Profile cover photo
Profile photo
Ehsan HDN
1,775 followers -
You can't run from G+.
You can't run from G+.

1,775 followers
About
Ehsan's posts

شرط «رعایت عدالت» برای چند همسری؛ در واقع همون شرط «بی گناه بودن» برای پرتاب اولین سنگ‌ه.
قاعدتاً هرکسی نمیتونه واجدش باشه؛
ولی خوب بنی اسرائیل آدمای صادق تری بودن.

با عرض سلام و این ها؛
یه ویدیو از استادیوم آزادی در حین بازی دیروز بیرون اومده که توش میگن "سوسانو باید بدونه..." و ادامه ماجرا.
عرضم به خدمت مبارکتون که ویدیو رو ببینید حتما؛ کانال تلگرامی وحید آنلاین هم هستش؛ جنبه های آموزشی داره.
این اواخر و بعد از ماجرای "locker room talk" ترامپ همه عجله داشتن تاکید کنن که اصلا اینجوری نیست و ماها همه خیلی خوبیم و این صحبت ها.
این فرهنگ وجود داره، مختص رختکن هم نیست واقعا. این نمونه استادیومیش. این فرهنگ وجود داره متاسفانه؛ و -بازم متاسفانه - غالب هم هست.
راه درست؛ اصلاحه؛ نه انکار!
حالا ترامپ بده و حال بهم زنه و احمقه و هرچی؛ واقعیت ها وجود دارن.
احمقانه ترین و خودخواهانه ترین کار در یک فرهنگ غلط تلاش برای تبرئه کردن خوده. اصلا مهم نیست تو انجام میدی یا نه. تو موضوعیت نداری. ولی وقتی جوری نشون میدی که انگار وجود نداره؛ هم از انصاف دور شدی هم از اصلاح و هم از حقیقت.
تا درودی دیگر بدرود.

آقا یارو رفته اطلاعات فوق محرمانه پرونده هسته ای رو در ازای پول فروخته به یه کشور‌ خارجی؛
همین اطلاعات به بدترین نحو علیه این کشور و مردم این کشور استفاده شد؛
بعد حالا موج توییتری میخوان راه بندازن واسش؟ حقوق بشر؟
شوخی می کنین؟
خو اینجوری آبروی همه افرادی که براشون موج توییتری راه افتاده و همه افرادی که واسشون موج توییتری راه خواهد افتاد در خطره که.
والا شما ببین آمریکا چطوری دنبال اسنودن ه؛ یا اینکه با بقیه Whistleblowerها چطوری رفتار کردن بعد بیاین راجع به حقوق‌بشر حرف بزنید.
دیگه امنیت ملی(و این واقعا مسئله امنیت ملی ه؛ برعکس باقی موارد) واقعا جا برای این حرفا نداره.😑

Post has attachment
Life is but shimmering lights on a flowing river.
Photo

برای اینکه #لال_ازدنیا_نروم
در رابطه با فیلم #بارکد باید بگم که بسیار چرت بود.
و اینکه همش هم کاپی از نمونه های مشابه خارجی بود.(اگر بیشتر از ۱۰تا فیلم خارجی دیدید تو عمرتون؛ این مورد اذیتتون می کنه)
طنزش هم از جنس استفاده از کنایه های سخیف(عمدتا جنسی) بود.
البته که گاه دیالوگ های خوب هم داشت که به قول توییتریا هوایی در کرده بودن که البته توی دوره زمونه دیگه کار جدیدی نیست.
واقعا به مذاق من خوش نیومد.
فیلم به عنوان یک فیلم بسیار کار ضعیفی بود؛
اما اگر کسی صرفا میخواد یک ساعت و خورده ای بشینه جلوی پرده نقره ای و به چیز دیگری فکر نکنه و گه گاه بخنده ؛
میتونه فقط به عنوان یک تفریح دوساعته و نه بیشتر قابل قبول باشه.
اگر میخواید برید ببینید توی روزی که بلیط نیم بهاست برید؛ احساس غبن و شکست کمتری می کنید آخرش.

من واقعا نه توی اسمس دادن اون موقع که اسمس دادن مد بود خوب بودم؛ نه الان توی این چت کردنا.
ملت یه اسمس طولانی میدادن که مثلا فلان اتفاق افتاده. من همه چیزی که می نوشتم این بود که «اوکی» یا «باشه» یا «حتما».
بعدا فهمیدم که خیلی جاها منظور ملت باز کردن باب مکالمه بوده صرفا و کلی هم شاکی شدن از من.
هرچند که فهمیدن این نکته هم تفاوتی در اصل قضیه و‌نوع پیام دادن من ایجاد نکرده.

چند وقت پیش به اصرار یکی از دوستان در مسابقه دانشجویی مستقل داستان کوتاه نویسی شرکت کردم؛ تنها نسخه چاپ شده ای هم که از داستانم وجود داشت همونی بود که به دست داورا رسیده بود.
امروز متوجه شدم یه مجله متعلق به دانشگاه که اصلا و ابدا هیچ ارتباطی به برگزارکنندگان مسابقه نداشته؛ داستان رو برداشته و چاپ کرده و (لابد برای اینکه من اعتراضی نکنم بعدا و دهنمو ببندن) اسم من رو هم جزو هیئت تحریریه نوشتن.
قشنگ احساس می کنم بهم تجاوز شده.
انقدر بی در و پیکر آخه.

آخرش نفهمیدیم اونی که گل میزنه فانوس اونکه پاس میده ستاره اس؛
یا کار آن کرد که تمام کرد؟

سیون : از شک داشتن به مردم خسته شده‌ام.
ریو : مسئله خستگی نیست. مهم است که از خودت محفاظت کنی؛ یا نکند از آسیب دیدن نمی ترسی؟
سیون : هیچکس وجود ندارد که از آسیب دیدن نترسد. حتی اگر خدا یا قدیس باشد. صرف وجود در دنیا٬ آسیب دیدن و ترس از آسیب دیدن را به همراه دارد. قابل تفکیک نیستند. مسئله فقط این است که میدانم شک تا چه اندازه بی معنی است. اعتماد هم البته ممکن است دقیقا به همان اندازه بی معنی باشد؛ اما زندگی با حس خوب ناشی از اعتماد به دیگران بسیار آسانتر از زیستن در ترسی همیشگی است.

عدن
یو کاگامی

«نبرد سطل بلوط» در سال ۱۳۵۳ میلادی بین ایالات مودنا و بولونیا بعد از آن رخ داد که چند سرباز مودنایی؛ سطل آبی را بعد از کشیدن آب از چاهی در بولونیا با خود بردند.
این نبرد بیش از دو هزار کشته داشت و سطل آب هرگز به محل اصلی بازنگشت.
😐
Wait while more posts are being loaded