Profile cover photo
Profile photo
Mohsen Farvardin
506 followers -
you can ask me always, if you have any question !
you can ask me always, if you have any question !

506 followers
About
Posts

چرا من هرچی سعی میکنم از این MeWe سر در نمیارم 🤔
Add a comment...

Post has attachment
کجایی پلاسم؟ کجایی عزیزم؟
Add a comment...

تعدادی کارتن خالی جهت اسباب‌کشی از پلاس با نازل‌ترین قیمت به فروش می‌رسد.
تخفیف جزئی پای اسباب‌کشی
Add a comment...

تئوری امنیت ملی و بیگانگی اصلاح‌طلبان مشارکتی مدرن با آن

*محسن فروردین

در سال‌های گذشته ظهور و بروز ایران در حوزه‌های مختلف نظامی، مستشاری، سیاسی و اقتصادی در کشور‌های همسایه و همسو در منطقه، نمایش برجسته‌تری داشته است. به فراخور آن نوای مخالفت با این حضور منطقه‌ای نیز از زبان افراد زیادی به شکل پربسامدی در جامعه منتشر شده است.
جدای از دستگاه‌های رسانه‌ای معاند نظام و آمریکا، اسرائیل و عربستان که مشخص است علت مخالفت آن‌ها با حضور منطقه‌ای ایران چیست، برخی اصلاح‌طلبان مشارکتی یا مدرن همانند، تاج‌زاده، رضاخاتمی و صادق زیباکلام نیز از سالهای پیش مدام تکرار کرده اند که ایران باید به این حضور منطقه‌ای خود پایان دهد.
اما سوالی که این اصلاح‌طلبان هیچ وقت به آن پاسخی ندادند این است که تئوری آن‌ها برای حفظ امنیت ملی چیست؟ آیا با زدن حرف‌های زیبایی از دموکراسی و صلح و دوستی امنیت در مرزها برقرار می‌شود و صحنه‌ی تقابل منطقه‌ای به نفع ایران می‌چرخد؟ آیا گروه‌های تجزیه‌طلب که قومیت‌های خود را حاوی مختصات یک ملیت دگر می‌دانند اقناع می‌شوند؟ آیا خریدهای هنگفت سالانه‌ی عربستان از آخرین تجهیزات و ادوات نظامی از آمریکا پایان می‌پذیرد؟
اگر ما از یمن خارج شویم و انصارالله را حمایت نکنیم آیا عربستان با زور اسلحه و حمایت آمریکا در یمن مستقر نخواهد شد؟ و آیا استقرار عربستان در یمن بر امنیت ملی ما و آب‌‌راه‌های مجاور مؤثر نخواهد بود؟
آیا اگر به دنبال نفوذ سیاسی، اقتصادی در عراق نباشیم و از طیف‌های نزدیک به خود حمایت نکنیم عربستان و آمریکا گروه‌های نزدیک به خود را در همسایگی ما و در عراق به قدرت نخواهند رساند و از طریق آنها به مقابله‌ی با منافع و امنیت ملی ما نخواهند پرداخت؟!
آیا اگر در کردستان عراق نباشیم اسرائیل با تشویق کردها به تشکیل کشور مستقل کورد و اعلام همبستگی با کردهای تجزیه‌طلب ایران یک بحران امنیتی را برای ما رقم نمی‌زند؟

