Profile

Cover photo
710 followers|664,955 views
AboutPostsPhotosYouTube

Stream

Gooshe

Shared publicly  - 
 
جمعهٔ عطّار نیشابوری؛ با خون نوشتن بر دریا

هفته پیش دستم رفت به سمت فرستادن پیامی به بچه‌های گوشه که چه نشسته‌اید که دیگر نگهداری سایت و کارهای فنی‌اش کلافه‌کننده شده و گذشته از اینها، فکر کنم داریم روی آب می‌نویسیم و بیایید این تنها گوشه‌مان را هم تعطیل کنیم.
بعد فکر کردم بر آب نوشتن، آن‌قدرها هم بد نیست؛ همانطور که خرقانی گفته است: «بر همه چیزی کتابت بُوَد مگر بر آب و اگر گذر کنی بر دریا، از خون خویش بر آب کتابت کن تا آن کز پی تو درآید، داند که عاشقان و مستان و سوختگان رفته‌اند...»

بساط صدوشصت‌ونهمین لهو و لعب گوشه، در جمعه‌ای از ماه خرداد یا برج دو پیکر فراهم است و این دومین جمعه خراسانی است که قبلاً قولش را داده بودم؛ جمعهٔ عطّار نیشابوری که در یکی از سیاه‌ترین دوران سرزمین خراسان و ایران و افغانستان امروزی زندگی می‌کرد و در روزگار خودش که با حمله مغولان همراه بود، قدر ندید و شعرهایش بعد از قتلش مشهور شدند.
داستان رها کردن کار و دکان و پیشه‌ و روایتی از قتلش به‌دست سربازان مغول، مشهورتر از آن است که نیازی به تکرار داشته باشد. شخصیت و زندگی‌اش طوری بوده که درباره‌اش افسانه‌ها ساخته‌اند؛ مثلا قصه‌ای هم درباره «بی‌سرنامه» او گفته‌اند - مثل خیلی کارهای دیگری که به او نسبت می‌دهند، اثر #عطار نیست- که وقتی سرش را بریدند سر را به بغل گرفت و در راه، منظومه بی‌سرنامه را سرود.
در پایان نسخه‌ای از بی‌سرنامه، متعلق به مستشرق فرانسوی شارل شِفِر، آمده است: «به پایان آمد این کتاب موسوم به بی‌سرنامه از بزرگ‌ترین تالیف‌های عطار که آنرا با خون خویش نوشت، در هنگامی که سر بُریده‌اش در زیر بغلش بود چون این رساله به پایان آمد، در همین جا که خاک جای اوست بیفتاد».

به قول محمدرضا شفیعی #کدکنی، افسانه‌های سوررئالیستی زندگی عطار جذابیت‌های تصویری و سینمایی دارند.
البته شعرها و آثار زیادی را به عطار نسبت می‌دهند که جعلی و مشکوکند، اما منطق‌الطیر (مقامات طیور) و اسرارنامه از آثار مسلم او هستند. جز اینها، تذکرة الاولیاء که اهل فن می‌گویند نظیرش در فارسی و عربی وجود ندارد، الاهی‌نامه، مصیبت‌نامه، دیوان و مختارنامه از آثار عطار هستند و بقیه کتاب‌هایی که به او نسبت می‌دهند، از جمله همین بی‌سرنامه، حلاج‌نامه، پندنامه، بلبل‌نامه، پسرنامه و غیره جعلی‌اند و اثر عطار نیستند.

#منطق‌الطیر در دنیا، آوازه‌ای هم‌پای مثنوی #مولوی دارد و نسخه‌های زیادی از آن به زبان‌های مختلف منتشر شده است...

در صبح جمعه با #گوشه این هفته از زبان عطار نیشابوری بشنوید و بخوانید...
 ·  Translate
هفته پیش دستم رفت به سمت فرستادن پیامی به بچه‌های گوشه که چه نشسته‌اید که دیگر نگهداری سایت و کارهای فنی‌اش من را کلافه کرده و گذشته از اینها، فکر کنم داریم روی آب می‌نویسیم و بیایید این تنها گوشه‌…
13
2
‫شهریار شهریار‬‎'s profile photo
 
بی‌مزد ساختن گوشه‌ها خودش کاریست. البته بسیار پیش می‌آید که نه چندان لذتی دارد که کف دست را بپوشاند و نه حتی هیاهویی که گوش را پر کند. رهگذرانی می‌آیند و از گوشه چشم به گوشه‌ها نگاهی می‌کنند و می‌روند. اما آدم باید تجربهٔ دنیاهای پر از گوشه و دنیاهای بی‌گوشه داشته باشد که بفهمد که به لطف گوشه‌های دست ساخت گوشه‌سازان، دنیای پر از گوشه چقدر انسانی‌تر از دنیای بی‌گوشه است.
 ·  Translate
Add a comment...

Gooshe

Shared publicly  - 
 
صبح جمعه با گوشه: ما خنده‌کنان به رقص برخاستیم

هوا دوباره گرم شده، شکوفه‌های درخت‌ها در آمده، تن‌ها لخت و خنده‌ها سرازیر شده، اما آدم (در این‌جا من) فکر می‌کند، اشکالی وجود دارد. چیزی پس ذهنش دارد، شاخ و شانه می‌کشد و می‌ترسد که ناگهان کسی، چیزی، نعره‌زنان جلوی پای او بپرد و …

آهنگ‌های این هفته صبح جمعه با گوشه (شماره ۱۶۷) را گوش بدهید و سعی کنید خنده‌کنان به رقص در آئید که کنفسیوس می‌گوید در زندگی، چه چیزی بهتر از رقص؟

در #گوشه بشنوید...
 ·  Translate
هوا دوباره گرم شده، شکوفه‌های درخت‌ها در آمده، تن‌ها لخت و خنده‌ها سرازیر شده، اما آدم (در این‌جا من) فکر می‌کند، اشکالی وجود دارد. چیزی پس ذهنش دارد، شاخ و شانه می‌کشد و می‌ترسد که ناگهان کسی، چیز…
7
1
Add a comment...

Gooshe

Shared publicly  - 
 
از پیشنهادهای #خوردنی درگوشه
غذایی برای قلب و مغز

چرا باید پدر و مادرهای ما مثل برگ خزان بریزند و وقتی ما به سنی می‌رسیم که با خودمان و دنیا از در آشتی و مدارا در‌می‌آییم، هفتادسالگی و شاید کمتر از آن بشود مرز ترسناکی که باید دست و دل و فکر و ذهنمان بلرزد که نکند خبرهای بد بشنویم؟
داستان چیست که در شرقی‌ترین و غربی‌ترین جاهای زمین، مردان و زنان سالخورده نسبت به بسیاری از سالخوردگان شکننده ما به نظر محکم‌تر و سالم‌تر می‌آیند؟
آیا نباید به کار و زندگی و تغذیه‌مان نگاهی بیندازیم و ببینیم ایراد کار کجاست؟
#پدر، #مادر شما مسئول هستید و باید بابت آن چلوپلوهای چرب و چیلی، آن باقلواهایی که یواشکی کش می‌روید، آن نان چرب زیر کباب، آن «بی‌زحمت اون ظرف ته‌دیگ رو بده این‌طرف» گفتن‌ها جواب پس بدهید. با پاکت‌های سیگار کوچک‌شده ته جیب‌تان که دور از چشم، جا خوش کرده و کلکسیون سررسیدها و بروشور و نشانی‌ و تلفن چلوکبابی‌ها، پیتزایی‌ها و کله‌پاچه‌ای‌های منطقه در کمد‌ها … تازه آن خرده‌جنایت‌هایی را که در جوانی انجام داده‌اید، فقط خدا می‌داند و بس.

انگار زندگی چرخه‌ای‌ است تکراری که مدام جای آدم‌ها در آن عوض می‌شود. از یک جایی به بعد باید مراقب پدر و مادرها باشیم و حواس‌مان به خورد و خوراک و زندگی‌شان باشد. این پیشنهادهای کوچک که از این پس در گوشه می‌‌آید، شاید راهگشا باشد.

می‌گویند مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های قلبی در ایران دو برابر بقیه کشورهای آسیایی است. دومین دلیل مرگ‌ومیر در ایران بیماری‌های قلبی و سکته‌های مغزی است و همه اینها فقط با تغییر سبک زندگی، غذای سالم، کنترل وزن و ورزش متناسب با سن و سال، قابل پیشگیری است.

کسانی که #سکته قلبی یا #مغزی داشته‌اند، بعد از مدتی کوتاه از غذاهای کسل‌کننده و ثابت و برنامه‌های بی‌رنگ و بوی تغذیه‌شان خسته و ناامید می‌شوند. ما این امکان را داریم که غذایشان را در نهایت سلامت، برایشان رنگارنگ، هیجان‌انگیز و هوس‌انگیز کنیم. با رعایت چند نکته اصلی؛ خطرناک‌ترین بخش غذای این افراد نمک، قند و چربی است. اگر بتوانیم این موارد را در پخت و پز آنها رعایت کنیم، پدر و مادرها، هیچ نیازی به تماشای یک تکه مرغ آب‌زیپو و ماهی آب‌پز بی‌رنگ و طعم و بو ندارند.

سعی می‌کنیم در #گوشه آشپزخانه غذاهایی را معرفی کنیم که به غذاهای مدیترانه‌ای مشهورند و با رعایت نکاتی برای بیماران قلبی و مغزی توصیه شده‌اند. غذاهایی که بد نیست انسان‌های سالم و جوان هم برای پیشگیری از این بیماری‌ها، در برنامه هفتگی‌شان بگنجانند.

در گوشه آشپزخانه شماره ۷۷ یک خوراک فلافل‌مانند پر از حبوبات را پیشنهاد می‌کنیم که از جمله لقمه‌های سرشار از ویتامین و مناسب برای هر سن و سال با هر وضعیت سلامتی است.
در گوشه ببینید و بخوانید...
 ·  Translate
چرا باید پدر و مادرهای ما مثل برگ خزان بریزند و زمانی که ما به سنی می‌رسیم تا با خودمان و دنیا از در آشتی و مدارا در‌می‌آییم، هفتادسالگی و شاید کمتر از آن بشود مرز ترسناکی که باید دست و دل و فکر و …
5
Add a comment...

Gooshe

Shared publicly  - 
 
معرفی ‫#‏کتاب‬ و پیشنهاد ترجمه در ‫#‏گوشه‬
مزه‌کردن ِ رُم

فکرش را بکنید به تعداد شهرهای‌مان کتاب‌های خوش آب‌ورنگی داشتیم که فرهنگ غذایی هر شهر را زیبا و پاکیزه نشان می‌داد و با طراحی و عکس های چشم‌نواز و نگارش ساده و روان و پاکیزه و درست (که چه کمیاب است این روزها) ما را به سفره‌های رنگارنگ زابل، میناب، بوشهر و کجا و کجا می‌بُرد.
نمونه‌ای از این کار را دو دوختر آمریکایی انجام داده‌اند که از نیوجرسی به رُم رفته بودند و نتیجه، کتابی خوش بَر و رو شده به نام چشیدن رُم که هفته پیش منتشر شده است. این دخترها که برای درس خواندن به ایتالیا رفته‌اند، عاشق طعم و سبک ‫#‏آشپزی‬ غذاهای رُمی می‌شوند و درس و زندگی‌شان تغییر می‌کند و شروع می‌کنند به گزارش‌نویسی و بررسی غذاها و رستوران‌های رُمی تا اینکه از دل آن تجربه‌ها کتاب «چشیدن رُم» بیرون می آید.
در کنار دستورهای آشپزی که سعی شده آمریکایی‌پسند و ساده نوشته شود (مثلا برای تهیه جلاتو، روش تهیه ساده و بدون استفاده از دستگاه بستنی‌ساز هم نوشته شده) سری هم به گوشه و کنار رُم و طعم‌ها و دستورهای فراموش شده آشپزی رُمی زده‌اند و کتاب را از حالت آشپزی صرف، درآورده‌اند.
البته که آشپزی ‫#‏ایتالیایی‬ در هر ناحیه و شهر و روستا و گاهی محله، فرق می‌کند و تازه آشپزهای یک ناحیه و شهر هم هر کدام مثلا کاربونارای خودشان را دارند و نسخه مادر و مادربزرگ و گاهی پدر و پدربزرگ هر کسی هم که اصولا بهترین، در دنیاست...
در گوشه بخوانید....
 ·  Translate
دو دختر آمریکایی، مزه‌ها و سبک آشپزی شهر کهن رُم را در کتابی خوش آب و رنگ با عکس‌های جذاب و نوشته‌ها و دستورهای ساده و کوتاه، گردآوری کرده‌اند.
4
Add a comment...

Gooshe

Shared publicly  - 
 
صبح جمعه با گوشه: پریدن، ربطی به بال ندارد، قلب می‌خواهد

صبح جمعه با گوشه من که این چند هفته بهاری نبوده، سرد بوده، سرماخوردگی بوده با مقادیری از انواع و اقسام بلاهای آسمانی و غیر آسمانی. راستش فکر می‌کردم فصلی که نکوست از بهارش پیداست، اما چندان چیزی هم پیدا نیست.
تیتر این هفته گوشه از شعر «گروس عبدالمکیان» است و شاید چندان بی‌ربط نباشد. شاید حل همه مشکلات در همان قلب باشد. حالا یکی از خیل هواداران و طرفداران گوشه بگوید، آن را کجا بجویم؟
 در #گوشه بشنوید...
 ·  Translate
صبح جمعه با گوشه من که این چند هفته بهاری نبوده، سرد بوده، سرماخوردگی بوده با مقادیری از انواع و اقسام بلاهای آسمانی و غیر آسمانی. راستش فکر می‌کردم فصلی که نکوست از بهارش پیداست، اما چندان چیزی هم…
7
Add a comment...

Gooshe

Shared publicly  - 
 
صبح جمعه با گوشه؛ و راوى قصه را به پايان نبرده بود

موسیقی این هفته صبح جمعه با #گوشه از همسایه شمالی ایران است، از #ارمنستان. آهنگ‌هایی از خوانندگان بیشتر نسل جوان اما در میان آنها آهنگ‌هایی از قدیمی‌ترها مثل ژیوان گاسپاریان (که چندان عادت به خواندن هم ندارد) هست.
روز و عصر و شب جمعه‌تان را اگر خواستید با این آهنگ‌ها که از عشق و دلتنگی و حسرت و امید و نومیدی می‌گویند، بگذرانید...
 ·  Translate
موسیقی امروز صبح جمعه با گوشه (جمعه ۱۶۳) از همسایه شمالی ایران است، از ارمنستان. آهنگ‌هایی از خوانندگان بیشتر نسل جوان اما در میان آنها آهنگ‌هایی از قدیمی‌ترها مثل ژیوان گاسپاریان (که چندان عادت به…
5
Add a comment...
Have them in circles
710 people
payam emami's profile photo
Zahra F's profile photo
Sara Safi's profile photo
esmail khajehgani's profile photo
Saeid hasanzadeh's profile photo
‫طراحی سایت‬‎'s profile photo
narjes yavari's profile photo
Arash Kamangir's profile photo
Maryam Zarandi's profile photo

Gooshe

Shared publicly  - 
 
جمعه کمانچه؛ که باشم من که مانم یا نمانم؟ تو را خواهم که در عالم بمانی

امروز هر دختر و پسری که دستی به سه‌تار می‌زند، نام «سیم مشتاق» را شنیده است. اگر کمی کنجکاو باشد، نام «مشتاق علی‌شاه» را هم می‌داند که این سیم، یادگار اوست و ۲۳۱ سال پیش به حکم امام جمعه #کرمان، سنگسار شد؛ جرمش این بود که کنار مسجد جامع، قرآن را با نواختن سه‌تار می‌خواند و به خصوص جوان‌ها دورش جمع می‌شدند و احتمالا از نگاه امام جمعه آن روزگار، از خدا و دین، دور می‌شدند.
امروز نامی از آن امام جمعه به جا نمانده، اما ساختمان دنج و باصفای آرامگاه #مشتاق، همچنان خیلی‌ها را که ممکن است چندان هم با او آشنا نباشند، به مشتاقیه می‌کشاند.

در روزگار ما امامان جمعه، کنسرت‌های رسمی را که از دولت و حکومت، مجوز گرفته‌اند، لغو می‌کنند و امثال کیهان کلهرهم ظاهرا به همان راه مشتاق می‌روند؛ دویست سالی زمان می‌برد تا معلوم شود نام کیهان کلهر و علی‌اصغر بهاری، هابیل علی‌اف، سایات‌نووا و … کمانچه‌نوازان بزرگ در تاریخ می‌ماند یا نام امامان و خطیبان جمعه‌ این روزگار. شاید هم شبیه شرایط مولوی موسیقی‌دوست و مفتی‌ها و فقیهان روزگارش در هفتصد سال پیش باشد که داوری تاریخ نشان داد کدام ماندگارند؛ می‌گویند مولوی آنقدر مسحور نوای نی و رباب و طبل و قوالی بوده و آنقدر شوریده سماع و رقص و مست و از خود بی‌خود با ترنم موسیقی بوده که وقتی در سماع به او ندا می‌دادند، وقت نماز است، پاسخ می‌داده: ما در نمازیم

