Profile cover photo
Profile photo
‫خانه امن‬‎
527 followers -
مشاوره رایگان وکلای ما حامی شما خواهد بود. شماره تلفن مشاوره رایگان : ۸۵۳۱۲۶۰۰- ۰۲۱
مشاوره رایگان وکلای ما حامی شما خواهد بود. شماره تلفن مشاوره رایگان : ۸۵۳۱۲۶۰۰- ۰۲۱

527 followers
About
Posts

Post has attachment
پدیده‌ای شوم در جامعه

نگاه حقوقی به جرم همسرآزاری و خشونت علیه زنان در ایران و بررسی مجازات‌های آن
سیدعادل حیدری وکیل دادگستری و مدرس دانشگاه
همسرآزاری پدیده‌ای است که از زمان‌های گذشته در جوامع مختلف وجود داشته است. آزار روانی، جسمی، مالی و جنسی ازجمله خشونت‌هایی است که مردان علیه زنان انجام می‌دهند. خشونت علیه زنان؛ پدیده شایع و تأسف‌باری است که ابعاد گسترده آن، زمینه آسیب‌های فردی و اجتماعی متعدد را نسبت به آنها، خانواده و جامعه فراهم می‌آورد. خشونت علیه زنان دارای سابقه‌ای به وسعت تاریخ بوده و در دهه‌های اخیر به شکل خشونت مدرن، اشکال نوینی به خود یافته است و با وجود تلاش‌های بین‌المللی حقوقدانان، کارشناسان و کنشگران اجتماعی و حقوق بشری برای رفع هرگونه خشونت نسبت به آنها سونامی خشونت علیه زنان، کماکان جاری و روزافزون بوده و هزینه‌های متعددی را بر جامعه بشری و ملی دولت‌ها وارد می‌کند.
خشونت علیه زنان از منزل و خیابان تا کوچه و بیابان، به اشکال مختلف توهین و هتک حرمت، ختنه دختران و زنان، ازدواج زودهنگام آنها، استثمار عاطفی و جنسی در منازل و محافل کار و خارج از آن، طلاق قهری، تبعیض جنسیتی و نگاه‌های سنگین مردانه، آزار جنسی و تن‌فروشی پیدا و پنهان، ایراد صدمات عمدی بدنی و حیثیتی، اخراج از منزل و ممانعت از تحصیل و کار، وضع زنان بی‌سرپرست و بدسرپرست، ممانعت از ملاقات فرزند و سلب حضانت فرزندان از مادران، تضییع حقوق اساسی و شهروندی آنها، تضییع حقوق زناشویی، خانوادگی و فرصت‌های شغلی و حرفه‌ای، بن‌بست در طلاق نسبت به زنان و اجبار عینی و عملی آنها به مهرم حلال، جانم آزاد، برای رهایی از تقید زوجیت و زناشویی متلاطم خویش در طی سال‌های متعدد برای تعیین تکلیف وضع حقوقی و قانونی خود و تبعیض و تفکیک جنسیتی، به انحای مختلف دیگر و درجات متفاوت در جامعه به‌طور نسبی و فزاینده، حسب مورد، وجود داشته و محصور به قتل علیه زنان در کشور، در معنای خاص آن نیست.
مطلب کامل را در این لینک بخوانید:
http://www.khanehamn.org/archives/25046
Photo
Add a comment...

Post has attachment
فرناز در حالی که صدایش بغض‌ دارد، می‌گوید: «۱۸ ساله بودم که به عقد پسرخاله‌ام درآمدم. مدتی که از ازدواجمان گذشت، فهمیدم علی مردی بدبین است، مرا خیلی محدود کرده بود، من اجازه نداشتم بدون او جایی بروم وقتی هم می‌رفتم، همه روز را دعوا می‌کردیم. علی زندگی را برایم جهنم کرده بود. خانه ما بیشتر شبیه یک زندان بود. شوهرم در همه اتاق‌هایی که پنجره داشت را قفل کرد، همه پنجره‌ها نرده داشتند و شیشه‌های پنجره‌ها کاملاً رنگ شده بود، تلفن خانه همیشه قطع بود، موبایل نداشتم و حتی سیم آیفون را بریده بود. وقتی سر کار می‌رفت مرا در حمام زندانی می‌کرد و ارتباطمان با همه فامیل قطع شده بود، اگر روزی یک لیوان بیشتر دم دست بود، چنان دعوایی به راه می‌انداخت که چه کسی میهمان خانه‌مان بود. همه اتاق‌ها را می‌گشت و مرا به باد کتک می‌گرفت و تصور می‌کرد کلید یدک دارم و در غیاب وی میهمانی داشته‌ام. ..»
شاید صد‌ها زن نیز تجربه فرناز را داشته‌اند اما به دلایلی داستان آن‌ها منتشر نشده است. مانند اعظم، زن مشهدی، که سال‌ها توسط شوهر خود مورد شکنجه قرار گرفته و بار‌ها در خانه حبس شده بود اما هیچ خبری از او منتشر نشده بود تا این‌که به صورت اتفاقی مساله فاش شده و در رسانه‌ها منعکس شد.
کم نیستند زنان و کودکانی که توسط یکی از اعضای خانواده خود همچون شوهر و پدر تجربه زندانی شدن در خانه را داشته‌اند. بدون شک یکی از مصادیق خشونت‌های فیزیکی خانگی، حبس و ایجاد اختلال در رفت و آمد و به طور کلی سلب یا محدودکردن آزادی اعضای خانواده است. انگیزه‌های مختلفی برای حبس عضو خانواده بیان شده است. از جمله این‌ها بدبینی است. اعتیاد به مواد مخدر و یا انتقام‌گیری را نیز می‌توان از جمله انگیزه‌های مرتکب دانست. انگیزه هر چه باشد نتیجه یکسان است. آزادی حرکت یک انسان محدود شده و از بین رفته است. صرف این امر خسارات روحی و روانی بسیاری بر قربانی وارد می‌کند. از این رو لازم است تدابیر قانونی لازم برای برخورد با حبس درون خانواده پیش‌بینی شود.http://www.khanehamn.org/archives/24852
Add a comment...

Post has attachment
پرسش: من ۵۱ ساله هستم و سه فرزند دختر دارم که آخرین آنها را یک سال پیش شوهر دادم. همسرم وقتی بچه ها کوچک بودند تصادف کرد و فوت کرد. دختر کوچکم بعد از شش ماه عروسی با چشم گریان و بدن کبود شده به خانه برگشت و گفت که از همان شب اول عروسی کتک خورده است ودیگر طاقتش تمام شده است. از عموهایش کمک گرفتم و بعد از شش ماه به زور طلاقش را گرفتیم. دخترم هم خیلی زیباست و هم تحصیل‌کرده و نجیب وبا وجود مطلقه بودن خواستگاران خوبی دارد ولی حاضر نیست حتی در موردشان حرف بزند. می‌گوید به روح پدرش قسم خورده که تا آخر عمر ازدواج نکند. شبها در خواب جیغ می‌کشد. اوایل اصرار می‌کردم حالا فکر میکنم شاید حق داشته باشد. نظر شما چیست؟

خانه امن: پاسخ‌های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات، ما مشاوره‌های انفرادی را توصیه می‌کنیم، که از حوزه توانایی‌های خانه امن خارج است.
http://www.khanehamn.org/archives/24462
Add a comment...

Post has attachment
خشونت خانگی به همان اندازه که عمومی است و طیف وسیعی از جامعه را در برمی گیرد، اما بسیار مخفی است و اثباتش به دشواری ممکن است.
زنی که به سختی خودش را قانع کرده که علی‌رغم همه دانسته‌هایش از عرف و سنت، در مقابل جریان عادی جامعه و زندگی روزمره بایستد و نسبت به آنچه «خشونت خانگی» نامیده می شود، قدعلم کند و به مراجع قضایی و قوانین نیم بند موجود متوسل شود، درنخستین گام، با مانع بزرگی به نام «اثبات و ادله» مواجه می‌شود.
خشونت خانگی معمولا در خفا و پستو و پشت درهای بسته اتفاق می‌افتد، راه اثباتش اقرار متهم، تن و بدن کبود شده با گواهی پزشکی قانونی یا شهادت مستقیم شهود است، اما کدام مردی است که در مقابل چشمان یک گواه زنده، همسرش را به باد کتک بگیرد؟ یا کدام خشونت‌گر قهار است که مراقب نباشد از خودش اثر قابل توجهی به جای نگذارد تا ناچار به پاسخگویی به قانون باشد؟
در خصوص «ادله اثبات و نحوه جمع‌آوری آن دلایل در پرونده‌های خشونت خانگی» و تجربه هایش از محمد مصطفایی وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بشر ساکن نروژ که پیش از این وکالت پرونده‌های بسیاری از زنان خشونت دیده را بر عهده داشته، سوال می‌کنیم.

http://www.khanehamn.org/archives/24445
Add a comment...

Post has attachment
از مادرم سراغ یک آشنای قدیمی را گرفتم. با تعجب پرسید نمی‌دانی؟
-چی شده؟ لیلی مریض است؟
-نه علیرضا، لیلی را کشت.
مات و مبهوت مانده بودم. لیلی دختر آرامی که ده سال از من کوچکتر بود را چرا کشتند؟ برادرش هم آرام‌ترین پسرکی بود که می‌شناختم. هم بازی کوچه‌گردی‌های بچگی‌هایم بود و به هیچ وجه به شرورها و قاتل‌ها شباهت نداشت.
چطور چنین چیزی ممکن است؟ یخ زده بودم و نفسم بالا نمی‌آمد. مادرم گفت برایش خواستگار آمده بود، همه اهالی خانه موافق بودند. گویا همه شرایط خواستگار مطلوب بوده، هم شغل خوب داشته هم بر و رو و هم موقعیت اجتماعی، وقتی خواستگارها می روند با شرم و خجالت می‌گوید من نمی خواهمش. آنها که با خوشحالی داشتند برای مهریه شرط و بیع می‌گذاشتند، متعجب می‌شوند، برمی‌گردند و نگاهش می‌کنند. هنوز در حیاط پشت سر خواستگارها بسته نشده بوده. برادرش می‌رود توی صورت دخترک و می‌گوید چرا نمی‌خواهی؟ کس دیگری را دوست داری؟ لیلا شرمناک جواب می‌دهد؛ بله، تا مادرش از روی ایوان با پای بیمار و ورم کرده خودش را به محل حیاط برساند، علیرضا خوابیده بوده روی سینه لیلا و سرش را فقط یک بار کوبیده به موزاییک‌های کف حیاط. ضربه اول به دوم نمی‌رسد که سر لیلا خم می‌شود یک طرفی و دخترک دیگر نفس نمی‌کشیده.
زبانم بند می‌آید و صدای مادرم را از فاصله دوری می‌شنوم: این اواخر حساس شده بودند روی رفت و آمدهای دخترک، خدایی هیچ وقت سر و صداشان نمی‌آمد، مرد محترمی بود علیرضا، اما به هر حال برادر است دیگر؛ نگران بوده لابد از حرف مردم. هنوز هم مادرجان اینجا مثل آنجا که شما هستید نشده، مردم مراقبند، دلشان می‌لرزد برای آبرویشان…..
http://www.khanehamn.org/archives/24397
Add a comment...

Post has attachment
پرسش: از ابتدای ازدواج با مشکلات بسیاری مواجه شدم. شوهرم من و خانواده‌ام را تحقیر می‌کرد و مورد اهانت قرار می‌داد. همچنین ارتباطات من با اقوام و دوستان را بسیار محدود کرده بود. چندین بارهم من را در حضور خانواده‌اش کتک زد. این رفتار‌ها باعث شد که به نوعی از او متنفر شوم و دیگر قادر به ادامه زندگی نباشم. به همین دلایل تصمیم به طلاق گرفتم. پس از دو سال دوندگی در دادگاه‌ها، بالاخره موفق شدم که حکم طلاق را بگیرم. ماه پیش دادگاه حکم طلاق من را صادر کرد. شوهرم از ابتدا برای اذیت کردن من راضی به طلاق نمی‌شد. حتی من نصف مهریه‌ام را بخشیدم تا راضی به طلاق توافقی شود. هم اکنون نیز که حکم صادر شده است برای اجرای صیغه به دفترخانه نمی‌آید. چندین‌بار با او تماس گرفتم اما بهانه آورده و اجرای صیغه را به بعد موکول می‌کند. در این مورد چند سوال دارم. آیا رجوع به دفترخانه الزامی است؟ اگر شوهرم به دفترخانه نیاید چه کار باید بکنم؟ اگر مدتی از حکم طلاق بگذرد و اجرا نشود چه
می‌شود؟

http://www.khanehamn.org/archives/25006
Add a comment...

Post has attachment
چادرش را کیپ می‌کند جلوی صورتش و با لهجه غلیظ عربی تاکید می‌کند که از صورتش تصویربرداری نکنیم. از اهالی منطقه «چهل اسب» ماهشهر است. او تحت فشار همسرش، تا به حال سه فرزندش را به خاطر تامین مواد مخدر پیش‌فروش کرده و می‌گوید راه و چاره‌ای نداشته. بچه‌ها را درست دم زاییدن و توی زایشگاه تحویل می‌داده و هنوز هم از سرنوشت هیچ‌کدام‌شان خبری ندارد؛ یک دختر و دو پسر.
برای این‌که به سوالات دوستم که از او برای این مصاحبه خواهش کرده‌ام در محل حضور پیدا کند، پاسخ بدهد درخواست پول کرده، به سختی حاضر می‌شود جواب بدهد. از این می‌ترسد که ما از طرف سازمان بهزیستی یا مراجع قضایی مراجعه کرده باشیم.
او می‌گوید: «خرجشان را نداشتم. شوهرم مجبورم کرد. دخترم را ارزان‌تر فروختم اما دو پسرم را گران‌تر خریدند.»
دخترتان را چند فروختید؟
هفت هزار.
منظورتان هفتصد هزار تومان است؟
بله.
پسر‌های‌تان را چقدر فروختید؟
هر کدام یک میلیون.
این مبلغ بسیار ناچیزی است. چرا حاضر شدید بچه‌های‌تان را بفروشید؟
از سر ناچاری خانم. کدام مادر هست که دلش بخواهد جگرگوشه‌اش را از او جدا کنند؟‌‌ همان لحظه که شوهرم بچه‌ها را کنار تخت زایشگاه از بغلم جدا کرد، مردم و زنده شدم. اما چاره‌ای نداشتم.
به جز آن سه کودک، بچه‌های دیگری هم دارید؟
بله سه پسر، از آن‌ها هم خجالت می‌کشم. نمی‌توانم توی چشم‌های‌شان نگاه کنم. جوابی ندارم به سوال‌های‌شان بدهم. سوال که می‌کنند حرفی برای گفتن ندارم. هر صبح تا عصر کارم گدایی کردن است، بعضی روز‌ها هم توی خانه‌ها کلفتی می‌کنم. اما شوهرم همه دستمزدم را می‌گیرد و خرج اعتیادش می‌کند.
اطلاعی از فرزندان فروخته‌شده‌تان ندارید؟
http://www.khanehamn.org/archives/21560
Add a comment...

Post has attachment
هدف‌های پاسخ موثر به قربانیان خشونت خانگی:
افزایش ایمنی قربانی و پشتیبانی از وی در محافظت از خود و فرزندانش از طریق تایید تجارب آن‌ها، ارائه پشتیبانی، و ارائه اطلاعات درباره منابع و انتخاب‌ها.
اطلاع رسانی به بیماران درباره محدودیت‌های حریم شخصی مثلا سوءاستفاده از کودکان یا گزارش نیازمندی‌های خشونت خانگی.
هدف این نیست که باعث شوید بیماران کسانی که از آن‌ها سوءاستفاده کرده‌اند را ترک کنند، یا مشکل را برای بیمار «حل» کنید، بلکه هدف ارائه پشتیبانی و اطلاعات است.
ترجمه خانه امن از مقاله انجمن ملی مددکاران اجتماعی آمریکا درباره مداخله موثر را بخوانید.
http://www.khanehamn.org/archives/25003
Add a comment...

Post has attachment
دبیرکل اجتماعی استانداری تهران از طرح پیشگیری از آزار جنسی کودکان خبر می‌دهد. این طرح با آموزش معلمان و آموزش‌یاران پیش‌دبستانی و مهدکودک‌ها اجرایی می‌شود. به گفته او، هدف از تدوین این طرح آموزش بخش بزرگی از جامعه دانش آموزی و کودکان استان برای پیشگیری و محافظت از آزارهای جنسی است.

به همین بهانه در خانه امن بخوانید:

http://www.khanehamn.org/archives/24799
Add a comment...

Post has attachment
اولش با شرم و به سختی حرف می‌زد. آن روزها نمی دانستم چرا؟ باید تلاش می‌کردم تا جمله‌هایش به نتیجه برسند و بتوانم توجهش را جلب کنم. مادرش را به خاطر نداشت. بعد از تولد پسرش، خانه را ترک کرده بود.عمه‌ایی که مسئولیت نگهداری‌اش را داشت در سن چهارسالگی به علت ابتلای به سرطان درگذشته بود و درست بعد از مرگ عمه مهربان، زندگی فاجعه بار او شروع شده بود. پدرش که کارگر یک کارخانه در حاشیه شهر تهران بود از پنج سالگی تا یازده سالگی، به او تجاوز می‌کرد. بخش دردناک ماجرا اینجاست که او نمی‌دانسته این شکل رابطه خشونت بار، بخشی از تعریف متداول و هر روزه رابطه پدر- فرزندی نیست.

اجازه می‌گیرم برای نوشتن این سطرها، شانه‌اش را بالا می اندازد و می‌گوید «به هر حال او مرده و هیچ کس هم نیست که مرا بشناسد.» هر بار از او می خواهم به مشاوره یا روانکاوی تن بدهد اما از هزینه بالای این خدمات لوکس درایران می‌گوید.
http://www.khanehamn.org/archives/24466
Add a comment...
Wait while more posts are being loaded