Profile cover photo
Profile photo
Hami Edalat
4 followers
4 followers
About
Hami's posts

Post has attachment

Post has attachment
شب نشینی هالو: پاسخی به اشعار هتاکانه از تریبون مصلی تهران علی شیبانی؛ شاعری مزدبگیر آمده و شاکی بود همه در فکر نماز او پی هتاکی بود حال ، بی مُزد دَهَم پاسخ شعرِ پَستش تا حساب سخنش خوب بیاید دستش سخن از کارگر و پینه ی دستش گفتی چهره ی فقر در آیینه ی دستش گفتی از خجل بودن او نزد زن و فرزندش از نیاسودن او نزد زن و فرزندش پس ببین علت بیچارگی این مردم ؛ گوش کن خوب ، عزیزم ، نکنی خود را گم این که در کشور ما مفت خوران بسیارند شیوه ی مفت خوری را همه از بر دارند مفت خور چشم به اموال عمومی دارد خانه ها در دلِ املاک نجومی دارد لیک در شعر خود از کوخ نشین دم بزند حال ما را ز صدایش همه بر هم بزند آن که در اول صف بود ، بدان ؛ گم نشده است مانده بر جا و برون از دل مردم نشده است کارِ رأی است ، اگر جاه و مقامی دارد اثرِ خیزش خلق است که نامی دارد رأی مردم چو بُوَد پشت و پناهش هیهات ؛ که تو بی مایه کنی حمله به جاهش هیهات ؛ ما نه آنیم ، ندانیم که دردت ز کجاست آنچه سوزاندت و در واهمه کردت ز کجاست " بیست سی " چیست ؟ فقط ملعبه ی دست تو است یک بهانه ست که قصدش هدف پستِ تو است درد تو نی طلبِ مذهب و آیین باشد هدفت قدرت و پول است ، که شیرین باشد گر شود سفره ی رنگین شماها تأمین میفروشید چه آسان , به خدا ؛ مذهب و دین یاد باد آنکه تن و رَختِ وطن بُرد که بُرد پول بی سابقه ی نفتِ وطن بُرد که بُرد سر و دستار ز مودار و کچل بُرد که بُرد بُرد - بُرد تو همین است ، دکل بُرد که بُرد تو ز برجام , عجب کینه ی مطلق داری بسته دکان تو را ، جان دلم ، حق داری مَرد سوداگر اگر بسته شود دکانش دق کند از غم ایّام و در آید جانش حال بگذشته دو سال و تو چنین می خوانی ! مرحبا طاقت و صبرت ، که عجب سگ جانی ! گر که خواهی بکَنی باز در این کشور گور ببری آرزوی خویش ، الهی ؛ در گور علی شیبانی: شب نشینی هالو: پاسخی به اشعار هتاکانه از تریبون مصلی تهران علی شیبانی؛ شاعری مزدبگیر آمده و شاکی بود همه در فکر نماز او پی هتاکی بود حال ، بی مُزد دَهَم پاسخ شعرِ پَستش تا حساب سخنش خوب بیاید دستش سخن از کارگر و پینه ی دستش گفتی چهره ی فقر در آیینه ی دستش گفتی از خجل بودن او نزد زن و فرزندش از نیاسودن او نزد زن و فرزندش پس ببین علت بیچارگی این مردم ؛ گوش کن خوب ، عزیزم ، نکنی خود را گم این که در کشور ما مفت خوران بسیارند شیوه ی مفت خوری را همه از بر دارند مفت خور چشم به اموال عمومی دارد خانه ها در دلِ املاک نجومی دارد لیک در شعر خود از کوخ نشین دم بزند حال ما را ز صدایش همه بر هم بزند آن که در اول صف بود ، بدان ؛ گم نشده است مانده بر جا و برون از دل مردم نشده است کارِ رأی است ، اگر جاه و مقامی دارد اثرِ خیزش خلق است که نامی دارد رأی مردم چو بُوَد پشت و پناهش هیهات ؛ که تو بی مایه کنی حمله به جاهش هیهات ؛ ما نه آنیم ، ندانیم که دردت ز کجاست آنچه سوزاندت و در واهمه کردت ز کجاست " بیست سی " چیست ؟ فقط ملعبه ی دست تو است یک بهانه ست که قصدش هدف پستِ تو است درد تو نی طلبِ مذهب و آیین باشد هدفت قدرت و پول است ، که شیرین باشد گر شود سفره ی رنگین شماها تأمین میفروشید چه آسان , به خدا ؛ مذهب و دین یاد باد آنکه تن و رَختِ وطن بُرد که بُرد پول بی سابقه ی نفتِ وطن بُرد که بُرد سر و دستار ز مودار و کچل بُرد که بُرد بُرد - بُرد تو همین است ، دکل بُرد که بُرد تو ز برجام , عجب کینه ی مطلق داری بسته دکان تو را ، جان دلم ، حق داری مَرد سوداگر اگر بسته شود دکانش دق کند از غم ایّام و در آید جانش حال بگذشته دو سال و تو چنین می خوانی ! مرحبا طاقت و صبرت ، که عجب سگ جانی ! گر که خواهی بکَنی باز در این کشور گور ببری آرزوی خویش ، الهی ؛ در گور علی شیبانی http://dlvr.it/PQWG0h

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment

Post has attachment
Wait while more posts are being loaded