Profile cover photo
Profile photo
Mohammad Elmi
149 followers
149 followers
About
Communities and Collections
View all
Posts

خیلی دیده‌ام که آه و ناله می‌کنن که استادا فقط مقاله تولید می‌کنن و کار بلد نیستن و آی داره پایان‌نامه خرید و فروش می‌شه و اینا. خوب همه این حرفا درست. اما فکر می‌کنم که اینا همش معلوله. علت به نظرم تعریف غلطیه که از تحصیلات تکمیلی تو کشور عزیزمون شده. عرض می‌کنم.

من الان حدود ۱۵ ساله که دارم کار می‌کنم. حدود نیمی از مدت رو تو موسسات تحقیقاتی دولتی بودم و اکثر بقیه‌اش رو هم تو شرکت‌های مهندسین مشاور. تو این محیطا تا دلتون بخواد آقایون دارای مدارک ارشد و دکترا ردیف بودن. اما اکثر مواقع حتی تو محیطای تحقیقاتی هم کارایی که تعریف می‌شد واقعا کارای تحقیقاتی نبود. کارایی بود که یه مهندس دارای مدرک لیسانس که البته سرش به تنش بیارزه هم می‌تونست انجام بده. اما دوستان مجبور بودن برای این که بتونن ازش پول در بیارن بهش هزار رنگ و لعاب بدن و جای خروس بفروشنش. این اولین مشکلیه که به نظرم کل نظام آموزش عالی باهاش درگیره. سالانه هزاران نفر ارشد و دکترا می‌فرستیم تو بازار کار که برای انجام کار تحقیقاتی تربیت شدن (یا قرار بوده تربیت شده باشن) اما در عمل کاری نداریم که بدیم دستشون. کارهایی که واقعا تحقیقاتی باشن محدودن و اکثر کارا از دست لیسانسه‌های خوب هم بر میاد. در واقع نیاز کشورمون (احتمالا به خاطر این که کشور پیش‌رفته‌ای نیستیم) کاملا با راه حل‌های شناخته شده مهندسی رفع می‌شه و نیاز به کار تحقیقاتی نداریم. این می‌شه که یه شیفت تو موقعیت‌ها می‌بینیم. جایی که باید مهندس بشینه، یه ارشد یا دکتر نشسته، جای تکنسین مهندس نشسته و قس علی هذا. نتیجه؟ ارزش مدرک کم می‌شه و کم کم می‌ریم که راننده تاکسی با مدرک دکترا داشته باشیم. البته اگه فکر می‌کنید دارم روضه می‌خونم سخت در اشتباهید. اگه کسی با مدرک عالی راننده تاکسی می‌شه مشکل از راهیه که خودش رفته و فکری که نکرده. از بحث دور نشم. جمع‌بندی ای که می‌خوام بکنم اینه که کشور ما تو مقطعیه که بیشتر از این که به ارشد و دکترای خوب احتیاج داشته باشه به تکنسین و مهندس خوب احتیاج داره.

یه مثال بزنم. همین الان شرکت ما با یه سازمان دولتی یه قرارداد بزرگ با تم تحقیقاتی داره برای این که در محلی به جای سیستم سنتی، یه سیستمی که فلان کشور غربیبه تازگی استفاده می‌کنه پیاده کنیم. البته باید بگم این کارفرما خیلی کاردرست بوده که به جای این که بره اون سیستم رو بخره اومده به یه تیم تحقیقاتی داخلی سفارشش داده. خوب. ما رفتیم محل رو بازدید کردیم. دیدیم نه داده‌ای وجود داره، نه کسی حتی سیستم سنتی رو استفاده می‌کنه، نه هیچی. یعنی کسی که پروژه رو تعریف کرده هیچ درکی از اون چیزی که واقعا داره اتفاق میفته نداشته. در حالت خوب، به جای این که به ما پول بدن، باید سیستم‌های سنتی محلی رو تقویت می‌کردن،‌ نه این که بخوان جا پای فلان کشور غربی بذارن که شاید ۲۰۰ ساله که داره از سیستم سنتی به طور دقیق استفاده می‌کنه.

