Profile

Cover photo
Omid Amraei
Works at Web Advice
Lives in New York, United States
108,734 views
AboutPosts

Stream

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
احتمالا شما هم این دو نوع رویکرد رو در راننده تاکسی ها دیدید.

یه عده با همون سرعتی که دارن رانندگی میکنن فقط سرشون رو یه کم کج میکنن. میخوان اول مطمئن بشن بعد ترمز بزنن. شخصا معمولا سوار این تاکسی ها نمیشم. معمولا هم مسیرشون با من یکی نیست.

یه عده اما کامل ترمز میکنن. متوقف میشن انگار که مطمئن هستن هرجا شما بری اونها هم میرن. من هم با اطمینان بیشتری سوار این تاکسی ها میشم و در ۹۹٪ موارد هم مسیرشون میخوره.

همین رویکرد توی استخدام هم وجود داره. اونهایی که میخوان اول بهشون توضیح داده بشه چقدر حقوق میگیرن مثل راننده های دسته اول هستن.

#کار #career
 ·  Translate
4
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
خیلی خوشتیپید؟ برید بازاریاب بشید

من نمیدونم مبنای این تفکر از کجا بوده که هرکی خوشتیپه میره نوازنده گیتار، نقاش، مدل یا در کل هنرمند میشه. اما اینو خوب میدونم که یه سازمان موفق باید خوش تیپ ترین افرادش رو برای بازاریابی استخدام کنه.

عید نوروز نزدیکه و این روزها وقتی توی خیابون های سطح شهر در حال رفت و آمد هستید، افراد زیادی رو میبینید که در حال پخش کردن تراکت هستن و تبلیغ کالا یا خدماتی رو انجام میدن.

اما نکته ایی که برای من جالبه طرز پوشش و رفتار این افراده. جالبه که معمولا این افراد از نظر آراستگی در پایین‌ترین سطح نسبت به سایر افراد همون بیزینس قرار دارن.

من نمیخوام خیلی سخت گیر باشم و بگم که بازاریاب های شما باید آراسته تر از مشتریان شما باشن، اما حداقل بهتره هم سطح اونها یا هم سطح سایر پرسنل شما باشن.

ما آدمها به طور طبیعی طالب پرستیژ هستیم و احترام رو هم معمولا در پرستیژ جستجو می کنیم. پرستیز در توجه، ادبیات، پوشش و مولفه های ظاهری طرف مقابل.

نکته مهم دیگه اینه که این پرستیز و آراستگی اگر متعادل نباشه تبدیل به اغواگری میشه و یه موضوع منفی از طرف مشتری ایجاد میکنه. مثلا آراستگی در ظاهر و عدم آراستگی در ادبیات و مهمتر از اون «توجه» باعث میشه که مشتری نسبت به شما احساس تردید و فریب کاری داشته باشه.

آراستگی و پرستیژ در توجه یعنی اینکه شما با تمام حواس پنج گانه به مشتری خودتون توجه کنید. اگه نگاهتون سمت مشتری و گوشتون جای دیگه، یا گوشتون سمت مشتری و ذهنتون جای دیگه باشه، این یعنی شما پرستیژ کافی رو در توجه به مشتری ندارید.
 ·  Translate
6
2
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
چطور میشه کار نکرد؟ (بخش دوم از کار هوشمندانه)

من احتمالا از تنبل‌ترین آدم‌ها در نوع خودم هستم. بنابراین همیشه به دنبال این بودم که اصلا کار نکنم و درآمدم هم کاهش پیدا نکنه.

قبلا مطلبی نوشتم در ارتباط با کار هوشمندانه به جای سخت کار کردن. حالا میخوام بگم فهمیدن اینکه چطور باید سخت کار کرد، خودش بخشی از هوشمندی در کاره.

یکی از متدهایی که من استفاده میکنم اینه که مدام در حال کاهش ساعات کارکرد و در عوض افزایش بهره‌وری و فشردگی کارم هستم.

زمانی روزی ۸ ساعت مثل همه کار میکردم. بعد به ۵ ساعت کاهشش دادم و در عوض اون ۵ ساعت فشرده تر کار میکردم. حالا همون رو هم به ۳ ساعت کاهش دادم و خیلی خیلی فشرده تر کار میکنم. یعنی توی این ۳ ساعت تنها کار غیر مرتبطی که انجام میدم نفس کشیدن و پلک زدنه.

