آفرين به حميد دباشی؛ آفرين بر نفس‌ات باد که خوش بردی بوی
----------------------------
باید به فکر فردای روز انتخابات بود.

چهار سال پیش میرحسین غزل زیبایی را با ما سرود و به جستجوی قافیه اش به حصر خانگی رفت . ما مانده ایم و یک غزل ناتمام. قصه تاریخ معاصر ما : از صدر مشروطه، از جنبش تنبا کو، از جنبش باب، و بعد هم به این طرف.  به سوی نهضت ملی شدن نفت . به غزل نا تمام مصدق . از غزلسرودهای سیاهکل تا اعدام های دسته جمعی میوهای سرسبد ان فصول گمشده. 

اصل ادامه آن غزل ناتمام است . یافتن قافیه ای که میر حسین را به حصر خانگی کشاند. رای دادن یا ندادن فرع بر آن اصل است . اگر رای میدهیم به جستجوی اتمام آن غزل نا تمام باشد و نه از سر استیصال.  و اگر رای نمیدهیم باز هم به جستجوی ان قافیه و نه از سر لجاجت و ناامیدی . 

پس در روز فردای انتخابات از همین الان به فکر سر تیتر های خودمان باشیم. نه آقای شریعتمداری: "ملت حرف آخر را نزد". نه "ملت کار را تمام نکرد". ملت به جستجوی قافیه آن غزل زیبایی است که مصدق و میر حسین با ما سرود. 

یافتن آن قافیه در تحقیر جلیلی نیست. تحقیر جلیلی تحقیر ملیونها انسانی است که او را دوست خواهند داشت وبا اعتقاد به او رای خواهند داد . یافتن ان قافیه درقهرمان ساختن از روحانی و عارف نیست . روحانی و عارف را همان شورای نگهبانی تایید کرد که آقای خاتمی به ذکاوت فهمید او را تایید نخواهد کرد. 

اگر هشت گردو، هشت خربزه، هشت هندوانه، هشت کدو قلقلی را هم شورای نگهبان دست چین کرده بود وبه سوی ما قل داده بود باز هم در بین انها تفاوتهایی بود.  در دام این بازی نیفتیم. حتی یا بخصوص اگر رای به رای دادن داریم. رای را بدهیم یا ندهیم در جهت فردای روز انتخابات، در جهت فردای جنبش سبز، در جهت فردای انقلاب مردمی قبل از مصادره شدنش در بهمن ٥٧، در جهت فردای نهضت ملی شدن صنعت نفت. فکر کنیم اگر مصدق امروز بود و اگر میرحسین میتوانست براحتی حرف بزند چه میگفت چه میکرد. نه اینکه رای میداد یا نمیداد. سکان این کشتی بی لنگر ما را به چه جهتی میبرد. 

آنها را که رای میدهند تحقیر نکنیم. آنها را که رای نمیدهند به ناحق مسئول نامردمی ها و مظالم قبل و بعد این حکومت جائر ندانیم. ما ملت بیداری هستیم. زن و مرد و پیر جوان دستهارا بالا بزنیم : نه به دیکتاتوری، نه به تحریم ها ،نه به حمله نظامی. آزادی زندانیهای سیاسی و عقیدتی، آزادی مطبوعات، آزادی اجتما عا ت صلح آمیز، آری به همه مردم این جهان و به آیین مردمی. آری به تسامح و به سازگاری . آری به این اصل همیشگی که حکومت وحکومتیان خدمتگزاران مردمند نه آقایان آنها، نه "آقا،" نه سرور نه پادشاه و به طور قطع نه "ولی" بر این مردمان. 

نوبت روز گشایش را در پی چاره بمانیم. 

"مرغ می‌گوید: به سامان باز خواهد آمد خلق بی‌سامان". 

حمید دباشی

١٨ خرداد ١٣٩٢

نیو یورک
Photo
Shared publiclyView activity