آیا اگر در لبنان به تعامل با دولت و حمایت گروه‌های نزدیک به مقاومت نپردازیم عربستان با ربایش نخست‌وزیر لبنان و فشار بر آنها حتی لبنان را به یکی از مخالفان و بازوهای فشار بر ایران تبدیل نخواهد کرد؟
مسأله صرفا نمونه‌های فوق یا حمایت از تمام اقدامات فرامنطقه‌ای ایران نیست مسأله این است که کشوری همانند ایران با این حجم از مرزهای آبی و خاکی و با این تعدد قومیت‌ها و با این منطقه‌ی ناامن و ناپایدار و با تعارضات منطقه‌ای ریشه‌دار تاریخی و دشمنی‌های گسترده‌ی آمریکا، اسرائیل و عربستان، برای حفظ امنیت ملی خود، همانند سایر کشورها نیاز به سیاست و تئوری دارد و این اصلاح‌طلبان باید بگویند اگر این خلأ با گسترش قدرت و نفوذ منطقه‌ای و مرزهای مجازی پر نمی‌شود با چه سیاستی به دست می‌آید؟ آیا حتی خود آمریکا و اروپا به سیاست‌های کلامی و درون مرزی خود اکتفا کرده اند و حضور منطقه‌ای ندارند؟
آیا با پاک کردن صورت مسئله و پافشاری بر شعار صلح، ساده‌لوحانه و خوشبینانه می‌توان امنیت ملی ایران را با این تعارضات حفظ کرد؟ یا همانند ابتدای انقلاب با قطع قرارداد‌های نظامی، تضعیف و تحقیر ارتش مقتدر و بی‌توجهی به بیرون مرزها مجددا منجر به جنگ‌ تحمیلی و ناامنی گسترده مسلحانه خواهد شد.
Add a comment...

روحانی مصدق شود!
*محسن فروردین:

در شرایط نابسامان سیاسی-اقتصادی منتهی به سال ۹۲، پیروزی کاندیدای مورد حمایت اصلاح‌طلبان و منتقدان وضع موجود، توانست بخشی از التهابات  فضای عمومی کشور را کنترل و دل‌ها را به آینده‌ای نه چندان دور امیدوار کند. کلید سحرآمیز روحانی البته چیزی فراتر از برجام نبود. قرارداد بین المللی‌ای که اگرچه تمام خواسته‌های به حق ایران را برآورده نمی‌کرد اما تنها راه حل منطقی و صلح‌جویانه برای عبور از بحران بود. برنامه جامع اقدام مشترک توانست وضعیت کشور را از حالت بحرانی خارج کند و آرامش را به جامعه برگرداند. دستاوردی که اگرچه کافی نبود اما توانست برای بار دوم موجب اعتماد مردم به روحانی در انتخابات ۹۶ شود.

با ظهور ترامپ، پدیده‌ای‌‌ افسارگسیخته‌ و سلطه‌گری آمریکایی که هیچگونه مخالفتی را برنمی‌تابد، قفل جدیدی به پرونده‌ی سیاست خارجی ایران زده شد. در تحلیل انگیزه‌های ترامپ برای این اقدام، مباحث و گمانه‌های متعددی را می‌توان طرح کرد که البته در مجال این مقال نیست.

به هر روی واقعیت انکارناپذیر آن است که خروج آمریکا از برجام و محاصره اقتصادی ایران تاثیرات شگرفی بر ساحات مختلف معاش مردم ایران دارد که در هر صورت پیامد‌های آن به خسارت محض منتهی خواهد شد.

روحانی اما در آستانه‌ی یک‌سالگی دولت جدیدش علاوه بر مشکلات یاد شده با بحران محبوبیت و اقتدار نیز مواجه است. چرا که هم بخش مهمی از حامیان خود را از دست داده است و هم مدام توسط مخالفان و رقیبانش به چالش کشیده می شود. شاید او ساعت‌ها در تنهایی خودش به شعار‌های انتخاباتی و انتقاداتش از دولت‌های پیشین و رقبایش می‌اندیشد به دنبال نقطه‌ای برای تمایز است.

رئیس جمهوری که با عمیق‌ترین بحران‌ها مواجه ست اما حتی در میان نزدیک‌ترین افراد به خود حامیانی از خودگذشته و عاملانی دست از جان شسته، نیز ندارد. در حالیکه او بارها در جمع عالی‌ترین مدیرانش از سکوت و عدم همراهی آنها انتقاد کرده است. معضلی که اقلا دو رئیس جمهور پیش از او با آن مواجه نبودند.

در شرایط فعلی او بایستی تصمیم بگیرد یا همانند فردی ضعیف، مسلوب الاراده و ناتوان، لنگان خرک خویش به منزل برساند و به یکی از بی‌عرضه‌ترین و نامحبوب‌ترین رؤسای جمهور ایران تبدیل شود، یا دست به تحولاتی اساسی بزند و در تاریخ ماندگار شود.

