Profile cover photo
Profile photo
Masoud Abkenar (‫امیرمسعود پورموسی‬‎)
886 followers -
Human, Scientist, FLOSS activist, Forever Optimist
Human, Scientist, FLOSS activist, Forever Optimist

886 followers
About
Masoud's interests
View all
Masoud's posts

Post has shared content
حالا شاید خودتان بخواهید برای دل خودتان این کار را بکنید، ولی به زور به دیگران تحمیل نکنیدش.
چرا «جنس ایرانی بخرید» یک شعار بی‌معناست؟

هنجارهای اجتماعی و هنجارهای اقتصادی از هم جداست. یعنی باید جدا باشد. مخلوط که شد گند می‌خورد به هردویشان!

یعنی چه؟ عرض می‌کنم:

یعنی اگر شما دارید به دوست‌تان، به رفیق‌تان، به فامیل‌تان، به مملکت‌تان یا به جهانتان کمک یا محبت می‌کنید دیگر نباید رویش قیمت بگذارید و به چشم معامله به آن نگاه کنید و برعکس اگر دارید معامله می‌کنید پس دیگر باید از قواعد بازار تبعیت کنید. یعنی پول بدهید و اندازه پولتان آش بخورید. نه بیشتر و نه کمتر! این دو که با هم مخلوط شد هم به بازار گند می‌خورد هم به اجتماع

من اگر برای دوستم کادو می‌خرم وقتی به او بگویم: «قابل تو رو نداره عزیزم! خیلی بهت میاد! صد و پنجاه هزار تومن خریدمش!» خب طبیعی است که توی ذوقش بخورد. چون من حرف پول را در جایی زده‌ام که نباید می‌زدم حتی با وجود اینکه قرار نبود پولی در اینجا رد و بدل شود، همین که اسم پول(و نه خودش!) وسط آمد یک موقعیت دلنشین تبدیل به یک موقعیت زهرمار شد.

و برعکس جایی که باید معامله کنید فقط باید معامله کنید. ترحم کردن در بازار معنا ندارد. حتی اگر معنایی هم داشته باشد دوامی ندارد. چون پای معامله که وسط باشد آخرش خریدار سود و زیان خودش را می‌بیند. شما نمی‌توانید تا ابد هر روز نانتان را از نانوایی آن طرف شهر بخرید به این بهانه که پیرزنی مستمند آنجا نان می‌پزد (و به جز این مورد، نان‌هایش از نظر قیمت و کیفیت هیچ فرقی با نانوایی سر کوچه شما ندارد) بالاخره یک روز خسته می‌شوید و این کار را به همان گرسنگان محله پیرزن می‌سپارید!

این جنبش «جنس تولید داخل بخرید» که چند سالی است روی زبان مسئولین ماست (که از بد روزگار اخیرا جناب ترامپ هم دارد آن را برای مردم آمریکا تکرار می‌کند) هم از این مخلوط شدنهای خنده‌دار هنجارهای اجتماعی با هنجارهای اقتصادی است. اگر جنس تولید داخل «خوب» است ( «خوب» در ذهن هر خریدار یک جور تعریف می‌شود در ذهن یکی قیمت ملاک خوبی است در ذهن یکی کیفیت و در ذهن یک خریدار دیگر یک پارامتر دیگر اما در هر صورت این «خوب» یک پارامتر اقتصادی است نه اخلاقی!) دیگر نیازی به تشویق کردن نیست. خودم عقلم می‌رسد که به نفع خودم است جنس داخلی بخرم. چون برایم «خوب» است. و اگر جنس داخلی خوب نیست تا کی می‌شود با جلب ترحم نسبت به وضع معیشتی کارگران ایرانی و عوامل احساسی دیگر این بازی را ادامه داد؟ بالاخره روزی خسته می‌شوم و باز به سراغ همان جنس «خوب» می‌روم. جنسی که با توجه به قیمت برایم بیشترین مطلوبیت را ایجاد می‌کند.

حالا اگر تولید کننده داخلی عرضه ندارد با رقیبش در آن طرف اقیانوس که هیچ کدام از مزایای او را به عنوان یک تولیدکننده محلی در کشور خودش ندارد، رقابت کند من چرا باید به خاطر این بی‌عرضگی از مطلوبیت خودم کم کنم؟

پ.ن: بگذریم از این که آن کس که مدام در رسانه می‌گوید «ای مردم! جنس تولید داخل بخرید» خودش مهمترین ابزارها را برای افزایش «خوبی» جنس داخلی در مقابل خارجی دارد که مهترینش نرخ عوارض گمرکی است. 

Post has shared content
نه خیر، هیچ هم ریا نمی‌شه. خیلی هم کار خوبی می‌کنید اگر کار خوبتون رو می‌نویسید. اگر کار خوبی کردید ولی به دیگران نگفتید به نظر من اتفاقاً کم‌کاری کردید.
امروز یک حساب‌کتاب تقریبی کردم از خرج‌های امسالم. دیدم تقریباً ماهی یک میلیون، خرج خورد و خوراک دیگران کرده‌ام: دم رستوران بوده‌ام و کسی تقاضای کمک کرده با هم غذا خورده‌ایم، به بقال و قصاب مطمئن محل که حلال‌حروم حالیش بشه داده‌ام که خُرد خُرد برای کسایی که می‌شناسه خرج کنه، به غذافروشی داده‌ام که دیده‌ام هیچ فقیری رو دست‌خالی رد نمی‌کنه و گفتم بذار توی دخلت برای همین کار، برای کسی که میدونستم از شکمش میزنه تا خرج ضروری‌تری رو جور بکنه. منتی سر کسی نیست. برای التیام درد خودم این کار رو می‌کنم.

شش هفت سال پیش، مدتی توی این شهر شاپ‌لیفتینگ می‌کردم؛ از سوپری‌ها قایمکی جنس برمی‌داشتم چون پول کافی برای خوردن نداشتم. اون دوره یکی دو ماه بیشتر طول نکشید. همۀ مواردش رو هم توی یک دفترچه می‌نوشتم و بعد از اینکه دستم باز شد رفتم پول‌هاشون رو دادم. ولی ترومای اون مدت، عمیق بود. از اون زمان روی گرسنگی مردم اطرافم حساسم. واقعاً زجر می‌کشم وقتی گرسنه‌اند. برای همین، حالا که شکر خدا دستم بازه، ابایی ندارم از هرچقدر خرج کردن برای اینکه کسی گرسنه نباشه. ترجیح هم میدم به قول قدیمی‌ها، کمک دست‌به‌دست برسه، به آدم‌های پیرامونم برسه.

به نظرم، یکی از مشکلات مسؤولین مملکت اینه که رنج‌های مردم عادی رو «لمس» نمی‌کنند. شاید بعضی‌هاشون حتی زندگی کم‌هزینه داشته باشن، همون چیزی که برچسب ساده‌زیستی خورده، ولی این هم فضیلت پررنگی نیست؛ و وقتی نمایشی میشه واقعاً آزارم میده. درد فقر، بهره‌مندی اندک نیست؛ استرس ناشی از منابع ناچیز و پُرمخاطره و متزلزله. استرس آدم برای اینکه آیا همیشه می‌تونه غذایی سر سفرۀ خانواده‌اش بگذاره؟ اگه ماشینش رو دزد برد چه خاکی به سرش بکنه؟ اگه به یک بیماری پرهزینه مبتلا شد چه کنه؟ آیا خواستگار خوبی برای دخترش میاد؟ آیا خانوادۀ خوبی دخترشون رو به پسرش میدن؟ درد فقر یعنی اینکه دندون خراب رو بکشه چون پول پُر کردنش رو باید بذاره برای روز مبادایی که نمی‌دونه از کدوم جهت برش نازل میشه.

من، با اینکه درد فقر نکشیده‌ام و بهره‌ام از این زندگی به مراتب بیشتر از عموم آدم‌های شبیه به خودم بوده، اون دنیا از مسؤولین این مملکت و هزارفامیلی که راه انداخته‌اند نمی‌گذرم، بابت رنج‌هایی که مردم میکشند و اونها نمی‌کشند. تک‌تک‌شون باید سر پل صراط مفصل جواب بدن.

پی‌نوشت: امشب که رفته بودم سراغ صاحب شریف یکی از سوپرگوشت‌های محل، گفت که از پول‌های مردم که پیشش میذارن، به یک آقایی دوسه تا ماهی داده برای غذای روز عید و گفته حساب شده. طرف، به قول این بنده‌خدا، نیم‌ساعتی تشکر می‌کرده. خجالت کشیدم. هیچ‌کس لایق این حجم شرمندگی نیست. درد کشیدم و بهانه شد برای نوشتن اینها.

