Profile

Cover photo
khabgard
11,081 followers|9,362,060 views
AboutPostsCollections

Stream

khabgard

Shared publicly  - 
 
حرف حساب 
 ·  Translate
 
درباره‌ی نامه‌ی فروغ

سال‌هاست از گلستان می‌خواهند درباره رابطه‌اش با فروغ بگوید اما سال‌هاست سکوت کرده. صلاح ندیده چیزی بگوید. صلاح خودش، صلاح خانواده‌اش، صلاح فروغ....
حالا تصمیم گرفته بگوید. حالا صلاح دیده بگوید. و حتما جوانب را بررسی کرده.
حالا صلاح دیده فروغ را به ما بهتر بشناساند. صلاح دیده وجوهی از شاعر بزرگ ما را که فقط او می‌دانسته باز کند. شاید برای خودش رسالتی قائل بوده؛ تعهدی به تاریخ و فرهنگ این کشور، یا هر چیز دیگر.
حالا صلاح دیده نوعی رابطه را برای ما توضیح دهد. نوعی رابطه را از پستو درآورد. رابطه‌ای که نمی‌دانم آن روز چه قدر وجود داشته اما امروز زیاد شده.
بخواهیم یا نخواهیم و اخلاقی بدانیم یا ندانیم، این رابطه وجود دارد و به نظر من، زاییده‌ی شرایط فرهنگی و اجتماعی ماست. به نظر من گلستان با انتشار این نامه، هم سکوتش درباره‌ی فروغ را شکسته و هم یکی از مهمترین مسایل جامعه‌ی امروز را مطرح کرده. این که پاسخ گلستان به نامه‌های فروغ چه بوده و قرارشان به چه کیفیتی بوده، مسئله‌ی مهمی نیست. انتظار این است که به جای دست گرفتن ترازوی اخلاق، درباره‌ی این موضوع بیشتر صحبت شود. صحبت فرهنگی. صحبت جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه.

+khabgard

 ·  Translate
View original post
32
Zahra M.n's profile photoHoda Sadeqi's profile photoمهدی علمی's profile photo
3 comments
 
سلام
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
 
بعد از پنج سال تحقیق مداوم، ثابت شده که بازی‌های موسوم به فعال و یا تمرین نگه‌داشتن ذهنی، هوکس بوده و تقریبن تاثیری نداره (اپ و سایت‌هایی مثل لوماسیتی). اما چیزی که سال‌ها به لحاظ علمی ثابت شده،‌ تاثیر زبان‌‌آموزی روی ساختار بهتر و تمرین و سلامت مغزه. روزی نیم‌ساعت آموختن زبان جدید،‌ نتایج شگرفی روی مغز دارد. ابزارهای خودآموزی خوبی هم که در اختیار هست، پس غافل نشوید.
 ·  Translate
Benefits of learning a second language include brain growth, staving off dementia, boosting memory, improving attention and more...
9 comments on original post
30
3
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
✔️ فقط تا پایان آبان‌ماه ۹۵ فرصت دارید.
✔️ آیین‌نامه‌ی شرکت در مسابقه‌ی داستان‌نویسی بهرام صادقی را در لینک زیر بخوانید:
http://khabgard.com/1475

 ·  Translate
17
2
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
ماه عسل ایرانی
اگر مطالعه‌ی تاریخ شیرین است، خواندن سفرنامه و کتاب خاطراتْ شیرین‌تر. یا درست‌تر بگویم: اگر مطالعه‌ی تاریخ تلخ است، خواندن سفرنامه و کتاب خاطراتْ تلخ‌تر. خاصه اگر موضوع آن ایران باشد، آن هم ایران معاصر.

