Profile

Cover photo
Zeinab A I
Attended Shiraz University
5,334 followers|226,141 views
AboutPostsVideos

Stream

Zeinab A I

Shared publicly  - 
 
برای مطالعه خودم.
شما هم اگر خواستین بخونید.
 ·  Translate
 
انرژی خورشیدی و تامین برق مناطق محروم
کورش زعیم
من بارها درباره زیانبار بودن انرژی هسته ای نوشته ام، که نخستین آن در ۱۳۵۸ منتشر شد. همه کشورهای پیشرفته که دارای توانمندی تولید برق از نیروگاههای هسته ای هستند، و برخی ازخطرات آن آسیب دیده اند، مانند امریکا، اوکراین و ژاپن، اکنون در اندیشه کنار نهادن آن به سود منابع انرژی پاک مانند خورشید و باد و موج دریا هستند. از زمانی که من جایگزینی انرژی فسیلی و هسته ای را به این منابع طبیعی توصیه کردم، ما هزاران میلیارد تومان برای انرژی هسته ای بی نتیجه هزینه کرده ایم یا دزدیده ایم، در صورتیکه اگر با روی آوردن به انرژی پاک در آن پیشگام می شدیم، اکنون نه تنها کشورمان در روشنایی می درخشید که بزرگترین صادرکننده نیروی برق هم می شدیم. اکنون من پیشنهاد گذشته خود را همراه با ارزیابی برتری انرژی خورشیدی به عنوان یک راهبرد ملی پیشنهاد می کنم.
شرایط کشور برای بهره برداری از آفتاب:
خورشید پیوسته ۳۵ هزار برابر انرژی مورد نیاز همه جهان بر کره زمین می تاباند. از این انرژی کمتر از یک دهم درصد برای تولید برق بهره برداری می شود. در امریکا امروز حدود ۲% انرژی مصرفی از آفتاب گرفته می شود.

ایران یکی از کشورهای واقع در کمربند تابش مستقیم خورشید، یعنی مدارهای ۲۵ تا ٤۲ درجه نیمکره شمالی است، در حالیکه بیشینه سطح این کمربند روی کره زمین را اقیانوس فراگرفته، و همه خشکی های واقع در این نوار به فراوانی ما تابش خورشید را دریافت نمی کنند. در کشور ما انرژی خورشیدی از همه منابع دیگر انرژی چون اورانیوم، ذغالسنگ، نفت و گاز فراوانتر و غنی تر است.
تابش خورشید در کشور ما سالی ۲۸٠ تا ۳٠٠ روز است که بر بیش از دو سوم پهنه کشور با میانگین تابشی بیش از ۵ کیلووات ساعت بر مترمربع سطح زمین در روز[1] می تابد که با کارآمدی ۷٠% بهره برداری پذیر است. این میزان تابش خورشیدی یکی از بالاترین در جهان بشمار می رود. خاور کشور، منطقه کویری، بلوچستان، کرمان و کناره خلیج پارس، با تابشی نزدیک ٦ کیلووات ساعت در روز، یک قطب انرژی خورشیدی جهانی شناخته شده است. طبق پژوهش سازمان هوافضای آلمان[2]، ما در کویر خود میتوانیم به آسانی بیش از ۲٠٠مگاوات نیروگاه گرمایشی خورشیدی ایجاد کنیم که این معادل دویست نیروگاه هسته ای یک مگاواتی مشابه نیروگاه بوشهر است. براستی، بیابانهای ایران میتوانند به بزرگترین نیروگاه برق جهان تبدیل و نیاز همه منطقه را از پاکستان تا عراق و پیرامون دریای کاسپین را تامین کند.
پیشنهاد برای تامین نیروی برق مناطق محروم:
من پیشنهاد می کنم که دولت در همه مناطق روستایی و کشاورزی، بویژه در روستاهای دوردست و یا محروم اقتصادی، مانند بخش هایی از استانهای پهناور خاوری و جنوبی و استانهای کوهستانی یا جنگلی باختر کشور، که از کمترین وسیله های یک زندگی آسوده و امروزی، مانند آب آشامیدنی و شستشو، روشنایی، گرمایش، سرمایش، لوازم برقی، تلمبه های آبیاری و غیره محروم هستند، روی بام هر خانه و تاسیسات کشاورزی آنان یک دستگاه سامانه انرژی خورشیدی با گنجایش پنج تا ده کیلووات ساعت به هزینه خود نصب کند.

برآوردها نشان می دهد[3] که یک واحد مسکونی روستایی بسیار کمتر از ۵ کیلووات ساعت در روز برق مصرف می کند، در صورتیکه واحدهای مسکونی شهری میانگین ۱٤ کیلووات ساعت مصرف می کنند. همه این سامانه های انرژی خورشیدی روستایی با نصب یک شمارنده به شبکه سراسری برق کشور پیوند داشته باشد. هزینه تامین و نصب این تاسیسات را دولت به خانوارها وام بی بهره خواهد داد. چند کیلووات ساعت مازاد بر برق مصرفی خانوار یا تاسیسات بطور خودکار وارد شبکه سراسری برق کشور شده و ارزش آن طبق جدول نرخ دولتی فروش برق از بدهی صاحبخانه کاسته خواهد شد تا کلیه بدهی مستهلک گردد. پس از استهلاک هزینه تامین و نصب سیستم، دولت ارزش برق مازاد ورودی به شبکه سراسری را به خانوار پرداخت خواهد کرد.
به این ترتیب همه مردم کشور در روستاها و مناطق دوردست نه تنها از آسایش نیروی برق در زندگی خود بی هیچ هزینه ای بهره مند خواهند شد، که بهای مازاد برق مصرفی آنان، پس از بازپرداخت بدهی به دولت، یک منبع درآمد برای خانوار خواهد بود. شرایط اجرای موفقیت آمیز این پیشنهاد به شرح زیر است:
یک: این پروژه را می تواند وزارت نیرو انجام دهد یا واگذار به بخش خصوصی کند، به شرط تامین اعتبارات بانکی لازم و تضمین بازخرید نیروی برق مازاد بر مصرف توسط دولت.
دو: خانوار مقدار برق مورد نیاز خود را مصرف می کند، و مازاد آن خودکار وارد شبکه برق سراسری می شود، و در واقع آنرا دولت خریداری می کند. دولت از ارزش نیروی برق دریافتی خود نخست هزینه تامین و نصب سیستم را بر می دارد و پس از مستهلک شدن هزینه نصب یا وام اعطاء شده، ارزش برق مازاد را به خانوار می پردازد.
سه: یک دستگاه جذب و ذخیره انرژی خورشیدی و تبدیل آن به نیروی برق پشت بام همه خانه های روستایی و تاسیسات دورافتاده از شبکه برق سراسری، هزینه سنگین ساخت نیروگاه ها، پست های توزیع و ترانسفورماتورها و دکل های انتقال برق را منتفی یا کاهش می دهد. به احتمال زیاد، مازاد نیروی برق خانوارها را وزارت نیرو میتواند در همان حوالی با کمترین سرمایه گذاری در تاسیسات انتقال به مشتریان دیگر بفروشد.
چهار: یک دستگاه پنج کیلوواتی حدود چهل تا پنجاه میلیون تومان هزینه دارد، و ده کیلواتی تا هشتاد میلیون سرمایه می برد. ولی در سطح کلان، چه پیمانکار بخش خصوصی سرمایه گذار این طرح باشد و چه دولت، انبوهی پروژه، هزینه را می تواند دستکم نیمه کند. همچنین دولت می تواند تولید پانل های خورشیدی را تشویق یا تولید کنونی را افزایش دهد تا هزینه از این هم بیشتر کاهش یابد. چون این پروژه به تدریج و در طی چند سال انجام شدنی است، بازگشت تدریجی سرمایه نخستینی حجم سرمایه در جریان کار را در کمینه نگه می دارد. هزینه استهلاک سالانه سامانه های موجود در ایران بسته به کیفیت سیستم 0.25 تا 1 درصد است، یعنی هر چه کیفیت سیستم بالاتر باشد، استهلاک آن طولانی تر و ضریب آن کوچکتر است.
پنج: هزینه بیمه تاسیسات جزوی از وام اعطایی، ولی هزینه تعمیر و نگهداری و پاک کردن پانل ها با مصرف کننده خواهد بود.
شش: از آنجا که امکان تولید برق با این روش، با توجه به شمار خانه ها و تاسیسات روستایی در کشور و میانگین ۵ کیلووات ساعت تولید برق، این شبکه می تواند برای حدود ۳ میلیون از ٦٫۵میلیون خانوار روستایی[4] ۱۵هزار مگاوات برق تولید کند که معادل ۱۵ نیروگاه هسته ای شبیه نیروگاه بوشهر است. افزایش واحدها به ده کیلووات ساعت، این ارقام را دوبرابر می کند.
هفت: دولت برای تشویق کارخانه ها و مراکز تولیدی به نصب نیروگاههای خورشیدی مناسب فعالیت خودشان، به آنها وام بی بهره یا کم بهره با اقساط درازمدت معادل عمر اقتصادی اینگونه سامانه ها اعطا کند تا در زمان بحران یا رویدادهای پیش بینی نشدنی تولید کشور آسیب نبیند. 
هشت: اهمیت پیشنهاد من در هنگام رخداد عملیات تروریستی، خرابکاری یا جنگ آشکار می شود که با بمباران یا انفجار یک یا چند نیروگاه فسیلی یا هسته ای، برق کل منطقه قطع نمی شود و شهروندان روستایی و واحدهای تولیدی کماکان به کار خود ادامه می دهند.