شرایط اقتصادی فعلی بی‌شباهت به وضعیت دولت ملی دکتر مصدق پس از ملی شدن صنعت نفت نیست. شرایطی که ایستادگی در مقابل بیگانگان به بهانه‌ی خلع ید انگلیس از منابع نفتی، کشور را در محاصره سنگین اقتصادی و حتی تهدید امنیتی قرار داد اما قدرت ملی پشتوانه‌ی دولتی بود که بهای استقلال را پرداخت ولی جاودانه شد.

نگارنده در مقام تایید همه اقدامات و مواضع دکتر مصدق نیست و شاید در فرصتی دیگر انتقادات خود را به مرحوم دکتر مصدق نیز مرقوم دارد لذا مراد، تشابه مسئولیت تاریخی در ایستادگی و مبارزه برای استقلال و آزادی و با پشتوانه‌ای ملی در شرایط حساس کنونی ست. مسئولیتی که دکتر مصدق پس از دریافت حکم نخست وزیری، در سخنانی کوتاه که از رادیو پخش شد، هدف خود را چنین بیان می‌دارد :

«هم‌وطنان عزیز، هیچ تصور نمی شد موقعی پیش آید که به عنوان نخست وزیر به وسیله ی رادیو با شما صحبت کنم و هیچ وقت فکر نمی کردم که با ضعف مزاجی که دارم مسئولیت چنین کار خطیری را تقبل نمایم. قضیه ی نفت سبب شد که من این بار ِگران را به دوش بکشم و اکنون تنها خدا می داند که تا کی آن را تحمل کنم … تردید ندارم که برای قبول این کار و بار گرانی که به دوش گرفته ام از بین می روم. چون مزاج من متناسب با قبول چنین وظیفه ی مهمی نیست ولی در راه شما جان چیز قابلی نیست و از صمیم قلب راضی هستم که آن را فدای آسایش شما کنم…»

مردم ایران بدون شک در جریان گذر از محاصره اقتصادی متحمل فشارهای زیادی خواهند شد و طبقه فرودست و متوسط جامعه بیش از پیش قدرت خرید و امکانات رفاهی خود را از دست خواهند داد. اما اگر نیک بنگریم راه زود بازدهی برای دفع این فشارها وجود ندارد. مساله‌ی سازش نیز اساسا چون به معنای استحاله انقلاب و گذر از شعائر نظام است آنقدر پرهزینه است که پذیرش آن از سمت حاکمیت دور از ذهن و عملا بعید است. لذا می توان گفت عملا متحمل شدن این فشارهای اقتصادی اجتناب ناپذیر است. بنابرین چرا این مقاومت ملی را به یک مبارزه مقدس تبدیل نکنیم.

مصدق در آذر ماه ۱۳۳۱ در دفاع از مبارزه به خاطر حفظ حاکمیت ملی و آزادی و استقلال کشور خطاب به نمایندگان مجلس می گوید :

«آنان که مبارزه مقدس ما را با مقیاس آنچه که از لحاظ شرایط اقتصادی عایدمان شده می سنجند و این مبارزه را دست کم می گیرند و یا استقلال را در مقایسه با چند میلیون پوند ارزیابی می کنند ، مرتکب اشتباهی بس عظیم می شوند. آزادی و حاکمیت ایران چیزی نیست که در معرض حراج گذارده شده باشد.»

روحانی نیز امروز فرصتی استثنایی دارد تا با اعلام وضعیت فوق العاده و پذیرش یک بحران ملی، همانند مصدق، دولت «اقتصاد بدون نفت» را بر این کشور حاکم کند. اقتصاد نفتی و برداشت از چاههای نفت که باعث انقطاع رابطه دولت-ملت و بازتولید استبداد می گردد، بایستی با مالیات یعنی وابستگی دولت به ملت جایگزین شود و تلاش دولت، مصروف استقرار اقتصادی درونزا و مبتنی بر تولید ملی به جای اقتصاد مصرف‌گرای فعلی شود. در عوض پول نفت و سایر منابع زیرزمینی صرف توسعه زیرساخت‌ها و امکانات ثروت‌ساز برای کشور شود.