Post has shared content
به نظر من باید [...] به فکر سازوکارهای درونی جامعه برای ارزش‌گذاشتن به هرآن‌چه خوب و باارزش است باشیم. یعنی باید با تقلب علمی مبارزه کنیم؛ باید معیارهای ارزش‌گذاری‌مان را به طور پیوسته بازنگری کنیم؛ باید همان طور که از بدی‌ها و کاستی‌ها انتقاد می‌کنیم، خوبی‌ها و پیشرفت‌ها را هم ببینیم و بگوییم؛ باید ارزشِ کاری را که فکر می‌کنیم ارزشمند است، به دیگران هم بشناسانیم
https://masoud.abkenar.net/blog/fa/?p=26
شبکه اجتماعی و مسئولیت اجتماعی

آقاجان/خانوم جان شما وقتی یک چیزی رو ریشیر می کنید آیا اصلا نگاه می کنید یا فکر می کنید که دارید چه کار می کنید ؟ حالا از این تفکر که من پلاس می زنم که فقط چوق الف بذارم ببینم تا کجا خوندم بتونم بگذرم آخه برای چی هر چیزی رو ریشیر می کنید ؟
الان یک نفری یک آگهی گذاشته و زده مرحمت فرموده مارا شیر کنید, 15 نفر هم این رو ریشیر کردن, بعد توی آگهی نوشته ما کار آماری, تحلیل آماری, نوشتن مقاله رشته های علوم اجتماعی و پاورپوینت انجام میدیم, من یکم گیچ شدم که این قضیه ها چه ربطی به هم داره , وقتی سوال کردم جواب دادند که اینها یک تیم هستن که پایان نامه می نویسن و مقاله از توی پایان نامه و بعد هم پاورپوینت پایان نامه و ....

خب نکنید آقاجان , صرفا چون گفته ریشیر کنین و کار پیدا کنین برای ما کار اشتباه نکنین, این همه فارق التحصیل (چون فارغ نشدن از تحصیل بلکه فارق شدن و دور افتادن) الکی داریم , طرف با رتبه ی شونصد هزار هم می تونه ارشد قبول شه, تموم مدت تو همین پلاس با افتخار می زنه امروز پیچوندم , امروز کلاس نرفتم, امروز تقلب کردم و امتحان رو پاس کردم و یک کلمه هم نخوندم , همه هم قربون صدقه می رن و اویول می گن و بعد هم این آقایون و تیمها میان پایان نامه می نویسن و مقاله می دن وپاورپوینت اماده می کنند , بعد هم بی سواد جان می ره دفاع میکنه و به هزار و یک ترفند ارشد / دکتری می گیره و وضع مملکت این میشه که می بینین

بعد هم تو مهمونی و موقع غر زدن همه ماشالا تحصیلکرده و در حال ناله که ما ارشد فلان داریم کار نیست, بعد محض رضای خدا حتی نمی تونه پایان نامه ش رو توضیح بده و یک ساعت کلاس نرفته و همه استادهاش رو هم مسخره می کنه که بیسوادن ! !!

خلاصه که عزیزان لازم نیست همیشه بنالیم که چرا توی مملکت ما ملت از جلوی آمبولانس نمی رن کنار و بی فرهنگی هست و نابرابری هست و آدمها سر جاشون نیستن, ما باید این حساسیت به تقلب و کار نادرست و تنبلی رو در خودمون داشته باشیم, والا اینجا در بیشتر دانشگاه های درست درمون, اگه از ملت درست درمون بخوای که تمرینشون رو بهت بدن چون وقت نداری, یک جوری از سر بازت می کنن و حداکثر اگه دوستت باشن بهت کمک می کنن که حل کنی مساله نه اینکه جواب رو بهت بدن, منظورم هم از ملت درست درمون فقط یک ملیت خاص نیست, مثلا اولین بار وقتی ترم دو اینجا یکی از دخترهای بنگلادشی از یکی از همکلاسیام که امریکایی بود و لیسانس رو در پرینستون بود و فوق رو در کارنگی ملون گرفته بود, خواست جواب تمرینهای الگوریتم پیشرفته رو بهش بده چون این هفته وقت نداشته کار کنه , اون بنده ی خدا چشماش گرد شده بود و گفت منظورت چیه ؟ می تونم بهت کمک کنم یادبگیری و حل کنی , زیاد سخت نیست و .....

هر چیزی رو ریشیر نکنید باباجان, به تقلب و سفله پروری و پخته خواری کمک نکنید, یک طوری باهاش برخورد کنین که آدمها جرات نکنن مطرحش کنن , نه اینکه در و دیوار میدون انقلاب و پلاس پر باشه از انجام پایان نامه و مقاله تقلبی !

به قول +غزلی اقاقیا​​ زیر خط گه !
Photo

Post has shared content
برابری؟ یعنی همه برن دانشگاه خواجه نصیر؟ همه یه حقوق بگیرن؟ مگه می شه؟

https://jadi.net/2017/03/8march/

«برابری؟ یعنی همه برن دانشگاه خواجه نصیر؟ همه یه حقوق بگیرن؟ مگه می شه؟»

این مغلطه ای است که معمولا وقتی از برابری حرف می زنیم درگیرش می شیم. یا حتی اون بحث خنده دار تر که «ما با تساوی موافقیم، ولی با تشابه مخالفیم» که دیگه فکر کنم الان بچه های دبستانی رو هم به خنده بندازه. تقریبا همه در پایه ریاضی خونده ایم که که «دو چیز مساوی حتما مشابه هستند ولی دو چیز مشابه الزاما مساوی نیستند» (:

وقتی ما از «تساوی» حرف می زنیم در واقع از تساوی حقوق و فرصت‌ها حرف می زنیم. اینکه یک نفر به خاطر سیاه پوست بودن، به خاطر بهایی بودن، به خاطر زن بودن، به خاطر مهاجر بودن، به خاطر شکل حجابش و … از حقوق کمتر/بیشتری از دیگران برخوردار باشه یعنی بی عدالتی و نابرابری. بحث های ریزی در این جریان هست ولی خوشبختانه در کل توی کشوری زندگی می کنیم که هیچ کدوم یکی از اینها محترم نیست و ما دیگه درگیر اون پیچیدگی ها نمی‌شیم (:

اینم اضافه کنم که این «حقوق» شامل چیزهایی پایه ای مثل حق دسترسی به حمل و نقل، آموش، بهداشت، خونه و غذا است تا چیزهایی رده بالاتر مثل حق ابراز خود، دسترسی به اینترنت آزاد و … و یک روش خوب برای تضمینشون اینه که قانون خالی از کلماتی مثل «نژاد» و «زن و مرد» و … بشه و به جای اینها از کلمه «هر انسان» ا ستفاده کنه.

هشت مارس شما مبارک؛ روزی که زنان و مردان معتقد به حقوق انسانی، سعی می کنن این عقیده که زنان هم انسان هستند و حقوق و فرصت هایی مشابه مردها دارن رو جا بندازن، جشن بگیرن و یادآوری کنن.

Post has attachment

Post has shared content
آموزش فریب نخوردن از خبرهای دروغ (همون فیک نیوز)
درس اول: اکتیویست‌های منطقهٔ شوش
اکتیویست‌های منطقه شوش

درفاصله یک‌هفته به ۳ دختر۱۷،۹و۳۱ساله افغان درمنطقه شوش تجازشده وصدای هیچکس درنیومده. حالا‌ اگه متجاوز افغان بود احتمالا خیلیا داشتن یقه‌ میدریدن

بحث فیک‌نیوز در وب آلمانی هم مدتی‌ست که بحث روز است. در مواجهه با خبری مثل خبر بالا باید چکار کرد؟
این "خبر" را خانم مولود حاجی‌زاده که من اول‌بار است نام او را می‌شنوم در توییتر منتشر کرده است. در صورت صحت خبر، حادثه‌ی اسفناک و وحشتناکی است که همدلی و حمایت ما را از قربانیان می‌طلبد. اما به گواه متن، قصد نویسنده، خبر رسانی نیست. موضوع توییت او قربانیان نیستند. او از این “خبر” استفاده می‌کند که با آزردگی و عصبانیت:
- علیه سکوت نسبت به این فاجعه اعتراض/ و سکوت‌کنندگان را به نژادپرستی متهم کند.

خانم مولود می‌داند که افکار عمومی در مواجهه با چنین اخباری از او منبع می‌طلبد. به همین خاطر پیش از این‌که کسی از او «منبع خبری» بخواهد، در توییت بعدی با پیشدستی این حق را از مخاطب سلب می‌کند. می‌نویسد: واقعا انتظار دارید این خبر رسانه‌ای میشد که دنبال منبع خبریش می‌گردید؟! من اونجافعالیت دارم و صحبتم برمبنای گزارشهای میدانیه
درواقع می‌گوید: خبر در هیچ رسانه‌ای نیامده است، و منبع خبر خود من هستم!
شازده، یکی از مخاطبان به درستی می‌پرسد:
وقتی خبر رو هیچ رسانه ای کار نکرده (حتی بفرض صحت خبر)، اینجا باید از رو علم لدنی واکنش نشون میدادن؟!
خانم مولود جواب می‌دهد که منظور او از کسانی که سکوت کرده اند، مخاطب عام نیست، بلکه منظور اکتیویست‌هایی هستند که در منطقه شوش فعال هستند! و بایستی خیلی زودتر در این مورد دست به خبررسانی می‌زدند.

شازده: فحوای توئیتت این نبود [این حرف شازده درست است، این مدل توییت اعتراضی در توییتر آشناست] اما فرضا که بود، یعنی الان اکتیویستهای ما تقسیم کار تخصصی- جغرافیایی کردن؟ مثلا فعالان تجاوز در دروازه غار؟!
جواب مولود: در اون منطقه اکتیویستهای زیادی فعال هستن
---
مسعود می‌گوید: میشه بپرسم شما به عنوان یه خبرنگار با وجود اینکه میدونستید کسی خبر رو کار نمیکنه، چرا یه هفته چیزی نگفتید؟

مولود: بنده تازه در جریان قرار گرفتم و صبر کردم که از صحت اون کامل مطمین بشم

کاروان می‌پرسد: در فاصله‌ی یک ‌هفته گذشته همه‌ توئیت‌های شما رو خوندم. شما اگه می دونستید واسه چی اطلاع‌رسانی نکردید؟

مولود: خبر مربوط به هفته اخیر نیست. وقتی‌ازصحتش مطمین شدم نوشتم، اکتیویست‌های فعال اونجا باید اطلاع‌رسانی می‌کردن که نکردن

خانم مولود منبع خبر است. او در منطقه وقوع جرم فعالیت دارد و برمبنای گزارشهای میدانی صحبت می‌کند. البته غیر از خانم مولود عده‌ دیگری نیز از این وقایع دردناک باخبر هستند: اکتیویست‌های فعال در منطقه شوش که ما هیچ‌چیز از آن‌ها نمی‌دانیم الا این‌که خانم مولود مدعی وجود آن‌ها ست. اعتراض خانم مولود برخلاف فحوای کلام او در واقع به آن‌ها ست که بایستی اطلاع‌رسانی می‌کردند که نکردند. سکوت این اکتیویست‌های فعال در منطقه شوش به این‌خاطر است که متجاوزان ایرانی و قربانیان افغانستانی هستند! که اگر برعکس می‌بود یقه خود را می‌دریدند! در واقع اکتیویست‌های منطقه شوش عده‌ای نژادپرست اند.

یکی دیگر از خصوصیات اکتیویست‌های منطقه شوش این است که آن‌ها امکان اطلاع‌رسانی دارند، زیرا در غیر این صورت خانم مولود نمی‌توانست از آن‌ها انتظار اطلاع‌رسانی داشته باشد.
باید پرسید این گروه معمولا در چه وبلاگ، وبسایت، یا در کدام شبکه اجتماعی خبر رسانی می‌کنند - یا باید طبق انتظار خانم مولود خبررسانی می‌‌کردند؟

این را نمی‌دانیم و خانم مولود هم نمی‌تواند به ما کمک کند. او در واقع از ما می‌خواهد که به او اعتماد کنیم- سؤال این‌جاست که چرا باید به او اعتماد کنیم، یا چطور می‌توانیم به او اعتماد کنیم؟
https://twitter.com/HajizadehMoloud/status/832992947377418240

Post has attachment
A battle rages for the future of the Web
Should the WWW be locked down with DRM? Tim Berners-Lee needs to decide, and soon.

Post has attachment
دوستان مقیم آلمان و حومه! آقای بزرگ همهٔ ما، ریچارد متئو استالمن، ملقب به آر-اِم-اِس (علیه‌الرحمه) الان آلمانه و قراره سه تا سخنرانی در سه شهر مختلف داشته باشه:

جمعه ۱۰ فوریه (امروز)، دانشگاه فنی برلین
دوشنبه ۱۳ فوریه، دانشگاه مونستر
سه‌شنبه ۱۴ فوریه، دانشگاه کلن

https://www.fsf.org/events/rms-speeches.html

Post has shared content
همین این.
فاشيسم امريكايى

خبرگزاری رویترز گزارش داده که دانلد ترامپ رئیس‌جمهور امریکا تا چند ساعت دیگر یک دستور اجرایی را امضا می‌کند که به موجب آن شهروندان کشورهای ایران، عراق، لیبی، سومالی، سودان، یمن و سوریه تا اطلاع ثانوی امکان ورود به خاک امریکا را نخواهند داشت و برای ایشان ویزا صادر نمی‌شود؛ دست کم تا زمانی که وزارت‌خانه‌های امور خارجه و امنیت داخلی امریکا قوانین سخت‌گیرانه‌تری را تصویب کنند. در گزارش رویترز آمده که به موجب این دستور ممکن است آن دسته از شهروندان این هفت کشور که در حال حاضر ویزای امریکا را دارند نیز از ورود به خاک امریکا منع شوند.

هنوز جزئیات این دستور اجرایی مشخص نیست و احتمالاً با روشن‌ شدنِ هوا در امریکا مشخص‌تر خواهد شد. چهار نکته‌ی کوتاه درباره‌ی این دستور اجرایی به نظرم می‌رسد:

اول) این دستور اجرایی را باید در بستر دستورهای اجرایی دیگری که ترامپ در همین دو روز امضا کرده دید. او در چهل و هشت ساعت گذشته ده دستور را امضا کرده و آن‌ها را با افتخار مثل مجری برنامه‌های سرگرمی جلوی دوربین‌های تلویزیونی به بینندگان نشان داده‌است. از جمله: آغاز روند لغوِ بیمه‌ی سلامت که در دوره‌ی اوباما به تصویب رسیده‌بود؛ قطع کمک‌های دولت به زنانی که می‌خواهند داوطلبانه به بارداری خاتمه دهند؛ بی‌اهمیت‌‌تر کردن قوانین زیست‌محیطی در پروژه‌های نفتی و ادامه‌ی ساخت خط لوله‌های نفت در زمین‌های ساکنان اولیه‌ی امریکا؛ یک هجمه‌ی تمام‌عیار علیه زنان، محیط زیست و اقلیت‌ها. قانون اجرایی جدید «کله‌سیاه‌های خاورمیانه و شمال افریقا» را هم به این فهرست اضافه می‌کند.

دوم) سیاست‌های کابینه‌ی ترامپ تنها بر زندگی شهروندان ساکن امریکا اثر نمی‌گذارد و آثار آن بر زندگی مردم نقاط دیگر دنیا نیز قابل ردگیری‌ست. از یک طرف بعضی از دست‌آوردهای اجتماعی/فرهنگیِ چند دهه‌ی اخیر امریکا - به خصوص در حوزه‌ی زنان، افریقایی-امریکایی‌تبارها، مهاجران و دیگرباشانِ جنسی - در خطرِ بازگشت به وضعیت ناعادلانه است و می‌تواند گفتارها و نیروهای دست راستی و محافظه‌کار در دیگر کشورها را یاری کند. از طرف دیگر سیاست‌های ضد محیط‌زیستی کابینه‌ی ترامپ - که گماشتنِ یکی از انکارکنندگان نقش انسان بر گرمایش زمین به عنوان رئیس آژانس حفاظت از محیط زیست امریکا (!) از شواهد آن است - به طور مستقیم بر زندگی همه‌ی ساکنانِ کره‌ی زمین اثر خواهد گذاشت. سیاست‌های کابینه‌ی او - در کنار بی‌مسئولیتی دولت‌های قدرت‌مند دیگر - روند تبدیل زمین به سیاره‌ی غیرقابل زندگی برای انسان را سریع‌تر خواهد کرد.

سوم) به همین خاطر است که بار مسئولیتِ اعتراض به ترامپ، آن‌چه که او نمایندگی می‌کند و سیستمی که به ظهور او انجامیده تنها به دوش شهروندان ساکن امریکا نیست. همه‌ی ما مسئول هستیم که مقابل عادی‌‌شدن سیاست‌ها و گفتارهای ترامپ - که حالا به بخشی از جریان رسمی در عرصه‌ی عمومی بدل شده - بایستیم. تظاهرات عظیمی که شنبه‌ی گذشته در ده‌ها کشور و بیش از ششصد شهر دنیا به پا شد نمونه‌ی خوبی از بیداریِ وجدان جمعی فراملی و ارتباط شبکه‌ای نیروهای مردمی علیه تبعیض و بی‌عدالتی است. با آن‌که تظاهرات نام «زنان» را با خود داشت، اما مردم در بزرگ‌ترین تظاهرات تاریخ معاصر امریکا در خیابان‌ها رژه رفتند تا به نژادپرستی، خارجی‌ستیزی، مسلمان‌هراسی، همجنسگراستیزی و کاهش خدمات اجتماعی دولت به شهروندان نه بگویند. کنار هم قرار گرفتن فعالان حقوق زنان، فعالان ضد تبعیض نژادی، فعالان محیط زیست و دیگران یک درس مهم داشت: شکل‌های مختلف تبعیض درهم‌تنیده‌است و نمی‌توان یکی را از دیگری سوا دانست. اعتراضِ ما به سیستمی است که زمینه‌ی به وجود آوردن این تبعیض‌ها را فراهم می‌کند.

چهارم) ما ایرانیان نیز می‌توانیم پیام مهمی از این تظاهرات بگیریم. طرح ترامپ نژادپرستانه و استعماری است و بر زندگی بسیاری از خانواده‌های ایرانی اثر می‌گذارد. ممکن است در روزهای آینده از سوی ایرانی‌ها و ایرانی-امریکایی‌ها پیشنهاد شود که نام «ایران» را از این فهرست حذف کنید چون «ما از عراقى‌ها و سورى‌ها بهتريم» و«به جای ایرانی‌ها، عربستانی‌ها باید در این فهرست باشند» و «ما از شهروندان خوب امریکا هستیم.» شاید اشتباه کنم اما به نظرم می‌رسد که تمرکز برای خارج کردنِ نام ایرانی‌ها از فهرست و اثبات برتری یک اقلیت به دیگری نتیجه‌ای جز بازتولید منطقِ تبعیض نخواهد داشت؛ چه دير يا زود دوباره «از ما بهترانى» پيدا می‌شوند كه ما را با ديگرانى كه خود را از آن‌ها بهتر مى‌دانيم، يكى کنند. قدرت ما در اتحاد با به حاشیه‌رانده‌شدگانِ دیگر است؛ با عراقی‌ها، سوری‌ها، یمنی‌ها، اهل خاورمیانه و شمال افریقا، مهاجران، رنگین‌پوستان، زنان، فعالان محیط زیست، اقلیت‌های جنسی و همه‌ی آن‌هایی که مقابل فاشیسمِ امریکایی ایستاده‌اند. رسيدن به عدالت پايدار، نه خودآرايى و حذف ديگران براى به‌رسمیت شناخته‌شدن توسط حاکم، كه ايستادن كنار انسان‌هاى حذف‌شده و نه گفتن به «منطقِ تبعیض» است. مسيرِ پرپيچ‌وخم و دشوار، اما اخلاقى‌تر و کارآمدتر براى افزايشِ خير جمعی.

t.me/AliAbdiTelegram

Post has shared content
یک دوره مقدماتی به زبان فارسی برای برنامه‌نویسی به زبان پایتون، برای کسانی که برنامه نویسی نمی‌دونن و می‌خوان اصولا از پایه برنامه نویسی رو بفهمن.

امیدوارم دورهٔ موفقی بشه، و مهم‌تر از همه، امیدوارم شمایی که علاقه‌مندید، باهاش برنامه‌نویسی یادبگیرید!

جزئیات بیشتر رو در این نوشتهٔ جادی،
https://goo.gl/toqStl
یا مستقیماً از صفحهٔ دوره
https://goo.gl/FvAjRs
می‌تونید بخونید.
Wait while more posts are being loaded