Profile cover photo
Profile photo
‫ناولـر‬‎
116 followers -
کتابخانه‌ی مجازی رمان‌خوان‌های فارسی زبان
کتابخانه‌ی مجازی رمان‌خوان‌های فارسی زبان

116 followers
About
ناولـر's posts

Post has attachment
قسم می‌خوردم دوباره هرگز با تو ارتباطی نداشته باشم، اما شیش هفته گذشته و هنوز حس بهتری ندارم. بدون بودن تو، هزاران کیلومتر دور از تو، هیچ آرامشی ندارم. این واقعیت که دیگه از حضورت شکنجه نمی‌شم یا در و دیوار از ناتوانی‌ام در داشتن تنها چیزی که واقعا می‌خوام نمیگه، منو التیام نمی‌ده. این اوضاع رو بدتر می‌کنه. آینده‌ی من مثل یه جاده خالی غم‌افزاست. نمی‌دونم دارم چی می‌گم. جنی عزیزم، فقط اگه یه لحظه حس می‌کنی تصمیمی که گرفتی اشتباهه. این در همیشه به روی تو بازه و اگر فکر می‌کنی تصمیمت درست بوده، حداقل اینو بدون که یه مردی هست که عاشقته، که درک می‌کنه تو چقدر گران‌بها و باهوش و مهربونی. مردی که همیشه عاشقت بوده و زیانش رو تا همیشه به جون می‌خره.

#آخرین_نامه_معشوق
#جوجو_مویز
#عاشقانه #بریتانیا

✅تازه‌ترین اثر ترجمه شده از جوجو مویز، نویسنده‌ی رمان‌های پیش از تو و پس از تو

✅ خرید با ۲۰ درصد تخفیف، هدیه ویژه کتابیسم برای کاربران ناولر از لینک زیر:

🎁 https://goo.gl/Bwx7aA


Post has attachment
استفاده ما از مدارک به این دلیله که طرف مقابلمون رو نسبت به وظایفش آگاه کنیم. قصد داریم با این کار خیال خودمون رو راحت کنیم و مطمئن باشیم که اون خودش مسئولیت هاش رو می‌دونه: قراردادها، کارت‌های شناسایی، مجوزها، شهادت توی دادگاه، قبض‌های مختلف، رضایت نامه، گواهی‌های مالی، گواهی درآمد، حتی شجره نامه نوشتن. نمی‌دونم همش رو گفتم یا نه، چیزی یادم رفته؟! چیزی که می‌خوام بگم اینه که زن و مرد برده ترسشون هستن. همش می‌ترسن که بهشون خیانت بشه، برای همین هم هست که همش در فکر جور کردن مدارک جدیدی هستند تا به وسیلهٔ اون بتونند معصومیت و بی گناهیشون رو ثابت کنند. زن در ریگ روان

زن در ریگ روان
کوبه آبه

Post has attachment
سلام

هم‌زمان با چهارسالگی ناولـر، خوشحالیم اعلام کنیم نسخه ۲.۰ سایت هم آماده شد.

همیشه شاد و کتابخون باشین
منتظر نظراتتون هستیم
ناولـر
:)



بهترین نقل‌قول‌ها از بهترین رمان‌ها در #کانال_تلگرام ناولر :)

telegram.me/novler

Post has attachment
 مهربان‌ها و نازنین‌ها زیاد مقاومت نمی‌کنند. اگرچه قلبشان را نیز به روی طرف نمی‌گشایند، ولی نمی‌توانند از صحبتی که شروع شده است بگریزند و کناره بگیرند. کم‌حرف هستند، جواب‌های کوتاه می‌دهند، ولی جواب می‌دهند و هرچه در گفتگو پیشتر بروی بیشتر جواب می‌دهند.

شاهکارهای کوتاه (6 داستان) 
فئودور داستایوفسکی

Post has attachment
 امروز دیگر قهرمانی وجود ندارد که آدم داستانش را بنویسد، چون دیگر فرد به خود معتقدی باقی نمانده، و اصلا فردباوری برافتاده و انسان تنهاست و تنهایی آدم‌ها همه به هم می‌ماند و هیچ‌کس حق ندارد آن‌جور که خودش می‌خواهد تنها باشد و آدم‌ها آحاد توده‌ای تنها و بی‌نام و بی‌قهرمانند.

طبل حلبی
گونتر گراس (1927-2015)
Photo

Post has attachment
 به آسمان نگاه می‌کنم، در پی نشانه‌ای از رحمت، ولی نمی‌یابم. فقط ابرهای بی‌تفاوت تابستان را می‌بینم که به سمت اقیانوس آرام در حرکت‌اند. آن‌ها هم حرفی برای گفتن ندارند. ابرها همیشه کم‌حرفند. شاید نباید به آن‌ها نگاه کنم. آنچه من نیاز دارم، نگاه کردن به درون خود است. خیره شدن به درون چاهی عمیق. آیا آن‌جا رحمتی یافت می‌شود؟ نه. هیچ‌چیز نمی‌بینم جز سرشت خود. همان سرشت تنها، یک‌دنده، تکرو و اغلب خودمدار که در عین حال به خود مشکوک است. همان که تا به مشکلی برمی‌خورد، می‌کوشد از دل آن وضعیت نکته‌ای طنزآمیز، یا کمابیش طنزآمیز، بیرون بکشد. این ماهیت را مثل چمدانی کهنه در طول مسیری دراز و پرگردوغبار همواره با خود حمل کرده‌ام. حمل آن از سر علاقه و دلبستگی نبوده است. جابه‌جایی‌اش با آن محتویات سنگین طاقت فرساست، ضمن آنکه ظاهری افتضاح دارد و جای‌جایش پوسیده است. من آن را حمل می‌کنم چون اساسا قرار نبوده که چیز دیگری را حمل کنم. با این همه، انگار رو‌زبه‌روز بیشتر به آن خو گرفته‌ام، همان‌طور که شاید شما بپندارید.

از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم
هاروکی موراکامی

Post has shared content

Post has attachment
چندی پیش، مقاله‌ای در مجله تایم منتشر شد که نویسنده‌اش ادعا می‌کرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده می‌شود به‌زودی از بین خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدم‌ها کمتر شده و این روزها دیگر آدم‌ها سرسری کتاب می‌خوانند و با وجود مطالب خلاصه شده اینترنتی تعداد خواننده‌های کتاب‌ها روز به روز تقلیل پیدا می‌کند.

نکته وحشتناک ماجرا این جاست که مطالعات ثابت کرده، کتاب‌خوان‌ها در قیاس با افراد عادی آدم‌های خوب‌تر و باهوش‌تری هستند و شاید تنها آدم‌هایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشق شدن را داشته باشند.

بر اساس مطالعاتی که روان‌شناسان در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام داده‌اند، کسانی که رمان می‌خوانند میان انسان‌ها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، می‌توانند عقاید، نظر و علائق دیگری دیگری را مدنظر قرار دهند و درباره آن قضاوت کنند.

آن‌ها می‌توانند بدون این که عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.

تعجبی هم ندارد که کتاب‌خوان‌ها آدم‌های بهتری باشند. کتاب خواندن تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است. یاد گرفتن این نکته که چه طور بدون این که خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.

کتاب‌خوان‌ها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدم‌ها دسترسی دارند. آن‌ها چیزهایی دیده‌اند که غیر کتاب‌خوان‌ها امکان ندارد از آن سر دربیاورند و مرگ انسان‌هایی را تجربه کرده‌اند که شما هرگز آن‌ها را نمی‌شناسید.

آن‌ها یاد گرفته‌اند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیده‌اند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتاب‌خوان‌ها بسیار از سن‌شان عاقل‌ترند.

تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابت کرده که هر چه‌قدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آن‌ها قوی‌تر می‌شود و در نهایت باعث می‌شود این بچه‌ها واقعا عاقل‌تر شوند، با محیط‌شان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درک‌شان بالاتر برود.

تجربه‌های قهرمان‌های داستان‌ها تبدیل به تجربه‌های خود خواننده‌ها می‌شود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان می‌کشد، تبدیل به باری می‌شود که خواننده باید تحمل کند. خواننده‌های کتاب‌ها هزاران بار زندگی می‌کنند و از هر کدام از این تجربه‌ها چیزی یاد می‌گیرند.

اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلب‌تان را پر کند، می‌توانید این کتاب‌خوان‌ها را در کافی‌شاپ‌ها، پارک‌ها و متروها پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آن‌ها را به جا خواهید آورد.

