مرز مصلحت؟

از مضرات ضعیف و مقتدر نبودن قوه قضائیه همین بس ، یک نفری  که از نظر رسانه ای پاش در خیلی فسادها گیره بعد از مدت طولانی از خوابیدن گند رسانه ای همون قائله ، معرفی میشه برای یک شغل جدید توسط دوستان شفیقش و اونهایی که لاپوشانی کرده بودند .
از طرف دیگه کسانی که از گند کاری اون طرف اطلاع دارند و یا هنوز یادشون نرفته مجبور میشن با تمام قدرت زور بزنن که بهانه های دیگه اون شخص اون مسئولیت رو دست نگیره .
اسمش هم به راحتی میشه مصلحت ...
چون قوه قضائیه اونقدر قوی نبوده که به فساد یک گروه قدرتمند رسیدگی کنه تا یا افراد مظنون به فساد در اون قضیه محکوم بشوند و یا تبرئه تا قال قضیه کنده بشود .
بلکه دعوایی میماند بین طرفداران و مخالفین اون فرد و جریان و تلاشی عبث برای اثبات گناهکار بودن یا نبودن.

======
پ.ن : مثال های زیادی داره. قضیه 18 تیر، فتنه 88
اما اونی که اینجا مد نظر من بود وزیر پیشنهادی نفت و قضیه استات اویل هست ...
مسئله دیگه وزیر پیشنهادی علوم و نقشی که در قائله 18 تیر و فتنه 88 ازش حرف زده میشه ...
درخواست محاکمه عادلانه واقعاً ناحق نیست چون هم موافقین و هم مخالفین حق دارند بدونند مقصیرن چه کسانی هستند.
مطلب اونقدر جدیه که خیانت به کشور هم ممکنه محسوب بشه اما اسامی درگیر در این قضیه و ضعف قوه قضائیه باعث شده به خاطر یک سری مصالح رسیدگی نکنن.
مصالحی که متاسفانه بیشتر به ضرر ملت تموم شده تا نفعشون . 
پ.ن 2 : این پست اتهام زنی به آقای زنگنه و مهدی هاشمی نبود، بلکه یادآوری حرفهایی بود که حتی در رسانه های خارجی بر سر حقوق ملت زده میشه و کسی نیست بالاخره این مسئله رو شفاف کنه و بیگناهان رو تبرئه
Photo
Shared publiclyView activity