هزینه و بازگشت سرمایه:
یاخته های پانلهای خورشیدی فوتوولتائیک[5] هستند، یعنی نور آفتاب (فوتون) را بطور مستقیم تبدیل به نیروی برق (ولتاژ) می کنند. کارآمدی این پانل ها بستگی به کیفیت آنها دارد. بهره وری پانلهایی که از چین وارد می شود و کیفیت چندان بالایی ندارند، از ۱۱% تا ۱۷% است، و گمرک شده برای هر وات ۲٠٠٠ تومان هزینه می برند؛ ولی پانل های ساخت اروپا یا امریکا تا ۳٠% بهره وری دارند و بیش از دو برابر گرانتر هستند. منظور از بهره وری ۱۵% اینست که از هر کیلووات ساعت تابش خورشید بر متر مربع پانلها، تنها ۱۵٠ وات آن تبدیل به برق می شود. بنابراین، برای هر کیلووات ساعت برق نیاز به ۷ متر مربع پانل است، و برای ۵ کیلووات ۳۵ متر مربع پشت بام پوشانده می شود.
پانل ها و سامانه الکترونیکی تزریق به شبکه ( یک میلیون تومان) و پایه و سازه مربوطه (سه میلیون تومان) و باتری ها که اکنون وارد می شوند، و همچنین طراحی و نصب و راه اندازی اگر در ایران تولید انبوه شوند تا یک سوم بهای کنونی ارزانتر و کیفیت آن هم بهتر خواهد شد و شاید بتوانیم بهره وری را به همان ۳٠% پانل های با کیفیت برسانیم. عمر مفید پانلهای خورشیدی ۱۵ تا ۲٠ سال است، ولی هر سال باید تعمیر و نگهداری شوند. در هر حال، برای انجام چنین پروژه انبوهی باید مطالعات میدانی و محاسبات هزینه و بازگشت سرمایه بطور دقیق انجام گیرد.
اگر بر پایه همین هزینه های امروزی و با ادوات وارداتی دورنمایی از سودآوری این پیشنهاد را نشان بدهیم، موارد زیر باید در نظر گرفته شود:
تلفات برق در سیستم کنونی: تلفات برق کشور ۲۳ درصد برآورد شده که ۱۵ تا ۱٦% از استاندارد جهاني بیشتر است، و باید آنرا ناشي از سوء مديريت در ايجاد و مدیریت یک شبكه كارآمد برق شمرد. از ۲۲۵ میلیارد کیلووات ساعت مصرف سالانه برق در كشور ۳٤ ميليارد كيلووات ساعت بی جهت تلف می شود. با نرخ ٤٠۹ ریال هر كيلو وات ساعت حدود ٤/۱ ميليارد دلار در سال به خزانه دولت زیاد وارد می آید. ولی با این پروژه سرمایه دولت به تدریج باز می گردد و، پس از آن، دولت برق را به اندازه کیلووات دریافتی خریداری می کند. دردسر و هزینه تعمیر و نگهداری را هم ندارد.
سیر نزولی بهای یاخته های خورشیدی: از سال ۱۹۹٠ تا ۱۹۱۵، بهای جهانی یاخته های خورشیدی تا یک صدم افت کرده و از ٦دلار به حدود ٦ تا ۸ سنت رسیده است. دلیل این افت شدید بها، کاهش بهای مدول سیلیکون کریستالی است که در آنها بکار می رود. دلایل کاهش بهای سیلیکون کریستالی عبارتند از: کاهش هزینه پلی سیلیکون، که ماده اولیه آن است، بهبود قابل ملاحظه در تکنولوژی تولید یاخته ها و پانل های خورشیدی، افزایش چشمگیر درخواست جهانی و در نتیجه افزایش گنجایش تولید، رقابت شدید در اثر افزایش شمار تولید کنندگان که باعث فراوانی یاخته ها شده است. بطور میانگین، در پنج سال گذشته، کاربرد پانل های خورشیدی سالانه ۵۵% افزایش داشته است.
هزینه برق خورشیدی در سنجش با دیگر سوختها: برآورد سنجشی میانگین هزینه تولید هر کیلووات ساعت برق با سوخت های گوناگون در ایران را نداریم، ولی در امریکا[6] از قرار زیر است:
برق گازی ٦٫٤ سنت، برق بادی ۷٫۵ سنت، برق ذغال سنگ ۸ سنت، برق هسته ای ۱٠ سنت، برق خورشیدی PV، ۱۵ سنت، برق خوشیدی گرمایشی ۱٦ سنت. هزینه تولید برق به وسیله ژنراتورهای گازوئیلی و بنزینی که در این بررسی در نظر گرفته نشده، بسیار بیشتر از گزینه های بالا است.
بنابراین، هنوز هزینه تولید برق از انرژی خورشید بالاتر از گزینه های دیگر است، ولی با وجود اینکه با پیشرفت تکنولوژی بهره وری از پانلهای خورشیدی بسیار بالاتر خواهد رفت و هزینه تولید هر کیلووات را پایینتر خواهد آورد، مزایای زیست محیطی آن، پاک بودن، رایگان و ابدی بودن آن را هیچکدام از گزینه های دیگر ندارند. البته در میان انرژی های پاک، باد هم گزینه خوبیست که ما در بیابان هایمان فراوان می وزد، ولی سرمایه اولیه آن بیشتر از گزینه خورشیدی است.
آینده انرژی خورشیدی:
در پژوهش هایی که انجمن برق خورشیدی گرمایشی اروپا، گروه "تمرکز سامانه های نیروی خورشیدی و انرژی شیمیایی[7]"  وابسته به آژانس بین المللی انرژی، و "صلح سبز بین الملل[8]" درباره آینده نیروی متمرکز خورشیدی انجام داده اند، نتیجه گرفته اند که نیروی متمرکز خورشیدی می تواند تا سال ۲٠۵٠ تا ۲۵% نیاز انرژی جهان را فراهم آورد. برای رسیدن به این هدف نیاز به ۹۳میلیارد یورو سرمایه گذاری خواهد بود. در تکنولوژی بهره برداری از نیروی خورشید، اسپانیا با ۵٠ پروژه دولتی و ۲۳٠٠ مگاوات برق خورشیدی تا کنون پیشتاز است و بزرگترین صادرکننده تکنولوژی انرژی خورشیدی نیز به شمار می آید. پس از آن، امریکا با ۸۸۲ مگاوات، امارات متحده با ۱٠٠ مگاوات، هندوستان با ۵٠ مگاوات، و به ترتیب الجزیره، مصر، مراکش، استرالیا، چین و تایلند به ترتیب از ۲۵ تا ۵ مگاوات نیروی خورشیدی تولید می کنند[9].
از آنجا که کارآمدترین کاربرد تکنولوژی دریافت تابش خورشیدی در جای هایی انجام می گیرد که تابش خورشید مستقیم و بیشترین باشد، انتظار می رود که بیشترین رشد بهره برداری از تابش خورشیدی در افریقا، مکزیک، جنوب باختری ایالات متحده، بخش خاوری امریکای جنوبی، استرالیا، و البته ایران باید، باشد. بررسی ها نشان داده که اگر سامانه ذخیره انرژی خورشیدی بر پایه کاربرد نیترات ها باشد (مانند نیترات های کلسیم، پتاسیم، سدیم و غیره)، نیروگاههای خورشیدی کارآمدتر و با بازده بیشتر خواهند شد. بر پایه این فرضیه، یک پژوهش نشان داده که به علت سودآوری تکنولوژی کاربرد نیترات ها و افزایش چشمگیر در صد ذخیره انرژی خورشیدی، اگر دولتها مانعی در برابر رشد این صنعت قرار ندهند، تا سال ۲٠۵٠، سرمایه گذاری می تواند تا ۱۷٦ میلیارد یورو افزایش یابد و تولید جهانی به ۵،۱ میلیون مگاوات برسد و هزینه هر کیلووات برق برای مصرف کنند دستکم یک سوم کاهش یابد.   
اخیرا اتحادیه اروپا با پشتیبانی شرکتهای صنعتی آلمان پروژه ای را به نام دزرتک[10] (تکنولوژی صحرا)  در صحرای شمال افریقا برای تولید انرژی خورشیدی آغاز کرده اند و انتظار دارند که تا سال ۲٠۵٠، حدود ۱۵% برق مورد نیاز اتحادیه اروپا، خاورمیانه و شمال افریقا را تامین کند. مراکش و الجزیره هم در این پروژه سهیم شده اند و انتظار دارند مازاد نیاز خود را به اروپا صادر کنند.
بهره برداری کنونی ایران از انرژی خورشیدی:
در ایران هم سازمانهایی برای بررسی و ترویج بهره برداری از انرژی های نو و پاک، مانند خورشید و باد و موج دریا فعال شده اند. پژوهشهای ارزشمندی درباره ظرفیت های بهره برداری از انرژی خورشیدی در سراسر ایران انجام گرفته است[11]. به گفته وزارت نیرو، ‌اکنون تنها حدود ۲۲٠مگاوات نیروگاه خورشیدی و بادی در کشور نصب و راه‌اندازی شده است، ولی دو گونه نیروگاه تفکیک نشده اند و اظهار نشده که چند مگاوات آن به بهره برداری رسیده است. ولی همینکه بهره برداری از انرژی خوشیدی وارد سامانه برنامه ریزی دولتی شده، امید پیشرفت آن هم می رود.
از سال ۱۳۹۲ حدود چهارصد دستگاه خورشیدی بر بام مدرسه ها و مسجدهای برخی روستاهای بی برق که با شبکه ‌سراسری فاصله زیادی داشتند و سرمایه گذاری در برق رسانی به آنها اقتصادی تشخیص داده نشده نصب شده است. در شهرها هم برخی شهروندان با سرمایه گذاری شخصی و برای پیشگیری از قطع برق دستگاههای دریافت و ذخیره و تبدیل انرژی خورشیدی به برق دست به این کار زده اند.
وزارت نیرو با اعلام  بودجه ٤٠٠ میلیارد تومانی برای تامین ٤۵% هزینه نصب سامانه های خورشیدی در خانه ها، خواسته که این روند را تشویق کند، که با برآورد ۵٠ میلیون تومان هزینه یک سامانه ۵ کیلووات ساعتی این طرح برای نصب بیش از ۱٤هزار واحد مسکونی پاسخگو نیست، ولی آزمایشی برای مطالعه اینگونه راهکارها می تواند باشد. پر انرژی برترین دستگاههای برقی خانه ها دستگاه های گرمایشی و سرمایشی هستند که به آسانی می توانند از انرژی خورشیدی استفاده کنند.
کورش زعیم
هموند شورای مرکزی جبهه ملی ایران
تهران - ۵ خرداد ۱۳۹٤
 
