Profile cover photo
Profile photo
Datis Khajeheian
243 followers -
Consultant and University Lecturer in Media Enterprises, Digital Strategy, Business Development & Consultant and University Lecturer in Media Enterprises, Digital Strategy, Business Development & Gamification Platforms
Consultant and University Lecturer in Media Enterprises, Digital Strategy, Business Development & Consultant and University Lecturer in Media Enterprises, Digital Strategy, Business Development & Gamification Platforms

243 followers
About
Datis's posts

Post has attachment

اولین باری است که ویدئویی از جناب خان را به اشتراک می‌گذارم و بسیار هم خوشحالم که این اولین، چنین کلیپی است.
سیمای ملی ما باید چنین کاری را بارها و بارها بکند. اینکه نشان دهد زیبایی‌های هر یک از اقوام این سرزمین که در کنار هم ایران را ساخته‌اند. اینکه به افتخار یک قومیت سر پا بایستیم و کف بزنیم و بهشان اطمینان بدهیم که ما دوستتان داریم، زیبایی تان را ستایش می‌کنم و بخشی از خودمان می‌دانیمتان.
جداً لذت بردم. جداً لذت بردم.
بخش بزرگی از تعصبهای نادرست قومی که خود من بخش بزرگی از زندگیم را درگیر آنها بودم، ناشی از نشناختن زیباییهای یکدیگر است. با این که در خوزستان و در میان دوستان عرب بسیاری بزرگ شدم هرگز عربی نیاموختم، حتی یک کلمه. تا نیاموختم هم پر بودم از تعصبهای کور و یاوه‌ای که بر پایه توهمات بی‌اساس شکل گرفته بودند. روزی که با شنیدن موسیقی عربی شروع کردم به آموختن این زبان و با زیبایی‌های ژرف آن آشنا شدم، روزی بود که آجرهای دیوار تعصبم یک به یک فروریخت. به راستی که زبان جدید دنیای جدید می‌گشاید. با شنیدن موسیقی عربی، خواندن مقالات عربی و تماشای برنامه‌های عربی چشمانم به زیبایی‌های این دنیای جدید گشوده شد. دیگر نه با حس برتری‌جویی، که با احترام به این قوم و به ویژه عربهایی که می‌شناختم رفتار کردم. عربی حرف زدم، همانطور که آنها با ما فارسی حرف می‌زنند و دریافتم که آنها چه کار بزرگی می‌کنند. اگر جایمان برعکس می‌شد من بودم که بد صحبت می‌کردم زبان رسمی را. همین درباره سایر قومیتهای کشورمان صدق می کند. تا نیاموخته‌ایم زیبایی‌شان را، برایمان غریبند و نامحترم. باید این زیبایی‌ها را بیاموزیم تا عاشقانه با هم برخورد کنیم. با حصاری که از کج‌فهمی‌ها و تصورات نادرست از هم ساخته‌ایم، نفرت می‌آفرینیم و خود را به نابودی نزدیک می‌کنیم:
چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد،
نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد؛
چو تنها کرد هر یک را به تنهایی به او تازد،
چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد ... (شهریار)

این برنامه جناب خان را یکی از بهترین برنامه‌هایی که دیده‌ام می‌نامم، چون مسئولیت مهم رسانه ملی که نشان‌دادن زیبایی‌هایمان به یکدیگر است را به خوبی انجام داد. ضمن اینکه موفقیت فردی از عرب زبانان کشورمان را هم به خوبی به تصویر کشید تا ببیینم افراد معروف و مشهوری که دوستشان داریم هم به زبان دیگری که می‌تواند زیبا باشد سخن می‌گویند.

تنوع قدرت است. به تنوعمان بنازیم که ایران مدیون تنوع مردمش است. در هر برهه از تاریخ بخشی و قومی از این مردم ستون ایران را نگه داشتند. کنار هم ایران ماندیم وگرنه نه نامی و نه نشانی از ما باقی مانده بود. ممنون جناب خان که به بخشی از مردم کشور، حتی به طور نمادین، احترام قلبی‌مان را رساندی و اینکه ما دوستشان داریم. همین را برای بقیه قومیتها هم بکن. به این برنامه‌ها نیاز داریم برای رهایی از نفرت‌آفرینی قومی. زنده باد. ادامه بده. دمک حار، الله یخلیک و الله یسلمک!


Post has attachment
عجب طراحی جالبی برای نشان دادن وضعیت زندگی در یک دوره خاص. واقعاً لذت برم.

Post has attachment
روز 16 مرداد 89، تولد 32 سالگی‌ام: اولین صبحی بود که صنعت نفت آبادان در تاریخ لیگ ایران، در مکان اول قرار گرفته بود. شب قبلش در حضورمان در ورزشگاه اکباتان تهران، راه‌آهن تهران را 1-0 بردیم و با 9 امتیاز برای اولین بار به رتبه اول لیگ ایران رسیدیم. همشهریها کلی در اکباتان بساط شادی و پایکوبی راه انداخته بودند و دسته‌جمعی تا اتوبان شیخ فضل الله با پرچم زرد صنعت بوق بوق کردیم.
روز 16 مرداد 95، تولد 38 سالگی‌ام: دومین صبحی که صنعت نفت آبادان در تاریخ لیگ ایران، در مکان اول قرار می‌گیرد! شب قبلش، که همین الان است، در ورزشگاه آزادی و خیلی نزدیک به همان اکباتان شش سال پیش، استقلال تهران را در حضور این همه تماشاگر مشتاق 2-1 می‌بریم و با 5 امتیاز به رتبه اول لیگ ایران می‌رسیم. این بار من کیلومترها دورم ولی باز هم شادمان از این که هر دو بار برای تولدم بهترین هدیه را گرفتم.

