انتخابات که رفعِ گرفتاری‌های ناشی از فقر و فساد و تبعیض است. برخی می‌گویند مطالبه‌ی شفافیت در راستای همین مبارزه با فقر و فساد و تبعیض است اما در هیچ‌کجای تاریخ از رهگذرِ تسویه حساب‌های سیاسیِ پیش از انتخابات پیشرفت و عدالت حاصل نشده‌ است.

این وسط، علاوه بر آبروی نظام یک چیز دیگر هم ذبح می‌شود. چیزی که وقتی گلوی آن زخم خورد ترمیم‌ش بسیار زمان خواهد بُرد. اخلاق! اوضاع که آرام شد، چگونه می‌توان از مردمی که بزرگان‌شان به وقت تسویه‌حساب اینگونه به یکدیگر تاخته‌اند تقاضای رعایت اخلاق، و تهمت نزدن پیش از اثبات در دادگاه را داشت؟

📍 کاش یکی این روزها خاطرات شهید بهشتی در مواجهه با تهمت‌هایی که به او زده می‌شد را مرور کند.

https://telegram.me/amialisafa

Post has shared content
به جای کلید، مشت و لگد و قندان رسید !

خب اسم و نشانم که اینجا هست اما بیشتر از آن اینکه فرزند سید محمدم و بیش از هفت هشت سال است در حوزه پژوهشگری فضای مجازی ده‌ها مقاله و چند کتاب و کتابچه دارم.
چندین سال است در حوزه پژوهشی مرکز ملی فضای مجازی که فی‌الواقع دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی که رئیس‌جمهور رئیسش است مشغولم. اگر عمری باشد و چند ماه دیگر بتوانم دفاع کنم، دکترای مدیریت رسانه نیز می‌تواند زینت الارزومه!! ام باشد. هم‌اکنون مفتخرم که به حکمی، دبیر گروه مطالعات فرهنگی و اجتماعی پژوهشگاه هستم.
دیروز اتفاقی در این مرکز مشروح رخ داد که هنوز در شوکم!
ع. ن. دبیر کارگروه فرهنگی و اجتماعی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات که وزیر ارتباطات مدعی است در پاسخ به دغدغه‌های فرهنگی مقام معظم رهبری تشکیل داده، و علاوه بر ان دارای مسئولیتی در مرکز ملی فضای مجازی نیز هست بر سر یک اختلاف و بگومگوی اداری عنان از کف داده با قندان چنان بر سر حقیر کوبیدند که مشاهده می‌کنید!
بعد با مشت و لگد پهلو و صورت حقیر را چنان نوازش کردند که چشم و صورت به وضعیت مشهود درآمد، اگر مدد دیگر دوستان نبود معلوم نبود چه بر سرم می‌آمد.
از پس‌ازاین واقعه دست به دامان پلیس شدم و حالا از زمین و زمانِ بالاها فشار، که چرا پس از مشت و لگدهای جناب رئیس و مشاور وزیر دست به دامان پلیس شدی و شکایت کردی!؟!
خب علی‌القاعده در میان این بازی‌های سیاسی پشتم به جایی گرم نیست و تحت فشارم، ولی مفشرین!!! نمی‌دانند با آدم کله خراب‌تر و پرروتر از چیزی که تصور می‌کنند طرف هستند، تا آخر این ماجرا ایستادم و نمی‌گذارم عده‌ای پشت پست‌ها و عناوینشان به رسم شعبان بی‌مخ ها کارشان را در این مملکت جلو ببرند.
تا همین امروز در جلسه‌ای که با مسئولان مرکز داشتم صبح قصد پیگیری رسانه‌ای و قضایی نداشتم و قصد عفو داشتم، اما امروز در جلسه‌ای وقتی با گردن کلفتی مجدد مورد توهین قرار گرفتم و با عدم پشیمانی مواجه شدم تصمیم دیگری گرفتم.
من که دستم به دامن وزیر محترم ارتباطات و رئیس محترم مرکز ملی نمی‌رسد اما دستم به دامن رسانه به دست‌ها و کمی حقوق‌دان‌ها می‌رسد!
خلاصه کمک!

Photo

مدیر کل اجتماعی استانداری تهران هستن:

باید با قانع سازی،سکس ورکرها و معتادان کارتن‌خواب‌ عقیم شوند!

https://goo.gl/UMMSqw 
Wait while more posts are being loaded