Profile cover photo
Profile photo
‫مولانا جلال‌الدین محمد بلخی Rumi‬‎
2,761 followers -
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود / وارهد از حد جهان بی‌حد و اندازه شود
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود / وارهد از حد جهان بی‌حد و اندازه شود

2,761 followers
About
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی Rumi's posts

Post has attachment
به خانه خانه می‌آرد چو بیذق شاه جان ما ، را
عجـب بـُردسـت یا ماتسـت زیر امتحان ما ، را

همه اجزای ما را او کشانیدست از هـر ســو
تراشیدست عالم را و معجون کرده زان ما ، را

ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده دربینی
چو اُشتر می‌کـشاند او به گرد این جهان  ، مـا را

چه جای ما که گردون را چو گاوان در خرس بست او
که چون کنجد همی‌کوبد به زیر آسمـان  ، مـا را

خنک آن اشتری کو را مهار عشق حق باشد
همیـشه مست مـی‌دارد مـیان اشـتران ، مـا را

               
Photo

Post has attachment
کـار دلـم به جــان رسـد ، کارد بـه استخوان رسـد
نـاله کنـم  بگویـدم : دم مـزن و بـیـان مکـن  ...


  #دیوان شمس _ غزلیات _شمارهٔ ۱۸۲۷

Photo

Post has attachment
               پاینده باد نام و اندیشه خداوندگار عشق، حکمت و فلسفه
             شاعر وعـارف بزرگمان مولانا جلال الدین محمد بلخی . 
                             
         ●-------------------ஜ---۩۞۩---ஜ--------------------●

          همچو گلشن بــی لب و دندان بخندیــم
          همچو فکرت بــی لب و دندان بگوییـم

#8مهر   #گرامیداشت   #مولانا_جلال_الدین_بلخی  
Photo

Post has attachment

آفتـابـی نـی ز شـرق و نی ز غـرب از جـان بـتـافـت
ذره وار آمـد بـه رقـص از وی در و دیــوار مــا ...
Photo

Post has attachment
صــد هـــزاران دام و دانـه‌ ســت ای خــدا
مــا چــو مــُرغــان  ِ حـریــص ِ بــی‌نــوا ...
Photo

Post has attachment
این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست
گر نزد یـــار باشد وگر نزد یار نیست

صورت چه پای دارد کو را ثبات نیست
معنی چه دست گیرد چون آشکار نیست

عــالم شکارگاه و خـلایق همه شکــار
غیــر نشانه‌ای ز امیــر شکـــار نیست

هر سوی کار و بار که ما میر و مهتریم
وان سو که بارگاه امیرست بار نیست

ای روح دست برکن و بنمای رنگ خوش
کاین‌ها همه بجز کف و نقش و نگار نیست

هر جا غبار خیزد آن جای لشکرست
کآتش همیشه بی‌تف و دود و بخار نیست

تو مــرد را ز گرد ندانی چـه مــردیست
در گرد مرد جوی که با گرد کار نیــست

ای نیکبخت اگر تو نجویی بجویدت
جوینده‌ای که رحمت وی را شمار نیست

سیلت چو دررباید دانی که در رهش
هست اختیار خلق ولیک اختیار نیست

در فقــر عهد کردم تا حرف کــم کنم
اما گلی که دید که پهلویش خار نیست

ما خار این گلیــم برادر گواه باش
این جنس خــار بودن فخرست  ... عار نیست
 


#مولانا_جلال_الدین_بلخی  
دیوان شمس » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۵
Photo

Post has attachment
                                              نشــان عــاشقی

یکـی گـفـت: عــاشـق مـی بـاید که ذلیـل باشـد و خــوار باشـدو حـمـول (شکـیبا) باشـد ،  و از ایـن اوصـاف بـر مـی شـمـرد .

فــرمود کـه : عــاشـق اینـچـُنیـن مـی بـاید وقـتی که معشــوق خواهــد ، یا نــه ؟

 اگر بــی مــُراد مـعشـوق بـاشـد ، پــس او عاشـق نـباشـد؛ پیـرو ِ مــُراد  ِ خـود باشـد .  و اگـر بــه مـُراد ِ معـشـوق باشـد ، چـون مـعشـوق او را نـخــواهد کـه ذلـیـل و خــوار باشـد ، او ذلیـل و خــوار چــُون باشــد ؟

پــس معـلوم شـد کـه معــلوم نیسـت احـوال عــاشـق ...  الا تـــا معـشـوق او را چــُون خــواهــد ...


مولانا
فیه ما فیه » متن 239


●▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬●

شرح استاد کریم زمــانی :

" عاشق حقیقی کسی است که بر خواست مراد معشوق رَوَد نه بر خواست و میـل خود . چه در ایــن صـورت او خــود خــواه بــاشد ، نه عــاشق .! مـولانــا این مضمون را ضمن حکایتی در مثـنوی معـنوی به لطافتی تــام و اعجــابی تمــام آورده اسـت " :

آن یکی را یار پیش خود نشاند  ... نامه بیرون کرد و پیش یار خواند
بیتها در نامه و مدح و ثنا ... زاری و مسکینی و بس لابه‌ها
گفت معشوق این اگر بهر منست ... گاه وصل این عمر ضایع کردنست
من به پیشت حاضر و تو نامه خوان ... نیست این باری نشان عاشقان
گفت اینجا حاضری اما ولیک ... من نمی‌یایم نصیب خویش نیک
آنچ می‌دیدم ز تو پارینه سال ... نیست این دم گرچه می‌بینم وصال
من ازین چشمه زلالی خورده‌ام ... دیده و دل ز آب تازه کرده‌ام
چشمه می‌بینم ولیکن آب نی ... راه آبم را مگر زد ره‌زنی
گفت پس من نیستم معشوق تو ... من به بلغار و مرادت در قتو
عاشقی تو بر من و بر حالتی ... حالت اندر دست نبود یا فتی
پس نیم کلی مطلوب تو من ... جزو مقصودم ترا اندرز من
خانهٔ معشوقه‌ام معشوق نی ... عشق بر نقدست بر صندوق نی


  مثـنوی معنوی » دفتر سوم 1406 -1418
Photo

Post has attachment
مرا در دل یکی دلبر همی گوید خـَمـُش بهتر
که بس جان های نازک را کند این گفت سودایی ...

مولانا

Post has attachment

مولانا
دیوان شمس » غزلیات » شمارهٔ  ۱۳۲۰
Photo

Post has attachment

                              دیوان شمس - غزلیات - شمارهٔ ۲۶۶۳
Photo
Wait while more posts are being loaded