 


[1] سازمان فضایی ناسای امریکا: تبریز 13/4، تهران 58/4، مشهد 74/4، بندرعباس 75/5 کیلووات ساعت معادل ٤٠۷٦ کیلوکالری بر متر مربع در روز.
[2] Deutsches Zentrum fȕr Luft- und Raumfahrt
[3] وزارت نیرو
[4] http://www.radiofarda.com/content/f8-changes-in-family-pattern-in-iran/27026902.html
 
[5] Photovoltaic (PV)
[6] دانشگاه جرج واشینگتن، استان واشینگتن.
[7] Solar PACES
[8] Greenpeace International
[9] Global Status Report, September 2014
[10] Desertec
[11] http://www.necjournals.ir/files/site1/user_files_96a659/godadmin-A-10-2-1-fb06875.pdf
 
 ·  Translate
View original post
8
Amîr Mansôur's profile photoZeinab A I's profile photo
2 comments
 
فرق هست بین ما با اونا!
 ·  Translate
Add a comment...

Zeinab A I

Shared publicly  - 
 
بعضیاتون خیلی بدین. خیلی ها! 
 ·  Translate
34
Faez Ehya's profile photokhatoon i's profile photoSaman f's profile photoZeinab A I's profile photo
18 comments
 
+Saman f
مرسی :-) 
Add a comment...

Zeinab A I

Shared publicly  - 
 
 
توپ تشیع جنازه رضاشاه
Canon funeral of Reza shah (Pahlavi I)

Photo by: me:-) 
 ·  Translate
2 comments on original post
16
Leo nardovich's profile photoZeinab A I's profile photoMichelle Winther's profile photo
3 comments
 
?
Add a comment...

Zeinab A I

Shared publicly  - 
 
چقدر خوب میشه اگر کار کنه.
 ·  Translate
 
گرچه سالهاست که OCRهای خوب به زبان انگلیسی و نیز تعداد قابل توجهی از زبان‌های دیگر در دسترس بودند، اما به جرأت می‌توانم بگویم که هیچ OCR خوبی به زبان فارسی در دسترس نبود. من شخصا با زحمت زیاد چند OCR گران‌قیمت به زبان فارسی را تهیه کرده‌ام و باید بگویم که نتایج آنها واقعا وحشتناک بودند! تعداد قابل توجهی آنها در واقع تنها از هسته OCRهای مشهور مثل Readiris استفاده می‌کردند و با یک رابط کاربری جدید، سعی می‌کردند که بقبولانند کار جدیدی در عرصه OCR انجام داده‌اند. غالبا فایل متنی که این OCRها ارائه می‌دادند، آنقدر پراشتباه بود که شما راحت‌تر بودید که خودتان متن را تایپ کنید تا اینکه متن را به آنها بسپارید. اما ششم ماه می – یعنی ۴ روز پیش- روز خوبی برای ما ایرانی‌ها و نیز شهروندان ده‌ها کشور دیگر دنیا بود. چرا؟ چون گوگل اعلام کرد که ویژگی OCR را برای ۲۰۰ زبان دنیا به گوگل درایو خود افزوده است! یعنی الان شما می‌توانید یک فایل تصویری یا یک PDF اسکن شده به زبان فارسی را در گوگل درایو آپلود کنید و بعد از مدتی، فایل متنی فارسی، آن را با میزان دقت بسیار خوب و حداقل اشتباه دریافت کنید.
 ·  Translate
بسیاری از موارد ما نیاز پیدا می‌کنیم که یک فایل گرافیکی را به متن تبدیل کنیم: – دانشجو هستیم و لازم می‌شود ده – بیست صفحه از کتاب مرجع فارسی را به صورت تایپ‌شده داشته باشیم. – محقق هستیم و لازم می‌شود به سرعت تایپ‌شده ده‌ها کتاب و مقاله را داشته باشیم، تا در فصت […]
3 comments on original post
16
Zeinab A I's profile photo‫یگانه خدامی‬‎'s profile photo‫تا اطلاع ثانوی اعصاب ندارم‬‎'s profile photo
6 comments
 
من عکسو امتحان نکردم اما پی دی اف جواب میده
 ·  Translate
Add a comment...