روحانی باید حاکمیت ملی را بر اقتصاد کشور خصوصا نهاد‌های شبه دولتی حاکم کند و سود مفت‌خوارگی و سفته‌بازی را در مقابل کار و تلاش واقعی به حداقل ممکن برساند.

با کمک شفافیت ریشه‌ی رانت را از اقتصاد کشور بخشکاند و جایی برای رانتی ها و آقا‌زادگان گردن کلفت اشرافی در داخل کشور باقی نگذارد.

کابینه‌ی خود را از مخفیگاه محافظه‌کاران و شرکت سهامی خاص باندهای مختلف و محمل عقول خدادادی ناقص به مجمع نخبگان واقعی همه اقشار مردم که در این راه دست از دنیا شسته‌اند تبدیل کند.

دست به توسعه سیاست داخلی بزند و تنگ‌نظری‌ها، تحجر‌ها و واپسگرایی‌های خودساخته را ملغی کند و همه فرزندان انقلاب و ایران را برای پیشرفت و آبادانی ایران دعوت به وحدت و مشارکت کند.

البته حتما سایه کودتا یا عاقبت تبعید بر سر چنین دولتی که خواب را از دشمنان ایران ربوده است، سنگینی می‌کند اما قدرت ملی، او را موفق و جاودانه خواهد کرد.

منبع: روزنامه آفتاب یزد
Add a comment...

سریال شهرزاد فقط دنبال کردن چند ساله‌ی زندگی +شهر زاد​ و نوشته‌هاش :)
Add a comment...

Post has attachment
بیانیه انجمن های اسلامی دانشجویان پیرو خط امام به مناسبت روز دانشجو

http://mobareze.ir/news/23654.html

تمام مسائل به دست دانشگاه است. یعنی این دو تا قطبِ دانشگاه و روحانی همه مقدرات مملکت در مشت اینهاست. دانشگاهی، دانشجو، چه دانشجوی قدیمی، چه دانشجوی جدید، همه مسائل توی دست اینها باید حل بشود. اینها قوه متفکره‌ی یک ملت هستند. “صحیفه امام خمینی(ره)، ج ۸، ص ۱۴۱″

درود خداوند بر روان پاک دانشجویان شهیدی که در سال‌های سرد و سیاهِ کودتای ننگین علیه مردم، مجاهدانه بر تجلی استبداد و استکبار شوریدند و در قربانگاه‌شان با خون خود نوشتند «دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد».

آری همان‌ها که امتداد مبارزه‌شان علیه ظلم و خودکامگی نشان داد اگر ایمان باشد خون بر شمشیر هم پیروز است. جنبش دانشجویان مسلمان ایران با دستان سرخ خود به جمهوری اسلامی آریِ سبزی گفت تا بر مبنای جمهوریتِ نظام انتخابات حداکثری و آزاد برگزار شود و عصاره‌ی فضایل ملت در مجلس شورای اسلامی و دستگاه اجرایی به نمایندگی از ملت خروشان انقلابی به وظیفه‌ی خود عمل کند، نه اینکه چون قبل، فقط مشتی دست‌نشانده ادعای نمایندگی داشته باشند و بس. و برمبنای اسلامیتِ علوی روحیه ظلم ستیزی، عدالتخواهی و مکارم اخلاقی در میان جامعه مستولی شود، نه اینکه چون منش اصحاب صفین و بر مبنای اسلام اموی، قرآن بر نیزه و باران رحمت از دولتی سر قبله‌ی عالم باشد و سیل و زلزله از معصیت مردم!

دست به مبارزه با استبداد زد تا میزان، رای ملت باشد، شعار استقلال و آزادی داد تا حکومتی تشکیل شود که اولویت خود را حفظ و مراقبت از آزادی های مدنی و حقوق شهروندی ولی نعمتان خود قرار دهد. و اکنون در شصت چهارمین سالگرد گرامیداشت سه آذر اهورایی جریان دانشجویی مستقل و حق‌طلب همچنان پرچم مبارزه با جهل و انحراف و تحجر و تنگ‌نظری و خودکامگی و سرسپردگی را زمین نگذاشته است.