کتاب‌خوان‌ها با شما حرف نمی‌زنند، با شما رابطه برقرار می‌کنند

آن‌ها در نامه‌ها یا مسج‌هایشان انگار برای‌تان شعر می‌نویسند. صرفا به سوالات‌تان جواب نمی‌دهند یا بیانیه صادر نمی‌کنند، بلکه با عمیق‌ترین فکرها و تئوری‌ها پاسخ شما را می‌دهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایده‌هایشان مسحور خواهند کرد.

تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشان داده، کتاب خواندن برای کودکان باعث می‌شود آن‌ها کلماتی را یاد بگیرند که هرگز در مدرسه به آن‌ها یاد نمی‌دهند.

به خودتان لطف کنید و با کسی قرار بگذارید که می‌داند چه‌طور از زبان‌اش استفاده کند.

آن‌ها فقط شما را نمی‌فهمند، درک‌تان می‌کنند

آدم‌ها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روح‌شان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذ می‌کند و به بخش‌هایی از روح شما دسترسی پیدا می‌کند که هیچ‌کس دیگر قبلا کشف‌اش نکرده است.

بهترین کاری که خواندن داستان‌ها با آدم‌ها می‌کنند این است که کامل نبودن شخصیت‌ها باعث می‌شود ذهن شما سعی کند از ذهن دیگران سردربیاورد. این جور آدم‌ها توانایی همدلی پیدا می‌کنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعی می‌کنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.

آن‌ها نه‌تنها باهوش‌اند که عاقل هم هستند

باهوش بودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقل بودن آدم‌ها را تحریک می‌کند. همیشه مقاومت در برابر آدم‌هایی که می‌شود چیزی ازشان یاد گرفت کمی سخت است. عاشق یک آدم کتاب‌خوان شدن نه‌تنها کیفیت گفت‌وگو را بالا می‌برد، بلکه باعث می‌شود سطح گفت‌وگو بالا برود.

بر اساس تحقیقات، کتاب‌خوان‌ها به دلیل دایره وسیع واژگان‌شان و مهارت‌های حافظه، آدم‌های باهوش‌تری هستند. ذهن آن‌ها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمی‌خواند توانایی درک بالاتری دارد و راحت‌تر و به‌شکل موثرتری می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

قرار و مدار گذاشتن با آدم اهل کتاب به قرار گذاشتن با هزاران نفر می‌ماند. انگار که تجربه‌ای را که او با خواندن زندگی همه این آدم‌ها به دست آورده در اختیار شما قرار دهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشته باشید.

اگر با کسی قرار بگذارید که کتاب می‌خواند، یعنی می‌توانید هزاران بار زندگی کنید.



Post has shared content
معرفی هفت رمان ادبیات معاصر، این کتاب ها در چند منبع، جزء اثرگذارترین کتاب ها لیست شدند.

1-      لباس غواصی و پروانه The Diving Bell and the Butterfly  به فرانسوی Le Scaphandre et le Papillon 
4 از 5 goodreads
ژاک دومینیک بائوبی قبل از اینکه دچار عارضه حمله مغزی و معلولیت جسمی بشود، از سردبیران مجله ال (Elle) بود. وی که دچار فلج جسمی (Locked-In syndrome) شده بود، از لحاظ مغری کاملاً سالم بود اما بجز پلک چشم چپش، اختیار تمامی اعضلات بدنش را از دست داده بود. از این روی تنها راه ارتباطی‌اش با دیگران از طریق پلک‌زدن بود. وی به این وسیله و با کمک پرستاران و اطرافیانش کتابی از زندگی خود را نوشت. وی ۱۰ روز پس از چاپ کتابش، به علت ابتلا به ذات الریه درگذشت.  از روی کتاب فیلمی در سال 2007 ساخته شد که اگر خاطرتان باشد فیلم در همان سال نامزد دریافت چندین جایزه کن و بفتا، گلدن گلوب و اسکار شد.

2 -  ذن وهنر نگهداشت موتورسیکلت  Zen and the Art of Motorcycle Maintenance
3.73 از 5 goodreads
اگر فیلم هامون را دیده باشید، یکی از کتاب هایی که علی عابدینی به حمید هامون معرفی می کند، همین کتاب است، کتابی است از رابرت پیرسیگ، نویسنده آمریکایی که در سال ۱۹۷۴ منتشر شده‌است. کتاب به صورت خاطرات سفر ۱۷ روزه نویسنده با موتورسیکلت، از مینه سوتا به کالیفرنیا می‌باشد. پیرسیگ در خلال این سفرنامه دیدگاههای فلسفی خود را شرح می‌دهد و به توضیح بعد "کیفیت" (Quality) می‌پردازد. این کتاب پس از انتشار به یکی از کتابهای پرفروش و عامه پسند در زمینه فلسفه تبدیل شد و حدود ۵ میلیون نسخه فروش رفت. عنوان کتاب نوعی بازی با عنوان مقاله ایست به نام "ذن و فن کمانگیری" که نویسنده‌ای آلمانی به نام یوجین هریگل پس از مطالعه فلسفه و فرهنگ بودائی ژاپنی در سال ۱۹۳۶ چاپ کرده بود. پیرسیگ در ابتدای کتاب اظهار می‌دارد که کتابش برخلاف عنوانش، حاوی اطلاعات دقیقی در مورد فرهنگ ذن بودایی یا موتورسیلکتها نمی‌باشد. نکته جالب توجه اینست که ۱۲۱ ناشر، از نشر این کتاب سرباز زده بودند.

3-      گهواره گربه  Cat’s Cradle
 4.32 از 5 goodreads
چهارمین رمان نویسنده آمریکایی کورت ونه‌گات است که اولین بار در ۱۹۶۳ چاپ شد. این کتاب در مورد علم، تکنولوژی و مذهب بحث می‌کند و در همین حین، مسابقه تسلیحاتی و بسیاری مفاهیم دیگر را به سخره می‌گیرد. دانشگاه شیکاگو بعد از اینکه پایان‌نامه ونه‌گات را در سال ۱۹۷۱ رد کرد، به خاطر این کتاب به او مدرک افتخاری در رشته انسان‌شناسی داد. نام این کتاب از بازی‌ای گرفته شده که کودکان با نخی می‌کنند که دو سرش گره خورده و بین انگشتان دو نفر دست‌به‌دست می‌شود. در اوایل کتاب فلیکس هوینکر (مخترع فرضی بمب اتم) را می‌بینیم که درست در لحظه افتادن بمب مشغول انجام این بازی است. بیشتر اتفاقات کتاب در کشوری تخیلی با نام جمهوری سن لورنزو روی می‌دهد. کورت ونه‌گات در این کتاب به بیان مفاهیم دینی جدید با نام باکونونیسم نیز می‌پردازد که بدست باکونون بنیان‌گذاری شده‌است.

4-  ماجرای عجیب سگی در شب  The Curious Incident of the Dog in the Night-Time
  3.82 از 5 goodreads
کتاب ساده و خوشخوانی است. به شکلی که می شود در یک روز به راحتی تمامش کرد. با این وجود سطحی نیست. کتاب از زبان کریستوفر که بیماری اوتیسم دارد، نقل می شود. در واقع این رمانی است که کریستوفر در مورد قتل سگ همسایه شان نوشته است. کریستوفر به همه چیز منطقی نگاه می کند و به احساسات توجهی نمی کند. با این حال برای احساسات اطرافیانش هم توجیه های منطقی می آورد. گاهی این منطقی بودن به حدی می رسد که آدم وحشت می کند.  (وبلاگ عنبر افشان)
نقل تصادفی از کتاب منبع سایت +ناولر www.novler.com  : اعداد اول اعدادی هستند که پس از بیرون کشیدن همه آن اعداد به دست می‌آیند و من فکر می‌کنم اعداد اول درست مثل زندگی هستند. آن‌ها خیلی منطقی هستند اما هیچ‌وقت نمی‌توانید فرمول‌شان را کشف کنید حتی اگر وقت خود را با فکر کردن به آن‌ها سپری کنید.

5- صد سال تنهایی  One Hundred Years of Solitude  
     4 از 5 goodreads
حاصل 15 ماه تلاش و کار "گابریل گارسیا مارکز" است که به گفته ی خود در تمام این 15 ماه خود را در خانه حبس کرده است . در این رمان به شرح زندگی شش نسل خانواده بوئندیا پرداخته شده است که نسل اول آن‌ها در دهکده‌ای به نام ماکوندو ساکن می‌شود. داستان از زبان سوم شخص حکایت می‌شود. سبک این رمان رئالیسم جادویی است.مارکز با نوشتن از کولیها از همان ابتدای رمان به شرح کارهای جادویی آنها می‌پردازد و شگفتی های مربوط به حضور آنها در دهکده را در خلال داستان کش و قوس می‌دهد تا حوادثی که به واقعیت زندگی در کلمبیا شباهت دارند با جادوهایی که در این داستان رخ می‌دهند ادغام شده و سبک رئالیسم جادویی به وجود آید.ناپدید شدن و مرگ بعضی از شخصیت های داستان به جادویی شدن روایت ها می افزاید. (سایت کتابناک)
نقل تصادفی از کتاب از سایت ناولر : از عکس‌های متحرکی که تاجر ثروتمند ، برونو کرسپی ، در تئاتری که گیشه هایش چون کله ی شیر بود ، نشان می‌داد ، سخت اوقاتشان تلخ شد زیرا هنرپیشه ای که در یک فیلم مرده بود و به خاک سپرده شده بود - و آن همه به خاطر بخت بدش اشک ریخته بودند - بار دیگر زنده می‌شد و در فیلم دیگری در نقش یک مرد عرب ظاهر می‌شد. جمعیت که نفری دو سنتاوو پول داده بودند تا در گرفتاری‌های هنرپیشه شریک باشند ، آن کلاه برداری را تاب نیاوردند و صندلی‌های سینما را خرد کردند. شهردار ، بنابر اصرار برونو کرسپی ، با بیانیه ای اظهار داشت که سینما عبارت از یک سری عکس است و در نتیجه ارزش آن را ندارد که جمعیت این قدر به خاطرش ناراحت بشوند. با آن توضیح مایوس کننده ، عده ی زیادی خود را قربانی یک اختراع جدید کولی‌ها دانستند و با درنظر گرفتن این که خود به اندازه ی کافی دردسر و گرفتاری دارند تا برایش اشک بریزند و لزومی ندارد در غم بدبختی دروغین بشرهای ساختگی هم گریه کنند ، تصمیم گرفتند دیگر پا به سینما نگذراند.

6- بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم  Me Talk Pretty One Day
  3.95 از 5 goodreads
بالاخره یه‌ روزی قشنگ حرف می‌زنم شامل ۲۶ یادداشت طنز از سداریس است. سداريس پرمخاطب‌ترين طنزنويس پانزده سال اخير امريکاست. تمام کتاب‌هايش با مقياس‌های نجومي پرفروش‌اند. تاکنون تنها در امريکا هشت ميليون نسخه ازآثارش به فروش رسيده است و «بالاخره یه‌ روزی قشنگ حرف می‌زنم» به بیشتر زبان‌های زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. سداريس به خاطر اين کتاب جايزه‌ی «ثربر» برای طنز امريکايي را برد و مجله‌ی «تايمز» او را طنزنويس سال نامید. سداریس در دسامبر سال ۲۰۰۸ از دانشگاه بيرمنگام دکترای افتخاری دريافت کرد. او تاکنون بيش از چهل مقاله در مجله‌ی «نيويورکر» چاپ کرده است. (سایت نشر چشمه)
 
7-بخشنده  The Giver
  4 از  5 goodreads
در این داستان، مخاطب، نخست با جامعه ی نوینی ( جامعه اتوپیایی یا مدینه فاضله ) رو به رو اما  به تدریج با نقاط ضعف و نارسایی های این جامعه ( آنتی اتوپیا) آشنا می شود. جامعه ای بدون هویت بشری که مردم در گروه های اجتماعی ساختگی و ظاهری "زوجین"  قرار می گیرند و بچه های نسل جدید به سبب نقش و وظیفه ای که از سوی شوراهای حاکم به آن ها سپرده شده، شناخته می شوند.
کارکرد اجتماعی آن در نگاه منتقدانه ی  لوئیس لوری نویسنده به جامعه ی مدرن به خوبی در این اثر نمایان است. از کتاب بخشنده ۳ تا ۵ میلیون نسخه به فروش رفته و افزون بر دریافت مدال "نیوبری" در سال ۱۹۹۴ نامزد دریافت چندین جایزه ی معتبر دیگر نیز بوده است. "یوناس "دوازده ساله" گیرنده ی سرگذشت ها و خاطرات درد ها و شادی های واقعی زندگی است که از "بخشنده"ی پیر و سالخورده دریافت می کند. او وظیفه دارد نزد بخشنده تعلیمات خاصی را فرا بگیرد. دنیای یوناس، دنیایی کامل است. (سایت کتابناک)
PhotoPhotoPhotoPhotoPhoto
2015-02-26
7 Photos - View album
Wait while more posts are being loaded