فرض کنید که این ۳ ساعت از ۵ تا ۸ صبح باشه. یعنی وقتی که کمترین مزاحمت هست، بیشترین اکسیژن در هوا موجوده و قبلش ۵ تا ۸ ساعت استراحت داشتم. در نتیجه بیشترین تمرکز هم امکان پذیره و بازدهی در حداکثر ممکنه.

احتمالا الان سوالتون اینه که با این حساب من بقیه روزم رو چیکار میکنم؟ خب در جواب میگم که هیچی! میخوابم، میخورم، ورزش میکنم، فیلم میبینم، به موسیقی گوش میدم، مطالعه میکنم، می‌نویسم، میرم گردش و خلاصه کار نمی کنم.

تنها چیزیم که بهش ایمان دارم اینه که میشه این ۳ ساعت رو هم به ۱ ساعت کاهش بدم. راهش رو پیدا کردم بهتون خبر میدم ;)
 ·  Translate
8
2
‫محمدامیر لطفی (سائل الزهرا)‬‎'s profile photoMas Jahan's profile photo
2 comments
 
ممنون.. جالب بود 
 ·  Translate
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
یک کامیونیتی یکپارچه نیاز به حمایت داخلی داره!

خیلی اتفاق می‌افته که ما نق بزنیم و از اینکه چرا اتفاق مهمی توی کامیونیتی ما نمی‌افته شاکی باشیم.  این منو یاد یک موضوعی میندازه:

میگن وقتی آدم میمیره به خدا می گه «چرا برای مردنم یه خبری چیزی بهم ندادید که آماده باشم؟» و در جوابش میگن «ندیدی پدر، مادر و نزدیکانت یکی یکی مردن؟ اینا زنگ آماده باش نبود؟».

از یک طرف به جای نق زدن باید بدونیم که واقعا اتفاقات مهمی افتاده و اگه ما بینش کافی نداشتیم تا ببینیم، پس این مشکل ماست. 

از طرف دیگه یک کامیونیتی برای بزرگ شدن به حمایت داخلی بیشتری نیاز داره. شما هیچ کامیونیتی رو در دنیا پیدا نمی کنید که بزرگ شدنش منشا خارجی مهمی داشته باشه. یعنی عامل موفقیت اونها یکپارچگی و همگرایی اونهاست.

چه باید کرد؟ (این چه سوالی بود واقعا پرسیدید؟) خب معلومه دیگه! باید حمایت کرد. این دیگه سوال پرسیدن نداره ;)

چه جوری باید حمایت کرد؟ (آفرین! این سوال خوبیه)
یکی از راه های حمایت اینه که همدیگه رو ببینیم. به عنوان مثال من وبلاگی دارم و مطلبی در خصوص تجربه‌کاربری نوشتم، اگه توی مطلبم به یه وبلاگ فارسی دیگه لینک (ارجاع) دادم و نظر یه متخصص دیگه رو هم مطرح کردم، این نه تنها کسر شان من نیست، بلکه حتی به مقاله من اعتبار میده.

حالا گذشته از ارزشی که این ارجاع دادن از حیث بازاریابی محتوا داره، کاری در جهت همون حمایتی هست که عرض می کنم.

یا یک نوع دیگه از حمایت وقتیه که داریم یک رویداد یا همایشی برگزار می‌کنیم. من وقتی توی یکی از شهرهای کشور کارگاهی دارم، از متخصصین بومی اون شهر دعوت می کنم بیان توی کارگاهی که من باید برگزار می کردم حرف بزنن.

این نه‌تنها به کارگاه من ارزش می ده، بلکه حمایتی هست برای متخصصین بومی اون شهر و حمایتی برای یکپارچه تر شدن کل کامیونیتی.

یک مثال عملی‌تر: من توی وب سایت وب‌ادوایس تبلیغات Anetwork رو قرار دادم. همه شما می دونید که ما به این تبلیغات هیچ نیاز مالی نداریم، اما می‌خواییم اعلام کنیم که ما یکی هستیم. ما سایر اعضای جامعه رو میبینیم و به اونها احترام میگذاریم.

باور کنید که با هم خیلی بیشتریم!




----
شما اختیار دارید به هرشکلی مایل هستید به اشتراک بگذارید!
 ·  Translate
7
2
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
من از اینکه چیزی بگویم و کسی به من انتقادی نکند می ترسم، چرا که می ترسم مرا رها کرده باشند تا در جهالت خود بمانم.
«خود خودم»

البته این جمله رو من بارها از سر خودشیفتگی ;) توی همین فیس بوک نوشتم و شاید دیگه تکراری شده باشه، اما واقعا احساس می کنم دانش چیزی نیست که بشه احتکارش کرد. ما آدم ها مجبوریم و باید که دانشمون رو به اشتراک بگذاریم و اگر این کار رو نکنیم هیچ وقت رشد نمی کنیم.

«به اشتراک گذاری دانش» یکی از المنت های رشد ارگانیکه که بسیار قدرتمند و کارآمده. آدم ها رو در جهالت خودشون رها نکنید. این کار بیش تر از اینکه به اونها صدمه بزنه به خود شما آسیب می‌رسونه.

اگر کسی رو نسبت به چیزی نا آگاه می میبینید، به دور از احساس خود برتر بینی بهش کمک کنید تا در اون موضوع آگاه بشه و باور کنید که این کار بیشتر از هر چیزی به شکوفا شدن خود شما کمک می کنه.

هیچ چیزی در هستی اتفاق نمی افته که تنها به نفع شما باشه. 
«هیچ در کشت و زرع خود اندیشیده ایید؟ شما آن را می پرورانید یا ما می پرورانیم؟»
﴿واقعه: ٦٣و٦٤﴾
 ·  Translate
4
Nima Ghaedsharafi's profile photo
 
این طرز فکر شما نشان از یک فرهنگ تراز اول داره! در جهان سوم این اندیشه مرسوم هست که من اگر چیزی بلد هستم و دیگری بلد نیست من نباید به او یاد بدهم که رقیب من شود!
واقعن بهتون تبریک میگم :) 
 ·  Translate
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
عجب شوی عجیبی در شرف برگزاری در شیرازه!

من واقعا تا دیشب به محتوای «همایش بازاریابی اینترنتی، اقتصاد و گردشگری شهری» که قراره توی شیراز برگزار بشه نگاه نکرده بودم. 

من اصلا دوست ندارم یه آنتی باشم، اما واقعا باید بپرسم چرا اینقدر Cheap و بی مایه؟ من پیشنهاد می کنم عنوان این رویداد رو از «همایش» به «شو» تغییر بدن چون در واقع چیزی بیشتر از شو هم به نظر نمی‌رسه!

با حفظ احترام (No offence)، واقعا یعنی صنعت گردشگری ما اینقدر عقب افتاده است که یک نفر از اونور دنیا بیاد و براشون در مورد سئو حرف بزنه؟؟!

من این همایش رو به هیچ وجه نه در شان کشور و نه در شان شیراز و جامعه اون نمی دونم. مطالبی که داره اینجا بهش پرداخته می شه رو کم و بیش ما در حاشیه جلسات بهش پرداختیم.
 ·  Translate
5
HR F's profile photoNima Ghaedsharafi's profile photo
2 comments
 
من هم این شو رو شرکت کردم و واقعا تنها چیزی که همجا اعلام کردم این بود که مزخرف ترین و وقت تلف کننده ترین نشستی بود که تو عمرم رفته بودم! فقط چند تا ادمه ( نه چندان ماهر ) از چند نقطه جهان جمع کرده بودند اورده بودند ایران رو بهشون نشون بدن!
وقتی در زمان های استراحت می دیدم که توی راه رو های برج میلاد ملت دارن تو سر خودشون می زنن که با این ادما عکس یادگاری بگیرن فقط می تونستم تاسف بخورم! من رفتم از یکیشون یه سوال در باره مطلبی که ارائه داده بودن پرسیدم، حتی نتونستن به سوالی که برای من در رابطه با ارائه خودشون بود پاسخ بدن!! اونجا بود که این سوال واسه من پیش امد که چرا این شخص رو اوردن که برای گردشگری ایران راه حل ارائه بده! 
 ·  Translate
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
یک احمقانه‌ نامرئی بسیار تکرار شونده!

اغلب ما آدم ها خوشبختانه از سطح قابل قبولی از فهم و درایت برخورداریم تا خیلی از کارهایی که فکر میکنیم نباید انجام بدیم رو انجام ندیم. بعضی از مسئولیت هایی که صلاحیتش رو نداریم نپذیریم.

- دانش اتمی یه دانش خیلی باکلاسه و کسی که با اتم سروکار داره دانشمند به حساب میاد. از طرفی بسیار هم سودآوره، یعنی یک دانشمند اتمی جریان درآمدی نسبتا خوبی داره. اما ما هیچ وقت توی خونه مون رآکتور هسته‌ایی راه‌اندازی نمیکنیم. ما عاقلیم و میدونیم یه اشتباه میتونه همه چیز رو نابود کنه.

- گاو حیوان بسیار مفیدیه. هم از گوشتش استفاده میکنیم هم از شیرش. هم درنهایتا از فضولاتش میتونیم انرژی تولید کنیم. اما هیچ کدوم از ما توی خونه هامون گاو نگهداری نمی‌کنیم. ما عاقلیم و میدونیم گاو به محیط زیست و پرورش مناسب نیاز داره.

- بدن انسان توانایی این رو داره که خودش رو با شرایط سازگار کنه. مثلا ما قابلیت این رو داریم که شیشه بخوریم بدون اینکه مشکلی برامون پیش بیاد. اما هیچ کدوم از ما شیشه نمیخوره. ما عاقلیم و میدونیم این کار طی ماه ها و سالها تمرین و تکرار میسره.

اما مواردی هم هست که ما خیلی راحت با احمقانه‌های خودمون کنار میاییم چون نامریی هستن و متوجه اوج احمقانه بودنشون نمیشیم.

یکی از احمقانه‌های رایج اینه که از پذیرش هیچ عنوان مدیریتی امتنا نمیکنیم. برای ما اصلا پذیرفتن مسئولیت مدیریت یک سری آدم دیگه ریسک بالایی به حساب نمیاد چون اهمیتی نمیدیم که تصمیمات (اغلب از روی بی تجربگی ما) چه نتیجه‌ایی ممکنه در زندگی خودمون و دیگران داشته باشه.

مدیریت یکی از اون چیزهاییه که اصلا تصور آموزشی نسبت بهش نداریم. ما فکر میکنیم بعضی آدمها ذاتا مدیر هستن و بعضی ها هم نیستن. مدیریت نیاز به تمرین و کارآموزی نداره چون توی خون ماست.

و همه اینها در حالیه که نسبتا به پرورش دامها احساس مسئولیت و تخصص گرایی میکنیم.
 ·  Translate
5
1
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
یک عملگرای تحت فشار (خصوصیت مهم یک هکر)

شما یادتون نمیاد ;)، چند سال پیش (زمانی که نیروی کار زیاد بود) یک شرکت تهرانی قصد داشت برای یکی از پروژه های خودش یه برنامه نویس دات‌نت استخدام کنه. از من خواستن تا براشون کار مصاحبه با متقضیان استخدام رو انجام و فرد مناسب رو بهشون پیشنهاد بدم.

حدود 30 نفر مراجعه کردن و من یه پروژه ثابت رو به همه اونها دادم تا برن و انجامش بدن. یک هفته هم بهشون فرصت دادم.

دو روز بعد، از شرکت تماس گرفتن و گفتن که یه آقایی اومده و خواهان شرکت در مصاحبه است. بگیم بیاد یا مصاحبه بسته شده؟ گفتم بگید بیاد.

من مثل سایرین به ایشون هم یه پروژه دادم و رفت که انجام بده.

وقتی فرصت 7 روزه تمام شد همه (من جمله همون یک نفر) پروژه ها رو آوردن. پروژه رو به روش ها و در سطوح مختلفی انجام داده بودن. تقریبا میشد از بینشون 5 یا 6 نفر کاندید برای ورود به مصاحبه نهایی (که در مورد کار حرفه‌ایی بود) انتخاب کرد.

رسیدم به پروژه همون یک نفر! اما در نهایت تعجب دیدم که کار رو به ضعیف ترین شکل ممکن انجام داده. چون خیلی برای شرکت در مصاحبه اصرار کرده بود از شرکت خواستم که بهش بگن بیاد و صحبت کنیم.

وقتی اومد پرسیدم مگه شما نگفتی چند سال تجربه داری؟ گفت بله!
پرسیدم مگه نگفتی هرکاری میتونی انجام بدی؟ گفت بله!
پرسیدم پس چرا با اون همه اصرار این پروژه رو اینقدر ضعیف انجام دادی؟ طوری که انگار اولین باره برنامه نویسی میکنی.

جواب داد: آخه من برنامه نویس دات نت هستم، نه PHP و تا حالا هیچ وقت به این زبان برنامه نویسی نکرده بودم.

من تازه یادم افتاد که اشتباها بهش پروژه PHP دادم (چون زبان مورد علاقه خودم بود). ازش پرسیدم: یعنی قبلا اصلا PHP کار نکرده بودی؟ پس چطور این برنامه رو نوشتی؟

گفت: رفتم یه کتاب خریدم و با هرچی که یاد گرفتم این کارو انجام دادم.

من فورا به شرکت اعلام کردم که این آقا استخدامه و بقیه می تونن برن.

از خصوصیات یه هکر اینه که شما رو از پیچیدگی‌های اجرا (اون هم تحت فشار و زمانی که محدودیت های زیادی وجود داره) عبور میده. یه آدم پراگماتیست (عملگرا ) که در ادبیاتش چیزی با عنوان «نمیشه» وجود نداره.

اگر با همچین فردی برخوردید فورا استخدامش کنید. شاید هیچ وقت دیگه تو زندگیتون چنین شانسی نداشته باشید.
 ·  Translate
5
3
Saman Vahdat's profile photo
 
آقا امید همیشه مطالب شما راهنمای من بوده و هست . خیلی ممنونم .
 ·  Translate
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
تجربه‌کاربری و کسب و کار مکمل هم هستن!

در مواجهه با تجربه کاربری و کسب و کار افراد نا‌آگاه دو گروه هستن.

گروه اول افرادی که فکر می‌کنن تکنیک‌های کسب و کاری و بازار به تنهایی عامل موفقیت یک برنده. بازاری معاب هستن و کار متخصصین تجربه کاربری رو کمی تا قسمتی قرتی بازی، بیهوده کاری، فلسفه بافی و غیره و زالزالک تصور میکنن. ;)

دست دوم افرادی که عکس این فکر می کنن. یعنی متخصصین تجربه کاربری که افراد بازار بین، و بازار نگر رو افرادی متحجر و با افکار پوسیده و بی کاربرد می دونن.

جالب اینکه هر دو گروه نسبت به همدیگه موضوع بالادست هم میگیرن.

متاسفانه هر دو گروه سخت در اشتباه هستن. شما اگر مغز متفکر کسب و کار هم که باشید بدون تجربه‌کاربری خوب شانس بسیار محدودی برای موفقیت دارید. همچنین بهترین متخصصین تجربه‌کاربری بدون تکنیک‌های کسب و کاری فقط یک سری موجودات خلاق بی مصرف هستن.

البته که تجربه‌کاربری و کسب و کار ۳۰ درصدی هم همپوشانی دارن و کاملا منفک از همدیگه نیستن، اما درست اینه که وقتی کاری شروع میشه به دانش خودشون صرفا اتکا نکنن و از همدیگه کمک بگیرن.

و الهمکاری، و ما ادراک ما الهمکاری
 ·  Translate
7
1
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
 
. صفحه های لمسی یه باردیگه کاربا اینترنت رو لذت بخش کردن. درست مثل حس و حال دهه هفتاد و وقتی که بعداز نیم ساعت کانکشن دایال آپمون وصل می شد.
 ·  Translate
2
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
وضعیت یه جوریه که آدم نمی تونه با کسی یه کم صمیمی بشه. فورا همه حد و حدود و مرزها شکسته می شه.
 ·  Translate
6
Add a comment...

Omid Amraei

Shared publicly  - 
 
یک طوری شده که فکر می کنم هر سرویسی هرجای دنیا در حال راه اندازیه، قبل از لانچ اول ایمیل و پسوورد من رو توی سرویس‌شون ثبت می کنن.

دو سالی می شه که وقتی می خوام توی هر سرویسی ثبت نام کنم می گه: ایمیل قبلا ثبت شده. نتیجتا با زدن یوزر و پسورد وارد می شم.

یعنی Globally recognized هستیم ما ;)
 ·  Translate
5
Add a comment...
Story
Tagline
An optimist digital strategist and user experience designer with a focus on web-based tools that may enhance our lives.
Introduction

An optimist digital strategist and user experience designer with a focus on web-based tools that may enhance our lives.

I'm consulting (giving advices) design & development teams most times and individuals sometimes by phone, e-mail or in person. However, there are some free advices available on webadvice for those people who can’t afford to hire (or rent) someone like me.

Places
Map of the places this user has livedMap of the places this user has livedMap of the places this user has lived
Currently
New York, United States
Previously
Shiraz, Iran - Seoul, South Korea - Stockholm, Sweden
Contact Information
Home
Skype
omidamraei
Work
Email
Skype
omidamraei
Google Talk
omidamraei
Work
Occupation
Digital strategy, UX design, blogging and public speaking.
Skills
UI/UX Design, PHP Web Development, Public Speaking
Employment
  • Web Advice
    Editor-in-chief, 2013 - present
  • Kassit Corporation
    C.E.O., 2010 - 2014
Basic Information
Gender
Male
Looking for
Friends, Networking
Birthday
November 22
Relationship
Married
Links
Contributor to