Profile cover photo
Profile photo
‫بورژوا‬‎
588 followers -
بورژوا، مجله آنلاین حوزه اندیشه
بورژوا، مجله آنلاین حوزه اندیشه

588 followers
About
Posts

Post has attachment
از نظر ما، قوه قهریه دولت صرفا شکل دیگری از مردسالاری‌ست. اینکه در دولت تعداد مردان بیش از زنان باشد و یا دولت متشکل از تعداد مساوی زن و مرد باشد، ماهیت ذاتا قهری آن را تغییر نخواهد داد.
فمینیست‌هایی که به دنبال حل مشکل با استفاده از قوه قهریه دولت هستند، کماکان از فشار مردسالارانه به عنوان مکانیسمی برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند. همچنان که در مقاله منتشره در انجمن فمینیست‌های لیبرتارین که قبلا به آن اشاره شده آمده است: «اگر اهداف ما عبارت‌اند از استقلال عمل و آزادی فردی، ما نمی‌توانیم با سلب حق انتخاب افراد به این اهداف برسیم. اگر ما قوانینی وضع کنیم که به موجب آن ارزش‌های خود را به دیگران تحمیل کنیم، تفاوت چندانی با مردانی که از طریق وضع قانون ارزش‌های خود را بر ما تحمیل کرده‌اند نداریم. ما صرفا در مقابل استبداد مردان، استبداد خود را بنا نموده‌ایم».

Post has attachment
مسوولیت اجتماعی شرکتی حرف دیگری دارد: یک موسسه، سازمان یا شرکت باید مفاهیم نرم‌تری را در دستور کار قرار دهد. اسپانسر خیریه‌ها شود، در جهت برابری بکوشد، زورخانه‌ها را احیا کند، به وزنه‌برداران و فوتبالیست‌ها از جیب ما سکه طلا ببخشد...
...به‌خصوص این روزها که نظام بانکی باید بیش از پیش برای جبران کوتاهی‌های گذشته تلاش کند، احدی بین ما 80 میلیون نفر خواهان برگزاری جشنواره فیلم و گالری تابلوهای نفیس و کمپین‌های اجتماعی بی‌سروته و اهدای جوایز آنچنانی به ورزشکاران از جیب سهامدار نیست. بزرگواران باید یاد بگیرند بر بیشینه کردن سود بنگاه‌هایی که به امانت نزدشان سپرده شده تمرکز کنند و امور هنری و فرهنگی و ورزشی را برای چندسالی هم که شده، بر عهده فعالان و متخصصان همان بخش‌ها بگذارند.

Post has attachment
چندی پیش مطلبی منتشر کردیم راجع به تولید یک بازی با حمایت داوطلبانه مردم و آن را با مدل دولتی که در کشور ما جریان دارد مقایسه کردیم.
در آن زمان تنها در یک هفته یک میلیون و هفتصد هزار دلار کمک مردمی جمع‌آوری شده بود. اکنون پس از گذشت مدت کوتاهی متوجه شدیم که آن کمک های مردمی به چهار و نیم میلیون دلار رسیده و همچنان روزانه بر این مبلغ افزوده میشود. در طول همین مدت، تیم تولیدکننده بازی، قدر این کمک ها را میداند و مستقیما با طرفداران و حامیانشان در ارتباط است. از زمان راه افتادن کمپین این بازی تا کنون ده‌ها ویدئو تولید کرده که در آن اعضای تیم، هرکدام راجع به بخش و تخصص خود، پیشرفت‌های پروژه را به مردم گزارش داده است. نکته جالب دیگر آنست که تولیدکنندگان تصمیمات مهم در طراحی بازی را با حامیان در میان گذاشته و نظر آنها را جویا شده و نتایج این نظرسنجی‌ها را در پروسه تولید اعمال میکنند. این را مقایسه کنید با مدل دولتی که اولا ارتباطی بین مردم و دیوانسالارانی که پول مالیات را خرج میکنند وجود ندارد. اگر هم گذار کسی به اداره دولتی بیفتد با نخوت و تحکم و طلبکارانه با مردم برخورد میکنند. شریک کردن مردم در تصمیمات پیشکش.

