Profile cover photo
Profile photo
گیس گلابتون
16,613 followers -
هنوز سی سالم نشده
هنوز سی سالم نشده

16,613 followers
About
Posts

کاش فردام تعطیل بود و تنها هفته ایده آل ما کارمندا در صد سال گذشته می شد
Add a comment...

یه جمله برای دوستم فرستادم می گم این ترکی ؟ می گه من ترکی بلد نیستم ، بابام ترک ، مامانم که ترک نیست ترکی بلد باشم‌ :/
Add a comment...

از زلزله جون سالم به در ببری ،توی چادر با گاز منوکسید کربن خفه شی بمیری ؟ از این مسخره ترم مگه داریم !!
#کرمانشاه
Add a comment...

Post has attachment
Photo
Add a comment...

خواهرم گفت بیا بریم بیمارستان دیدن شوهر خاله فردا عمل داره ، نگهبان پایین با دروغ می خواهیم جا عوض کنیم پیچوندیمو رفتیم بالا ، خودم وایسادم عقب خواهرم رفت با پرستار حرف زد اجازه گرفت به من اشاره کرد بیا منم با لبخند رفتم سلام کردم بعد پرستار گفت قایم شدی یکی یکی بیاین ؟ گفتم نه من داشتم با تلفن صحبت می کردم ببخشید :)) با خنده سر تکون داد گفت حالا برین زود بیاین
Add a comment...

یکی از کسایی که به جمع دیشب ما پیوست قبل از ورودش دوستش گفت که متاهله و بچه سه ساله داره ، همین اقا هفته پیش با دوست دخترش توی جمع بوده ( من توی جمع قبلی نبودم‌‌ )
کل تایم بودن توی جمع مثل یه لاشی کامل رفتار کرد و مثل بز چت کرده بود روی من و چشم ازم بر نمی داشت ، اولین فرصتی که گیرش اومد پرید کنار من و ازم پرسید دوست پسر داری ، گفتم اره ، گفت دوسش داری ؟ گفتم اره ،گفت خیلی خوبه باهاش بمون و دست از سرم برداشت ،حالم داشت از رفتارش بهم می خورد و واقعا ناراحت زن و بچه اش شدم
Add a comment...

سوار ماشین که شدیم توی نوت گوشیش برام نوشت اسم اصلمو نگفتم و اسمم مریم :/ ، ده سال یه چی دیگه صداش کردم توقع داشت توی ده دقیقه اول سوتی ندم :)))
مردم چه توقع های الکی از آدم دارن :)))
هر کاری کردمم سوتی جمع نشد و دوستم اعتراف کرد ولی رابطشون بهم نخورد کلی خندیدیم‌:)))
Add a comment...

Post has attachment
عکس داغ داغ دارم . بیاین از منظره لذت ببرین
Photo
Photo
16/11/2017
2 Photos - View album
Add a comment...

یه جک قدیمی هست که این تحسن بقایی منو یاد اون انداخت
یه نفری می ره قزوین ، قزوینی ها می یفتن دنبالش ، اون بنده خدا فرار می کنه خلاصه توی یه بن بستی گیرش می ندازن ، بنده خدا یاد فیلم امام علی می افته که (عمروعاص برای نجات جونش لباسش در آورد و امام علی بهش امان می ده و نمی کشتش) اون بنده خدا لباس در می یاره ولی قزوینیا ترتیبش می دن و کارشون که تموم می شه ولش می کنن می رن ، این بنده خدا بلند می شه و همینجور که لباساش می پوشیده می گه ، پدرسگا اینقدر فیلم سانسور می کنن آدم نمی فهمه آخر فیلم چی می شه
حالا وقتی رفتن دست و پای بقایی بستن از توی شاه عبد العظیم مستقیم بردنش زندان حالیش می شه
Add a comment...

Post has attachment
کار و تموم کردم و راه افتادم سمت خونه ، خورشید داشت گرد نارنجی رنگشو توی آسمون می پاشید و کم کم جاشو می داد به ماه ، حیفم اومد ازش عکس نگیرم ^.^
Photo
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded