Profile cover photo
Profile photo
hamed eskandari
161 followers
161 followers
About
Posts

Post has attachment
PhotoAnimated Photo
PhotoPhotoPhoto
آموزش لغات 1100- یادگیری لغات 1100- حفظ لغات 1100
6 Photos - View album
Add a comment...

Post has attachment
آموزش جذاب لغات انگلیسی (لغات 1100 ، لغات 504 ، لغات ایلتس ، لغات تافل)

http://hamedeskandari.ir/default.aspx


postpone
مترادف : delay / put off/ deffer
کدینگ : پست پونه به تعویق افتاد!!
معنی : تعویق/عقب افتادن/تاخیر کردن


surgery
مترادف : anatomy
کدبندی و تصویرسازی : سر+جری =وقتی سرت جر میخوره چکارش میکنن و کجا عملش میکنن؟!
معنی : جراحی/اتاق عمل/عمل جراحی


caution
مترادف : precaution
کدینگ لغت :کاشان! بچه جون دارم هوشیارت میکنم رفتی کاشان احتیاط کن !
معنی : احتیاط/هوشیار کردن


seclude
مترادف : divide/separate
کدینگ و تصویرسازی : سه کیلو دلمه جدا کردم خریدم!!
معنی : جدا کردن/مجزا کردن/منزوی کردن
cursory
مترادف : perfunctory
کدینگ لغت : تلفظ لغت میشه کِرسِری و این لغت خیلی به سَرسَری نزدیکه!!
معنی : سرسری، از روی سرعت و عجله



alimony
مترادف : alimony
کدبندی 1 :  المانی !! دقت کردین المانی ها اصلا نفقه نمیدن؟؟
ali + money کدبندی 2 : علی پولش زیاده ولی نفقه نمیده !
معنی : نفقه



capricious
مترادف : flighty
کدبندی و تصویرسازی :کبری + شیث
ازدواج کبری و شیث فقط هوس بازی بود و دلیلش هم دمدمی مزاجی بودنشونه !
معنی : هوس باز/دمدمی مزاج



entourage
مترادف : surrounding/attendance
کدبندی لغت : این + تورج
این تورج معلوم نیست چند نفر دوست و اشنا داره و محیطی که میگرده چجوریه!!
معنی : محیط/اطرافیان


bawdy
مترادف : ugly
کدبندی :  کلمه ی body رو در نظر میگیریم !  درسته که ادم بدنشو به بقیه نشون بده ؟؟؟  بدن=body 
(بدنشو) به بقیه نشون بده؟؟؟!؟نه نه نه زشته و کسی که این کارو بکنه هرزست!!!
معنی : هرزه/زشت



capitulate
مترادف : succumb
کدینگ لغت :  فکر کن تو کشتی بهتون حمله بشه به کاپیتان میگن
capi (captain) too late (کاپیتان خیلی دیر شده باید تسلیم شی)
معنی : تسلیم شدن/سر سپردن



gambol
مترادف : bound
کدینگ و تصویرسازی : تلفظش رو نگاه بنداز و بخون گامبو!!!!
خوب افراد گامبو جست و خیزشون کمه دیگه شما فکر کن یه ادم گامبو میبینی که خیلی ورجه وورجه میکنه!!
معنی : جست و خیز /ورجه وورجه کردن



shatter
مترادف : minify
تصویرسازی ذهنی :رفتم نونوایی یکی بی نوبت اومد نون بگیرم شاطر
قاطی کرد زد همه چی رو خورد و داغون کرد (shatter)
معنی : خورد کردن/داغون کردن/شکستن



keep off
مترادف : keep off
کدینگ لغت : رفتی بیرون کیفت رو از کیف قاپ حفظ کن !!
معنی : نگه داشتن / حفظ کردن



lackluster
مترادف : lightless
کدینگ لغت : lack+ luster خوب اگه خونتون لوستر نداشته باشه تاریک و بی نور و بی فروغ خواهد بود !
معنی : بی فروغ /بی نور/ تاریک

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مثالهای بیشتر در سایت اصلی (تهیه جزوات نیز در سایت میباشد)

http://hamedeskandari.ir/default.aspx
Add a comment...

Post has attachment
Add a comment...

Post has attachment
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded