Profile

Cover photo
Reza Mohammadi
Works at Cafe Bazaar
Attended Sharif University of Technology
Lives in Tehran, Iran
880 followers|133,741 views
AboutPosts

Stream

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
 
چند ماه پیشا پلیس آلمان یه هشدار به مردم در مورد تصاویری که به اشتراک میذارن در شبکه های اجتماعی داد، که به رسانه های کشورهای دیگه هم رسید حتی. اینکه شما وقتی عکس لخت بانمک بچه تون رو به اشتراک میذارید توی فیس بوک و به کار کیوتش می خندید، به این فکر نمی کنید که چند سال دیگه اون بچه میره مدرسه و دوستاش سواد خوندن نوشتن و دسترسی به فیسبوک دارند و اون ادای کیوت از نظر شما، موجب مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفتن بچه توسط همکلاسی هاش قرار میگیره، اون بدن لخت، اون شلوار کج، اون لباس جیشی یا گلی، یا اون دهن و صورت شکلات مالی شده یا... و به این طریق بچه تون رو در معرض مورد قلدری قرار گرفتن، تحت bullying قرار گرفتن و ایزوله شدن در مدرسه و حتی آسیب روانی شدیدتر که تا سالها ممکنه باهاش بمونه قرار میدین. و مواظب باشید. شما می تونید هر چی می خواید از خودتون به اشتراک بذارید اما از بچه هاتون نه و باید از حریم خصوصی بچه هاتون پاسداری کنید و متوجه باشید اونها هم انسانند و دوست ندارند مورد خنده و تمسخر قرار بگیرند و یادتون باشه هر چه که در دنیای مجازی به اشتراک میذارید، باز پس گیری ای توی کارش نیست و تا ابد با همه دنیا به اشتراک گذاشته شده. و از این حرفا. گویا تعداد زیادی موارد bullying گزارش شده بوده بهشون در نتیجه به اشتراک گذاری عکس یا ویدیوی کودکان توسط بزرگترهاشون بوده که در بچه های دبستانی یا دبیرستانی باعث دردسر، شکایت، آسیب روانی و... شده. نمی دونم ما توی ایران قانون نوشته یا نانوشته ای در این زمینه داریم یا نه. ولی خوب، حواسمون باشه. چون آدمیزاد اینطوریه که ممکنه شب عروسی فرنود، شوشولش رو یادش بیاره و ازش بپرسه خودش شسته یا نه. این فقط در مورد والدین بچه ها نیست، عموها، خاله ها، دایی ها، عمه ها، مربیان و معلمان، و... همگی موظفند به حریم خصوصی بچه ها احترام بذارن و یادشون باشه بچه های مدرسه ای گاهی می تونن بدجنس باشن و کودک محبوب ما رو آزار بدن و او رو توی مدرسه ایزوله کنن. هشدار خوبی بود به نظرم. کسانی که این تصاویر و ویدیوها رو به اشتراک میذارن از روی عشق این کارو می کنن اغلب، اما ممکنه حواسشون به چند سال دیگه بچه نباشه.
 ·  Translate
22 comments on original post
3
2
Minahe RF's profile photoAli Javadi's profile photo
Add a comment...

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
شمشیر رو علیه مردم از رو بستن:

"«جامعه مدنی» مطابق تعاریف غربی، یکی از 3 بخش مهم این دو همایش در حوزه «حاکمیت اینترنت» است. بر این اساس کشورها متعهد می‌شوند با تقویت «ان‌جی‌اُ»‌های فعال در این حوزه، وظایف حاکمیتی را به مردم واگذار کنند. اما کدام مردم؟ مردمی که پیش از این توسط به اصطلاح سازمان‌های مردم‌نهاد مجری اهداف و شعارهای آمریکایی، شست‌وشوی مغزی و برای پذیرش نظم جدید سایبری آماده شده‌اند و هیچ شک و تردیدی میان انتخاب میان 2 گزینه «پذیرش حاکمیت ملی» یا «حاکمیت آمریکا» ندارند!"
 ·  Translate
1
Add a comment...