Zeinab A I

Shared publicly  - 
 
 
وقتی میان هیاهو و دغدغه
حضور عاشقانه یادش
آرامش روح خسته می‌شود
وقتی خنکای نسیم خاطره‌اش
هرم داغی بغض را می‌برد
ایمان من می‌شود
عشق
می‌شود او

فائز احيأ
۱۵ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴
 ·  Translate
2 comments on original post
11
Faez Ehya's profile photoZeinab A I's profile photo
2 comments
 
:*
Add a comment...
Have her in circles
5,334 people
E- idekt's profile photo
ariya rahimpour's profile photo
‫امیر آقا‬‎'s profile photo
Sanaz Z.m's profile photo
Maryam Moini's profile photo
ZAHID SHAWON's profile photo
Nawid Hafez's profile photo
naviid alizade's profile photo
Pesar Zagros's profile photo

Zeinab A I

Shared publicly  - 
 
 
جهت خوانش شخصی و ماله‌کشی در روز مبادا

«بهترین مترجم‌ها بدترین خطاها را مرتکب می‌‌شوند.» ایزاک باشویتس سینگر

از لحن تمسخرآلود و گاه توهین‌آمیز متن که بگذریم، اغلب قریب به اتفاق ایرادهایی که منتقدان گرفته‌اند، به لحاظ بررسی دقت ترجمه و تطابق متن فارسی و انگلیسی، درست است و نفس کارشان نمونه‌ای است موفق از نظارت جامعه مدنی بر عملکرد خویش، که فضای مجازی ممکن کرده است. ایرادهایی از این دست منحصر به کار خاکسار هم نیست، ترجمه‌های من نگارنده یا هر مترجم دیگری را هم که زیر ذره‌بین ببری، از جمله مترجمانی که از این نوع نقد تمام‌قد دفاع کرده‌اند و می‌کنند، حاصل کار لزوماً کم‌غلط‌تر از آب درنمی‌آید.

اما معنای وجود این اشتباهات در ترجمه به فارسی چیست؟ آیا مشتی شیاد بی‌سواد عرصه‌ی ترجمه را به دست گرفته‌اند و جنس قلابی تحویل خلق می‌دهند؟ چنین شیوه‌ی نقد ترجمه راه به کجا می‌برد و به دنبال چیست؟

پیدا کردن مشتی غلط ترجمه‌ای در متن چندصد صفحه‌ای تراژدی‌ای منحصر به ایران نیست. در جهان انگلیسی‌زبان شاید مشهورترین نمونه ترجمه‌های کنستانس گارنت است از ادبیات روس، که دهه‌ها حکم انجیل را داشت و بی‌وقفه چاپ می‌شد و محل ارجاع هر کسی بود که در می‌خواست درباره‌ی روس‌ها نظر دهد، از جمله همینگوی که طرفدار سرسخت ترجمه‌های گارنت بود.

دیوارهای شرق و غرب که ترکی برداشت و امثال ناباکوف و برادسکی ظهور کردند، انگلیسی‌‌زبان‌ها بعد مدت‌ها فهمیدند که، به قول برادسکی، «خوانندگان انگلیسی‌زبان از تشخیص تفاوت داستایفسکی و تولستوی عاجزند، چون آن چه می‌خوانند نثر هیچ یک از این دو نیست، نثر کنستانس گارنت است.»(۱) یا جنجال مشهور بر سر ترجمه جیمز کرکاپ از رمان l’enfant noire  نوشته‌ی کامارا لی را در نظر بگیرید، که از عنوان کتاب در زبان انگلیسی (the dark child به جای the black child) آغاز شد و به کل متن کشید، و امروز از مثال‌های مشهور نظریه‌ی پسااستعماری ترجمه است.

اگر گمان می‌کنید این‌ها استثنا هستند، مقاله مشهور دانلد والش را بخوانید با عنوان «فاکت و نظر: شاعران به شاعران خیانت می‌کنند» fact and opinion: poets betray poets، که نقد ترجمه‌ی شاعران اسپانیایی (نرودا، پاز، وایه‌خو) به زبان انگلیسی است به قلم شاعران نام‌ آور انگلیسی زبان (رابرت بلای، دنیس لورتوف، ویلیام کارلوس ویلیامز). توضیحات کامل والش خواننده را از دانستن زبان اسپانیایی تقریبا بی‌نیاز می‌کند، و باورش سخت است دیدن چنین اشتباهات بچگانه‌ای در کار شاعرانی چنین نام‌آور. برای ما که ترجمه‌های شاملو را سال‌هاست به عنوان نماد بی‌وفایی مترجم فارسی علم کرده‌ایم، خواندن این مقاله از واجبات است.

بی‌نهایت مثال مشابه می‌شود پیش کشید، و هنوز که هنوز است، در عصر اینترنت و در دسترس بودن انواع دیکشنری های انلاین و امکانات سنجش ترجمه، روزی نیست که دعوایی از این دست بین مترجمان و منتقدان ترجمه در گوشه‌ای از جهان درنگیرد. اشتباه در ترجمه همه جا رخ می‌دهد و از دست ویراستاران پنگوئن و رندم هاوس هم در می‌رود، مشابهش را اگر در ایران ببینیم نباید بهانه‌ای شود برای لعنت فرستادن به جبر جغرافیایی و فحش دادن به چرخ گردون که موجب شد نطفه‌مان در ایران‌زمین بسته شود. راه خودکم‌بینی رایج وطنی را بلافاصله باید سد کرد اگر قرار است بحثی در گیرد.

اگر بپذیریم که اشتباه در ترجمه منحصر به مترجمان ما نیست، می‌شود نشست و فکر کرد چنین خطاهایی چه معنایی دارد و چطور باید درباره‌شان حرف زد.

ترجمه در خلاء ظهور نمی‌کند. این جمله به خصوص در کشوری مثل ایران صادق است که زبانش در مقیاس جهانی کاملاً حاشیه‌ای است و عملا هیچ بخش قابل توجهی از دانش یا ادبیات امروز جهان در آن تولید نمی‌شود. مترجم در ایران جایگاهی استثنایی دارد که اسباب غبطه‌ی همکارانش در هر گوشه‌ی جهان است، و ایران بی‌شک از معدود کشورهای جهان است که در آن خوانندگان بسیاری به اعتبار نام مترجم کتاب می‌خرند.

در چنین شرایطی، جایگاه مترجم بسیار مهم‌تر از انتقال‌دهنده‌ی دانش است: او نوعی کنش‌گر فرهنگی است و نفس عمل ترجمه‌ بسیاری از اوقات شکلی از مداخله‌ی سیاسی اجتماعی به خود می‌گیرد و در عرصه‌ی عمومی مسأله‌ساز می‌‌شود. به همین دلیل، لااقل در بستر جامعه‌ی ایران، در بررسی هر ترجمه صرف تطابق نعل به نعل با متن اصلی کافی نیست، باید شرایطی را لحاظ کرد که منجر به ظهور و بالیدن آن ترجمه شده است. به بیان دیگر، هیچ ترجمه‌ای عملی تک‌افتاده و منفرد نیست، هر ترجمه در نسبتی که با کلیت جامعه در شرایط تاریخی اجتماعی خاص برقرار می‌کند معنادار می‌شود.

دو مثال از ایران معاصر: برای توده‌ای‌های عصر رضا شاه و دوران اشغال متفقین، ترجمه عملی بود تماماً سیاسی. از ۱۳۱۴ که تقی ارانی مجله دنیا را بنیان نهاد تا دهه‌ی ۱۳۶۰ که عملاً آخرین سال‌های حضور توده‌ای‌ها در فضای فرهنگی ایران بود، ترجمه در ابعاد بسیار وسیع انجام شد و معرفی ادبیات مارکسیستی به جامعه‌ی ایران همیشه در صدر اولویت‌های توده‌ای‌ها باقی ماند. تأثیر عملی‌اش را در گرایش روشنفکران عصر به حزب توده می‌توان دید: امثال گلستان و آل احمد و علوی لزوما شیفته‌ی دیکتاتوری پرولتاریا نبودند. برای آنان فعالیت‌های حزب شکلی از مداخله‌ی اجتماعی بود در جهت تأثیری که این روشنفکران، به هر دلیل، مطلوب می‌دانستند، و نشانه‌اش این که همه پس از پیوستن به حزب ترجمه را به فعالیت‌هاشان افزودند.

تنوع ترجمه‌ بعد کودتا در کار توده‌ای‌ها گسترده‌تر شد، در دهه‌ی چهل انتشارات گوتنبرگ را تأسیس کردند و تعداد بسیار زیادی رمان ترجمه کردند که، در مورد امثال دریابندری و قاضی و به‌آذین، حتا تا همین امروز شکل‌دهنده‌ی تجربه‌های اولیه‌ی بسیاری از رمان‌خوان‌های ایرانی است. امثال کریم امامی نشان داده‌اند که عیب و ایراد از جنس تطابق ترجمه با متن اصلی در کارشان کم نیست. امروز که دستمان بازتر است و امکان سنجش دقت ترجمه‌ها راحت‌تر، می‌شود نشست و متن‌ها را با اصل قیاس کرد و جاافتادگی‌ها و غلط‌ها را نشان داد و تک‌تک مترجمان آن نسل را در فضای مجازی به صلیب کشید، اما چنین نقدی به نظر بی‌حاصل می‌آید، چرا که اهمیت اصلی‌ آن ترجمه در دقیق بودنش نیست، تأثیر فرهنگی آن، گشایشی که به واسطه‌ی آن ترجمه‌ها در زبان فارسی رخ داد، و پیشنهادهاشان که زبان را غنی‌تر و منعطف‌تر ‌کرد، از دقت نعل به نعل‌شان در برگرداندن با متن اصلی بسیار مهم‌تر است.

نمونه‌ی مترجمی که به دام کندن متن از بستر تاریخی‌اش نیفتاده مقدمه ترجمه جدید سرمایه‌ی مارکس به قلم حسن مرتضوی است. برای مرتضوی سخت نبود ایرج اسکندی را بیخ دیوار بگذارد و اشتباهاتش را به سخره بگیرد و برای ترجمه‌ی خودش تبلیغ کند، اما آن چه در این مقدمه‌ی کوتاه آمده اشاره به شرایط تاریخی ظهور ترجمه‌ی پیشین سرمایه و ضرورت پر کردن نقصی است که توده‌ای‌ها در ادبیات مارکسیستی موجود به زبان فارسی می‌دیدند. مرتضوی نه به دنبال رسوا کردن اسکندری است نه لاپوشانی اشتباهاتش، چون خود مترجم است و می‌داند ترجمه‌ی بی‌نقص وجود ندارد.

نمونه‌ی فرنگی‌اش را می‌توان ادیت گروسمن دانست، مترجمی که در این ده پانزده سال مهم‌ترین نام در ترجمه‌ی ادبیات اسپانیایی به انگلیسی بوده و ترجمه‌اش از دن کیشوت مهر پایانی بود بر دعوای طولانی مترجمان انگلیسی کتاب سروانتس. در کتاب «چرا ترجمه مهم است» why translation matters، که حکم خاطرات و نقل تجربیات او را دارد، فصل گزارش گروسمن از ترجمه دن کیشوت بسیار خواندنی است: برخورد همدلانه‌اش با دیگر مترجمان ادبیات اسپانیایی، روایت صادقانه‌ی لغزش‌ها و تردیدهای مدامش حین ترجمه و حتا پس از پایان کار، و تأکید مدامش بر نسبی بودن بسیاری از انتخاب‌ها و معادل‌گذاری‌ها. در فهرست پیشنهاد بهترین ترجمه‌های زبان انگلیسی که در پایان کتاب آمده، گروسمن فهرستی از کتاب‌ها ارائه کرده و معیار را نه دقت، که تأثیر تاریخی فرهنگی ترجمه‌ها گرفته. جالب این که نام کنستانس گارنت، دهه‌ها بعد از رسوایی مشهور درباره‌ی دقت و صحت ترجمه‌هایش از روسی به انگلیسی، بین پیشنهادهای گروسمن هست.

برگردیم به ایران. مثال دوم خرداد هفتاد و شش است، واقعه‌ای که شوک اولیه بود برای مترجم شدن بسیاری از هم‌نسلان من، که در آن دوران به زحمت بیست ساله بودیم. بخش عظیمی از انرژی سیاسی آزاد شده در خرداد ۷۶ به مطبوعات و حوزه‌ی کتاب هدایت شد و آن سال‌ها در دفتر هر روزنامه‌‌ی اصلاح‌طلب خیل جوانان کم سن و سال از در و دیوار بالا می‌رفتند و برای ارائه‌ی داشته‌هاشان، یا آن چه فکر می‌کردند دارند، سر و دست می‌شکستند. در این جهان که همه چیزش به نظر نو می‌رسید، ترجمه بدل شد به یکی از ابزارهای اصلی ابراز وجود، کنشی معطوف به کندن از گذشتگان و در انداختن طرحی نو، شکلی از عصیان برای نسلی که می‌خواست صاحب صدا باشد و حرفش را به کرسی بنشاند.

به تبع آن، تعداد قابل توجهی جوان بیست و چند ساله به عرصه‌ی ترجمه هجوم آوردند که هیچ صلاحیتی برای این کار نداشتند. ناشران و مطبوعات هم به این گروه فضا دادند، به این تصور که اگر مته به خشخاش بگذارند از قافله‌ی نوآمدگان عقب می‌مانند.  نتیجه چه بود؟ شخصاً، به عنوان یکی از کسانی که ترجمه را در چنین فضایی شروع کرد، مسؤول تولید و انتشار تعداد شرم‌آوری ترجمه‌ی بسیار بد هستم که با کمال میل حاضرم از صفحه‌ی روزگار محوشان کنم، متونی پرغلط و گاه بی سر و ته که انتشارشان جز هدر دادن کاغذ نبود. اما هنوز که هنوز است معتقدم از نفس آن اتفاق دفاع باید کرد، چرا که ترجمه برای آن نسل شکلی از کنش‌گری بود نه آزمونی در دقت، و صبر کردن برای تسلط کامل به چند زبان در آن دوران به معنای از کف دادن فرصت مداخله بود.

مشکل نقد‌ی که الفاظ روی کاغذ را تک تک به محک دیکشنری و گوگل می‌زنند همین است: چنین نقدهایی کل تاریخ و سیاست و زمینه‌ی ظهور ترجمه را در پرانتز می‌گذارند، متن مبدأ و مقصد را در خلاء می‌خوانند و می‌سنجند، و در نتیجه حمله‌شان از هر نوع پشتوانه‌ی نظری و تاریخی تهی می‌ماند.

نتیجه‌ی این رویکرد می‌شود سیطره‌ی آن چه می‌توان «فتیشیسم دقت» نامید: یافتن ایرادهایی در حد جمله و کلمه در گوشه و کنار متن که برای کوبیدن مترجم ایده‌آل است، اما در نهایت چیزی در مورد ترجمه‌ی کتاب به مثابه‌ی یک کل به ما نمی‌گوید، چرا که جمله‌ها و عبارات را از متن بیرون کشیده، و در ابعادی بزرگ‌تر، بند ناف متن را از کلیتی که متن در آن متولد شده به کل بریده است. شکل مسؤولانه‌تر چنین نقدی، که دغدغه‌اش بهبود اوضاع ترجمه است نه نقره‌داغ کردن مترجمان، بعد پیدا کردن بی‌دقتی‌ها و خطاها آن‌ها را در بستر کلیت متن می‌بیند و به خواننده‌اش نشان می‌دهد چه میزان از متن ضربه خورده، تا چه حد کلیت متن اصلی در این انتقال معوج شده، نحوه‌ی عملکرد زبان ترجمه چیست و چه نسبتی با حوزه‌ی عمومی زبان فارسی برقرار می‌کند، و انتخاب و ترجمه‌ی چنین متنی در چنین شرایطی چه معنا یا ضرورتی دارد.

بگذارید اصلا ماجرا را عقب‌تر ببریم، تا سرآغاز ترجمه‌ی ادبی در ایران، کتابی که به زعم بسیاری بنیان‌گذار ادبیات مدرن فارسی بود: ترجمه میرزا حبیب اصفهانی از «ماجراهای حاجی بابای اصفهانی». اخیرا برای فصلی از پایان‌نامه بخش‌های زیادی از ترجمه میرزا حبیب را با متن جیمز موریه مطابقت دادم، و علاقه‌مندان به مچ‌گیری از مترجمان شیاد را به بررسی این ترجمه دعوت می‌کنم.

میرزا حبیب چندین فصل را که به نظرش اضافه می‌آمده به کل ترجمه نکرده، متن را تا حد حیرت‌انگیزی تغییر داده (در حد تغییر دعوای دو مسلمان به دعوای یک شیعه و یک سنی، تا به مذاق خواننده‌ی ایرانی خوش‌تر بیاید)، و در مجموع فاصله‌ی ترجمه‌اش از متن موریه به قدری زیاد است که با معیارهای امروز شگفت‌انگیز می‌نماید. واکنش ما به این متن چه باید باشد؟ میرزا حبیب را به عنوان خائن بزرگ رسوا کنیم و به حال خوانندگان فریب‌خورده‌ اشک بریزیم؟ شخصاً معتقدم آن تصرفات در نهایت هیچ اهمیتی ندارند.

جمله‌ی سینگر را که در ابتدای این متن آمده به این معنا می‌‌شود تعبیر کرد: در بستر تاریخ ترجمه در ایران، میرزا حبیب دقیقا بهترین مترجم است که بدترین خطاها را مرتکب شده. کلیتی را که متن در آن رشد کرده اگر لحاظ کنیم دقت یکی از مؤلفه‌هایش است، و در این مورد خاص، یا مورد دن کیشوت قاضی مثلا، دیگر مولفه‌ها به قدری قوی و مهمند که اهمیت دقت را به حاشیه می‌رانند.

این متن نه توجیه اشتباه در ترجمه است و نه دفاعیه‌ای برای قشر مترجم، دعوتی است به نگاهی مجدد در آن چه به عنوان افشاگری و نقد ترجمه پذیرفته شده است، چرا که هر افشاگری‌ای بیان حقیقت نیست.

در نظام قضایی غرب از شاهدی که در دادگاه قدم می‌گذارد می‌خواهند «حقیقت را بگوید، تمام حقیقت را بگوید، و جز حقیقت نگوید». وجود تمایز بین حقیقت و تمام حقیقت در این عبارت بی‌دلیل نیست: گفتن بخشی از حقیقت نه فقط معادل حقیقت‌گویی نیست، بلکه ممکن است ابزاری شود برای پوشاندن حقیقت در مقام کل، یا بستری که حقیقت در آن درک و تعریف می‌شود. این نوع بیرون کشیدن عبارات و کلمات از متن ترجمه‌شده، بدون هیچ ارجاعی به کلیت کتاب، روند کار مترجم، و بستری که ترجمه در آن رخ داده، شکلی از افشاگری است که جزیی از حقیقت را به عنوان کل به مخاطب تحویل می‌دهد، و بیشتر به کار تحقیر و ترساندن مترجمان می‌آید تا کمک به وضعیت کلی ترجمه در ایران.(۲)

پانویس:

۱. مقاله عالی دیوید رمنیک ماجرای جنگ بر سر ترجمه‌ی روس‌ها به انگلیسی را به خوبی شرح می‌دهد: http://www.newyorker.com/magazine/2005/11/07/the-translation-wars

۲. از سویی دیگر، این متن در گفت و گو است با مقاله‌ای که امید مهرگان در نقدِ نقدِ ترجمه صالح نجفی در همین سایت منتشر کرد. البته متن نجفی مصداق این مقاله نیست، او معمولا از کلیت و بستر ظهور ترجمه آغاز می‌کند و به جزییات می‌رسد، ولی نوع پرداختنش به جزییات می‌تواند کماکان محل بحث باشد: http://meidaan.com/archive/4697
 ·  Translate
۸۰۵۱۸۴۳ «بهترین مترجم‌ها بدترین خطاها را مرتکب می‌‌شوند.» ایزاک باشویتس سینگر از لحن تمسخرآلود و گاه توهین‌آمیز متن که بگذریم، اغلب قریب به اتفاق ایرادهایی که منتقدان گرفته‌اند، به لحاظ بررسی دقت ترجمه و تطابق متن فارسی و انگلیسی، درست است و نفس کارشان نمونه‌ای است موفق از نظارت جامعه مدنی بر عملکرد خویش، که …
2 comments on original post
3
Add a comment...

Zeinab A I

Shared publicly  - 
 
 
بحران کمبود آب و آدرس درستی که باید به مردم داد


در نوشته‌ پیشین (https://goo.gl/FYYwVW) به این نکته اشاره شد که توصیه‌ مصرف بهینه‌ آب درمانی برای بحران بی‌آبی نیست، چرا که مشکل از اساس در جای دیگری است. بخش کشاورزی، بزرگترین مصرف کننده‌ آب کشور است. 

آمارهای ارایه شده بر پایه گزارش‌های سازمان جهانی کشاورزی و غذا (FAO) در گزارش مربوط به World Water Withdrawal by Sector استوار است. خود این سازمان، میانگین جهانی مصرف در بخش کشاورزی را ۷۰درصد، بخش صنعتی ۱۹درصد و در بخش خانگی ۱۱درصد تخمین می‌زند. با این وجود طبق اعلان خود این سازمان، این مقادیر نسبی به شدت به سمت کشورهای با الگوی مصرف نامناسب بایاس (انحراف؟!) دارد. با این وجود فائو، این مقادیر را با میانگین گرفتن از این نسبت‌ها، برای هر کشوری به این صورت یکسان کرده است: کشاورزی ۵۹درصد، صنعتی ۱۸درصد و خانگی ۲۹درصد.

این نکته را باید در نظر داشت که طبق اعلام خود فائو، میزان مصرف شبکه خانگی در هر کشوری قابل اندازه‌گیری با دقت مناسب است؛ میزان مصرف آب در بخش صنعتی با توجه به مدل‌های ریاضی پیش‌بینی می‌شود و میزان مصرف آب در بخش کشاورزی نیز به صورت خود اعلان است. در هر صورت، شواهد آماری دیگری هم وجود دارد که توضیح می‌دهند چطور مصرف آب کشاورزی در ایران تا ۲۲درصد بالای نرم پیش‌بینی شده از جانب فائو افزایش پیدا کرده است.

ابتدا به نحوه‌ آبیاری زمین‌های زراعی در ایران در مقایسه با میانگین جهانی می‌پردازیم. شکل زیر نشان‌دهنده‌ مساحت زمین‌های زراعی مجهز به تجهیزات آبیاری در خاورمیانه است. همانطور که دیده می‌شود، ایران و ترکیه بیشترین مساحت زمین‌های زراعی تحت آبیاری مصنوعی را در اختیار دارند. (بنابر تعریف، زمین‌های تحت آبیاری به زمین‌هایی گفته می‌شود که در آن، آب با تجهیزات، از جوی سیمانی گرفته تا سیستم‌های پیشرفته‌ی آبرسانی، به زمین تحت زراعت می‌رسد)

http://goo.gl/AMOU9d

در عین حال، شکل دوم نشان می‌دهد که در رتبه‌بندی نسبت زمین‌های زراعی تحت آبیاری، به کل زمین‌های زراعی ایران و ترکیه در جایگاه مناسبی قرار ندارند. یعنی در عین حال که وسعت زمین‌های آب‌یاری شده ما بسیار زیاد است، نسبت آن به نسبت کل زمین‌های کشاورزی ما مناسب نیست. اوضاع وقتی نگران کننده می‌شود که بدانیم طبق گزارش فائو، این شکل دوم در واقع منطبق بر شکل «بهره‌مندی از آبیاری پربازده» نیز هست! در واقع، بر اساس این گزارش، ۹۱.۴درصد از میزان آبیاری زمین‌های زراعی ایران به روش آبیاری سطحی انجام می‌شود، در مقابل تنها ۳.۴درصد از کل زمین‌های زراعی تحت آبیاری، مجهز به آبیاری قطره‌ای است. (مقایسه کنید با کشورهای عربی منطقه که برای آن‌ها این نسبت‌ها به ترتیب ۴۸.۷ و ۴۱.۸درصد است. FAO Water Reports 34 - Irrigation in the Middle East Region Figures – 2008, page 41). در واقع این شکل می‌تواند تخمینی از توزیع بازدهی آبیاری در خاورمیانه باشد.

http://goo.gl/w54Yk6

حالا از جنبه دیگری به موضوع وارد می‌شویم و به نوع محصولات تحت کشت می‌پردازیم. عمده مساحت زمین‌های زراعی ایران تحت کشت غلات، مشخصا گندم، برنج و جو قرار دارند. خشکبار در رده‌ بعدی قرار دارد. سبزیجات، گیاهان ریشه‌ای، میوه‌ها و سایر محصولات کشاورزی نیز در رده‌های بعدی هستند. (FAO Water Reports 34 - Irrigation in the Middle East Region Figures – 2008, page 184). برای بهتر نشان‌دادن رابطه آب و محصولات کشاورزی بهتر است از اصطلاح اثر آبی معادل با Water Footprint استفاده کنیم. این اثر، تنها شامل میزان آب مورد نیاز محصول کشاورزی برای رشد بهینه نیست، بلکه شامل تأثیر آبی کلی محصول شامل مواردی مانند آلوده کردن آب بوسیله کود یا آب مصرفی برای سایر پروسه‌های کشاورزی، مانند شستن، چیدن، پوست کندن و امثالهم نیز می‌شود. مطابق با تحقیق M.M. Mekonnen و A.Y. Hoekstra با عنوان The green, blue and grey water footprint of crops and derived crop products در سال 2011 (اینجا) که تحقیق اصلی مورد استفاده در گزارش یونسکو (اینجا) است گندم، برنج و ذرت بیشترین تأثیر را بر منابع آبی دارند.