«ماه عسل ایرانی» کتاب ـ داستانی است که مؤلف آن، ویلهلم لیتن، کنسول آلمان در تبریز، آن را بر اساس دفتر خاطراتی فراهم آورده که با دقت بسیار و روزانه نوشته است. به تعبیر پرویز رجبی، مترجم ماه عسل ایرانی، اهمیت ویژه‌ی این کتاب در این است که به روزگاری مربوط می‌شود که ایران، در یکی از بزنگاه‌های حساس تاریخ خود، در حال گذراندن بحران انقلاب مشروطیت و مسائل مربوط به آن است و نیز در آستانه‌ی جنگ جهانی اول. روزگاری که از هر طرف سر می‌چرخانیم، از سیاست و اقتصاد و فرهنگ و اجتماع، به آن ارجاع داده می‌شویم. روزگاری نه چندان دور که ایران ایران بود، اما نه هم‌چون یک کشور. سرزمینی تکه و پاره از حماقت و بی‌کفایتی حکومت مرکزی و حقارت ملوک‌ رعیت‌خوار محلی، پیامدهای ناگزیر و کج‌روی‌های جنبش مشروطه و دریدگی و منفعت‌خواری قدرقدرت‌هایی چون روسیه و انگلستان و مدعیانی چون آلمان و از تخم‌درآمده‌ای چون آمریکا. روزگاری که رفتار هیچ‌یک از این کشورها با ایران ـ که گمان می‌بریم «کشور» بود ـ از نوع رفتار با یک «کشور» نبود. (حالا هست؟)

متن کامل یادداشت به اضافه‌ی برشی از این کتاب ارزشمند را در خوابگرد بخوانید:
http://khabgard.com/1455
 ·  Translate
49
2
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
آشتی با تنوین؛ تناقض تاریخی و ملاحظات شناختی

روزی در فروشگاه ظرف‎فروشی، فروشنده، که پسری بود بیست و یکی دوساله و گردنبندی از فروَهَر نقره‌‏ای به گردن داشت، در جواب یکی از سؤالات من گفت: «بیشتراً از این طرح لیوان می‌برند» و منظورش این بود که تناوب فروش این طرح لیوان از آن یکی بیشتر است. از فروشگاه که بیرون آمدم تا مدت‎ها درگیر این موضوع بودم که تنوین چه دارد که آن پسر جوان را واداشته به جای گفتن کلمۀ سادۀ «بیشتر» آن کلمۀ عجیب و کاملاً بی‎سابقه را بسازد. این یادداشت نتیجۀ تأمل به موضوع تنوین و چرایی فراگیری آن است. موضوع تنوین، موضوع جالب توجهی است، از آن رو که یک تناقض تاریخی را در زبان و فرهنگ برجسته می‌‏کند.

متن کامل یادداشت را در خوابگرد بخوانید:
http://khabgard.com/1399

کانال تلگرام خوابگرد:
https://telegram.me/khabgard
 ·  Translate
26
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
 
حر بن ریاحی معاصر
ابوحر، مسئول سایت جعلی ثبت نام دفاع از حرم و اعزام سوریه و عراق، در مشهد بازداشت شد. او لباس رزم می پوشید و در مراسم های رسمی مرتبط با جنگ سوریه خاطره می گفت. مدارک سپاه را هم داشته که می گویند جعلی بوده و با این مدارک از متقاضیان اعزام به سوریه و عراق اخاذی می کرد. او و ۳ نفر از دوستانش هرگز به سوریه یا عراق نرفته بودند ولی خود را مستشار نظامی معرفی می کردند. ابوحر در تلگرام هم معروف بود و ویدئوهای او به عنوان یک قهرمان دست به دست میشد. در برخی متن هایی که از طرف ابوحر در تلگرام منتشر شده به مردم گفته شده ما در سوریه می جنگیم تا شما به ويژه زنان ایران امنیت داشته باشید. در مراسمی که توسط بسیج دانشجویی در سبزوار برگزار شده، ابوحر چنین توصیف شده است: «حضار، در انتظار کسی بودند که رعب و و حشت را در دل داعشی ها، انداخته بود اما آنها با دیدنش، اشک شوق و بوی صمیمیت را با خود همراه می کردند... شور، شوق، اشک،بغض، آرزوی شهادت، حسرت، بهت، همراه مخاطبانی بود که صدای ابوحر را می شنیدند و برای سلامتی او و تمام مدافعین، با صلوات های مکرر و یاحسین گویان، صحنه را برای دیدن و بوسیدن صورتش رها می کردند.»‌ او در سخنرانی اش در این مراسم گفته است: «برخی مد‌‌‌افعان ایرانی، حتی هزینه رفت و برگشت به مید‌‌‌ان جهاد‌‌‌ را هم خود‌‌‌شان می‌پرد‌‌‌ازند‌‌‌ و جز عشق به ولایت و اهل بیت هیچ انگیزه د‌‌‌یگری نمی‌تواند‌‌‌ چنین د‌‌‌استان زیبایی بیافریند‌‌‌ ... امروز هرچه داریم به برکت وجود رهبر فرزانه انقلاب و ستون دین اسلام در دنیا است»، حر بن ریاحی معاصر. 
 ·  Translate
20 comments on original post
24
1
Hamid Hassani's profile photo
 
سلام دوست عزیز خیییییییییلی لایییییییییییییک و برای سلامتی رهبر عزیزمان صلوات بفرستید
 ·  Translate
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
 
اندوه بزرگیست چه باشی چه نباشی

توی گویش کرمانشاهی عبارتی هست به نام "سا اناختن". به معنی عادت کردن به نبودن و رفتن کسی که خیلی به آدم نزدیک است. سا اناختن امید بزرگیست برای پایان دلتنگی ها و همزمان واقعیتی تلخ است. وقتی برای مادرم از رفتن عزیزان کسی حرف می زنم همیشه ضمن تایید تلخی ها و دلتنگی هایش می گوید: اما سا می نازه. یعنی که عادت می کند به نبودنش.
ما عادت می کنیم به نبودن هم و دلتنگی های روز اول به اندوهی تبدیل میشود مدام و کمرنگ و می ماسد روی دلمان و تا دیدار دوباره مثل دردی مزمن که گاهی به یکباره متوجهش می شویم یک گوشه ای برای خودش جا باز می کند.

 ·  Translate
50
3
ali farzad's profile photo
 
پس چرا من عادت نمی‌کنم؟
 ·  Translate
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
نامه‌ی منتشرنشده‌ی فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان

از فروغ فرخزاد، که نامه بسیار می‌نوشت، تا امروز بیش از هشتاد نامه منتشر شده است، اما بسیار نامه‌های دیگر هم از او به جا مانده که هنوز چاپ نشده‌اند.

«فروغ فرخزاد؛ زندگی‌نامه‌ی ادبی و نامه‌های چاپ‌نشده» عنوان کتابی است که فرزانه میلانی، نویسنده و پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی دانشگاه ویرجینیا، خبر چاپ قریب‌الوقوع آن را داده و گفته است: برای تهیه‌ی این کتاب با بیش از ۷۰ نفر از اقوام، دوستان، همکاران، همسایه‌ها و آشنایان فروغ فرخزاد مصاحبه کرده‌ام. در ضمن این کتاب بیش از ۳۰ نامه را دربرمی‌گیرد که در سال‌های اخیر جمع‌آوری کرده‌ام؛ نامه‌هایی که پیش از این منتشر نشده‌اند.

خانم میلانی، یکی از این ۳۰ نامه را، پیش از انتشار کتاب، برای من فرستاده است تا در خوابگرد منتشر کنم. نامه‌ای است عاشقانه به شاهی یا همان ابراهیم گلستان.

توضیحات دیگر و متن نامه را می‌توانید در لینک زیر در خوابگرد بخوانید:
http://khabgard.com/1519

یا درکانال تلگرام خوابگرد:
https://telegram.me/khabgard
 ·  Translate
متن کامل یکی از ۳۰ نامه‌ی فروغ فرخزاد که قرار است به زودی در کتاب فرزانه میلانی منتشر شود.
79
9
khabgard's profile photojavad shirvani's profile photoشهریار شهریار's profile photoسارا قیاسی's profile photo
11 comments
 
.
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
عاشورا و آشوب!

صدای طبل‌ها هر سال بلندتر می‌شود، ضربه‌ها محکم‌تر…
هزار و یک تحلیل می‌شود کرد واقعه‌ی عاشورا را. اما نمی‌توان «واقعه» بودنِ آن را در تاریخ و فرهنگ ایران منکر شد. عاشورا روزی است که هر قدر هم از آن رو بگردانی، حتا اگر خودت را در خانه زندانی کنی و درها را ببندی، باز پنجره‌ها با صدای طبل‌ها به لرزه می‌افتند، و زنگ خانه را می‌زنند تا غذای امام حسین را بخوری.

عاشورا چیست؟
عاشورا یک آشفتگی، یک قیامت و رستاخیز است. هیچ چیز در جای خودش نیست. سپاه حسین نه به قصد جنگ آماده شده است، نه در مکانی جنگی قرار دارد، نه ادعایی سیاسی یا حکومتی دارد، و نه اصلاً سپاه است. بیشتر شبیه یک مسافرتِ اجباری و مظلومانه‌ی خانوادگی و نوعی هجرت است که در دلِ آن بچه‌های شیرخواره از دم تیغ گذرانده می‌شوند و بدن حسین…

عاشورا امروز چیست؟
هیچ چیز جای خودش نیست. خیابان‌ها به تسخیر مردم پیاده درمی‌آیند. کارها تعطیل می‌شوند. مردها گریه می‌کنند. زنها با هر آرایش و لباسی که می‌خواهند در محافل عمومی حاضر می‌شوند، و مردم خودخواه ایران که تا دیروز از دهان هم نان می‌دزدیدند، به هم غذا می‌دهند…

شهادت چیست؟
تکه تکه شدن و جدا شدن از امر عادی و متبلور کردن امر خارق‌العاده. حسین از موقعیت خود کنده می‌شود، از شهر و محل تولد خود و از شهر پدر و پدربزرگ خود جدا می‌شود و در طول سفر به کربلا، در طول چند روز، از خانواده و فرزندان و عزیزان خود دل می‌کند و جدا می‌شود. حتا از دست، پا و از اعضای بدن خود، یک به یک… و با خون خود، خدا را شهادت می‌دهد… خون خدا، یعنی مایه‌ی حیات خدا می‌شود.

اکنون گناهان سنگین‌تر شده‌اند یا آرزوی نوزایی بیشتر شده است، که…؟
صدای طبل‌ها هر سال بلندتر می‌شود و ضربه‌ها محکم‌تر…

✔️ متن کامل تحلیل خواندنی مرتضی کریمی را در خوابگرد بخوانید:
http://khabgard.com/1514
 ·  Translate
گناهان سنگین‌تر شده‌اند یا آرزوی نوزایی بیشتر شده است، که صدای طبل‌ها هر سال در عاشورا بلندتر می‌شود و ضربه‌ها محکم‌تر؟
183
11
Mika Beny's profile photoHagi Asakerh's profile photomalihe heydari's profile photoMojtaba Ho's profile photo
59 comments
 
سلام دوستان کدام یک از شما این سردمداران رو قبول دارید آیا به نظر شما افکار این افرادی که میان در راس قبلا دزد بودن یا اینکه به اینجاکه میرسن با دزدا هم سنگر میشن .
 ·  Translate
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
فراخوان جایزه‌ی بهرام صادقی
سومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی برای داستان کوتاه را، در دو بخش هیئت داوران و داوری خوانندگان، از امروز آغاز می‌کنیم.

در کنار حمایت‌های فردی اهل فرهنگ، حامی جدید سومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی، شرکت «ارتباط فردا» ست که مدیران آن، هم‌چون اغلبِ ما، آینده را دنیای خلاقیت می‌دانند. و همچون دوره‌ی دوم، «کتابخوان طاقچه» نیز در بخش جنبی مسابقه، یعنی داوری خوانندگان، دست ما و شما را خواهد گرفت.

در این دوره‌، هیئت انتخاب دست‌کم ۲۰ اثر بهتر را برمی‌گزیند و به مرحله‌ی داوری نهایی می‌فرستد تا جمع داوران (فرشته احمدی، حسین پاینده، علی خدایی، حسین سناپور، محمدحسن شهسواری) سه داستان برتر را معرفی کنند.
ن
ویسندگان آثار برتر ضمن دریافت لوح تقدیر جایزه، در مجموع ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان جایزه‌ی نقدی دریافت خواهند کرد. افزون بر این، همه‌ی داستان‌های منتخب در سایت خوابگرد و نیز در کتابخوان طاقچه منتشر خواهد شد و شرکت ارتباط فردا از همه‌ی نویسندگان این آثار نیز تقدیر خواهد کرد.

✔️ مهلت شرکت در مسابقه:
از امروز تا پایان آبان ماه ۱۳۹۵

✔️ متن کامل فراخوان و آیین‌نامه‌ی شرکت در مسابقه در خوابگرد بخوانید:
http://khabgard.com/1475

 ·  Translate
22
7
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
یک اثر ناب را همه باید بتوانند بخوانند

یعقوب یادعلی، که بعد از یک دهه از انتشار نخستین رمانش، «آداب بی‌قراری»، با رمان بسیار خواندنی «آداب دنیا» به صحنه‌ی ادبیات برگشته است، در این گفت‌وگو کمی درباره‌ی رمان‌هایش حرف می‌زند و از تجربه‌گرایی و فرم‌گرایی و رویکردهای زبانی خاصی می‌گوید که به آن‌ها نگاه انتقادی دارد. او هم‌چنین از ادبیاتی دفاع می‌کند که این روزها متهم به ناتوانی است و از تغییرات گسترده‌ای حرف می‌زند که رمان امروزی با آن مواجه است. در عین حال برخی رویکردها و نیز فعالیت‌ها و نقد و نق‌های ادبی نسل خود و نسل‌های قبل و بعد را به نقد می‌کشد. یعقوب یادعلی به آینده‌ی رمان و ادبیات ایرانی خوش‌بین است.

✔️ جوانی که از راه نرسیده می‌خواهد تمام اصول و قواعد داستان‌نویسی را نادیده بگیرد و کار پیشرو و خاص و سخت‌خوان و فرمالیستی و چه و چه بنویسد، راستش من باور نمی‌کنم که این اصالت داشته باشد و برای جلب توجه یا پنهان کردن ضعف نباشد. به همین دلیل بود که خودم سال ۸۰ وقتی می‌خواستم مجموعه‌ی «احتمال پرسه و شوخی» را منتشر کنم که اغلب داستان‌هایش تجربه‌گرایانه بود و فرمالیسیتی، داستانی مثل «تیمسارها و دکه» را هم نوشتم که همه‌ی مؤلفه‌های تکنیکی‌اش متعارف و مألوف است. می‌خواستم نشان بدهم که بلدم داستان این طوری بنویسم، ولی دوست دارم اصل و اصول را به هم بریزم.

✔️ کمال هر اثر هنری ناب، از نظر من، رسیدن به نوعی سادگی در فرم است. سادگی‌ای که سهل و ممتنع باشد. به شاهکارهای ادبیات نگاه کنید. حتا به کارهای متاخر و نزدیک‌تر به زمان ما. اکثر قریب به اتفاق‌شان فرمالیستی نیستند. اکثرشان پر مخاطب بوده‌اند. یک اثر ناب را همه باید بتوانند بخوانند؛ نه این که فقط چند مخاطب فرهیخته‌ داشته باشد.

✔️ اوج و فرود در همه‌ی ادوار ادبیات بوده و لازم است کمی افق دیدمان را وسیع‌تر کنیم و فقط پنج یا ده سال را نبینیم. روند رو به رشدِ ادبیات، و اساساً تاریخ، توقف‌پذیر نیست. این قاعده به خوشامد یا بدآمد من و شما تغییر نمی‌کند. آن‌هایی که نق می‌زنند بهتر است به جای تخریب و منفی‌نگری و انفعال، راهکارِ معقولِ قابل اجرا با در نظر گرفتن محدودیت‌های نویسنده‌ی ایرانی ارائه بدهند اگر از سر دلسوزی و صداقت حرف می‌زنند.

متن کامل گفت‌وگو را در خوابگرد بخوانید:
http://khabgard.com/1408

کانال خوابگرد در تلگرام:
https://telegram.me/khabgard
 ·  Translate
66
8
Rabiullah Nazari's profile photo
 
Bbceferca
Add a comment...

khabgard

Shared publicly  - 
 
چرا عمر رمان‌نویسان کوتاه است؟
یا چرا عمر اهل موسیقی دراز است؟
اگر از نزدیک مرا نشناسید، از همین خوابگرد شاید فهمیده باشید که آلوده‌ام به موسیقی. البته بیشتر به شنیدن تا نواختن. سلیقه‌ام هم به یک تنبان قِریِ لری می‌ماند؛ پرچین و هزارلایه و رنگ‌رنگ. برخی آدم‌ها را نام می‌برم، گونه‌ها را خودتان می‌توانید حدس بزنید. از پرویز مشکاتیان و کیهان کلهر و حسین علیزاده و محمدرضا شجریان و بنان و محمدرضا لطفی، تا باخ و موتسارت و چایکوفوسکی و ویوالدی، تا دیوید گیلمور و راجر واترز، تا استاس تن روسی و مسعود شعاری خودمان، تا حتا برخی تصنیف‌ها و ترانه‌های قربانی و ابی و مرضیه و هایده و…

یکی از تکنیک‌های معروف یوگا تمرکز بر دم و بازدم است. نه این‌که حتماً به‌طور عینی، آن جور یوگی‌ها معتقدند، انرژی خاصی وارد بشود و بچرخد و برود بیرون؛ این تمرکز بر دم و بازدم در سکوت و در حالتی خلسه‌وار ساده‌ترین و عملی‌ترین تکنیک برای این است که در لحظه‌ی «اکنون» متوقف بمانید. نتیجه‌اش هم آرام گرفتن ذهن بی‌قرار و فرّار است، که در پریدن لحظه به لحظه به گذشته‌ی اغلب حسرت‌بار و آینده‌ی اغلب هول‌آور مهارتی دارد بس عجیب! بیشتر اوقات، گوش کردن به موسیقی ـ نه به گوش رسیدنِ آن ـ این کارکرد را هم دارد برای ذهن جفتک‌انداز؛ تو را و ذهنت را در اکنون نگه می‌دارد و آرامَت می‌کند.

حالا می‌خواهم قول دو نویسنده‌ی مشهور را نقل‌ کنم. یکی از رضا قاسمی، که همان‌قدر که سرمشغولی‌اش ادبیات بوده و هست، دل‌مشغولی‌اش موسیقی بوده و هست. و دیگری از کورت ونه‌گات، نویسنده‌ی آمریکاییِ همیشه‌منتقدِ آمریکا، در کتاب «مردی بدون کشور». حدود ده سال پیش شهریار مندنی‌پور گفت‌وگویی با رضا قاسمی را در «عصر پنجشنبه» منتشر کرد که، در بخشی از آن، رضا قاسمی چنین گفت:

رضا قاسمی و موسیقی
“وقت‌هایی که ساز می‌زنم، احساس می‌کنم عمر درازی خواهم داشت. اما وقت‌هایی که می‌نویسم، احساس می‌کنم چیزی به پایان عمر نمانده است. توضیح عقلی‌اش این است که موسیقی بیشتر با احساس آدمی سر و کار دارد. وقتی می‌نوازی، یک جور تخلیه‌ی روانی می‌شوی. اما نوشتن رمان همه‌اش اضطراب و رنج است. آدم بی‌خودی یک سری مشکلات درست می‌کند برای خودش (ظاهراْ برای پرسوناژها)، بعد هی باید بنشیند و حل‌شان کند (از این نظر شبیه شطرنج است). فقط یک رمان‌نویس می‌داند چه مرارتی دارد رساندن کار به یک ساختار منسجم، آن هم برای ما شرقی‌ها که قضاقدری بارآمده‌ایم و، جز در معاش روزمره، عادت نداریم به حرکت از روی حساب و تأمل. علاوه بر این، برای نوشتن یک رمان، دائم باید بخوانی و تحقیق کنی. خب، می‌خوانی، اما هرچه جلوتر می‌روی می‌بینی چقدر نادانی. موسیقی این حرف‌ها را ندارد. آن هم موسیقی سنتی. هرچه آموختنی است، آدم در همان ده سال اول می‌آموزد. بقیه‌اش کسب تجربه است.

دلیل دیگرِ آن وضعیتی که گفتم، اجتماعی است. وقتی نگاه می‌کنی به طول عمر استادان موسیقی، می‌بینی همه دور و بر ۹۰ سال زندگی کرده‌اند (در واقع ۹۰ سال حال کرده‌اند). اما به نویسندگان که می‌رسی، می‌بینی متوسط عمر ۵۰ سال است (۵۰ سال زجر کشیده‌اند). به جز استاد جمالزاده که جور خیلی‌ها را کشید و گلستان که عمرش دراز باد، همین‌طور به ترتیب که نگاه می‌کنی، می‌بینی (حدودی می‌گویم) حسن مقدم ۳۱ سال، هدایت ۴۸ سال، آل احمد گمانم ۴۸ سال [۴۶]، ساعدی ۵۴ سال [۵۰]، صادقی ۵۰ سال [۴۸]، نعلبندیان ۴۰ سال، نجدی ۵۲ سال [۵۶]، گلشیری ۶۳ سال. این‌ها تازه مشهورها هستند. کلی گمنام هست که همین حدودها زندگی کرده‌اند. من این متوسط عمر بسیار پایین نویسندگان را بی‌ربط نمی‌بینم با آن اضطرابی که خاص نوشتن است. شاید جمالزاده و گلستان و چوبک هم به این دلیل عمر درازی داشته‌اند که از یک جایی شروع کردند به ننوشتن!”

کورت ونه‌گات و موسیقی
فارغ از این‌که دولت، شرکت‌ها، رسانه‌ها، مراکز مذهبی و خیریه‌ی ما چه‌قدر فاسد، طماع و بی‌رحم هستند، موسیقی هم‌چنان شگفت‌انگیز باقی خواهد ماند. وقتی مُردم ـ خدا نکند ـ بگذارید روی سنگ قبرم این جمله را بنویسند: «موسیقی تنها دلیل او برای وجود داشتن خدا بود.»

… مشخصاً آدم‌هایی که با موسیقی زندگی می‌کنند، مشتاق‌تر و امیدوارتر از آدم‌هایی هستند که بدون موسیقی زندگی می‌کنند. با وجود این‌که آدم صلح‌طلبی هستم، حتا گروه‌های موسیقی نظامی هم مرا به وجد می‌آورند. واقعاً اشتراوس و موتسارت را دوست دارم. اما هدیه‌ی ارزشمندی که آفریقایی ـ آمریکایی‌ها، در حالی‌که هنوز در بردگی بووند به کل جهان اهدا کردند، هدیه‌ی بسیار بزرگی بود که امروز تنها دلیلی است که خارجی‌ها هنوز حداقل ما را دوست دارند. داروی مؤثر برای افسردگی عالم‌گستر و همه‌گیر، هدیه‌ای است که اسمش موسیقی بلوز است. تمام موسیقی‌های پاپ امروز جاز، سوینگ، بی‌پاپ، الویس پریسلی، بیتل‌ها، استونز، راک‌اندرول، هیپ‌هاپ و… همه از موسیقی بلوز گرفته شده‌اند.

… آلبرت مورای، نویسنده‌ی فوق‌العاده و تاریخ‌نگار جاز که جدای از همه‌ی این‌ها دوست من هم هست، به من گفت که در دوره‌ی برده‌داری در این کشور، ـ فاجعه‌ای که هرگز نمی‌توانیم کاملاً از آن نجات پیدا کنیم ـ میزان خودکشی صاحبان برده‌ها بسیار بیشتر از آمار خودکشی برده‌ها بود. به اعتقاد مورای، دلیلش این بود که برده‌ها راهی برای روبه‌رو شدن با افسردگی داشتند که صاحبان‌شان از آن برخوردار نبودند. آن‌ها می‌توانستند « عنوان کهن‌سال خودکشی» را با نواختن و خواندن موسیقی بلوز فراری دهند…. بنابراین لطفاً این را به یاد داشته باشید: خارجی‌ها ما را به خاطر موسیقی جاز دوست دارند.

کورت ونه‌گات، مردی بدون کشور، ترجمه‌ی مجتبا پورمحسن، انتشارات هزاره‌ی سوم اندیشه

پ.ن: شاید لازم باشد که بگویم این مطلب و نکاتی که نقل کرده‌ام، الزاماً جنبه‌ی علمی ندارند. خودتان را ناراحت نکنید!

در #خوابگرد بیشتر بخوانید:
http://khabgard.com/?p=1376
 ·  Translate
96
10
Farshad T's profile photo
 
عجب مجله‌ای بود عصر پنجشنبه
 ·  Translate
Add a comment...
khabgard's Collections
Story
Tagline
سیدرضا شکراللهی
Basic Information
Relationship
Married