وقتی تفنگ به دست می گیری باید بدانی ...

در فیلم "سیانور" بهروز شعیبی، مرتضی صمدیه لباف* دیالوگی طوفانی دارد که به نظرم خیلی به درد برخی حزب اللهی ها و انقلابی های حال حاضر می خورد.

صمدیه لباف در پاسخ به بازجوی ساواک که از وی می پرسد چرا فلان کس را نزدید، جواب می دهد: "وقتی تفنگ دست می گیری باید بدونی چه کسی رو نباید بزنی"

انقلابی گری و تندروی در صراط مستقیم هم به این معنا نیست که هرکسی را که مقداری دچار انحراف یافتیم بزنیم. (زدن به معنای عام کلمه؛ فیزیکی، رسانه ای و ...) وقتی برخی از این رفقای جوان انقلابی و آتیشی و تندروی در صراط مستقیم انقلاب را می بینم که بی محابا هرکس و ناکسی را لجن مال می کنند و گاه شخصیت بزرگان و علما و رفقا و اساتید خودشان را نیز مورد حمله قرار می دهند، به این فکر می کنم که چطور می شود به این دوستان فهماند که لازمه انقلابی گری اتفاقا نوعی مسامحه، اهل گفتگو بودن و رواداری نیز هست.

پی نوشت:
*از اعضای سازمان مجاهدین که به همراه مجید شریف واقفی بعد از تغییر ایدئولوژی سازمان و بعد از اینکه تقی شهرام به عنوان ایدئولوگ شاخه مارکسیست، لنینیست سازمان اعلام کرد که دیالکتیک، بدون ماتریالیسم مانند بدن بدون سر است، از این سازمان منشعب شدند. مجید شریف واقفی توسط سازمان مجاهدین و صمدیه لباف نیز توسط ساواک کشته شدند.

این نکته درباره قرتی کشی نیز صدق می کند. یک قرتی کش واقعی باید بداند چه وقتی باید قرتی نفله کند و چه وقت باید سکوت کند و چه وقت باید با قرتی مدارا و گفتگو کند. قرتی شناسی، لازمه قرتی کشی است. باید دانست که همه قرتی ها را نمی شود با یک چوب راند و قرتی، انواع و اقسام دارد.
Shared publiclyView activity