امروز با وجود این که بیش از چهار سال از مدت ریاست دکتر حسن روحانی بر جمهور مردم می‌گذرد، اکتفای ایشان به تمدید وعده‌ها و عدم تلاش مجدانه برای محقق ساختن خیل مطالبات بر زمین مانده‌ی دانشگاهیان نگرانی این قشر را برانگیخته است. در روزگاری که هر کسی از هر گوشه‌ای عزمش را برای تضعیف جایگاه دانشگاه و کاهش اثرگذاری جریان دانشجویی جزم کرده، آیا رواست دولتی که رای خود را بر شعارِ بهبود وضعیت دانشگاه استوار ساخته است؛ به مطالبات دانشگاهیان کم توجهی کند و به علاوه‌ی خیل وعده‌های تحقق نیافته با اعمال سیاست‌های نادرست و تبعیض آمیز کالبد بیمار دانشگاه را مبتلاتر نماید؟

جناب آقای روحانی

۱- دانشگاه نه بازیچه‌ی دست سیاست‌مداران است که هرگاه عده‌ای خواستند دانشجویان را به میدان حمایت از خود بیاورند و سخنان خود را از حلقوم آنها بگویند و هرگاه منافع‌شان اقتضا نکرد صدای آنها را خفه کنند. و نه عنصری خنثی و بی‌رگ است که در قبال هر آنچه در جامعه می‌گذرد سکوت کند و بی‌تفاوت از کنار آن بگذرد.

اگر جامعه دانشجویی از شما وزیر علومی شجاع و کارآمد می‌خواهد برای آن است که بتواند در مقابل مطامع دیگرانی که می‌خواهند استقلال دانشگاه‌ها را زیر سوال ببرند و یا از آن‌ها استفاده‌ی ابزاری ببرند ایستادگی کند و از کیان این ساحت مقدس دفاع کند نه آنکه آن را به پشیزی بفروشد و دردم قالب تهی کند. مطالبه‌ی ما دانشجویان پیرو خط امام از وزیر علوم برخلاف دیگران، نه بر اساس معامله بر سر گزینه‌ها و سیاسی‌کاری ‌ست و نه بر اساس سهم‌خواهی برای حلقه‌های مشاوره‌ای و نه بر اساس رانت‌خواهی ست، که بر اساس نتیجه‌ی عملکرد ایشان در قبال دانشگاه است.

وزیر محترم علوم می‌تواند با محافظه‌کاری و انفعال آماج انتقادات ما باشد یا با ارائه‌ی کارنامه‌ای مشحون از عملکرد مثبت و تحول، مورد تقدیر و ستایش ما قرار گیرد؛ که البته امیدواریم چنین باشد. لذا بنایی برای قضاوت زودهنگام یا تخریب افراد نداریم.

۲- سیاست‌ دولت‌های پس از دولت مهندس موسوی و دولت شما، البته بر خلاف نص صریح قانون اساسی در قبال آموزش عالی کشور نشان دهنده‌ی غلبه‌ی نگاه به دانشگاه به مثابه‌ی تجارتخانه و دانشجو به‌سان کالا ست. نگاهی که در قالب سیاست‌هایی چون کاهش سنوات مجاز تحصیلی، کاهش یارانه‌های رفاهی، افزایش روز افزون ظرفیت پولی دانشگاه‌ها، طرح کارورزی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و موارد مشابه دیگر آنچنان نمودار گشته است که روی بزرگترین اقطاب سرمایه‌داری دنیا را نیز سفید کرده ایم! تا آنجا که در حال حاضر ۸۷ درصد از دانشجویان کشور بابت تحصیل خود شهریه می پردازند درحالیکه این آمار در امریکا زیر پنجاه درصد است. چگونه است که در حوزه‌های علمیه طلبه‌ها شهریه را دریافت می‌کنند اما در دانشگاه‌ها دانشجویان باید شهریه را پرداخت کنند؟ آیا منطق آقایان می‌پذیرد که حوزه‌های علمیه هم طلبه‌ی پولی پذیرش کنند؟ اگر نه چطور پزشکی و مهندسی که با جان انسان‌ها در ارتباط است پولی باشد؟ خودکفایی دانشگاه‌ها باید از محل کارآمدی در آموزش و ارتباط با صنعت شکل بگیرد نه صرفا از محل دریافت شهریه از دانشجویان!

در شرایطی که اقشار فرودست جامعه به سبب شرایط نامساعد معیشتی زیر بار تامین نیازهای اساسی خود کمر خم کرده‌اند، آیا رواست که دولت با اعمال چنین سیاست‌هایی فرصت تحصیل علم را از بخش قابل توجهی از جامعه سلب نماید؟ آیا رواست در جامعه‌ای که کارگر به جرم مطالبه‌ی حقوقش شلاق می خورد و معلم به جرم فعالیت صنفی به زندان می‌رود و کسر عظیمی از جامعه با چالش‌ها و دشواری‌های معیشتی روبه‌روست، با اعمال چنین سیاست‌هایی تنها مسیر رشد و پیشرفت فرودستان را نیز مسدود کنیم؟

وای بر ما دانشجویان پیرو خط امام(س) که اجازه دادیم پس حدود چهار دهه سرنوشت انقلاب اسلامی به جایی برسد که برخی درون آن نه تنها عزمی برای رفع تبعیض و نابرابری ندارند، بلکه با اعمال سیاست‌های نادرست آشکارا اندام فربه قشر مرفه را فربه‌تر و پیکر نحیف قشر فرودست را نحیف‌تر می‌سازند. ما در برابر پیر مرادمان ابراز شرمندگی می‌کنیم که عدم حضور و عدم مطالبه‌گری صریح ما سبب گشته است که گویی راه جمهوری اسلامی از راه انقلاب مستضعفین جدا شده است. ما شرمساریم که این هشدار امام(س) را قاطعانه فریاد نزدیم که: “خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند. معاذالله که این با سیره و روش انبیا و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین(ع) سازگار نیست.”

۳- متاسفانه استمرار نگاه کالایی به دانشجو منحصر به ابعاد اقتصادی آن نمی‌شود. شاهد هستیم که جریان‌های سیاسی و غیرسیاسی خارج از دانشگاه در حالی از فعالین و تشکل‌های دانشجویی به نفع مطامع خود تغذیه می‌کنند! چگونه قابل پذیرش است که تشکل‌های دانشجویی به بنگاه‌های سیاسی تبدیل شده و فعالین دانشجویی که اساسی‌ترین هویت آن استقلال از مبادی قدرت-ثروت است، به مثابه‌ی کالای سیاسی بین گروه‌ها و جریان‌های مختلف به استخدام درآیند و مبادله شوند؟! غیرقابل پذیرش‌تر آن‌که شاهد بودیم دولت نیز تلاش میکند با حمایت خاص از برخی طیف‌ها یک بازوی دانشجویی برای خود جور کند و به این آسیب دامن زند! اتفاق نامبارکی که در دولت سازندگی نیز رخ داد.

تسریع در روند صدور مجوز تمامی اتحادیه‌های دانشجویی اعم از صنفی و سیاسی، خصوصا «انجمن های اسلامی دانشجویان پیرو خط امام» از مطالبات اصلی فعالین دانشجویی است که باید در اسرع وقت در دستورکار وزارتین قرار گیرد. همچنین شایسته نیست در دولتی که قرار بود شعار «دانشگاه امن، نه امنیتی» و «دانشگاه پادگان نیست» را سرلوحه کار خود قرار دهد، همچنان فعالین دانشجویی به جرم انتقاد با فشار و تهدید و تحدید روبه‌رو شوند و مجددا ستاره‌دار شوند. دولت اگر شهامت پیگیری ماجرای ۳۰۰۰ بورسیه غیرقانونی را ندارد، حداقل شایسته نیست وقتی مدعی‌ست تلاش برای ایجاد فضای آزاداندیشی در دانشگاه‌ها را در دستور کار دارد، مدیران محافظه‌کاری در دانشگاه‌ها باشند که به طرق مختلف، از سر و ته فعالیت‌های دانشجویی بزنند؛ تا جاییکه می‌بینیم به دلیل اعمال همین سیاست‌های محافظه‌کارانه، برنامه‌های دانشجویی هر ساله از محتوای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تهی‌تر شده و از انواع برنامه‌های سرگرم کننده و بی محتوا پر می‌شوند!