Post has attachment
...بگذارید با مثالی موضوع را روشنتر کنم: امروز در کانادا فردی خود را تک‌شاخ (یونیکورن) یافته و دلش میخواهد بعوض هی یا شی، از ضمیر زی برای خطاب وی استفاده کنید. اگر شما او را هی خطاب کنید مرتکب جرم شده‌اید و بسته به کیفیت ماجرا به جریمه نقدی تا زندان محکوم خواهید شد.
...این موضوع بخوبی نشان میدهد که جریان چپ علاقمند به گفتگو نیست بلکه میخواهد اندیشه رقیب در گلو خفه شود، دکانش بسته باشد، علیه‌اش قانون به تصویب رسیده و اقبال به مکتب فکری رقیب جرم‌انگاری شود.

Post has attachment
دیوید برگلند زمانی لیبرتارینیسم را در یک درس خلاصه کرده بود. حالا من آن را در یک جمله معنا می‌کنم. موجزترین تعریفی که از لیبرتارینیسم به ذهنم می‌رسد این است: دیگران داراییِ تو نیستند... یا به عبارتِ دیگر، دیگران مالِ تو نیستند که بر آن‌ها امر و نهی کنی. زندگی‌هایِ آن‌ها مالِ تو نیست که در جزئیات‌شان مداخله و مدیریت کنی. حاصلِ کار و دست‌رنج‌شان مالِ تو نیست که دور بریزی. مهم نیست این‌که دیگران کاری را که تو از آن‌ها می‌خواهی انجام دهند چه‌قدر بخردانه، یا حیرت‌انگیز، یا مفید، باشد. ربطی به تو ندارد که آن‌ها کمربندِ ایمنی می‌بندند یا نه، خدایِ درست را می‌پرستند یا نه، با آدم‌هایِ ناجور محشور میشوند یا نه، یا دست به معامله‌هایی می‌زنند که تو را آزار می‌دهد. حقِّ انتخاب با خودِ آن‌ها است. آن‌ها هم مثلِ تو انسان هستند، و تحتِ قانونِ طبیعت با تو برابرند.

Post has attachment
اصلاحات ساختاری سه جزء دارد: (الف) پایان دادن به ورشکستگی صندوق‌ها و تجدید توازن مالی آنها، (ب) اصلاح مقررات ناظر بر صنعت بازنشستگی به‌ویژه در جهت محدود کردن سرمایه‌گذاری فعال از سوی هیات مدیره‌های صندوق‌ها، و (ج) اعاده استقلال حاکمیت صندوق‌ها از دولت به منظور تضمین حفظ توازن مالی صندوق‌ها به دور از دست‌اندازی سیاستمداران. به باور نگارنده، تعلل سیاست‌گذار در حل اصولی و ریشه‌ای مشکل فاقد هرگونه توجیه سیاسی و اقتصادی است. هیچ منابع اقتصادی فوق‌العاده‌ای برای اجرای اصلاحات ساختاری مورد نیاز نیست. علاوه بر این، دقیقا بر خلاف تصور سیاست‌گذار ایرانی، وقتی اصلاحات ساختاری را به درستی طراحی کنید، چنین اصلاحاتی متضمن کمترین هزینه سیاسی نیز هست.

Post has attachment
سال‌هاست در دام حمایت از صنایعی گرفتار آمده‌ایم که در آنها هیچ مزیت اقتصادی نداشته و نداریم. در نتیجه محصولات با کیفیت پایین و قیمت بالا تولید می‌کنیم و نالانیم که چرا مردم جنس وطنی نمی‌خرند. با وجود این در‌صدد یافتن و رفع علت نیستیم و اصرار داریم مردم شربت تلخ جنس بنجل را به هر زوری شده سربکشند و خوشحال باشند که به مملکت لطفی کرده‌اند.
مهم نیست به کدام مکتب اقتصادی یا کدام ایدئولوژی و مکتب فکری علاقه‌مند باشید. همچنین فرقی نمی‌کند که خود را راست یا چپ منحنی سیاسی بیابید. تحریم، تحریم است و نتیجه‌اش همان که همه ما می‌دانیم و طعم تلخش را برای مدت نه‌چندان کوتاهی چشیده‌ایم. اصرار بر ادامه تحریم‌های داخلی محکوم کردن بی‌پناه‌ترین و ضعیف‌ترین هموطنان‌مان به فقر و فلاکت است.
در خریدن جنس بنجل هیچ فضیلتی نیست. فضیلت آن است که ایرانی کم‌درآمد قادر باشد با اندک پولی که در بساط دارد آبرومندانه زندگی کند؛ که به محصولات با‌کیفیت و ارزان دسترسی داشته باشد. که وقتی میوه در دنیا فراوان و ارزان است فرزندش در ایران با حسرت به ویترین میوه‌های حمایت «استراتژیک»‌شده وطنی چشم ندوزد. که منابع به سمت صنایعی جاری شود که در آن مزیتی داریم...

Post has attachment
💡 غرب در آغاز پیشرفت اقتصادی‌اش، به‌شدت، درگیر تقابل ارزش‌های «اقتصادی» با ارزش‌های «اخلاقی» بود.
💡 حال و روز امروز ما در ایران قرابت عجیبی به حال و روز آن روزهای اروپا دارد. این دوگانه بزرگ تا مغز استخوان ما نفوذ کرده است و «توسعه» ایران در گرویِ حل آن است.
💡 چگونه می‌توان به وقوع «تغییر بزرگ» در ذهن و زبان جامعه کمک کرد؟ برای یافتن پاسخ این پرسش، نخست، باید علت بدبینی مزمن جامعه را نسبت به این مفاهیم دریافت. یکی از علل این بدبینی تقارن ارزش‌های اقتصادی با فساد است. اگر گستره گسترده‌ای از ثروتمندان با فساد و رانت و اختلاس ثروتمند شده باشند ذهن جامعه دچار تداعی معانی خواهد شد و ثروت یادآور فساد.
💡 برای حل این مشکل باید نشان داد که ازقضا درمان این درد فقط با خصوصی‌سازی، عدم‌دخالت دولت، کوچک‌تر کردن دولت، ایجاد فرصت‌های برابر، لسه‌فر و مواردی از این دست ممکن است. اما این تنها علت بدبینی جامعه نیست.
💡 اسمیت یک بار در ثروت ملل، یک بار در نظریه‌ای درباره عواطف اخلاقی و یک بار در نجوم، استعاره «دست نامرئی» را مطرح می‌کند. او، در نجوم، چنین می‌گوید: «آتش می‌سوزاند و آب باطراوت می‌کند؛ اجسام سنگین پایین می‌افتند و اجسام سبک‌تر به‌ضرورت طبیعتشان به بالا می‌روند. تاکنون دست نامرئی سیاره مشتری علت این امور دانسته می‌شد و رعدوبرق، طوفان و نور خورشید، و رخدادهای نامنظم‌تر را به لطف و قهر او نسبت می‌دادند.» او، با نبوغ کم‌نظیرش، این استعاره اسطوره‌ای را در اقتصاد به کار می‌گیرد...

Post has attachment
📝 انتخابات اخیر در انگلیس برای علاقه‌مندان این قبیل رقابت‌ها هیجان‌انگیز بود. اینکه اعلام شد محافظه‌کارها در نظرسنجی‌ها 20 امتیاز جلوتر هستند همه را شگفت‌زده کرد.
📈 با همه اینها 20 امتیاز پیش بودن و ناتوانی در کسب اکثریت در تاریخ معاصر بی‌سابقه بوده است.
📉 جالب‌ترین سوالی که همه می‌خواستند پاسخش را بدانند این بود که چه مساله‌ای اقبال رای‌دهندگان را جلب کرد و چه‌شد که ایشان تصمیم‌شان را عوض کردند؟
💰 سیاست‌های فاجعه‌بار گذشته و باورهای با رتبه مردودی امتحان پس‌داده و پوسیده معمولاً با نام‌های جدید بازمی‌گردند. قدیم سیاستی داشتیم به‌نام «درآمدزایی از طریق مخارج دولت»...
🌡 تحریم‌ها بعضی مواقع صرفاً وسیله‌ای برای توجیه سیاست‌های پولی منجر به تورم است.چنانچه بعضاً در ایران به چشم می‌خورد و این روزها در ونزوئلا و پیشتر در زیمبابوه به همین ترتیب از آن استفاده شده و می‌شود.
✒️ در زیمبابوه کار به جایی کشید که اسکناس 100 تریلیون‌دلاری آنها آنقدر ارزش نداشت که قیمت جوهری را که برای چاپ آن اسکناس لازم بود تامین کند.
در نتیجه این قبیل فجایع سیاست «درآمدزایی از طریق مخارج دولت» همانقدر بدنام است که سیاست کاشت «درخت جادویی پول».
🌴 به‌واسطه محدود بودن منابع، با کاشت درخت جادویی پول صرفاً می‌توانیم مقدار ریال یا پوند یا دلاری را که برای تامین هر منبعی لازم است افزایش دهیم، نه توان دولت را و ایرانی‌ها این موضوع را بهتر از مردمان خیلی‌ کشورهای دیگر دنیا می‌دانند.
🌇 انتخابات اخیر ایران نشان داد که رای‌دهندگان با این قبیل وعده‌های توخالی گول نخواهند خورد. اما رای‌دهندگان انگلیسی نشان دادند که از چنین مصونیتی برخوردار نیستند و در مقابل ایده‌های خنده‌دار و ویرانگری از قبیل آنچه رفت آسیب‌پذیرند. به همین خاطر است که...

Post has attachment
🎖 ناپلئون می‌گوید وقتی دشمن در حال ارتکاب اشتباه است نباید مزاحمش شد. اما اجازه بدهید این بار برای آمریکا استثنا قائل شویم، چراکه چندی پیش مذاکره برای برداشتن تعرفه‌های واردات پسته ایرانی را دستور کار قرار داده بود.
🚧 وقتی بر واردات تعرفه می‌بندیم در حقیقت چه اتفاقی می‌افتد؟
👨‍👩‍👧‍👧 پاسخ این است که مصرف‌کننده عادی، مردم معمولی کوچه و بازار، که پشت آن دیوار محدودیت‌های خودساخته گرفتار آمده‌اند دچار مشکلاتی می‌شوند و تولیدکنندگان وطنی بدون نیاز به بالا بردن کیفیت و کاهش قیمت، سربلند، سر گردنه در انتظار هموطنانِ بی‌چاره دندان ‌تیز می‌کنند.
🏭 راه اداره اقتصاد این نیست. ناسلامتی قرار است با اداره اقتصاد، زندگی طبقات پایین‌تر جامعه را راحت‌تر کنیم نه کارخانه‌دارها را که وضع‌شان خوب است. در غیر این صورت که نیازی به اداره اقتصاد و هزاران‌هزار مشاور و کارشناس و مدیرکل و معاون و رئیس‌دفتر و رئیس اداره و همایش و سفرهای پرمشقت به اروپا نیست؛ کارخانه‌دار ثروتمند است و فقیر، فقیر!

💰 ما می‌توانیم باور کنیم که ماجرا از این قرار است: صادرکنندگان خبیث کشورهای خارجی قصد دارند بازار ما را با محصولاتی پر کنند که با یارانه تولید شده و تولیدکنندگان داخلی را نابود کنند.
🎪 اما حقیقتاً نباید این حرف‌های ساده‌لوحانه را باور کنیم. می‌پرسید چرا؟ چون هیچ اقتصاددانی نمی‌تواند برایش مثالی پیدا کند که صادرکننده خبیثی توانسته باشد از این راه سودی به جیب زده باشد. زیان در چنین سناریویی برای کشور صادرکننده قطعی است، چرا که...
👎🏻 چنین کاری از نظر اقتصادی حکم وام بلاعوض به یک کشور خارجی را دارد. چون...
Wait while more posts are being loaded