یه مطلب دیگه هم دارم. رفقایی که اونور آب درس خوندن اکثرن (نه همشون) روی پروژه‌هایی کار می‌کنن که دانشگاه با صنعت براش قرارداد بسته. موضوع تحقیق چیزیه که واقعا قراره کاربرد داشته باشه. لااقل تو رشته‌های مهندسی این طوره. خوب، چرا صنعت میاد پول می‌ده؟ به خاطر این که می‌دونه دانشگاه نهایتا طرحی می‌ده که صرفه اقتصادی بیشتری داره یا این که یه تکنولوژی تولید می‌کنه که بهش تو رقابت مزیت می‌ده. از اون طرف استاد هم خوشحاله که داره پول درمیاره و البته مقالاتی هم که تولید می‌کنه همه در راستای کاربرد واقعین. دانشجو هم داره در دوره تحصیل پول می‌گیره و خوش و خرم مدرکش رو هم آخر کار می‌گیره. تو کشور عزیزمون چه طوره؟ صنعت ما تو مرزای تکنولوژی نیست. بنا بر این نیازی هم به دانش خیلی به روز نداره. بخش زیادی از این صنعت هم دولتیه یا کارفرمای دولتی داره که واسش خیلی مهم نیست طرحش یه قرون دو زار گرون‌تر باشه یا ارزونتر. واسه همین پروژه‌ای برای دانشگاه تعریف نمی‌شه. وقتی پروژه نمیاد تو دانشگاه، استاد هم که بهش دستور دادن سالی فلان قدر دانشجوی ارشد و دکتری بگیر، شروع می‌کنه موضوعات فضایی برای تحقیق تعریف کردن. دانشجو هم بی‌انگیزه میاد فقط یه مدرکی بگیره و بره. توجه کنید که اکثر دانشجوهای ارشد و دکتری حداقل مهندسای خوبی هستن که بیرون برای کارای مهندسی پولای وسوسه انگیزی می‌گیرن که اگه دانشگاه نتونه تامینشون کنه جذب او پولا می‌شن. به خصوص که اکثرن در سن ازدواج یا اوج دوره کاریشون هستن. خوب دولت اومده چه کرده؟ اومده گفته ۱٪ بودجه فلان و بهمان باید صرف کارای تحقیقاتی بشه. یعنی تحقیقات دستوری. نتیجه؟ یک طرحای تخیلی تو ادارات دولتی به عنوان طرح تحقیقاتی تعریف می‌شه و بعد پولش هم می‌ره تو جیب کسایی که از این تعاریف خبر دارن. دست آخر هم یه گزارش صد صفحه‌ای تولید می‌شه که هیشکی نمی‌خونتش. می‌خوام بگم یه بخش زیادی از این پروسه به این علته که کارا دست دولته، کارفرماها دولتین و براشون رقابت و کیفیت بی‌معنیه. اونقدری که من می‌فهمم، تنها راه سیستماتیک اصلاح این وضع هم خصوصی‌سازیه.

بی‌ربط به موضوع. یکی از دوستان فقط جلد گزارش یه طرحی رو عوض کرد و برای یه طرح دیگه فرستاد و گزارشش تصویب شد. یعنی انقدر نمی‌خونن.
Add a comment...

Post has shared content
فساد در چه شرایطی رخ میدهد؟ - یک -
گاهی دولتها تصمیم میگیرند بعضی کالاها یا خدمات را به قیمتی ارزان‌تر از قیمت بازار برای مردم فراهم کنند. توجیه دولت برای این کار معمولن فراهم کردن رفاه بیشتر برای اقشار فرودست، حمایت از مصرف‌کننده و... است؛ گرچه ممکن است انگیزه‌های دیگری در کار باشد. (می‌توان در خصوص این انگیزه‌ها کنکاش بیشتری کرد)
چند مثال از کشورهای دنیا در دهه هشتاد و نود میلادی: (میتوانید معادلهای بومی‌سازی شده را خودتان تصور کنید)
چین: تفاوت قیمت ذغال سنگ در بازار آزاد حدودن هفت برابر قیمت آن به نرخ دولتی بود. قیمت بازار برای بسیاری دیگر از کالاها هم بین 3-5 برابر در نوسان بود. برخی سعی میکردند با پرداخت رشوه کالاها را به قیمت دولتی دریافت کنند.
نیجریه-1: قیمت بنزین و نفت بسیار پایین آورده شده بود که باعث قاچاق گسترده از نیجریه به کشور بِنین در همسایگی نیجریه شده بود.
روسیه: نرخ بهره تسهیلات به دستور دولت پایین نگه داشته شده بود؛ معمولن برای دریافت تسهیلات پرداخت رشوه ضروری بود.
کره جنوبی: بانکها به اعطای تسهیلات به شرکتهایی که روابط سیاسی خوبی داشتند، علی‌رغم مشکلات مالی آن شرکتها ادامه می‌دادند. این شرکتها معمولن سهم قابل توجهی از منافع حاصل را برای سیاستمداران قدرتمند و البته بانکداران کنار میگذاشتند.
پاراگوئه و آفریقای جنوبی: سیستم نرخ ارز چندنرخی در پاراگوئه و دونرخی در آفریقای جنوبی باعث شده بود مبالغ زیادی رشوه برای دریافت ارز دولتی پرداخت شود.
نیجریه-2: برای دریافت مجوز واردات-صادرات کالاهای مختلف یا بهره‌مندی از تعرفه‌های گمرکی مطلوبتر پرداخت رشوه ضروری بود. در سالهای پایانی دهه 80 میلادی اوضاع سیستم گمرکی آنقدر فاسد شده بود که اعضای "انجمن تولیدکنندگان نیجریه" که خودشان سالها با پرداخت رشوه از این سیستم بهره‌مند شده بودند متوجه شدند هزینه‌های آن به منافعش نمی‌ارزد. دولت بعدها سیستم دیگری را جایگزین کرد که امکانات جدیدی برای رانت‌جویی فراهم میکرد.

پ.ن. اینها خلاصه و ترجمه آزاد من از کتاب سوزان رز-آکرمن هستند که این شبها میخوانم:Corruption and government: Causes, consequences, and reform. این کتاب ترجمه هم شده است اما به ترجمه دسترسی ندارم. ویرایش دوم کتاب هم همین امسال چاپ شده است.
ویرایش اول کتاب:
https://www.amazon.com/Corruption-Government-Causes-Consequences-Reform-ebook/dp/B00HWWPII8/ref=sr_1_2?s=books&ie=UTF8&qid=1476245712&sr=1-2&keywords=Corruption+and+Government%3A+Causes%2C+Consequences%2C+and+Reform
ترجمه:
http://vista.ir/book/532275/%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD

#فساد
Add a comment...

Post has shared content
Add a comment...

Post has shared content
آدم مسلمونم باشه، اینجوری مسلمون باشه.
Originally shared by ****
فردي بود به نام آقاي ذكايي كه حياط بسيار بزرگي در خيابان پامنار داشت با اتاقهاي متعدد ، وضع مالي اش هم خوب بود. ماه به ماه براي دريافت اجاره به در منزل ما مي آمد. اجاره آن روز پانصد تومان بود، كم نبود.
شب عرفه اي بود، پدرم داشت آماده مي شد تا لب حوض منزل وضو بگيرد كه در زدند. گفت : " در را باز كن ، حاج آقاي ذكايي است ، اجاره اش را مي خواهد."
آمد داخل ، به حاج آقا سلام كرد . مرحوم پدرم به من گفت : "پاكت آنجاست ، برو بياور و به حاج آقا بده" رفتم پاكت را كه قبلا آماده كرده بود. برداشتم و بردم به آقاي ذكايي دادم. تشكر كرد و قبل از اين كه برود از پدرم سؤال كرد :" امشب شب عرفه است "؟ گفت : "بله ، امشب شب عرفه است " سؤال كرد:"اعمال امشب چيست ؟اعمال امشب را براي ما نمي گوييد"؟ تا آقاي ذكايي اين حرف را زد مرحوم پدرم بلند شد ايستاد و گفت : " امشب اعمالي براي من دارد و اعمالي هم براي شما "! خيلي با اخلاق خوب ، با بيان خوب و زبان خوب و صورت باز پاسخ دادند. او با تعجب سؤال كرد : "مگر فرقي مي كند ؟ مگر من و شما دارد" ؟ مرحوم پدرم فرمود : "بله ، فرق مي كند ! اعمالي كه براي من هست ادعيه و زيارت امام حسين عليه السلام است ، نمازهايي است ، اذكاري است ، بيدار بودن و احيا گرفتن است ، اين است كه تا صبح بنشينم و خدا را بخوانم و عبادت كنم ، اين مربوط به من است .
اما آن اعمالي كه براي شماست اين است كه الآن مقداري برنج و روغن خوب بخري و ببري در منزل كساني كه واقعا محتاج هستند ، كساني كه سال مي گذرد و برنج نديده و نخورده اند، به ياد امام حسين به آنها بدهي و دلشان را شاد كني ، چون شب عرفه است و شب امام حسين است ، بعد هم به خانه ات برو و تخت بگير تا صبح بخواب ! من بايد بيدار باشم و براي شماها دعا كنم ، براي خودم دعا كنم "!
(بخشي از كتاب عالم رباني در اوصاف مرحوم آيت الله شيخ علي اكبر برهان به نقل از فرزند بزرگوارشان)