لیست کاملی از محصولات کشاورزی و میزان تأثیر آبی آن‌ها در مقاله نام برده شده و گزارش یونسکو آمده ‌است. برای مقایسه به اعداد مربوط به تأثیر آبی چند نمونه از اقلامی می‌پردازیم که از پر کشت‌ترین غلات ایران به حساب می‌آیند:

گندم: ۱۸۲۷ (متر مکعب آب در ازای هر تن محصول)
برنج: ۲۱۷۲ 
نخود ۴۱۷۷
عدس ۵۸۷۴
گردو ۴۹۱۸
بادام  ۸۰۴۷ 

این در حالی است که در مورد سیب زمینی و نیشکر این اعداد تا سطح ۲۸۷ و ۲۱۰ کاهش پیدا می‌کنند! بصورت کلی آنطور که در شکل زیر دیده می‌شود، تقریبا تمامی محصولات کشاورزی ایران در رده محصولات با تأثیر آبی نسبتا زیاد قرار دارند:

http://goo.gl/nk50n2

مشخصا در این شکل، «رد پا» نشانگر تإثیر آبی، رنگ قهوه‌ای نشانگر میزان کشت جهانی و رنگ آبی نشان‌دهنده مصرف آب جهانی در هر مورد است. مشکل در ایران علاوه بر گندم و برنج حتی شامل محصولات خردتر نیز می‌شود. خشکبار به صورت کلی، در جایگاه سوم حجم تولید زراعی ایران قرار می‌گیرند و در عین حال تأثیر بسیار بیشتری بر منابع آبی دارند. مطابق با اعلام فائو، تا سال ۲۰۰۶، در ایران ۴۱۴۵ هزار هکتار، سطخ آبیاری شده زیر کشت گندم، برنج، جو و سایر غلات بوده است. در همین زمان کل سطح آبیاری شده مورد کشت سیب زمینی و سایر گیاهان ریشه‌ای در ایران ۲۳۶ هزار هکتار بوده‌است (Iran Irrigated Crop Calendar – 2006).

به نظر می‌رسد برای حل بحران خشک‌سالی در کشور، نیاز است تا بسیاری از مفاهیم بدیهی انگاشته شده مورد بازبینی قرار بگیرند. معلوم نیست در وضعیت کشور ما، طرح‌هایی همچون «خودکفایی در تولید گندم» اساسا منطقی باشد، چه رسد به یک افتخار ملی. تداوم تولید کنونی «برنج طارم دم سیاه» و «پسته‌ خندان کرمان» هم ممکن است بیش از آنکه مفید و قابل تفاخر باشد، بقای آتی ما و کشورمان را به خطر بیندازند. به بیان دیگر، واردات گندم، برنج و پسته از سایر کشورهای جهان، ابدا صورتی ناپسندتر از واردات آب آشامیدنی ندارد.

امیرعلی نصرالله‌زاده – از صفحه فیس‌بوک «مجمع دیوانگان»
https://www.facebook.com/divanesara
 ·  Translate
در نوشته‌ پیشین (اینجا+) به این نکته اشاره شد که توصیه‌ مصرف بهینه‌ آب درمانی برای بحران بی‌آبی نیست، چرا که مشکل از اساس در جای دیگری است. بخش کشاورزی، بزرگترین مصرف کننده‌ آب کشور است. آمارهای ارایه شده بر پایه گزارش‌ها...
3 comments on original post
17
Alireza M's profile photo
 
درود ارادت بی کران
 ·  Translate
Add a comment...

Zeinab A I

Shared publicly  - 
4
Zeinab A I's profile photoFaez Ehya's profile photo
3 comments
 
+Zeinab A I :-* 
Add a comment...

Zeinab A I

Shared publicly  - 
 
 
مستند خانه‌ی دوست، درباره‌ی باغ‌شهر برزک از توابع ییلاقی کاشان، امشب ساعت ۱۹:۱۵ شبکه سه سیما

پژوهش و نویسندگی متن مستند، کار من بوده و خوشحال می‌شوم بیننده‌اش باشید.

اگر فرصت دیدن گلابگیری کاشان هم پیش نیامده تا به حال، در این مستند فرایند گلابگیری سنتی کامل نشان داده شده؛ هم‌چنین با یکی از بکرترین و زیباترین مقاصد گلابگیری کاشان هم آشنا خواهید شد.

 ·  Translate
15 comments on original post
16
1
nader madakto's profile photo
Add a comment...

Zeinab A I

Shared publicly  - 
 
امروز فهمیدم ده روز اخیر رو بدون همراه داشتن گواهینامه و مدارک ماشین رانندگی کردم.
کیف مدارکم توی کشو بود و من فکر میکردم تو کیفمه. 
 ·  Translate
41
Taha Ahmadi's profile photoPayam Esfandiari's profile photoZeinab A I's profile photo
3 comments
 
پیام :-)
حالا این ده روز رو با خیال راحت رانندگی کردم. دیروز که فهمیدم گواهینامه همراهم نیست، موقع برگشتن، چند بار نزدیک بود دچار حادثه بشم. :-D 
 ·  Translate
Add a comment...

Zeinab A I

Shared publicly  - 
 
پارسال که وقت نشد بنویسم. امسال سعی میکنم بنویسم.
فعلا این نوشته رو بخونید. البته بعضی قسمتها قبول نیست، اما کلیتش خوب و مفیده.
 ·  Translate
 
بحران کمبود آب و آدرس‌‌های غلطی که به مردم می‌دهند


می‌گویند سرانه مصرف آب ایرانیان دو برابر سرانه مصرف جهان است. یک گوگل ساده انجام بدهید تا همین ادعا را با صدها تیتر مختلف در هزاران سایت فارسی زبان مشاهده کنید. حالا اگر تبلیغات هر روزه رادیو و تلویزیون را هم به این موج اضافه کنیم، آن وقت هژمونی قاطع ادعایی را بر فضای رسانه‌ای کشور مشاهده خواهیم کرد که طبیعتا تک‌تک شهروندان ناچار به پذیرش آن هستند. اما حقیقت چیز دیگری است.

از ویکی‌پدیا می‌توانید فهرست سرانه مصرف «آب شیرین» (freshwater) کشورهای جهان را مشاهده کنید. (به انگلیسی+ و به فارسی+) ایران در این فهرست، با سالانه ۱۰۴۸ مترمکعب برای هر نفر، در بین ۱۶۹ کشور جهان، رتبه ۲۰ را به خود اختصاص داده. کشورهایی که در این فهرست سرانه بیشتری نسبت به ایران دارند به صورت نرمال قابل دسته‌بندی نیستند. یعنی از کشورهای عقب‌افتاده‌ای هم‌چون ترکمنستان، قزاقستان، تاجیکستان و پاکستان گرفته تا کشورهای کاملا پیشرفته‌ای همچون آمریکا، کانادا، استرالیا و پرتغال را شامل می‌شوند. بدین ترتیب، آشکارا یک جای کار لنگ می‌زند. نمودار سرانه مصرف آب نمی‌تواند ملاک مناسبی برای توسعه‌یافتگی اقتصادی یا فرهنگی کشورها باشد. اما مشکل کار در کجاست؟

در جداول ارایه شده، سرانه آب شیرین مصرفی، از مجموع آب مصرف شده در بخش «خانگی، صنعتی و کشاورزی» محاسبه شده است که در کشورهای مختلف جهان، سهم هر یک از این بخش‌ها متفاوت است. خیلی ساده می‌توان حدس زد که در کشورهای عقب‌افتاده جهان، به دلیل سیستم آب‌یاری سنتی در بخش کشاورزی، هدررفت آب در این بخش بسیار زیاد است. دوباره به نمودار مصرف جهان باز می‌گردیم و این بار کشورها را بر اساس سرانه مصرف در بخش کشاورزی فهرست می‌کنیم:

این بار ایران در رده ۳۰ جهان قرار می‌گیرد اما کشورهایی که بالاتر از ما (پر مصرف‌تر از ما) هستند بدون استثنا کشورهای عقب‌افتاده جهان هستند. از سومالی، ترکمنستان، افغانستان، میان‌مار گرفته تا تاجیکستان و عراق و میان‌مار. در این فهرست، حتی یک کشور اروپایی یا آمریکایی از ایران پرمصرف‌تر نیست. 