می‌گویند مولوی رباب‌‌نواز ماهری هم بوده و صدای ساز رباب را «آواز درِ بهشت» می‌دانسته و در مقابل اعتراض فقها و مفتیان و واعظان شهر به رواج موسیقی بین مسلمانان گفته است: «اگر رباب را که علمای دین حرام کرده بودند به کار آنها می‌آمد همانند چیزهای دیگر، دست از آن می‌کشیدیم و نثار پیشوایان دین می‌کردیم. اما چون رباب را غریب یافتیم، از سر غریب‌نوازی آن را نواختیم» مناقب‌العارفین

آخر داستان هم البته نام همین مولوی پرشور و شیدا و عاشق ماند و هیچ خبری از آن‌ها که دچار جمود فکری بودند و به قول مولانا «بر آهن سرد می‌کوفتند» نیست….
تا دویست سال از زمان مشتاق و هفتصد سال از زمان مولوی در چشم به هم زدنی بگذرد، فعلا در صبح جمعه با گوشه این هفته به صدایی گوش کنید که از هزاران سال پیش تا امروز زنده مانده است و در «صبح جمعه #کمانچه #گوشه»، نوای سیم‌هایی را بشنوید که روح و جان آدمی را از زمین جدا می‌کند...
 ·  Translate
امروز هر دختر و پسری که دستی به سه‌تار می‌زند، نام «سیم مشتاق» را شنیده است. اگر کمی کنجکاو باشد، نام «مشتاق علی‌شاه» را هم می‌داند که این سیم، یادگار اوست و ۲۳۱ سال پیش به حکم امام جمعه کرمان، سنگ…
8
2
Add a comment...

Gooshe

Shared publicly  - 
 
از پیشنهادهای #خواندنی‌ و #ترجمه در گوشه
باغچه صرفه‌جو

دوران رهاکردن شیلنگ آب در باغچه یا کاشتن گیاهان زینتی که #آب زیادی می‌خواهند، گذشته است. در بخش‌هایی از ایالات متحده، آبیاری چمن خانه‌ها ممنوع یا محدود شده‌است و بازطراحی فضاهای شهری و باغ‌ها با استفاده از گیاهان ذخیره‌کننده آب (مثل ساکیولنت‌ها) بحث روز است. کتاب The Water-Saving Garden که ۲۳ فوریه ۲۰۱۶ منتشر شده، نمونه‌ای از کتاب‌هایی است که به موضوع صرفه‌جویی آب در باغچه و فضاهای شهری می‌پردازند و راه‌های مختلفی را برای آن پیشنهاد می‌دهند.

بعضی از این راه‌ها که در کتاب، مفصل توضیح داده شده، اینهاست:

برداشت یا جمع‌آوری آب باران و حتی آبی که از کولرهای گازی، هرز می‌رود.

پاشیدن ریگ و قلوه‌سنگ روی زمین خانه‌ها به جای حیاط‌سازی با سیمان و مواد مصنوعی و کمک به جذب آب در خاک به‌جای روان‌شدنش به فاضلاب.

پاشیدن مالچ یا دورریز نجاری‌ها، پوست درخت و ورقه‌های میوه کاج و مانند آن، دور درختان و گیاهان برای نگه‌داشتن رطوبت در زمین و نزدیک ریشه‌ها.

استفاده از شیلنگ‌های رطوبت‌ده (soaker hose) که هنگام انتقال آب، خیس می‌شوند و به آرامی آب را به گیاهان مسیر می‌رسانند، به‌جای استفاده از جوی آب و هدر دادن و تبخیر آن.

استفاده از سایه‌بان و داربست برای کمک به خنک نگه داشتن گیاهان در جاهای گرم و جلوگیری از سوختن برگ‌ها و تبخیر سریع آب.

استفاده از پارچه‌های مخصوص کشاورزی.

حذف چمن و جایگزینی آن با گیاهان بومی، ذخیره‌کننده آب و مقاوم در گرما و اقلیم کم‌آب. (چمن جلوی یک خانه معمولی در آمریکا، ماهانه حدود ۱۵۰۰ گالن آب، حدود ۵۷۰۰ لیتر، مصرف می‌کند. همین باغچه وقتی چمنش حذف و با گیاهانی مثل #کاکتوس، گل ابریشمی و ساکیولنت‌ها جایگزین شود، مصرفش به ماهی ۱۴۰ گالن، (حدود ۵۳۰ لیتر) می‌رسد؛ یعنی ۹۰درصد کاهش در مصرف آب).
در #گوشه درباره بایدها و نبایدهای آبیاری بخوانید...
 ·  Translate
دوران رهاکردن شیلنگ آب در باغچه یا کاشتن گیاهان زینتی که آب زیادی می‌خواهند، گذشته است. در بخش‌هایی از ایالات متحده، آبیاری چمن خانه‌ها ممنوع یا محدود شده‌است و بازطراحی فضاهای شهری و باغ‌ها با است…
2
Add a comment...

Gooshe

Shared publicly  - 
 
صبح جمعه با گوشه؛ من آنم که با زمانه نسازم، و زمانه با من

اشکالی هم ندارد، نساختن با زمانه چندان هم بد نیست؛ راه خودت را می‌روی و دور و فراموش و شاید غریب شوی که ابوالحسن ‫#‏خرقانی‬ گفت: «غریب آن بُود که در هفت آسمان و زمین، هیچ با وی یک تار مویی نبُود. من نگویم که غریبم؛ من آنم که با زمانه نسازم، و زمانه با من.»
البته که شما بهتر از من می‌دانید که این ابوالحسن، کسی است که از مهر و مروتش با «همسر تندخو و تندزبانش» گرفته تا با عالم و آدم، بسیار گفته‌اند. مبادا که «ناسازگاری با روزگار» را مثلا با کج‌خلقی و اداهایی از این دست، اشتباه بگیریم که از گفته‌های اوست که:
«مردمان سه گروهند؛ یکی ناآزُرده با تو آزار دارد و یکی بیازاری بیازارد و یکی که بیازاری نیازارد».
«انديشيدم وقتی که، از من آرزومندتر به او را بنده‌ای هست؟ خداوند، چشم باطن من گشاده کرد تا آرزومندان او را بديدم. شرم داشتم از آرزومندی خويش. خواستم که بدين خلق وانمايم عشق جوانمردان، تا خلق بدانستندی که: هر عشق، عشق نبُوَد، تا هر که معشوق خود را بديدی شرم داشتی که گفتی: من تو را دوست دارم»...
آهنگ‌های صبح ‫#‏جمعه‬ با گوشه شماره ۱۶۶ را از اینجا و آنجا جمع کرده‌ام که می‌توانید آنها را یک‌جا در ساوند کلاود ‫#‏گوشه‬ بشنوید...
 ·  Translate
اشکالی هم ندارد، نساختن با زمانه چندان هم بد نیست؛ راه خودت را می‌روی و دور و فراموش و شاید غریب شوی که ابوالحسن خرقانی گفت: غریب آن بُود که در هفت آسمان و زمین، هیچ با وی یک تار مویی نبُود. من نگو…
8
2
Add a comment...

Gooshe

Shared publicly  - 
 
صبح جمعه با گوشه؛ جمعه فِراق؛ درمان ز کسی دگر نجویم، زیرا ز فراق توست دردم

اگر در آمریکا زندگی هم نکرده باشیم، در فیلم‌های هالیوودی، زیاد دیده‌ایم که در مراسم یادبود و سوگواری، معمولا دوستان و نزدیکان، خاطرات مفرح تعریف می‌کنند و تلاش می‌کنند فضای سراسر غم‌انگیز را عوض کنند.
در سوی دیگر دنیا، در ژاپن، از جمله پیروان آیین شینتو، در گوشه خانه‌شان معبد و مکان مقدس کوچکی دارند که نام نیاکان درگذشته‌شان را در آن نگه می‌دارند و احترامی در حد پرستش، نثار روح درگذشتگان می‌کنند. آنها معتقدند فراموشی و بی‌اعتنایی به این ارواح، باعث شر رساندن می‌شود.
شاید اضافه‌شدن مرحله «زوال» یا «پوسیدگی» به چرخه مرگ و زندگی در بعضی آیین‌ها نتیجه همین سرگردانی آدمیزاد در مواجهه با فراق باشد؛ یادآوری پیوسته اینکه «این سبزه‌ای که امروز چشم‌‌انداز زیبای پیش روی توست، روزی هم از خاک تو می‌روید و چشم‌اندازی می‌شود در برابر چشم دیگران».
ادبیات و شعر ما پر است از غم ‫#‏فراق‬ و سوز هجران. فراقی که یا اجباری است، یا از روی قهر و از سر بی‌وفایی است یا مقدرشده و از مرگ می‌آید. اما عارفان و صوفیانی مثل شمس تبریزی معتقدند، فراق «پزنده» است.
همانطور که در مقالات شمس تبریزی، آمده است: «من در آن معرض نیستم که ترا سفر فرمایم. من بر خود نهم سفر را جهت صلاح کار شما. زیرا فراق پزنده است. …. من جهت مصلحت تو پنجاه سفر بکنم. سفر من برای برآمد کار توست. اگر نه مرا چه تفاوت از روم تا به شام. در کعبه باشم یا در استنبول؛ تفاوت نکند. الا آنست که البته فراق پخته می‌کند و مهذب می‌کند. اکنون مهذب و پخته وصال اولیتر یا پخته فراق؟ اینکه در وصال پخته شود و چشم باز کند کجا، و آن که بیرون ایستاده بود، تا کی در پرده در راه یابد؟ چه ماند بدان که در اندرون پرده باشد مقیم؟»