۴٫ متاسفانه سال‌هاست که حق حضور دانشجویان منتقد در تریبون‌های مختلف کشوری به بهانه‌های مختلف سلب یا محدود شده است. همین موضوع عموم تریبون‌های دانشجویی را به تریبون‌های فرمایشی برای توجیه وضع موجود و مدیحه‌سرایی طیف‌های خاص وابسته بدل ساخته است. شوربختانه سنت حسنه‌ی حضور صمیمانه‌ی رئیس جمهور در میان دانشجویان که به نوعی یادگار رئیس دولت اصلاحات –سید محمد خاتمی- است نیز در سال‌های پس از دولت او به مجلسی فرمایشی که در آن از قبل حاضرین دعوت و چیدمان شده اند تبدیل شده است.

جناب آقای روحانی در این شرایط، امسال نیز چشم فعالین دانشجویی منتقد، به حضور هر ساله شما در میان دانشجویان نیز امیدوار نماند. اینکه جلسه در یکی از استان های محروم برگذار شود شایسته تقدیر فراوان بود لیکن لغو تریبون‌های دانشجویی آن هم هنگامی که دانشجویان درد دل‌ها، مطالبات و انتقادات یک سال خود را به امید بیان آن‌ها در این فرصت فروخورده‌اند شایسته نیست. کاش همان هنگامی که مشغول ایراد سخنان زیبایی در مورد دانشگاه و دانشجو بودید صدای دانشجویانی که بیرون از سالن فریاد می زدند جلسه‌ی فرمایشی نمی خواهند را نیز می شنیدید. آنها به شما رای داده بودند تا اگر دستانی برای اجرای مطالباتشان ندارید گوش‌هایی برای شنیدن صحبت‌هایشان داشته باشید اما شما آنها را هم ناامید کردید.

در پایان تاکید می‌کنیم اصول و آرمان‌هایی که مردم برای رسیدن به آنها به پیر جماران اعتماد کردند و انقلاب کردند نباید فراموش یا تضعیف شود. ما همچنان به آینده امیدواریم و معتقدیم راه اصلاح برخی روندهای ناصواب از تضارب آرا و نقد بی‌پرده‌ی مسئولین و اصحاب قدرت در تمامی سطوح می‌گذرد لذا به همین دلیل است که نقد دولت یازدهم و دوازدهم را نیز علی رغم تلاش برای پیروزی آن در انتخابات، جز وظایف ذاتی خود می‌دانیم.

وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ

انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده شهید باهنر شیراز

انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه ایلام

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی لرستان

انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه علوم پزشکی آبادان

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بجنورد

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اشراق بجنورد

انجمن اسلامی دانشجویی علوم و فنون خرمشهر

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فسا

آنجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی فسا

انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه پیام نور ایلام

انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه آزاد شهرکرد

انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی بوشهر

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه استهبان

انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه یاسوج

Photo
Add a comment...



پدیده‌ی «شتاب‌زدگی» و «توهم نظریه‌پردازی» در کنار توهم تاثیرگذاری

جوانی بخش پرمخاطره‌ای از زندگی ست. چنانکه بارها شنیده‌ایم پُختگان و سالمندان از دوران جوانی به دوران جاهلی و خامی یاد می‌کنند و آنگاه که جوانی در این دوران پی‌جوی فعالیت مدنی ست ماجرا پیچیده‌تر نیز می‌شود.
بخشی از جوانان علاقمند به حوزه علوم انسانی و ایضا اقتصاد و سیاست در مسیر آموختن و فربه شدن دانش‌شان اقدام به فعالیت می‌کنند.
برخی اگر قلمی دارند، هر آنچه می‌فهمند و نمی‌فهمند را قلمی می‌کنند و برخی اگر انگیزه و انرژی کار اجرایی دارند، شب و روزشان را با فعالیت‌های مدنی می‌گذرانند. برخی که بیشتر توفیق میابند به سمت تحلیل نویسی، وبلاگ نویسی و فعالیت رسانه‌ای می‌روند آنها اصرار دارند هر روز که آفتاب برمی‌آید در مورد اتفاقات آن روز چیزی بنویسند و تحلیلی کنند، گاهی حتی از یک سوژه در آمریکای جنوبی یا شاخ آفریقا هم نمی‌گذرند، مبادا که موضوعی مطرح باشد و آنها اظهار فضلی در مورد آن نکرده باشند، شبکه‌های اجتماعی نیز به کمک آنها می‌آید. کار آنها البته سخت‌تر است، هر چه می‌گویند یا می‌نویسند ثبت می‌شود.
برخی که خوش‌شانس‌ترند عطش دانستن آنها را به مسیر تحصیل علم و آشنایی با دنیای مفاهیم و مقام نظر می‌کشاند. همین که اندکی از عالم غیر رسمی گذشته‌شان فاصله می‌گیرند و پا به دنیای آکادمیک می‌گذارند، انقلابی در ذهنشان پدید می‌آید و بر علیه نگاشته‌ها و انگاشته‌های خود نیز قیام می‌کنند. تسرع و شتاب‌زدگی پا را از این هم فراتر می‌گذارد، اگر تاکنون به عنوان یک فعال مدنی جوان می‌نوشتند ازین پس در توضیح نام خود پژوهشگر علوم انسانی را درج می کنند. لحنشان رسمی می‌شود و سبک و سیاق گذشته را تغییر می‌دهند. آنها حالا بلدند با ادبیات اکادمیک در مورد «تاثیر طبقه بورژوازی انقلاب کبیر فرانسه بر شلغم‌های زمستانه‌ی اراضی مصادره‌ای» تحلیل بنویسند و در عین حال به کسانی که مانند آنها اقدام عملی‌ای برای نجات شلغم‌ها انجام نداده‌اند بتازند و آنها را نافهم بخوانند.
اگر در این مرحله افرادی پیدا شوند و آنها را تحویل بگیرند کم کم امر بر آنها مشتبه شده و «توهم تئوری‌پردازی» نیز پیدا می‌کنند. صفحه‌های شخصی خود را مبادی رسمی تزریق علم و دانش و دست نوشته‌هایشان را اسناد آکادمیک روز تلقی می‌کنند، غافل از آنکه درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را

اگرچه تا آنجا که این اتفاقات به حوزه شخصی افراد مربوط است جای انتقاد زیادی ندارد، اما وقتی این روحیه به وضعیت غالب مبدل می‌شود و چنین افرادی میدان‌دار می‌شوند آنگاه دیگران و چه بسا نسل‌های بعد نیز بایستی هزینه‌ی این توهمات و خامی‌ها را بدهند. وقتی با بسیاری از فعالین سیاسی دهه‌ی شصت صحبت می‌کنیم متوجه می‌شیم خود آنها نیز معترفتند بسیاری از کنش‌ها و تحلیل‌های دوران جوانی آنها شتاب‌زده و عجولانه بوده است. بسیاری از نوشته‌ها تفرقه‌آمیز شده است یا حقی را از فرد یا گروهی ازاله کرده است.
حلالیت طلبی های اخیر به این فکر واداشتم که در حین حمایت از مشارکت اجتماعی جوانان چه در مقام عمل و چه در مقام نظر، مراقب باشیم در جوانی متوهم و شتاب زده نباشیم، شاید اشتباهاتمان جبران نشد!
Add a comment...

ملت همیشه در صحنه الان دارن دلار و سکه انبار می کنن شنبه که بازار ترکید بفروشن
Add a comment...

سردار جعفری :
از فرصت رفتار ترامپ برای جهش در برنامه‌های دفاعی، موشکی و منطقه‌ای استفاده می‌کنیم.
این موضع در قبال لغو برجام منطقی به نظر می‌رسه
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded