Profile

Cover photo
Leila Hamzei
1,778 followers|8,375 views
AboutPostsPhotosVideos

Stream

Leila Hamzei

Shared publicly  - 
 
اندر حکایات سفر مشهد :دی

از روز دیدارم با +mrs fly​ فلای عزیییییزم :دی هی می خوام این پستو بزنم نمیشه
سعی می کنم خلاصه ش کنم 😜
ساعت ۱۰ صبح قرار بود فلای بیاد جلوی اقامتگاه ما، بیست دقیقه زودتر رسید زنگ زد من پایین، تو ماشین نشستم عجله نکن منم تا آماده شم برم پایین ۱۰:۱۵ شد 🙈
دیدم یه ۲۰۶ با شیشه های دودی که یه خانم پشت فرمونه اونجا وایساده، بعععله خودش بود فلای عزییییزم 😍😜 فلای می گفت شبیه همون چیزی هستی که نصور می کردم (نفهمیدم این ینی خوب یا بد 😅)
نشستیم که بریم، اولش نمی دونستم چی بگم فلای میگفت چقد ساکتی، خواست فلشی که دیروز داداشش پر کرده بود رو بذاره صدا رو تا ته دادیم بالا یدفعه برادر مطیعی شروع کردن 😅 بعدی چاوشی، بعدی غمگین، بعدی مداحی، بعدی قدیمی
ینی پکیدیم از خنده
فلای گفت بریم یکم خرید دارم واسه خونه؟ گفتم بریم . قبلش رفتیم یه کافی شاپ و مستندات موجود در تصویر رو زدیم به بدن😋 نوش جونمون😜
بعد رفتیم زیست خاور گفت واسه خواهرم روسری می خوام بیا نظر بده، گفتم خب نمی دونم خواهرت شال دوس داره یا روسری، کوچیک یا قواره بزرگ، سفیده یا سبزه، چه رنگی دوس داره. گفت فرقی نداره صورتشم سفید و تپله . منم چندتا سرکردم که ببینه (از اونجایی که به من گونی هم میاد😃 فلای از فروشنده گونی خواست😅😅) خلاصه دوتا روسری شیک و یه شال لطیف که اینا هم در تصویر قابل رویته خرید. رفتیم مغازه بعدی که چققققد اونجا خندیدیم😅 اونجا هم یه چیز خوشگل که از نشون دادنش معذورم گرفت. وقت ناهار شده بود فلای گفت بریم سمت طرقبه و اونورا؟ بریییییم😃
رفتیم تو یکی از رستورانای طرقبه از اینایی که توی عکس مشاهده می کنید فلای اومد سفارش بده کشت منو با سفارشاش، یجوری سفارش داد گفتم یا پیغمبر الان منم می خوره 😅😅
ماهیچه، جوجه، کوبیده، سوپ، سالاد، ماست، زیتون، خیارشور، دوغ، آب، و و و
حالا خودش دو قاشق نخورده سیر شد 😃
اونجام نشستیم و خوردیم و گل گفتیم و گل شنیدیم آخرش که داشتیم میومدیم سر یه چیز کوچولو، فلای می خواست کله مو بکنه باهاش قرمه سبزی درست کنه😅😅 خلاصه منم دیدم اوضاع مگسیه، گوشی خودمو به ضبط ماشین وصل کردم و صدا رو تا ته دادم (ناگفته نماند گوشی من ۹۰٪ مداحی بود بزور ۱۰٪ اهنگ توش گیر بیاری) 😅😅😅😅😅 خلاصه با دست و جیغ و هورا و همخوانی و داد و بیداد و شکلات، فلای بانو با ما آشتی کردن😃
بعدم منو رسوند حرم و خودش هم با دو ساعت تاخیر به خاطر من به جایی که باید میرفت رسید.
آخرش هم همه ی چیزایی که خریده بود رو به من داد 😐
خداوکیلی اگه می دونستم واسه من داره میگیره اصلا نمی ذاشتم بره پاساژ
اون روز خیلی شرمندم کردی فلای جون. امیدوارم بیای اینجا بلکه یه گوشه از زحماتتو جبران کنم 😍😘👭

راستی این «عزیییییزم» هم قضیه داره که خودِ فلای توی یه پست همشو گفته بود😅
بنده خدا کلی شرط واسه فلای گذاشته بود که
جریمه شدی، نشدی
صدا رو زیاد کردی، نکردی
خواننده زن، ممنوع
سرعت زیاد، ممنوع
ناهار، فقط رستوران پسرخاله
هر نیم ساعت گزارش می دی
جلو دوستت به من عزیزم جانم نمی گی
و
و
و

شما فکر کنید یه مورد از این بندها رو رعایت کرده باشیم، نکردیم 😅😅😅 خدا ازمون راضی باشه :دی

فلای جون خیییییییییلی دمت گرمِ، من اصلا اوضاع روحی مساعدی نداشتم ولی تو حالمو خوب کردی بابت درآوردن اشکت تو کافی شاپم بیا بوس آبدارت کنم گشنگم 😘 فقط می تونم بگم خیلی گلی، منتظر اومدنت هستم عزیییییزم :دی
 ·  Translate
41
‫محمدباقر حیدری‬‎'s profile photoahad rohollahi's profile photoLeila Hamzei's profile photoHadi વ.რ तपाईं मेरो सबै भन्दा राम्रो मित्र हो's profile photo
112 comments
 
من پیشنهاد میکنم دیگه سفر نرید.....
تا مجبور نباشیم اینقدر متن بخونیم خخخخ
 ·  Translate
Add a comment...

Leila Hamzei

Shared publicly  - 
 
شب
تاریکی
چراغونی
هوای عالی
صحن و سرای رضوی
صحن انقلاب ، پنجره فولاد، سقاخونه
یه بچه ی ناااااز که هی ازت دلبری می کنه و اومده پیشت بازی می کنه و می خنده
صدای زنگ ساعت های حرم
در هیاهوی جمعیت، به گوش رسیدن صدای جیرجیرک از یه طرف
صدای مولودی هم از یه طرف
سخنرانی یه حاج اقا واسه حلقه های معرفت در صحن انقلاب هم یه طرف

تا صبح بخوای تو حرم بمونی و زل بزنی به گنبد طلا و تو دلت باهاش درد دل کنی و ریزریز صورتت خیس اشک بشه
همه ملتمسین دعا رو یاد کنی
همه کسایی که در حقت لطف داشتن
حتی کسایی که در حقت جفا کردن
کسایی که دلتنگشونی و نمی دونن
کسایی که غیرمستقیم بهشون می فهمونی حرف دلتُ نمیگیرن ...
کسایی که دلت می خواست این سفر بهشتی رو با اونا باشی

یدفعه یادت بیفته امسال میلاد حضرت علی (ع) که مشهد بودی ، موقع رفتن یه چیزایی نوشتی و دادی یه مسافر دیگه برات بندازه تو حرم، و هرچی فکر کنی چی نوشته بودی یادت نیاد جز یه مورد که اجابت شده و اون هم ...

از خودِ فرودگاه تا همینجا و همین الان احساس می کنم یکی منتظرمه ، ضمیر ناخودآگاهم دنبالشه ولی نمی دونم چیه کیه چجوریه

روایته که حتی نمک غذاتونم از ما بخواید،
روایته که از خدا کم نخواید
جمع این دو تا روایت میشه لیلا امشب باید مهر تاییدُ به ضمانت ضامن آهو ازش بگیری

پس
بسم الله

صحن انقلاب، روبروی گنبد طلا، الان ، ۲۳:۰۰ ، ۹۵/۰۵/۱۶

التماس دعا
 ·  Translate
69
reyhane t's profile photo‫کربلایی حمید کریمی‬‎'s profile photoLeila Hamzei's profile photo
47 comments
 
+کربلایی حمید کریمی
ان‌شاءالله بزودی روزیتون
 ·  Translate
Add a comment...