در صبح جمعه با ‫#‏گوشه‬ شماره ۱۶۵ از فراقی می‌شنویم که عارفان و صوفیان و شاعران را به آتش کشانده است. شاید چون زندگی برای همه آدم‌ها سهمی از تنهایی و بی‌کسی و درماندگی را کنار گذاشته است. کسانی را که دوست داریم از دست می‌دهیم، نه فقط با ‫#‏مرگ‬ که با فاصله، با غیبت، با هجران و دوری که گاهی از بین بردن فاصله‌اش غم‌‌افزاتر از تحملش می‌شود؛ زمانی که نیاز هست، نیستیم و زمانی که هستیم، ظاهرا از هم بی‌نیازیم.
در گوشه بشنوید...
 ·  Translate
اگر در آمریکا زندگی هم نکرده باشیم، در فیلم‌های هالیوودی، زیاد دیده‌ایم که در مراسم یادبود و سوگواری، معمولا دوستان و نزدیکان، خاطرات مفرح تعریف می‌کنند و تلاش می‌کنند فضای سراسر غم‌انگیز را عوض کن…
4
Add a comment...

Gooshe

Shared publicly  - 
 
از پیشنهادهای ترجمه کتاب و خواندنی در گوشه
خواب همه‌چیز است

در یک بعداز ظهر داغ و تفتیده در یک دهکده دورافتاده در هند، زنی از معبدی بیرون می‌آید و فقیری را می‌بیند که زیر سایه درختی چرت می‌زند. زن جلو می‌رود و کاسه مقابل پای گدا را برمی‌گرداند و چند سکه در آن می‌اندازد. صدای سکه‌ها، مرد گرسنه و ژنده‌پوش را بیدار می‌کند. زن به او می‌گوید: «سکه‌های بیشتری گیرت می‌آید اگر وقتی خوابی، کاسه‌ات را طوری بگذاری تا رهگذران بتوانند برایت پول بریزند.»
مرد ژنده‌پوش می‌گوید: «برای چندتا سکه نمی‌خواهم خواب ارزشمند و شیرینم را تباه کنم.» غلتی می‌زند و در لحظه به خواب عمیقی فرو می‌رود. این روایتی است که  آریانا هافینگتون، نویسنده آمریکایی – یونانی‌تبار و بنیان‌گذار و سردبیر هافینگتون‌پست در کتابش «انقلاب خواب» در کنار ده‌ها روایت و داستان دیگر درباره خواب آورده است.
 او خودش سال‌ها درگیر مساله خواب بوده است؛ از زمانی که پدر و مادرش از هم جدا شدند و او مجبور شد تختی را با مادر و خواهرش سهیم شود و شب تا صبح از بی‌‌خوابی پر پر بزند، خواب دغدغه‌اش بوده است.
از کتاب:
پژوهشی در آلمان نشان می‌دهد، بوی اسطخودوس در فضای اتاق خواب به خواب بهتر کمک می‌کند.
برهنه خوابیدن بهتر از لباس خواب و لباس خواب بهتر از لباس خانه است. بدترین نوع لباس برای خوابیدن، لباس کار است.
دمای اتاق خواب باید کم باشد و اتاق خنک، تاریک و عاری از تبلت، تلفن هوشمند و تلویزیون.
خانم هافینگتون، که ۱۵ کتاب نوشته و رئیس و سردبیر هافینگتون‌پست است، سال‌ها با بی‌خوابی‌های مزمنی دست و پنجه نرم کرده که او را به مطب ده‌ها خواب‌درمان و مشاور کشانده است. او در این کتاب راه‌حل‌هایی را برای برقراری یک رابطه دل‌انگیز با خواب ارائه می‌کند که بر اساس اسناد و مدارک علمی و تاریخی پیدا کرده است.
راه‌هایی گاه بی‌رحمانه و گاه از شدت سادگی غیرقابل باور، برای اینکه مغز راه شبانه طبیعی‌ را در پیش گیرد و بدن به آرامش برسد و خواب بر ما چیره شود؛ او می‌گوید این روزها دیگر تیم‌های ورزشی حرفه‌ای، یک مربی خواب استخدام می‌کنند تا مطمئن شوند، ورزشکاران و قهرمانان‌شان به اندازه کافی می‌خوابند.
از کتاب:
تا به حال شده در هتلی آنقدر عمیق و راحت خوابیده باشید که آرزو کنید بالش و تخت و تشک را با خودتان ببرید و باز هم شیرینی این خواب نغز را بچشید؟
بعضی از هتل‌ها مثل مَریوت، مراکز پژوهشی عظیم و لابراتوارهای ریز و درشتی دارند و بر اساس نتایج این آزمایش‌ها، تصمیم می‌گیرند در اتاق‌ها چه عطری باید به مشام برسد تا مسافران راحت‌تر بخوابند. آنها حتی روی بوی شوینده‌ و نرم‌کننده ملحفه‌ها، جنس و نوع پارچه‌ها و تمیزکننده‌های اتاق هم تحقیق می‌کنند و به طور خاص و جدی روی خواب مسافران‌شان سرمایه‌گذاری علمی و تجاری می‌کنند.

درباره این #کتاب در #گوشه بخوانید...
 ·  Translate
کتابی درباره خواب، بی‌خوابی، کم‌خوابی و بدخوابی و تاثیر آنها بر کار و زندگی ما و راه‌هایی برای بهتر خوابیدن.
8
3
Add a comment...

Gooshe

Shared publicly  - 
 
صبح جمعه با #گوشه؛ این جهان، جهان من نبود

یادم می‌آید، بچه (بچه‌تر) که بودیم، خیال می‌کردیم دنیا، دنیای ماست. اما بزرگ (بزرگ‌تر) که شدیم، دیدیم این خبرها نیست. دیدم این را روجا چمنکار بهتر گفته است:
اين جهان جهان من نبود
اين صدا صدای من نبود
ساز تو را لال كردند و گوش مرا پر
بيرون از اين اتاق همه چيز خريدارند
قلب كهنه عشق كهنه حرف های تكراری
ترانه‌های صبح جمعه با گوشه شماره ۱۶۲ را بشنوید...
 ·  Translate
یادم می‌آید، بچه (بچه‌تر) که بودیم، خیال می‌کردیم دنیا، دنیای ماست. اما بزرگ (بزرگ‌تر) که شدیم، دیدیم این خبرها نیست. دیدم این را روجا چمنکار بهتر گفته است: اين جهان جهان من نبود اين صدا صدای من نب…
10
1
Add a comment...
People
Have them in circles
710 people
payam emami's profile photo
Zahra F's profile photo
Sara Safi's profile photo
esmail khajehgani's profile photo
Saeid hasanzadeh's profile photo
‫طراحی سایت‬‎'s profile photo
narjes yavari's profile photo
Arash Kamangir's profile photo
Maryam Zarandi's profile photo
Contact Information
Contact info
Email
Story
Tagline
گوشه دفترچه یادداشت چندنفر است که در آن از موسیقی، سینما، سفر و غذا می نویسند
Introduction
«گوشه» دفترچه یادداشت چندنفر است که در آن از چیزهایی که می‌بینند و دوست دارند با بقیه شریک شوند، می‌نویسند
این گوشۀ دنج، در دی ۱۳۹۱ با هزینۀ شخصی و کار داوطلبانه چند نفر راه اُفتاده‌است
نوشته‌های «گوشه» را در سایتش کامل‌تر ببینید
www.gooshe.net
www.gooshe.com

و درباره «گوشه» و مرام‌نامه‌اش بیشتر بخوانید اگر دوست دارید
www.gooshe.net/about