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
 
فرصت فرار

تصور کنید عده‌ای به سرزمینی حمله کرده‌اند و مردمی را اسیر گرفته‌اند. به هر دلیل قرار است همه اسرا اعدام شوند. همه اسرا در مقابل جوخه اعدام و رو به سرزمین خودشان به صف می‌شوند. با اولین شکلیک فرمانده آنها فرصت دارند بگریزند و با دومین شلیک جوخه آتش خواهد کرد. کسانی که موفق به فرار شوند تعقیب نخواند شد و آزادی ایشان تا نبرد بعدی محترم شمرده می شود. محتمل است که کسانی جان سالم به دربرند. شاید آنها که قوی‌تر یا جوان‌ترند یا دلبستگی‌های کمتری در میان جمع دارند و شاید آنها که قربانی کردن دیگری را تلاشی عادلانه می‌پندارند اما آنچه مسلم است این فرصت فرار اعدام را معقول‌تر، اخلاقی‌تر یا به هر معنای دیگری توجیه‌پذیرتر نمی‌کند.

نیروهای مسلح ایران در مقابل انجام پروژه‌های پژوهشی و یا ترجمه مقاله معافیت یا کسری خدمت اعطا می‌کنند و طبق یک قانون نانوشته کسانی که در دانشگاه‌های معتبر خارجی تحصیل اگر برگردند عملا از سربازی معافند و به جای خدمت مقدس دو سالی با حقوق مکفی به استخدام نظام در می‌آیند و البته طبق یک قانون نوشته قهرمانان ورزشی در سطح آسیا و بالاتر از خدمت معافند که اگر فقط تعداد سبک‌های کاراته و تکواندو را که مسابقات آسیایی مستقل دارند در نظر بگیریم تعدادشان بیش از آن چیزی که احتمالا در اولین نگاه  تخمین زده می شود و این غیر از باشگاه‌هایی متعدد متعلق به ارگان‌های دولتی است که ورزشکاران با میل و رقبت از فرصت سرباز- ورزشکاری در این تیم‌ها به عنوان سکوی پرش به تیم‌های حرفه‌ای استفاده می ‌کنند.
امکانی برابر برای همه، هرکس می تواند قبل از شلیک دوم بگریزد. پیش‌فرضشان این است سفره‌ای پهن شده و هیچ کس از خوردن منع نشده هر کس توانست مفت چنگش، نتوانست ک... لقش. جایی برای بی عرضه‌ها نیست.
اما واقعیت این است که قصه‌ی آدم ها با سربازی یکی نیست، مسیری که ما تا لحظه‌ای اعزام طی می کنم هم یکی نیست. در بین هم‌قطارانم هستند کسانی که همه سال‌های قبل از خدمت را به کار گذرانده‌اند و بعضی از ایشان کسب و کارهای کوچک خودشان را آغاز کرده‌اند. کارگران ماهر، تکنسین‌هایی که مدت‌ها کاروزی کرده‌اند، کشاورز زاده‌هایی که وارث قرن‌ها سنت کشت و کار این مملکت‌اند، بازاری‌های نوپا ما حتی‌در این جمع نویسنده و شاعر و منتقد سینمایی هم داریم.

من در هنگام شنیدن پاسخ هیچ فضیلتی را برای هیچ صنفی پیش‌فرض نمی‌گیرم، این یک استفهام انکاری نیست و آماده پذیرش پاسخهای معقولم. چرا دولت برای برخی اصناف و گروه‌های اجتماعی فضیلت قائل است؟ به سخن دیگر چرا برخی استعدادها افضل از باقی تلقی می شوند؟
مثلا چرا لگدزننده‌گان به گوی‌ها و مبارزه‌کنندگان بر سر هیچ بر کارگران ماهر فضیلت دارند؟ چرا دانشجویان مایل به خدمت در سطوح اجرایی از نویسندگان متون قابل ثبت در مجالات خارجی پسترند؟ چه منطقی شیران پیکار اقتصادی را پست‌تر از موش‌های کتابخانه می کند؟ چرا کالج‌های دست چندم کشورهایی که به دشواری روی نقشه جهان دیده می شوند افضل از دانشگاه‌های وطنی تلقی می‌شوند؟ چرا دارندگان مدارک دانشگاهی ارزشمندتر از صاحبان سایر فنون و تجربه‌ها بشری به حساب می ‌آیند؟ ...
اگر چنین فضیلتی‌فرض گرفته نشده چرا دسته‌ای دو سال در سرگل سال‌های جوانی به کار گل گماشته می شوند و باقی نه؟ یا این دوسال زندان تاوان یک گناه ازلی‌ست؟ واقعا ما مستقل از ژنتیک، آموزش، تاریخ، موقعیت طبقاتی، تاثیرات برنامه‌های کلان ملی و رسانه‌ها دردسترس و... وجود داریم که در دادگاه عدل نظام با قوانین واحد باعرضه‌گی‌مان سنجیده می‌شود؟

