Profile

Cover photo
Mahmood kh
228,423 views
AboutPostsVideos

Stream

Mahmood kh

Shared publicly  - 
 
طوری لایکم نمیکنید که انگار تقصیر منه که دخترهایه فامیل باهاتون روبوسی نکردن...
:|
 ·  Translate
2
Add a comment...

Mahmood kh

Shared publicly  - 
 
دوستان عزیز تو این سالی که گذشت
اگه دلتون رو شکستم...
اگه حرفی زدم...
اگه برخورد بدی کردم...
گه اذیتتون کردم...
بسیار کاره خوبی کردم :)
خواستم بگم تو سال جدید هم برنامه همینه 
دوستان عزیز سال نو رو به همتون تبریک میگم
و آرزوی بهترین ها رو براتون دارم
 ·  Translate
3
Add a comment...

Mahmood kh

Shared publicly  - 
 
آدم هایی هستند ک بودنشون حتی مجازی ب آدم آرامش میده! دوستی شون برات حقیقی میشه و یهو میشن ی قسمت اززندگیت... آدم هایی هستند ک باتمام مجازی بودنشون سهم بزرگی توحقیقت دوستی های تو دارن! قدرشونو بدونید... 
 ·  Translate
1
Add a comment...

Mahmood kh

Shared publicly  - 
 
این شما و اینم ابن ملجم مرادی
خدایا شفایه عاجل مرحمت بفرما...
 ·  Translate
1
Add a comment...

Mahmood kh

Shared publicly  - 
 
Just for you ♥
1
Add a comment...

Mahmood kh

Shared publicly  - 
 
الله و اکبر...
 ·  Translate
 
دوستان عزیز این متن رو حتما" تا آخر بخونید و حتما" به اشتراک بذارید...
-----------
توی قصابی بودم که یه خانم پیر اومد تو مغازه و یه گوشه ایستاد...

یه آقای جوان خوش تیپی هم اومد تو گفت: آقا ابراهیم قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم...

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش...
همینجور که داشت کارشو انجام میداد رو به پیرزن کرد گفت: شما چی میخواین مادر جان؟

پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: لطفا" به اندازه همین پول گوشت بدین آقا...

قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد و گفت: پونصد تومان! این فقط آشغال گوشت میشه مادر جان...

پیرزن یه فکری کرد و گفت: بده مادر... اشکالی نداره... ممنون...

قصاب آشغال گوشت‌های اون آقا رو کند و گذاشت برای اون خانم...

اون آقای جوان که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی میکرد رو به خانم پیر کرد و گفت: مادر جان اینارو واسه سگتون می‌خواین؟

خانم پیر رنگش پرید و سرخ و سفید شد و با صدای لرزان نگاهی به اون آقا کرد و گفت: سگ؟!!!

آقای جوان گفت: بله... آخه سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز میخوره... سگ شما چجوری اینا رو میخوره؟!!

خانم پیر با بغض و خجالت گفت: میخوره دیگه مادر... شکم گرسنه سنگم میخوره...

آقای جوان گفت: نژادش چیه مادر؟

خانم پیر گفت: بهش میگن توله سگ دو پا... اینا رو برای بچه‌هام میخوام اّبگوشت بار بذارم خیلی وقته گوشت نخوردن!

با شنیدن این جمله اون جوون رنگش عوض شد... یه تیکه از گوشت های فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشت های اون خانم پیر...

خانم پیر بهش گفت: شما مگه اینارو برای سگتون نگرفته بودین؟

جوون گفت: چرا مادر...

خانم پیر گفت: بچه های من غذای سگ نمیخورن مادر...
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و آشغال گوشت هاش رو برداشت و رفت...

----------
امیدوارم این مطلب اینقدر به اشتراک گذاشته بشه که برسه به گوش کسی که دم از ارزون شدن گوشت میزد...
به خدا یه سری از مردم این مملکت از گرونی نمیتونن گوشت بخرن آقای محترم یه فکری کن...
 ·  Translate
1
Add a comment...

Mahmood kh

Shared publicly  - 
 
سلام به همگی
عیده همگی مبارک
؛)
 ·  Translate
1
Add a comment...

Mahmood kh

Shared publicly  - 
 
:O
1
Add a comment...

Mahmood kh

Shared publicly  - 
 
یه فامیل داریم هم سنِ داییمه !!!! بعدش این کامپیوتر که خریده بود میخواست سی دی رایت کردن یاد بگیره به داییم گفته بود برام مراحلشو رو روی یه کاغذ بنویس یادم نره! داییم نوشته بود: ۱- ابتدا به سمت کامپیوتر میرویم ..!
من :l
بیل گیتس :l
اقایه ایمنی :l
الکساندر گراهامبل :l
 ·  Translate
1
Add a comment...

Mahmood kh

Shared publicly  - 
 
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﺎﯾﻠﻨﺪ ، ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ : a ticket
ﯾﺎﺭﻭ :ﭼﯽ؟
ﻣﺎﻣﻮﺭ : a ticket
ﯾﺎﺭﻭ :ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ ! ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺧﺮ ﻣﺎﻣﻮﺭ : ﻫﻮﯼ؛ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﯽ ﺧﺮ؟
ﻧﻔﺮ ﺳﻮﻡ : ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﭼﺮﺍ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ؟ ﺯﺷﺘﻪ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻏﺮﯾﺐ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻦ
ﮐﻞ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ: ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺻﻞ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ... 
 ·  Translate
2
Add a comment...
Story
Tagline
( امان یا فخر عالم )
Introduction

بسم رب الزهراء (سلام الله علیها)

 

من خدایم که همه کوی مرا می جویند              همه ذرات فلک حمد مرا می گویند

من خدایم که همه راه مرا می پویند                همه جانها به ید قدرت من می رویند    

همه چیز و همه کس در همه جا مال من است     دل هر جامد و جنبنده به دنبال من است            

آن زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان              در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان      

نه شبی بود و نه روزی و نه چرخی، نه جهان   نه پری بود و نه جبرئیل و نه دوزخ نه جنان      

دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود             اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود           

ز طفیل گل او ساخته ام دنیا را                   من به عشق رخ او ساخته ام طاها را               

میل او بود بسازم علی اعلی را                  جبرئیل و فلک و آدم و پس حوا را            

از ازل تا به ابد هر چه و هر کس هستند        همه مدیون رخ فاطمه من هستند             

به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست           فاطمه چون من تنها، به دو عالم تنهاست           

در میان همه آثار که از من بر جاست           همه دار و ندارم گل روی زهرا ست            

نه همین بهر پدر پاره ای از تن باشد           فاطمه پاره ای از جان و تن من باشد

Basic Information
Gender
Male
Work
Occupation
ازاد
Links
YouTube