«پان بابیلونیسم» یک مکتب فکری ست که معتقد است داستان‌های موجود در کتب ادیان ابراهیمی (تورات و انجیل و قرآن و ...) همگی به شکلی برگرفته از افسانه‌های تمدن سومری، آشور و بابل است. این ایده از آنجا به شدت قوت می‌گیرد که داستان‌های منسوب به انبیا، در افسانه‌هایی بسیار قدیمی‌تر از ادیان، با شباهتی غریب کشف و مشاهده می‌شود. مورد دیگر این است که بررسی دقیق نشان می‌دهد که تمام ادیان در خاور‌میانه و خاور نزدیک شکل گرفته‌اند که منبع پیدایش افسانه‌های بابلی، آشوری و سومری است.
http://goo.gl/Grz2l6
http://goo.gl/lGHTWq

۱. «داستان خلقت» اولین بار به شکل کامل در «سفر تکوین» از مجموعه «عهد قدیم» آمده که جزو منابع مورد تایید موسی و یهودیان است. این داستان به شکلی کامل در اسطوره «انوما الیش» بابلی با قدمتی دوهزار سال بیش از «عهد قدیم» وجود دارد. در «انوما الیش» البته خدایان بیش از یکی هستند و صحبت از مجموعه‌ای از خدایان بوده است. در «آترا هسیس» افسانه سومری نیز مشابه این داستان به شکلی کامل بیان شده است.
در همه افسانه‌ها آمده است که «ابتدا فقط آب بود و خدایان بر زمینه آب جهان را آفریدند» در «انوم الیش» شش خدا در شش مرحله به آفرینش پرداختند. سپس «مردوک» خدای خدایان با دیگر خدایان مشورت کرد تا انسان را برای خدمت و عبادت بیافریند و انسان را در روز ششم آفرید و سپس استراحت کرد. او سپس صور فلکی را آفرید تا فصل و ماه‌ها و روزهای سال را مشخص کند و انسان بتواند زمان را نگه دارد. 
در «سفر تکوین» متون ابراهیمی که عیناً در قرآن تکرار شده آمده است « و خدا اراده کرد که جهانی باشد و روز و شب و ماه و سال و خورشید و ستارگان و به اراده او اینگونه شد. و او جهان را در شش روز آفرید» در سفر تکوین همه‌جا صحبت از زمین تخت و صاف و شناور بر سطح دریایی بیکران است چرا که تصوری از کروی بودن زمین وجود نداشته است. در همه افسانه‌های باستانی و همچنین کتب دینی گفتگو از زمینی صاف و تخت بر بستر آب است که سقفی گنبدی با خورشید و ستارگانش بر آن افراشته شده و در طبقات بالاتر این سقف جایگاه خدایان و بهشت وجود دارد و در طبقات زیرین جایگاه مردگان و جهنم توصیف شده است.
http://goo.gl/3d1JK6
http://goo.gl/hsKXo3

۲. «محرومیت از جاودانگی» در افسانه «گیلگمش» و متون مقدس یکسان است. در هر دو حالت گیاهی‌ست که می‌تواند مسبب جاودانگی شود و یک مار که از آن جلوگیری می‌کند. در حماسه گیلگمش او گیاهی می‌یابد که می‌تواند او را جوان کند ولی این گیاه توسط یک مار تسخیر شده است. در متون مقدس خدا از آدم و حوا می‌خواهد که میوه درخت دانایی را نخورند وگرنه خواهند مرد. شیطان در لباس مار آنها را می‌فریبد و می‌گوید «با خوردن میوه آن بلافاصله نمی‌میرید بلکه مانند خدا دانا شده و توان فهم و درک و تشخیص خوب و بد را خواهید یافت.» آنها میوه را می‌خورند و خدا آنان را از بهشت می‌راند و جاودانگی را به بهای دانایی از انسان می‌ستاند. در افسانه دیگری که شخصیت اول آن نامی بسیار شبه «آدم» دارد، خدا به «آداپا» دستور می‌دهد که از میوه‌ای نخورد اما او گوش نمی‌دهد و از جاودانگی محروم می‌شود. این داستان با کمی تفاوت در اسطوره «انکیدو» نیز نقل شده است.

۳.«طوفان نوح» به شکلی کامل از لوح یازدهم افسانه گیلگمش گرفته شده است. «دنیای زیرین» یا «دنیای مردگان» توصیف شده در لوح دوازدهم گیلگمش شباهت فراوانی به توصیف جهنم در ادیان دارد.
http://goo.gl/rD8r29

۴.«داستان تولد و زندگی موسی» شباهت فاحشی به داستان زندگی «سارگن بزرگ» پادشاه آکد دارد که دو هزار سال پیش از موسی می‌زیسته و در افسانه‌ها معروف بوده است.
http://goo.gl/Ceb01k

۵.سلیمان یکی از پادشاهان اسرائیل و فرزند داوود بود. در کتب عهد قدیم آمده که او نعمت حکمت یافت و بر همگان مسلط شد. اما در اواخر عمر زنانی غیر اسرائیلی اختیار کرد و به خدایان دیگر ایمان آورد وکافر شد. نام و داستان سلیمان در افسانه‌های بسیاری از جمله «هزار و یک‌ شب» آمده است. در قرآن داستان کافر شدن سلیمان قید نشده است و به او مقام پیامبری داده شده است. جالب است بدانید داستان «دو زن هر دو خود را مادر یک کودک می‌دانستند. علی‌ابن‌ابیظالب دستور داد کودک را با شمسیر به دو نیم کنند و به هر کدام یک نیم از کودک بدهند. مادر واقعی گریست و گفت که حاضر نیست. و علی او را شناخت و کودک را به او داد» اصولاً مشهورترین قضاوت سلیمان است که همه‌جا در افسانه‌ها با نام او پیوند خورده است.
http://goo.gl/6gch1q

۶. «دیونیسوس» یکی از نیمه‌خدایان افسانه‌های یونان باستان (بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح) و حاصل نطفه زئوس (خدای بزرگ) در زهدان یک دختر باکره بنام «سمله» است. او در یک اصطبل زاده شد و به آنانکه به او باور داشتند به کمک غسل [تعمید] امکان دوباره زنده شدن و تولد مجدد می‌داد. معجزه او تبدیل آب به شراب بود و عاقبت برای گناهان جمعی آدمیان قربانی شد و سه روز بعد از مرگش عروج کرده و به نزد دیگر خدایان رفت.
این افسانه شباهت بسیاری به ماجرای تولد و زندگانی مسیح دارد.
http://goo.gl/XlJVuU

پ.ن: سعی شده تا حد امکان متن خلاصه شود و برای مطالعه بیشتر نشانه‌ها و لینک‌هایی قرار داده شود تا علاقمندان بتوانند شخصاً به جستجو و تحقیق بیشتر بپردازند.
Photo
Shared publiclyView activity