با این قوانین عده‌ای موفق به فرار می‌شوند اما آنچه مسلم است این فرصت فرار سربازی را معقول‌تر، اخلاقی‌تر یا به هر معنای دیگری توجیه‌پذیرتر نمی‌کند.
 ·  Translate
3 comments on original post
1
1
Ali Amirnezhad's profile photo
Add a comment...

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
 
از ساعاتی دیگر اینترنت پر از عکسها و نوشته‌هایی می‌شود که به ما یادآوری می‌کنند ببینید چه طور آدم‌هایی با ظاهرهای متفاوت کنار هم عزاداری می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که اگر سیاست و حکومت دست از سر مذهب بردارد این مردم کنار هم در خوشی و خرمی زندگی می‌کنند! کلیشه محض! آنچه من یکی می‌بینم جامعه‌ای است از هم گسسته که اقشار و طبقاتش توان همزیستی کنار هم ندارند. یک گروه به تحمیل اعتقاداتش خو کرده و آن را حق خود می‌داند و گروه دیگر به انکار شدن عقایدش عادت کرده و بعضیهاشان اگر  Big brother استخوانی از سر دلسوزی جلویشان بیاندازد شاید دمی هم تکان ‌دهند. البته وقتی در این سی و پنج سال مملکت برای داشتن یک سبک زندگی خاص، مهندسی شده و قاعده بر سرکوب همه دیگر سبکهای زندگی است چطور می‌شود انتظار داشت که مردم بلد باشند با هم زندگی کنند؟ یکی اینطور بزرگ شده که بقیه خودشان را با او تطبیق دهند و این را حق خود می‌داند و دیگری آن طور بزرگ شده که خودش را پنهان و انکار کند و این را وضعیت طبیعی می‌داند. در چنین جامعه‌ای همزیستی مسالمت‌آمیز شوخی بی‌مزه که نه، شوخی تلخی است.
 ·  Translate
20 comments on original post
2
1
Amin Bahiraei's profile photo
Add a comment...

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
HUMAN, a new film about every single one of us, except Iranians.
3
Add a comment...

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
1
amir yasamani's profile photo
 
ل
Add a comment...
Have him in circles
880 people
Mohammad Saheb (‫محمد صاحب‬‎)'s profile photo
Seyed Aryan Mirfenderesgi's profile photo
Nima Kolahi's profile photo
Nasrollah Rihani's profile photo
Vahid MsM's profile photo
Pouyan Moayeri's profile photo
vahid rezaei's profile photo
Omid Aladini's profile photo
Siavash Mirkhani's profile photo

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
 
به قيافه‌اش می‌خورد سی‌وچند ساله باشد. كوله‌پشتی بزرگی انداخته بود رو‌ی كولش و داشت چشم‌چشم می‌كرد ببيندم. بهش گفته بودم ماشينم قرمز است و كوچك. تا مرا ديد، گل از گلش شكفت. دويد طرف ماشين، كوله اش را به‌زور جا كرد توی صندوق عقب و هنوز ننشسته شروع كرد به حرف زدن كه بلژيك به دنيا آمده و همان‌جا بزرگ شده، بعد رفته فرانسه پرستاری خوانده و ليسانس را كه گرفته، برگشته بلژيك برای كار توی يكی از معروف‌ترين بيمارستان‌های ليِژ. شش ماه از كار كردنش نگذشته كه يك روز نشسته و كلاهش را قاضی كرده و زده زير همه چيز:
-خب كه چه؟ بيست و چند سال پرستار باشم و شب و روزم را سر كنم توي اين بيمارستان كه چه؟ بعدش بازنشست شوم و مستمری‌ام را خرج پادرد و زانودرد و سردرد و كمردرد كنم كه چه؟ زندگی‌ام را پر كنم از تكرار محل كار و خانه و رئيس بخش و رياست كل كه چه؟ مگر قرار است چند بار زندگی كنم؟
پشت‌بندش رفته استعفا داده و چند ماهی دنبال شغلی گشته تا بلكه بيشتر از يك بار زندگی كند. با ليسانس پرستاری بازارياب هتلی شده كه می‌خواسته شعبه‌ها‌ی متعددی در كشورهای مختلف افتتاح كند:
-گفتند برو يك سال كوبا زندگی كن. گفتم چشم. گفتند برو ساحل عاج. گفتم چشم. برو سنگال. چشم. برو مكزيك. چشم. اندونزی. يونان. تايلند. تركيه. چشم. چشم. چشم.
نوبت به مصر رسيده. دوره‌ی چهارساله‌ی ماموريتش كه تمام شده، تمديد كرده. بعد از هشت سال دوباره چهار سال ديگر زندگی در مصر را انتخاب كرده. انقلاب مصر را به چشم ديده. بهار عربی را از سر گذرانده. لابه‌لای زنان مصر زندگی كرده. راهپيمايی زنان مصر را در حمايت از قانون حق طلاق ديده و پيروزی‌شان را از نزديك لمس كرده. كلی حرف دارد درباره‌ی زنان مسلمان. به‌نظرش همين حق طلاق بعدها چه‌قدر به ضرر زندگی‌های مشترك مصری‌ها تمام شده. مصر را زيسته...
-بعد از انقلاب مصر، استانبول را انتخاب كردم و تمام اين سال‌ها دوست داشتم بيايم ايران. عكس‌های ايران را كه تماشا می‌كردم، به خودم می‌گفتم نوبت ايران است.
تمام روز را درباره‌ی تفاوت‌های زنان ايران و مصر حرف می‌زند. با من بحث می‌كند سر نوع پوشش زن‌های ايرانی. از تاريخ می‌پرسد. بهتر از من بلد است جواب‌ها را. بناهای تاريخی كاشان را با بناهای مصر مقايسه می‌كند، مسجدها را با مراكش، شهر زيرزمينی را با دالان‌های اهرام ثلاثه. با هركس هم كلام می‌شود، سريع چرتكه‌ی ذهنش را به كار می‌اندازد برای تجزيه و تحليل. ويكی پديای زنده است اين زن...
-پنجاه سالم است. خوشحالم از تصميمی كه گرفتم. من به اندازه‌ی ده نفر زندگی كرده‌ام. ماموريت توی هر كشوری، برايم تجربه‌ی زيستی متفاوتی داشته. هرجور حساب می‌كنم، بُرده‌ام. 
هفته‌ی قبل از آمدنش به ايران، رفته بوده نيس. سيل آمده بوده. بيست نفر رفته بودند توی پاركينگ خانه‌ای تا اتومبيل‌شان را آماده كنند برای نجات از دست سيل. حبس شده بودند توی همان پاركينگ و همه مرده بودند. خطوط ارتباطی مشكل پيدا كرده بود.
-مادرم مرد و زنده شد تا توانستم باهاش تماس بگيرم و ثابت كنم سالمم. ازم قول گرفته هرجا می‌روم، روزی يك عكس از خودم برايش بفرستم.
شب، موقع خواب، تبلتش را می‌دهد دستم كه عكسی بگيرم ازش. خنده تمام صورتش را پر كرده. تاكيد می‌كند نور و پس زمينه خوب باشد. مبل هم توی عكس بيفتد. بايد معلوم باشد اقامت‌گاهش همه‌جوره راحت است.
-هر شب بايد از جايی كه هستم، عكس بگيرم و بفرستم برايش. نگرانم می‌شود. بايد مطمئن باشد جای خوابم خوب است، سرما نخورده‌ام، غذای خوب دم دستم است، دست و پايم نشكسته، سيل و زلزله نيامده، تصادف نكرده‌ام، هواپيمايم سقوط نكرده. بهش می‌گويم من پنجاه سالم است آخر. سی سال است دارم توی كشورهای مختلف تنها زندگی می‌كنم. انقلاب ديده‌ام از نزديك. وسط شورش و آشوب زندگی كرده‌ام. اما توی گوشش نمی‌رود. روزهای شلوغی مصر، به روزی يك عكس قانع نبود. مادر است ديگر.
زوم می‌كنم روی چهره‌ی سی‌وچند ساله‌ی صدوچندسال‌زيسته‌ی زن. نشان‌گر دوربين لبخندش را تشخيص می‌دهد. بوق كوتاهی می‌زند و تصويرش را ثبت می‌كند برای مادر...
-می‌دانستم كتاب دوست داری. كتابی برايت آورده‌ام كه با همه‌ی اين‌هايی كه داری، فرق دارد. اين رمان با من سفر كرده. فرودگاه به فرودگاه. كشور به كشور. فكر می‌كنم روح تمام سفرهايم، توي اين كتاب نفوذ كرده. چه هديه‌ای بهتر از اين؟
فكر و خيال دست از سرم برنمی‌دارد. توی ذهنم می‌گذارمش كنار زن‌های دور و بر. مقايسه می‌كنمش با زن همسايه، با استاد دانشگاهم، با خاله و عمه، با دوست‌ها. فكر می‌كنم به سفرهايی كه نرفته‌ايم، آدم‌هايی كه نديده‌ايم، تجربه‌هايی كه نكرده‌ايم، خطرهايی كه از بغل گوش‌مان نگذرانده‌ايم. راست می‌گويد خب. مگر قرار است چند بار زندگی كنيم؟
 ·  Translate
جعبه ی سياه - مگر قرار است چند بار زندگی كنيم؟ - گاه نوشته های يك مترجم احتمالن آينده دار
1 comment on original post
2
Add a comment...