پس حالا پازل کمی مشخص‌تر می‌شود. آمریکا با ۱۶۰۰ مترمکعب در سال، بیش از ۵۰ درصد سرانه ایران مصرف آب دارد، اما در ایران ۹۱درصد این مصرف در بخش کشاورزی هدر می‌رود، در حالی که در آمریکا این عدد فقط ۴۱ درصد است و در کانادا فقط به ۱۲ درصد می‌رسد! در نقطه مقابل، بخش مصرف خانگی در ایران تنها ۷ درصد از کل سرانه مصرف را به خود اختصاص داده است. از این لحاظ ما جزو ۴۰ کشور پایین جهان قرار داریم! این عدد برای اتریش ۳۵درصد، سوییس ۲۴درصد، بریتانیا ۲۲درصد، کانادا ۲۰درصد، فرانسه ۱۶درصد و آمریکا ۱۳درصد است. (در عین حال برای افغانستان و پاکستان و ترکمنستان هرکدام ۲ درصد است!)

در آخرین تقسیم‌بندی، کشورهای جهان را بر اساس درصد آب مصرفی در بخش صنعت رده‌بندی می‌کنیم. اینجا جایی است که دقیقا فهرست پیشرفته‌ترین کشورهای جهان در صدر قرار می‌گیرد و ده کشور نخست جهان را بلژیک، فنلاند، لهستان، بلغارستان، بریتانیا، سوییس، فرانسه، کانادا، آلمان و نروژ تشکیل می‌دهند. آمریکا هم با ۴۶ درصد مصرف در بخش صنعت نزدیک به همین کشورها قرار دارد. طبیعتا در میان عقب‌افتاده‌ترین کشورهای جهان، افغانستان، اریتره، کامبوج و اتیوپی، صفر درصد آب خود را در بخش صنعتی مصرف می‌کنند.

اما نتیجه چه می‌شود؟

تبلیغات رسانه‌ای به شهروندان ایرانی فشار وارد می‌کند که آن‌ها طرز استفاده صحیح از آب را بلد نیستند و با بی‌مبالاتی، دو برابر مصرف جهانی آب مصرف کرده و سبب خشک‌سالی در کشور شده‌اند. هرچند کسی منکر کم‌آبی بنیادین در منطقه ما نیست، اما پس از این عامل طبیعی، تمامی انگشت‌های اتهام به سوی شهروندان ایرانی اشاره رفته با این ادعای نادقیق که «مصرف آب شهروندان ایرانی دو برابر میانگین جهانی است». حالا اجازه بدهید از جداول فوق دو عدد را در هم ضرب کنیم:

یکی سرانه مصرف آب، و دیگر درصد مصرف آن در بخش خانگی است. نتیجه کار میزان مصرف آب شهروندان در بخش خانگی را به ما نشان خواهد داد که در چند نمونه انتخابی من به شرح زیر است:

کانادا: ۲۷۴ (متر مکعب، سرانه مصرف خانگی هر شهروند)
ایسلند: ۱۹۳
آمریکا: ۱۹۲
مجارستان: ۱۸۷
استرالیا: ۱۷۸
اتریش: ۱۵۶
ایتالیا: ۱۳۰
نروژ:  ۱۱۹
سوئد:  ۱۰۹
روسیه: ۱۰۱
فرانسه:  ۸۷
سوییس:  ۸۳
ایران: ۷۳!

آشکارا قابل مشاهده است که در اکثر کشورهای پیشرفته جهان، مصرف آب خانگی به مراتب بیشتر از ایران است و این در حالی است که در اکثر این کشورها، سرانه کل مصرف آب همچنان از ایران کمتر است. (به دلیل هدررفت آب ما در بخش کشاورزی) باز هم به خاطر بیاورید که در ایران تمامی آب مصرفی خانگی را آب شرب تامین می‌کند. این در حالی است که در اکثر کشورهای جهان، تمامی آب‌هایی که به منازل می‌رسند آب شرب نیستند و شهروندان می‌توانند از آب‌های غیرآشامیدنی برای بسیاری از کارها نظیر شست و شو یا باغ‌بانی استفاده کنند. خبر دیگری می‌گوید که اساسا ۸۴ درصد آب مصرفی شهری در ایران نیازی به تصفیه ندارد (اینجا+) و این صرفا از کوتاهی دولت است که مردم را مجبور کرده در کارهای غیرضروری از آب تصفیه شده استفاده کنند.

از طرف دیگر، دقیقا مشخص نیست که چه حجمی از آب مصرفی شهرها صرف از طریق سیستم لوله‌کشی فرسوده در ایران هدر می‌رود. یعنی ابدا تضمینی نیست که همین مقدار آبی که در ظاهر ایرانیان در بخش خانگی مصرف می‌کنند، به واقع توسط شهروندان مصرف شده باشد. فقط از یک منبع خبری من می‌توانم بگویم که ۳۰ تا ۳۵ درصد آب شرب شهرهای ایران هدر می‌رود. (اینجا+) تردید نکنید که این درصد برای کشورهای پیشرفته جهان کاهش می‌یابد.

حرف آخر:

متاسفانه در بسیاری از این دست موارد، تبلیغات نادرست و نداشتن درک درست فعالان نسبت به ابعاد حقیقت، انگشت اتهام را به سوی نادرستی اشاره می‌رود. نتیجه این می‌شود که بحران آب کشور، که بخش اعظم آن ناشی از سیاست‌گزاری‌های غلط در بخش کشاورزی و بخش دیگرش ناشی از ضعف سیستم آبرسانی کشور است، تنها و تنها یک قربانی و قصر پیدا می‌کند و آن هم شهروند ایرانی است. کسانی که به واقع مصرف متعادل و حتی پایین‌تری نسبت به همتایان جهانی خود دارند، اما در نهایت باز هم باید در برابر شماتت‌های مداوم رسانه‌ها احساس شرم و تقصیر کنند.

پی‌نوشت:
اگر می‌خواهید در زمینه کمبود آب فعالیت کنید، شاید بد نباشد که این فایل پی.دی.اف را دانلود و مطالعه کنید. بسیار کوتاه و آموزشی است و دید خوبی به شما می‌دهد:
http://www.wsd.gov.hk/filemanager/en/share/pdf/TWM.pdf
 ·  Translate
می‌گویند سرانه مصرف آب ایرانیان دو برابر سرانه مصرف جهان است. یک گوگل ساده انجام بدهید تا همین ادعا را با صدها تیتر مختلف در هزاران سایت فارسی زبان مشاهده کنید. حالا اگر تبلیغات هر روزه رادیو و تلویزیون را هم به این موج اضافه...
8 comments on original post
9
Amîr Mansôur's profile photoZeinab A I's profile photo
2 comments
 
....
این تفکر مدیرانه که باید عوض بشه.
چقدر سعی کردیم قانعشون کنیم که به جای حفر چاه با هزینه های میلیاردی، با هزینه کمتر از ده درصد و جلوگیری از هدررفت، حداقل همون مقدار اب برمیگرده. کو گوش شنوا؟!
 ·  Translate
Add a comment...
People
Have her in circles
5,334 people
E- idekt's profile photo
ariya rahimpour's profile photo
‫امیر آقا‬‎'s profile photo
Sanaz Z.m's profile photo
Maryam Moini's profile photo
ZAHID SHAWON's profile photo
Nawid Hafez's profile photo
naviid alizade's profile photo
Pesar Zagros's profile photo
Education
  • Shiraz University
    Civil engineering, 2010 - 2013
    Hydraulic structures
Links
Work
Occupation
NRW expert
Skills
Modelling of Water distribution networks
Basic Information
Gender
Female