Leila Hamzei

Shared publicly  - 
 
اندر حکایات سفر مشهد ما :دی

بعد از بی خوابی دیشب، تا خواستم پلک رو هم بذارم با سروصدای مامان اینا بیدار شدم که پاشید پاشید دیر شده، همون ده دقیقه خواب هم کوفتم شد. :-)

پاشدیم یه صبونه مختصری زدیم به بدن و آماده شدیم که بریم. ینی این جماعت قلمبه ی استرسن. هی میگم باباجون پرواز ساعت ۹:۱۵ انجام میشه تازه اگـــــهتاخیر نداشتن باشه الان هنوز ۷ هم نشده
خلاصه زنگ زدیم آژانس اومد رسیدیم فرودگاه.
اهان اینو بگم مامان چون مهمونی اومده بود خونمون و یدفعه برنامه مشهد رفتنمون جور شد درنتیجه کارت شناسایی نیاورده بود فقط دفترچه بیمه ش همراهش بود. زنگ زدم فرودگاه که مهمونمون بجای کارت شناسایی، دفترچه داره ، گفتن اشکالی نداره.
حالا توی فرودگاه که بلیط و کارتو چک می کنن کارت شناسایی همه مون + دفترچه بیمه مامانو گذاشتم، آقائه میگه حاج خانم چی براتون بنویسم استامینیوفن خوبه؟😅😅😅
یه چیز دیگه
من صدای این خانمایی که پیج می کننُ که می شنوم نمی تونم جلو خنده مو بگیرم 😄😄 چرا راحت حرفشونو نمی زنن؟ 😃

ساعت ۹:۱۲ دقیقه
اینجا فرودگاه
منتظر اعلام شماره پرواز برای سوار شدن

خودم نخواستم بلیط ماهان بگیرم :/-

التماس دعا
تا گزارش بعدی
یاعلی 🙋
 ·  Translate
54
Leila Hamzei's profile photorasool azizi's profile photo
73 comments
 
گالسا خراب اُلار :))
نیا دِمیسن؟!!
 ·  Translate
Add a comment...

Leila Hamzei

Shared publicly  - 
 
اندر حکایات سفر مشهد :-)

جونم براتون بگه قبل از رفتن به مشهد، بلیط برگشت هم گرفته بودم که گیر نکنیم
بلیط برگشتمون ساعت ۱۸:۴۰ دقیقه روز دوشنبه بود.
دوشنبه صبح رفتیم آخرین زیارت قبل از برگشتمون رو انجام بدیم و نماز ظهر و برگردیم وسایلو جمع کنیم و راهی راه آهن بشیم
الکی الکی زمان گذشت و‌یدفعه ساعت شد ۱۸، خواهر کوچیکم و‌آقاشون رفته بودن خوراکی بگیرن هنوز نیومده بودن ، حالا هی میگم بابا دیره نمی رسیم پاشید بریم دیگه
خلاصه ۱۸:۱۰ آژانس اومد و راه افتادیم ، از سجاد تا راه آهن فاصله کوتاهی نیست ما هم که نمی دونستیم چقد راهه، هر دو قدم هم می خوردیم به چراغ قرمز ، اونم نه چراغ قرمز معمولی هاااا ، چرااااغ قرمززززززززز هرکدوم قشنگ ۴-۵ دیقه طول می کشید ما هم که عجله داشتیم طولانی تر می گذشت اصلا انگار ساعت برنارد پشت چراغ قرمزا فعال میشد زمان متوقف میشد
حالا رسیدیم راه آهن، تا بره دور بزنه و وارد راه آهن بشه و اون تاکسیایی که تو صف بودن یکی یکی برن جلو خیلی طول می کشید واسه همین من پیاده شدم و دِ بدو به سمت اطلاعات قطار
ساعت ۱۸:۴۵ شده بود خانمه خیلی ریلکس‌گفت قطار رفت
باورم نمیشد واقعا قطار رفته بود و ما جامونده بودیم
مامان اینام رسیدن و خورد تو حالشون
پرسیدم تا ایستگاه نیشابور چقد راهه که خودمونو برسونیم اونجا سوار شیم ، آقائه زنگ زد پرسید گفتن قطار ساعت ۲۰ میرسه نیشابور و بیست دقیقه توقف واسه نمازه همین الانم سوار تاکسی شید یک و‌نیم ساعت راهه تا اونحا، ریسکش بالاس که برسید یا نرسید
حالا تاکسی هم گفته بود سیصد میگیرم تا ساعت ۲۳ تضمینی می رسونمتون ایستگاه دومش که شاهرود باشه ولی عقل سلیم همچین چیزی رو نمی پذیره مخصوصا که ما پنج تا آدم بزرگ بودیم چهارساعت تو ماشین له می شدیم
رفتم قسمت استرداد بلیط، گفت چون قطار رفته هرپنج تا بلیطتون سوخته باید دوباره بلیط بگیرید
حالا قطارهای بعدی هم جا خالی نداشتن یکی بود از این اتوبوسیا بود که نمیشد دوازده ساعت با اون رفت، خلاصه گشت و پنج تا بلیط برامون رزرو کرد و ۴۵۰ تومن دوباره دادیم ...
حداقل خوبیش این بود که قطارش تمیز و مجهز بود ، فول آپشن
توی اون هاگیر واگیر یکی باید خواهر منو توجیه می کرد که دیگه اتفاقیه که افتاده، غر زدنت واسه چیه
همونجا به لطف خبر یکی از دوستان که گفتن همین الان زیرنویس کردن که قطار قبلی به مشکل خورده و متوقف شده و صدای مسافرا دراومده و اینا، تونستم بحثُ جمع کنم هرچند احتمال می دادم الکی باشه که بعد کاشف به عمل اومد که دروغکی بوده 😎

منم از خجالت شیکمم دراومدم که تصویر گویای این موضوعه 😄😜


پ.ن: قطار، هواپیما نیست که تاخیر داشته باشه حتما یک ساعت قبل راه آهن باشید
 ·  Translate
51
Fatemeh Shademan's profile photoS. Mosavi's profile photoLeila Hamzei's profile photo
83 comments
 
+S. Mosavi
یاشیاسوز :-)
 ·  Translate
Add a comment...

Leila Hamzei

Shared publicly  - 
 
توی بهشت ایران زمین باشی و دلت وحشتناک گرفته باشه ...



خدایا به حق امام رئوف، حال دل همه رو خوب کن
 ·  Translate
72
1
Hamid Safari's profile photoLeila Hamzei's profile photo
43 comments
 
+HashieH حاشیه
سپاس
Add a comment...

Leila Hamzei

Shared publicly  - 
 
اندر حکایات سفر به مشهد :-)

وی آر ویتینگ این فرودگاه شهید هاشمی نژاد
تحویل هتل ساعت ۱۴
الانم که حرم نماز جمعه س با چمدون نمیشه رفت
درنتیجه همینجا بشینیم یکمی زمان بگذره بهتره :-)
 ·  Translate
59
‫نجمه سهرابی‬‎'s profile photo‫هاشمی *‬‎'s profile photoLeila Hamzei's profile photo
74 comments
 
+هاشمی *
ان‌شاءالله بزودی روزیت شه :*)
 ·  Translate
Add a comment...

Leila Hamzei

Shared publicly  - 
 
گفت عقلم این همه مشهد دلت را میزند . . .
آمـدم صـد مرتبـه یک بار تکراری نشــد . . .

سلام سلام صدتا سلام
خوبید خوشید سلامتید؟
دو ساعته دارم می گردم دنبال دوستام تا الان فقط چندتاشونو پیدا کردم
یا بیاید منو پیدا کنید یا بازم بیاید منو پیدا کنید 😜😄

آدم یه همچین آقایی داشته باشه دیگه چه غمی داره 😍😍
قربونش برم که بعد از دو ماه و نیم دوباره اذن دخول حرم باصفاشو داد
مشهدیااااااا مشهد رو آب و جارو کنید گل سرسبد پلاس پس فردا (جمعه صبح) ان‌شاءالله اونجاست 😜😍
می تونید بیاید فرودگاه شهید هاشمی مشهد پیشوازمون 😄😄😄

التماس دعای مخصوص از همگی

راستی دست به دست کنید برسه به دست دوستام که ادشون کنم
ممنون🌹
 ·  Translate
67
2
reyhane t's profile photoLeila Hamzei's profile photo
92 comments
 
+reyhane t
شصت درصد 😄😄 (یه چیزی بیشتر از ۱۰۰٪) 😅
 ·  Translate
Add a comment...
Story
Tagline
سری که درد نمی کنه رو دستمال نمی بندن :-)