تولد 38 سالگی‌ام مبارک. سال جذابی در پیش رو دارم. کلی هیجان، کلی ماجراجویی، و حتماً کلی موفقیت! ممنون از همه‌تون که کنارم هستید :)
Photo

Post has attachment
باز هم درباره اعتبارزدایی از ضریب تاثیر ژورنالهای آکادمیک

Post has attachment
To get rid of Impact Factor!

Post has attachment
Can we move past the Impact Factor?

Post has attachment
چه چیز جالبی در سایت کمیسیون اروپا کشف کردم. با توجه به درک متفاوت انگلیسی توسط دیپلماتها و حتی مترجمان رسمی درون اتحادیه اروپا، بخش ترجمه دیبرخانه این اتحادیه یک واژه نامه شامل درکهای اشتباه از واژه‌های انگلیسی و تصحیح نحوه کاربرد آنها منتشر شده. جالب است که حتی در سطح مترجم رسمی اتحادیه اروپا هم چنین ضعفهای فاحش انگلیسی دیده می‌شود.

Post has attachment
مطلب بسیار جامعی درباره اقتصاد نشر دانشگاهی

Post has attachment
An introduction by: Rasmus Christian Elling

Ah, finally a proper analysis of Brexit, from the micro-sociological to the macro-economical and world-historical. Much more interesting than the ongoing discussion of whether it was "racism coming out of the closet" or "the revenge of the working class" that defined the elections, this analysis proposes that we're talking about "a much broader cultural and political malaise" that is similar to the Trump phenomenon. We're talking about Brexit/Trump as "an offer of a collective real-time halucination" in a post-factual society.

Read this: "In this context, the slogan ‘take back control’ was a piece of political genius. It worked on every level between the macroeconomic and the psychoanalytic. Think of what it means on an individual level to rediscover control. To be a person without control (for instance to suffer incontinence or a facial tick) is to be the butt of cruel jokes, to be potentially embarrassed in public. It potentially reduces one’s independence. What was so clever about the language of the Leave campaign was that it spoke directly to this feeling of inadequacy and embarrassment, then promised to eradicate it. The promise had nothing to do with economics or policy, but everything to do with the psychological allure of autonomy and self-respect. Farrage’s political strategy was to take seriously communities who’d otherwise been taken for granted for much of the past 50 years."

Post has attachment
یک مطلب کاربردی هم آگهی بدهم. دبیر آکادمیک کنفرانسی در دانشگاه امیرکبیر هستم و از دو تا ژورنال معتبر درست و حسابی (Web of Science همون آی اس آی سابق)، برای بهترین مقاله‌های کنفرانس شماره ویژه گرفته‌ام به سردبیری خودم و همکار آلمانیم. علاوه بر بهترین مقاله‌ها که در ژورنالها چاپ می‌شوند، کتاب کنفرانس را هم انتشارات Springer آلمان چاپ می‌کند باز هم به ادیتوری خودم و دو همکار آلمانیم (نشرش می‌خوره به 2018). انصافاً خروجی‌هایش مفید و باکیفیت هستند، حتی در مقایسه با خیلی کنفرانسهای معتبر اروپایی و هزینه ثبت نامش هم واقعاً ارزان است.
با توجه به اینکه هر سه مورد را خودم مدیریت کرده‌ام، می‌توانم صحتشان را تایید کنم. برای دانشجویانی که پذیرش می‌خواهند، هیئت علمی‌هایی که دنبال ارتقا هستند و یا کسانی که نیازمند بهبود رزومه آکادمیک هستند فرصت مناسبی است، «اگر» کار با کیفیتی داشته باشند برای عرضه. طبیعتاً به عنوان سردبیر و ادیتور به دنبال کارهای باکیفیت هستم چون هر چه که چاپ شود به پای من هم نوشته می‌شود.
در جمع، شرکت در این کنفرانس حتی فقط به صورت ارسال مقاله را پیشنهاد می‌کنم. روز سی تیرماه به صورت الکترونیکی (و در واقع به قصد ارائه اولیه چکیده‌ها و مقاله‌ها) برگزار می‌شود و نیازی به حضور فیزیکی نیست. روز سی دی ماه هم به صورت حضوری در دانشگاه امیرکبیر تهران برگزار می‌شود.
ضمناً من فقط صحت انتشارات را تایید می‌کنم و هیچ اطلاع، ارتباط و مسئولیتی در زمینه اجرایی، مالی، تدارکات و برگزاری ندارم. دوستان برگزارکننده را می‌شناسم و با توجه به شناختی که ازشان دارم قبول کردم که این خروجی‌ها را برایشان فراهم کنم. برگزار کننده دانشگاه امیرکبیر است و قاعدتاً باید اجرای معقولی داشته باشد ولی هیچ موردی خارج از محتوای علمی در حیطه مسئولیت من نیست که نیست.
نشانی صفحه پرسشهای مهم کنفرانس (این صفحه را خودم برایشان نوشته‌ام و اگر بخشی از آن گویا و جامع نیست اطلاع دهید تا اصلاحش کنم):
Wait while more posts are being loaded