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
 
برخی حکومتها هم می خواهند وفق میل و هوس خودشان رفتار کنند نه #قانون و نه #شرع
 ·  Translate
@_Cafe همون حرفی که مطهری زد، موج جدید فشارها با کلمه نفوذ شروع شده. Puyol · 2m2 minutes ago. Puyol @puyol_f. @_Cafe گفته ما این جمله رو از‌دیالوگ فیلم ها یاد گرفتیم. Sorry, Twitter is taking too long to load. Try again. Home · Sign up · Log in · Search · About. Not on Twitter?
11 comments on original post
1
Add a comment...

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
 
Violence has gripped Gaza, the West Bank and Israel this month. The last time tensions in the region were this acute was in August 2014. Here's KAL's cartoon from the time
More KAL's cartoons
4 comments on original post
1
Add a comment...

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
 
بیست و دو خرداد
ما در هشتاد و هشت، تصوری از موضع طرف مقابل نداشتیم. بعضی مان کل نیروی مقابل‌مان را اجیر و مزدور می‌دیدیم. اشتباه بود. و باز بعضی از همان بعضی، امروز این را  تا حدودی پذیرفته‌اند.
 امیدوارم روزی برسد که طرف مقابل هم به این سو نگاه کند. برای درک بهتر شرایط. نه چون  چنین چیزی خواست طرفداران جنبش سبز است.  
نگاه کند تا بفهمد آن تجربه جمعی ربطی به bbc و اپوزوسیون مضمحل وابسته به غرب، نداشت. ربطی به هیلاری کلینتون و اتحادیه اروپا نداشت. توطئه فیسبوک و توییتر نبود.
یفهمند موسوی عامل جنبش نبود. همراه خردمندش بود. کسی که استوار اما آرام کنار ما راه رفت و نگذاشت تحت تاثیر خشونت عریان خیابانی بخشی از حکومت، واکنش‌های زیان‌بار نشان بدهیم. ما همه مدیون موسوی هستیم. حتی اگر بعضی‌مان ندانیم  چرا. 
امیدوارم روزی برسد که آدمهای ایستاده در آن سو  بفهمند آن بروز خیابانی، آن سکوت و بغضی که در خیابانها قورت داده شد،  مخرب نبود. خصمانه نبود. روزی که هر دو طرف دوباره به آن روزها نگاه کنیم و بفهمیم دشمن نبودیم. قرار نبود باشیم و نباید بمانیم.
 ·  Translate
14 comments on original post
4
h kolani's profile photoAli Boloori's profile photo
2 comments
 
به امید آن روز ... V
 ·  Translate
Add a comment...

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
حس می‌کنید که اینترنتتان از اسفندماه ۹۳ نامهربان‌تر شده و به شما بی‌محلی می‌کند؟ بدانید که تنها نیستید.
 ·  Translate
6
Add a comment...

Reza Mohammadi

Shared publicly  - 
 
ای آنهایی که از Google Docs استفاده می‌کنید، اگر از دست فونتش شاکی هستید، بی‌زحمت برید توی منوی Help، بزنین Docs Help بعد توی اون پنجره‌ای که باز می‌شه اون گوشه send feedback رو بزنین. بعدش این متن رو بنویسین:

Font Request: Noto

Specially for those languages which Docs doesn't offer  "Add font" ability. Noto is a rich font family, and is provided by you, Google! It would be great if you help the noto team to reach its mission:
"Its design goal is to achieve visual harmonization across languages"

https://www.google.com/get/noto/#/

یا حالا هر متن دیگه‌ای که دوست دارید. خود این آقای ساپورتشون گفته هر چی بیشتر درخواست بفرستین بهتره، وگرنه به نظرم نباس راه حلش شلوغ‌بازی باشه :P
https://productforums.google.com/d/msg/docs/n0bV3hlXW7s/OrP6KMwHUkMJ
 ·  Translate
Beautiful and free fonts for all languages. Noto is Google’s font family that aims to support all the world’s languages. Its design goal is to achieve visual harmonization across languages.
7
4
Minahe RF's profile photoRoozbeh Leylabi's profile photoArdalan Tabatabaie's profile photosiamak zabihi's profile photo
2 comments
 
رضا جان لطفا این مبحث رو در این گروپ مطرح کنید. کسی که مسئول بخش فارسی گوگل هست در این گروه فعالیت میکنه میتونه مشکل رو سریع تر برطرف کنه https://groups.google.com/forum/#!forum/persian-computing-fa
 ·  Translate
Add a comment...
People
Have him in circles
880 people
Mohammad Saheb (‫محمد صاحب‬‎)'s profile photo
Seyed Aryan Mirfenderesgi's profile photo
Nima Kolahi's profile photo
Nasrollah Rihani's profile photo
Vahid MsM's profile photo
Pouyan Moayeri's profile photo
vahid rezaei's profile photo
Omid Aladini's profile photo
Siavash Mirkhani's profile photo
Work
Occupation
Software Development
Employment
  • Cafe Bazaar
    Senior Software Developer, 2010 - present
  • Sharif FarsiWeb Inc.
    Senior Software Developer, 2009 - 2010
  • Iran Rayaneh Engineering Co.
    Software Developer, 2009 - 2009
  • Zeerak Company, Ltd.
    CTO, 2006 - 2009
  • Sepehr Mehr
    J2EE developer, 2004 - 2005
Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
Tehran, Iran
Previously
Mashhad, Iran
Links
Story
Tagline
CTO at Cafe Bazaar
Education
  • Sharif University of Technology
    Computer Science, 2003 - 2009
Basic Information
Gender
Male
Other names
Mohammady Ghayeghchi Ghayeghchy Ghaieghchi Ghaieghchy رضا محمدی قایقچی‎
Apps with Google+ Sign-in
  • Entanglement
  • Chess Free
  • Interlocked