به نقل از کانال تلگرام محمد رضا زائری
Add a comment...

Post has attachment
Add a comment...

Post has shared content
نسخه کامل سخنرانی حسن روحانی در سازمان ملل
برخی کشورهای منطقه باید دست از بمباران همسایگان بردارند و [اجازه بدهند روسیه بمباران کند] ... برخی کشورهای منطقه از حمایت از گروه های تروریستی دست بردارند و [اجازه بدهند ما حمایت کنیم] ... برخی کشورها [از جمله ایران و عربستان] می‌کوشند با پوشش‌های مذهبی، قدرت طلبی خود را پنهان سازند ... برای اینکه از آموزه برجام در بهبود روابط بین المللی بهره گیریم، [باید از دعواهای داخلی ما یاد بگیرید] ... برجام نمونه‌ای موفق از سیاست اعتدال و تعامل سازنده و گفتگو است [ که رهبر ما آن را قبول ندارد] ... برجام درس‌هایِ مهمی برای حل و فصلِ مشکلاتِ پیچیده جهانی نیز به همراه دارد [مانند آزمایش های موشکی پس از برجام] ... تعلل ایالات متحده در اجرای تعهدات قانونی‌اش در ماه‌های گذشته، اشتباهی راهبردی است که باید فورا جبران شود [چون انتخابات ریاست جمهوری ایران نزدیک است] ... متشکرم آقای رئیس.
Add a comment...

Post has attachment

Post has shared content
Originally shared by ****
حاجی این پول ما رو پس بده!
پسرم چی می خوای بخری؟ برو انتخاب کن بیا!
حاجی به تو چه؟
پسرم برو حق الناسه. پولت رو بدم میری حروم می کنی.برو پسرم
[حق الناس علی دین ملوکهم]
#انتخابات   #حق_الناس   #دین_ملوک  
Add a comment...

Post has shared content
یکی از نقاط ضعف دموکراسی های غربی، که خوشبختانه در نوع ایرانی-اسلامی آن برطرف شده، این است که به کسانی که به دنبال تغییرات بنیادین در نظام حکومتی هستند اجازه میدهد تا به درون ساختار سیاسی نظام راه یافته و به طور مسالمت آمیز، آرام و گاه قرتی مآبانه اهداف خود را با استفاده ابزاری از صندوقهای رأی پیگیری کنند که این نقص، حاکمیت را در نوعی رودربایستی نامطلوب قرار میدهد که اجازه نمیدهد ایشان را به قدر کافی قلع و قمع کند. به واقع در ساختار سیاسی ایده آل هیچ راهی به جز انقلاب، کودتا و جنگ برای تغییرات ساختاری نباید وجود داشته باشد.
Add a comment...

Post has shared content
خود تلگرام در ايران جاي ايميل را گرفته است. كانالهاي تلگرام هم دارند كار وبلاگها را ميكنند. به زودي به يك چيزي مثل Feedly نياز ميشود تا بتواند اينهمه كانال را يكجا جمع كند و نشان بدهد. يك كانال خوان.

اين عقبگرد كمي مسخره است، نه؟ شايد چون وب عملا در ايران فيلتر است، اين مسير تحول بطور موازي دارد در موبايل تكرار ميشود؟ دارم بلند فكر ميكنم.
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded